• خیابان کشوردوست | دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)


    سیزدهمین قسمت از مستند کوتاه «خیابان کشوردوست» گپ‌وگفتی است با شرکت کنندگان در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز با رهبر انقلاب مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در حسینیه امام خمینی(ره) که توسط رسانه KHAMENEI.IR تهیه و تولید شده است.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62423

    #فيلم
    📰 خیابان کشوردوست | دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) سیزدهمین قسمت از مستند کوتاه «خیابان کشوردوست» گپ‌وگفتی است با شرکت کنندگان در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز با رهبر انقلاب مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در حسینیه امام خمینی(ره) که توسط رسانه KHAMENEI.IR تهیه و تولید شده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62423 #فيلم
    0 التعليقات 0 المشاركات 248 مشاهدة 0 معاينة
  • نماهنگ | فتنه آمریکایی را بشناسید


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «من میخواهم چند جمله راجع به این فتنه‌ی اخیر عرض بکنم... اوّلاً ماهیّت فتنه. این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند... شخص رئیس‌جمهور آمریکا، شخص خود او، در این فتنه دخالت کرد، حرف زد، اظهارنظر کرد، تهدید کرد، فتنه‌گران را تشویق کرد... گفت از شما حمایت میکنیم، حمایت نظامی میکنیم... مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟ اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی‌ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید... دسته‌ی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند، نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تأثیر قرارش میدهند... آن سردسته اینها را جمع میکند، هر کدامشان، ده نفر، بیست نفر، پنجاه نفر را جمع میکنند، راهنمایی میکنند که «باید بروید اینجا، این کار را بکنید و جنایت بکنید»؛ و متأسّفانه میکنند. جنایات زیادی واقع شد... اسلحه داشتند؛ هم اسلحه‌ی گرم داشتند، هم اسلحه‌ی سرد داشتند... البتّه ملّت ایران کمر فتنه را شکست... در روز بیست‌ودوّم دی، ملّت ایران در تهران با چند میلیون جمعیّت و در شهرهای مختلف با جمعیّت‌های انبوه و فراوان توانستند به دهان پُرگوی مدّعیان مشت محکمی بزنند. بحمدالله این کار را کردند، فتنه را خواباندند.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
    رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «فتنه آمریکایی را بشناسید» را منتشر میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62422

    #فيلم
    📰 نماهنگ | فتنه آمریکایی را بشناسید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «من میخواهم چند جمله راجع به این فتنه‌ی اخیر عرض بکنم... اوّلاً ماهیّت فتنه. این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند... شخص رئیس‌جمهور آمریکا، شخص خود او، در این فتنه دخالت کرد، حرف زد، اظهارنظر کرد، تهدید کرد، فتنه‌گران را تشویق کرد... گفت از شما حمایت میکنیم، حمایت نظامی میکنیم... مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟ اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی‌ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید... دسته‌ی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند، نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تأثیر قرارش میدهند... آن سردسته اینها را جمع میکند، هر کدامشان، ده نفر، بیست نفر، پنجاه نفر را جمع میکنند، راهنمایی میکنند که «باید بروید اینجا، این کار را بکنید و جنایت بکنید»؛ و متأسّفانه میکنند. جنایات زیادی واقع شد... اسلحه داشتند؛ هم اسلحه‌ی گرم داشتند، هم اسلحه‌ی سرد داشتند... البتّه ملّت ایران کمر فتنه را شکست... در روز بیست‌ودوّم دی، ملّت ایران در تهران با چند میلیون جمعیّت و در شهرهای مختلف با جمعیّت‌های انبوه و فراوان توانستند به دهان پُرگوی مدّعیان مشت محکمی بزنند. بحمدالله این کار را کردند، فتنه را خواباندند.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «فتنه آمریکایی را بشناسید» را منتشر میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62422 #فيلم
    0 التعليقات 0 المشاركات 352 مشاهدة 0 معاينة
  • بدون تقاص رها نمی‌کنیم!


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و چهاردهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر دانش‌آموز ۱۷ ساله بروجنی، شهید ایلیا علیخانی که توسط آشوبگران در فتنه آمریکایی ۱۴۰۴ به شهادت رسید، تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهارده


    سرمقاله



     بدون تقاص رها نمی‌کنیم!

     «با اعمال فشار حدأکثری از مسیر تحریم، بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک کنیم، مردم ایران به خیابان‌ها آمدند.» اینها بخش‌هایی از اعترافات صریح رئیس اتاق جنگ آمریکا علیه ایران در اجلاس داووس است. وزیر خزانه‌داری دولتی که بیش از یک دهه است در لفاظی‌هایش هدف تحریم‌ها را دولت ایران و نه مردم آن اعلام می‌کنند. حالا رسماً، صریحاً و علناً در یک اجلاس بین‌المللی به سیاست فشار معیشتی بر ۹۰ میلیون ایرانی افتخار می‌کند. سیاستی که البته اگر در حالت عادی جلو می‌رفت به نتیجه دلخواه این افراد نمی‌رسید.



