• خط حزب‌الله ۵۲۲ | نشانه فتح


     پانصد و بیست و دومین شماره هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله هم‌زمان با ماه رمضان المبارک ۱۴۴۷ با عنوان «نشانه فتح» منتشر شد.

     سرمقاله این شماره، راه‌پیمایی ۲۲دی و ۲۲بهمن را به عنوان دو «آیت» الهی بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی بررسی کرده است..

     نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند.

    این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید محمدهادی ذوالفقاری، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است.

    دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62738

    #خبر
    📰 خط حزب‌الله ۵۲۲ | نشانه فتح  پانصد و بیست و دومین شماره هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله هم‌زمان با ماه رمضان المبارک ۱۴۴۷ با عنوان «نشانه فتح» منتشر شد.  سرمقاله این شماره، راه‌پیمایی ۲۲دی و ۲۲بهمن را به عنوان دو «آیت» الهی بر اساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی بررسی کرده است..  نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند. این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید محمدهادی ذوالفقاری، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است. دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62738 #خبر
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 206 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • خیابان کشوردوست | محفل انس با قرآن کریم


     برایش جان میدهیم

    پانزدهمین قسمت از مستند کوتاه «خیابان کشوردوست» گپ‌وگفتی است با شرکت کنندگان در محفل انس با قرآن کریم در حضور رهبر انقلاب در اولین روز از ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ که توسط رسانه KHAMENEI.IR تهیه و تولید شده است.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62736

    #فيلم
    📰 خیابان کشوردوست | محفل انس با قرآن کریم  برایش جان میدهیم پانزدهمین قسمت از مستند کوتاه «خیابان کشوردوست» گپ‌وگفتی است با شرکت کنندگان در محفل انس با قرآن کریم در حضور رهبر انقلاب در اولین روز از ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ که توسط رسانه KHAMENEI.IR تهیه و تولید شده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62736 #فيلم
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 176 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • دو کودتا، یک الگو


     «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
    توصیف «کودتا» برای فتنه اخیر از سوی رهبر انقلاب اسلامی، ناظر به یک الگوی شناخته‌شده تاریخی است؛ الگویی که در آن، تغییر قدرت نه از مسیر اراده عمومی، بلکه از راه آشوب سازمان‌یافته، ضربه به مراکز حاکمیتی و البته جنگ روانی پیگیری می‌شود. این الگو در تاریخ معاصر ایران، نمونه‌ای برجسته دارد: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ الگویی که در ۲۸ مرداد با دلارهای سازمان‌یافته آمریکا و انگلیس و در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شبکه‌های تأمین مالی، رسانه‌ای و میدانی خارجی و وابسته تکرار شد.
    بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این گزارش با تکیه بر اسناد، به بررسی شباهت‌های ساختاری و عملیاتی میان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ می‌پردازد.
     
     ۲۸ مرداد و یک میلیون دلار
    در آوریل ۱۹۵۳(فروردین ۱۳۳۲) آلن دالس(۱)، مدیر اطلاعات مرکزی آیزنهاور(۲)، به سیا دستور داد با سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای برکناری مصدق از قدرت همکاری کند. کرمیت روزولت، مسئول بخش خاور نزدیک سرویس مخفی سیا، مسئول عملیات کودتا شد.(۳)

    اسم رمز کودتا، تی‌پی‌آژاکس بود و بودجه‌ای یک‌میلیون دلاری به آن اختصاص داده شده بود. کرمیت روزولت توانست حمایت شاه را جلب کند و به او وعده قدرت مطلق در ایران و اتحادی آهنین با ایالات متحده را داد(۴) و به اوباش برای برپایی تظاهرات ضدّ مصدق پول پرداخت شد و نام افسران ایرانی کمک‌کننده به کودتا مشخص شد. شاه به رم رفت تا منتظر نتیجه کودتا باشد.(۵)

    قرار بود که از ۲۸۵ هزار دلار بودجه‌ای که در نقشه نهایی برای کودتا در نظر گرفته شده بود، ۱۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی ایالات متحده و ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار توسط انگلستان تأمین شود. روشن نیست که آیا این مبالغ بخشی از همان یک‌میلیون دلاری بود که در آوریل به پایگاه سیا در تهران پرداخت شده بود یا نه؛ علاوه بر این یک میلیون دلار، یازده‌هزار دلار در هفته نیز به پایگاه تهران اختصاص یافته بود که از ۲۰ ماه مه پرداخت می‌شد تا به مصرف «خرید» اعضای مجلس برسد.(۶)

    روزولت به نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد اشاره می‌کند: «مبلغ یک‌میلیون دلار آمریکایی برای هزینه بلوا و آشوب و اغتشاش در اختیار داشته، ولی فقط ۷۵ هزار دلار آن را خرج کرده است و آیزنهاور از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از آغاز تا پایان آگاه بوده و دستور اجرای کودتا به وسیله دالس، وزیر خارجه آمریکا به برادرش آلن دالس، رئیس سابق سیا و همچنین والتر میدل‌اسمیت، معاون وزارت خارجه صادر شد.»(۷)

    در روز ۲۸ مرداد تفنگ‌هایی که قیام‌کنندگان در دست داشتند، ارابه‌های جنگی که سوار بودند، زره‌پوش‌هایی که در خیابان‌ها به راه افتادند، وسایل مخابراتی و ارتباطات رادیویی همه و همه از طریق کمک‌های نظامی آمریکا تهیه شده بود و کلیه این اقدامات بدان جهت انجام گرفت که دولت ایران ساقط شود.(۸) علاوه بر تجهیزات جنگی، سفارت آمریکا در تهران وجوه لازم جهت انجام کودتا را نیز در اختیار کودتاچیان قرار داد و چون پول ایرانی برای حاتم‌بخشی‌های کودتاچیان کفاف نداد، دلار جای آن را گرفت و در روز کودتا به پول رسمی تهران مبدل شد، چنان که عده‌ای از کودتاچیان حتی پول تاکسی را هم به دلار می‌پرداختند.(۹)

    طرح کلی کودتا به این صورت بود که به اوباش پول داده می‌شد که یک مجموعه حملات ساختگی علیه رهبران مذهبی به راه بیندازند و طوری جلوه دهند که دستور این حملات توسط مصدق یا طرفداران وی داده شده است. در عین حال، سرلشکر زاهدی تا جایی که می‌تواند افسران ایرانی را ترغیب نموده و به آنها رشوه می‌دهد تا آماده هرگونه اقدام نظامی لازم برای انجام کودتا باشند.(۱۰)

    البته بهره‌گیری از اراذل و اوباش در مراحل شکست خورده قبل از کودتا ۲۸ مرداد هم مسبوق به سابقه بود. مثلاً در ماجرای تلاش برای قتل مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، شبکه‌ای از اوباش وابسته به دربار در حمله به منزل نخست‌وزیر فعال بودند. تیمسار خسروانی از جمله سازمان‌دهندگان این دستجات معرفی شده و افرادی چون شعبان جعفری و ملکه اعتضادی در رأس مهاجمان قرار داشتند؛ رخدادی که به بازداشت کوتاه‌مدت برخی از آنان به دستور مصدق انجامید.(۱۱) این پیشینه نشان می‌دهد شبکه میدانی کودتا، از ماه‌ها پیش شکل گرفته و در بزنگاه ۲۸ مرداد فعال شد.

    در صبح روز کودتا هزاران تن از تظاهرکنندگان که قبلاً برای این کار دستمزد دریافت کرده بودند می‌بایست تجمع ضدّ دولتی بزرگی را به راه می‌انداختند. مجلس که قبلاً به خوبی آماده و پخته شده بود با یک تصمیم شبه‌قانونی رأی به برکناری مصدق می‌داد. در صورت مقاومت مصدق، افسران نظامی تحت هدایت زاهدی او و طرفداران اصلی وی را بازداشت می‌نمودند و سپس به اشغال مراکز فرماندهی نظامی، پاسگاه‌های پلیس، دفاتر تلفن و تلگراف، ایستگاه‌های رادیو و بانک ملّی می‌پرداختند.(۱۲)

    آخرین مرحله طرح روزولت کشاندن اوباش و چاقوکشان به خیابان‌ها به منظور حمله به اداره‌های دولتی و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم بود. برادران رشیدیان که از عوامل دست‌نشانده بریتانیا به شمار می‌آمدند و اکنون در اختیار روزولت قرار گرفته بودند، عهده‌دار انجام این مأموریت شدند. یکی از اقدام‌های مؤثر روزولت، سازماندهی تظاهرات خیابانی بود.(۱۳)

    بنا به گفته ریچارد کاتم که در این زمان برای سیا کار می‌کرد، جماعتی که در شمال تهران به خیابان‌ها ریختند و مصمم به سرنگون کردن دکتر مصدق بودند، جماعت مزدور و اجیر شده‌ای بودند که با دلارهای آمریکایی خریداری شده بودند و مقدار پولی که در این رهگذر خرج شده بود، قاعدتاً به میزان هنگفتی بالغ می‌شد.(۱۴)

    دو ایرانی که در اسناد سیا به نام‌های رمز «نرن» و «سیلی» خوانده شده‌اند، دسته‌های متعددی را اجیر کردند و روز ۲۶ مرداد با سر دادن شعارهای حزب توده و حمل آرم‌هایی که در آنها شاه تقبیح و سرزنش شده بود، در خیابان‌های تهران به راهپیمایی پرداختند. روز قبل مبلغ ۵۰ هزار دلار دستمزد آنها به وسیله یکی از مأموران سیا به «نرن» و «سیلی» پرداخت شده بود و وظیفه داشتند با ایجاد بیم و هراس از خطر به قدرت رسیدن توده‌ای‌ها، موقعیت زاهدی را تقویت کنند.(۱۵)

    سازمان‌دهی خیابانی تنها محدود به افراد پراکنده نبود، بلکه در قالب شبکه‌ای موسوم به TPBEDAMN پیگیری می‌شد. بر اساس برخی اسناد، افراد در این شبکه زیر نظر رابط‌هایی چون جلالی و کیوانی فعالیت می‌کردند و برای برگزاری تظاهرات علیه مصدق از این مسیر تأمین مالی می‌شدند. افزون بر این، حزب سومکا و جناحی از حزب پان‌ایرانیست نیز از جمله گروه‌هایی بودند که مأموران سیا برای مقابله با راهپیمایی‌های حزب توده و تقویت فضای ضدّ دولتی از آنان بهره می‌گرفتند.(۱۶)

    طولی نکشید که اعضای واقعی حزب توده بی‌خبر از نقش سیا در ایجاد این تظاهرات و هدف آنها، به صفوف تظاهرکنندگان پیوستند و با آنان هم‌آواز شدند. آنها مجسمه‌های شاه و پدرش را پایین کشیدند و به محل دفن رضاشاه هجوم بردند. تا اواخر روز ۲۷ مرداد، تظاهرات به نفع مصدق و در مخالفت با شاه بود، اما به تدریج اوضاع دگرگون شد. از صبح ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، عده‌ای که از قبل توسط سیا خریداری شده بودند و به وسیله برادران رشیدیان تجهیز شده بودند به خیابان‌ها ریختند. از قسمت بازار، مرکز تجاری تهران، تظاهراتی توسط یک تیم مشهور ورزشی و دارودسته شعبان بی‌مخ که شعار زنده باد شاه را سر می‌دادند، راهنمایی می‌شد و به سمت خانه مصدق در حرکت بود.(۱۷)

    در ظهر همان روز ۲۸ مرداد، شعبان جعفری که به‌دلیل مشارکت در وقایع ۹ اسفند در زندان جمشیدیه به سر می‌برد، پیش از پایان محکومیتش به شهربانی منتقل و با فضل‌الله زاهدی دیدار کرد. وی در همان روز آزاد شد و سرکردگی اوباش را بر عهده گرفت. جعفری آزادی خود را مشروط به رهایی چند تن دیگر از چهره‌های شناخته‌شده این طیف کرد و این درخواست پذیرفته شد. بر اساس برخی روایت‌ها، او ساعاتی پس از آزادی با کرمیت روزولت دیدار و در قبال دریافت وجه، متعهد به بسیج صدها نفر از افراد تحت نفوذ خود برای شورش خیابانی شد.(۱۸)

    در میان روایت‌ها نام چهره‌هایی چون ملکه اعتضادی، رقیه آزادپور معروف به پروین آژدان‌قزی، سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» و پروین غفاری ملقب به «موطلایی شهر» نیز دیده می‌شود؛ افرادی که بنا بر این روایت‌ها، پس از آزادی شعبان جعفری، همراه با او و دارودسته‌اش به جمع نیروهای میدانی پیوستند. این گزارش‌ها از حضور گروه‌هایی از زنان وابسته به محله‌های پیرامونی شهر در کنار لوطی‌ها، قداره‌بندان و چاقوکشان حکایت دارد و نشان می‌دهد اردوکشی خیابانی تنها به یک طیف محدود ختم نمی‌شد، بلکه شبکه‌ای متنوع از عناصر حاشیه‌ای اجتماعی را دربر می‌گرفت.(۱۹) حتی برای افزایش جمعیت از سردسته‌های زنان بدنام محله قلعه کمک گرفته شد تا با رفتارهای تحریک‌آمیز، رهگذران و افراد بیکار را گرد خود جمع کنند و پس از افزایش جمعیت، با توزیع پول و تصاویر شاه میان آنان به شرط بیان شعار، نمایشی از جمعیت به دست آورند.(۲۰)

    ترکیب اجتماعی نیروهای فعال در ۲۸ مرداد، حتی پس از پیروزی کودتا نیز محل تأمل بود. بنا بر برخی گزارش‌ها، هنگامی که ستاد ارتش مأمور اعطای نشان تقدیر به عوامل میدانی شد، به دربار اعلام کرد اعطای مدال به این افراد موجب وهن نظام سلطنت خواهد شد؛ زیرا بسیاری از آنان دارای سوابق قضایی و جنایی بودند. این مسئله تصویری روشن از ماهیت اجتماعی میدان‌داران کودتا ارائه می‌دهد.(۲۱) اما همین جمعیت نامطلوب بود که توانست با یک نمایش قدرت خشن، مردم را خانه‌نشین کند و فضای عمومی شهر را به دست بگیرد.
     
     ۱۸ دی ۱۴۰۴، بازتولید الگوی ۲۸ مرداد
    با بررسی الگوی پیدا شده در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ماهیت فتنه اخیر، به ساختاری مشابه می‌رسیم.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با صراحت بر این نکته تأکید کردند که «هدف این فتنه تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره‌ی کشور بود». ایشان با برشمردن مصادیق این تخریب افزودند: «به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند [...] به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند [...] آنچه کشور را اداره می‌کند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا». این توصیف، چهارچوب روشنی برای فهم ماهیت حوادث اخیر فراهم می‌کند؛ چهارچوبی که حمله به ارکان اداره کشور را نشانه مستقیم یک پروژه کودتایی می‌داند.

    یکی دیگر از ویژگی‌های اساسی این فتنه، به بیان رهبر انقلاب، «طراحی و نقشه‌کشی در خارج از کشور» بود. ایشان تصریح کردند: « نقشه و طراحی این فتنه در خارج اتفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عده داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده می‌شد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البته همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها می‌گفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان می‌گفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی می‌کردند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ 

    این طراحی برون‌زا صرفاً در حد هدایت رسانه‌ای یا صدور دستور باقی نماند، بلکه به شبکه‌سازی میدانی و آموزش عملیاتی نیز گسترش یافت. در همین زمینه رهبر انقلاب تصریح کردند: «دستگاه‌های اطّلاعاتی و جاسوسی دو کشور آمریکا و رژیم صهیونی باطل [...] در طول زمان گشته‌اند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینه‌های شرارت را در کشورمان پیدا کرده‌اند، اینها را برده‌اند، به آنها پول داده‌اند، اسلحه داده‌اند، آموزش خرابکاری داده‌اند،‌ آموزش ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی داده‌اند، و فرستاده‌اند به ایران.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

    ایشان همچنین به نقل یک اعتراف صریح آمریکایی خاطرنشان کردند که: «سازمان سیای آمریکا و سازمان موساد رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره می‌شد و دستور داده می‌شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ این در حالی بود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد طرح کودتا را ریخته، آن را عملی ساختند و مصدق را سرنگون کردند.

    وجه دیگر این الگو، ماهیت خشونت‌بار و بی‌ملاحظه عملیات بود؛ امری که آن را از بسیاری اغتشاشات پراکنده متمایز می‌کرد و به الگوی کودتا نزدیک می‌ساخت. رهبر انقلاب در این‌باره افزودند: «سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بی‌ملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش می‌زنند، بچّه‌ را در بغل پدرش می‌کشند؛ کارهای خشن می‌کنند. و متأسفانه یک عده‌ای از هم‌میهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

    در برابر این طراحی برون‌زا، خشونت‌بار و سازمان‌یافته، رهبر انقلاب بر نقش تعیین‌کننده مردم تأکید کردند و یادآور شدند: «می‌خواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن این‌ها زدند و روز بیست‌ودوم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

    بدین‌ترتیب، همان الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد با تکیه بر طراحی خارجی، ناامن‌سازی، یارگیری از جوامع بدنام و میدان‌داری دنبال شد، در فتنه اخیر نیز تکرار گردید؛ با این تفاوت که این‌بار، هوشیاری عمومی و ایستادگی مردم، این «کودتا» را به‌صورت کامل ناکام گذاشت: «آنچه واضح می‌کند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متحده است؛ اولاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها می‌گفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [اما] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها می‌گفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!». پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

     


     

    (۱ Allen Dulles

    ۲) سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا.

    (۳ رایت، رابرت (۱۴۰۰). مامور ما در تهران، ترجمه محمد مظفرپور، تهران: امیرکبیر، ص۶۴.

    (۴ همان.

    (۵ همان.

    (۶ گازیوروسکی، مارک جی(۱۴۰۰)، مصدق و کودتا، علی مرشدی زاده، تهران، انتشارات قصیده سرا، ص ۲۶۰.

