• درس فقاهت حوزه علمیه

    درس‌های علمی و ارزشمند «فقاهت» اکنون به صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است.

    با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته)

    ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی
    قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات

    هم‌اکنون می‌توانید پخش زنده و ویدیوهای این درس را در کانال رسمی ما در آپارات تماشا کنید:

    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live

    📚✨ درس فقاهت حوزه علمیه ✨📚 درس‌های علمی و ارزشمند «فقاهت» اکنون به صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است. 👤 با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) 🔹 ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی 🔹 قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات ✅ هم‌اکنون می‌توانید پخش زنده و ویدیوهای این درس را در کانال رسمی ما در آپارات تماشا کنید: https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live
    0 Commenti 0 condivisioni 145 Views 0 Anteprima
  • درس فقاهت حوزه علمیه

    درس‌های علمی و ارزشمند «فقاهت» اکنون به صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است.

    با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته)

    ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی
    قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات

    هم‌اکنون می‌توانید پخش زنده و ویدیوهای این درس را در کانال رسمی ما در آپارات تماشا کنید:

    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live



    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    📚✨ درس فقاهت حوزه علمیه ✨📚 درس‌های علمی و ارزشمند «فقاهت» اکنون به صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است. 👤 با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) 🔹 ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی 🔹 قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات ✅ هم‌اکنون می‌توانید پخش زنده و ویدیوهای این درس را در کانال رسمی ما در آپارات تماشا کنید: https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commenti 0 condivisioni 162 Views 0 Anteprima
  • لیست مقالات بارگزاری شده در سایت حزب الله

    1404/09/29

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    📃 لیست مقالات بارگزاری شده در سایت حزب الله 📅 1404/09/29 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commenti 0 condivisioni 109 Views 0 Anteprima
  • گعده های علمی

    برگزاری گعده های علمی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر
    با حضور آیت الله سید محمدباقر خرازی ( دامت برکاته)

    یکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴

    آدرس پخش زنده در شبکه آپارات

    ( مشکل فنی اینترنت )
    (پس از ضبط، نسخه‌ی صوتی در ایتا و نسخه‌ی تصویری در آپارات به زودی بارگذاری خواهد شد.)

    قرارگاه فرهنگی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها

    ➜@masjed_masoumieh
    گعده های علمی 📝 برگزاری گعده های علمی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر با حضور آیت الله سید محمدباقر خرازی ( دامت برکاته) یکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴ آدرس پخش زنده در شبکه آپارات👇 ( مشکل فنی اینترنت ) (پس از ضبط، نسخه‌ی صوتی در *ایتا* و نسخه‌ی تصویری در *آپارات* به زودی بارگذاری خواهد شد.) 🕌 قرارگاه فرهنگی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها ➜@masjed_masoumieh
    0 Commenti 0 condivisioni 152 Views 0 Anteprima
  • لیست مقالات بارگزاری شده در سایت حزب الله

    1404/09/30

    📃 لیست مقالات بارگزاری شده در سایت حزب الله 📅 1404/09/30
    0 Commenti 0 condivisioni 108 Views 0 Anteprima
  • نماهنگ | سنگر هیئت

    رسانه KHAMENEI.IR نماهنگ «سنگر هیئت» را منتشر میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62136

    #فيلم
    📰 نماهنگ | سنگر هیئت رسانه KHAMENEI.IR نماهنگ «سنگر هیئت» را منتشر میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62136 #فيلم
    0 Commenti 0 condivisioni 112 Views 0 Anteprima
  • پادپخش رادیو نگار | ۶۳. هر هیئت یک هسته مقاومت


     ارتباط محکم بین مداحی و تشکیل کانون‌های ادبیات مقاومت! این محوری است که رهبر انقلاب در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با حضور جمعی از مداحان و ستایش‌گران اهل‌بیت علیهم‌السلام مطرح کردند. 

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مدّاحی را در عصر حاضر، یک پایگاه مهم برای ادبیات مقاومت ملّی برشمردند.

    رادیو نگار به همین مناسبت در گفت‌وگو با حاج علی قربانی از مادحین اهل‌بیت علیهم‌السلام به بررسی نقش مدّاحی در گسترش فرهنگ مقاومت پرداخته و به این سؤال پاسخ می‌دهد که در شرایط کنونی، چطور این پدیده می‌تواند مفاهیم مرتبط با ایدۀ مقاومت و پایداری را تقویت کند.

    رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند.

    رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد.

    برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... .



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62130

    #صوت
    📰 پادپخش رادیو نگار | ۶۳. هر هیئت یک هسته مقاومت  ارتباط محکم بین مداحی و تشکیل کانون‌های ادبیات مقاومت! این محوری است که رهبر انقلاب در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با حضور جمعی از مداحان و ستایش‌گران اهل‌بیت علیهم‌السلام مطرح کردند.  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مدّاحی را در عصر حاضر، یک پایگاه مهم برای ادبیات مقاومت ملّی برشمردند. رادیو نگار به همین مناسبت در گفت‌وگو با حاج علی قربانی از مادحین اهل‌بیت علیهم‌السلام به بررسی نقش مدّاحی در گسترش فرهنگ مقاومت پرداخته و به این سؤال پاسخ می‌دهد که در شرایط کنونی، چطور این پدیده می‌تواند مفاهیم مرتبط با ایدۀ مقاومت و پایداری را تقویت کند. رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند. رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد. برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... . 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62130 #صوت
    0 Commenti 0 condivisioni 112 Views 0 Anteprima
  • جایی که تانک‌ها ناتوانند


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادودومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده یاسمین باکویی تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادودو

    سرمقاله 



     جایی که تانک‌ها ناتوانند

      رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته با دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز بار دیگر بر لزوم انتقال هنرمندانه ارزش‌ها و آرمان‌های شهدا به نسل جوان تأکید کردند.