    ️عامل میدانی آنچه این فرد به آن افتخار می‌کند نه اعتراضات مردمی بلکه هسته‌های مسلحانه تروریستی اسرائیلی و آمریکایی بودند. سلول‌های سرعت‌‌دهنده تندی و خشونت که کارکرد اصلی‌شان سرعت بخشیدن برای تند کردن فضا بود وگرنه پلیس و سازمان انتظامی کشور در آغاز اعتراضات بنا را بر مدارا گذاشته بودند.

    در سمت دیگر مسئله، شخص ریاست محترم جمهور در جلسه‌ای مشترک شخصاً پای درد دل مسئولان اصناف نشست. اوضاع تا پیش از ۱۸دی‌ماه هم از سوی اصناف و مردم هم از سوی مسئولان دولتی و انتظامی در فضایی مسالمت‌آمیز در حال اداره شدن بود.

    آنقدر مسالمت‌آمیز که حتی در شب اول تروریسم شهری در پنجشنبه‌شب هجدهم دی‌ماه، نیروهای انتظامی و مدافعان امنیت حتی دستور برخورد هم نداشتند. همین هم باعث شده که بیش از ۷۵ درصد از آمار ۳۱۱۷ نفری جان‌باختگان در زمره شهدایی باشند که یا نیروهای حافظ امنیت بوده‌اند یا شهروندان عادی که اسیر تروریسم کور مزدوران وابسته به بیگانه شدند. اتفاقی که باعث شد اتاق فکر آشوب در خارج از ایران دستور تسریع در پروژه ضدامنیتی را صادر کند. هسته‌های مسلحانه تروریستی در حکم کاتالیزگر وارد عمل شدند تا شعله ناامنی و درگیری و آشوب بالا گیرد و ایران را ببلعد.

    صحنه به اندازه کافی روشن بود: حمله‌ای که در آن مراکز درمانی و مدارس، مساجد و اماکن دولتی و بانک‌ها و مغازه‌های مردم نیز از آتش و تخریب و غارت در امان نبودند. حمله به معیشت مردم در این میدان، جایگاه خاص خود را داشت؛ اخلال در انبار کالاهای اساسی، ممانعت از توزیع آنها از طریق شبکه مویرگی و اختلال در این شبکه و به آتش کشیدن بیش از ۴۰۰ فروشگاه و مرکز توزیع کالاهای اساسی مردم -و نه حتی تخریب یا غارت آنها- در حد و اندازه و توانایی‌ توده‌هایِ وَلو خشمگین مردمی نیست. پیشران اصلی، هسته‌های تروریستی سازماندهی شده مسلحی بودند که حسب اعترافات اخیر بعضی شخصیت‌های تجزیه‌طلبِ مورد حمایت سرویس‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل، در بعضی مناطق کشور حتی وارد درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی هم شده‌ بودند.

    خون بیش از ۳ هزار جان‌باخته فتنه اخیر که بیش از ۲ هزار نفرشان در زمره شهدا هستند در چنین طرحی به زمین ریخته است. مجرم و متهم اصلی این دسیسه شیطانی همان‌هایی هستند که در تریبون عمومی اجلاس‌های بین‌المللی با افتخار از طرح‌های ابلیس‌گونه جاهلانه‌شان می‌گویند و به آن می‌بالند.

    همان‌هایی که حالا دیگر نه فقط چشم طمع به منابع منطقه بلکه حتی به خاک هم‌پیمانان‌شان دارند. همان‌هایی که در قرن ۲۱ مسئولان دیگر کشورها را جلوی چشم همه دنیا می‌ربایند؛ نام‌شان در زمره رفت‌و‌آمدکنندگان به جزیره شیطانی فساد ثبت شده؛ سگ هار منطقه را به نیابت از خود به جان مردم ایران انداختند و به حسب اعتراف خودشان کارهای کثیف‌شان را به اسرائیل واگذار می‌کنند. مظاهر تمام و کمال جاهلیت مدرن! این جاهلان مدرن و مجرمان پلید و  مزدوران داخلی‌شان که دست‌شان تا مرفق به این خون‌ها و جان‌ها آلوده‌ است بدون تقاص رها نخواهند شد.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62430

