❁﷽❁
روزشمار قیام عاشورا
✧ دوم محرم ۶۱ هجری ✧
ورود به سرزمین کربلا؛ آغاز مصائب اهل بیت (ع)
ورود به سرزمین کربلا
امام حسین (ع) در دوم محرم سال ۶۱ هجری به همراه یاران خود وارد سرزمین نینوا (کربلا) شدند.
در این هنگام بود که حر بن یزید در نامهای به عبیدالله بن زیاد، ورود امام را اطلاع داد و این آغاز مصائب اهل بیت (ع) شد.
سخنان امام (ع) هنگام ورود به کربلا
امام (ع) به یارانش رو کرد و فرمود:
«النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ...»
مردم، بندگان دنیا هستند و دین بر زبانشان جاری است، تا وقتی که زندگیشان رونق دارد آن را حفظ میکنند، اما وقتی با بلا آزمایش شوند، دینداران اندک میشوند.
سپس پرسید:
«آیا اینجا کربلا است؟»
گفتند: آری ای پسر پیامبر!
امام (ع) فرمود:
«هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ...»
اینجا جایگاه اندوه و بلاست،
اینجا محل خوابیدن شتران ما،
بارانداز کاروان ما،
محل شهادت مردان ما،
و جای ریخته شدن خون ماست...
نامه ابنزیاد به امام (ع)
حر بن یزید، عبیدالله بن زیاد را از ورود امام (ع) به کربلا باخبر ساخت.
ابنزیاد نامهای تهدیدآمیز برای امام (ع) نوشت:
«ای حسین! خبر ورودت به کربلا به من رسید.
امیرالمؤمنین یزید به من نوشته که سر بر بالین نگذارم و غذای سیر نخورم تا تو را به قتل برسانم، یا به فرمان من و یزید گردن نهی.»
پاسخ کوبنده امام (ع) به ابنزیاد
امام (ع) نامه را خواند و به دور افکند و فرمود:
«لا أَفْلَحَ قَوْمٌ آثَرُوا مَرْضاةَ أَنْفُسِهِمْ عَلى مَرْضاةِ الْخالِقِ»
گروهی که خشنودی خود را بر خشنودی خدا برگزیدند، هرگز رستگار نخواهند شد.
فرستاده ابنزیاد پرسید: «پاسخ نامه چیست؟»
امام (ع) فرمود:
«ما لَهُ عِنْدِي جَوابٌ؛ لِأَنَّهُ قَدْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ»
این نامه نزد من جوابی ندارد، زیرا عبیدالله مستحق عذاب الهی شده است.
نامه امام (ع) به بزرگان کوفه
امام (ع) در این روز نامهای به بزرگان کوفه نوشت و در آن فرمود:
«به نام خداوند بخشنده مهربان...
شما میدانید که پیامبر (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته و با سنت پیامبر مخالفت کرده و به بندگان خدا ستم میکند، و با او به مبارزه نبرخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن ستمگر وارد کند...
هر که پیمان شکند، به زیان خود شکسته است.
و خداوند به زودی مرا از شما بینیاز خواهد کرد. والسلام.»
نامه را به قيس بن مسهّر صيداوى داد تا به کوفه برساند، اما قیس در راه دستگیر و به شهادت رسید.
وقتی امام (ع) از شهادت قیس مطلع شد، اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا و لِشيعَتِنا عِنْدَكَ مَنْزِلًا كَريماً...»
خدایا! برای ما و شیعیانمان در نزد خود جایگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود گردآور...
اتمام حجت با کوفیان
امام (ع) در این نامه، بار دیگر اتمام حجت کرد:
وظیفه آنان را در قیام علیه ستمگران روشن ساخت
عهد و پیمانشان را در حمایت از آرمانهای خود یادآور شد
و آشکار ساخت که مبارزهاش را هرگز مشروط به یاری آنان نمیکند و با توکل بر خدا تا آخرین نفس ایستاده است.
