• کمیته‌ای برای حفظ تاریخ


     «یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱)
    آن‌چه خواندید بخشی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره می‌کند.
     
     پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی به‌منظور سازمان‌دهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانش‌منفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانش‌منفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
     
     از شهادت حاج‌آقا مصطفی تا اوج‌گیری نهضت
    شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام‌جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نه‌تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقب‌نشینی شد، اما آن‌چه مردم می‌طلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید.

    با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من به‌زودی نزد شما برمی‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم». [...]
     
     شکل‌گیری هسته مرکزی
    هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم.

    هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر می‌شد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم؛ تا این‌که با هم‌فکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند:
    ۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند.
    ۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
    ۳. شهید بزرگوار فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
    ۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران.
    ۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی.
    ۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما.
    ۷. آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران.
    ۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار.
    ۹. این‌جانب (علی دانش‌منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان.
    هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. [...]
     
     کمیته نهایی
    لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت.

    بنابراین، در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد.

    به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت:
    ۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد.
    ۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد.
    ۳. نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.
     
     مدرسه رفاه
    با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم‌چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آقای هاشمی‌رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به‌صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت.

    [...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.

     آغاز فعالیت رسمی
    در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که به‌زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد.

    ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریف‌فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازمان‌دهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.
     
     وظایف و ساختار
    مهم‌ترین وظایفی که به عهده این‌جانب قرار داشت، عبارت بودند از:
    ۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و سامان‌دهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود.
    ۲. برنامه‌ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته‌شده انقلاب.
    ۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود.
    ۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینی‌بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.
      
    برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و به‌صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد.

    واحدهای هشت‌گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی به‌صورت واحدهای اصلی‌تر و دو واحد دیگر به‌صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...]

    بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه‌چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود.

    [...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند.

    مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخ‌گوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به‌سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود.

    به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما ده‌ها تلفن به‌صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. به‌تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به‌عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود.

    در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به‌عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به‌طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.
     
     کمیسیون‌ها
    در کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. به‌طور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته‌شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...]

    همچنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات فعالیت می‌کردند.(۹)

    برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته‌شده‌ای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط این‌جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]
     
     امنیت مسیر حرکت امام
    از جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی به‌عنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیق‌دوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...]

    در مورد محافظان نیز قرار شد عده‌ای موتورسوار مسلح به‌عنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد.

    نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروه‌های مسلح بحث شد. گروه‌های مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر و ... .

    در میان این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق قوی‌ترین و باسابقه‌ترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیق‌دوست مأمور شدیم. با این‌که هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌های مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم.

    نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فی‌مابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروه‌های مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروه‌های چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.

     تدارک مراسم بهشت زهرا
    مسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) به‌عنوان دو روحانی دانشگاهی برای هم‌نشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند.

    با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.


     

    (۱ بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران:‌ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۵۳

    (۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آن‌ها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکت‌هایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربه‌هایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علی‌محمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵).

    (۳شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجت‌الاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیت‌هایی هم‌چون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایت‌کاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶).

    (۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوق‌لیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمن‌های اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن این‌که در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه می‌داد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوج‌گیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سه‌نفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیت‌های سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت می‌گیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، هم‌خوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹).

    (۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح می‌باشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروه‌های مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و هم‌زمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به‌عنوان نایب‌رئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمت‌های دیگر وی می‌توان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شماره‌های بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱)

    (۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیان‌گذاران یک گروه مخفی با خط‌مشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کناره‌گیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و دکترای روان‌پزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸)

    (۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه.

    (۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر.

    (۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر.

    (۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر.

    (۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز به‌محض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیق‌دوست، به کوشش داود قاسم‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳).

    (۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علی‌اصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار می‌رفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبه‌های قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار می‌رفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶).



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62480

    #ديگران__گزارش
    📰 کمیته‌ای برای حفظ تاریخ  «یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱) آن‌چه خواندید بخشی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره می‌کند.    پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی به‌منظور سازمان‌دهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانش‌منفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانش‌منفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.    از شهادت حاج‌آقا مصطفی تا اوج‌گیری نهضت شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام‌جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نه‌تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقب‌نشینی شد، اما آن‌چه مردم می‌طلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید. با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من به‌زودی نزد شما برمی‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم». [...]    شکل‌گیری هسته مرکزی هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم. هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر می‌شد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم؛ تا این‌که با هم‌فکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند: ۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند. ۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز. ۳. شهید بزرگوار فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز. ۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران. ۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی. ۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما. ۷. آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران. ۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار. ۹. این‌جانب (علی دانش‌منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان. هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. [...]    کمیته نهایی لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت. بنابراین، در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد. به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت: ۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد. ۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد. ۳. نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.    مدرسه رفاه با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم‌چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آقای هاشمی‌رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به‌صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت. [...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.  آغاز فعالیت رسمی در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که به‌زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد. ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریف‌فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازمان‌دهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.    وظایف و ساختار مهم‌ترین وظایفی که به عهده این‌جانب قرار داشت، عبارت بودند از: ۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و سامان‌دهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود. ۲. برنامه‌ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته‌شده انقلاب. ۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود. ۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینی‌بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.    برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و به‌صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد. واحدهای هشت‌گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی به‌صورت واحدهای اصلی‌تر و دو واحد دیگر به‌صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...] بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه‌چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود. [...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند. مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخ‌گوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به‌سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود. به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما ده‌ها تلفن به‌صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. به‌تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به‌عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود. در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به‌عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به‌طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.    کمیسیون‌ها در کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. به‌طور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته‌شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...] همچنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات فعالیت می‌کردند.(۹) برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته‌شده‌ای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط این‌جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]    امنیت مسیر حرکت امام از جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی به‌عنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیق‌دوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...] در مورد محافظان نیز قرار شد عده‌ای موتورسوار مسلح به‌عنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد. نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروه‌های مسلح بحث شد. گروه‌های مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر و ... . در میان این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق قوی‌ترین و باسابقه‌ترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیق‌دوست مأمور شدیم. با این‌که هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌های مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم. نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فی‌مابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروه‌های مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروه‌های چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.  تدارک مراسم بهشت زهرا مسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) به‌عنوان دو روحانی دانشگاهی برای هم‌نشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند. با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.   (۱ بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران:‌ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۵۳ (۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آن‌ها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکت‌هایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربه‌هایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علی‌محمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵). (۳شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجت‌الاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیت‌هایی هم‌چون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایت‌کاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶). (۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوق‌لیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمن‌های اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن این‌که در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه می‌داد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوج‌گیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سه‌نفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیت‌های سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت می‌گیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، هم‌خوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹). (۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح می‌باشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروه‌های مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و هم‌زمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به‌عنوان نایب‌رئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمت‌های دیگر وی می‌توان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شماره‌های بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱) (۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیان‌گذاران یک گروه مخفی با خط‌مشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کناره‌گیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و دکترای روان‌پزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸) (۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه. (۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر. (۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر. (۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر. (۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز به‌محض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیق‌دوست، به کوشش داود قاسم‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳). (۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علی‌اصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار می‌رفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبه‌های قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار می‌رفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶). 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62480 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 383 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی


    [دریافت PDF]

    با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    امروز سالگرد یک میلاد بی‌نظیر است؛ هم از حیث مولد بی‌نظیر است، هم از حیث فرزند ولادت‌یافته؛ هم مولد و هم مولود. مولد، کعبه است؛ در تاریخ، دیگر ما چه کسی را سراغ داریم که در خانه‌ی خدا، در کعبه متولّد شده باشد؟ مولود، علیّ مرتضیٰ (سلام الله علیه) است که درباره‌ی ایشان چند جمله‌ای بعداً عرض خواهم کرد. بنابراین، از لحاظ ولادت این بزرگوار، روز سیزدهم رجب یک روز استثنائی و بی‌نظیر است.

    همین‌طور، امروز سالگرد شهید عزیز عالی‌قدر ما، شهید سلیمانی است. درباره‌ی شهید سلیمانی بحمدالله زیاد صحبت شده است، زیاد نوشته شده است. من اگر بخواهم درباره‌ی این شهید عزیز که از نزدیک زندگی او و کار او را مشاهده کرده‌ام، جمله‌ای عرض بکنم، باید بگویم سلیمانی مرد ایمان و اخلاص و عمل بود؛ این سه خصوصیّت. مرد ایمان بود؛ یعنی به کاری که میکرد ایمان داشت؛ به هدفی که برای آن هدف تلاش میکرد، از اعماق قلب ایمان داشت؛ به خدا و حمایت الهی ایمان داشت؛ مرد ایمان بود. مرد اخلاص بود؛ برای خوش‌نامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد. و مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست. شهید سلیمانی اهل عمل بود؛ هر جایی که احساس میکرد وجود او لازم است، آنجا حاضر بود؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب در کرمان، چه در مقابله‌ی با مهاجمین ظالم و ستمگر در آن منطقه، چه در نیروی قدس، چه در دفاع از حرم، چه در مقابله‌ی با داعش. مرد عمل بود؛ هم در میدان نظامی، هم در میدان سیاسی، هم در میدان تربیتی. کارش فقط کار نظامی نبود. او را به عنوان نظامی می‌شناسیم لکن در حسّاس‌ترین و مهم‌ترین مسائل سیاسی منطقه، شهید سلیمانی یک عامل مؤثّر و مفید و در مواردی بی‌نظیر بود. مرد عمل در امر تربیت هم بود؛ زیر‌دست‌های خودش، جوانهایی که به او میپیوستند، کسانی که [همراه] با او میجنگیدند، از او درس میگرفتند؛ او تربیت میکرد اینها را. یک انسان جامع و کاملی در زمان ما [بود].

    چند روز قبل از این، آن کسانی که هنوز مدیون خون او هستند، یاوه‌هایی درباره‌ی او گفتند، راجع به شهید سلیمانی سخنان یاوه‌ای بر زبان آوردند،(۱) امّا شهید سلیمانی در عمل، در اقدام، در مدّت حیات بابرکتش، سخنان آنها را رد کرده است. و بحمدالله به کوری چشم دشمن مزار او هر سال مثل اینکه مقدّس‌تر و محترم‌تر از سال قبل میشود. امسال شما نگاه کنید ــ آن‌طوری که من در تلویزیون دیدم ــ اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور، گاهی از کشورهای دیگر راه‌پیمایی میکنند، حرکت میکنند، میروند مزار این مرد را زیارت میکنند. مرد ایمان، مرد اخلاص و مرد عمل.

    امروز علاوه‌ی بر شهید سلیمانی، شهدای عزیز دیگری هم در این محفل مطرحند؛ خانواده‌های بعضی از این شهیدان در اینجا حاضرند؛ چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند. این جلسه، جلسه‌ی تجلیل و تکریم و تعظیم به این شهیدان عزیز است که در تاریخ نامشان ماندگار خواهد بود و ما باید از نام مبارک اینها برای حرکت در تاریخ استفاده کنیم.