    یکی از چالش‌های قابل تأمل برای استفاده از ابزار هنر برای چنین هدفی، مانعی ذهنی است که بررسی و دقت در آنها بسیار مهم و اثرگذار است.

    این مانع و چالش انتزاعی که البته مزمن و دیرپاست عبارت است از اینکه هنر نباید رنگ و بوی ایدئولوژی بدهد، «هنر برای هنر» است و لاغیر! 

    این شعار و ادعا اغلب و بیشتر از سوی جریان فکری و هنری وابسته به تفکر لیبرالیسم و اومانیسم که ریشه در تمدن و تفکر غرب دارد مطرح و ترویج می‌شود. 

    حال سوال این است؛ آیا مروجان چنین تفکری خود نیز به آن معتقد و پایبند هستند یا این نسخه کذایی را فقط برای دیگران می‌پیچند؟

    برای یافتن پاسخ این سوال مهم و اساسی باید به دوره پسا جنگ جهانی دوم بازگشت. آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان به سرعت دریافت که برای پیشبرد سیاست‌ها و اهداف خود در سطح بین‌المللی، تکیه صرف بر قدرت نظامی و اقتصادی کافی نیست و این اهرم‌ها و ابزارها اگر بازوی فرهنگی نداشته باشند، کارآمد نخواهند بود. 

    استکبار در این زمینه سریع و قاطع وارد عمل شد و از همان ابتدا سررشته کار را به سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی خود همچون سیا سپرد.

    کار در دو سطح و لایه طراحی شد و پیش می‌رفت. سطح نخست آشکارتر بود؛ هنرمندانی که در کشورهای مختلف دنیا به صراحت و به شکلی عریان ارزش‌های غربی را ترویج کرده و علیه رقبا و فرهنگ بومی خود -بخصوص اگر رگه‌هایی از مقاومت داشت- فعالیت می‌کردند، حمایت می‌شدند. آنان درواقع بلندگوی مستقیم و بی‌پروای سیاست‌های آمریکا و غرب بودند و از پشتیبانی‌های مختلفی نیز برخوردار بودند؛ از دریافت پول گرفته تا حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی و غیره.

    سطح دوم این نبرد فرهنگی کمی ظریف‌تر بود. برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری، گالری‌ها، آموزش‌ها، کنسرت‌ها، نشر و ترجمه، مسابقات، جوایز و رویدادهایی که ظاهری تهاجمی نداشتند و حرفی از سیاست نمی‌زدند اما فرهنگ آمریکایی را می‌ستودند و معیار ارزش‌گذاری و ارزیابی هنر و هنرمند معرفی می‌کردند. مسیری که به شکلی آرام و خزنده، هژمونی فرهنگی امپریالیسم را پیش می‌برد. 

    واقعیت آن است که سازمان سیا و سازمان‌های فرهنگی پوششی آن توانستند دیدگاه پس از جنگ جهانی دوم نسبت به هنر را عمیقاً شکل دهند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و موسیقی‌دانان معتبر جهانی، استقلال خود را از سیاست اعلام کردند و اعتقاد خود را به هنر برای هنر اعلام کردند. هنرمند یا روشنفکر آزاد، به عنوان کسی که از مشارکت سیاسی جداست، رواج یافت و تا به امروز هم فراگیر است.

    برخی از بزرگترین نام‌ها در فلسفه، اخلاق سیاسی، جامعه‌شناسی و هنر، که از طریق کنفرانس‌ها و مجلات تحت حمایت مالی سیا به شهرت رسیده بودند، بر اساس پارامترهای سیاسی تعیین‌شده توسط سیا، هنجارها و استانداردهایی را برای ارتقای نسل جدید تعیین کردند.

    نه شایستگی و نه مهارت، بلکه سیاست - خط واشنگتن - «حقیقت» و «تعالی» و کرسی‌های آینده در محیط‌های دانشگاهی معتبر، بنیادها و موزه‌ها را تعریف می‌کرد.

    البته همیشه سعی می‌شد که کار تمیز و بدون به جا گذاشتن رد پا انجام شود. بنیادهای بزرگ و با دستور کار بین‌المللی وظیفه این بخش مهم ماجرا را بر دوش داشتند.

    آنان به تدریج، با صرف بودجه‌های کلان و روش‌های پیچیده موفق شدند این ایده را در میان هنرمندان سراسر جهان جا بیندازند که اگر می‌خواهند کار و اثرشان از ارزش بالایی برخوردار باشد، نباید در آثار خود عبارات و صحنه‌ها و اثری از نقد جدی و مقابله با سیاست‌های آمریکا -بخصوص در عرصه سیاست خارجی- برجای بگذارند. 

    با پیروزی انقلاب اسلامی، دین نیز بطور جدی به لیست ممنوعه‌های دنیای هنر اضافه شد، البته دینی که دعوت‌کننده مردم و جوامع به تفکر و الهام‌بخش آنان برای مقاومت در برابر استعمار نو باشد والّا آغوش ناتوی فرهنگی غرب به روی دین تزئینی و ویترینی که از محدوده مسجد و کلیسا خارج نشود، همیشه باز بوده است. 