روزشمار قیام عاشورا
✧ دوم محرم ۶۱ هجری ✧
ورود به سرزمین کربلا؛ آغاز مصائب اهل بیت (ع)
ورود به سرزمین کربلا
امام حسین (ع) در دوم محرم سال ۶۱ هجری به همراه یاران خود وارد سرزمین نینوا (کربلا) شدند.
در این هنگام بود که حر بن یزید در نامهای به عبیدالله بن زیاد، ورود امام را اطلاع داد و این آغاز مصائب اهل بیت (ع) شد.
سخنان امام (ع) هنگام ورود به کربلا
امام (ع) به یارانش رو کرد و فرمود:
«النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ...»
مردم، بندگان دنیا هستند و دین بر زبانشان جاری است، تا وقتی که زندگیشان رونق دارد آن را حفظ میکنند، اما وقتی با بلا آزمایش شوند، دینداران اندک میشوند.
سپس پرسید:
«آیا اینجا کربلا است؟»
گفتند: آری ای پسر پیامبر!
امام (ع) فرمود:
«هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ...»
اینجا جایگاه اندوه و بلاست،
اینجا محل خوابیدن شتران ما،
بارانداز کاروان ما،
محل شهادت مردان ما،
و جای ریخته شدن خون ماست...
نامه ابنزیاد به امام (ع)
حر بن یزید، عبیدالله بن زیاد را از ورود امام (ع) به کربلا باخبر ساخت.
ابنزیاد نامهای تهدیدآمیز برای امام (ع) نوشت:
«ای حسین! خبر ورودت به کربلا به من رسید.
امیرالمؤمنین یزید به من نوشته که سر بر بالین نگذارم و غذای سیر نخورم تا تو را به قتل برسانم، یا به فرمان من و یزید گردن نهی.»
پاسخ کوبنده امام (ع) به ابنزیاد
امام (ع) نامه را خواند و به دور افکند و فرمود:
«لا أَفْلَحَ قَوْمٌ آثَرُوا مَرْضاةَ أَنْفُسِهِمْ عَلى مَرْضاةِ الْخالِقِ»
گروهی که خشنودی خود را بر خشنودی خدا برگزیدند، هرگز رستگار نخواهند شد.
فرستاده ابنزیاد پرسید: «پاسخ نامه چیست؟»
امام (ع) فرمود:
«ما لَهُ عِنْدِي جَوابٌ؛ لِأَنَّهُ قَدْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ»
این نامه نزد من جوابی ندارد، زیرا عبیدالله مستحق عذاب الهی شده است.
نامه امام (ع) به بزرگان کوفه
امام (ع) در این روز نامهای به بزرگان کوفه نوشت و در آن فرمود:
«به نام خداوند بخشنده مهربان...
شما میدانید که پیامبر (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته و با سنت پیامبر مخالفت کرده و به بندگان خدا ستم میکند، و با او به مبارزه نبرخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن ستمگر وارد کند...
هر که پیمان شکند، به زیان خود شکسته است.
و خداوند به زودی مرا از شما بینیاز خواهد کرد. والسلام.»
نامه را به قيس بن مسهّر صيداوى داد تا به کوفه برساند، اما قیس در راه دستگیر و به شهادت رسید.
وقتی امام (ع) از شهادت قیس مطلع شد، اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا و لِشيعَتِنا عِنْدَكَ مَنْزِلًا كَريماً...»
خدایا! برای ما و شیعیانمان در نزد خود جایگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود گردآور...
اتمام حجت با کوفیان
امام (ع) در این نامه، بار دیگر اتمام حجت کرد:
وظیفه آنان را در قیام علیه ستمگران روشن ساخت
عهد و پیمانشان را در حمایت از آرمانهای خود یادآور شد
و آشکار ساخت که مبارزهاش را هرگز مشروط به یاری آنان نمیکند و با توکل بر خدا تا آخرین نفس ایستاده است.