    امّا موضوعاتی که امروز مایلم مطرح کنم، دو سه موضوع کوتاه را میخواهم به شما عرض بکنم. یکی سخن کوتاهی است در باب امیرالمؤمنین (علیه‌ الصّلاة و ‌السّلام)؛ یکی سخن در باب یک عامل مؤثّر در رویارویی حق و باطل که باید متوجّه آن باشید، چه آنچه در زمان امیرالمؤمنین بود، چه آنچه امروز هست؛ یکی هم یک نگاهی به این حوادث اخیر هفته‌ی گذشته و اجتماعات مردممان که یک جمله‌ای هم درباره‌ی آن عرض خواهم کرد.

    درباره‌ی امیرالمؤمنین، خب گفته‌ها و نوشته‌ها در تاریخ، در ادبیّات، در حدیث آن‌قدر انباشته و بزرگ است که من گمان نمیکنم درباره‌ی هیچ شخصی این‌همه سخن گفته شده باشد، این‌همه مدح شده باشد؛ حتّی در غیر مسلمانها، حتّی از غیر شیعه، بزرگانی، علمائی، کتابها نوشته‌اند؛ شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن‌ابی‌الحدید یک کتاب قطورِ بزرگ با مجلّدات بسیار، و شرحهای نهج‌البلاغه و شرحهای سخنان آن بزرگوار و شرح نامه‌ به جناب مالک اشتر و شرح‌‌حال‌های ایشان در تاریخ، در ادبیّات به قدری زیاد است که عرض کردم، نمیشود نظیری برای او پیدا کرد. خب من در بین همه‌ی این خصوصیّاتی که راجع به امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) گفته شده است، دو خصوصیّت را ــ که امیرالمؤمنین در قلّه‌ی این دو خصوصیّت است و ما امروز به اینها احتیاج داریم ــ انتخاب کرده‌ام که درباره‌اش چند کلمه‌ای مختصر صحبت کنم: یکی اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «عدالت» است؛ دیگری اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «تقوا» است؛ عدالت و تقوا.

    امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم.

    قلّه‌ی «عدالت» که گفتیم امیرالمؤمنین در آنجا مستقر است و بالاترین نقطه‌ی عدالت است، امیرالمؤمنین عدالت را چه جوری اِعمال میکرد؟ متنوّع اِعمال میکرد؛ گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّه‌های یتیم، به خانواده‌های بی‌سرپرست؛ گاهی این‌جوری اِعمال عدالت میکرد؛ گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطه‌ی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرنده‌ای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازه‌ی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛ عباراتی که فراتر از سطح ادبیّات عرب است، مثل نهج‌البلاغه. عدالت را این‌جوری [بیان میکند]؛ به آن کسانی که حکّام او هستند، استاندارهای او هستند نامه مینویسد، درس عدالت است. یعنی وقتی انسان نگاه کند، واقعاً نوشته‌ی امیرالمؤمنین به مالک اشتر(۲) که فرمان حکومت او است ــ که به غلط میگویند عهدنامه؛ عهدنامه نیست، فرمان است، فرمان حکومت است ــ پُر از مفاهیمی است که اغلب اینها به عدالت برمیگردد، جامعه را جامعه‌ی عادلانه قرار میدهد؛ عدالت را گاهی این‌جوری هم پیش میبُرد. یعنی هم با مهربانی، هم با خشونت الهی و تعصّب دین، هم با بیان رسا و حکمت و تبیین. مصدر این جهاد تبیین، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است.

    امّا تقوا؛ تقوا را چه جوری اِعمال میکرد؟ تقوا را گاهی در محراب عبادت اِعمال میکرد؛ عباداتی که فرشتگان به آن عبادات رشک میبردند؛ یعنی عبادت امیرالمؤمنین، نماز او، تضرّع او، سخن او با خدا، فرشتگان را متحیّر میکرد. گاهی تقوا را با صبر و سکوت برای حفظ اتّفاق مسلمین اِعمال میکرد؛ این هم یکی از مصادیق مهمّ تقوای امیرالمؤمنین است. حقّی متعلّق و وابسته‌ی به او است، آن حق از او سلب میشود، امیرالمؤمنین با شمشیر میتواند این حق را بگیرد امّا بین مسلمین اختلاف خواهد شد؛ برای اینکه اختلاف نشود، صبر میکند، سکوت میکند، همکاری میکند. گاهی گفته میشود امیرالمؤمنین ۲۵ سال در خانه نشست؛ نه، امیرالمؤمنین در خانه ننشست، در صحنه بود، در عرصه بود، دستور میداد، هدایت میکرد، راهنمایی میکرد خلفای وقت را، مردم را. یعنی با صبر و سکوت، تقوای خودش را نشان [میداد]؛ این تقوا است. این تقوا است که انسان ببیند حقّی دارد از او زایل میشود امّا به خاطر یک مصلحت بزرگ‌تر سکوت کند. ماها طاقت نمی‌آوریم سکوت کنیم؛ اگر حقّی از ما زایل بشود، فکر میکنیم که دنیا به هم خورده، ملاحظه نمیکنیم؛ آن بزرگوار ملاحظه میکرد. در یک جاهایی تقوای آن بزرگوار با سینه سپر کردن در مقابلِ حوادثِ شدید ظاهر میشد، مثل لیلة‌المبیت؛ تقوا بود؛ رفت جای پیغمبر خوابید، در حالی که به طور طبیعی اطمینان حاصل بود که امشب جانش را از دست خواهد داد. در اُحد تقوا نشان داد، ایستاد؛ در حُنین تقوا نشان داد، ایستاد؛ در خیبر تقوا نشان داد، دشمن را زمین‌گیر کرد؛ در اغلب غزوات پیغمبر پیشرو بود؛ [اینها هم] تقوا بود. تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛ [لذا امیرالمؤمنین] در مقابل دشمن سینه سپر میکرد.

    این دو خصوصیّت است؛ عدالت امیرالمؤمنین و تقوای امیرالمؤمنین. ما امروز در کشورمان، در جامعه‌مان، هم به عدالت نیاز داریم، هم به تقوا. هم تقوای آحاد مردم و هم بخصوص تقوای مسئولان کشور؛ به این نیاز داریم، این باید تحقّقِ کامل پیدا کند. خب بحمدالله تا حدود زیادی در مواردی انسان مشاهده میکند که با تقوا عمل میکنند، امّا بایستی همه‌گیر بشود. این امامی که ما مشتاق نام او هستیم، مشتاق یاد او هستیم، اسم او را بر زبان می‌آوریم، مدح او را میگوییم و میخوانیم، این‌جور انسانی است؛ آن، رفتارش در عدالت و آن، رفتارش در تقوا.

    شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت که عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی(۳) است. امروز بایستی ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجب‌ترین و اولیٰ‌ترین خصوصیّت برای اداره‌ی یک جامعه است که بایستی دنبال آن باشید. خب، عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظه‌ی رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظه‌ی دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. بایستی بدون ملاحظه ــ ملاحظه‌ی بی‌مورد ــ به سمت برنامه‌ی عدالت‌آور و برنامه‌ای که تقوا را توسعه بدهد، حرکت کرد. خب، این درباره‌ی امیرالمؤمنین.

    عرض کردم یک نکته‌ای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین (علیه ‌السّلام) که این نکته امروز هم در جامعه‌ی ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همه‌جا فاتح بود و غالب بود؛ حتّی در اُحد. [در جنگ] اُحد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگرِ اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتّفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد. در دوران خلافت سه‌ جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفّین هم پیروز شد. در صفّین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر میتوانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض میشد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت. آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم «جنگ نرم». بعضی خیال میکنند این حوادث این‌جوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.(۴)

    دشمن در مقابل شجاعت امیرالمؤمنین و قدرت امیرالمؤمنین و اراده‌ی پولادین امیرالمؤمنین چاره‌ای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریبِ محیط پیرامونیِ امیرالمؤمنین که در جنگ صفّین این کار با سرِ نیزه کردن قرآنها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتّفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتّفاق افتاد؛ جنگ نرم [این] است. جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد. هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده‌ی تلاشند و آماده‌ی کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان میشوند. آن زمان، [یعنی] زمان امیرالمؤمنین این کار را کردند که در تاریخ بتفصیل جزئیّاتش وجود دارد. افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمده‌اند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد. امروز ملّت ایران نشان داده که در میدانهای سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم می‌ایستد. این کار ملّت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بِایستد می‌ایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک میکند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار میدهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبه‌رو مأیوس کند، مأیوس میکند. این انگیزه دشمن را نگران میکند؛ سعی میکنند این انگیزه را با بهانه‌های مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند.

    امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.

    جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛(۵) این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم. من شاید یکی دو بار در صحبتها گفته‌ام؛(۶) چند سال قبل از این، یک دانشمند موشکی متعلّق به صهیونیست‌ها(۷) خودش اعلام کرده بود و گفته بود که وقتی [پرتاب] فلان موشک ایرانی را تمرین میکردند و من [تصویرش را که] پخش میشد دیدم، به احترام آن کسی که این را ساخته کلاهم را برداشتم و او را احترام کردم که در حال تحریم، در وقت تحریم، توانسته یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد. در صنایع دفاعی، در شیوه‌های درمان، امروز کارهای بزرگ دارد انجام میگیرد؛ اینها را دشمن پنهان میکند، بعضی‌ها هم متأسّفانه در داخل اینها را پنهان میکنند. در داخل، متأسّفانه بعضی پنهان میکنند این پیشرفتها را، این کارهای بزرگ را، به مردم اطّلاع‌رسانی نمیکنند. کارهای بزرگی در کشور دارد انجام میگیرد، کشور دارد پیش میرود.

    آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغ‌گو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم ــ آن [عاملی] که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است. من شنیدم و نقل کردند برای من که این کسانی که هفته‌ی گذشته این ماهواره‌ها را به فضا پرتاب کردند، این جوانهایی که سه ماهواره را در یک روز به فضا پرتاب کردند و در فضا مستقر شد، متوسّط سنّی اینها ۲۶ سال است! جوان بیست‌وشش‌ساله؛ اینها ثروتهای عظیمی است، ثروت نیروی انسانی ثروت کوچکی نیست. آن‌وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی(۸) می‌نشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛ وعده‌ی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناخته‌اند؛ یک روزی بود که نمی‌شناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه می‌شناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناخته‌اند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.

    ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.

    خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند. دیدند که در جنگ دوازده‌روزه اتّحاد ملّت، معجزه‌آفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهم‌ترین مسئله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.(۹)

    خب، من دو سه جمله‌ای هم درباره‌ی این اجتماعاتی که هفته‌ی گذشته شد، عرض بکنم. اوّلاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب می‌شناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله، این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. من، هم در تلویزیون شنیدم، هم در محاسبات و در کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید؛ این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور درصدد علاج این مشکلند. این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است؛ این را هم به شما عرض بکنم. این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بی‌حسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است. البتّه با تدابیر گوناگون باید جلویش گرفته بشود؛ و دارند تلاش میکنند؛ هم رئیس‌جمهور، هم رؤسای قوای دیگر و بعضی مسئولین دیگر تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین اعتراض بازاری‌ها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.

    اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛ البتّه مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود. مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بی‌تفاوت نبودن در مقابل شایعه‌پردازی‌های دشمن است؛ اینها مهم است. مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر  ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛ ما با اتّکاء به خدای متعال، با اتّکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم ان‌شاء‌الله به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد.

    امیدواریم خدای متعال شهدای عزیز ما را با اولیائشان محشور کند؛ جوانهای ما را محفوظ بدارد؛ شما عزیزان را ان‌شاء‌الله از برکات ولادت امیرالمؤمنین برخوردار کند و بر دل خانواده‌های شهیدان، خداوند صبر و تسلّیٰ و سکینه و آرامش نازل کند.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
     
     
     


    (۱ اشاره به سخنان دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) که حرفهای گذشته‌ی خود راجع به شهید سلیمانی را تکرار کرد که او باعث کشته شدن سربازان آمریکایی شده است.

    (۲ نهج‌البلاغه‌، نامه‌ی ۵۳

    (۳ حکومت ولایی

    (۴ سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۲؛ «... همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.»

    (۵ اشاره به پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴

    (۶ از جمله، بیانات در اجتماع بسیجیان شرکت‌کننده در همایش «خدمت بسیجیان» (۱۳۹۷/۷/۱۲)

    (۷ یوزی رابین (مدیر اسبق برنامه‌ی موشکی رژیم صهیونیستی)

    (۸ دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)

    (۹ سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «... بر کافران، سخت‌گیر [و] با همدیگر مهربانند ...»



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246

    #بيانات
    📰 بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی [دریافت PDF] با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار بسم الله الرّحمن الرّحیم و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین. امروز سالگرد یک میلاد بی‌نظیر است؛ هم از حیث مولد بی‌نظیر است، هم از حیث فرزند ولادت‌یافته؛ هم مولد و هم مولود. مولد، کعبه است؛ در تاریخ، دیگر ما چه کسی را سراغ داریم که در خانه‌ی خدا، در کعبه متولّد شده باشد؟ مولود، علیّ مرتضیٰ (سلام الله علیه) است که درباره‌ی ایشان چند جمله‌ای بعداً عرض خواهم کرد. بنابراین، از لحاظ ولادت این بزرگوار، روز سیزدهم رجب یک روز استثنائی و بی‌نظیر است. همین‌طور، امروز سالگرد شهید عزیز عالی‌قدر ما، شهید سلیمانی است. درباره‌ی شهید سلیمانی بحمدالله زیاد صحبت شده است، زیاد نوشته شده است. من اگر بخواهم درباره‌ی این شهید عزیز که از نزدیک زندگی او و کار او را مشاهده کرده‌ام، جمله‌ای عرض بکنم، باید بگویم سلیمانی مرد ایمان و اخلاص و عمل بود؛ این سه خصوصیّت. مرد ایمان بود؛ یعنی به کاری که میکرد ایمان داشت؛ به هدفی که برای آن هدف تلاش میکرد، از اعماق قلب ایمان داشت؛ به خدا و حمایت الهی ایمان داشت؛ مرد ایمان بود. مرد اخلاص بود؛ برای خوش‌نامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد. و مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست. شهید سلیمانی اهل عمل بود؛ هر جایی که احساس میکرد وجود او لازم است، آنجا حاضر بود؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب در کرمان، چه در مقابله‌ی با مهاجمین ظالم و ستمگر در آن منطقه، چه در نیروی قدس، چه در دفاع از حرم، چه در مقابله‌ی با داعش. مرد عمل بود؛ هم در میدان نظامی، هم در میدان سیاسی، هم در میدان تربیتی. کارش فقط کار نظامی نبود. او را به عنوان نظامی می‌شناسیم لکن در حسّاس‌ترین و مهم‌ترین مسائل سیاسی منطقه، شهید سلیمانی یک عامل مؤثّر و مفید و در مواردی بی‌نظیر بود. مرد عمل در امر تربیت هم بود؛ زیر‌دست‌های خودش، جوانهایی که به او میپیوستند، کسانی که [همراه] با او میجنگیدند، از او درس میگرفتند؛ او تربیت میکرد اینها را. یک انسان جامع و کاملی در زمان ما [بود]. چند روز قبل از این، آن کسانی که هنوز مدیون خون او هستند، یاوه‌هایی درباره‌ی او گفتند، راجع به شهید سلیمانی سخنان یاوه‌ای بر زبان آوردند،(۱) امّا شهید سلیمانی در عمل، در اقدام، در مدّت حیات بابرکتش، سخنان آنها را رد کرده است. و بحمدالله به کوری چشم دشمن مزار او هر سال مثل اینکه مقدّس‌تر و محترم‌تر از سال قبل میشود. امسال شما نگاه کنید ــ آن‌طوری که من در تلویزیون دیدم ــ اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور، گاهی از کشورهای دیگر راه‌پیمایی میکنند، حرکت میکنند، میروند مزار این مرد را زیارت میکنند. مرد ایمان، مرد اخلاص و مرد عمل. امروز علاوه‌ی بر شهید سلیمانی، شهدای عزیز دیگری هم در این محفل مطرحند؛ خانواده‌های بعضی از این شهیدان در اینجا حاضرند؛ چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند. این جلسه، جلسه‌ی تجلیل و تکریم و تعظیم به این شهیدان عزیز است که در تاریخ نامشان ماندگار خواهد بود و ما باید از نام مبارک اینها برای حرکت در تاریخ استفاده کنیم. امّا موضوعاتی که امروز مایلم مطرح کنم، دو سه موضوع کوتاه را میخواهم به شما عرض بکنم. یکی سخن کوتاهی است در باب امیرالمؤمنین (علیه‌ الصّلاة و ‌السّلام)؛ یکی سخن در باب یک عامل مؤثّر در رویارویی حق و باطل که باید متوجّه آن باشید، چه آنچه در زمان امیرالمؤمنین بود، چه آنچه امروز هست؛ یکی هم یک نگاهی به این حوادث اخیر هفته‌ی گذشته و اجتماعات مردممان که یک جمله‌ای هم درباره‌ی آن عرض خواهم کرد. درباره‌ی امیرالمؤمنین، خب گفته‌ها و نوشته‌ها در تاریخ، در ادبیّات، در حدیث آن‌قدر انباشته و بزرگ است که من گمان نمیکنم درباره‌ی هیچ شخصی این‌همه سخن گفته شده باشد، این‌همه مدح شده باشد؛ حتّی در غیر مسلمانها، حتّی از غیر شیعه، بزرگانی، علمائی، کتابها نوشته‌اند؛ شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن‌ابی‌الحدید یک کتاب قطورِ بزرگ با مجلّدات بسیار، و شرحهای نهج‌البلاغه و شرحهای سخنان آن بزرگوار و شرح نامه‌ به جناب مالک اشتر و شرح‌‌حال‌های ایشان در تاریخ، در ادبیّات به قدری زیاد است که عرض کردم، نمیشود نظیری برای او پیدا کرد. خب من در بین همه‌ی این خصوصیّاتی که راجع به امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) گفته شده است، دو خصوصیّت را ــ که امیرالمؤمنین در قلّه‌ی این دو خصوصیّت است و ما امروز به اینها احتیاج داریم ــ انتخاب کرده‌ام که درباره‌اش چند کلمه‌ای مختصر صحبت کنم: یکی اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «عدالت» است؛ دیگری اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «تقوا» است؛ عدالت و تقوا. امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم. قلّه‌ی «عدالت» که گفتیم امیرالمؤمنین در آنجا مستقر است و بالاترین نقطه‌ی عدالت است، امیرالمؤمنین عدالت را چه جوری اِعمال میکرد؟ متنوّع اِعمال میکرد؛ گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّه‌های یتیم، به خانواده‌های بی‌سرپرست؛ گاهی این‌جوری اِعمال عدالت میکرد؛ گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطه‌ی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرنده‌ای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازه‌ی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛ عباراتی که فراتر از سطح ادبیّات عرب است، مثل نهج‌البلاغه. عدالت را این‌جوری [بیان میکند]؛ به آن کسانی که حکّام او هستند، استاندارهای او هستند نامه مینویسد، درس عدالت است. یعنی وقتی انسان نگاه کند، واقعاً نوشته‌ی امیرالمؤمنین به مالک اشتر(۲) که فرمان حکومت او است ــ که به غلط میگویند عهدنامه؛ عهدنامه نیست، فرمان است، فرمان حکومت است ــ پُر از مفاهیمی است که اغلب اینها به عدالت برمیگردد، جامعه را جامعه‌ی عادلانه قرار میدهد؛ عدالت را گاهی این‌جوری هم پیش میبُرد. یعنی هم با مهربانی، هم با خشونت الهی و تعصّب دین، هم با بیان رسا و حکمت و تبیین. مصدر این جهاد تبیین، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. امّا تقوا؛ تقوا را چه جوری اِعمال میکرد؟ تقوا را گاهی در محراب عبادت اِعمال میکرد؛ عباداتی که فرشتگان به آن عبادات رشک میبردند؛ یعنی عبادت امیرالمؤمنین، نماز او، تضرّع او، سخن او با خدا، فرشتگان را متحیّر میکرد. گاهی تقوا را با صبر و سکوت برای حفظ اتّفاق مسلمین اِعمال میکرد؛ این هم یکی از مصادیق مهمّ تقوای امیرالمؤمنین است. حقّی متعلّق و وابسته‌ی به او است، آن حق از او سلب میشود، امیرالمؤمنین با شمشیر میتواند این حق را بگیرد امّا بین مسلمین اختلاف خواهد شد؛ برای اینکه اختلاف نشود، صبر میکند، سکوت میکند، همکاری میکند. گاهی گفته میشود امیرالمؤمنین ۲۵ سال در خانه نشست؛ نه، امیرالمؤمنین در خانه ننشست، در صحنه بود، در عرصه بود، دستور میداد، هدایت میکرد، راهنمایی میکرد خلفای وقت را، مردم را. یعنی با صبر و سکوت، تقوای خودش را نشان [میداد]؛ این تقوا است. این تقوا است که انسان ببیند حقّی دارد از او زایل میشود امّا به خاطر یک مصلحت بزرگ‌تر سکوت کند. ماها طاقت نمی‌آوریم سکوت کنیم؛ اگر حقّی از ما زایل بشود، فکر میکنیم که دنیا به هم خورده، ملاحظه نمیکنیم؛ آن بزرگوار ملاحظه میکرد. در یک جاهایی تقوای آن بزرگوار با سینه سپر کردن در مقابلِ حوادثِ شدید ظاهر میشد، مثل لیلة‌المبیت؛ تقوا بود؛ رفت جای پیغمبر خوابید، در حالی که به طور طبیعی اطمینان حاصل بود که امشب جانش را از دست خواهد داد. در اُحد تقوا نشان داد، ایستاد؛ در حُنین تقوا نشان داد، ایستاد؛ در خیبر تقوا نشان داد، دشمن را زمین‌گیر کرد؛ در اغلب غزوات پیغمبر پیشرو بود؛ [اینها هم] تقوا بود. تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛ [لذا امیرالمؤمنین] در مقابل دشمن سینه سپر میکرد. این دو خصوصیّت است؛ عدالت امیرالمؤمنین و تقوای امیرالمؤمنین. ما امروز در کشورمان، در جامعه‌مان، هم به عدالت نیاز داریم، هم به تقوا. هم تقوای آحاد مردم و هم بخصوص تقوای مسئولان کشور؛ به این نیاز داریم، این باید تحقّقِ کامل پیدا کند. خب بحمدالله تا حدود زیادی در مواردی انسان مشاهده میکند که با تقوا عمل میکنند، امّا بایستی همه‌گیر بشود. این امامی که ما مشتاق نام او هستیم، مشتاق یاد او هستیم، اسم او را بر زبان می‌آوریم، مدح او را میگوییم و میخوانیم، این‌جور انسانی است؛ آن، رفتارش در عدالت و آن، رفتارش در تقوا. شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت که عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی(۳) است. امروز بایستی ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجب‌ترین و اولیٰ‌ترین خصوصیّت برای اداره‌ی یک جامعه است که بایستی دنبال آن باشید. خب، عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظه‌ی رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظه‌ی دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. بایستی بدون ملاحظه ــ ملاحظه‌ی بی‌مورد ــ به سمت برنامه‌ی عدالت‌آور و برنامه‌ای که تقوا را توسعه بدهد، حرکت کرد. خب، این درباره‌ی امیرالمؤمنین. عرض کردم یک نکته‌ای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین (علیه ‌السّلام) که این نکته امروز هم در جامعه‌ی ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همه‌جا فاتح بود و غالب بود؛ حتّی در اُحد. [در جنگ] اُحد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگرِ اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتّفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد. در دوران خلافت سه‌ جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفّین هم پیروز شد. در صفّین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر میتوانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض میشد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت. آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم «جنگ نرم». بعضی خیال میکنند این حوادث این‌جوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.(۴) دشمن در مقابل شجاعت امیرالمؤمنین و قدرت امیرالمؤمنین و اراده‌ی پولادین امیرالمؤمنین چاره‌ای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریبِ محیط پیرامونیِ امیرالمؤمنین که در جنگ صفّین این کار با سرِ نیزه کردن قرآنها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتّفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتّفاق افتاد؛ جنگ نرم [این] است. جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد. هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده‌ی تلاشند و آماده‌ی کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان میشوند. آن زمان، [یعنی] زمان امیرالمؤمنین این کار را کردند که در تاریخ بتفصیل جزئیّاتش وجود دارد. افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمده‌اند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد. امروز ملّت ایران نشان داده که در میدانهای سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم می‌ایستد. این کار ملّت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بِایستد می‌ایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک میکند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار میدهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبه‌رو مأیوس کند، مأیوس میکند. این انگیزه دشمن را نگران میکند؛ سعی میکنند این انگیزه را با بهانه‌های مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند. امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند. جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛(۵) این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم. من شاید یکی دو بار در صحبتها گفته‌ام؛(۶) چند سال قبل از این، یک دانشمند موشکی متعلّق به صهیونیست‌ها(۷) خودش اعلام کرده بود و گفته بود که وقتی [پرتاب] فلان موشک ایرانی را تمرین میکردند و من [تصویرش را که] پخش میشد دیدم، به احترام آن کسی که این را ساخته کلاهم را برداشتم و او را احترام کردم که در حال تحریم، در وقت تحریم، توانسته یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد. در صنایع دفاعی، در شیوه‌های درمان، امروز کارهای بزرگ دارد انجام میگیرد؛ اینها را دشمن پنهان میکند، بعضی‌ها هم متأسّفانه در داخل اینها را پنهان میکنند. در داخل، متأسّفانه بعضی پنهان میکنند این پیشرفتها را، این کارهای بزرگ را، به مردم اطّلاع‌رسانی نمیکنند. کارهای بزرگی در کشور دارد انجام میگیرد، کشور دارد پیش میرود. آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغ‌گو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم ــ آن [عاملی] که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است. من شنیدم و نقل کردند برای من که این کسانی که هفته‌ی گذشته این ماهواره‌ها را به فضا پرتاب کردند، این جوانهایی که سه ماهواره را در یک روز به فضا پرتاب کردند و در فضا مستقر شد، متوسّط سنّی اینها ۲۶ سال است! جوان بیست‌وشش‌ساله؛ اینها ثروتهای عظیمی است، ثروت نیروی انسانی ثروت کوچکی نیست. آن‌وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی(۸) می‌نشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛ وعده‌ی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناخته‌اند؛ یک روزی بود که نمی‌شناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه می‌شناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناخته‌اند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است. ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند. خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند. دیدند که در جنگ دوازده‌روزه اتّحاد ملّت، معجزه‌آفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهم‌ترین مسئله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.(۹) خب، من دو سه جمله‌ای هم درباره‌ی این اجتماعاتی که هفته‌ی گذشته شد، عرض بکنم. اوّلاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب می‌شناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله، این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. من، هم در تلویزیون شنیدم، هم در محاسبات و در کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید؛ این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور درصدد علاج این مشکلند. این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است؛ این را هم به شما عرض بکنم. این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بی‌حسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است. البتّه با تدابیر گوناگون باید جلویش گرفته بشود؛ و دارند تلاش میکنند؛ هم رئیس‌جمهور، هم رؤسای قوای دیگر و بعضی مسئولین دیگر تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین اعتراض بازاری‌ها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند. اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛ البتّه مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود. مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بی‌تفاوت نبودن در مقابل شایعه‌پردازی‌های دشمن است؛ اینها مهم است. مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر  ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛ ما با اتّکاء به خدای متعال، با اتّکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم ان‌شاء‌الله به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد. امیدواریم خدای متعال شهدای عزیز ما را با اولیائشان محشور کند؛ جوانهای ما را محفوظ بدارد؛ شما عزیزان را ان‌شاء‌الله از برکات ولادت امیرالمؤمنین برخوردار کند و بر دل خانواده‌های شهیدان، خداوند صبر و تسلّیٰ و سکینه و آرامش نازل کند. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته       (۱ اشاره به سخنان دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) که حرفهای گذشته‌ی خود راجع به شهید سلیمانی را تکرار کرد که او باعث کشته شدن سربازان آمریکایی شده است. (۲ نهج‌البلاغه‌، نامه‌ی ۵۳ (۳ حکومت ولایی (۴ سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۲؛ «... همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.» (۵ اشاره به پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ (۶ از جمله، بیانات در اجتماع بسیجیان شرکت‌کننده در همایش «خدمت بسیجیان» (۱۳۹۷/۷/۱۲) (۷ یوزی رابین (مدیر اسبق برنامه‌ی موشکی رژیم صهیونیستی) (۸ دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) (۹ سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «... بر کافران، سخت‌گیر [و] با همدیگر مهربانند ...» 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246 #بيانات
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 583 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • مقاله 3013

