• #روضه-شب-سوم

    حضرت زینب (س) هنگام وداع، خطاب به مردم شام فرمود:

    «ای اهل شام، از ما در این خرابه امانتی مانده است؛ جان شما و جان این امانت. هر گاه کنار قبرش بروید (او در این دیار غریب است) آبی بر سر مزارش بپاشید و چراغی در کنار قبرش روشن کنید».

    وقتی حضرت زینب (س) با همراهان به مدینه بازگشتند زن‌های مدینه برای عرض تسلیت، به حضور زینب (س) آمدند آن حضرت حوادث جانسوز کربلا و کوفه و شام را برای آن‌ها بیان می‌کرد و آن‌ها گریه می‌کردند، تا اینکه به یاد حضرت رقیه (س) افتاد و فرمود: «اما مصیبت وفات رقیه در خرابه شام، کمرم را خم کرد و مویم را سفید نمود.»

    #محرم
    #خانون-رقیه
    #روضه-شب-سوم حضرت زینب (س) هنگام وداع، خطاب به مردم شام فرمود: 🏴 «ای اهل شام، از ما در این خرابه امانتی مانده است؛ جان شما و جان این امانت. هر گاه کنار قبرش بروید (او در این دیار غریب است) آبی بر سر مزارش بپاشید و چراغی در کنار قبرش روشن کنید».🥀🖤 🏴 وقتی حضرت زینب (س) با همراهان به مدینه بازگشتند زن‌های مدینه برای عرض تسلیت، به حضور زینب (س) آمدند آن حضرت حوادث جانسوز کربلا و کوفه و شام را برای آن‌ها بیان می‌کرد و آن‌ها گریه می‌کردند، تا اینکه به یاد حضرت رقیه (س) افتاد و فرمود: «اما مصیبت وفات رقیه در خرابه شام، کمرم را خم کرد و مویم را سفید نمود.»🖤🥀 #محرم #خانون-رقیه
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 195 Views 0 önizleme
  • مراسم باشکوه شب عید سعید غدیر خم؛ جشن ولایت و اکمال دین

    با سخنرانی حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته )

    شب عید غدیر، شب تجلی نور ولایت و یادآور پیمان آسمانی امت با امیرالمؤمنین علیه‌السلام است؛ شبی که دل‌ها با نام علی علیه‌السلام زنده می‌شود.

    قم، مسجد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها
    خیابان معلم ۱۲، انتهای کوچه


    لینک‌های مشاهده:

    🎙 صوت در روبیکا :
    https://rubika.ir/Hezbolah_121/BHIFGEIDGGCHIDFC

    تصویر در آپارات:

    https://www.aparat.com/v/rbb170q

    شیعه‌ام، آیینه‌ی آیاتِ نور
    دل به دستِ مهرِ حیدر، دور از غرور

    در مسیرِ اشک و لبخندِ یقین
    می‌رود جانم به سمتِ آفرین

    یا علی گفتن، چراغِ راهِ ماست
    عشقِ تو، آرامشِ جانِ ماست

    در غدیر و کربلا، یک قصه‌ایم
    ما همه پروانه‌ی یک خیمه‌ایم

    تا قیامت در ولایت زنده‌ایم
    با علی، در اوجِ هستی بنده‌ایم


    #شب_عید_غدیر #عید_غدیر_خم #غدیر #ولایت #امیرالمؤمنین #آیت_الله_خرازی #قم #روبیکا #آپارات
    🌺 مراسم باشکوه شب عید سعید غدیر خم؛ جشن ولایت و اکمال دین 🌺 با سخنرانی حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته ) ✨ شب عید غدیر، شب تجلی نور ولایت و یادآور پیمان آسمانی امت با امیرالمؤمنین علیه‌السلام است؛ شبی که دل‌ها با نام علی علیه‌السلام زنده می‌شود. 🕌 قم، مسجد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها 📍 خیابان معلم ۱۲، انتهای کوچه 🔗 لینک‌های مشاهده: 🎙 صوت در روبیکا : https://rubika.ir/Hezbolah_121/BHIFGEIDGGCHIDFC 🎥 تصویر در آپارات: https://www.aparat.com/v/rbb170q 💚 شیعه‌ام، آیینه‌ی آیاتِ نور دل به دستِ مهرِ حیدر، دور از غرور در مسیرِ اشک و لبخندِ یقین می‌رود جانم به سمتِ آفرین یا علی گفتن، چراغِ راهِ ماست عشقِ تو، آرامشِ جانِ ماست در غدیر و کربلا، یک قصه‌ایم ما همه پروانه‌ی یک خیمه‌ایم تا قیامت در ولایت زنده‌ایم با علی، در اوجِ هستی بنده‌ایم 💚 #شب_عید_غدیر #عید_غدیر_خم #غدیر #ولایت #امیرالمؤمنین #آیت_الله_خرازی #قم #روبیکا #آپارات
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 525 Views 0 önizleme
  • ﷽☫
    #تحریر_حم
    @SMHM212

    رمی جمرات اصلی فرارسید!
    الله اکبر...الله اکبر...الله اکبر
    [قسمت دوم]

    بهترین مصداق «سلّموا تسلیما»، همانا #مشارکت_حضوری و تأثیری در امر خطیر «رمی جمرات» واقعی است. یعنی #مجاهدت_تامه برای انقراض تاریخی #حکام_شیطانی امریکا، اسرائیل و عربستان.