    (۷ نظرپور، مهدی(۱۳۸۴)، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: زمزم هدایت، ص ۱۲۶.

    (۸ علوی، امیرحسین (۱۳۸۱)، مصدق مصدق است (تاریخ نهضت ملی ایران)، تهران، نشر محور، ص ۲۸۵.

    (۹ همان، ص ۲۸۹.

    (۱۰ کینزر، استفن(۱۴۰۲)، همه مردان شاه(از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱)، شهریار خواجیان، تهران، انتشارات اختران، ص ۱۸۹.

    (۱۱ شهبازی،‌عبدالله (۱۳۹۵). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، تهران: اطلاعات، ص۴۵۲.

    (۱۲ همه مردان شاه، ص ۱۸۹.

    (۱۳ اقبال، اسماعیل(۱۳۸۵)، نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، تهران، اطلاعات، ص ۱۵۲.

    (۱۴ همان، ص ۱۵۳.

    (۱۵ همان، ص۱۵۶.

    (۱۶ گازیوروسکی، مارک‌جی؛ برن، مالکوم (۱۳۸۴). مصدق و کودتا، ترجمه علی مرشدی‌زاد، ص۲۷۵.

    (۱۷ نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، ص ۱۵۷.

    (۱۸ ده‌نمکی، مسعود (۱۳۸۸). طیب خان؛ زندگی و زمانه طیب حاج رضایی، ج۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۵۹۴.

    (۱۹ همان.

    (۲۰ زاهدی،‌ اردشیر (۱۳۸۱). ۲۵سال در کنار پادشاه؛ خاطرات اردشیر زاهدی، به کوشش ابوالفضل آتابای، تهران: عطائی، ص۶۹.

    (۲۱ توکلی، یعقوب (۱۳۸۴). مجموعه مقالات همایش سقوط؛ ‌ریزش حامیان و خیزش مخالفان، ج۱، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۱۶۹.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62735

    #ديگران__گزارش
    📰 دو کودتا، یک الگو  «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ توصیف «کودتا» برای فتنه اخیر از سوی رهبر انقلاب اسلامی، ناظر به یک الگوی شناخته‌شده تاریخی است؛ الگویی که در آن، تغییر قدرت نه از مسیر اراده عمومی، بلکه از راه آشوب سازمان‌یافته، ضربه به مراکز حاکمیتی و البته جنگ روانی پیگیری می‌شود. این الگو در تاریخ معاصر ایران، نمونه‌ای برجسته دارد: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ الگویی که در ۲۸ مرداد با دلارهای سازمان‌یافته آمریکا و انگلیس و در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شبکه‌های تأمین مالی، رسانه‌ای و میدانی خارجی و وابسته تکرار شد. بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این گزارش با تکیه بر اسناد، به بررسی شباهت‌های ساختاری و عملیاتی میان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ می‌پردازد.    ۲۸ مرداد و یک میلیون دلار در آوریل ۱۹۵۳(فروردین ۱۳۳۲) آلن دالس(۱)، مدیر اطلاعات مرکزی آیزنهاور(۲)، به سیا دستور داد با سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای برکناری مصدق از قدرت همکاری کند. کرمیت روزولت، مسئول بخش خاور نزدیک سرویس مخفی سیا، مسئول عملیات کودتا شد.(۳) اسم رمز کودتا، تی‌پی‌آژاکس بود و بودجه‌ای یک‌میلیون دلاری به آن اختصاص داده شده بود. کرمیت روزولت توانست حمایت شاه را جلب کند و به او وعده قدرت مطلق در ایران و اتحادی آهنین با ایالات متحده را داد(۴) و به اوباش برای برپایی تظاهرات ضدّ مصدق پول پرداخت شد و نام افسران ایرانی کمک‌کننده به کودتا مشخص شد. شاه به رم رفت تا منتظر نتیجه کودتا باشد.(۵) قرار بود که از ۲۸۵ هزار دلار بودجه‌ای که در نقشه نهایی برای کودتا در نظر گرفته شده بود، ۱۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی ایالات متحده و ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار توسط انگلستان تأمین شود. روشن نیست که آیا این مبالغ بخشی از همان یک‌میلیون دلاری بود که در آوریل به پایگاه سیا در تهران پرداخت شده بود یا نه؛ علاوه بر این یک میلیون دلار، یازده‌هزار دلار در هفته نیز به پایگاه تهران اختصاص یافته بود که از ۲۰ ماه مه پرداخت می‌شد تا به مصرف «خرید» اعضای مجلس برسد.(۶) روزولت به نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد اشاره می‌کند: «مبلغ یک‌میلیون دلار آمریکایی برای هزینه بلوا و آشوب و اغتشاش در اختیار داشته، ولی فقط ۷۵ هزار دلار آن را خرج کرده است و آیزنهاور از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از آغاز تا پایان آگاه بوده و دستور اجرای کودتا به وسیله دالس، وزیر خارجه آمریکا به برادرش آلن دالس، رئیس سابق سیا و همچنین والتر میدل‌اسمیت، معاون وزارت خارجه صادر شد.»(۷) در روز ۲۸ مرداد تفنگ‌هایی که قیام‌کنندگان در دست داشتند، ارابه‌های جنگی که سوار بودند، زره‌پوش‌هایی که در خیابان‌ها به راه افتادند، وسایل مخابراتی و ارتباطات رادیویی همه و همه از طریق کمک‌های نظامی آمریکا تهیه شده بود و کلیه این اقدامات بدان جهت انجام گرفت که دولت ایران ساقط شود.(۸) علاوه بر تجهیزات جنگی، سفارت آمریکا در تهران وجوه لازم جهت انجام کودتا را نیز در اختیار کودتاچیان قرار داد و چون پول ایرانی برای حاتم‌بخشی‌های کودتاچیان کفاف نداد، دلار جای آن را گرفت و در روز کودتا به پول رسمی تهران مبدل شد، چنان که عده‌ای از کودتاچیان حتی پول تاکسی را هم به دلار می‌پرداختند.(۹) طرح کلی کودتا به این صورت بود که به اوباش پول داده می‌شد که یک مجموعه حملات ساختگی علیه رهبران مذهبی به راه بیندازند و طوری جلوه دهند که دستور این حملات توسط مصدق یا طرفداران وی داده شده است. در عین حال، سرلشکر زاهدی تا جایی که می‌تواند افسران ایرانی را ترغیب نموده و به آنها رشوه می‌دهد تا آماده هرگونه اقدام نظامی لازم برای انجام کودتا باشند.(۱۰) البته بهره‌گیری از اراذل و اوباش در مراحل شکست خورده قبل از کودتا ۲۸ مرداد هم مسبوق به سابقه بود. مثلاً در ماجرای تلاش برای قتل مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، شبکه‌ای از اوباش وابسته به دربار در حمله به منزل نخست‌وزیر فعال بودند. تیمسار خسروانی از جمله سازمان‌دهندگان این دستجات معرفی شده و افرادی چون شعبان جعفری و ملکه اعتضادی در رأس مهاجمان قرار داشتند؛ رخدادی که به بازداشت کوتاه‌مدت برخی از آنان به دستور مصدق انجامید.(۱۱) این پیشینه نشان می‌دهد شبکه میدانی کودتا، از ماه‌ها پیش شکل گرفته و در بزنگاه ۲۸ مرداد فعال شد. در صبح روز کودتا هزاران تن از تظاهرکنندگان که قبلاً برای این کار دستمزد دریافت کرده بودند می‌بایست تجمع ضدّ دولتی بزرگی را به راه می‌انداختند. مجلس که قبلاً به خوبی آماده و پخته شده بود با یک تصمیم شبه‌قانونی رأی به برکناری مصدق می‌داد. در صورت مقاومت مصدق، افسران نظامی تحت هدایت زاهدی او و طرفداران اصلی وی را بازداشت می‌نمودند و سپس به اشغال مراکز فرماندهی نظامی، پاسگاه‌های پلیس، دفاتر تلفن و تلگراف، ایستگاه‌های رادیو و بانک ملّی می‌پرداختند.(۱۲) آخرین مرحله طرح روزولت کشاندن اوباش و چاقوکشان به خیابان‌ها به منظور حمله به اداره‌های دولتی و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم بود. برادران رشیدیان که از عوامل دست‌نشانده بریتانیا به شمار می‌آمدند و اکنون در اختیار روزولت قرار گرفته بودند، عهده‌دار انجام این مأموریت شدند. یکی از اقدام‌های مؤثر روزولت، سازماندهی تظاهرات خیابانی بود.(۱۳) بنا به گفته ریچارد کاتم که در این زمان برای سیا کار می‌کرد، جماعتی که در شمال تهران به خیابان‌ها ریختند و مصمم به سرنگون کردن دکتر مصدق بودند، جماعت مزدور و اجیر شده‌ای بودند که با دلارهای آمریکایی خریداری شده بودند و مقدار پولی که در این رهگذر خرج شده بود، قاعدتاً به میزان هنگفتی بالغ می‌شد.(۱۴) دو ایرانی که در اسناد سیا به نام‌های رمز «نرن» و «سیلی» خوانده شده‌اند، دسته‌های متعددی را اجیر کردند و روز ۲۶ مرداد با سر دادن شعارهای حزب توده و حمل آرم‌هایی که در آنها شاه تقبیح و سرزنش شده بود، در خیابان‌های تهران به راهپیمایی پرداختند. روز قبل مبلغ ۵۰ هزار دلار دستمزد آنها به وسیله یکی از مأموران سیا به «نرن» و «سیلی» پرداخت شده بود و وظیفه داشتند با ایجاد بیم و هراس از خطر به قدرت رسیدن توده‌ای‌ها، موقعیت زاهدی را تقویت کنند.(۱۵) سازمان‌دهی خیابانی تنها محدود به افراد پراکنده نبود، بلکه در قالب شبکه‌ای موسوم به TPBEDAMN پیگیری می‌شد. بر اساس برخی اسناد، افراد در این شبکه زیر نظر رابط‌هایی چون جلالی و کیوانی فعالیت می‌کردند و برای برگزاری تظاهرات علیه مصدق از این مسیر تأمین مالی می‌شدند. افزون بر این، حزب سومکا و جناحی از حزب پان‌ایرانیست نیز از جمله گروه‌هایی بودند که مأموران سیا برای مقابله با راهپیمایی‌های حزب توده و تقویت فضای ضدّ دولتی از آنان بهره می‌گرفتند.(۱۶) طولی نکشید که اعضای واقعی حزب توده بی‌خبر از نقش سیا در ایجاد این تظاهرات و هدف آنها، به صفوف تظاهرکنندگان پیوستند و با آنان هم‌آواز شدند. آنها مجسمه‌های شاه و پدرش را پایین کشیدند و به محل دفن رضاشاه هجوم بردند. تا اواخر روز ۲۷ مرداد، تظاهرات به نفع مصدق و در مخالفت با شاه بود، اما به تدریج اوضاع دگرگون شد. از صبح ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، عده‌ای که از قبل توسط سیا خریداری شده بودند و به وسیله برادران رشیدیان تجهیز شده بودند به خیابان‌ها ریختند. از قسمت بازار، مرکز تجاری تهران، تظاهراتی توسط یک تیم مشهور ورزشی و دارودسته شعبان بی‌مخ که شعار زنده باد شاه را سر می‌دادند، راهنمایی می‌شد و به سمت خانه مصدق در حرکت بود.(۱۷) در ظهر همان روز ۲۸ مرداد، شعبان جعفری که به‌دلیل مشارکت در وقایع ۹ اسفند در زندان جمشیدیه به سر می‌برد، پیش از پایان محکومیتش به شهربانی منتقل و با فضل‌الله زاهدی دیدار کرد. وی در همان روز آزاد شد و سرکردگی اوباش را بر عهده گرفت. جعفری آزادی خود را مشروط به رهایی چند تن دیگر از چهره‌های شناخته‌شده این طیف کرد و این درخواست پذیرفته شد. بر اساس برخی روایت‌ها، او ساعاتی پس از آزادی با کرمیت روزولت دیدار و در قبال دریافت وجه، متعهد به بسیج صدها نفر از افراد تحت نفوذ خود برای شورش خیابانی شد.(۱۸) در میان روایت‌ها نام چهره‌هایی چون ملکه اعتضادی، رقیه آزادپور معروف به پروین آژدان‌قزی، سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» و پروین غفاری ملقب به «موطلایی شهر» نیز دیده می‌شود؛ افرادی که بنا بر این روایت‌ها، پس از آزادی شعبان جعفری، همراه با او و دارودسته‌اش به جمع نیروهای میدانی پیوستند. این گزارش‌ها از حضور گروه‌هایی از زنان وابسته به محله‌های پیرامونی شهر در کنار لوطی‌ها، قداره‌بندان و چاقوکشان حکایت دارد و نشان می‌دهد اردوکشی خیابانی تنها به یک طیف محدود ختم نمی‌شد، بلکه شبکه‌ای متنوع از عناصر حاشیه‌ای اجتماعی را دربر می‌گرفت.(۱۹) حتی برای افزایش جمعیت از سردسته‌های زنان بدنام محله قلعه کمک گرفته شد تا با رفتارهای تحریک‌آمیز، رهگذران و افراد بیکار را گرد خود جمع کنند و پس از افزایش جمعیت، با توزیع پول و تصاویر شاه میان آنان به شرط بیان شعار، نمایشی از جمعیت به دست آورند.(۲۰) ترکیب اجتماعی نیروهای فعال در ۲۸ مرداد، حتی پس از پیروزی کودتا نیز محل تأمل بود. بنا بر برخی گزارش‌ها، هنگامی که ستاد ارتش مأمور اعطای نشان تقدیر به عوامل میدانی شد، به دربار اعلام کرد اعطای مدال به این افراد موجب وهن نظام سلطنت خواهد شد؛ زیرا بسیاری از آنان دارای سوابق قضایی و جنایی بودند. این مسئله تصویری روشن از ماهیت اجتماعی میدان‌داران کودتا ارائه می‌دهد.(۲۱) اما همین جمعیت نامطلوب بود که توانست با یک نمایش قدرت خشن، مردم را خانه‌نشین کند و فضای عمومی شهر را به دست بگیرد.    ۱۸ دی ۱۴۰۴، بازتولید الگوی ۲۸ مرداد با بررسی الگوی پیدا شده در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ماهیت فتنه اخیر، به ساختاری مشابه می‌رسیم. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با صراحت بر این نکته تأکید کردند که «هدف این فتنه تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره‌ی کشور بود». ایشان با برشمردن مصادیق این تخریب افزودند: «به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند [...] به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند [...] آنچه کشور را اداره می‌کند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا». این توصیف، چهارچوب روشنی برای فهم ماهیت حوادث اخیر فراهم می‌کند؛ چهارچوبی که حمله به ارکان اداره کشور را نشانه مستقیم یک پروژه کودتایی می‌داند. یکی دیگر از ویژگی‌های اساسی این فتنه، به بیان رهبر انقلاب، «طراحی و نقشه‌کشی در خارج از کشور» بود. ایشان تصریح کردند: « نقشه و طراحی این فتنه در خارج اتفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عده داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده می‌شد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البته همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها می‌گفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان می‌گفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی می‌کردند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲  این طراحی برون‌زا صرفاً در حد هدایت رسانه‌ای یا صدور دستور باقی نماند، بلکه به شبکه‌سازی میدانی و آموزش عملیاتی نیز گسترش یافت. در همین زمینه رهبر انقلاب تصریح کردند: «دستگاه‌های اطّلاعاتی و جاسوسی دو کشور آمریکا و رژیم صهیونی باطل [...] در طول زمان گشته‌اند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینه‌های شرارت را در کشورمان پیدا کرده‌اند، اینها را برده‌اند، به آنها پول داده‌اند، اسلحه داده‌اند، آموزش خرابکاری داده‌اند،‌ آموزش ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی داده‌اند، و فرستاده‌اند به ایران.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ ایشان همچنین به نقل یک اعتراف صریح آمریکایی خاطرنشان کردند که: «سازمان سیای آمریکا و سازمان موساد رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره می‌شد و دستور داده می‌شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ این در حالی بود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد طرح کودتا را ریخته، آن را عملی ساختند و مصدق را سرنگون کردند. وجه دیگر این الگو، ماهیت خشونت‌بار و بی‌ملاحظه عملیات بود؛ امری که آن را از بسیاری اغتشاشات پراکنده متمایز می‌کرد و به الگوی کودتا نزدیک می‌ساخت. رهبر انقلاب در این‌باره افزودند: «سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بی‌ملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش می‌زنند، بچّه‌ را در بغل پدرش می‌کشند؛ کارهای خشن می‌کنند. و متأسفانه یک عده‌ای از هم‌میهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ در برابر این طراحی برون‌زا، خشونت‌بار و سازمان‌یافته، رهبر انقلاب بر نقش تعیین‌کننده مردم تأکید کردند و یادآور شدند: «می‌خواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن این‌ها زدند و روز بیست‌ودوم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ بدین‌ترتیب، همان الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد با تکیه بر طراحی خارجی، ناامن‌سازی، یارگیری از جوامع بدنام و میدان‌داری دنبال شد، در فتنه اخیر نیز تکرار گردید؛ با این تفاوت که این‌بار، هوشیاری عمومی و ایستادگی مردم، این «کودتا» را به‌صورت کامل ناکام گذاشت: «آنچه واضح می‌کند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متحده است؛ اولاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها می‌گفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [اما] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها می‌گفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!». پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲     (۱ Allen Dulles ۲) سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا. (۳ رایت، رابرت (۱۴۰۰). مامور ما در تهران، ترجمه محمد مظفرپور، تهران: امیرکبیر، ص۶۴. (۴ همان. (۵ همان. (۶ گازیوروسکی، مارک جی(۱۴۰۰)، مصدق و کودتا، علی مرشدی زاده، تهران، انتشارات قصیده سرا، ص ۲۶۰. (۷ نظرپور، مهدی(۱۳۸۴)، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: زمزم هدایت، ص ۱۲۶. (۸ علوی، امیرحسین (۱۳۸۱)، مصدق مصدق است (تاریخ نهضت ملی ایران)، تهران، نشر محور، ص ۲۸۵. (۹ همان، ص ۲۸۹. (۱۰ کینزر، استفن(۱۴۰۲)، همه مردان شاه(از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱)، شهریار خواجیان، تهران، انتشارات اختران، ص ۱۸۹. (۱۱ شهبازی،‌عبدالله (۱۳۹۵). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، تهران: اطلاعات، ص۴۵۲. (۱۲ همه مردان شاه، ص ۱۸۹. (۱۳ اقبال، اسماعیل(۱۳۸۵)، نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، تهران، اطلاعات، ص ۱۵۲. (۱۴ همان، ص ۱۵۳. (۱۵ همان، ص۱۵۶. (۱۶ گازیوروسکی، مارک‌جی؛ برن، مالکوم (۱۳۸۴). مصدق و کودتا، ترجمه علی مرشدی‌زاد، ص۲۷۵. (۱۷ نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، ص ۱۵۷. (۱۸ ده‌نمکی، مسعود (۱۳۸۸). طیب خان؛ زندگی و زمانه طیب حاج رضایی، ج۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۵۹۴. (۱۹ همان. (۲۰ زاهدی،‌ اردشیر (۱۳۸۱). ۲۵سال در کنار پادشاه؛ خاطرات اردشیر زاهدی، به کوشش ابوالفضل آتابای، تهران: عطائی، ص۶۹. (۲۱ توکلی، یعقوب (۱۳۸۴). مجموعه مقالات همایش سقوط؛ ‌ریزش حامیان و خیزش مخالفان، ج۱، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۱۶۹. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62735 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 407 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • جهت | همیشه با قرآن محشور باشید


    چهل‌ و سومین شماره‌ی «جهت» به بازخوانی تأکید رهبر انقلاب بر محشور بودن همیشگی قاریان با قرآن می‌پردازد.