    اصالت اربیه ای بودن موضوعات دال بر اوصاف و اسماء الهیه

    اصول
    • اصل اربیّه ‌بودن موضوعات دالّ بر اوصاف و اسماء الهی در مدار ولایت حضرت حجت بن الحسن(عج) [1]
    • اصل ولایی‌بودن دلالت اسمائی موضوعات اربی در عصر حضور حجت الهی(عج) [2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    https://eitaa.com/Hezbolah_121/8618

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 3013 🔆 اصالت اربیه ای بودن موضوعات دال بر اوصاف و اسماء الهیه 🔷 اصول • اصل اربیّه ‌بودن موضوعات دالّ بر اوصاف و اسماء الهی در مدار ولایت حضرت حجت بن الحسن(عج) [1] • اصل ولایی‌بودن دلالت اسمائی موضوعات اربی در عصر حضور حجت الهی(عج) [2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: https://eitaa.com/Hezbolah_121/8618 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 126 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • مقاله 3010

    اصالت اربیه ای بودن بسیاری از موضوعات در دوران ظهور حضرت بقیه الله(عج)

    اصول
    • اصل انکشاف اربیه‌بودن بسیاری از وقایع عالم در عصر حضور حضرت بقیة‌الله الاعظم[1]
    • اصل تمایز مراتب تکلیف در جامعه مهدوی بر مدار ولایت فعلیه اهل‌البیت علیهم‌السلام[2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    https://eitaa.com/Hezbolah_121/8615

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 3010 🔆 اصالت اربیه ای بودن بسیاری از موضوعات در دوران ظهور حضرت بقیه الله(عج) 🔷 اصول • اصل انکشاف اربیه‌بودن بسیاری از وقایع عالم در عصر حضور حضرت بقیة‌الله الاعظم[1] • اصل تمایز مراتب تکلیف در جامعه مهدوی بر مدار ولایت فعلیه اهل‌البیت علیهم‌السلام[2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: https://eitaa.com/Hezbolah_121/8615 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 98 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادوهشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مصطفی خدایی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادوهشت

    سرمقاله 



     افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا

     گزارش اخیر رسانه آمریکایی واشنگتن‌پست درباره همگرایی فریبکارانه آمریکا و رژیم صهیونی برای حمله به ایران هرچند یک خروجی رسانه‌ای در راستای نظام رسانه‌ای غرب علیه ایران است اما در ضمن خود حاوی گزاره‌هایی است که صحت و درستی ارزیابی راهبردی تهران از وقایع یک دهه اخیر منطقه را به وضوح نشان می‌دهد.

    اینکه حضور مستشاری در عراق و در ادامه هم در سوریه علیه گروه‌های ریز و درشت تکفیری نه تنها ایجاد یک تور حفاظتی برای جلوگیری از تکثیر ویروس تروریسم در منطقه بود بلکه کارکرد دیگر آن یک معماری امنیتی برای مهار دشمن صهیونی و جلوگیری از دست‌درازی او به ایران است. 

    واشنگتن‌پست در بخش‌هایی از گزارش خود عنوان می‌کند سقوط سوریه مسیر تدارکاتی ایران به سواحل مدیترانه و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله را مسدود کرد.

    این رسانه امریکایی تصریح می‌کند که با سقوط سوریه و خروج گروه‌های مقاومت از این کشور اسرائیل مجال یافت تا با خیالی آسوده از عدم پاسخگویی مؤثر از خاک سوریه بر روی نفوذ به لایه‌های دفاعی در عمق خاک ایران تمرکز کند. 

    نکته مهم دیگر در این گزارش، سخت شدن حمایت لجستیکی از حزب‌الله لبنان پس از فروپاشی نظام سیاسی سابق سوریه است. موضوعی که باعث فراغ بال رژیم صهیونی برای تحت فشار گذاشتن مقاومت در لبنان و آسودگی خیال او از جبهه سوریه شد. 

    مسئله مهم دیگر خروج سامانه‌های شنود و پایش رژیم از سوریه پس از فروپاشی حاکمیت سیاسی است. موضوعی که به تعبیر این رسانه آمریکایی باعث ایجاد یک سیاه‌چاله راداری و امنیتی شده و دست ناوگان هوایی رژیم را برای مانور در منطقه و حمله به ایران بازتر کردند.

    اهمیت حلقه دفاعی سوریه با همه ضعف‌هایش اما به حدی بوده که این رسانه امریکایی نقل می‌کند ترامپ در دیدارهای محرمانه خود با نتانیاهو، سقوط دمشق را «چراغ سبز نهایی» برای اجرای عملیات علیه ایران و سایت‌های هسته‌ای آن معرفی کرده بود.