    در واقع «سیا دریافته بود جایی که تانک‌ها ناتوان هستند، فرهنگ می‌تواند موفق باشد.» دیگر سلاح و اقتصاد تنها ابزار سلطه نبود. هنر، ادبیات و زیبایی‌شناسی نیز به ابزار سلطه تبدیل شدند. 

    با ظهور فناوری‌های جدید و ورود به عصر دیجیتال و دنیای شبکه‌ای، این روند پیچیده‌تر و عمیق‌تر شده است. 

    چند دهه پیش اقشار خاصی از مردم دنیا مخاطب محصولات هنری و فرهنگی جبهه غرب بودند اما امروز تقریباً هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد و همه به شکل مستقیم مخاطب محسوب می‌شوند. دوره‌ای که برخی از آن به عنوان «استعمار دیجیتال» نیز یاد می‌کنند.

    وضعیت امروز جهانی در این موضوع هر چند پیچیده‌تر و نبرد عمیق‌تر شده اما همین وضعیت حاوی فرصت‌های قابل توجهی نیز هست. لازمه استفاده از این فرصت‌ها، اراده قوی، تفکر عمیق، حرکت مستمر و ایجاد شبکه‌های محلی، ملّی، منطقه‌ای و جهانی برای ایستادگی در برابر ناتوی فرهنگی است.





    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62129

    #ديگران__گزارش
    📰 جایی که تانک‌ها ناتوانند  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادودومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده یاسمین باکویی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادودو سرمقاله   جایی که تانک‌ها ناتوانند   رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته با دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز بار دیگر بر لزوم انتقال هنرمندانه ارزش‌ها و آرمان‌های شهدا به نسل جوان تأکید کردند. یکی از چالش‌های قابل تأمل برای استفاده از ابزار هنر برای چنین هدفی، مانعی ذهنی است که بررسی و دقت در آنها بسیار مهم و اثرگذار است. این مانع و چالش انتزاعی که البته مزمن و دیرپاست عبارت است از اینکه هنر نباید رنگ و بوی ایدئولوژی بدهد، «هنر برای هنر» است و لاغیر!  این شعار و ادعا اغلب و بیشتر از سوی جریان فکری و هنری وابسته به تفکر لیبرالیسم و اومانیسم که ریشه در تمدن و تفکر غرب دارد مطرح و ترویج می‌شود.  حال سوال این است؛ آیا مروجان چنین تفکری خود نیز به آن معتقد و پایبند هستند یا این نسخه کذایی را فقط برای دیگران می‌پیچند؟ برای یافتن پاسخ این سوال مهم و اساسی باید به دوره پسا جنگ جهانی دوم بازگشت. آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان به سرعت دریافت که برای پیشبرد سیاست‌ها و اهداف خود در سطح بین‌المللی، تکیه صرف بر قدرت نظامی و اقتصادی کافی نیست و این اهرم‌ها و ابزارها اگر بازوی فرهنگی نداشته باشند، کارآمد نخواهند بود.  استکبار در این زمینه سریع و قاطع وارد عمل شد و از همان ابتدا سررشته کار را به سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی خود همچون سیا سپرد. کار در دو سطح و لایه طراحی شد و پیش می‌رفت. سطح نخست آشکارتر بود؛ هنرمندانی که در کشورهای مختلف دنیا به صراحت و به شکلی عریان ارزش‌های غربی را ترویج کرده و علیه رقبا و فرهنگ بومی خود -بخصوص اگر رگه‌هایی از مقاومت داشت- فعالیت می‌کردند، حمایت می‌شدند. آنان درواقع بلندگوی مستقیم و بی‌پروای سیاست‌های آمریکا و غرب بودند و از پشتیبانی‌های مختلفی نیز برخوردار بودند؛ از دریافت پول گرفته تا حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی و غیره. سطح دوم این نبرد فرهنگی کمی ظریف‌تر بود. برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری، گالری‌ها، آموزش‌ها، کنسرت‌ها، نشر و ترجمه، مسابقات، جوایز و رویدادهایی که ظاهری تهاجمی نداشتند و حرفی از سیاست نمی‌زدند اما فرهنگ آمریکایی را می‌ستودند و معیار ارزش‌گذاری و ارزیابی هنر و هنرمند معرفی می‌کردند. مسیری که به شکلی آرام و خزنده، هژمونی فرهنگی امپریالیسم را پیش می‌برد.  واقعیت آن است که سازمان سیا و سازمان‌های فرهنگی پوششی آن توانستند دیدگاه پس از جنگ جهانی دوم نسبت به هنر را عمیقاً شکل دهند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و موسیقی‌دانان معتبر جهانی، استقلال خود را از سیاست اعلام کردند و اعتقاد خود را به هنر برای هنر اعلام کردند. هنرمند یا روشنفکر آزاد، به عنوان کسی که از مشارکت سیاسی جداست، رواج یافت و تا به امروز هم فراگیر است. برخی از بزرگترین نام‌ها در فلسفه، اخلاق سیاسی، جامعه‌شناسی و هنر، که از طریق کنفرانس‌ها و مجلات تحت حمایت مالی سیا به شهرت رسیده بودند، بر اساس پارامترهای سیاسی تعیین‌شده توسط سیا، هنجارها و استانداردهایی را برای ارتقای نسل جدید تعیین کردند. نه شایستگی و نه مهارت، بلکه سیاست - خط واشنگتن - «حقیقت» و «تعالی» و کرسی‌های آینده در محیط‌های دانشگاهی معتبر، بنیادها و موزه‌ها را تعریف می‌کرد. البته همیشه سعی می‌شد که کار تمیز و بدون به جا گذاشتن رد پا انجام شود. بنیادهای بزرگ و با دستور کار بین‌المللی وظیفه این بخش مهم ماجرا را بر دوش داشتند. آنان به تدریج، با صرف بودجه‌های کلان و روش‌های پیچیده موفق شدند این ایده را در میان هنرمندان سراسر جهان جا بیندازند که اگر می‌خواهند کار و اثرشان از ارزش بالایی برخوردار باشد، نباید در آثار خود عبارات و صحنه‌ها و اثری از نقد جدی و مقابله با سیاست‌های آمریکا -بخصوص در عرصه سیاست خارجی- برجای بگذارند.  با پیروزی انقلاب اسلامی، دین نیز بطور جدی به لیست ممنوعه‌های دنیای هنر اضافه شد، البته دینی که دعوت‌کننده مردم و جوامع به تفکر و الهام‌بخش آنان برای مقاومت در برابر استعمار نو باشد والّا آغوش ناتوی فرهنگی غرب به روی دین تزئینی و ویترینی که از محدوده مسجد و کلیسا خارج نشود، همیشه باز بوده است.  در واقع «سیا دریافته بود جایی که تانک‌ها ناتوان هستند، فرهنگ می‌تواند موفق باشد.» دیگر سلاح و اقتصاد تنها ابزار سلطه نبود. هنر، ادبیات و زیبایی‌شناسی نیز به ابزار سلطه تبدیل شدند.  با ظهور فناوری‌های جدید و ورود به عصر دیجیتال و دنیای شبکه‌ای، این روند پیچیده‌تر و عمیق‌تر شده است.  چند دهه پیش اقشار خاصی از مردم دنیا مخاطب محصولات هنری و فرهنگی جبهه غرب بودند اما امروز تقریباً هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد و همه به شکل مستقیم مخاطب محسوب می‌شوند. دوره‌ای که برخی از آن به عنوان «استعمار دیجیتال» نیز یاد می‌کنند. وضعیت امروز جهانی در این موضوع هر چند پیچیده‌تر و نبرد عمیق‌تر شده اما همین وضعیت حاوی فرصت‌های قابل توجهی نیز هست. لازمه استفاده از این فرصت‌ها، اراده قوی، تفکر عمیق، حرکت مستمر و ایجاد شبکه‌های محلی، ملّی، منطقه‌ای و جهانی برای ایستادگی در برابر ناتوی فرهنگی است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62129 #ديگران__گزارش
    0 Commenti 0 condivisioni 847 Views 0 Anteprima
  • درباره یک گلایه فرهنگی