    #بنی_اسرائیل_منحرف در دوره حکومت یهودیان بر #قدس_شریف (سرزمین کنعان و حوالی آن) تدریجا «قبله الهی» را از #کعبه و #مسجد_الحرام بسوی #هیکل و #مسجد_الاقصی تغییر دادند و آنگاه در تکمیل سیاست شوم #قبله_ستیزی خود، #حکومت_یمن را واداشتند تا با سپاه سواره‌نظام عظیمی موسوم به #اصحاب_الفیل، اساسا #قبله_مسلمین را از #صفحه_روزگار محو سازند.
    بزرگ #مسلمانان_حنیف هم خود را در دفاع از کعبه (قبله اول و آخر مسلمین) کنار کشید و با اطمینان گفت: «أنا رب الابل و لها ربها»!
    وقتی که او شترهای خود را پس گرفت، نیروی هوائی خالق قدیر (#طیراً_ابابیل) به حرکت در آمد و اقدام به بمباران اصحاب الفیل نمود (ترمیهم بحجارةٍ من سجیل)
    و همان سال هم #پیامبر_اعظم(ص) را به دنیا فرستاد و آن‌حضرت (علیرغم توطئه‌های مسلسل #قوم_قبله_ستیز که برای پیشگیری از میلاد پیغمبر خاتم بعمل آورد و در نتیجه فعالیتهای تروریستی آنها پدر و پدربزرگ پیغمبر به نحو مشکوکی از بین رفتند!) در سال #عام_الفیل متولد گردید.
    در واقع #صاحب_قبله از راه رسید و قبله را به جایگاه قبلی خود برگردانید تا #نقشه_راه_الهی برای #نجات_بشر بخوبی پیش برود.
    چنین بود که «إنّ الله و ملائکته» اقدام به #رمی_جمرات کردند. هم سپاه نیابتی یهود از بین رفت و هم بر قداست و اهمیت قبله تأکید شد و هم پیغمبر به دنیا آمد.
    ضمنا دقت شود که طبق سنت، «رمی جمرات» از روز #عید_قربان آغاز می‌شود که دنباله روز عرفه (#عید_عرفان الهی) است.
    #عرفان و #قربان هر کدام #عقبه_علمی و #عقبه_عملی امر خطیر «رمی جمرات» هستند و عرفان پیش‌نیاز و پیش‌درآمد قربان.
    («رمی جمرات» ثلاثه) بدون #صبر و («قربانِ» متأثر از «عرفان») و #بصیرت، به #کمال_توحیدی خود نمی‌رسد.
    تمام #مؤمنین و بلکه #مسلمین دعوت هستند به «رمی جمرات» در #حج_اکبر. مانورهای تمرینی به نتیجه رسید. حال نوبت #عملیات_اصلی است. اگر به عرفان و معرفت رسیده‌اند و آماده قربان هستند، بسم‌الله!
    ۴۹ عملیات ظرف ۳ روز باید رمی جمرات آغاز و تمام شود و نباید فراموش کرد که «رمی ما» بهانه و صوری است. چرا که «رمی خدا» کار را تمام خواهد کرد؛ «و ما رمیت إذ رمیت ولکن الله رَمیٰ»!
    این «رمی جمرات» مقدمه #ظهور_حضرت #صاحب_الامر(عج) است تا با قیام ۱۸ ماهه خود، اقدام به #فتح_قدس (پایگاه معراج عمودی) نمایند و #حکومت_جهانی خود را تشکیل دهند.
    إن‌شآءالله
    یا علی

    کانال «حی علی الفلاح و خیرالعمل»

    https://chat.whatsapp.com/JRo2ynMM4yx4KxSq44qMYD






    این مقاله را در آستانه سال ۱۴۰۰ هجری شمسی (مصادف با آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی) تحریر و در پیام‌رسان واتساپ به اشتراک گذاشتم. ولیکن با توجه به شرایط جاری (و مقوله مشهور به #وعده_صادق۲) بنظرم موضوعیت دارد!
    هنگام تحریر این مقاله، تعبیرات شهید دکتر شریعتی از فلسفه رمی جمرات نیز مورد توجه بوده است.

    ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر)
    ۱۴۰۳/۵/۱۸
    کانال @chelcheraaqHM

    گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام
    🇮🇷﷽☫ #تحریر_حم 💎 @SMHM212 💥 رمی جمرات اصلی فرارسید! 💠 الله اکبر...الله اکبر...الله اکبر [قسمت دوم] 💠 بهترین مصداق «سلّموا تسلیما»، همانا #مشارکت_حضوری و تأثیری در امر خطیر «رمی جمرات» واقعی است. یعنی #مجاهدت_تامه برای انقراض تاریخی #حکام_شیطانی امریکا، اسرائیل و عربستان. 💠 #بنی_اسرائیل_منحرف در دوره حکومت یهودیان بر #قدس_شریف (سرزمین کنعان و حوالی آن) تدریجا «قبله الهی» را از #کعبه و #مسجد_الحرام بسوی #هیکل و #مسجد_الاقصی تغییر دادند و آنگاه در تکمیل سیاست شوم #قبله_ستیزی خود، #حکومت_یمن را واداشتند تا با سپاه سواره‌نظام عظیمی موسوم به #اصحاب_الفیل، اساسا #قبله_مسلمین را از #صفحه_روزگار محو سازند. بزرگ #مسلمانان_حنیف هم خود را در دفاع از کعبه (قبله اول و آخر مسلمین) کنار کشید و با اطمینان گفت: «أنا رب الابل و لها ربها»! وقتی که او شترهای خود را پس گرفت، نیروی هوائی خالق قدیر (#طیراً_ابابیل) به حرکت در آمد و اقدام به بمباران اصحاب الفیل نمود (ترمیهم بحجارةٍ من سجیل) و همان سال هم #پیامبر_اعظم(ص) را به دنیا فرستاد و آن‌حضرت (علیرغم توطئه‌های مسلسل #قوم_قبله_ستیز که برای پیشگیری از میلاد پیغمبر خاتم بعمل آورد و در نتیجه فعالیتهای تروریستی آنها پدر و پدربزرگ پیغمبر به نحو مشکوکی از بین رفتند!) در سال #عام_الفیل متولد گردید. 💠 در واقع #صاحب_قبله از راه رسید و قبله را به جایگاه قبلی خود برگردانید تا #نقشه_راه_الهی برای #نجات_بشر بخوبی پیش برود. 💠 چنین ☝️ بود که «إنّ الله و ملائکته» اقدام به #رمی_جمرات کردند. هم سپاه نیابتی یهود از بین رفت و هم بر قداست و اهمیت قبله تأکید شد و هم پیغمبر به دنیا آمد. 💠 ضمنا دقت شود که طبق سنت، «رمی جمرات» از روز #عید_قربان آغاز می‌شود که دنباله روز عرفه (#عید_عرفان الهی) است. 💠 #عرفان و #قربان هر کدام #عقبه_علمی و #عقبه_عملی امر خطیر «رمی جمرات» هستند و عرفان پیش‌نیاز و پیش‌درآمد قربان. 💠 («رمی جمرات» ثلاثه) بدون #صبر و («قربانِ» متأثر از «عرفان») و #بصیرت، به #کمال_توحیدی خود نمی‌رسد. 💠 تمام #مؤمنین و بلکه #مسلمین دعوت هستند به «رمی جمرات» در #حج_اکبر. مانورهای تمرینی به نتیجه رسید. حال نوبت #عملیات_اصلی است. اگر به عرفان و معرفت رسیده‌اند و آماده قربان هستند، بسم‌الله! 💠 ۴۹ عملیات ظرف ۳ روز باید رمی جمرات آغاز و تمام شود و نباید فراموش کرد که «رمی ما» بهانه و صوری است. چرا که «رمی خدا» کار را تمام خواهد کرد؛ «و ما رمیت إذ رمیت ولکن الله رَمیٰ»! 💠 این «رمی جمرات» مقدمه #ظهور_حضرت #صاحب_الامر(عج) است تا با قیام ۱۸ ماهه خود، اقدام به #فتح_قدس (پایگاه معراج عمودی) نمایند و #حکومت_جهانی خود را تشکیل دهند. إن‌شآءالله یا علی کانال «حی علی الفلاح و خیرالعمل» 👇 https://chat.whatsapp.com/JRo2ynMM4yx4KxSq44qMYD 💠 💠💠 💠💠💠 👌 این مقاله ☝️☝️ را در آستانه سال ۱۴۰۰ هجری شمسی (مصادف با آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی) تحریر و در پیام‌رسان واتساپ به اشتراک گذاشتم. ولیکن با توجه به شرایط جاری (و مقوله مشهور به #وعده_صادق۲) بنظرم موضوعیت دارد! 👌 هنگام تحریر این مقاله، تعبیرات شهید دکتر شریعتی از فلسفه رمی جمرات نیز مورد توجه بوده است. ✍ سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۵/۱۸ 🆔 کانال @chelcheraaqHM 💠 🎲 گروه هم‌اندیشی چلچراغ معارف و احکام 🙏
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 2K Views 0 önizleme
  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    بیائیددرحق غدیرجفانکنیم.❗️❗️

    از ماهها جلوتربعضی از شیعیان برای عاشورا و اربعین روزشمار می زنند.❗️

    این علاقهء به سید الشهدا (علیه السلام) قابل ستایش است.
    اما قبل از محرم،
    ما مناسبتی داریم که افضل بر تمام مناسبتهای ما است.

    اساس مذهب ما به بزرگداشت این روز است.
    ‌برای غدیر چه کردیم؟
    برای غدیر کار نکردیم؛
    متاسفانه انکار و تفسیر به رای شد!
    ❣ امام حسین (علیه السلام)کشته احیایِ غدیراست.

    باید برای غدیر صدهزاربرابر عاشورا و فاطمیه توان گذاشت‌.

    🖐اگر غدیر فراموش نمی شدکه،
    عاشورا و فاطمیه ای در کار نبود.

    پس باید با تمام توان برای غدیر کار کنیم.
    برای غدیر روز شمار بزنید؛
    ❣پوستر پخش کنید.
    بنر بزنید؛
    ❣جشن بگیرید؛
    ❣دسته شادی در خیابان راه بندازید؛
    ❣کم کاری نکنید؛
    اگر در حق امیرالمومنین (علیه السلام) و غدیر کم کاری کنیم؛
    جفا کردیم.❗️

    ❣ایستگاه صلواتی بر پا کنید.
    ❣خیابان ها را آزین ببندید.
    دست به دست هم دهید.
    از عید قربان تا مباهله جشن غدیریه بگیرید.

    ❣خطبه غدیریه را چاپ کنید.
    پخش کنید.
    ستون اسلام و تشیّع غدیر است؛
    اما متاسفانه برای این ستون و استحکامش کم کاری کردیم.

    از هر مناسبتی که داریم؛
    غدیر واجب تر و مهمتر است.
    ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) را جار بزنید؛
    شور به پا کنید.

    برای غدیرکم گذاشتیم؛
    انکار شد؛
    وقت بلند شدن است؛
    رزق محرم در غدیر داده میشود؛
    هر کس برای غدیر کم بگذارد؛
    قطعا برای محرّم کم گذاشته است!
    برای غدیر کاری کنید این مملکت بلرزد!
    این مملکت از عید قربان تا مباهله باید غوغا شود؛
    صدای علیا ولی الله گوش فلک را کَر کند.
    دسته به خیابان ها بیاورید؛

    ایستگاه صلواتی بزنید؛
    شهرهای خودتان را
    چراغانی کنید.
    ان شاء الله امام عصر (روحی فداه) دعایی برای همه کند.
    روز عید غدیر،
    روزی است که خدا نعمتش را کامل کرده است؛
    چرا شکر نعمت نکنیم.