    بسته تصویری جهت، محصولی است از رسانه‌ی KHAMENEI.IR که به مرور تصویری دیدارها و بُرشی کوتاه از مهمترین نکته‌ها و توصیه‌های رهبر انقلاب می‌پردازد.

     بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:
    بسیار عالی بود، بسیار خوب بود، استفاده کردیم. ان‌شاء‌الله که همیشه با قرآن محشور باشند همه‌ی این [قاریان] و همه‌ی شما ان‌شاء‌الله، و روز به روز این نهال قرآنی رشد بیشتری کند. ۱۴۰۴/۱۱/۳۰

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62732

    #فيلم
    📰 جهت | همیشه با قرآن محشور باشید چهل‌ و سومین شماره‌ی «جهت» به بازخوانی تأکید رهبر انقلاب بر محشور بودن همیشگی قاریان با قرآن می‌پردازد. بسته تصویری جهت، محصولی است از رسانه‌ی KHAMENEI.IR که به مرور تصویری دیدارها و بُرشی کوتاه از مهمترین نکته‌ها و توصیه‌های رهبر انقلاب می‌پردازد.  بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید: بسیار عالی بود، بسیار خوب بود، استفاده کردیم. ان‌شاء‌الله که همیشه با قرآن محشور باشند همه‌ی این [قاریان] و همه‌ی شما ان‌شاء‌الله، و روز به روز این نهال قرآنی رشد بیشتری کند. ۱۴۰۴/۱۱/۳۰ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62732 #فيلم
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 155 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و چهل و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید حسین رمضانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اصفهان به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و شش








    سرمقاله



     رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن

     اخیراً یک رسانه صهیونیستی در مطلبی درباره تهدیدات ترامپ علیه ایران نوشته بود: «بزرگترین خطا و اشتباه واشنگتن عدم درک ساختار و ماهیت قدرت در ایران است و همین مسئله مانع اصلی در روند مذاکرات است.»










    این گزاره به شکلی دیگر نیز توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بیان شد. ویتکاف در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز از کلافگی و تعجب ترامپ درباره عدم تسلیم شدن ایران در برابر تهدیدها و نمایش قدرت آمریکا گفت. این اظهار تعجب و سردرگمی ترامپ خود گویای این است که رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کند، ایران نیز مانند برخی دیگر از کشورهای ضعیف و وابسته نظام بین‌الملل است که با هر تهدید یا وعده‌ای عقب‌نشینی کرده و منافع خود را رها کند.

    دولتمردان آمریکا مبنای کنش‌گری خود را این فرض قرار داده‌اند که هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی دیر یا زود عقب می‌نشیند. اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های پیشرفته و تشدید تحریم‌ها قرار بود ایران را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و تهران را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه وادار کند. 

    رسانه‌های غربی نیز پیوسته از «آشفتگی» یا «بن‌بست» ایران سخن می‌گویند و به دنبال آن هستند که این تصویر را شکل دهند که تهران زیر فشار، راهی جز عقب‌نشینی ندارد و اصطلاح «سرگیجه راهبردی» را برای ایران به کار می‌برند. اما اکنون آمریکایی‌ها اعتراف می‌کنند که نتیجه‌ای حاصل نشده و آنها هستند که دچار سردرگمی‌اند. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با این حجم از ابزار قدرت از خود می‌پرسد چرا طرف مقابل کوتاه نیامده، معنایش آن است که معادله‌ای که در ذهن داشت فرو ریخته است.

    مشکل اصلی واشنگتن در همین نگاه ساده‌انگارانه نهفته است. ترامپ با ذهنیت معامله‌گرانه تصور می‌کند همه چیز قابل خریدن است. در این چهارچوب، فشار باید به تسلیم منجر شود. اما ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیم‌های راهبردی خود را بر پایه ترس یا تطمیع اتخاذ نمی‌کند. ساختار سیاسی و امنیتی ایران، هویت خود را با مفهوم مقاومت گره زده و تسلیم در برابر فشار خارجی، نشانه ضعف است. همین منطق است که سیاست فشار را از درون تهی می‌کند.

    در همین زمینه، نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی تصریح کرده بود: «ترامپ نمی‌تواند درک کند چرا فشار و تهدید، رهبر ایران را وادار به عقب نشینی نمی‌کند. در نگاه ترامپ، هر فردی نقطه شکستی دارد و هر ملّتی را می‌توان با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی پای میز آورد. اما این تحلیل در برابر واقعیتی قرار گرفته که با آن سازگار نیست.»

    انباشت تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه با هدف تسلیم کردن ایران و ارعاب صورت گرفته اما نتیجه طبق پیش‌بینی کاخ سفید پیش نرفته است. واقعیت این است که «سرگیجه راهبردی» در واشنگتن شکل گرفته است؛ جایی که سیاست‌گذاران هنوز نمی‌خواهند بپذیرند قدرت ایران صرفاً در توان نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیوند اراده سیاسی، انسجام داخلی و تجربه طولانی مقابله با فشار خارجی ریشه دارد.

    ایران در سال‌های گذشته شدیدترین تحریم‌ها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تضعیف شده و نه بر سر اصول خود معامله کرده است. طراحی و اجرای کودتای پیچیده دی ماه نیز نتوانست آمریکا را به مقاصد شوم خود در ایران برساند. همین اقتدار و ثبات رفتاری اکنون به معمایی برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ که گمان می‌کرد با افزایش فشار می‌تواند نتیجه مطلوب را در زمانی کوتاه به دست آورد، حالا با واقعیتی مواجه شده که در چهارچوب ذهنی او نمی‌گنجد. «کنجکاوی» او در حقیقت نشانه حیرت از ناکارآمدی ابزارهایی است که تصور می‌کرد بی‌رقیب هستند.

    مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمی‌توان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاست‌های مستقل خود دنبال می‌کند و تجربه نشان داده است که فشار به‌جای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است. اکنون این کاخ سفید است که باید میان تداوم فشار بی‌نتیجه یا بازنگری در نگاه خود یکی را انتخاب کند.


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62731

    #ديگران__گزارش
    📰 رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و چهل و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید حسین رمضانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اصفهان به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و شش سرمقاله  رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن  اخیراً یک رسانه صهیونیستی در مطلبی درباره تهدیدات ترامپ علیه ایران نوشته بود: «بزرگترین خطا و اشتباه واشنگتن عدم درک ساختار و ماهیت قدرت در ایران است و همین مسئله مانع اصلی در روند مذاکرات است.» این گزاره به شکلی دیگر نیز توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بیان شد. ویتکاف در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز از کلافگی و تعجب ترامپ درباره عدم تسلیم شدن ایران در برابر تهدیدها و نمایش قدرت آمریکا گفت. این اظهار تعجب و سردرگمی ترامپ خود گویای این است که رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کند، ایران نیز مانند برخی دیگر از کشورهای ضعیف و وابسته نظام بین‌الملل است که با هر تهدید یا وعده‌ای عقب‌نشینی کرده و منافع خود را رها کند. دولتمردان آمریکا مبنای کنش‌گری خود را این فرض قرار داده‌اند که هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی دیر یا زود عقب می‌نشیند. اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های پیشرفته و تشدید تحریم‌ها قرار بود ایران را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و تهران را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه وادار کند.  رسانه‌های غربی نیز پیوسته از «آشفتگی» یا «بن‌بست» ایران سخن می‌گویند و به دنبال آن هستند که این تصویر را شکل دهند که تهران زیر فشار، راهی جز عقب‌نشینی ندارد و اصطلاح «سرگیجه راهبردی» را برای ایران به کار می‌برند. اما اکنون آمریکایی‌ها اعتراف می‌کنند که نتیجه‌ای حاصل نشده و آنها هستند که دچار سردرگمی‌اند. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با این حجم از ابزار قدرت از خود می‌پرسد چرا طرف مقابل کوتاه نیامده، معنایش آن است که معادله‌ای که در ذهن داشت فرو ریخته است. مشکل اصلی واشنگتن در همین نگاه ساده‌انگارانه نهفته است. ترامپ با ذهنیت معامله‌گرانه تصور می‌کند همه چیز قابل خریدن است. در این چهارچوب، فشار باید به تسلیم منجر شود. اما ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیم‌های راهبردی خود را بر پایه ترس یا تطمیع اتخاذ نمی‌کند. ساختار سیاسی و امنیتی ایران، هویت خود را با مفهوم مقاومت گره زده و تسلیم در برابر فشار خارجی، نشانه ضعف است. همین منطق است که سیاست فشار را از درون تهی می‌کند. در همین زمینه، نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی تصریح کرده بود: «ترامپ نمی‌تواند درک کند چرا فشار و تهدید، رهبر ایران را وادار به عقب نشینی نمی‌کند. در نگاه ترامپ، هر فردی نقطه شکستی دارد و هر ملّتی را می‌توان با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی پای میز آورد. اما این تحلیل در برابر واقعیتی قرار گرفته که با آن سازگار نیست.» انباشت تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه با هدف تسلیم کردن ایران و ارعاب صورت گرفته اما نتیجه طبق پیش‌بینی کاخ سفید پیش نرفته است. واقعیت این است که «سرگیجه راهبردی» در واشنگتن شکل گرفته است؛ جایی که سیاست‌گذاران هنوز نمی‌خواهند بپذیرند قدرت ایران صرفاً در توان نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیوند اراده سیاسی، انسجام داخلی و تجربه طولانی مقابله با فشار خارجی ریشه دارد. ایران در سال‌های گذشته شدیدترین تحریم‌ها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تضعیف شده و نه بر سر اصول خود معامله کرده است. طراحی و اجرای کودتای پیچیده دی ماه نیز نتوانست آمریکا را به مقاصد شوم خود در ایران برساند. همین اقتدار و ثبات رفتاری اکنون به معمایی برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ که گمان می‌کرد با افزایش فشار می‌تواند نتیجه مطلوب را در زمانی کوتاه به دست آورد، حالا با واقعیتی مواجه شده که در چهارچوب ذهنی او نمی‌گنجد. «کنجکاوی» او در حقیقت نشانه حیرت از ناکارآمدی ابزارهایی است که تصور می‌کرد بی‌رقیب هستند. مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمی‌توان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاست‌های مستقل خود دنبال می‌کند و تجربه نشان داده است که فشار به‌جای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است. اکنون این کاخ سفید است که باید میان تداوم فشار بی‌نتیجه یا بازنگری در نگاه خود یکی را انتخاب کند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62731 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 258 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • روایت اول | مراسم محفل انس با قرآن کریم


     محفل انس با قرآن کریم با حضور رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از اساتید و قاریان ممتاز و بین‌المللی مصحف شریف، عصر امروز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.

     رسانه KHAMENEI.IR در حاشیه این مراسم گفت‌وگوهایی با برخی از مهمانان داشته است.

     آقای کریم دولتی: توجه نسل جدید به قرآن چگونه است؟

     آقای حجت الاسلام علی تقی‌زاده: گزارشی از آخرین وضعیت برنامه‌های قرآنی کشور

     آقای محمدتقی میرزاجانی: مردم، لذت با قرآن بودن را با رشد فعالیتهای رسانه‌ای قرآنی حس می‌کنند

    رسانه‌ی KHAMENEI.IR، در حاشیه دیدارهای رهبر انقلاب، در گفت‌وگو با کارشناسان و مدعوین دیدار در قالب بسته تصویری #روایت_اول به تبیین و تحلیل بیانات رهبر انقلاب میپردازد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62730

    #فيلم
    📰 روایت اول | مراسم محفل انس با قرآن کریم  محفل انس با قرآن کریم با حضور رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از اساتید و قاریان ممتاز و بین‌المللی مصحف شریف، عصر امروز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.  رسانه KHAMENEI.IR در حاشیه این مراسم گفت‌وگوهایی با برخی از مهمانان داشته است.  آقای کریم دولتی: توجه نسل جدید به قرآن چگونه است؟  آقای حجت الاسلام علی تقی‌زاده: گزارشی از آخرین وضعیت برنامه‌های قرآنی کشور  آقای محمدتقی میرزاجانی: مردم، لذت با قرآن بودن را با رشد فعالیتهای رسانه‌ای قرآنی حس می‌کنند رسانه‌ی KHAMENEI.IR، در حاشیه دیدارهای رهبر انقلاب، در گفت‌وگو با کارشناسان و مدعوین دیدار در قالب بسته تصویری #روایت_اول به تبیین و تحلیل بیانات رهبر انقلاب میپردازد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62730 #فيلم
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 344 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • داستان موسی(ع) | قسمت دوم؛ مراقب باشیم کفران نعمت نکنیم


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند.» ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
    قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیه‌السلام و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد.
    بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای* با عنوان «داستان موسی(ع)» می‌پردازد. در دومین یادداشت از این مطالب، مسئله «سنت الهی در هنگام کفران نعمت از سوی قوم بنی‌اسرائیل» تبیین شده است.
     
     «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (سوره بقره، آیه ۴۰)
    ترجمه: اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است‌] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است‌] وفا کنم، و [نسبت به پیمان‌شکنى‌] فقط از من بترسید.

     خداوند متعال در قرآن کریم برای هدایت مؤمنان از روش‌های گوناگونی بهره گرفته است. یکی از این روش‌ها، بیان داستان‌ها و سرگذشت ملّت‌های پیشین است تا مؤمنان با تأمل در آن‌ها، از حوادث و سرنوشت آنان درس و عبرت بگیرند. در میان این ملّت‌ها، داستان حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این سنت‌ها که در دل داستان‌های عبرت‌آموز ماجرای بنی‌اسرائیل وجود دارد، این قانون حتمی و ثابت است که «کفران نعمت، باعث زوال نعمت می‌شود.» این سنت در طول تاریخ و در امت‌های گوناگون به وقوع پیوسته است.

    بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، خداوند به ملّت بنی‌اسرائیل لطف داشته و نعمت‌های فراوانی به آنان عطا کرده بود؛ اما آنان قدر این نعمت‌ها را ندانستند و کفران کردند. خداوند در سوره بقره درباره نعمت‌های خود به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ؛ اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید. این نشان می‌دهد که نعمت‌های مهمی در اختیار آنان قرار گرفته بود؛ اما بنی‌اسرائیل با کفران، موجب سلب این نعمت‌ها شدند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد این نعمتها می‌فرمایند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنى‌اسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌، در سوره‌ى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنى‌اسرائیل هم نعمت داد.»(۱) برخی مفسران معتقدند نعمت‌های خداوند به بنی‌اسرائیل متعدد بود. در تفسیر مجمع‌البیان درباره این نعمت دادن الهی به قوم بنی‌اسرائیل چنین آمده است: «در این آیه یک نعمت نیست و الّا قابل شمارش بود بلکه مقصود جنس نعمت است.»(۲)

     حفظ نعمت الهی مشکل‌تر از به دست آوردن آن است

    حفظ و نگهداری نعمت‌های الهی سخت‌تر از به‌دست آوردن آن است. بنی‌اسرائیل مصداق بارز ملّتی بودند که در حفظ نعمت‌های الهی کوتاهی کردند و آن‌ها را به فراموشی سپردند. دیدگاه عموم مفسران در تفسیر آیه هفتم سوره حمد این است که خداوند به عده‌ای نعمت داده است و به عده‌ای نعمت نداده و آنان را مورد غضب قرار داده و عده‌ای را نیز گمراه کرده است؛ اما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور است که خداوند به همه انسان‌ها نعمت می‌دهد، اما نعمت‌داده‌شدگان به دو گروه تقسیم می‌شوند: «یک عدّه کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمى‌گذارند که خداى متعال بر آن‌ها غضب کند و نمى‌گذارند گمراه شوند... یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آن‌ها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آن‌ها راه افتادند، گمراه شدند.»(۳)

    بنی‌اسرائیل جزو آن گروهی بودند که خداوند به آنان نعمت داد؛ اما آنان نعمت را حفظ نکردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح این نکته می‌فرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکل‌تر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا ‌-چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است .بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد و داد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها ... خیلى از ملّتها را ما در تاریخ سراغ داریم که نعمت خدا شامل حال آنها شد، امّا نتوانستند این نعمت را براى خودشان حفظ کنند. در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌-وَ اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی العالَمین- امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة.»(۴)

     عاقبت کفران نعمت، سرنوشت دیگری برای بنی‌اسرائیل رقم زد

    بنی‌اسرائیل نه‌تنها نعمت‌های الهی را حفظ نکردند، بلکه آن را کفران و ناسپاسی کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کفران نعمت را چنین معنا می‌کنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشاننده‌ى حقیقت. در قرآن، به زارع هم کافر میگویند: أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ‌؛ یعنى زارع یا خود آن کشاورز که این دانه را در زمین نشانده، به تعجّب مى‌آید. کافر یعنى پوشاننده؛ کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.»(۵)

    کفران نعمت بنی‌اسرائیل عاقبت بدی را برای آنان به دنبال داشت؛ به گونه‌ای که مُهر ذلت و پستی بر پیشانی آنان کوبیده شد. بنی‌اسرائیل با کفران نعمت مورد لعنت دائمی خدا قرار گرفتند؛ چرا که «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.»(۶)

    برخی مفسران در تبیین عاقبت کفران نعمت توسط بنی‌اسرائیل نوشته‌اند: «برترى دادن بنى‌اسرائیل بر مردم جهان، مخصوص دوران جانشینى و برگزیدگى ایشان است و امّا پس از آنکه از فرمان خدا سرپیچیدند و اطاعت پیغمبران را گردن ننهادند و نعمتى را که خدا ارزانى داشته بود نادیده گرفتند و از تعهّدها و پیمانهاى خود، شانه خالى کردند، خداى متعال نیز بیزارى و خشم خود را آشکار نمود و خوارى و پریشانى را بر ایشان نازل کرد و آنان را به آوارگى و پریشانى محکوم ساخت و وعده‌ى عذاب درباره‌ى آنان به عمل درآورد.»(۷)

     بنی‌اسرائیل ظاهر تورات را حفظ کردند اما از باطنش بی‌خبر ماندند

    ملّت بنی‌اسرائیل در حوادث گوناگونی دچار کفران نعمت شدند. یکی از مهمترین مصادیق این بود که با وجود مأموریت الهی برای حفظ و پاسداری از کتاب حضرت موسی علیه‌السّلام، یعنی کتاب تورات، در نگهداری و عمل به آن سستی کردند و در نتیجه آن را از دست دادند. «الواح الهى را به آنها دادند... «حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ» تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا»؛ «ثمّ‌» یعنى با یک فاصله، از روى دوش خودشان انداختند. حالا انداختن یعنى چه‌؟ یعنى آیا علناً تورات را گذاشتند و آماج تیراندازى قرار دادند و نابودش کردند؟ نه، ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بى‌خبر ماندند! مثل چه‌؟ «کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ» حمار و چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفٰاراً».»(۸)

     ماجرایی که بارها به مسلمان‌ها در قرآن یادآوری شده است

    خداوند هنگام نزول آیات مربوط به بنی‌اسرائیل، دائماً به مسلمانان هشدار می‌دهد تا از آنان عبرت بگیرند؛ لذا «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنى‌اسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنى‌اسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنى‌اسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینه‌ى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۹) یعنی این یک سنت الهی است که هر قوم و ملّتی کفران نعمت کند، نتیجه آن از دست دادن نعمت خواهد بود.

    با این توصیف، باید توجه داشت که ممکن است کفران نعمت و عاقبت آن شامل حال مسلمانان نیز بشود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «بارها خداى متعال به بنى اسرائیل فرمود: اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌. آن‌ها مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند. در سوره‌ى حمد، مغضوب علیهم، به بنى اسرائیل تعبیر شده است. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.»(۱۰)

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تفسیر آیات مربوط به بنی اسرائیل، نظام جمهوری اسلامی را یکی از نعمتهای الهی به ملّت ایران دانسته و می‌فرمایند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ... باید ملّت ما با همان اراده‌اى که این نظام را در طول چند سال مبارزه به وجود آورد و در طول چند سال مبارزه و مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»(۱۱)

    از طرفی دیگر، رهبر انقلاب درباره شکر و قدردانستن نعمت انقلاب به مسئولین نیز تذکر می‌دهند که باید از رفتار خود مراقبت کنند تا دچار عاقبت بنی‌اسرائیل نشوند. ایشان می‌فرمایند: «بارها من عرض کرده‌ام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مى‌فرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ‌». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ‌»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ‌»؛ تبدیل شدند به این.»(۱۲)

    انسان نسبت به نعمت‌هایی که به او داده می‌شود، وظایفی دارد. یکی از مهم‌ترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنی‌اسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند می‌فرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد؛ یعنی «به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را ... بعد دنباله‌ى این نداى عمومى پروردگار است، صداى بلند خدا است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ‌»، «تأذّن» یعنى با صداى بلندخدای متعال به همه اعلان میکند که «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم» اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبه‌روز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.»(۱۳)

    بنابراین، باید توجه کرد که سنت الهی درباره نعمت همواره پابرجاست و هر کس نعمت خدا را نادیده بگیرد و کفران کند، همانند بنی‌اسرائیل گرفتار ذلت و محرومیت خواهد شد؛ شکرگزاری و حفظ نعمت، تنها راه بهره‌مندی از رحمت الهی است.



     

    (۱ بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۹

    (۲ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل ابن حسن،  ج‌۱،  ص ۲۰۷

    (۳ بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

    (۴ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱

    (۵ تفسیر سوره بقره، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۸۷، انتشارات انقلاب اسلامی

    (۶ بیانات در دیدار فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۷۳/۱۰/۱۵

    (۷ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ترجمه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۳۸، انتشارات انقلاب اسلامی

    (۸ تفسیر سوره حمد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۲۸، انتشارات انقلاب اسلامی

    (۹ تفسیر سوره‌ی صف، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۳۵

    (۱۰ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۷۶/۰۳/۰۷

    (۱۱ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
    (۱۲ بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، ۱۳۸۷/۰۸/۱۶

    (۱۳ خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۹۸/۱۰/۲۷
    * - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم 



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62729

    #ديگران__يادداشت
    📰 داستان موسی(ع) | قسمت دوم؛ مراقب باشیم کفران نعمت نکنیم  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند.» ۱۳۶۸/۰۶/۰۱ قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیه‌السلام و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد. بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای* با عنوان «داستان موسی(ع)» می‌پردازد. در دومین یادداشت از این مطالب، مسئله «سنت الهی در هنگام کفران نعمت از سوی قوم بنی‌اسرائیل» تبیین شده است.    «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (سوره بقره، آیه ۴۰) ترجمه: اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است‌] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است‌] وفا کنم، و [نسبت به پیمان‌شکنى‌] فقط از من بترسید.  خداوند متعال در قرآن کریم برای هدایت مؤمنان از روش‌های گوناگونی بهره گرفته است. یکی از این روش‌ها، بیان داستان‌ها و سرگذشت ملّت‌های پیشین است تا مؤمنان با تأمل در آن‌ها، از حوادث و سرنوشت آنان درس و عبرت بگیرند. در میان این ملّت‌ها، داستان حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این سنت‌ها که در دل داستان‌های عبرت‌آموز ماجرای بنی‌اسرائیل وجود دارد، این قانون حتمی و ثابت است که «کفران نعمت، باعث زوال نعمت می‌شود.» این سنت در طول تاریخ و در امت‌های گوناگون به وقوع پیوسته است. بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، خداوند به ملّت بنی‌اسرائیل لطف داشته و نعمت‌های فراوانی به آنان عطا کرده بود؛ اما آنان قدر این نعمت‌ها را ندانستند و کفران کردند. خداوند در سوره بقره درباره نعمت‌های خود به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ؛ اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید. این نشان می‌دهد که نعمت‌های مهمی در اختیار آنان قرار گرفته بود؛ اما بنی‌اسرائیل با کفران، موجب سلب این نعمت‌ها شدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد این نعمتها می‌فرمایند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنى‌اسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌، در سوره‌ى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنى‌اسرائیل هم نعمت داد.»(۱) برخی مفسران معتقدند نعمت‌های خداوند به بنی‌اسرائیل متعدد بود. در تفسیر مجمع‌البیان درباره این نعمت دادن الهی به قوم بنی‌اسرائیل چنین آمده است: «در این آیه یک نعمت نیست و الّا قابل شمارش بود بلکه مقصود جنس نعمت است.»(۲)  حفظ نعمت الهی مشکل‌تر از به دست آوردن آن است حفظ و نگهداری نعمت‌های الهی سخت‌تر از به‌دست آوردن آن است. بنی‌اسرائیل مصداق بارز ملّتی بودند که در حفظ نعمت‌های الهی کوتاهی کردند و آن‌ها را به فراموشی سپردند. دیدگاه عموم مفسران در تفسیر آیه هفتم سوره حمد این است که خداوند به عده‌ای نعمت داده است و به عده‌ای نعمت نداده و آنان را مورد غضب قرار داده و عده‌ای را نیز گمراه کرده است؛ اما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور است که خداوند به همه انسان‌ها نعمت می‌دهد، اما نعمت‌داده‌شدگان به دو گروه تقسیم می‌شوند: «یک عدّه کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمى‌گذارند که خداى متعال بر آن‌ها غضب کند و نمى‌گذارند گمراه شوند... یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آن‌ها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آن‌ها راه افتادند، گمراه شدند.»(۳) بنی‌اسرائیل جزو آن گروهی بودند که خداوند به آنان نعمت داد؛ اما آنان نعمت را حفظ نکردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح این نکته می‌فرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکل‌تر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا ‌-چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است .بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد و داد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها ... خیلى از ملّتها را ما در تاریخ سراغ داریم که نعمت خدا شامل حال آنها شد، امّا نتوانستند این نعمت را براى خودشان حفظ کنند. در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌-وَ اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی العالَمین- امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة.»(۴)  عاقبت کفران نعمت، سرنوشت دیگری برای بنی‌اسرائیل رقم زد بنی‌اسرائیل نه‌تنها نعمت‌های الهی را حفظ نکردند، بلکه آن را کفران و ناسپاسی کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کفران نعمت را چنین معنا می‌کنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشاننده‌ى حقیقت. در قرآن، به زارع هم کافر میگویند: أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ‌؛ یعنى زارع یا خود آن کشاورز که این دانه را در زمین نشانده، به تعجّب مى‌آید. کافر یعنى پوشاننده؛ کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.»(۵) کفران نعمت بنی‌اسرائیل عاقبت بدی را برای آنان به دنبال داشت؛ به گونه‌ای که مُهر ذلت و پستی بر پیشانی آنان کوبیده شد. بنی‌اسرائیل با کفران نعمت مورد لعنت دائمی خدا قرار گرفتند؛ چرا که «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.»(۶) برخی مفسران در تبیین عاقبت کفران نعمت توسط بنی‌اسرائیل نوشته‌اند: «برترى دادن بنى‌اسرائیل بر مردم جهان، مخصوص دوران جانشینى و برگزیدگى ایشان است و امّا پس از آنکه از فرمان خدا سرپیچیدند و اطاعت پیغمبران را گردن ننهادند و نعمتى را که خدا ارزانى داشته بود نادیده گرفتند و از تعهّدها و پیمانهاى خود، شانه خالى کردند، خداى متعال نیز بیزارى و خشم خود را آشکار نمود و خوارى و پریشانى را بر ایشان نازل کرد و آنان را به آوارگى و پریشانى محکوم ساخت و وعده‌ى عذاب درباره‌ى آنان به عمل درآورد.»(۷)  بنی‌اسرائیل ظاهر تورات را حفظ کردند اما از باطنش بی‌خبر ماندند ملّت بنی‌اسرائیل در حوادث گوناگونی دچار کفران نعمت شدند. یکی از مهمترین مصادیق این بود که با وجود مأموریت الهی برای حفظ و پاسداری از کتاب حضرت موسی علیه‌السّلام، یعنی کتاب تورات، در نگهداری و عمل به آن سستی کردند و در نتیجه آن را از دست دادند. «الواح الهى را به آنها دادند... «حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ» تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا»؛ «ثمّ‌» یعنى با یک فاصله، از روى دوش خودشان انداختند. حالا انداختن یعنى چه‌؟ یعنى آیا علناً تورات را گذاشتند و آماج تیراندازى قرار دادند و نابودش کردند؟ نه، ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بى‌خبر ماندند! مثل چه‌؟ «کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ» حمار و چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفٰاراً».»(۸)  ماجرایی که بارها به مسلمان‌ها در قرآن یادآوری شده است خداوند هنگام نزول آیات مربوط به بنی‌اسرائیل، دائماً به مسلمانان هشدار می‌دهد تا از آنان عبرت بگیرند؛ لذا «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنى‌اسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنى‌اسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنى‌اسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینه‌ى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۹) یعنی این یک سنت الهی است که هر قوم و ملّتی کفران نعمت کند، نتیجه آن از دست دادن نعمت خواهد بود. با این توصیف، باید توجه داشت که ممکن است کفران نعمت و عاقبت آن شامل حال مسلمانان نیز بشود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «بارها خداى متعال به بنى اسرائیل فرمود: اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌. آن‌ها مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند. در سوره‌ى حمد، مغضوب علیهم، به بنى اسرائیل تعبیر شده است. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.»(۱۰) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تفسیر آیات مربوط به بنی اسرائیل، نظام جمهوری اسلامی را یکی از نعمتهای الهی به ملّت ایران دانسته و می‌فرمایند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ... باید ملّت ما با همان اراده‌اى که این نظام را در طول چند سال مبارزه به وجود آورد و در طول چند سال مبارزه و مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»(۱۱) از طرفی دیگر، رهبر انقلاب درباره شکر و قدردانستن نعمت انقلاب به مسئولین نیز تذکر می‌دهند که باید از رفتار خود مراقبت کنند تا دچار عاقبت بنی‌اسرائیل نشوند. ایشان می‌فرمایند: «بارها من عرض کرده‌ام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مى‌فرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ‌». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ‌»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ‌»؛ تبدیل شدند به این.»(۱۲) انسان نسبت به نعمت‌هایی که به او داده می‌شود، وظایفی دارد. یکی از مهم‌ترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنی‌اسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند می‌فرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد؛ یعنی «به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را ... بعد دنباله‌ى این نداى عمومى پروردگار است، صداى بلند خدا است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ‌»، «تأذّن» یعنى با صداى بلندخدای متعال به همه اعلان میکند که «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم» اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبه‌روز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.»(۱۳) بنابراین، باید توجه کرد که سنت الهی درباره نعمت همواره پابرجاست و هر کس نعمت خدا را نادیده بگیرد و کفران کند، همانند بنی‌اسرائیل گرفتار ذلت و محرومیت خواهد شد؛ شکرگزاری و حفظ نعمت، تنها راه بهره‌مندی از رحمت الهی است.   (۱ بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۹ (۲ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل ابن حسن،  ج‌۱،  ص ۲۰۷ (۳ بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸ (۴ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱ (۵ تفسیر سوره بقره، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۸۷، انتشارات انقلاب اسلامی (۶ بیانات در دیدار فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۷۳/۱۰/۱۵ (۷ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ترجمه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۳۸، انتشارات انقلاب اسلامی (۸ تفسیر سوره حمد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۲۸، انتشارات انقلاب اسلامی (۹ تفسیر سوره‌ی صف، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۳۵ (۱۰ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۷۶/۰۳/۰۷ (۱۱ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱ (۱۲ بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، ۱۳۸۷/۰۸/۱۶ (۱۳ خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۹۸/۱۰/۲۷ * - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم  🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62729 #ديگران__يادداشت
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 508 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • روایت پیشرفت باید استوار و جاری شود


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روزهای پایانی بهمن ماه ۱۴۰۴ در پاسخ به نامه رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی که گزارشی از برگزاری دومین آیین جایزه ملّی روایت پیشرفت ارائه کرده بود، راویان پیشرفت را بخشی از عناصر پیشرفت توصیف و توصیه کردند کاری کنید که این روایت به گوش جوانان ما برسد و امید را در دلهای آنان بشکفد.
    رسانه KHAMENEI.IR به همین مناسبت، در یادداشت پیش‌رو به بررسی اهمیت و شیوه‌های بیان روایت پیشرفت‌های ایران به ویژه برای نسل جدید پرداخته است.

     ایران اسلامی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، باوجود همه دشمنی‌ها و جنگ و تحریم، حرکتی شتابان به‌سوی پیشرفت داشته است که یکی از عرصه‌های روشن آن، علم و فناوری است. این پیشرفت چندین مرحله داشته است که اولین آن، گسترش زیرساخت‌های آموزش عالی مانند تعداد دانشگاه‌ها و اساتید متخصص بود که تا انتهای دهه هفتاد ادامه داشت و باعث شد تا جمعیت جوانان تحصیل‌کرده ایرانی چندین برابر بشود. بعد از آنکه این هدف ابتدایی تحقق پیدا کرد، رهبر معظم انقلاب در ابتدای دهه هشتاد، بحث جنبش نرم‌افزاری و تولید علم را مطرح کردند و از جامعه دانشگاهی خواستند تا علاوه بر دستیابی به قله‌های علم جهانی، این علم را به ثروت تبدیل کنند. حاصل این مرحله از رشد علمی ایران، خودکفایی در داروها و برخی تجهیزات پیشرفته و رشد چشمگیر در علوم نانو، سلول‌های بنیادی و هسته‌ای تا ابتدای دهه نود بود که همه جهانیان را حیرت‌زده کرد.

    در ادامه این جریان روبه‌رشد، حضور متخصصان علمی در عرصه‌های تولید و حل مسائل کشور، موجب ایجاد جریان شرکت‌های دانش‌بنیان در ابتدای دهه نود و آغاز مرحله جدیدی از گسترش و نقش‌آفرینی علم‌محور در پیشرفت کشور شد؛ به‌طوری‌که فناوران و دانشمندانِ اغلب جوان ایرانی توانستند باوجود همه تحریم‌ها، بخش زیادی از نیازهای مهم کشور را برطرف کنند و خود را به مرزهای دانش برخی حوزه‌های پیشرفته برسانند.