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادویکمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید امیرحسین حسن‌پور تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادویک

    سرمقاله 



     درباره یک گلایه فرهنگی

     بخش‌هایی از بیانات اخیر رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز را می‌توان یک اظهارنامه و خط‌کش برای اقدام فرهنگی تعریف کرد. 

    می‌توان این معیارها را در کنار عملکرد نهادهای متعدد و ریزودرشت فرهنگی قرار داد. عملکرد آنها را اندازه‌گیری کرد و به آنها نمره داد. نخست آنکه اقدام و عمل و کنش فرهنگی به‌خصوص در حیطه ارزش‌های انقلاب باید هنرمندانه و مطابق ارزش‌ها و معیارهای هنری باشد. 

    ترجمه این دیدگاه روی زمین یعنی اینکه صرفِ داشتن دغدغه ارزش‌های دینی و انقلابی، باعث ارزشمند شدن یک اقدام یا محصول فرهنگی نمی‌شود.

    محتوا و مضمون ارزشمند باید با فرم استاندارد هنری و فرهنگی هم‌نشین شود تا بتوان از احتمال تأثیر روی مخاطب سخن گفت. 

    فارغ از اقدامات شخصی و فردی و غیرعمومی اما هر اقدام و عملی که از بودجه عمومی و دولتی و حاکمیتی استفاده می‌کند در مقام تولید باید از حداقل‌های استانداردهای هنری و فرهنگی برخوردار باشد.

    این زیست‌بوم، زیست‌بومی نیست که به صرف نیت و دغدغه بتوان درباره خروجی کارها و اقدامات‌ هم قضاوت کرد. خروجی باید از نظر استاندارهای هنری و فرهنگی هم نمره قبولی بگیرد. 

    قرار نیست مضمون ارزشمند، پوششی شود برای ملتزم نبودن و بی‌توجهی به قواعد؛ آفاتی که بسیاری از نهادهای فرهنگی و هنری وابسته به بودجه عمومی به آن مبتلایند.

    قرار نیست مضمون ارزشمند، دوپینگی باشد برای پر کردن گزارش کارهای مدیریتی و سازمانی و نهادی و باجی برای بستن دهان منتقدان؛ قرار نیست مضمون ارزشمند، بهانه‌ای شود برای پر کردن بیلان کاری! 

    دو دیگر آنکه نهادها و مراکز عمومی و دولتی و حاکمیتی فرهنگ و هنر نباید تصور کنند به صرف تولید و طی فرایند ایده تا محصول، وظیفه و مأموریت‌شان را انجام داده‌اند. 

    نهاد فرهنگ پس از به نتیجه رساندن ایده و تبدیل مضمون ارزشمند به یک محصول استاندارد فرهنگی و هنری باید به‌مانند دیگر بنگاه‌ها در پی اتصال محصول تولیدشده به مخاطب و مصرف‌کننده آن باشند. 