    صد هزار برابر هر سال توان بگذارید؛
    کاری کنید مرحم بر سینهء مجروح صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شوید.

    تمام معصومین به شهادت رسیدند؛❤ بخاطر غدیر،
    چرا ما ساکتیم؟

    چرا ما بی تفاوتیم.
    کاری کنید که کسی جرات نکند خدشه بر غدیر وارد کند.
    من کنت مولا فهذا علی مولا را بلند بگوئید؛
    روز غدیر روز بیعت با امام عصر (روحی فداه) است.
    دست به دست هم بدهیم احیایِ غدیر کنیم.
    با پولمان،
    با وقتمان،
    با هیئتمان؛
    با وسائلمان؛
    با هر عملی که میتوانیم احیایِ غدیر کنیم.

    پویندگان غدیر و ولایت نشر دهید.
    بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم 💢💥بیائیددرحق غدیرجفانکنیم.❗️🤲❗️ از ماهها جلوتربعضی از شیعیان برای عاشورا و اربعین روزشمار می زنند.❗️👏 👋 این علاقهء به سید الشهدا (علیه السلام) قابل ستایش است.👋 👈 اما قبل از محرم، ما مناسبتی داریم که افضل بر تمام مناسبتهای ما است.👋 اساس مذهب ما 👈به بزرگداشت این روز است. 🤲 ‌برای غدیر چه کردیم؟😱 برای غدیر کار نکردیم؛😭 متاسفانه انکار و تفسیر به رای شد!😔 ❣ امام حسین (علیه السلام)کشته احیایِ غدیراست.👋 ✅باید برای غدیر 👈صدهزاربرابر عاشورا و فاطمیه توان گذاشت‌.🤲 🖐اگر غدیر فراموش نمی شدکه، 👈عاشورا و فاطمیه ای در کار نبود.👋 پس باید با تمام توان 👈 برای غدیر کار کنیم. 🤲 ✅برای غدیر روز شمار بزنید؛💐 ❣پوستر پخش کنید.🌸 بنر بزنید؛🌺 ❣جشن بگیرید؛👏 ❣دسته شادی در خیابان راه بندازید؛👋 ❣کم کاری نکنید؛🤲 اگر در حق امیرالمومنین (علیه السلام) و غدیر کم کاری کنیم؛😭 جفا کردیم.❗️😔 ❣ایستگاه صلواتی بر پا کنید.🌸 ❣خیابان ها را آزین ببندید.👏 دست به دست هم دهید.👋 🍀از عید قربان تا مباهله جشن غدیریه بگیرید.🤲 ❣خطبه غدیریه را چاپ کنید.👋 پخش کنید.👏 ستون اسلام و تشیّع غدیر است؛🤲 اما متاسفانه برای این ستون و استحکامش کم کاری کردیم.😔 از هر مناسبتی که داریم؛🌸 👈 غدیر واجب تر و مهمتر است.🤲 🍀ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) را جار بزنید؛👏 شور به پا کنید.👋 🍀برای غدیرکم گذاشتیم؛😭 انکار شد؛😔 وقت بلند شدن است؛👋 رزق محرم در غدیر داده میشود؛🤲 هر کس برای غدیر کم بگذارد؛😱 قطعا برای محرّم کم گذاشته است!😔 🍀برای غدیر کاری کنید این مملکت بلرزد!👋 🍀این مملکت از عید قربان تا مباهله باید غوغا شود؛🤲 🍀صدای علیا ولی الله گوش فلک را کَر کند.🤲 دسته به خیابان ها بیاورید؛🌷 🍀ایستگاه صلواتی بزنید؛👋 شهرهای خودتان را 🍀چراغانی کنید.👏 🤲 ان شاء الله امام عصر (روحی فداه) دعایی برای همه کند.🤲 روز عید غدیر، 💚 روزی است که خدا نعمتش را کامل کرده است؛👋 چرا شکر نعمت نکنیم.❓😔 ✅ صد هزار برابر هر سال توان بگذارید؛👋 کاری کنید مرحم بر سینهء مجروح صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شوید.🤲 ✅ تمام معصومین به شهادت رسیدند؛❤ بخاطر غدیر،👋 چرا ما ساکتیم؟😭 چرا ما بی تفاوتیم.😔 ✅کاری کنید که کسی جرات نکند خدشه بر غدیر وارد کند.👋 ✅من کنت مولا فهذا علی مولا را بلند بگوئید؛💚❣💚 روز غدیر روز بیعت با امام عصر (روحی فداه) است.🤲🌸🤲 دست به دست هم بدهیم احیایِ غدیر کنیم.👋🌹👋 با پولمان،🌺 با وقتمان، 🌸 با هیئتمان؛💐 با وسائلمان؛🌹 با هر عملی که میتوانیم احیایِ غدیر کنیم. 🔰پویندگان غدیر و ولایت نشر دهید.👋
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 333 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    شهید ولی الله چراغچی و نماز طوفان

    رکود بر جبهه های غرب حاکم شده بود. فرماندهان مصمم بودند عملیاتی را انجام دهند و بهترین گزینه آزاد سازی ارتفاعات میمک بود. اما ستون پنجم هم بیکار ننشسته بود و خبرهای جبهه را به دشمن مخابره کرده بود. به همین خاطر منتظر حمله بودند. از طرفی هم طرح عملیات ریخته شده بود و باید انجام می شد.