    طبق افشاگری این رسانه آمریکایی، پنج ماه قبل از حمله به ایران، ترامپ در دیدار با نتانیاهو گفته بود حالا که دمشق از دست رفته، وقتش رسیده!

    با کنار هم قرار دادن این موضوعات درستی تحلیل راهبردی ایران از وقایعی که در دهه ۹۰ در سوریه و عراق رخ داده بود اثبات می‌شود.

    ایران می‌دانست که برای دفاع نباید به پشت مرزهایش تکیه کند. تحلیل راهبردی جمهوری اسلامی ایران آن بود که آنچه از ابتدای دهه ۹۰ در سوریه در حال رخ دادن است نه یک ناآرامی و اعتراض داخلی بلکه پروژه‌ای امنیتی و منطقه‌ای برای خروج سوریه از مدار ضداسرائیلی منطقه است.

    تحلیل تهران آن بود که حاکمیت دمشق در عین تجدیدنظر برای خواست داخلی مردم اما باید همچنان باقی بماند چرا که سقوط این نظام سیاسی تأثیراتی منطقه‌ای داشته و دست رژیم صهیونی را برای توسعه‌طلبی بیشتر باز خواهد گذاشت. 

    بر مبنای همین تحلیل هم جمهوری اسلامی ایران بعد از شدت گرفتن ناآرامی‌ها علیه حاکمیت سابق سوریه، وارد فاز مستشاری برای جلوگیری از سقوط دمشق شد. 

    تحلیل تهران آن بود که وقایع سوریه برخلاف برخی اتفاقات در سایر کشورهای عربی مانند مصر و لیبی و تونس که از عقبه عمیق اجتماعی برخوردار بود اما در سوریه با همه نقدها به نظام سیاسی‌اش، یک اراده خارجی پشت اعتراضی داخلی پنهان شده تا در صورت فراهم شدن فرصت، پروژه ضدامنیتی خود را پیش ببرد. پروژه‌ای که قرار بود در مرحله اول منافع منطقه‌‌ای کاخ سفید و در مرحله دوم هم منافع میان‌مدت رژیم صهیونی را تأمین کند. 

    سیر وقایع حالا اثبات می‌کند که تحلیل ایران از وقایع آن روزهای منطقه درست بوده است. کاخ سفید که با تحریم‌های ریز و درشت نفس حاکمیت سابق سوریه را تنگ کرده و به نارضایتی داخلی دامن زده بودند به محض فروپاشی دمشق و بر سر کار آمدن حاکمیتی که دردسرهای سابق را برای امریکا و رژیم ندارد. در یک اتفاق تاریخی و محیرالعقول، عضو سابق القاعده در کاخ سفید مهمان رئیس‌جمهور آمریکا شد. 

    فروپاشی دمشق یک فرصت طلایی برای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بود. تغییر در ژئوپلتیک منطقه به مدد پیشران گروه‌های تکفیری فرصتی را برای محور آمریکایی فراهم آورد که با جنگ و درگیری نظام فراهم نیامده بود. ایران ۱۵ سال قبل پیش‌بینی درست و دقیقی از وضعیت داشت. 

    در روزگاری که هژمونی رسانه‌ای غرب، ایران را متهم به نظامی‌گری می‌کرد اما حالا بهتر مشخص می‌شود که اقدامات ایران نه تنها بی‌نظمی و نظامی‌گری نبود بلکه بزرگ‌ترین ابزار برای مهار بی‌نظم‌ترین بازیگر این روزهای دنیاست. بازیگر بی‌نظم و خبیثی که حتی بعضاً صدای اعتراض کارفرمایان آمریکایی و اروپایی خود را هم در می‌آورد.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62187

    #ديگران__گزارش
    📰 افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادوهشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مصطفی خدایی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادوهشت سرمقاله   افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا  گزارش اخیر رسانه آمریکایی واشنگتن‌پست درباره همگرایی فریبکارانه آمریکا و رژیم صهیونی برای حمله به ایران هرچند یک خروجی رسانه‌ای در راستای نظام رسانه‌ای غرب علیه ایران است اما در ضمن خود حاوی گزاره‌هایی است که صحت و درستی ارزیابی راهبردی تهران از وقایع یک دهه اخیر منطقه را به وضوح نشان می‌دهد. اینکه حضور مستشاری در عراق و در ادامه هم در سوریه علیه گروه‌های ریز و درشت تکفیری نه تنها ایجاد یک تور حفاظتی برای جلوگیری از تکثیر ویروس تروریسم در منطقه بود بلکه کارکرد دیگر آن یک معماری امنیتی برای مهار دشمن صهیونی و جلوگیری از دست‌درازی او به ایران است.  واشنگتن‌پست در بخش‌هایی از گزارش خود عنوان می‌کند سقوط سوریه مسیر تدارکاتی ایران به سواحل مدیترانه و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله را مسدود کرد. این رسانه امریکایی تصریح می‌کند که با سقوط سوریه و خروج گروه‌های مقاومت از این کشور اسرائیل مجال یافت تا با خیالی آسوده از عدم پاسخگویی مؤثر از خاک سوریه بر روی نفوذ به لایه‌های دفاعی در عمق خاک ایران تمرکز کند.  نکته مهم دیگر در این گزارش، سخت شدن حمایت لجستیکی از حزب‌الله لبنان پس از فروپاشی نظام سیاسی سابق سوریه است. موضوعی که باعث فراغ بال رژیم صهیونی برای تحت فشار گذاشتن مقاومت در لبنان و آسودگی خیال او از جبهه سوریه شد.  مسئله مهم دیگر خروج سامانه‌های شنود و پایش رژیم از سوریه پس از فروپاشی حاکمیت سیاسی است. موضوعی که به تعبیر این رسانه آمریکایی باعث ایجاد یک سیاه‌چاله راداری و امنیتی شده و دست ناوگان هوایی رژیم را برای مانور در منطقه و حمله به ایران بازتر کردند. اهمیت حلقه دفاعی سوریه با همه ضعف‌هایش اما به حدی بوده که این رسانه امریکایی نقل می‌کند ترامپ در دیدارهای محرمانه خود با نتانیاهو، سقوط دمشق را «چراغ سبز نهایی» برای اجرای عملیات علیه ایران و سایت‌های هسته‌ای آن معرفی کرده بود. طبق افشاگری این رسانه آمریکایی، پنج ماه قبل از حمله به ایران، ترامپ در دیدار با نتانیاهو گفته بود حالا که دمشق از دست رفته، وقتش رسیده! با کنار هم قرار دادن این موضوعات درستی تحلیل راهبردی ایران از وقایعی که در دهه ۹۰ در سوریه و عراق رخ داده بود اثبات می‌شود. ایران می‌دانست که برای دفاع نباید به پشت مرزهایش تکیه کند. تحلیل راهبردی جمهوری اسلامی ایران آن بود که آنچه از ابتدای دهه ۹۰ در سوریه در حال رخ دادن است نه یک ناآرامی و اعتراض داخلی بلکه پروژه‌ای امنیتی و منطقه‌ای برای خروج سوریه از مدار ضداسرائیلی منطقه است. تحلیل تهران آن بود که حاکمیت دمشق در عین تجدیدنظر برای خواست داخلی مردم اما باید همچنان باقی بماند چرا که سقوط این نظام سیاسی تأثیراتی منطقه‌ای داشته و دست رژیم صهیونی را برای توسعه‌طلبی بیشتر باز خواهد گذاشت.  بر مبنای همین تحلیل هم جمهوری اسلامی ایران بعد از شدت گرفتن ناآرامی‌ها علیه حاکمیت سابق سوریه، وارد فاز مستشاری برای جلوگیری از سقوط دمشق شد.  تحلیل تهران آن بود که وقایع سوریه برخلاف برخی اتفاقات در سایر کشورهای عربی مانند مصر و لیبی و تونس که از عقبه عمیق اجتماعی برخوردار بود اما در سوریه با همه نقدها به نظام سیاسی‌اش، یک اراده خارجی پشت اعتراضی داخلی پنهان شده تا در صورت فراهم شدن فرصت، پروژه ضدامنیتی خود را پیش ببرد. پروژه‌ای که قرار بود در مرحله اول منافع منطقه‌‌ای کاخ سفید و در مرحله دوم هم منافع میان‌مدت رژیم صهیونی را تأمین کند.  سیر وقایع حالا اثبات می‌کند که تحلیل ایران از وقایع آن روزهای منطقه درست بوده است. کاخ سفید که با تحریم‌های ریز و درشت نفس حاکمیت سابق سوریه را تنگ کرده و به نارضایتی داخلی دامن زده بودند به محض فروپاشی دمشق و بر سر کار آمدن حاکمیتی که دردسرهای سابق را برای امریکا و رژیم ندارد. در یک اتفاق تاریخی و محیرالعقول، عضو سابق القاعده در کاخ سفید مهمان رئیس‌جمهور آمریکا شد.  فروپاشی دمشق یک فرصت طلایی برای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بود. تغییر در ژئوپلتیک منطقه به مدد پیشران گروه‌های تکفیری فرصتی را برای محور آمریکایی فراهم آورد که با جنگ و درگیری نظام فراهم نیامده بود. ایران ۱۵ سال قبل پیش‌بینی درست و دقیقی از وضعیت داشت.  در روزگاری که هژمونی رسانه‌ای غرب، ایران را متهم به نظامی‌گری می‌کرد اما حالا بهتر مشخص می‌شود که اقدامات ایران نه تنها بی‌نظمی و نظامی‌گری نبود بلکه بزرگ‌ترین ابزار برای مهار بی‌نظم‌ترین بازیگر این روزهای دنیاست. بازیگر بی‌نظم و خبیثی که حتی بعضاً صدای اعتراض کارفرمایان آمریکایی و اروپایی خود را هم در می‌آورد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62187 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 534 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم


     آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود.
    برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.

     جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛(۱) بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.(۲) ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.
     بسم الله الرّحمن الرّحیم. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است.

    آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم.

    من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم.
    تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُنCO۲  به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند.

    روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد.

    بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم.

    نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد.
    در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند.

    ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم.

    در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم.

    در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند.
    یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم.

    در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است.

    در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم.

    آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟
     بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم.

    این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟
     ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود.

    البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.
     بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم.

    پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.
     البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم.

    رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.(۳) لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.
     ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.

    من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.
    همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم.

    لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.
     مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم.

    آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟
     ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است.

    ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: «کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند.

    یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟
     من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند.

    نه، گرم نبود آقای دکتر.
     این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم.

    باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند.
    به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم.

    آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟
     بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند.

    ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند.

    در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟
     ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم.

    باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد.
    در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟

    بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.
     بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند.

    گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.
     هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد.

    این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم.

    آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟
     ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم.

    ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم.

    من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی.

    این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم.

    آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.
     ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند.

    ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم.
    خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم.

    متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.
     ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید:
    این ما و منی جمله ز عقل است و عقال است
    در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی (۴)

    همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.
     