    #ديگران__گزارش
    📰 بدون تقاص رها نمی‌کنیم!  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و چهاردهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر دانش‌آموز ۱۷ ساله بروجنی، شهید ایلیا علیخانی که توسط آشوبگران در فتنه آمریکایی ۱۴۰۴ به شهادت رسید، تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهارده سرمقاله  بدون تقاص رها نمی‌کنیم!  «با اعمال فشار حدأکثری از مسیر تحریم، بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک کنیم، مردم ایران به خیابان‌ها آمدند.» اینها بخش‌هایی از اعترافات صریح رئیس اتاق جنگ آمریکا علیه ایران در اجلاس داووس است. وزیر خزانه‌داری دولتی که بیش از یک دهه است در لفاظی‌هایش هدف تحریم‌ها را دولت ایران و نه مردم آن اعلام می‌کنند. حالا رسماً، صریحاً و علناً در یک اجلاس بین‌المللی به سیاست فشار معیشتی بر ۹۰ میلیون ایرانی افتخار می‌کند. سیاستی که البته اگر در حالت عادی جلو می‌رفت به نتیجه دلخواه این افراد نمی‌رسید. ️عامل میدانی آنچه این فرد به آن افتخار می‌کند نه اعتراضات مردمی بلکه هسته‌های مسلحانه تروریستی اسرائیلی و آمریکایی بودند. سلول‌های سرعت‌‌دهنده تندی و خشونت که کارکرد اصلی‌شان سرعت بخشیدن برای تند کردن فضا بود وگرنه پلیس و سازمان انتظامی کشور در آغاز اعتراضات بنا را بر مدارا گذاشته بودند. در سمت دیگر مسئله، شخص ریاست محترم جمهور در جلسه‌ای مشترک شخصاً پای درد دل مسئولان اصناف نشست. اوضاع تا پیش از ۱۸دی‌ماه هم از سوی اصناف و مردم هم از سوی مسئولان دولتی و انتظامی در فضایی مسالمت‌آمیز در حال اداره شدن بود. آنقدر مسالمت‌آمیز که حتی در شب اول تروریسم شهری در پنجشنبه‌شب هجدهم دی‌ماه، نیروهای انتظامی و مدافعان امنیت حتی دستور برخورد هم نداشتند. همین هم باعث شده که بیش از ۷۵ درصد از آمار ۳۱۱۷ نفری جان‌باختگان در زمره شهدایی باشند که یا نیروهای حافظ امنیت بوده‌اند یا شهروندان عادی که اسیر تروریسم کور مزدوران وابسته به بیگانه شدند. اتفاقی که باعث شد اتاق فکر آشوب در خارج از ایران دستور تسریع در پروژه ضدامنیتی را صادر کند. هسته‌های مسلحانه تروریستی در حکم کاتالیزگر وارد عمل شدند تا شعله ناامنی و درگیری و آشوب بالا گیرد و ایران را ببلعد. صحنه به اندازه کافی روشن بود: حمله‌ای که در آن مراکز درمانی و مدارس، مساجد و اماکن دولتی و بانک‌ها و مغازه‌های مردم نیز از آتش و تخریب و غارت در امان نبودند. حمله به معیشت مردم در این میدان، جایگاه خاص خود را داشت؛ اخلال در انبار کالاهای اساسی، ممانعت از توزیع آنها از طریق شبکه مویرگی و اختلال در این شبکه و به آتش کشیدن بیش از ۴۰۰ فروشگاه و مرکز توزیع کالاهای اساسی مردم -و نه حتی تخریب یا غارت آنها- در حد و اندازه و توانایی‌ توده‌هایِ وَلو خشمگین مردمی نیست. پیشران اصلی، هسته‌های تروریستی سازماندهی شده مسلحی بودند که حسب اعترافات اخیر بعضی شخصیت‌های تجزیه‌طلبِ مورد حمایت سرویس‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل، در بعضی مناطق کشور حتی وارد درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی هم شده‌ بودند. خون بیش از ۳ هزار جان‌باخته فتنه اخیر که بیش از ۲ هزار نفرشان در زمره شهدا هستند در چنین طرحی به زمین ریخته است. مجرم و متهم اصلی این دسیسه شیطانی همان‌هایی هستند که در تریبون عمومی اجلاس‌های بین‌المللی با افتخار از طرح‌های ابلیس‌گونه جاهلانه‌شان می‌گویند و به آن می‌بالند. همان‌هایی که حالا دیگر نه فقط چشم طمع به منابع منطقه بلکه حتی به خاک هم‌پیمانان‌شان دارند. همان‌هایی که در قرن ۲۱ مسئولان دیگر کشورها را جلوی چشم همه دنیا می‌ربایند؛ نام‌شان در زمره رفت‌و‌آمدکنندگان به جزیره شیطانی فساد ثبت شده؛ سگ هار منطقه را به نیابت از خود به جان مردم ایران انداختند و به حسب اعتراف خودشان کارهای کثیف‌شان را به اسرائیل واگذار می‌کنند. مظاهر تمام و کمال جاهلیت مدرن! این جاهلان مدرن و مجرمان پلید و  مزدوران داخلی‌شان که دست‌شان تا مرفق به این خون‌ها و جان‌ها آلوده‌ است بدون تقاص رها نخواهند شد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62430 #ديگران__گزارش
    0 التعليقات 0 المشاركات 530 مشاهدة 0 معاينة
  • آمریکا باید پاسخگو باشد