    بنگاه فرهنگی و هنری قرار نیست صرفاً یک ایده‌ را به محصول تبدیل کرده و سپس در فضا رها کند. محصول تولیدشده به‌مانند کالای خط تولید است که پس از تولید باید به دست مخاطب هدف برسد.

    در این آفت هم، نهادهای حاکمیتی و دولتی فرهنگی و هنری به‌مانند دیگر بنگاه‌های دولتی شریکند. گویی وظیفه و هدف صرفاً تولید محصول و کالایی بوده و رها کردنش در فضای جامعه بی آنکه احساس مسئولیت و پیگیری و دغدغه رسیدن به مخاطب باشد. 

    از این منظر هم می‌توان عملکرد نهادها و مراکز فرهنگی را ارزیابی کرد؛ جنسی از ارزیابی که مشخص خواهد کرد نهاد و مرکز و بنگاه مربوطه نسبت به تولیداتش تعصب دارد یا آنکه صرفاً تولیدی انجام شده برای رفع تکلیف! 

    در نهایت آنکه اثر و عمل و اقدام و کنش فرهنگی و هنری به ‌غایت تأثیر و تقویت یک ایده تولید می‌شوند. تولید می‌شوند که نگاه و موضعی را نسبت به یک ایده به گونه‌ای هنرمندانه و عمیق تقویت کنند یا نگاه و نظری را نسبت به یک موضوع تغییر دهد.

    تولیداتی که اصولاً تولید کردن یا نکردن‌شان یکسان است و وجودشان و عدم وجودشان هم با هم برابر، اصولاً ماقبل این مرحله‌اند حتی اگر مضمون و محتوایی ارزشمند داشته باشند و خودشان را متصل به دایره معانی ارزش‌ها کنند. 

    خط تولیدهایی هم که اصولاً مایه تولید این دست آثار هستند، از همین سنخ‌اند. آنچه مایه موفقیت یک عمل و کنش فرهنگی و هنری است، تاثیرگذاری بر مخاطب است.

    سه معیار و خط‌کش فوق را می‌توان مانیفست و اظهارنامه و معیار ارزیابی هر عمل و کنش فرهنگی و هنری حاکمیتی و دولتی دانست.

    با لحاظ کردن این موارد حالا شاید بهتر بتوان گلایه اخیر رهبر انقلاب از عملکرد دستگاه‌های فرهنگی و هنری کشور را فهم کرد: «رفتاری که انسان از بعضی از دستگاه‌های فرهنگی و بعضی از دستگاه‌های مسئول و کسانی که باید به فکر این چیزها باشند میبیند، این را نشان نمیدهد؛ یعنی واقعاً اینکه ما این مفاهیم والا را، این ارزشها را به نسل جوان منتقل کنیم، نمی‌بینیم، و در خیلی از موارد مشاهده نمیکنیم.» ۱۴۰۴/۹/۲۴