    رهبر انقلاب نیز ضمن تأکید مدام بر «تولید دانش‌محور» در میان مسئولین و «دانش مسئله‌محور» در میان دانشگاهیان، چندین سال را به نام تولید و اقتصاد دانش‌بنیان نام‌گذاری کردند تا مردم را نیز با موضوعات مربوط به پیشرفت‌های علمی کشور و اثر آن‌ها بر حل مسائل اساسی و اقتصادی کشور بیشتر آشنا کنند.

    بااین‌حال همچنان بسیاری از مردم، از رشد و پیشرفت‌های عمیق صورت‌گرفته اطلاعی نداشتند و تنگ‌ترشدن تحریم‌ها و مداخلات خرابکارانه اقتصادی غرب در ایران، مانع از ملموس‌شدن نتایج پیشرفت علم و فناوری ایرانی می‌شد. در همان سال‌های آغازین دهه نود، در یکی از جلسات فناوران و فعالین دانش‌بنیان کشور با رهبر انقلاب، ایشان بعد از شنیدن روایت‌های متعدد جوانان حاضر در جلسه، اهمیت روایت پیشرفت این جوانان و دستاوردهایشان را با کاری که شهید آوینی در دوران دفاع مقدس و با مجموعه «روایت فتح» انجام دادند مقایسه کردند و فرمودند که ما اکنون به راویانی نیاز داریم که فتح علمی و پیشرفت‌های دانش‌بنیان کشور را روایت کنند و آن را به گوش مردم برسانند.

    آن سال‌ها هنوز تعداد آثار منتشرشده در پیشرفت علمی بسیار اندک و بیشتر در قالب تجربه‌نگاری‌های تخصصی بود؛ اما وقتی این سخن رهبر انقلاب نقل شد، جوانان مختلفی وارد حوزه روایت پیشرفت‌های ایرانِ اسلامی شدند. در نتیجه این تلاش‌ها، مسیر جدید «روایت پیشرفت» که با ثبت تاریخ شفاهی فناوران برتر و دستاوردهای مهم و راهبردی آغاز شده بود، روزبه‌روز هم در سوژه‌ها و قالب‌های ارائه متعدد و متنوع شد و هم ریشه‌های فکری و نظری خود را گسترده‌تر کرد.

    رهبر عزیز انقلاب هم هم‌زمان با حمایت از جریان‌های پیشرفت و درخواست از مسئولین و دانشگاهیان برای رفع موانع پیشرفت و رفع عوامل ناامیدی، اولین راوی پیشرفت‌های ایران بودند و در مناسبت‌ها و دیدارهای گوناگون، مدام از دستاوردهای جوانان و دانشمندان ایرانی و لزوم دیده‌شدن آن‌ها گفتند: «جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛ این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

    اما از نیمه دوم دهه نود، هم‌پای رشد جریان پیشرفت‌های مهم ایران و گسترش روایت پیشرفت، فعالیت دشمنان ملّت ایران نیز ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. آن‌ها پس از آنکه با تحریم‌های سنگین اقتصادی نتوانستند پیشرفت ملّت ایران را متوقف کنند، تلاش کردند تا اراده مردم ایران برای پیشرفت و استقلال را بشکنند. برای همین هم در سال‌های اخیر، شاهد شروع یک جنگ تمام‌عیار شناختی و رسانه‌ای علیه ملّت ایران هستیم که با تحقیر داشته‌ها و برجسته‌کردن ضعف‌های ملّت ایران، «حس امید به آینده» را هم تحریم کرده است.

    فضایی که باعث شده است تا رهبر معظم انقلاب در صحبت‌های گوناگون خود، مسئولان و فعالان فرهنگی و آحاد مردم را به این نقشه دشمن توجه دهند و از آن‌ها بخواهند که در برابر این کارزار تبلیغاتی، آرایش جنگی بگیرند: «امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

    پس همان‌طور که جنگ دشمنان ملّت ایران شکل و فرم تازه‌ای به خود گرفته است، نوع و سطح مواجهه ما هم باید متفاوت باشد. قطعاً در شرایط جنگ شناختی، نمی‌توان روایت پیشرفت‌های کشور را به اعلام چند خبر در رسانه و کانال مجازی تقلیل داد؛ باید عرصه رسانه پیشرفت هم هم‌گام با میدان پیشرفت که یک عرصه زنده و بی‌وقفه در حال افق‌گشایی و حل مسائل کشور است، به‌روز و زنده باشد و مدام قالب‌ها و زبان و دسته مخاطبان خود را گسترش دهد. همچنین در عرصه ترویج روایت پیشرفت نیز، نمی‌توان به جمع فعالان این حوزه محدود ماند؛ باید همه دلسوزان ایران، مطالعه و شناخت پیشرفت‌های کشور را به‌طور جدی در دستور کار خود قرار بدهند و هرکس در هر جایگاهی که هست، از دانش‌آموز و دانشجو تا معلم و استاد دانشگاه، از هنرمند تا فعال رسانه‌ای و ...، خود را در شنیدن روایت‌های پیشرفت و رساندن آن‌ها به دیگران سهیم بداند.

    لزوم این پویایی و گسترش را می‌توان در پیام اخیر رهبر انقلاب خطاب به راویان پیشرفت بهتر دریافت. ایشان ۲۹ بهمن در پاسخ به نامه آقای دادمان، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی در خصوص برگزاری دومین جایزه ملّی روایت پیشرفت، ضمن تشکر و دعای خیر برای راویان پیشرفت، مأموریت جدید و میدان تازه‌ای را پیشِ روی فعالان این حوزه و سایر مسئولین و صاحبان رسانه گشودند و فرمودند: «کاری کنید که این روایت به گوش و دل جوانان ما، دانشجویان و دانش‌آموزان و دیگران برسد و امید در دل‌های آنان بشکفد.»

    قطعاً رساندن روایت پیشرفت جمهوری اسلامی به دل و گوش جوانان، دانشجویان، دانش‌آموزان و سایر مردم، کارهای بزرگ و خلاقانه بسیاری می‌طلبد. بنابراین هر کدام از ما در هر جایی که هستیم، باید نسبت‌مان را با این پیام و فرمان جدید مشخص کنیم و سعی کنیم با هم‌افزایی و خلاقیت، جان‌های بیشتری را از زیر ضربه ناامیدیِ دشمن‌ساخته نجات دهیم. جاری ساختن روایت پیشرفت در لایه‌های مختلف جامعه، آن هم در روزگار سرمایه‌گذاری شدید دشمن بر سیاه‌نمایی، کار ساده‌ای نیست و نیازمند جهاد و استواری بیش از پیش است. امیدوارم هر یک از ما که یک سلول از پیکره ملّت ریشه‌دار و بااراده ایران هستیم، یک سلول بنیادی برای روایت پیشرفت ایران هم باشیم و این روایت را نه‌تنها در جان خودمان، بلکه در اطرافیانمان هم تکثیر کنیم.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62728

    #ديگران__يادداشت
    📰 روایت پیشرفت باید استوار و جاری شود  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روزهای پایانی بهمن ماه ۱۴۰۴ در پاسخ به نامه رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی که گزارشی از برگزاری دومین آیین جایزه ملّی روایت پیشرفت ارائه کرده بود، راویان پیشرفت را بخشی از عناصر پیشرفت توصیف و توصیه کردند کاری کنید که این روایت به گوش جوانان ما برسد و امید را در دلهای آنان بشکفد. رسانه KHAMENEI.IR به همین مناسبت، در یادداشت پیش‌رو به بررسی اهمیت و شیوه‌های بیان روایت پیشرفت‌های ایران به ویژه برای نسل جدید پرداخته است.  ایران اسلامی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، باوجود همه دشمنی‌ها و جنگ و تحریم، حرکتی شتابان به‌سوی پیشرفت داشته است که یکی از عرصه‌های روشن آن، علم و فناوری است. این پیشرفت چندین مرحله داشته است که اولین آن، گسترش زیرساخت‌های آموزش عالی مانند تعداد دانشگاه‌ها و اساتید متخصص بود که تا انتهای دهه هفتاد ادامه داشت و باعث شد تا جمعیت جوانان تحصیل‌کرده ایرانی چندین برابر بشود. بعد از آنکه این هدف ابتدایی تحقق پیدا کرد، رهبر معظم انقلاب در ابتدای دهه هشتاد، بحث جنبش نرم‌افزاری و تولید علم را مطرح کردند و از جامعه دانشگاهی خواستند تا علاوه بر دستیابی به قله‌های علم جهانی، این علم را به ثروت تبدیل کنند. حاصل این مرحله از رشد علمی ایران، خودکفایی در داروها و برخی تجهیزات پیشرفته و رشد چشمگیر در علوم نانو، سلول‌های بنیادی و هسته‌ای تا ابتدای دهه نود بود که همه جهانیان را حیرت‌زده کرد. در ادامه این جریان روبه‌رشد، حضور متخصصان علمی در عرصه‌های تولید و حل مسائل کشور، موجب ایجاد جریان شرکت‌های دانش‌بنیان در ابتدای دهه نود و آغاز مرحله جدیدی از گسترش و نقش‌آفرینی علم‌محور در پیشرفت کشور شد؛ به‌طوری‌که فناوران و دانشمندانِ اغلب جوان ایرانی توانستند باوجود همه تحریم‌ها، بخش زیادی از نیازهای مهم کشور را برطرف کنند و خود را به مرزهای دانش برخی حوزه‌های پیشرفته برسانند. رهبر انقلاب نیز ضمن تأکید مدام بر «تولید دانش‌محور» در میان مسئولین و «دانش مسئله‌محور» در میان دانشگاهیان، چندین سال را به نام تولید و اقتصاد دانش‌بنیان نام‌گذاری کردند تا مردم را نیز با موضوعات مربوط به پیشرفت‌های علمی کشور و اثر آن‌ها بر حل مسائل اساسی و اقتصادی کشور بیشتر آشنا کنند. بااین‌حال همچنان بسیاری از مردم، از رشد و پیشرفت‌های عمیق صورت‌گرفته اطلاعی نداشتند و تنگ‌ترشدن تحریم‌ها و مداخلات خرابکارانه اقتصادی غرب در ایران، مانع از ملموس‌شدن نتایج پیشرفت علم و فناوری ایرانی می‌شد. در همان سال‌های آغازین دهه نود، در یکی از جلسات فناوران و فعالین دانش‌بنیان کشور با رهبر انقلاب، ایشان بعد از شنیدن روایت‌های متعدد جوانان حاضر در جلسه، اهمیت روایت پیشرفت این جوانان و دستاوردهایشان را با کاری که شهید آوینی در دوران دفاع مقدس و با مجموعه «روایت فتح» انجام دادند مقایسه کردند و فرمودند که ما اکنون به راویانی نیاز داریم که فتح علمی و پیشرفت‌های دانش‌بنیان کشور را روایت کنند و آن را به گوش مردم برسانند. آن سال‌ها هنوز تعداد آثار منتشرشده در پیشرفت علمی بسیار اندک و بیشتر در قالب تجربه‌نگاری‌های تخصصی بود؛ اما وقتی این سخن رهبر انقلاب نقل شد، جوانان مختلفی وارد حوزه روایت پیشرفت‌های ایرانِ اسلامی شدند. در نتیجه این تلاش‌ها، مسیر جدید «روایت پیشرفت» که با ثبت تاریخ شفاهی فناوران برتر و دستاوردهای مهم و راهبردی آغاز شده بود، روزبه‌روز هم در سوژه‌ها و قالب‌های ارائه متعدد و متنوع شد و هم ریشه‌های فکری و نظری خود را گسترده‌تر کرد. رهبر عزیز انقلاب هم هم‌زمان با حمایت از جریان‌های پیشرفت و درخواست از مسئولین و دانشگاهیان برای رفع موانع پیشرفت و رفع عوامل ناامیدی، اولین راوی پیشرفت‌های ایران بودند و در مناسبت‌ها و دیدارهای گوناگون، مدام از دستاوردهای جوانان و دانشمندان ایرانی و لزوم دیده‌شدن آن‌ها گفتند: «جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛ این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ اما از نیمه دوم دهه نود، هم‌پای رشد جریان پیشرفت‌های مهم ایران و گسترش روایت پیشرفت، فعالیت دشمنان ملّت ایران نیز ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. آن‌ها پس از آنکه با تحریم‌های سنگین اقتصادی نتوانستند پیشرفت ملّت ایران را متوقف کنند، تلاش کردند تا اراده مردم ایران برای پیشرفت و استقلال را بشکنند. برای همین هم در سال‌های اخیر، شاهد شروع یک جنگ تمام‌عیار شناختی و رسانه‌ای علیه ملّت ایران هستیم که با تحقیر داشته‌ها و برجسته‌کردن ضعف‌های ملّت ایران، «حس امید به آینده» را هم تحریم کرده است. فضایی که باعث شده است تا رهبر معظم انقلاب در صحبت‌های گوناگون خود، مسئولان و فعالان فرهنگی و آحاد مردم را به این نقشه دشمن توجه دهند و از آن‌ها بخواهند که در برابر این کارزار تبلیغاتی، آرایش جنگی بگیرند: «امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.» ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ پس همان‌طور که جنگ دشمنان ملّت ایران شکل و فرم تازه‌ای به خود گرفته است، نوع و سطح مواجهه ما هم باید متفاوت باشد. قطعاً در شرایط جنگ شناختی، نمی‌توان روایت پیشرفت‌های کشور را به اعلام چند خبر در رسانه و کانال مجازی تقلیل داد؛ باید عرصه رسانه پیشرفت هم هم‌گام با میدان پیشرفت که یک عرصه زنده و بی‌وقفه در حال افق‌گشایی و حل مسائل کشور است، به‌روز و زنده باشد و مدام قالب‌ها و زبان و دسته مخاطبان خود را گسترش دهد. همچنین در عرصه ترویج روایت پیشرفت نیز، نمی‌توان به جمع فعالان این حوزه محدود ماند؛ باید همه دلسوزان ایران، مطالعه و شناخت پیشرفت‌های کشور را به‌طور جدی در دستور کار خود قرار بدهند و هرکس در هر جایگاهی که هست، از دانش‌آموز و دانشجو تا معلم و استاد دانشگاه، از هنرمند تا فعال رسانه‌ای و ...، خود را در شنیدن روایت‌های پیشرفت و رساندن آن‌ها به دیگران سهیم بداند. لزوم این پویایی و گسترش را می‌توان در پیام اخیر رهبر انقلاب خطاب به راویان پیشرفت بهتر دریافت. ایشان ۲۹ بهمن در پاسخ به نامه آقای دادمان، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی در خصوص برگزاری دومین جایزه ملّی روایت پیشرفت، ضمن تشکر و دعای خیر برای راویان پیشرفت، مأموریت جدید و میدان تازه‌ای را پیشِ روی فعالان این حوزه و سایر مسئولین و صاحبان رسانه گشودند و فرمودند: «کاری کنید که این روایت به گوش و دل جوانان ما، دانشجویان و دانش‌آموزان و دیگران برسد و امید در دل‌های آنان بشکفد.» قطعاً رساندن روایت پیشرفت جمهوری اسلامی به دل و گوش جوانان، دانشجویان، دانش‌آموزان و سایر مردم، کارهای بزرگ و خلاقانه بسیاری می‌طلبد. بنابراین هر کدام از ما در هر جایی که هستیم، باید نسبت‌مان را با این پیام و فرمان جدید مشخص کنیم و سعی کنیم با هم‌افزایی و خلاقیت، جان‌های بیشتری را از زیر ضربه ناامیدیِ دشمن‌ساخته نجات دهیم. جاری ساختن روایت پیشرفت در لایه‌های مختلف جامعه، آن هم در روزگار سرمایه‌گذاری شدید دشمن بر سیاه‌نمایی، کار ساده‌ای نیست و نیازمند جهاد و استواری بیش از پیش است. امیدوارم هر یک از ما که یک سلول از پیکره ملّت ریشه‌دار و بااراده ایران هستیم، یک سلول بنیادی برای روایت پیشرفت ایران هم باشیم و این روایت را نه‌تنها در جان خودمان، بلکه در اطرافیانمان هم تکثیر کنیم. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62728 #ديگران__يادداشت
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 569 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • تابلوی تمدن غربی خالی از معنا


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
    بخش بین‌الملل رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس در گفت‌وگو با دکتر علیرضا کوهکن، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی نسبت ابعاد انتشار اسناد پرونده فساد اخیر در آمریکا با نشانه‌های ضعف تمدنی غرب و افول ایالات متحده پرداخته است.

     اگر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد و به طور کلی می­‌شود گفت که این جزیره، تصویر فشرده‌­ای از نظام سلطه است؟
     حدأقل مواردی که از جزیره اپستین تا به امروز افشا شده -ظاهراً دارای ابعاد دیگری هم هست که ممکن است بعدها منتشر شود- نمود واضحی از تمدن غرب است. زمانی که شما خدا و مؤلفه‌های اخلاقی مبتنی بر دین را کنار می‌گذارید و هدف و جهت زندگی صرفاً لذت‌های انسانی را دربرمی‌گیرد، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد و بسیاری از اتفاقاتی که در این جزیره افتاده است، حاصل همین نوع نگاه است؛ نگاهی که در آن خدا و ارزش‌های الهی، و نیز اخلاق به معنای ارزش‌ها و سنت‌های اخلاقی کنار گذاشته می‌شود و دستور کار صرفاً بر توافق جمعی و زندگی مبتنی بر لذت قرار می‌گیرد؛ این موارد نیز به‌طور طبیعی خروجی چنین نگاهی است.