    ولی الله معاون تیپ بود. اشک ریزان به نماز ایستاد. در قنوت نماز از خدواند طوفان و باران را با هم می خواست. فقط در این صورت بود که آمادگی دشمن غیر فعال می شد. هنوز از نماز ولی الله و توسل فرماندهان چیزی نگذشته بود که طوفان شروع شد. کم کم به حدی شدت گرفت که در جبهه خودی چادر ها را از جا کند و در جبهه دشمن، دیده بان ها را از ارتفاعات به دل سنگر هاشان کشاند.

    ⚡️ با این عنایت الهی عملیات شروع شد. وقتی نیروهای خودی خودشان را بالای سر عراقی ها رساندند، تازه از خواب خوش بیدار می شدند و فقط عده کمی از آنها توفیق فرار را پیدا کردند.

    کتاب سی و ششمین روز ؛ زندگی نامه شهید عبد الله صادق؛ صص ۵۷-۵۸.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ شهید ولی الله چراغچی و نماز طوفان 🔸 رکود بر جبهه های غرب حاکم شده بود. فرماندهان مصمم بودند عملیاتی را انجام دهند و بهترین گزینه آزاد سازی ارتفاعات میمک بود. اما ستون پنجم هم بیکار ننشسته بود و خبرهای جبهه را به دشمن مخابره کرده بود. به همین خاطر منتظر حمله بودند. از طرفی هم طرح عملیات ریخته شده بود و باید انجام می شد. 💥 ولی الله معاون تیپ بود. اشک ریزان به نماز ایستاد. در قنوت نماز از خدواند طوفان و باران را با هم می خواست. فقط در این صورت بود که آمادگی دشمن غیر فعال می شد. هنوز از نماز ولی الله و توسل فرماندهان چیزی نگذشته بود که طوفان شروع شد. کم کم به حدی شدت گرفت که در جبهه خودی چادر ها را از جا کند و در جبهه دشمن، دیده بان ها را از ارتفاعات به دل سنگر هاشان کشاند. ⚡️ با این عنایت الهی عملیات شروع شد. وقتی نیروهای خودی خودشان را بالای سر عراقی ها رساندند، تازه از خواب خوش بیدار می شدند و فقط عده کمی از آنها توفیق فرار را پیدا کردند. 📘 کتاب سی و ششمین روز ؛ زندگی نامه شهید عبد الله صادق؛ صص ۵۷-۵۸. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 219 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    ارادت شهید ولی الله چراغچی به امام رضا (علیه‌السلام)

    ولی الله عاشق خدا و مرید اهل بیت (علیه‌السلام) بود. شب بود که از منطقه رسیدیم مشهد. از هم دیگر خداحافظی کردیم و من رفتم خانه.

    بعدا متوجه شدم ولی الله آن شب را خانه نرفته بود. با اینکه زن و بچه داشت و خیلی وقت بود که ندیده بودشان، مستقیم رفته بود حرم امام رضا (علیه‌السلام) و تا صبح مشغول راز و نیاز بود و بعد از نماز صبح راهی خانه شده بود.

    ⚡️ شاید فکر می کرد اگر حرم نرود خلاف ادب مرتکب شده است.

    راوی: مهدی الهی

    کتاب خط عاشقی ۳ ؛ خاطرات عشق شهدا به امام رضا (علیه‌السلام)؛ ص ۴۷.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ ارادت شهید ولی الله چراغچی به امام رضا (علیه‌السلام) 🔸 ولی الله عاشق خدا و مرید اهل بیت (علیه‌السلام) بود. شب بود که از منطقه رسیدیم مشهد. از هم دیگر خداحافظی کردیم و من رفتم خانه. 💥 بعدا متوجه شدم ولی الله آن شب را خانه نرفته بود. با اینکه زن و بچه داشت و خیلی وقت بود که ندیده بودشان، مستقیم رفته بود حرم امام رضا (علیه‌السلام) و تا صبح مشغول راز و نیاز بود و بعد از نماز صبح راهی خانه شده بود. ⚡️ شاید فکر می کرد اگر حرم نرود خلاف ادب مرتکب شده است. 📣 راوی: مهدی الهی 📘 کتاب خط عاشقی ۳ ؛ خاطرات عشق شهدا به امام رضا (علیه‌السلام)؛ ص ۴۷. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 40 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    ارادت شهید ولی الله چراغچی به امام رضا (علیه‌السلام)

    ولی الله عاشق خدا و مرید اهل بیت (علیه‌السلام) بود. شب بود که از منطقه رسیدیم مشهد. از هم دیگر خداحافظی کردیم و من رفتم خانه.

    بعدا متوجه شدم ولی الله آن شب را خانه نرفته بود. با اینکه زن و بچه داشت و خیلی وقت بود که ندیده بودشان، مستقیم رفته بود حرم امام رضا (علیه‌السلام) و تا صبح مشغول راز و نیاز بود و بعد از نماز صبح راهی خانه شده بود.

    ⚡️ شاید فکر می کرد اگر حرم نرود خلاف ادب مرتکب شده است.