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62128

    #ديگران__گزارش
    📰 درباره یک گلایه فرهنگی  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادویکمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید امیرحسین حسن‌پور تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادویک سرمقاله   درباره یک گلایه فرهنگی  بخش‌هایی از بیانات اخیر رهبر انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز را می‌توان یک اظهارنامه و خط‌کش برای اقدام فرهنگی تعریف کرد.  می‌توان این معیارها را در کنار عملکرد نهادهای متعدد و ریزودرشت فرهنگی قرار داد. عملکرد آنها را اندازه‌گیری کرد و به آنها نمره داد. نخست آنکه اقدام و عمل و کنش فرهنگی به‌خصوص در حیطه ارزش‌های انقلاب باید هنرمندانه و مطابق ارزش‌ها و معیارهای هنری باشد.  ترجمه این دیدگاه روی زمین یعنی اینکه صرفِ داشتن دغدغه ارزش‌های دینی و انقلابی، باعث ارزشمند شدن یک اقدام یا محصول فرهنگی نمی‌شود. محتوا و مضمون ارزشمند باید با فرم استاندارد هنری و فرهنگی هم‌نشین شود تا بتوان از احتمال تأثیر روی مخاطب سخن گفت.  فارغ از اقدامات شخصی و فردی و غیرعمومی اما هر اقدام و عملی که از بودجه عمومی و دولتی و حاکمیتی استفاده می‌کند در مقام تولید باید از حداقل‌های استانداردهای هنری و فرهنگی برخوردار باشد. این زیست‌بوم، زیست‌بومی نیست که به صرف نیت و دغدغه بتوان درباره خروجی کارها و اقدامات‌ هم قضاوت کرد. خروجی باید از نظر استاندارهای هنری و فرهنگی هم نمره قبولی بگیرد.  قرار نیست مضمون ارزشمند، پوششی شود برای ملتزم نبودن و بی‌توجهی به قواعد؛ آفاتی که بسیاری از نهادهای فرهنگی و هنری وابسته به بودجه عمومی به آن مبتلایند. قرار نیست مضمون ارزشمند، دوپینگی باشد برای پر کردن گزارش کارهای مدیریتی و سازمانی و نهادی و باجی برای بستن دهان منتقدان؛ قرار نیست مضمون ارزشمند، بهانه‌ای شود برای پر کردن بیلان کاری!  دو دیگر آنکه نهادها و مراکز عمومی و دولتی و حاکمیتی فرهنگ و هنر نباید تصور کنند به صرف تولید و طی فرایند ایده تا محصول، وظیفه و مأموریت‌شان را انجام داده‌اند.  نهاد فرهنگ پس از به نتیجه رساندن ایده و تبدیل مضمون ارزشمند به یک محصول استاندارد فرهنگی و هنری باید به‌مانند دیگر بنگاه‌ها در پی اتصال محصول تولیدشده به مخاطب و مصرف‌کننده آن باشند.  بنگاه فرهنگی و هنری قرار نیست صرفاً یک ایده‌ را به محصول تبدیل کرده و سپس در فضا رها کند. محصول تولیدشده به‌مانند کالای خط تولید است که پس از تولید باید به دست مخاطب هدف برسد. در این آفت هم، نهادهای حاکمیتی و دولتی فرهنگی و هنری به‌مانند دیگر بنگاه‌های دولتی شریکند. گویی وظیفه و هدف صرفاً تولید محصول و کالایی بوده و رها کردنش در فضای جامعه بی آنکه احساس مسئولیت و پیگیری و دغدغه رسیدن به مخاطب باشد.  از این منظر هم می‌توان عملکرد نهادها و مراکز فرهنگی را ارزیابی کرد؛ جنسی از ارزیابی که مشخص خواهد کرد نهاد و مرکز و بنگاه مربوطه نسبت به تولیداتش تعصب دارد یا آنکه صرفاً تولیدی انجام شده برای رفع تکلیف!  در نهایت آنکه اثر و عمل و اقدام و کنش فرهنگی و هنری به ‌غایت تأثیر و تقویت یک ایده تولید می‌شوند. تولید می‌شوند که نگاه و موضعی را نسبت به یک ایده به گونه‌ای هنرمندانه و عمیق تقویت کنند یا نگاه و نظری را نسبت به یک موضوع تغییر دهد. تولیداتی که اصولاً تولید کردن یا نکردن‌شان یکسان است و وجودشان و عدم وجودشان هم با هم برابر، اصولاً ماقبل این مرحله‌اند حتی اگر مضمون و محتوایی ارزشمند داشته باشند و خودشان را متصل به دایره معانی ارزش‌ها کنند.  خط تولیدهایی هم که اصولاً مایه تولید این دست آثار هستند، از همین سنخ‌اند. آنچه مایه موفقیت یک عمل و کنش فرهنگی و هنری است، تاثیرگذاری بر مخاطب است. سه معیار و خط‌کش فوق را می‌توان مانیفست و اظهارنامه و معیار ارزیابی هر عمل و کنش فرهنگی و هنری حاکمیتی و دولتی دانست. با لحاظ کردن این موارد حالا شاید بهتر بتوان گلایه اخیر رهبر انقلاب از عملکرد دستگاه‌های فرهنگی و هنری کشور را فهم کرد: «رفتاری که انسان از بعضی از دستگاه‌های فرهنگی و بعضی از دستگاه‌های مسئول و کسانی که باید به فکر این چیزها باشند میبیند، این را نشان نمیدهد؛ یعنی واقعاً اینکه ما این مفاهیم والا را، این ارزشها را به نسل جوان منتقل کنیم، نمی‌بینیم، و در خیلی از موارد مشاهده نمیکنیم.» ۱۴۰۴/۹/۲۴ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62128 #ديگران__گزارش
    0 Commenti 0 condivisioni 297 Views 0 Anteprima
  • دزدان دریایی قرن ۲۱


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مهدی کمالی تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتاد

    سرمقاله 



     دزدان دریایی قرن ۲۱

     «ذات آمریکا زورگویی، غارت منابع دیگر کشورها و خیانت به متحدان است.» این گزاره را می‌توان یکی از مهم‌ترین ارکان نظم حاکم بر عرصه بین‌الملل دانست. چرا که آمریکا خود را بازیگر نظم‌ساز معرفی کرده  و نوع رفتار این بازیگر قواعد نظام بین‌الملل را نیز از فردای پس از جنگ جهانی دوم پایه‌ریزی کرده است.

    نگاهی به تاریخ پر از جنگ و مداخله‌گری آمریکا نیز این گزاره را کاملاً اثبات می‌کند. در برهه کنونی جمله‌ای که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درباره ونزوئلا بر زبان آورد از آن دست گزاره‌هایی است که گاه یک قرن تاریخ را در چند واژه خلاصه می‌کند. زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا با صراحت می‌گوید «ونزوئلا حقوق نفتی ما را گرفت، ما آنجا نفت زیادی داشتیم و می‌خواهیم همه را پس بگیریم» دیگر با یک موضع‌گیری عادی سیاسی مواجه نیستیم، بلکه با لحظه‌ای روبه‌رو هستیم که منطق پنهان قدرت، عریان و بی‌واسطه خود را نشان می‌دهد. 

    این سخنان ترامپ یک اشتباه زبانی یا بی‌ملاحظگی سیاسی به شمار نمی‌رود بلکه اعتراف رسمی به ذهنیتی است که دهه‌ها سیاست خارجی آمریکا را هدایت کرده و اکنون بدون نقاب و به‌صورت عریان خود را آشکار کرده است.

    در این چارچوب، مسئله اصلی ونزوئلا نیست، بلکه تعریفی است که آمریکا از جهان و جایگاه خود در آن دارد. وقتی رئیس‌جمهور یک کشور مدعی می‌شود که منابع طبیعی کشوری دیگر «مال ما» بوده و باید «پس گرفته شود»، عملاً اصل مالکیت ملّت‌ها بر سرزمین و ثروت خود را نفی می‌کند و جهان را به عرصه‌ای برای تقسیم غنائم تبدیل می‌سازد. 