    این نکته اول و نکته دوم اینکه اهمیت این موضوع به این دلیل است که افرادی که در این پرونده و در این موضوع دخیل بودند، کسانی هستند که عملاً دنیای امروز و تمدن امروز غرب را هدایت می‌کنند. منظور از هدایت، هدایت صرفاً سیاسی نیست و هدایت اقتصادی، فکری، فرهنگی و در کل همه ابعاد را شامل می‌شود. از این نوع اتفاقات در جامعه غربی بسیار است و طبق آمارها، برخلاف تصویری که توسط بعضی از افراد از جوامع غربی ساخته شده، جوامع غربی به شدت درگیر انحرافات و فسادهای مختلفی می­‌باشند.

    اما نکته‌­ای که در این بین وجود دارد این است که کسانی که دیگران را موعظه‌های اخلاقی می‌کنند و برای دیگران از تمدن، اجرای قانون­ و پایبندی به اصول انسانی صحبت می‌کنند، همه آنها گرفتار چنین مسئله‌ای هستند، این موضوع نشان می­‌دهد که عمق فساد در جامعه تمدنی غرب بسیار بیشتر از آن چیزی است که در گذشته تصور می­‌شد و به عبارت خیلی ساده‌­تر، زمانی که انسان خدا را کنار می‌­گذارد، در آن زمان است که رفتارهای حیوانی و عجیب و غریب خارج از شخصیت انسانی بروز و ظهور پیدا می‌کند.

     با توجه به این اتفاقات و این بمب خبری که در نتیجه افشای این پرونده منتشر شد، فکر می‌کنید که این موضوع چه حقایقی از به حق بودن نظام و تمدن اسلامی را روشن می‌کند و در کل آیا این موضوع زمینه­‌ساز مطرح شدن مباحثی مانند حقوق زن و کودک در نظام اسلامی می­‌شود و نظام اسلامی می‌­تواند مطالبه­‌گر این موضوع از تمدن غربی باشد؟
     در واقع بسیاری از این شعارها را سالیان سال است که غرب راجع‌به حقوق زنان، کودکان و ارزش‌های جامعه انسانی تکرار می‌کرد و همه چیز را که بخشی از این همه، تمدن اسلامی است مورد سؤال، حمله و مورد استهزا قرار می‌داد.

    البته در بسیاری از موارد در آمارها و تصویر داخلی جامعه غربی، این‌ مباحث زیر سؤال رفته است. کسی که به صورت تخصصی جامعه و تمدن غرب را بشناسد، به این موضوع آگاه است که صرفاً به خاطر تسلطی که غرب در حوزه تصویرسازی و رسانه دارد و استفاده‌ای که از قدرت خود در حوزه سیاسی و نظامی می‌کند، در دنیا برد دارد، اما خالی بودن از معنای این شعارها زمان زیادی است که مشخص شده، ولی چنین پرونده­‌های بزرگی که در دنیا بسیار راجع به آن صحبت، ابعاد آن مطرح و جنبه‌های مختلف آن تکرار می‌شود، بیشتر نشان‌دهنده آن است که افرادی که مدعیان حقوق بشر و به قول خودشان رفتارهای متمدنانه هستند، چنین جنایاتی را انجام می‌دادند و می­‌دهند که در تاریخ بشر بی­‌سابقه است.

    جا دارد که اینجا به این موضوع اشاره کنم که در همین مدت اخیر، پرونده‌­های متعددی وجود داشت که یکی از آن اتفاقات در کانادا رخ داده بود به این شکل که بخش زیادی از کودکان بومی را که در مدرسه مشغول تحصیل بودند، بعد از انجام رفتارهای بسیار عجیب و غریب با آنها، بسیاری از این کودکان را در همان جا کشته و دفن کرده بودند. اما غرب همیشه در مواجهه با این پرونده‌ها و پرونده‌های مربوط به رفتار آنها با سیاهپوستان، سرخپوستان، با افراد جوامع بومی و راجع به استعمار، در همه حال این استدلال را مطرح می­‌کرد که این موضوعات مربوط به گذشته می‌باشد و در حال حاضر اوضاع تغییر کرده است، اما حتی زمانی که در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رنگین پوستان در ایالات متحده، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی هم محروم بودند، غرب اعتقاد داشت که این موضوع برای گذشته است و در حال حاضر شرایط کنونی تغییر کرده، انگار که این اتفاق برای ۲۰۰ سال گذشته است.

    اما اتفاقاتی که در این پرونده افتاد، نشان داد که نه اتفاقاً شرایط تغییری نکرده است، یعنی مشکلات اخلاقی و مشکلات انسانی تمدن غرب، مسائلی است که همچنان وجود دارد با این تفاوت که پوشش رسانه و پوشش تصویرسازی، از مطرح شدن آن جلوگیری می­کند. آنها نه راجع به وضعیت خود که وضعیت بسیار فجیعی است، بلکه راجع به موضوعات و کشورهای دیگر دنیا صحبت می‌کنند. زمانی که این انتقادات مطرح می‌­شود، فضا گشوده و باز می­گردد که آلترناتیوها چه هستند؟ یعنی جایگزین‌هایی که می‌توانند به جای این نوع نگاه‌ها مطرح شوند چه چیزهایی هستند؟ در دنیا تمدن اسلامی به دلیل سابقه‌ و به‌هم‌پیوستگی منطقی که نوع استدلال آن دارد، می‌تواند یکی از این آلترناتیوها باشد و به نظر من این اتفاقات، باعث خواهد شد که راجع به این آلترناتیو­ها که یکی از مهم‌­ترین آنها اسلام است، بیشتر در دنیا بحث شود.

     پرونده اپستین را تا چه حد می­‌شود نماد سقوط تمدنی قلمداد کرد؟ و به طور کلی لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق، در نهایت می­‌تواند به کدام نقطه برسد؟ 
     گروهی معتقد بودند که در دهه ۹۰ میلادی به خاطر پایه‌های مستحکم لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی و در حوزه اقتصادی، می‌توان به بعد فرهنگی و اجتماعی هم به تدریج سامان داد و این می‌­تواند نمونه عالی تمدن بشری باشد، اما اتفاقاتی که بعدها افتاد نشان داد که نه تنها در بعد فرهنگی و اجتماعی زندگی انسانی، این برداشت‌ها راه به جایی نمی‌برد، بلکه حتی در حوزه سیاسی و اقتصادی هم چالش‌ها و بحران‌های متعددی برای آن به وجود آمد که با علامت سؤال‌های جدی مواجه شد.

    این اتفاقی که افتاد و اتفاقات شبیه به این، باید در این مجموعه دیده شود که به نظر من در اینجا پر رنگ­تر هم مطرح می‌­شود. به این معنا که ما در حال حاضر به صورت جدی شاهد کاهش قدرت لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی هستیم. یعنی دیگر در دنیا لازم نیست به دنبال نمونه بگردیم، این اتفاقاتی که در سیاست کشورهای غربی رخ داده است، خروجی لیبرال دموکراسی را به صورت آشکار و عریان نشان می‌­دهد. در حوزه اقتصادی نیز همین­‌گونه است. یعنی شکاف اقتصادی که به وجود آمده و چالش‌های جدی اقتصادی که به همراه دارد. از گذشته هم بسیاری از این موضوعات مطرح می­شد، اما بعضی­‌ها معتقد بودند که به هر حال به این دلیل که حدأقل­‌ها بالا آورده می­‌شوند، آن شکاف ثروتی که در موضع سطح بالای جامعه وجود دارد دیده نمی­‌شود، اما در حال حاضر نشان داده شد که خیر، حدأقل­‌ها وجود ندارند و این شکاف به صورت جدی یکپارچگی جامعه را تهدید می‌­کند. در حوزه نظامی-امنیتی و در حوزه قانون­‌گرایی و حکمرانی، سطح گسترده فسادی که وجود دارد علی­رغم همه مؤلفه‌­های مدرن مدیریت اجتماعی، به هر حال خود را نشان می­دهد. همراه شدن این موضوع با این اتفاقات، یک چند ضلعی را درست می‌کند که کلیت تمدن و زندگی اجتماعی غربی که مبتنی بر دموکراسی است و قرار بود نمونه عالی زندگی انسان باشد را زیر سؤال می‌برد. یعنی این اتفاقات در زمانی می‌افتد که کارکرد مابقی جنبه‌های لیبرال دموکراسی هم محل سؤال است و به همین جهت اثر این موضوع محدود نیست و مضاعف است.

     رهبر انقلاب در بخشی از بیاناتشان به این موضوع اشاره کردند که امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا در واقع به نوعی رو به زوال است، نشانه‌های این زوال و انقراض از نظر شما چه چیزهایی هستند؟
     افول ایالات متحده صرفاً ادبیات ما نیست و اصولاً از غرب شروع شده و مبتنی بر شواهد عینی است یعنی یک تصور ذهنی نیست. این موضوع در دو سطح خود را نشان می‌­دهد، یکی مقایسه جنبه‌­های مختلف قدرت آمریکا با آمریکای قبل از خودش یعنی مقایسه آن چیزی که در سال ۲۰۲۵ اتفاق افتاد با آن چیزی که سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ رخ داد و یا آن رخدادی که در سال ۱۹۶۰ و­ ۱۹۷۰ به وقوع پیوست، همه این موضوعات نشان‌دهنده این است که که قدرت ایالات متحده آمریکا حدأقل در ۳۵ سال اخیر به صورت مداوم کاهش پیدا کرده است.

    دوم اینکه این موضوع در حوزه سیاسی، اقتصادی، نظامی و در حوزه فرهنگی هم مطرح است. غیر از این مقایسه آمریکا با قبل از خود، مقایسه آمریکا با رقبایش هم همین وضعیت را نشان می‌دهد. یعنی ایالات متحده که یک زمانی­۳۰ درصدGDP (تولید ناخالص داخلی) دنیا را به تنهایی در اختیار و از همه رقبای بعد از خودش هم توانمندی بیشتری داشت، در حال حاضر با وضعیتی مواجه است که همین امروز کشور دیگری در دنیا بر اساس برابری قدرت خرید، اقتصاد بزرگتری از او دارد و بر اساس قدرت اسمی دلار، نفر دوم و با فاصله کمی از او در حال حرکت است.

    ایالات متحده که زمانی بودجه نظامی او به تنهایی برابر بود با بودجه نظامی کشور بعد از خودش و نه کشورآخر جدول، در حال حاضر بودجه نظامی او از بودجه نظامی کشوری که رتبه دوم است، کارکردش کمتر است. درست است که فاصله آمریکا از رتبه دوم جدول بسیار است، اما خود آمریکا اذعان کرده به دلیل فسادی که در بودجه نظامی ما وجود دارد، بودجه اقتصادی کشور دوم، کارکردش از بودجه نظامی آنها بیشتر است و همین مقایسه‌ها نشان می‌دهد که امپراتوری‌ای که فکر می‌کردند تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت، رو به افول است.

    خود آمریکایی‌ها بسیار بیشتر از بقیه دنیا راجع به این موضوع صحبت می­‌کنند. بیانات رهبر انقلاب در این زمینه، یک حرف بسیار جدی است. بسیاری معتقدند که این شدت عملی که آمریکای ترامپ انجام می­‌دهد، بخش زیادی از آن ناشی از شخصیت خود ترامپ نیست و به این دلیل است که نظام سیاسی ایالات متحده به این نتیجه رسیده که قبل از اینکه این افول بسیار جدی­‌تر شود و با توجه به نزدیکی این افول به آنها، باید از آخرین منابع قدرت خود برای تداوم و طولانی شدن این قدرت استفاده کنند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62727

    #ديگران__گفتگو
    📰 تابلوی تمدن غربی خالی از معنا  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ بخش بین‌الملل رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس در گفت‌وگو با دکتر علیرضا کوهکن، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی نسبت ابعاد انتشار اسناد پرونده فساد اخیر در آمریکا با نشانه‌های ضعف تمدنی غرب و افول ایالات متحده پرداخته است.  اگر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد و به طور کلی می­‌شود گفت که این جزیره، تصویر فشرده‌­ای از نظام سلطه است؟  حدأقل مواردی که از جزیره اپستین تا به امروز افشا شده -ظاهراً دارای ابعاد دیگری هم هست که ممکن است بعدها منتشر شود- نمود واضحی از تمدن غرب است. زمانی که شما خدا و مؤلفه‌های اخلاقی مبتنی بر دین را کنار می‌گذارید و هدف و جهت زندگی صرفاً لذت‌های انسانی را دربرمی‌گیرد، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد و بسیاری از اتفاقاتی که در این جزیره افتاده است، حاصل همین نوع نگاه است؛ نگاهی که در آن خدا و ارزش‌های الهی، و نیز اخلاق به معنای ارزش‌ها و سنت‌های اخلاقی کنار گذاشته می‌شود و دستور کار صرفاً بر توافق جمعی و زندگی مبتنی بر لذت قرار می‌گیرد؛ این موارد نیز به‌طور طبیعی خروجی چنین نگاهی است. این نکته اول و نکته دوم اینکه اهمیت این موضوع به این دلیل است که افرادی که در این پرونده و در این موضوع دخیل بودند، کسانی هستند که عملاً دنیای امروز و تمدن امروز غرب را هدایت می‌کنند. منظور از هدایت، هدایت صرفاً سیاسی نیست و هدایت اقتصادی، فکری، فرهنگی و در کل همه ابعاد را شامل می‌شود. از این نوع اتفاقات در جامعه غربی بسیار است و طبق آمارها، برخلاف تصویری که توسط بعضی از افراد از جوامع غربی ساخته شده، جوامع غربی به شدت درگیر انحرافات و فسادهای مختلفی می­‌باشند. اما نکته‌­ای که در این بین وجود دارد این است که کسانی که دیگران را موعظه‌های اخلاقی می‌کنند و برای دیگران از تمدن، اجرای قانون­ و پایبندی به اصول انسانی صحبت می‌کنند، همه آنها گرفتار چنین مسئله‌ای هستند، این موضوع نشان می­‌دهد که عمق فساد در جامعه تمدنی غرب بسیار بیشتر از آن چیزی است که در گذشته تصور می­‌شد و به عبارت خیلی ساده‌­تر، زمانی که انسان خدا را کنار می‌­گذارد، در آن زمان است که رفتارهای حیوانی و عجیب و غریب خارج از شخصیت انسانی بروز و ظهور پیدا می‌کند.  با توجه به این اتفاقات و این بمب خبری که در نتیجه افشای این پرونده منتشر شد، فکر می‌کنید که این موضوع چه حقایقی از به حق بودن نظام و تمدن اسلامی را روشن می‌کند و در کل آیا این موضوع زمینه­‌ساز مطرح شدن مباحثی مانند حقوق زن و کودک در نظام اسلامی می­‌شود و نظام اسلامی می‌­تواند مطالبه­‌گر این موضوع از تمدن غربی باشد؟  در واقع بسیاری از این شعارها را سالیان سال است که غرب راجع‌به حقوق زنان، کودکان و ارزش‌های جامعه انسانی تکرار می‌کرد و همه چیز را که بخشی از این همه، تمدن اسلامی است مورد سؤال، حمله و مورد استهزا قرار می‌داد. البته در بسیاری از موارد در آمارها و تصویر داخلی جامعه غربی، این‌ مباحث زیر سؤال رفته است. کسی که به صورت تخصصی جامعه و تمدن غرب را بشناسد، به این موضوع آگاه است که صرفاً به خاطر تسلطی که غرب در حوزه تصویرسازی و رسانه دارد و استفاده‌ای که از قدرت خود در حوزه سیاسی و نظامی می‌کند، در دنیا برد دارد، اما خالی بودن از معنای این شعارها زمان زیادی است که مشخص شده، ولی چنین پرونده­‌های بزرگی که در دنیا بسیار راجع به آن صحبت، ابعاد آن مطرح و جنبه‌های مختلف آن تکرار می‌شود، بیشتر نشان‌دهنده آن است که افرادی که مدعیان حقوق بشر و به قول خودشان رفتارهای متمدنانه هستند، چنین جنایاتی را انجام می‌دادند و می­‌دهند که در تاریخ بشر بی­‌سابقه است. جا دارد که اینجا به این موضوع اشاره کنم که در همین مدت اخیر، پرونده‌­های متعددی وجود داشت که یکی از آن اتفاقات در کانادا رخ داده بود به این شکل که بخش زیادی از کودکان بومی را که در مدرسه مشغول تحصیل بودند، بعد از انجام رفتارهای بسیار عجیب و غریب با آنها، بسیاری از این کودکان را در همان جا کشته و دفن کرده بودند. اما غرب همیشه در مواجهه با این پرونده‌ها و پرونده‌های مربوط به رفتار آنها با سیاهپوستان، سرخپوستان، با افراد جوامع بومی و راجع به استعمار، در همه حال این استدلال را مطرح می­‌کرد که این موضوعات مربوط به گذشته می‌باشد و در حال حاضر اوضاع تغییر کرده است، اما حتی زمانی که در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رنگین پوستان در ایالات متحده، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی هم محروم بودند، غرب اعتقاد داشت که این موضوع برای گذشته است و در حال حاضر شرایط کنونی تغییر کرده، انگار که این اتفاق برای ۲۰۰ سال گذشته است. اما اتفاقاتی که در این پرونده افتاد، نشان داد که نه اتفاقاً شرایط تغییری نکرده است، یعنی مشکلات اخلاقی و مشکلات انسانی تمدن غرب، مسائلی است که همچنان وجود دارد با این تفاوت که پوشش رسانه و پوشش تصویرسازی، از مطرح شدن آن جلوگیری می­کند. آنها نه راجع به وضعیت خود که وضعیت بسیار فجیعی است، بلکه راجع به موضوعات و کشورهای دیگر دنیا صحبت می‌کنند. زمانی که این انتقادات مطرح می‌­شود، فضا گشوده و باز می­گردد که آلترناتیوها چه هستند؟ یعنی جایگزین‌هایی که می‌توانند به جای این نوع نگاه‌ها مطرح شوند چه چیزهایی هستند؟ در دنیا تمدن اسلامی به دلیل سابقه‌ و به‌هم‌پیوستگی منطقی که نوع استدلال آن دارد، می‌تواند یکی از این آلترناتیوها باشد و به نظر من این اتفاقات، باعث خواهد شد که راجع به این آلترناتیو­ها که یکی از مهم‌­ترین آنها اسلام است، بیشتر در دنیا بحث شود.  پرونده اپستین را تا چه حد می­‌شود نماد سقوط تمدنی قلمداد کرد؟ و به طور کلی لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق، در نهایت می­‌تواند به کدام نقطه برسد؟   گروهی معتقد بودند که در دهه ۹۰ میلادی به خاطر پایه‌های مستحکم لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی و در حوزه اقتصادی، می‌توان به بعد فرهنگی و اجتماعی هم به تدریج سامان داد و این می‌­تواند نمونه عالی تمدن بشری باشد، اما اتفاقاتی که بعدها افتاد نشان داد که نه تنها در بعد فرهنگی و اجتماعی زندگی انسانی، این برداشت‌ها راه به جایی نمی‌برد، بلکه حتی در حوزه سیاسی و اقتصادی هم چالش‌ها و بحران‌های متعددی برای آن به وجود آمد که با علامت سؤال‌های جدی مواجه شد. این اتفاقی که افتاد و اتفاقات شبیه به این، باید در این مجموعه دیده شود که به نظر من در اینجا پر رنگ­تر هم مطرح می‌­شود. به این معنا که ما در حال حاضر به صورت جدی شاهد کاهش قدرت لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی هستیم. یعنی دیگر در دنیا لازم نیست به دنبال نمونه بگردیم، این اتفاقاتی که در سیاست کشورهای غربی رخ داده است، خروجی لیبرال دموکراسی را به صورت آشکار و عریان نشان می‌­دهد. در حوزه اقتصادی نیز همین­‌گونه است. یعنی شکاف اقتصادی که به وجود آمده و چالش‌های جدی اقتصادی که به همراه دارد. از گذشته هم بسیاری از این موضوعات مطرح می­شد، اما بعضی­‌ها معتقد بودند که به هر حال به این دلیل که حدأقل­‌ها بالا آورده می­‌شوند، آن شکاف ثروتی که در موضع سطح بالای جامعه وجود دارد دیده نمی­‌شود، اما در حال حاضر نشان داده شد که خیر، حدأقل­‌ها وجود ندارند و این شکاف به صورت جدی یکپارچگی جامعه را تهدید می‌­کند. در حوزه نظامی-امنیتی و در حوزه قانون­‌گرایی و حکمرانی، سطح گسترده فسادی که وجود دارد علی­رغم همه مؤلفه‌­های مدرن مدیریت اجتماعی، به هر حال خود را نشان می­دهد. همراه شدن این موضوع با این اتفاقات، یک چند ضلعی را درست می‌کند که کلیت تمدن و زندگی اجتماعی غربی که مبتنی بر دموکراسی است و قرار بود نمونه عالی زندگی انسان باشد را زیر سؤال می‌برد. یعنی این اتفاقات در زمانی می‌افتد که کارکرد مابقی جنبه‌های لیبرال دموکراسی هم محل سؤال است و به همین جهت اثر این موضوع محدود نیست و مضاعف است.  رهبر انقلاب در بخشی از بیاناتشان به این موضوع اشاره کردند که امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا در واقع به نوعی رو به زوال است، نشانه‌های این زوال و انقراض از نظر شما چه چیزهایی هستند؟  افول ایالات متحده صرفاً ادبیات ما نیست و اصولاً از غرب شروع شده و مبتنی بر شواهد عینی است یعنی یک تصور ذهنی نیست. این موضوع در دو سطح خود را نشان می‌­دهد، یکی مقایسه جنبه‌­های مختلف قدرت آمریکا با آمریکای قبل از خودش یعنی مقایسه آن چیزی که در سال ۲۰۲۵ اتفاق افتاد با آن چیزی که سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ رخ داد و یا آن رخدادی که در سال ۱۹۶۰ و­ ۱۹۷۰ به وقوع پیوست، همه این موضوعات نشان‌دهنده این است که که قدرت ایالات متحده آمریکا حدأقل در ۳۵ سال اخیر به صورت مداوم کاهش پیدا کرده است. دوم اینکه این موضوع در حوزه سیاسی، اقتصادی، نظامی و در حوزه فرهنگی هم مطرح است. غیر از این مقایسه آمریکا با قبل از خود، مقایسه آمریکا با رقبایش هم همین وضعیت را نشان می‌دهد. یعنی ایالات متحده که یک زمانی­۳۰ درصدGDP (تولید ناخالص داخلی) دنیا را به تنهایی در اختیار و از همه رقبای بعد از خودش هم توانمندی بیشتری داشت، در حال حاضر با وضعیتی مواجه است که همین امروز کشور دیگری در دنیا بر اساس برابری قدرت خرید، اقتصاد بزرگتری از او دارد و بر اساس قدرت اسمی دلار، نفر دوم و با فاصله کمی از او در حال حرکت است. ایالات متحده که زمانی بودجه نظامی او به تنهایی برابر بود با بودجه نظامی کشور بعد از خودش و نه کشورآخر جدول، در حال حاضر بودجه نظامی او از بودجه نظامی کشوری که رتبه دوم است، کارکردش کمتر است. درست است که فاصله آمریکا از رتبه دوم جدول بسیار است، اما خود آمریکا اذعان کرده به دلیل فسادی که در بودجه نظامی ما وجود دارد، بودجه اقتصادی کشور دوم، کارکردش از بودجه نظامی آنها بیشتر است و همین مقایسه‌ها نشان می‌دهد که امپراتوری‌ای که فکر می‌کردند تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت، رو به افول است. خود آمریکایی‌ها بسیار بیشتر از بقیه دنیا راجع به این موضوع صحبت می­‌کنند. بیانات رهبر انقلاب در این زمینه، یک حرف بسیار جدی است. بسیاری معتقدند که این شدت عملی که آمریکای ترامپ انجام می­‌دهد، بخش زیادی از آن ناشی از شخصیت خود ترامپ نیست و به این دلیل است که نظام سیاسی ایالات متحده به این نتیجه رسیده که قبل از اینکه این افول بسیار جدی­‌تر شود و با توجه به نزدیکی این افول به آنها، باید از آخرین منابع قدرت خود برای تداوم و طولانی شدن این قدرت استفاده کنند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62727 #ديگران__گفتگو
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 615 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • انقلاب مردم پایه