    راوی: مهدی الهی

    کتاب خط عاشقی ۳ ؛ خاطرات عشق شهدا به امام رضا (علیه‌السلام)؛ ص ۴۷.
    #سیره_شهید ✨ ارادت شهید ولی الله چراغچی به امام رضا (علیه‌السلام) 🔸 ولی الله عاشق خدا و مرید اهل بیت (علیه‌السلام) بود. شب بود که از منطقه رسیدیم مشهد. از هم دیگر خداحافظی کردیم و من رفتم خانه. 💥 بعدا متوجه شدم ولی الله آن شب را خانه نرفته بود. با اینکه زن و بچه داشت و خیلی وقت بود که ندیده بودشان، مستقیم رفته بود حرم امام رضا (علیه‌السلام) و تا صبح مشغول راز و نیاز بود و بعد از نماز صبح راهی خانه شده بود. ⚡️ شاید فکر می کرد اگر حرم نرود خلاف ادب مرتکب شده است. 📣 راوی: مهدی الهی 📘 کتاب خط عاشقی ۳ ؛ خاطرات عشق شهدا به امام رضا (علیه‌السلام)؛ ص ۴۷.
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 51 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    ‍ احترام به همسر در سیره شهید ولی الله چراغچی

    آقا ولی مرا خیلی احترام می کرد. موقع راه رفتن پشت سرم راه می رفت تا کفش هایم را جفت کند. بعضی اطرافیان به طعنه می گفتند: «آقا ولی کفش ها یاین جوجه را براش جفت می کنه».

    از همان اوایل زندگی گاهی وقت ها توی خانه “علیا مخدره” صدایم می کرد. اطرافیان نمی دانستند. یک بار که ولی رفته بود منطقه، برای اینکه تنها نباشم، رفتم خانه خودمان و ولی زنگ می زند آنجا. یک بار زنگ که زد خواهرم گوشی را برداشت. شنیدم به آقایی که پشت خط است، می گوید: «آقا اشتباهی گرفته اید اینجا مخابرات نیست.» شستم خبر دار شد ولی است. خواهرم علیا مخدره را مخابرات شنیده بود. دویدم گوشی را ازش گرفتم و صحبت کردم.

    راوی: تهمینه عرفانیان امیدوار؛ همسر شهید

    مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۹، چراغچی به روایت همسر شهید؛ ؛ صفحه ۲۲ و ۳۰.
    #سیره_شهید ✨ ‍ احترام به همسر در سیره شهید ولی الله چراغچی 🔰 آقا ولی مرا خیلی احترام می کرد. موقع راه رفتن پشت سرم راه می رفت تا کفش هایم را جفت کند. بعضی اطرافیان به طعنه می گفتند: «آقا ولی کفش ها یاین جوجه را براش جفت می کنه». 💥 از همان اوایل زندگی گاهی وقت ها توی خانه “علیا مخدره” صدایم می کرد. اطرافیان نمی دانستند. یک بار که ولی رفته بود منطقه، برای اینکه تنها نباشم، رفتم خانه خودمان و ولی زنگ می زند آنجا. یک بار زنگ که زد خواهرم گوشی را برداشت. شنیدم به آقایی که پشت خط است، می گوید: «آقا اشتباهی گرفته اید اینجا مخابرات نیست.» شستم خبر دار شد ولی است. خواهرم علیا مخدره را مخابرات شنیده بود. دویدم گوشی را ازش گرفتم و صحبت کردم. 📣 راوی: تهمینه عرفانیان امیدوار؛ همسر شهید 📘 مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۹، چراغچی به روایت همسر شهید؛ ؛ صفحه ۲۲ و ۳۰.
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 19 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    ‍ احترام به همسر در سیره شهید ولی الله چراغچی

    آقا ولی مرا خیلی احترام می کرد. موقع راه رفتن پشت سرم راه می رفت تا کفش هایم را جفت کند. بعضی اطرافیان به طعنه می گفتند: «آقا ولی کفش ها یاین جوجه را براش جفت می کنه».

    از همان اوایل زندگی گاهی وقت ها توی خانه “علیا مخدره” صدایم می کرد. اطرافیان نمی دانستند. یک بار که ولی رفته بود منطقه، برای اینکه تنها نباشم، رفتم خانه خودمان و ولی زنگ می زند آنجا. یک بار زنگ که زد خواهرم گوشی را برداشت. شنیدم به آقایی که پشت خط است، می گوید: «آقا اشتباهی گرفته اید اینجا مخابرات نیست.» شستم خبر دار شد ولی است. خواهرم علیا مخدره را مخابرات شنیده بود. دویدم گوشی را ازش گرفتم و صحبت کردم.

    راوی: تهمینه عرفانیان امیدوار؛ همسر شهید

    مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۹، چراغچی به روایت همسر شهید؛ ؛ صفحه ۲۲ و ۳۰.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ ‍ احترام به همسر در سیره شهید ولی الله چراغچی 🔰 آقا ولی مرا خیلی احترام می کرد. موقع راه رفتن پشت سرم راه می رفت تا کفش هایم را جفت کند. بعضی اطرافیان به طعنه می گفتند: «آقا ولی کفش ها یاین جوجه را براش جفت می کنه». 💥 از همان اوایل زندگی گاهی وقت ها توی خانه “علیا مخدره” صدایم می کرد. اطرافیان نمی دانستند. یک بار که ولی رفته بود منطقه، برای اینکه تنها نباشم، رفتم خانه خودمان و ولی زنگ می زند آنجا. یک بار زنگ که زد خواهرم گوشی را برداشت. شنیدم به آقایی که پشت خط است، می گوید: «آقا اشتباهی گرفته اید اینجا مخابرات نیست.» شستم خبر دار شد ولی است. خواهرم علیا مخدره را مخابرات شنیده بود. دویدم گوشی را ازش گرفتم و صحبت کردم. 📣 راوی: تهمینه عرفانیان امیدوار؛ همسر شهید 📘 مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۹، چراغچی به روایت همسر شهید؛ ؛ صفحه ۲۲ و ۳۰. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 24 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    مردم داری در سیره شهید ابوالفضل عباسی

    سر ابوالفضل برای کمک به مردم درد می کرد.