❁﷽❁
📜 روزشمار قیام عاشورا
✧ دوم محرم ۶۱ هجری ✧
ورود به سرزمین کربلا؛ آغاز مصائب اهل بیت (ع)
---
🏜️ ورود به سرزمین کربلا
امام حسین (ع) در دوم محرم سال ۶۱ هجری به همراه یاران خود وارد سرزمین نینوا (کربلا) شدند.
در این هنگام بود که حر بن یزید در نامهای به عبیدالله بن زیاد، ورود امام را اطلاع داد و این آغاز مصائب اهل بیت (ع) شد.
---
🗣️ سخنان امام (ع) هنگام ورود به کربلا
امام (ع) به یارانش رو کرد و فرمود:
«النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ...»
مردم، بندگان دنیا هستند و دین بر زبانشان جاری است، تا وقتی که زندگیشان رونق دارد آن را حفظ میکنند، اما وقتی با بلا آزمایش شوند، دینداران اندک میشوند.
سپس پرسید:
«آیا اینجا کربلا است؟»
گفتند: آری ای پسر پیامبر!
امام (ع) فرمود:
«هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ...»
اینجا جایگاه اندوه و بلاست،
اینجا محل خوابیدن شتران ما،
بارانداز کاروان ما،
محل شهادت مردان ما،
و جای ریخته شدن خون ماست...
---
📨 نامه ابنزیاد به امام (ع)
حر بن یزید، عبیدالله بن زیاد را از ورود امام (ع) به کربلا باخبر ساخت.
ابنزیاد نامهای تهدیدآمیز برای امام (ع) نوشت:
«ای حسین! خبر ورودت به کربلا به من رسید.
امیرالمؤمنین یزید به من نوشته که سر بر بالین نگذارم و غذای سیر نخورم تا تو را به قتل برسانم، یا به فرمان من و یزید گردن نهی.»
---
⚡ پاسخ کوبنده امام (ع) به ابنزیاد
امام (ع) نامه را خواند و به دور افکند و فرمود:
«لا أَفْلَحَ قَوْمٌ آثَرُوا مَرْضاةَ أَنْفُسِهِمْ عَلى مَرْضاةِ الْخالِقِ»
گروهی که خشنودی خود را بر خشنودی خدا برگزیدند، هرگز رستگار نخواهند شد.
فرستاده ابنزیاد پرسید: «پاسخ نامه چیست؟»
امام (ع) فرمود:
«ما لَهُ عِنْدِي جَوابٌ؛ لِأَنَّهُ قَدْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ»
این نامه نزد من جوابی ندارد، زیرا عبیدالله مستحق عذاب الهی شده است.
---
✍️ نامه امام (ع) به بزرگان کوفه
امام (ع) در این روز نامهای به بزرگان کوفه نوشت و در آن فرمود:
«به نام خداوند بخشنده مهربان...
شما میدانید که پیامبر (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته و با سنت پیامبر مخالفت کرده و به بندگان خدا ستم میکند، و با او به مبارزه نبرخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن ستمگر وارد کند...
هر که پیمان شکند، به زیان خود شکسته است.
و خداوند به زودی مرا از شما بینیاز خواهد کرد. والسلام.»
نامه را به قيس بن مسهّر صيداوى داد تا به کوفه برساند، اما قیس در راه دستگیر و به شهادت رسید.
وقتی امام (ع) از شهادت قیس مطلع شد، اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا و لِشيعَتِنا عِنْدَكَ مَنْزِلًا كَريماً...»
خدایا! برای ما و شیعیانمان در نزد خود جایگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود گردآور...
---
🏁 اتمام حجت با کوفیان
امام (ع) در این نامه، بار دیگر اتمام حجت کرد:
🔹 وظیفه آنان را در قیام علیه ستمگران روشن ساخت
🔹 عهد و پیمانشان را در حمایت از آرمانهای خود یادآور شد
🔹 و آشکار ساخت که مبارزهاش را هرگز مشروط به یاری آنان نمیکند و با توکل بر خدا تا آخرین نفس ایستاده است.