#سیره_شهید
تقویت اقتصاد ملی در سیره شهید اکبر غلامی پور
توی سردشت ماشین اکبر رفته بود روی مین. راننده شهید شده بود و اکبر هم چند تا از دندان ها و فکش آسیب دیده بود.
توی بیمارستان بستری بود. یک بار عملش کرده بودند؛ اما فکش کج جوش خورده بود. پزشک ها می گفتند باید دوباره عمل شود؛ اما خودش زیر بار نمی رفت. گفتم: چرا نمی خواهی عمل کنی؟
⚡️ گفت: فعلا کشور در شرایط جنگی است و بیمارستان ها با کمبود مواجه هستند. فعلا ضرورت ندارد. اگر زنده ماندم بماند برای بعد از جنگ.
راوی: ولی الله جعفری؛ داماد خانواده
کتاب شهید اکبر غلام پور؛ صفحه ۴۰ ؛ خاطره ۳۱.
کانال رسمی سازمان جهانی حزبالله
@hezbolah_121
تقویت اقتصاد ملی در سیره شهید اکبر غلامی پور
توی سردشت ماشین اکبر رفته بود روی مین. راننده شهید شده بود و اکبر هم چند تا از دندان ها و فکش آسیب دیده بود.
توی بیمارستان بستری بود. یک بار عملش کرده بودند؛ اما فکش کج جوش خورده بود. پزشک ها می گفتند باید دوباره عمل شود؛ اما خودش زیر بار نمی رفت. گفتم: چرا نمی خواهی عمل کنی؟
⚡️ گفت: فعلا کشور در شرایط جنگی است و بیمارستان ها با کمبود مواجه هستند. فعلا ضرورت ندارد. اگر زنده ماندم بماند برای بعد از جنگ.
راوی: ولی الله جعفری؛ داماد خانواده
کتاب شهید اکبر غلام پور؛ صفحه ۴۰ ؛ خاطره ۳۱.
کانال رسمی سازمان جهانی حزبالله
@hezbolah_121
#سیره_شهید
✨ تقویت اقتصاد ملی در سیره شهید اکبر غلامی پور
💥 توی سردشت ماشین اکبر رفته بود روی مین. راننده شهید شده بود و اکبر هم چند تا از دندان ها و فکش آسیب دیده بود.
💠 توی بیمارستان بستری بود. یک بار عملش کرده بودند؛ اما فکش کج جوش خورده بود. پزشک ها می گفتند باید دوباره عمل شود؛ اما خودش زیر بار نمی رفت. گفتم: چرا نمی خواهی عمل کنی؟
⚡️ گفت: فعلا کشور در شرایط جنگی است و بیمارستان ها با کمبود مواجه هستند. فعلا ضرورت ندارد. اگر زنده ماندم بماند برای بعد از جنگ.
📣 راوی: ولی الله جعفری؛ داماد خانواده
📘 کتاب شهید اکبر غلام پور؛ صفحه ۴۰ ؛ خاطره ۳۱.
📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزبالله
🔰 @hezbolah_121
0 نظرات
0 اشتراکگذاریها
191 بازدیدها
0 بازخورد ها