    ⚡️ برش اول:
    • چند وقت بود که یکی از همکارهایش شده بود همسایه مان. رنگ خانمش زرد بود و بیمار به نظر م یرسید. یک روز ابوالفضل این مطلب با همکارش مطرح کرده بود که انگار خانمت مریض است. طرف با بی خیالی گفته بود: من حوصله ندارم. اگه خیلی دلت به حالش می سوزد، ببر درمانش کن.
    • با هم یک ماه افتادیم پی کارش. می بردیمش رشت و می آوردیم. عفونت تمام بدنش را فرا گرفته بود. بعد از اینکه مشکلش حل ش به من گفت: «شهناز! این همه مرا بردید و آوردید؛ شوهرت یک بار هم به صورت من نگاه نکرد».
    ⚡️ برش دوم:
    • یک روز چند دقیقه ای می شد که رفته بود سر کار، برگشت و لباس فرمش را درآورد. رفت بیرون و پس از مدتی آمد که برود سرکار.
    • پرسیدم برای چه برگشتی؟
    • گفت: در راه که می رفتم، دیدم که همسایه مان آقای بنیادی برای پسرش دوچرخه خریده، او بلد نبود راهش ببرد، خورده بود زمین. برگشتم دوچرخه سواری را کاملا بهش یاد دادم و الان خیالم راحت شد و دوباره بر می گردم سر کار.
    • همیشه هفته ای یکی دو جلسه به بچه های همکارهایش زبان انگلیسی یاد می داد. با اینکه پدرانشان در دوره آموزشی کشور انگلیس همراهش بودند و زبان بلد بودند؛ اما حال این کار را نداشتند. بعد از درس هم می بردشان بیرون، با آنها فوتبال بازی می کرد.
    راوی: شهناز چراغی؛ همسر شهید

    کتاب نیمه پنهان ماه؛ جلد ۱۹؛ عباسی به روایت همسر شهید؛ صفحه ۲۴ و ۲۵.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ مردم داری در سیره شهید ابوالفضل عباسی 📍 سر ابوالفضل برای کمک به مردم درد می کرد. ⚡️ برش اول: • چند وقت بود که یکی از همکارهایش شده بود همسایه مان. رنگ خانمش زرد بود و بیمار به نظر م یرسید. یک روز ابوالفضل این مطلب با همکارش مطرح کرده بود که انگار خانمت مریض است. طرف با بی خیالی گفته بود: من حوصله ندارم. اگه خیلی دلت به حالش می سوزد، ببر درمانش کن. • با هم یک ماه افتادیم پی کارش. می بردیمش رشت و می آوردیم. عفونت تمام بدنش را فرا گرفته بود. بعد از اینکه مشکلش حل ش به من گفت: «شهناز! این همه مرا بردید و آوردید؛ شوهرت یک بار هم به صورت من نگاه نکرد». ⚡️ برش دوم: • یک روز چند دقیقه ای می شد که رفته بود سر کار، برگشت و لباس فرمش را درآورد. رفت بیرون و پس از مدتی آمد که برود سرکار. • پرسیدم برای چه برگشتی؟ • گفت: در راه که می رفتم، دیدم که همسایه مان آقای بنیادی برای پسرش دوچرخه خریده، او بلد نبود راهش ببرد، خورده بود زمین. برگشتم دوچرخه سواری را کاملا بهش یاد دادم و الان خیالم راحت شد و دوباره بر می گردم سر کار. • همیشه هفته ای یکی دو جلسه به بچه های همکارهایش زبان انگلیسی یاد می داد. با اینکه پدرانشان در دوره آموزشی کشور انگلیس همراهش بودند و زبان بلد بودند؛ اما حال این کار را نداشتند. بعد از درس هم می بردشان بیرون، با آنها فوتبال بازی می کرد. 📣راوی: شهناز چراغی؛ همسر شهید 📘 کتاب نیمه پنهان ماه؛ جلد ۱۹؛ عباسی به روایت همسر شهید؛ صفحه ۲۴ و ۲۵. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 101 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    مردم داری در سیره شهید ابوالفضل عباسی

    سر ابوالفضل برای کمک به مردم درد می کرد.

    ⚡️ برش اول:
    • چند وقت بود که یکی از همکارهایش شده بود همسایه مان. رنگ خانمش زرد بود و بیمار به نظر م یرسید. یک روز ابوالفضل این مطلب با همکارش مطرح کرده بود که انگار خانمت مریض است. طرف با بی خیالی گفته بود: من حوصله ندارم. اگه خیلی دلت به حالش می سوزد، ببر درمانش کن.
    • با هم یک ماه افتادیم پی کارش. می بردیمش رشت و می آوردیم. عفونت تمام بدنش را فرا گرفته بود. بعد از اینکه مشکلش حل ش به من گفت: «شهناز! این همه مرا بردید و آوردید؛ شوهرت یک بار هم به صورت من نگاه نکرد».
    ⚡️ برش دوم:
    • یک روز چند دقیقه ای می شد که رفته بود سر کار، برگشت و لباس فرمش را درآورد. رفت بیرون و پس از مدتی آمد که برود سرکار.
    • پرسیدم برای چه برگشتی؟
    • گفت: در راه که می رفتم، دیدم که همسایه مان آقای بنیادی برای پسرش دوچرخه خریده، او بلد نبود راهش ببرد، خورده بود زمین. برگشتم دوچرخه سواری را کاملا بهش یاد دادم و الان خیالم راحت شد و دوباره بر می گردم سر کار.
    • همیشه هفته ای یکی دو جلسه به بچه های همکارهایش زبان انگلیسی یاد می داد. با اینکه پدرانشان در دوره آموزشی کشور انگلیس همراهش بودند و زبان بلد بودند؛ اما حال این کار را نداشتند. بعد از درس هم می بردشان بیرون، با آنها فوتبال بازی می کرد.
    راوی: شهناز چراغی؛ همسر شهید

    کتاب نیمه پنهان ماه؛ جلد ۱۹؛ عباسی به روایت همسر شهید؛ صفحه ۲۴ و ۲۵.