    این دقیقاً همان منطقی است که در قرن نوزدهم، استعمار کلاسیک را توجیه می‌کرد و قدرت‌های امپریالیستی را به غارت آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سوق داد. تفاوت امروز با آن دوران نه در ماهیت، بلکه صرفاً در ابزارها و زبان است.

    در این میان آنچه ترامپ بیان می‌کند، شکل صریح و بی‌پرده همان سیاستی است که سال‌ها با واژگانی چون «تحریم هوشمند»، «فشار حداکثری» و «حفاظت از نظم جهانی» پنهان می‌شد. وقتی آمریکا دارایی‌های کشورها را مسدود می‌کند، محموله‌های نفتی را می‌دزد و مسیرهای انرژی را تحت کنترل نظامی قرار می‌دهد در واقع به شکل مدرن به همان «دزدی دریایی» دست می‌زند که زمانی در آب‌های آزاد رخ می‌داد.

    در این چارچوب، مفهوم دزدی دریایی دیگر یک تشبیه رسانه‌ای یا شعار سیاسی نیست، بلکه توصیفی دقیق از رفتار ساختاری آمریکاست. دزدی دریایی کلاسیک بر این منطق استوار بود که هرکس قدرت بیشتری دارد حق تصاحب کشتی و محموله را خواهد داشت. امروز نیز همین منطق با لباسی رسمی‌تر در حال اجراست. توقیف نفتکش‌ها به بهانه تحریم، مصادره پول ملّت‌ها در بانک‌های غربی و محروم‌سازی کشورها از دسترسی به منابع خود، همگی اشکال مدرن همان رفتار هستند که فقط شیوه اجرای آن تغییر کرده است.

    اظهارات ترامپ همچنین یک پیام خطرناک اما روشن به جهان مخابره می‌کند. اگر امروز نفت ونزوئلا «حق آمریکا» تلقی می‌شود، فردا چه تضمینی وجود دارد که منابع طبیعی دیگر کشورها با همین منطق مورد ادعا قرار نگیرد.

    نکته مهم‌تر آن است که این منطق را نباید به شخصیت خاص ترامپ تقلیل داد. تاریخ معاصر نشان می‌دهد که این رویکرد محدود به یک رئیس‌جمهور یا یک حزب نیست. دولت‌های مختلف آمریکا با ادبیات‌های متفاوت اما با اهداف یکسان همین مسیر را دنبال کرده‌اند.

    از اشغال عراق و کنترل منابع انرژی آن گرفته تا مداخله در لیبی و سوریه و اعمال فشار مستمر علیه ایران و ونزوئلا همگی در یک چارچوب تحلیلی قابل فهم است. در این میان تنها مزیت ترامپ برای کارشناسان و تحلیلگران این است که آنچه دیگران پنهان می‌کردند آشکارا بر زبان می‌آورد.

    بنابراین تلاش برای جدا کردن ترامپ از ساختار قدرت در آمریکا نوعی تقلیل دادن واقعیت است. ترامپ یک مورد استثنا نیست و شکل صریح قاعده و اساس حاکم بر واشنگتن است. قاعده‌ای که بر اساس آن، آمریکا خود را مالک بالقوه منابع جهان می‌داند و هرگونه مقاومت در برابر این مالکیت را «غصب»، «تهدید» یا «بی‌ثباتی» تلقی می‌کند. این نگاه، اساس ادعاهای واشنگتن درباره حقوق بین‌الملل و احترام به حاکمیت ملّی را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که این مفاهیم تا زمانی معتبرند که با منافع قدرت مسلط تعارض نداشته باشند.

    در کل باید تأکید کرد که تهدید ونزوئلا به غارت منابع و حمله‌ی نظامی از سوی آمریکا و محاصره‌ی این کشور نمونه دیگری برای اثبات این گزاره‌ی ابتدای متن است که بر غارتگری و زورگویی آمریکا تأکید دارد. ونزوئلا امروز تنها یک کشور تحت فشار نیست، بلکه نمونه‌ای زنده از منطق سلطه آمریکاست. آنچه ترامپ در مورد منابع نفتی این کشور به زبان آورد هشدار روشنی است به همه کشورها که در نگاه واشنگتن، استقلال، جرم و منابع ملی غنیمتی برای مصادره است.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62127