     
    (۱ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)

    (۲ بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰)

    (۳ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)
    ۴) از اشعار حضرت امام خمینی رحمه‌الله


     


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191

    #ديگران__گفتگو
    📰 برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم  آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود. برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.  جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛(۱) بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.(۲) ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.  بسم الله الرّحمن الرّحیم. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است. آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم. من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُنCO۲  به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند. روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد. بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم. نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند. ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم. در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم. در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم. در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است. در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم. آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟  بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم. این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟  ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود. البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.  بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم. پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.  البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم. رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.(۳) لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.  ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم. همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم. لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.  مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم. آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟  ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است. ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: «کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند. یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟  من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند. نه، گرم نبود آقای دکتر.  این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم. باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم. آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟  بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند. ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند. در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟  ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟ بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.  بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند. گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.  هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد. این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم. آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟  ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم. ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم. من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی. این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم. آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.  ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند. ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم. متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.  ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید: این ما و منی جمله ز عقل است و عقال است در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی (۴) همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.     (۱ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶) (۲ بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰) (۳ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶) ۴) از اشعار حضرت امام خمینی رحمه‌الله   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191 #ديگران__گفتگو
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 1ک بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • گفت‌وگو با رئیس‌جمهور محترم آقای دکتر مسعود پزشکیان


    آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود.
    برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62194

    #فيلم
    📰 گفت‌وگو با رئیس‌جمهور محترم آقای دکتر مسعود پزشکیان آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود. برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62194 #فيلم
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 224 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و نودمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید اسماعیل نادی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود

    سرمقاله 



     نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است

     در سال‌های اخیر یکی از خطاهای رایج در تحلیل تقابل ایران و آمریکا، تقلیل یک رویارویی عمیق و تاریخی به چند پرونده فنی و مقطعی بوده است. گویی همه اختلاف‌ها در چند بند توافق یا چند گزارش نظارتی خلاصه می‌شود. این نگاه آگاهانه یا ناآگاهانه صورت‌مسئله را وارونه می‌کند و اجازه نمی‌دهد ریشه واقعی مسئله دیده شود. آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد نه یک اختلاف موردی بلکه مواجهه دو نگاه متفاوت به قدرت، عدالت و نظم جهانی است.

    آمریکا و متحدانش طی دهه‌ها کوشیده‌اند نظم خاصی را بر جهان تحمیل کنند، نظمی که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان جهانی در اتاق‌های بسته چند قدرت محدود انجام می‌شود و سایر کشورها یا باید تبعیت کنند یا هزینه بپردازند. در این نظم، قانون تا جایی معتبر است که منافع قدرت‌های مسلط را تهدید نکند. تحریم‌های فراگیر علیه ملت‌ها، حمایت آشکار از اشغالگری، سکوت در برابر جنایت‌های جنگی و برخورد دوگانه با مفاهیمی مانند حقوق بشر بخشی از واقعیت عینی این ساختار ناعادلانه است.

    ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب عملاً در برابر این منطق ایستاده است. نه به این دلیل که به‌دنبال تنش‌سازی یا ماجراجویی بوده بلکه از آن رو که پذیرش این نظم به معنای چشم‌پوشی از استقلال، هویت و حق تصمیم‌گیری ملی است. همین ایستادگی، ایران را به مسئله‌ای فراتر از یک کشور «ناسازگار» با نظم حاکم بر جهان تبدیل کرده است. ایران به نماد مقاومت در برابر زورگویی و تحکم تبدیل شد، نمادی که اگرچه هزینه‌ساز است اما برای بسیاری از ملت‌ها قابل فهم و الهام‌بخش است.

    آمریکا در این میان تلاش کرده با برجسته‌سازی موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای، چهره‌ای امنیتی از ایران بسازد و افکار عمومی جهان را از ریشه اصلی اختلاف منحرف کند. اما تجربه نشان داده حتی در مقاطعی که ایران بیشترین سطح شفافیت و همکاری را پذیرفته، فشارها کاهش نیافته، تحریم‌ها ادامه پیدا کرده، تهدیدها باقی مانده و ادبیات خصمانه تشدید شده است. این رفتار متناقض، خود بهترین شاهد است که مسئله اصلی نه یک پرونده خاص بلکه اصل ایستادگی ایران در برابر نظم مسلط است. البته همین نظم حاکم آمریکایی نیز در حال افول بوده و آمریکا دیگر توانی برای محافظت از آن را ندارد و عملاً دوران گذار بین‌المللی شروع شده است.

    در میانه همین فضاست که سخنان رهبر انقلاب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به نشست سالانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا تأکید کردند: «سخن از بحث هسته‌ئی و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» این گزاره جمع‌بندی تجربه‌ای طولانی از مواجهه با آمریکا و متحدانش است. نظم مورد نظر آمریکا، نظمی است که در آن قدرت جای حق را گرفته است. کشوری که زور بیشتری دارد روایت خود را به‌عنوان قانون معرفی و دیگران را به تمکین وادار می‌کند. در چنین چارچوبی طبیعی است که طرح ایده یک نظم عادلانه آن هم با پشتوانه گفتمان اسلامی و استقلال‌طلبانه، خشم و نگرانی قدرت‌های مسلط را برانگیزد. این خشم از سر دغدغه امنیت جهانی نیست بلکه ناشی از به خطر افتادن یک انحصار تاریخی است.

    در این میان رسانه‌های وابسته به جریان سلطه می‌کوشند تقابل ایران و آمریکا را به‌صورت یک نزاع غیرمنطقی و پرهزینه تصویر کنند گویی مشکل از «سرسختی» ایران است نه از ساختار ناعادلانه‌ای که اجازه تنفس مستقل به کشورها نمی‌دهد. این روایت‌سازی عامدانه نقش آمریکا را به‌عنوان بازیگر اصلی فشار پنهان می‌کند و مسئولیت تنش‌ها را بر دوش قربانی می‌اندازد.

    واقعیت اما چیز دیگری است. ایران اگر پرچم مخالفت با نظم ناعادلانه را برافراشته، بهای آن را نیز پرداخته است. فشار اقتصادی، تهدید امنیتی و هزینه‌های سیاسی بخشی از این مسیر بوده است. اما همین هزینه‌پردازی است که طرح ایران را از سطح شعار فراتر برده و به آن وزن سیاسی داده است. اگر این ایستادگی صرفاً لفظی بود نه چنین واکنش شدیدی برمی‌انگیخت و نه این حجم از دشمنی سازمان‌یافته را به دنبال داشت.

    باید پذیرفت که منازعه ایران و آمریکا منازعه‌ای کوتاه‌مدت و قابل حل با چند توافق محدود نیست. این تقابل ریشه در دو نگاه متفاوت به جهان دارد: یک نگاه که عدالت را تابع قدرت می‌داند و نگاه دیگر که قدرت را در خدمت عدالت می‌خواهد. تا زمانی که این شکاف فکری و سیاسی وجود دارد بهانه‌ها تغییر می‌کنند اما اصل تقابل باقی می‌ماند.

    درک این واقعیت هم برای تحلیل‌گران و هم برای افکار عمومی ضروری است. اگر مسئله به‌درستی تبیین و فهم نشود جامعه مدام درگیر بحث‌های فرعی خواهد شد و اصل نزاع از نظرها پنهان می‌ماند. آنچه امروز جریان دارد صرفاً یک چالش سیاسی نیست بلکه بخشی از یک جدال تاریخی بر سر آینده نظم جهانی است، جدالی که ایران یکی از بازیگران اصلی آن شده است و جایگاه بازیگران در نظم بعدی بستگی به نوع کنشگری در دوران گذار بین‌المللی دارد.
     




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62202

    #ديگران__گزارش
    📰 نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و نودمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید اسماعیل نادی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود سرمقاله   نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است  در سال‌های اخیر یکی از خطاهای رایج در تحلیل تقابل ایران و آمریکا، تقلیل یک رویارویی عمیق و تاریخی به چند پرونده فنی و مقطعی بوده است. گویی همه اختلاف‌ها در چند بند توافق یا چند گزارش نظارتی خلاصه می‌شود. این نگاه آگاهانه یا ناآگاهانه صورت‌مسئله را وارونه می‌کند و اجازه نمی‌دهد ریشه واقعی مسئله دیده شود. آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد نه یک اختلاف موردی بلکه مواجهه دو نگاه متفاوت به قدرت، عدالت و نظم جهانی است. آمریکا و متحدانش طی دهه‌ها کوشیده‌اند نظم خاصی را بر جهان تحمیل کنند، نظمی که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان جهانی در اتاق‌های بسته چند قدرت محدود انجام می‌شود و سایر کشورها یا باید تبعیت کنند یا هزینه بپردازند. در این نظم، قانون تا جایی معتبر است که منافع قدرت‌های مسلط را تهدید نکند. تحریم‌های فراگیر علیه ملت‌ها، حمایت آشکار از اشغالگری، سکوت در برابر جنایت‌های جنگی و برخورد دوگانه با مفاهیمی مانند حقوق بشر بخشی از واقعیت عینی این ساختار ناعادلانه است. ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب عملاً در برابر این منطق ایستاده است. نه به این دلیل که به‌دنبال تنش‌سازی یا ماجراجویی بوده بلکه از آن رو که پذیرش این نظم به معنای چشم‌پوشی از استقلال، هویت و حق تصمیم‌گیری ملی است. همین ایستادگی، ایران را به مسئله‌ای فراتر از یک کشور «ناسازگار» با نظم حاکم بر جهان تبدیل کرده است. ایران به نماد مقاومت در برابر زورگویی و تحکم تبدیل شد، نمادی که اگرچه هزینه‌ساز است اما برای بسیاری از ملت‌ها قابل فهم و الهام‌بخش است. آمریکا در این میان تلاش کرده با برجسته‌سازی موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای، چهره‌ای امنیتی از ایران بسازد و افکار عمومی جهان را از ریشه اصلی اختلاف منحرف کند. اما تجربه نشان داده حتی در مقاطعی که ایران بیشترین سطح شفافیت و همکاری را پذیرفته، فشارها کاهش نیافته، تحریم‌ها ادامه پیدا کرده، تهدیدها باقی مانده و ادبیات خصمانه تشدید شده است. این رفتار متناقض، خود بهترین شاهد است که مسئله اصلی نه یک پرونده خاص بلکه اصل ایستادگی ایران در برابر نظم مسلط است. البته همین نظم حاکم آمریکایی نیز در حال افول بوده و آمریکا دیگر توانی برای محافظت از آن را ندارد و عملاً دوران گذار بین‌المللی شروع شده است. در میانه همین فضاست که سخنان رهبر انقلاب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به نشست سالانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا تأکید کردند: «سخن از بحث هسته‌ئی و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» این گزاره جمع‌بندی تجربه‌ای طولانی از مواجهه با آمریکا و متحدانش است. نظم مورد نظر آمریکا، نظمی است که در آن قدرت جای حق را گرفته است. کشوری که زور بیشتری دارد روایت خود را به‌عنوان قانون معرفی و دیگران را به تمکین وادار می‌کند. در چنین چارچوبی طبیعی است که طرح ایده یک نظم عادلانه آن هم با پشتوانه گفتمان اسلامی و استقلال‌طلبانه، خشم و نگرانی قدرت‌های مسلط را برانگیزد. این خشم از سر دغدغه امنیت جهانی نیست بلکه ناشی از به خطر افتادن یک انحصار تاریخی است. در این میان رسانه‌های وابسته به جریان سلطه می‌کوشند تقابل ایران و آمریکا را به‌صورت یک نزاع غیرمنطقی و پرهزینه تصویر کنند گویی مشکل از «سرسختی» ایران است نه از ساختار ناعادلانه‌ای که اجازه تنفس مستقل به کشورها نمی‌دهد. این روایت‌سازی عامدانه نقش آمریکا را به‌عنوان بازیگر اصلی فشار پنهان می‌کند و مسئولیت تنش‌ها را بر دوش قربانی می‌اندازد. واقعیت اما چیز دیگری است. ایران اگر پرچم مخالفت با نظم ناعادلانه را برافراشته، بهای آن را نیز پرداخته است. فشار اقتصادی، تهدید امنیتی و هزینه‌های سیاسی بخشی از این مسیر بوده است. اما همین هزینه‌پردازی است که طرح ایران را از سطح شعار فراتر برده و به آن وزن سیاسی داده است. اگر این ایستادگی صرفاً لفظی بود نه چنین واکنش شدیدی برمی‌انگیخت و نه این حجم از دشمنی سازمان‌یافته را به دنبال داشت. باید پذیرفت که منازعه ایران و آمریکا منازعه‌ای کوتاه‌مدت و قابل حل با چند توافق محدود نیست. این تقابل ریشه در دو نگاه متفاوت به جهان دارد: یک نگاه که عدالت را تابع قدرت می‌داند و نگاه دیگر که قدرت را در خدمت عدالت می‌خواهد. تا زمانی که این شکاف فکری و سیاسی وجود دارد بهانه‌ها تغییر می‌کنند اما اصل تقابل باقی می‌ماند. درک این واقعیت هم برای تحلیل‌گران و هم برای افکار عمومی ضروری است. اگر مسئله به‌درستی تبیین و فهم نشود جامعه مدام درگیر بحث‌های فرعی خواهد شد و اصل نزاع از نظرها پنهان می‌ماند. آنچه امروز جریان دارد صرفاً یک چالش سیاسی نیست بلکه بخشی از یک جدال تاریخی بر سر آینده نظم جهانی است، جدالی که ایران یکی از بازیگران اصلی آن شده است و جایگاه بازیگران در نظم بعدی بستگی به نوع کنشگری در دوران گذار بین‌المللی دارد.   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62202 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 611 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • پادپخش رادیو نگار | ۶۴. میدان نبرد جدید دشمن در جنگ رسانه‌ای


     جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای که ماشین تبلیغاتی اروپا و امریکا علیه ملّت ایران راه انداخته یکی از محورهای بیانات رهبر انقلاب در دیدار بیستم آذرماه ۱۴۰۴ با جمعی از مداحان و شاعران و ستایشگران اهل‌بیت(ع) بود.

    این طرح دشمن وقتی که تهاجم و طرح سخت نظامی و فیزیکی آنها بازنده از میدان خارج شده اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند.

    عجیب هم نیست که بعد از جنگ ۱۲ روزه اخیر دمیدن بر ایده ایران ضعیف به یکی از موضوعات پربسامد این ماشین تبلیغاتی تبدیل شده است. 

    رادیو نگار در ادامه همین منطق، در گفتگو با محسن مهدیان فعال رسانه به بررسی وضعیت فعلی و ابعاد و مختصات این جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای پرداخته است. اینکه این جنگ برای فتح اذهان چه اهمیت راهبردی برای دشمن دارد و برای انجام آن دست به چه اقداماتی خواهد زد.

    رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند.

    رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد.

    برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... .

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62196

    #صوت
    📰 پادپخش رادیو نگار | ۶۴. میدان نبرد جدید دشمن در جنگ رسانه‌ای  جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای که ماشین تبلیغاتی اروپا و امریکا علیه ملّت ایران راه انداخته یکی از محورهای بیانات رهبر انقلاب در دیدار بیستم آذرماه ۱۴۰۴ با جمعی از مداحان و شاعران و ستایشگران اهل‌بیت(ع) بود. این طرح دشمن وقتی که تهاجم و طرح سخت نظامی و فیزیکی آنها بازنده از میدان خارج شده اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند. عجیب هم نیست که بعد از جنگ ۱۲ روزه اخیر دمیدن بر ایده ایران ضعیف به یکی از موضوعات پربسامد این ماشین تبلیغاتی تبدیل شده است.  رادیو نگار در ادامه همین منطق، در گفتگو با محسن مهدیان فعال رسانه به بررسی وضعیت فعلی و ابعاد و مختصات این جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای پرداخته است. اینکه این جنگ برای فتح اذهان چه اهمیت راهبردی برای دشمن دارد و برای انجام آن دست به چه اقداماتی خواهد زد. رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند. رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد. برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... . 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62196 #صوت
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 290 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • درس فقاهت ولائی حوزه علمیه

    درس‌های علمی و ارزشمند حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) اکنون به‌صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است.
    این مجموعه فرصتی گران‌بها برای آشنایی عمیق‌تر با مبانی اجتهادی و ورود به مباحث دقیق فقهی است که با بیانی شیوا و منسجم ارائه می‌شود.

    ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی
    قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات

    مورخ : 7 دی 1404

    موضوعات اصلی دروس مطرح شده :

    درس اول : تفسیر سوره حمد

    درس دوم : علمی اصول ریاضیات ولائی

    درس سوم : فقه الطهارهة

    اطلاعیه جدید:
    جلسه 46 از سلسله دروس «فقاهت ولائی» هم‌اکنون در کانال رسمی ما در آپارات بارگذاری شد.
    aparat.com/hezbollahorganizationvideo


    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    📚✨ درس فقاهت ولائی حوزه علمیه ✨📚 درس‌های علمی و ارزشمند حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) اکنون به‌صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است. این مجموعه فرصتی گران‌بها برای آشنایی عمیق‌تر با مبانی اجتهادی و ورود به مباحث دقیق فقهی است که با بیانی شیوا و منسجم ارائه می‌شود. 🔹 ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی 🔹 قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات مورخ : 7 دی 1404 📖 موضوعات اصلی دروس مطرح شده : درس اول : تفسیر سوره حمد درس دوم : علمی اصول ریاضیات ولائی درس سوم : فقه الطهارهة ✅ اطلاعیه جدید: جلسه 46 از سلسله دروس «فقاهت ولائی» هم‌اکنون در کانال رسمی ما در آپارات بارگذاری شد. 👉 aparat.com/hezbollahorganizationvideo 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 109 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • دغدغه شماره یک


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هفتاد و نهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید امیرحسین موسوی تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هفتاد و نه

    سرمقاله 



     دغدغه شماره یک

     نگاهی به بیانات رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد که حل مسائل مرتبط با اقتصاد و معیشت برای ایشان در درجه‌ی اول اهمیت و اولویت قرار دارد. این موضوع از سوی مقاماتی مانند ریاست محترم جمهور هم تصریح شده است. دکتر پزشکیان سال گذشته در گفتگو با رسانه KHAMENEI.IR اشاره کرده بود یکی از بیشترین دغدغه‌ها و مشکلات در جلسات مشترک با رهبر انقلاب، تورم و روند صعودی قیمت‌ها و مشکلات معیشتی مردم است. در دو دهه‌ی اخیر، ۱۷ بار نام سال‌ها اقتصادی تعیین شده است که نشان‌دهنده‌ی اهمیت مسأله‌ی اقتصاد از منظر آیت‌الله خامنه‌ای است. ایشان بارها و به بهانه‌های مختلف به مسئولان نظام یادآور شده‌اند که اقتصاد اولویت اول کشور است. برای مثال در دیدار مسئولان نظام در اسفندماه سال گذشته فرمودند: «راجع به مسائل کشور، آنچه در درجه‌ی اوّل مهم است، مسئله‌ی اقتصاد است.» پس از آن نیز بارها به مناسبت‌های مختلف موضوعات کلیدی اقتصادی را از مسئولان مطالبه کردند.

    پس از جنگ تحمیلی اخیر نیز -به‌رغم اینکه به‌نظر می‌رسد طبیعی است مسائل دفاعی و سیاست خارجی پررنگ‌تر شوند- رهبر انقلاب به‌کرات در مورد سیاست‌های اقتصادی مشخص صحبت کرده و پیگیر اجرای آن‌ها شدند. ایشان در دیدار با رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت در شهریور سال جاری بر اهمیت پیگیری همکاری‌ها با چین تأکید کردند، در مورد پرهیز از موازی‌کاری، بیکاری و کم‌کاری تذکر دادند و ملاک اولویت کارها (فوریت و زیرساختی بودن) را تعیین کردند. تأکید بر تقویت پیگیری‌ها در بدنه‌ی دولت، سبک کردن بدنه‌ی دولت، احیای واحدهای تولیدی، تأمین به‌موقع کالاهای اساسی، رفع انحصار از واردات کالاهای اساسی، توزیع کالابرگ با قیمت ثابت و انضباط بازار نیز از دیگر مطالبات اقتصادی رهبر انقلاب از دولت بود.

    در همین دیدار کلیدی، رهبر انقلاب پیگیر موضوعاتی همچون ذخیره‌ی گاز برای زمستان، حلّ نسبی مشکل مسکن، افزایش تولید و صادرات نفت و پرهیز از اسراف در دولت نیز شدند. حتی تأکید ایشان بر عبور از وضعیت «نه جنگ و نه‌ صلح» را نیز باید در چارچوب دغدغه‌های اقتصادی ایشان دید. روشن است که حالت «نه جنگ و نه صلح» بیشترین آسیب را به رشد سرمایه‌گذاری، اشتغال و در نهایت رشد اقتصادی وارد می‌کند. بنابراین عبور از این وضعیت، بیشترین آورده را برای اقتصاد و معیشت به‌همراه دارد.

    سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران در آذرماه سال جاری نیز رنگ‌وبوی اقتصادی داشت. ایشان ضمن توصیه به حمایت از رئیس‌جمهور محترم و دولت خدمتگزار، ادامه دادن بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمه‌کاره مانده بود، را تأیید کردند. همچنین در دیدار اخیر بانوان، مسئله‌ی برابری دستمزد زنان و مردان، برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان را مطرح کرده و مراعات این سیاست‌ها را مطالبه کردند.

    پروژه‌های کلیدی و مهم معمولاً با تأکید رهبر معظم انقلاب در دستور کار جدی رؤسای جمهور قرار می‌گیرند؛ به‌طور مثال ایشان در دیدار مسئولان نظام که در شهریور سال گذشته برگزار شد در مورد تکمیل کریدور شمال-جنوب فرمودند: «یک نکته‌ی مهمّ دیگری که در کارهای ما، از جمله در مسئله‌ی اقتصاد تأثیر اساسی دارد، سرعت عمل است. ما بطیء حرکت میکنیم، کُند کار میکنیم. یک فکر سازنده‌‌ای به ذهنمان میرسد که باید عمل بشود، فرض کنید از باب مثال مثلاً مسیر شمال ـ جنوب؛ از وقتی که این فکر به ذهن ما میرسد، تا وقتی که تصمیم میگیریم این کار را انجام بدهیم، فاصله‌ی زیادی به وجود می‌آید؛ در حالی‌ که گاهی اوقات این فاصله میتواند به یک‌دهم تقلیل پیدا کند.» پس از این توصیه، تکمیل راه‌آهن رشت-آستارا که حلقه‌ی مفقوده و بخش حیاتی کریدور شمال–جنوب است به‌طور ویژه در دستور کار رئیس‌جمهور قرار گرفت و در سال جاری پیشرفت قابل توجهی نیز داشته است.