    #سیره_شهید ✨ مردم داری در سیره شهید ابوالفضل عباسی 📍 سر ابوالفضل برای کمک به مردم درد می کرد. ⚡️ برش اول: • چند وقت بود که یکی از همکارهایش شده بود همسایه مان. رنگ خانمش زرد بود و بیمار به نظر م یرسید. یک روز ابوالفضل این مطلب با همکارش مطرح کرده بود که انگار خانمت مریض است. طرف با بی خیالی گفته بود: من حوصله ندارم. اگه خیلی دلت به حالش می سوزد، ببر درمانش کن. • با هم یک ماه افتادیم پی کارش. می بردیمش رشت و می آوردیم. عفونت تمام بدنش را فرا گرفته بود. بعد از اینکه مشکلش حل ش به من گفت: «شهناز! این همه مرا بردید و آوردید؛ شوهرت یک بار هم به صورت من نگاه نکرد». ⚡️ برش دوم: • یک روز چند دقیقه ای می شد که رفته بود سر کار، برگشت و لباس فرمش را درآورد. رفت بیرون و پس از مدتی آمد که برود سرکار. • پرسیدم برای چه برگشتی؟ • گفت: در راه که می رفتم، دیدم که همسایه مان آقای بنیادی برای پسرش دوچرخه خریده، او بلد نبود راهش ببرد، خورده بود زمین. برگشتم دوچرخه سواری را کاملا بهش یاد دادم و الان خیالم راحت شد و دوباره بر می گردم سر کار. • همیشه هفته ای یکی دو جلسه به بچه های همکارهایش زبان انگلیسی یاد می داد. با اینکه پدرانشان در دوره آموزشی کشور انگلیس همراهش بودند و زبان بلد بودند؛ اما حال این کار را نداشتند. بعد از درس هم می بردشان بیرون، با آنها فوتبال بازی می کرد. 📣راوی: شهناز چراغی؛ همسر شهید 📘 کتاب نیمه پنهان ماه؛ جلد ۱۹؛ عباسی به روایت همسر شهید؛ صفحه ۲۴ و ۲۵.
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 94 Views 0 önizleme
  • #سیره_شهید

    قدرت مدیریت بحران در سیره شهید رضا چراغی

    رضا در بازسازی روحیه نیروها در بحران های شدید خبره بود. در مرحله بازسازی پس از عملیات فتح المبین گردان تیچ ۲۷ با کمبود شدید مهمات مواجه بودند. آن روز هم موقعی که داشتم به موقعیت گردان انصار می رفتم، سر راه دیدم بسیجی های گردان حمزه دور رضا جمع شده اند و از خنده ریسه می روند.

    رضا موضوع نرسیدن مهمات را سوژه خنده کرده بود و داشت با خنده و لطیفه گویی به آنها روحیه می داد:

    ⚡️ در زمان های قدیم قرار شد مردان یکی از دهات های قزوین بروند جنگ ملحدین. روز اعزام قشون کمانداری را دیدند که فقط با کمان؛ آن هم بدون تیر عازم جنگ است. پرسیدند: بدون تیردان کجا انشاء الله. گفت: عازم جهادم. مترصد خواهم بود دشمن ما را تیرباران کند، تا با استفاده از تیرهای خودشان با آنها بجنگم. گفتند: اگر تیرباران نکرد چه؟ گفت: خوب بر می گردم. گفتند: پس جهاد چه می شود؟ گفت: جایی که در آن تیری انداخته نشود، جهادی در کار نیست.

    راوی: شهید حسین همدانی

    کتاب راز آن ستاره؛ سرگذشت نامه شهید رضا چراغی؛ ص ۵۱-۵۲.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ قدرت مدیریت بحران در سیره شهید رضا چراغی 🔰 رضا در بازسازی روحیه نیروها در بحران های شدید خبره بود. در مرحله بازسازی پس از عملیات فتح المبین گردان تیچ ۲۷ با کمبود شدید مهمات مواجه بودند. آن روز هم موقعی که داشتم به موقعیت گردان انصار می رفتم، سر راه دیدم بسیجی های گردان حمزه دور رضا جمع شده اند و از خنده ریسه می روند. 💥 رضا موضوع نرسیدن مهمات را سوژه خنده کرده بود و داشت با خنده و لطیفه گویی به آنها روحیه می داد: ⚡️ در زمان های قدیم قرار شد مردان یکی از دهات های قزوین بروند جنگ ملحدین. روز اعزام قشون کمانداری را دیدند که فقط با کمان؛ آن هم بدون تیر عازم جنگ است. پرسیدند: بدون تیردان کجا انشاء الله. گفت: عازم جهادم. مترصد خواهم بود دشمن ما را تیرباران کند، تا با استفاده از تیرهای خودشان با آنها بجنگم. گفتند: اگر تیرباران نکرد چه؟ گفت: خوب بر می گردم. گفتند: پس جهاد چه می شود؟ گفت: جایی که در آن تیری انداخته نشود، جهادی در کار نیست. 📣 راوی: شهید حسین همدانی 📘 کتاب راز آن ستاره؛ سرگذشت نامه شهید رضا چراغی؛ ص ۵۱-۵۲. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰 @hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 22 Views 0 önizleme
Arama Sonuçları
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com