    #ديگران__گزارش
    📰 دزدان دریایی قرن ۲۱  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مهدی کمالی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتاد سرمقاله   دزدان دریایی قرن ۲۱  «ذات آمریکا زورگویی، غارت منابع دیگر کشورها و خیانت به متحدان است.» این گزاره را می‌توان یکی از مهم‌ترین ارکان نظم حاکم بر عرصه بین‌الملل دانست. چرا که آمریکا خود را بازیگر نظم‌ساز معرفی کرده  و نوع رفتار این بازیگر قواعد نظام بین‌الملل را نیز از فردای پس از جنگ جهانی دوم پایه‌ریزی کرده است. نگاهی به تاریخ پر از جنگ و مداخله‌گری آمریکا نیز این گزاره را کاملاً اثبات می‌کند. در برهه کنونی جمله‌ای که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درباره ونزوئلا بر زبان آورد از آن دست گزاره‌هایی است که گاه یک قرن تاریخ را در چند واژه خلاصه می‌کند. زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا با صراحت می‌گوید «ونزوئلا حقوق نفتی ما را گرفت، ما آنجا نفت زیادی داشتیم و می‌خواهیم همه را پس بگیریم» دیگر با یک موضع‌گیری عادی سیاسی مواجه نیستیم، بلکه با لحظه‌ای روبه‌رو هستیم که منطق پنهان قدرت، عریان و بی‌واسطه خود را نشان می‌دهد.  این سخنان ترامپ یک اشتباه زبانی یا بی‌ملاحظگی سیاسی به شمار نمی‌رود بلکه اعتراف رسمی به ذهنیتی است که دهه‌ها سیاست خارجی آمریکا را هدایت کرده و اکنون بدون نقاب و به‌صورت عریان خود را آشکار کرده است. در این چارچوب، مسئله اصلی ونزوئلا نیست، بلکه تعریفی است که آمریکا از جهان و جایگاه خود در آن دارد. وقتی رئیس‌جمهور یک کشور مدعی می‌شود که منابع طبیعی کشوری دیگر «مال ما» بوده و باید «پس گرفته شود»، عملاً اصل مالکیت ملّت‌ها بر سرزمین و ثروت خود را نفی می‌کند و جهان را به عرصه‌ای برای تقسیم غنائم تبدیل می‌سازد.  این دقیقاً همان منطقی است که در قرن نوزدهم، استعمار کلاسیک را توجیه می‌کرد و قدرت‌های امپریالیستی را به غارت آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سوق داد. تفاوت امروز با آن دوران نه در ماهیت، بلکه صرفاً در ابزارها و زبان است. در این میان آنچه ترامپ بیان می‌کند، شکل صریح و بی‌پرده همان سیاستی است که سال‌ها با واژگانی چون «تحریم هوشمند»، «فشار حداکثری» و «حفاظت از نظم جهانی» پنهان می‌شد. وقتی آمریکا دارایی‌های کشورها را مسدود می‌کند، محموله‌های نفتی را می‌دزد و مسیرهای انرژی را تحت کنترل نظامی قرار می‌دهد در واقع به شکل مدرن به همان «دزدی دریایی» دست می‌زند که زمانی در آب‌های آزاد رخ می‌داد. در این چارچوب، مفهوم دزدی دریایی دیگر یک تشبیه رسانه‌ای یا شعار سیاسی نیست، بلکه توصیفی دقیق از رفتار ساختاری آمریکاست. دزدی دریایی کلاسیک بر این منطق استوار بود که هرکس قدرت بیشتری دارد حق تصاحب کشتی و محموله را خواهد داشت. امروز نیز همین منطق با لباسی رسمی‌تر در حال اجراست. توقیف نفتکش‌ها به بهانه تحریم، مصادره پول ملّت‌ها در بانک‌های غربی و محروم‌سازی کشورها از دسترسی به منابع خود، همگی اشکال مدرن همان رفتار هستند که فقط شیوه اجرای آن تغییر کرده است. اظهارات ترامپ همچنین یک پیام خطرناک اما روشن به جهان مخابره می‌کند. اگر امروز نفت ونزوئلا «حق آمریکا» تلقی می‌شود، فردا چه تضمینی وجود دارد که منابع طبیعی دیگر کشورها با همین منطق مورد ادعا قرار نگیرد. نکته مهم‌تر آن است که این منطق را نباید به شخصیت خاص ترامپ تقلیل داد. تاریخ معاصر نشان می‌دهد که این رویکرد محدود به یک رئیس‌جمهور یا یک حزب نیست. دولت‌های مختلف آمریکا با ادبیات‌های متفاوت اما با اهداف یکسان همین مسیر را دنبال کرده‌اند. از اشغال عراق و کنترل منابع انرژی آن گرفته تا مداخله در لیبی و سوریه و اعمال فشار مستمر علیه ایران و ونزوئلا همگی در یک چارچوب تحلیلی قابل فهم است. در این میان تنها مزیت ترامپ برای کارشناسان و تحلیلگران این است که آنچه دیگران پنهان می‌کردند آشکارا بر زبان می‌آورد. بنابراین تلاش برای جدا کردن ترامپ از ساختار قدرت در آمریکا نوعی تقلیل دادن واقعیت است. ترامپ یک مورد استثنا نیست و شکل صریح قاعده و اساس حاکم بر واشنگتن است. قاعده‌ای که بر اساس آن، آمریکا خود را مالک بالقوه منابع جهان می‌داند و هرگونه مقاومت در برابر این مالکیت را «غصب»، «تهدید» یا «بی‌ثباتی» تلقی می‌کند. این نگاه، اساس ادعاهای واشنگتن درباره حقوق بین‌الملل و احترام به حاکمیت ملّی را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که این مفاهیم تا زمانی معتبرند که با منافع قدرت مسلط تعارض نداشته باشند. در کل باید تأکید کرد که تهدید ونزوئلا به غارت منابع و حمله‌ی نظامی از سوی آمریکا و محاصره‌ی این کشور نمونه دیگری برای اثبات این گزاره‌ی ابتدای متن است که بر غارتگری و زورگویی آمریکا تأکید دارد. ونزوئلا امروز تنها یک کشور تحت فشار نیست، بلکه نمونه‌ای زنده از منطق سلطه آمریکاست. آنچه ترامپ در مورد منابع نفتی این کشور به زبان آورد هشدار روشنی است به همه کشورها که در نگاه واشنگتن، استقلال، جرم و منابع ملی غنیمتی برای مصادره است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62127 #ديگران__گزارش
    0 Commenti 0 condivisioni 739 Views 0 Anteprima
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com