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم آذربایجان شرقی ضمن تأکید بر شکست دشمن در فتنه آمریکایی-صهیونی ۱۴۰۴ و پیروزی ملّت ایران در این قضیه فرمودند: «خب آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راه‌پیمایی عجیب بیست‌ودوّم دی و بعد هم بیست‌ودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم. این [یک] سیاست. سیاستهای بعدی هم هست.‌ بنده نمیخواهم به طور قاطع بگویم، لکن میخواهم بگویم ملّت ایران که توانسته از بدخواهی دشمن و‌ توطئه‌ی دشمن این‌جور پیروز بیرون بیاید، این پیروزی را باید حفظ کند که آن هم با آمادگی است، با هوشیاری است، با اتّحاد ملّی است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
    رهبر انقلاب، بارها بر ضرورت «انسجام ملّی» تأکید کرده‌اند. این تأکید تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه در شرایط پیچیده امروز کشور، به یک متغیر راهبردی و حیاتی تبدیل شده است. فشارهای خارجی، جنگ روایت‌ها و برخی مسائل داخلی، ضرورت هم‌افزایی ملّی را دوچندان کرده است.
    رسانه KHAMENEI.IR بر همین اساس در گفت‌وگو با دکتر مصطفی ملکوتیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، نقش مردم در پایداری، مدیریت بحران‌ها و تقویت قدرت ملّی جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است.

     رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی ماه امسال در پیامی خطاب به مردم تصریح کردند؛ «امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.« به عنوان سؤال اول بفرمایید که تحلیل شما از نقش مردم در حل بحران‌های ۴۷ ساله جمهوری اسلامی چگونه است و در حوادث اخیر دیماه ۱۴۰۴ حضور مردم چه نقشی در حل بحران‌ و اغتشاشات وابسته به خارج از کشور داشت؟
     انقلاب اسلامی همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند، بزرگترین و مردمی‌ترین انقلاب معاصر است؛ بطوری که در هیچ کدام از انقلاب‌های معاصر چنین حضور عظیم و پررنگی از مردم را ندیده‌ایم. این انقلاب همه اقشار مختلف اجتماع شامل دانشگاهیان، نخبگان، اصناف و کارگران، کشاورزان، حوزویان، کارمندان دولت و... را در کنار خود یافت و به دلیل ماهیت دینی آن، یک انقلاب کاملاً فراطبقاتی بود. در حالیکه در سایر انقلاب‌های معاصر، ما حضور مردم را کاملاً قشری یعنی مشتمل بر حضور عناصری از یک یا چند قشر خاص از اجتماع میدیدیم. به عنوان مثال، با نگاهی به شرکت‌کنندگان در انقلاب‌های فرانسه(۱۷۸۹) و روسیه(۱۹۱۷) این حضور کم رنگ بخوبی پیداست.

    انقلاب اسلامی که در مرحله وقوع و سپس پیروزی با نقش‌آفرینی گسترده مردمی همراه بود، پس از پیروزی نیز با همین نقش‌آفرینی مردم تداوم یافته است. بدلیل حضور گسترده مردمی بود که علیرغم کمک‌های بی‌حد و حصر غرب وحشی به رژیم مستبد، وابسته، عقب مانده و فاسد پهلوی، انقلاب توانست راه پیروزی را با موفقیت طی نماید و سپس با تداوم این حضور، تلاش‌های مختلف دشمنان  خود را در عرصه‌های مختلف در سالهای بعد از پیروزی به شکست بکشاند و نه تنها تلاش‌های پیوسته ضد انقلابی آنها را ناکام بگذارد، بلکه الگویی از خودباوری به توان ملّی و پیشرفت در عرصه‌های مختلف علمی بدون وابستگی به قدرتمندان جهانی را به نمایش بگذارد.

    در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون ما شاهد بوده‌ایم که سردمداران نظام سلطه از همان آغاز، بنای توطئه و فتنه‌افکنی علیه انقلاب را گذاردند و از همه انواع آن، از تحریم -بطوریکه به اعتراف مقامات آمریکایی تا کنون هیچ ملّتی به اندازه ایران تحت تحریم آنها قرار نگرفته است-، تا تحمیل یک جنگ ویرانگر ۸ ساله و کمک‌های حجیم دشمنان به مهاجم دست نشانده، کودتا، اغتشاش و فتنه، ترور و ... بهره‌گیری نمودند، اما انقلاب اسلامی از همه این حوادث تحمیلی موفق بیرون آمد و نقشه‌های آنها را بر باد داد. دو مورد از آخرین آنها، شکست رسوا در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات و فتنه دیماه امسال بود. ملّت ایران این نقشه‌ها را نیز همچون گذشته شکست سختی داد و پیامی رسا به دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آن‌ها فرستاد که ایران اسلامی قادر به عبور موفق از انواع نقشه‌های شیطانی دشمنان است. در واقع، راز این موفقیت در ایمان مردم انقلابی و آمادگی و عزم راسخ و دائمی آنها برای حضور در صحنه و باطل نمودن نقشه‌های دشمنان نهفته است.

    حضور عظیم و عمومی مردم در راهپیمایی روزهای ۲۲ دی (که همزمان با فتنه و آشوب و تخریب آمریکایی-صهیونی) و ۲۲ بهمن (سالروز پیروزی انقلاب اسلامی) اتفاق افتاد، این پیام را ارسال نمود که فرزندان این انقلاب کبیر، همواره برای دفاع از آرمان‌های انقلاب مقدس خود آماده حضور در صحنه‌اند و با روحیه انقلابی و امید به آینده، آماده فداکاری در این راه الهی هستند. آنچه دشمنان انقلاب تصور آن‌را نمیکنند، تداوم این روحیه انقلابی همراه با تصمیم قطعی ملّت به فداکاری و از خود گذشتگی در این مسیر است و این تداوم، حکایت از عمق اعتقاد و باور ملّی به درستی و حقانیت آرمانهای انقلاب  و بصیرت و آگاهی عمیق به آنها دارد.

    اهمیت منحصر به‌فرد حضور مردمی در ۲۲ بهمن امسال، زمانی واضح‌تر میگردد که بدانیم دشمن اکنون بی‌پرده به میدان آمده و شمشیر را از رو بسته و به تهدید مستقیم و بی‌پروا روی آورده و به اعتراف خود، طرحی را علیه انقلاب اسلامی به اجرا گذارده که بر روی آن ۲۰ سال کار کرده و روی آن برنامه‌ریزی کرده بود. اکنون همگان می‌بینند که اضلاع مختلف این طرح فروپاشیده و دیگر قابل بازسازی نیز نیست. با این فروپاشی، موجی از ناامیدی و چشم‌اندازی از شکست‌های آینده در مقابل دشمنان ترسیم می‌شود که نتیجه آنها تحولات بزرگ منطقه‌ای و جهانی خواهد بود.

     ساختار نظام اسلامی چگونه طراحی شده است که بحران‌ها با حضور و مشارکت مردمی مدیریت میشود؟
     رهبر انقلاب در این باره تصریح میکنند: «ووقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

    تجربه تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی به ما میگوید که هرگاه مردم در صحنه انقلاب وارد شده‌اند، ضدّ انقلاب و توطئه‌گران بساط خود را جمع نموده و محو شده‌اند.

    تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌های معاصر در زمینه حضور و نقش‌آفرینی مردمی، از یکطرف ناشی از گستردگی و دائمی بودن این حضور است و از طرف دیگر، ناشی از نقش‌آفرینی مردمی خدامحور، آرمانخواه، مصمم و قاطع برای ایفای تکلیف دینی و الهی خود است. این هردو ویژگی از اهمیت بسزایی در جریان امور انقلاب برخوردارند. چنین حضوری بود که باعث پیروزی انقلاب گردید و پس از پیروزی، به‌سرعت نظام اسلامی را بنیاد نهاد و مقامات مختلف آن‌را انتخاب و مستقر نمود.

    در هیچکدام از انقلاب‌های معاصر چنین سرعت و صحتی در استقرار سامان سیاسی نوین دیده نشده است. این حضور، همچنین آرامش و ثبات مطمئن در کشور را ایجاد و تحولات را با موفقیت به پیش برد و در این مسیر، نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان را نقش بر آب کرد.

    اهمیت این حضور زمانی بهتر درک میگردد که بدانیم بعنوان مثال در انقلاب فرانسه، پس از پیروزی در سال ۱۷۸۹، ده‌ها سال به‌صورت پیوسته  و دائمی درگیری، نابسامانی، بی‌ثباتی و خشونت همران با تغییرات سیاسی حاد، جریان داشت. این وضعیت به‌دلیل شرایط نیروی انقلابی فرانسه بود که -برخلاف انقلاب اسلامی- در آن، حضور مردمی ضعیف و آرمان انقلابی بدون اصالت و نیز تک بعدی بود و از جامعیت برخوردار نبود و و رهبری انقلاب نیز به تبع آرمان انقلابی متفرق بود.

    در انقلاب اسلامی در حضور مردم، از یک طرف اهدافی الهی و انگیزه‌ای مقدس برای انجام تکلیف می‌بینیم و از طرف دیگر، شاهد حمایت الهی بر مبنای آیه شریفه «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» هستیم. ما باید قدر این نعمت و یاری الهی را بدانیم و همواره بدلیل آن خداوند را شاکر باشیم. در واقع شکست‌های دشمن در سالیان پس از پیروزی انقلاب، مصداق وعده کمک الهی به مؤمنان و پویندگان راه مستقیم الهی است.

     «قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند» با این توصیف رهبر انقلاب، قدرت ملّی از چه اجزایی برخوردار است و این مقوله چگونه با حضور و مشارکت مردم افزوده می‌شود؟ غیر از حضور مردمی، قدرت ملّی از چه مؤلفه دیگری برخوردار است؟
     قدرت ملّی مفهومی با ابعاد مختلف است و جنبه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دارد. آنچه که عمده تحلیل‌گران غربی به‌دلیل وابستگی به مبانی و اصول مدرنیته، هویت و تمدن غربی و نیز تفکرات دوره رنسانس در غرب آن را درک نمی‌کنند، جنبه‌های معنایی، غیر مادّی و ناملموس قدرت ملّی است. آنها با توجه به برداشت ابزاری خود از عقل بشری، همه چیز را در  تعداد و محاسبه مادّی می‌بینند و قدرت را از دریچه فقط تسلیحات نظامی و سخت‌افزاری می‌نگرند و بر تحلیل‌هایشان به قول رنه گنون سیطره کمیت غالب است و به همین دلیل است که از تحلیل‌های واقعی و عمیق در باب مفهوم قدرت ومنابع قدرت ملّی غافلند، تجزیه‌وتحلیل‌ها و پیشگویی‌هایشان درباره تحولات جهانی به‌طور پیاپی، اشتباه از کار در می‌آید.

    تاریخ تحولات منطقه‌ای و جهانی تاکنون به‌خوبی نشان داده است که وقتی پای ایستادگی و مقاومت یک ملّت آرمانخواه و عقیده‌مند به میان می‌آید، هیچ نیروی مادّی هرچند بزرگ، نمی‌تواند در مقابل آن بایستد. استکبار جهانی، تا کنون تنها در سرزمین‌هایی در تحمیل برنامه‌های خود موفق گردیده که با مقاومت و ایستادگی پیگیر مّلت‌ها روبرو نشده است و در مقابل همه ملّتهایی که اراده ایستادگی داشته‌اند، تسلیم گردیده است. نمونه‌هایی از این تسلیم استعمارگران بعنوان نتیجه ایستادگی ملّتها را در شبه قاره هند، الجزایر، ویتنام، ایران و... شاهد بوده‌ایم.