    از دیگر پروژه‌های کلیدی کشور، توسعه‌ی برق خورشیدی برای حل مسئله‌ی ناترازی برق است. رهبر انقلاب در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی در بهمن‌ماه سال ۱۴۰۲ در این خصوص فرمودند: «اینکه یک بخش خصوصی می‌آید خودش سرمایه‌گذاری میکند، ۱۸۰۰ مگاوات برق تولید میکند؛ این برای کشور خیلی باارزش است. اگر ما اینها را تشویق کنیم، اگر ما به اینها کمک کنیم، اگر برنامه‌ریزیِ درست انجام بگیرد، مطمئنّاً بخش خصوصی میتواند در این برنامه‌های کلان، هم فکر ارائه بدهد، هم عمل ارائه بدهد.» این توصیه نیز به‌طور جدی روی میز سیاستگذار قرار گرفت و در سال جاری احداث نیروگاه‌های خورشیدی رکورد بی‌سابقه‌ای را ثبت کرد.

    اگرچه آیت‌الله خامنه‌ای تعمد دارند در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی -که جزو وظایف دولت است- مداخله نکنند اما بر اساس قانون اساسی، سیاست‌های کلی اقتصادی را تعیین می‌کنند، بر حسن اجرای این سیاست‌ها نظارت می‌کنند، همواره اهمیت و اولویت حل مسائل اقتصادی را به مسئولان یادآور می‌شوند و پیگیری و اجرای پروژه‌های کلان و کلیدی را از آن‌ها مطالبه می‌کنند. همچنین پیگیری‌های اقتصادی رهبر انقلاب از دولت‌ها معمولاً دو سطح دارد: تأکید بر اقدامات زیرساختی و فراموش نکردن اقدامات فوری. ایشان اگرچه بر پروژه‌های زیرساختی مرتبط با پیشرفت کشور تأکید دارند اما همواره دغدغه‌ی آن را دارند که تا به نتیجه رسیدن اقدامات زیرساختی، مسائل فوری مرتبط با معیشت مردم -نظیر گرانی، تورّم و امثال اینها- مغفول واقع نشوند.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62119

    #ديگران__گزارش
    📰 دغدغه شماره یک  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هفتاد و نهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید امیرحسین موسوی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هفتاد و نه سرمقاله   دغدغه شماره یک  نگاهی به بیانات رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد که حل مسائل مرتبط با اقتصاد و معیشت برای ایشان در درجه‌ی اول اهمیت و اولویت قرار دارد. این موضوع از سوی مقاماتی مانند ریاست محترم جمهور هم تصریح شده است. دکتر پزشکیان سال گذشته در گفتگو با رسانه KHAMENEI.IR اشاره کرده بود یکی از بیشترین دغدغه‌ها و مشکلات در جلسات مشترک با رهبر انقلاب، تورم و روند صعودی قیمت‌ها و مشکلات معیشتی مردم است. در دو دهه‌ی اخیر، ۱۷ بار نام سال‌ها اقتصادی تعیین شده است که نشان‌دهنده‌ی اهمیت مسأله‌ی اقتصاد از منظر آیت‌الله خامنه‌ای است. ایشان بارها و به بهانه‌های مختلف به مسئولان نظام یادآور شده‌اند که اقتصاد اولویت اول کشور است. برای مثال در دیدار مسئولان نظام در اسفندماه سال گذشته فرمودند: «راجع به مسائل کشور، آنچه در درجه‌ی اوّل مهم است، مسئله‌ی اقتصاد است.» پس از آن نیز بارها به مناسبت‌های مختلف موضوعات کلیدی اقتصادی را از مسئولان مطالبه کردند. پس از جنگ تحمیلی اخیر نیز -به‌رغم اینکه به‌نظر می‌رسد طبیعی است مسائل دفاعی و سیاست خارجی پررنگ‌تر شوند- رهبر انقلاب به‌کرات در مورد سیاست‌های اقتصادی مشخص صحبت کرده و پیگیر اجرای آن‌ها شدند. ایشان در دیدار با رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت در شهریور سال جاری بر اهمیت پیگیری همکاری‌ها با چین تأکید کردند، در مورد پرهیز از موازی‌کاری، بیکاری و کم‌کاری تذکر دادند و ملاک اولویت کارها (فوریت و زیرساختی بودن) را تعیین کردند. تأکید بر تقویت پیگیری‌ها در بدنه‌ی دولت، سبک کردن بدنه‌ی دولت، احیای واحدهای تولیدی، تأمین به‌موقع کالاهای اساسی، رفع انحصار از واردات کالاهای اساسی، توزیع کالابرگ با قیمت ثابت و انضباط بازار نیز از دیگر مطالبات اقتصادی رهبر انقلاب از دولت بود. در همین دیدار کلیدی، رهبر انقلاب پیگیر موضوعاتی همچون ذخیره‌ی گاز برای زمستان، حلّ نسبی مشکل مسکن، افزایش تولید و صادرات نفت و پرهیز از اسراف در دولت نیز شدند. حتی تأکید ایشان بر عبور از وضعیت «نه جنگ و نه‌ صلح» را نیز باید در چارچوب دغدغه‌های اقتصادی ایشان دید. روشن است که حالت «نه جنگ و نه صلح» بیشترین آسیب را به رشد سرمایه‌گذاری، اشتغال و در نهایت رشد اقتصادی وارد می‌کند. بنابراین عبور از این وضعیت، بیشترین آورده را برای اقتصاد و معیشت به‌همراه دارد. سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران در آذرماه سال جاری نیز رنگ‌وبوی اقتصادی داشت. ایشان ضمن توصیه به حمایت از رئیس‌جمهور محترم و دولت خدمتگزار، ادامه دادن بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمه‌کاره مانده بود، را تأیید کردند. همچنین در دیدار اخیر بانوان، مسئله‌ی برابری دستمزد زنان و مردان، برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان را مطرح کرده و مراعات این سیاست‌ها را مطالبه کردند. پروژه‌های کلیدی و مهم معمولاً با تأکید رهبر معظم انقلاب در دستور کار جدی رؤسای جمهور قرار می‌گیرند؛ به‌طور مثال ایشان در دیدار مسئولان نظام که در شهریور سال گذشته برگزار شد در مورد تکمیل کریدور شمال-جنوب فرمودند: «یک نکته‌ی مهمّ دیگری که در کارهای ما، از جمله در مسئله‌ی اقتصاد تأثیر اساسی دارد، سرعت عمل است. ما بطیء حرکت میکنیم، کُند کار میکنیم. یک فکر سازنده‌‌ای به ذهنمان میرسد که باید عمل بشود، فرض کنید از باب مثال مثلاً مسیر شمال ـ جنوب؛ از وقتی که این فکر به ذهن ما میرسد، تا وقتی که تصمیم میگیریم این کار را انجام بدهیم، فاصله‌ی زیادی به وجود می‌آید؛ در حالی‌ که گاهی اوقات این فاصله میتواند به یک‌دهم تقلیل پیدا کند.» پس از این توصیه، تکمیل راه‌آهن رشت-آستارا که حلقه‌ی مفقوده و بخش حیاتی کریدور شمال–جنوب است به‌طور ویژه در دستور کار رئیس‌جمهور قرار گرفت و در سال جاری پیشرفت قابل توجهی نیز داشته است. از دیگر پروژه‌های کلیدی کشور، توسعه‌ی برق خورشیدی برای حل مسئله‌ی ناترازی برق است. رهبر انقلاب در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی در بهمن‌ماه سال ۱۴۰۲ در این خصوص فرمودند: «اینکه یک بخش خصوصی می‌آید خودش سرمایه‌گذاری میکند، ۱۸۰۰ مگاوات برق تولید میکند؛ این برای کشور خیلی باارزش است. اگر ما اینها را تشویق کنیم، اگر ما به اینها کمک کنیم، اگر برنامه‌ریزیِ درست انجام بگیرد، مطمئنّاً بخش خصوصی میتواند در این برنامه‌های کلان، هم فکر ارائه بدهد، هم عمل ارائه بدهد.» این توصیه نیز به‌طور جدی روی میز سیاستگذار قرار گرفت و در سال جاری احداث نیروگاه‌های خورشیدی رکورد بی‌سابقه‌ای را ثبت کرد. اگرچه آیت‌الله خامنه‌ای تعمد دارند در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی -که جزو وظایف دولت است- مداخله نکنند اما بر اساس قانون اساسی، سیاست‌های کلی اقتصادی را تعیین می‌کنند، بر حسن اجرای این سیاست‌ها نظارت می‌کنند، همواره اهمیت و اولویت حل مسائل اقتصادی را به مسئولان یادآور می‌شوند و پیگیری و اجرای پروژه‌های کلان و کلیدی را از آن‌ها مطالبه می‌کنند. همچنین پیگیری‌های اقتصادی رهبر انقلاب از دولت‌ها معمولاً دو سطح دارد: تأکید بر اقدامات زیرساختی و فراموش نکردن اقدامات فوری. ایشان اگرچه بر پروژه‌های زیرساختی مرتبط با پیشرفت کشور تأکید دارند اما همواره دغدغه‌ی آن را دارند که تا به نتیجه رسیدن اقدامات زیرساختی، مسائل فوری مرتبط با معیشت مردم -نظیر گرانی، تورّم و امثال اینها- مغفول واقع نشوند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62119 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 436 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
  • درس فقاهت ولائی حوزه علمیه

    درس‌های علمی و ارزشمند حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) اکنون به‌صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است.
    این مجموعه فرصتی گران‌بها برای آشنایی عمیق‌تر با مبانی اجتهادی و ورود به مباحث دقیق فقهی است که با بیانی شیوا و منسجم ارائه می‌شود.

    ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی
    قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات

    مورخ : 26 آذر 1404

    موضوعات اصلی دروس مطرح شده :

    درس اول : علم اصول میمیة

    درس دوم : علم اصول کافیة

    درس سوم : فقه تشکیلات ولائی

    اطلاعیه جدید:
    جلسه 39 از سلسله دروس «فقاهت ولائی» هم‌اکنون در کانال رسمی ما در آپارات بارگذاری شد.
    aparat.com/hezbollahorganizationvideo


    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    📚✨ درس فقاهت ولائی حوزه علمیه ✨📚 درس‌های علمی و ارزشمند حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) اکنون به‌صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است. این مجموعه فرصتی گران‌بها برای آشنایی عمیق‌تر با مبانی اجتهادی و ورود به مباحث دقیق فقهی است که با بیانی شیوا و منسجم ارائه می‌شود. 🔹 ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی 🔹 قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات مورخ : 26 آذر 1404 📖 موضوعات اصلی دروس مطرح شده : درس اول : علم اصول میمیة درس دوم : علم اصول کافیة درس سوم : فقه تشکیلات ولائی ✅ اطلاعیه جدید: جلسه 39 از سلسله دروس «فقاهت ولائی» هم‌اکنون در کانال رسمی ما در آپارات بارگذاری شد. 👉 aparat.com/hezbollahorganizationvideo 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 318 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
نتایج بیشتر
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com