     ۲۲ بهمن امسال از چند جهت متمایز بود؟ تحلیل شما از حضور مردم چیست؟
     همان‌طور که شاهد بودیم، حضور پرشور و گسترده مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، در شرایط  ویژه و خاصی اتفاق افتاد. شاهدیم که دشمن با تمام توان و قدرت و اعوان و انصار خود به صحنه آمده و انواع نقشه‌ها و توطئه‌ها را اجرا نمود؛ از ترور و به شهادت رساندن فرماندهان نظامی تا حمله نظامی دقیقاً برنامه‌ریزی شده تا بهره‌گیری از اغتشاش و آشوب و بهره‌گیری از مزدوران داخلی آموزش دیده و واقعاً هم فکر میکرد که پیروز میدان خواهد بود.

    او می‌پنداشت که نتیجه تلاش‌هایش به راه انداختن جنگ داخلی و تجزیه کشورما خواهد بود و حتی آنها درباره آینده کشور ما نیز در جلسات خود برنامه‌ریزی کرده بودند. اما آنچه سحر او را باطل و دشمن را ناامید کرد، حضور به‌موقع و گسترده مردم بود. حضور مردم در دو راهپیمایی ۲۲ دی و ۲۲بهمن، خط بطلانی بر این توطئه‌ها کشید و اراده ملّی بر ایستادگی در مقابل هر طرح و نقشه خائنانه‌ای را نشان داد و نیز هشداری جدّی در مورد آینده بود که حضور مردم همچنان ادامه خواهد یافت و فتنه‌ها هیچ چشم‌اندازی از موفقیت در آینده نیز ندارند.

     تأکید بر انسجام جزو مهم‌ترین مطالبات رهبر معظم انقلاب در شرایط کنونی است. مؤلفه‌های انسجام ملّی چیست؟
     همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب تأکید فرموده‌اند، وحدت مقدس و انسجام مردم، ضامن موفقیت کشور و عبور از فتنه‌های دشمنان است و این امر باید همواره مورد توجه بوده و حفظ شود. وحدت ملّی کلید امنیت و آرامش و پیشرفت کشور است. این وحدت باید در میان مسئولان، نخبگان و مردم  و در میان هریک از آنها وجود داشته باشد.

    در این رابطه، اندیشمندان و متفکران اسلامی متقدم و متأخر بر نقش قاطع تعلیم و تربیت در ایجاد انسجام ارزشی در جامعه تأکید فراوان نموده و در علم جامعه‌شناسی سیاسی نیز به لزوم وحدت و انسجام ملّی و تداوم آن تأکید فراوان شده و این دانش انسانی، یکی از راه‌های اصلی کسب آن را اجرای یک روند موفق جامعه‌پذیری و حفظ الگو در اجتماع میداند که این امر از طریق نهادهای مختلف جامعه‌پذیری از قبیل نهاد خانواده، نهادهای مذهبی، رسانه‌ها مانند رادیو تلویزیون و مطبوعات وکتاب‌ها، معلمان و استادان و... صورت میگیرد.

    در واقع ارزش‌های مشترک دینی، نقش‌آفرینی رهبری انقلابی و متعهد و آرمانخواه، حضور مردم معتقد و تلاش‌های وحدت بخش از انواع مختلف، از عناصر اصلی انسجام ملّی کشور هستند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62726

    #ديگران__گفتگو
    📰 انقلاب مردم پایه  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم آذربایجان شرقی ضمن تأکید بر شکست دشمن در فتنه آمریکایی-صهیونی ۱۴۰۴ و پیروزی ملّت ایران در این قضیه فرمودند: «خب آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راه‌پیمایی عجیب بیست‌ودوّم دی و بعد هم بیست‌ودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم. این [یک] سیاست. سیاستهای بعدی هم هست.‌ بنده نمیخواهم به طور قاطع بگویم، لکن میخواهم بگویم ملّت ایران که توانسته از بدخواهی دشمن و‌ توطئه‌ی دشمن این‌جور پیروز بیرون بیاید، این پیروزی را باید حفظ کند که آن هم با آمادگی است، با هوشیاری است، با اتّحاد ملّی است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ رهبر انقلاب، بارها بر ضرورت «انسجام ملّی» تأکید کرده‌اند. این تأکید تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه در شرایط پیچیده امروز کشور، به یک متغیر راهبردی و حیاتی تبدیل شده است. فشارهای خارجی، جنگ روایت‌ها و برخی مسائل داخلی، ضرورت هم‌افزایی ملّی را دوچندان کرده است. رسانه KHAMENEI.IR بر همین اساس در گفت‌وگو با دکتر مصطفی ملکوتیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، نقش مردم در پایداری، مدیریت بحران‌ها و تقویت قدرت ملّی جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است.  رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی ماه امسال در پیامی خطاب به مردم تصریح کردند؛ «امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.« به عنوان سؤال اول بفرمایید که تحلیل شما از نقش مردم در حل بحران‌های ۴۷ ساله جمهوری اسلامی چگونه است و در حوادث اخیر دیماه ۱۴۰۴ حضور مردم چه نقشی در حل بحران‌ و اغتشاشات وابسته به خارج از کشور داشت؟  انقلاب اسلامی همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند، بزرگترین و مردمی‌ترین انقلاب معاصر است؛ بطوری که در هیچ کدام از انقلاب‌های معاصر چنین حضور عظیم و پررنگی از مردم را ندیده‌ایم. این انقلاب همه اقشار مختلف اجتماع شامل دانشگاهیان، نخبگان، اصناف و کارگران، کشاورزان، حوزویان، کارمندان دولت و... را در کنار خود یافت و به دلیل ماهیت دینی آن، یک انقلاب کاملاً فراطبقاتی بود. در حالیکه در سایر انقلاب‌های معاصر، ما حضور مردم را کاملاً قشری یعنی مشتمل بر حضور عناصری از یک یا چند قشر خاص از اجتماع میدیدیم. به عنوان مثال، با نگاهی به شرکت‌کنندگان در انقلاب‌های فرانسه(۱۷۸۹) و روسیه(۱۹۱۷) این حضور کم رنگ بخوبی پیداست. انقلاب اسلامی که در مرحله وقوع و سپس پیروزی با نقش‌آفرینی گسترده مردمی همراه بود، پس از پیروزی نیز با همین نقش‌آفرینی مردم تداوم یافته است. بدلیل حضور گسترده مردمی بود که علیرغم کمک‌های بی‌حد و حصر غرب وحشی به رژیم مستبد، وابسته، عقب مانده و فاسد پهلوی، انقلاب توانست راه پیروزی را با موفقیت طی نماید و سپس با تداوم این حضور، تلاش‌های مختلف دشمنان  خود را در عرصه‌های مختلف در سالهای بعد از پیروزی به شکست بکشاند و نه تنها تلاش‌های پیوسته ضد انقلابی آنها را ناکام بگذارد، بلکه الگویی از خودباوری به توان ملّی و پیشرفت در عرصه‌های مختلف علمی بدون وابستگی به قدرتمندان جهانی را به نمایش بگذارد. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون ما شاهد بوده‌ایم که سردمداران نظام سلطه از همان آغاز، بنای توطئه و فتنه‌افکنی علیه انقلاب را گذاردند و از همه انواع آن، از تحریم -بطوریکه به اعتراف مقامات آمریکایی تا کنون هیچ ملّتی به اندازه ایران تحت تحریم آنها قرار نگرفته است-، تا تحمیل یک جنگ ویرانگر ۸ ساله و کمک‌های حجیم دشمنان به مهاجم دست نشانده، کودتا، اغتشاش و فتنه، ترور و ... بهره‌گیری نمودند، اما انقلاب اسلامی از همه این حوادث تحمیلی موفق بیرون آمد و نقشه‌های آنها را بر باد داد. دو مورد از آخرین آنها، شکست رسوا در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات و فتنه دیماه امسال بود. ملّت ایران این نقشه‌ها را نیز همچون گذشته شکست سختی داد و پیامی رسا به دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آن‌ها فرستاد که ایران اسلامی قادر به عبور موفق از انواع نقشه‌های شیطانی دشمنان است. در واقع، راز این موفقیت در ایمان مردم انقلابی و آمادگی و عزم راسخ و دائمی آنها برای حضور در صحنه و باطل نمودن نقشه‌های دشمنان نهفته است. حضور عظیم و عمومی مردم در راهپیمایی روزهای ۲۲ دی (که همزمان با فتنه و آشوب و تخریب آمریکایی-صهیونی) و ۲۲ بهمن (سالروز پیروزی انقلاب اسلامی) اتفاق افتاد، این پیام را ارسال نمود که فرزندان این انقلاب کبیر، همواره برای دفاع از آرمان‌های انقلاب مقدس خود آماده حضور در صحنه‌اند و با روحیه انقلابی و امید به آینده، آماده فداکاری در این راه الهی هستند. آنچه دشمنان انقلاب تصور آن‌را نمیکنند، تداوم این روحیه انقلابی همراه با تصمیم قطعی ملّت به فداکاری و از خود گذشتگی در این مسیر است و این تداوم، حکایت از عمق اعتقاد و باور ملّی به درستی و حقانیت آرمانهای انقلاب  و بصیرت و آگاهی عمیق به آنها دارد. اهمیت منحصر به‌فرد حضور مردمی در ۲۲ بهمن امسال، زمانی واضح‌تر میگردد که بدانیم دشمن اکنون بی‌پرده به میدان آمده و شمشیر را از رو بسته و به تهدید مستقیم و بی‌پروا روی آورده و به اعتراف خود، طرحی را علیه انقلاب اسلامی به اجرا گذارده که بر روی آن ۲۰ سال کار کرده و روی آن برنامه‌ریزی کرده بود. اکنون همگان می‌بینند که اضلاع مختلف این طرح فروپاشیده و دیگر قابل بازسازی نیز نیست. با این فروپاشی، موجی از ناامیدی و چشم‌اندازی از شکست‌های آینده در مقابل دشمنان ترسیم می‌شود که نتیجه آنها تحولات بزرگ منطقه‌ای و جهانی خواهد بود.  ساختار نظام اسلامی چگونه طراحی شده است که بحران‌ها با حضور و مشارکت مردمی مدیریت میشود؟  رهبر انقلاب در این باره تصریح میکنند: «ووقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ تجربه تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی به ما میگوید که هرگاه مردم در صحنه انقلاب وارد شده‌اند، ضدّ انقلاب و توطئه‌گران بساط خود را جمع نموده و محو شده‌اند. تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌های معاصر در زمینه حضور و نقش‌آفرینی مردمی، از یکطرف ناشی از گستردگی و دائمی بودن این حضور است و از طرف دیگر، ناشی از نقش‌آفرینی مردمی خدامحور، آرمانخواه، مصمم و قاطع برای ایفای تکلیف دینی و الهی خود است. این هردو ویژگی از اهمیت بسزایی در جریان امور انقلاب برخوردارند. چنین حضوری بود که باعث پیروزی انقلاب گردید و پس از پیروزی، به‌سرعت نظام اسلامی را بنیاد نهاد و مقامات مختلف آن‌را انتخاب و مستقر نمود. در هیچکدام از انقلاب‌های معاصر چنین سرعت و صحتی در استقرار سامان سیاسی نوین دیده نشده است. این حضور، همچنین آرامش و ثبات مطمئن در کشور را ایجاد و تحولات را با موفقیت به پیش برد و در این مسیر، نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان را نقش بر آب کرد. اهمیت این حضور زمانی بهتر درک میگردد که بدانیم بعنوان مثال در انقلاب فرانسه، پس از پیروزی در سال ۱۷۸۹، ده‌ها سال به‌صورت پیوسته  و دائمی درگیری، نابسامانی، بی‌ثباتی و خشونت همران با تغییرات سیاسی حاد، جریان داشت. این وضعیت به‌دلیل شرایط نیروی انقلابی فرانسه بود که -برخلاف انقلاب اسلامی- در آن، حضور مردمی ضعیف و آرمان انقلابی بدون اصالت و نیز تک بعدی بود و از جامعیت برخوردار نبود و و رهبری انقلاب نیز به تبع آرمان انقلابی متفرق بود. در انقلاب اسلامی در حضور مردم، از یک طرف اهدافی الهی و انگیزه‌ای مقدس برای انجام تکلیف می‌بینیم و از طرف دیگر، شاهد حمایت الهی بر مبنای آیه شریفه «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» هستیم. ما باید قدر این نعمت و یاری الهی را بدانیم و همواره بدلیل آن خداوند را شاکر باشیم. در واقع شکست‌های دشمن در سالیان پس از پیروزی انقلاب، مصداق وعده کمک الهی به مؤمنان و پویندگان راه مستقیم الهی است.  «قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند» با این توصیف رهبر انقلاب، قدرت ملّی از چه اجزایی برخوردار است و این مقوله چگونه با حضور و مشارکت مردم افزوده می‌شود؟ غیر از حضور مردمی، قدرت ملّی از چه مؤلفه دیگری برخوردار است؟  قدرت ملّی مفهومی با ابعاد مختلف است و جنبه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دارد. آنچه که عمده تحلیل‌گران غربی به‌دلیل وابستگی به مبانی و اصول مدرنیته، هویت و تمدن غربی و نیز تفکرات دوره رنسانس در غرب آن را درک نمی‌کنند، جنبه‌های معنایی، غیر مادّی و ناملموس قدرت ملّی است. آنها با توجه به برداشت ابزاری خود از عقل بشری، همه چیز را در  تعداد و محاسبه مادّی می‌بینند و قدرت را از دریچه فقط تسلیحات نظامی و سخت‌افزاری می‌نگرند و بر تحلیل‌هایشان به قول رنه گنون سیطره کمیت غالب است و به همین دلیل است که از تحلیل‌های واقعی و عمیق در باب مفهوم قدرت ومنابع قدرت ملّی غافلند، تجزیه‌وتحلیل‌ها و پیشگویی‌هایشان درباره تحولات جهانی به‌طور پیاپی، اشتباه از کار در می‌آید. تاریخ تحولات منطقه‌ای و جهانی تاکنون به‌خوبی نشان داده است که وقتی پای ایستادگی و مقاومت یک ملّت آرمانخواه و عقیده‌مند به میان می‌آید، هیچ نیروی مادّی هرچند بزرگ، نمی‌تواند در مقابل آن بایستد. استکبار جهانی، تا کنون تنها در سرزمین‌هایی در تحمیل برنامه‌های خود موفق گردیده که با مقاومت و ایستادگی پیگیر مّلت‌ها روبرو نشده است و در مقابل همه ملّتهایی که اراده ایستادگی داشته‌اند، تسلیم گردیده است. نمونه‌هایی از این تسلیم استعمارگران بعنوان نتیجه ایستادگی ملّتها را در شبه قاره هند، الجزایر، ویتنام، ایران و... شاهد بوده‌ایم.  ۲۲ بهمن امسال از چند جهت متمایز بود؟ تحلیل شما از حضور مردم چیست؟  همان‌طور که شاهد بودیم، حضور پرشور و گسترده مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، در شرایط  ویژه و خاصی اتفاق افتاد. شاهدیم که دشمن با تمام توان و قدرت و اعوان و انصار خود به صحنه آمده و انواع نقشه‌ها و توطئه‌ها را اجرا نمود؛ از ترور و به شهادت رساندن فرماندهان نظامی تا حمله نظامی دقیقاً برنامه‌ریزی شده تا بهره‌گیری از اغتشاش و آشوب و بهره‌گیری از مزدوران داخلی آموزش دیده و واقعاً هم فکر میکرد که پیروز میدان خواهد بود. او می‌پنداشت که نتیجه تلاش‌هایش به راه انداختن جنگ داخلی و تجزیه کشورما خواهد بود و حتی آنها درباره آینده کشور ما نیز در جلسات خود برنامه‌ریزی کرده بودند. اما آنچه سحر او را باطل و دشمن را ناامید کرد، حضور به‌موقع و گسترده مردم بود. حضور مردم در دو راهپیمایی ۲۲ دی و ۲۲بهمن، خط بطلانی بر این توطئه‌ها کشید و اراده ملّی بر ایستادگی در مقابل هر طرح و نقشه خائنانه‌ای را نشان داد و نیز هشداری جدّی در مورد آینده بود که حضور مردم همچنان ادامه خواهد یافت و فتنه‌ها هیچ چشم‌اندازی از موفقیت در آینده نیز ندارند.  تأکید بر انسجام جزو مهم‌ترین مطالبات رهبر معظم انقلاب در شرایط کنونی است. مؤلفه‌های انسجام ملّی چیست؟  همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب تأکید فرموده‌اند، وحدت مقدس و انسجام مردم، ضامن موفقیت کشور و عبور از فتنه‌های دشمنان است و این امر باید همواره مورد توجه بوده و حفظ شود. وحدت ملّی کلید امنیت و آرامش و پیشرفت کشور است. این وحدت باید در میان مسئولان، نخبگان و مردم  و در میان هریک از آنها وجود داشته باشد. در این رابطه، اندیشمندان و متفکران اسلامی متقدم و متأخر بر نقش قاطع تعلیم و تربیت در ایجاد انسجام ارزشی در جامعه تأکید فراوان نموده و در علم جامعه‌شناسی سیاسی نیز به لزوم وحدت و انسجام ملّی و تداوم آن تأکید فراوان شده و این دانش انسانی، یکی از راه‌های اصلی کسب آن را اجرای یک روند موفق جامعه‌پذیری و حفظ الگو در اجتماع میداند که این امر از طریق نهادهای مختلف جامعه‌پذیری از قبیل نهاد خانواده، نهادهای مذهبی، رسانه‌ها مانند رادیو تلویزیون و مطبوعات وکتاب‌ها، معلمان و استادان و... صورت میگیرد. در واقع ارزش‌های مشترک دینی، نقش‌آفرینی رهبری انقلابی و متعهد و آرمانخواه، حضور مردم معتقد و تلاش‌های وحدت بخش از انواع مختلف، از عناصر اصلی انسجام ملّی کشور هستند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62726 #ديگران__گفتگو
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 667 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com