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و سیزدهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر پرستار دلسوز بیمارستان امام علی علیه‌السلام کرمانشاه، شهید الهام زینلی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سیزده



    سرمقاله دکتر عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران:



     آمریکا باید پاسخگو باشد

     تحولات اخیر و عملیات تروریستی سازمان‌یافته‌ای که در امتداد جنگ تحمیلی ۱۲روزه علیه جمهوری اسلامی ایران رخ داد، بار دیگر ماهیت واقعی رفتار دولت ایالات متحده را در قبال جمهوری اسلامی ایران آشکار ساخت، اما فراتر از آن یک پرسش بنیادین را در عرصه روابط بین‌الملل پیش روی افکار عمومی قرار داد: آیا دولت‌ها می‌توانند بدون پرداخت هزینه، به مداخله آشکار در امور داخلی سایر کشورها ادامه دهند؟

    شواهد متقن میدانی و اظهارات رسمی به خوبی نشان می دهد که عملیات تروریستی ۱۸-۲۰ دی نه یک ناآرامی خودجوش، بلکه بخشی از پروژه‌ای هدفمند با پشتیبانی اطلاعاتی، رسانه‌ای و عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است. آموزش، تجهیز و هدایت عناصر مجرم، تشویق مستقیم به خشونت، و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی امنیت داخلی ایران، همگی مؤلفه‌هایی هستند که این رخدادها را از سطح یک اعتراض مسالمت‌آمیز داخلی خارج کرده و آن را علاوه بر یک عملیات تروریستی، به موضوعی با ابعاد جدی حقوق بین‌الملل تبدیل کرده است.





     از تخریب داخلی تا تعرض به نمایندگی‌های دیپلماتیک
    دامنه خسارات وارده تنها به جان و مال مردم محدود نماند. تخریب مساجد، مراکز آموزشی، بانک‌ها، بیمارستان‌ها، زیرساخت‌های برق و فروشگاه‌های عمومی، در کنار شهادت نیروهای امنیتی و جان‌باختن شهروندان بی‌گناه، نشان داد که هدف اغتشاشگران، فلج‌سازی نظم عمومی و ایجاد رعب اجتماعی بوده است. فراتر از آن، تعرض به نمایندگی‌های سیاسی و کنسولی جمهوری اسلامی ایران در برخی کشورها، نشانه‌ای آشکار از نقض کنوانسیون‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ حقوق دیپلماتیک و کنسولی وین و عبور از خطوط قرمز دیپلماسی محسوب می‌شود.

    مواضع و اظهارات رسمی و مستند مقامات آمریکایی، به‌ویژه حمایت علنی از اغتشاشگران و تهدید به توسل به زور علیه ایران، مصداق بارز نقض اصول شناخته‌شده حقوق بین‌الملل و قواعد آمره از جمله اصل منع مداخله در امور داخلی دولت‌ها، و اصل منع تهدید و توسل به زور بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی ملل متحد مصوب ۲۴ اکتبر ۱۹۷۰، و همچنین بیانیه‌های الجزایر ۱۹۸۱ و تعهدات بین‌المللی آن دولت در زمینه مقابله با تروریسم است.

    در این میان، تهدیدهای صریح و مکرر رئیس‌جمهور آمریکا علیه مقام معظم رهبری، که بالاترین مقام رسمی یک کشور مستقل محسوب می‌شود، اقدامی غیرقابل اغماض است که مصداق صریح اصل منع مداخله در امور داخلی کشورها و نادیده گرفتن اصل تعرض‌ناپذیری سران کشورهاست که از اصول عرفی شناخته شده بین‌المللی است و به طور قطع تبعات حقوقی و سیاسی گسترده خواهد داشت.

     گام حقوقی ایران؛ پیام روشن به نظام بین‌الملل
    وزارت امور خارجه ایران، در اجرای وظایف ذاتی خود، و در چارچوب دفاع از حقوق ملت ایران، پیگیری حقوقی و بین‌المللی مسئولیت دولت آمریکا در قبال جنگ تحمیلی ۱۲روزه و عملیات تروریستی اخیر را به صورت جدی و مستمر دنبال می‌کند. مستندات‌سازی مداخلات و اقدامات خصمانه در حال انجام است و مقدمات حقوقی لازم فراهم شده تا دعاوی در نزد مراجع ذی‌صلاح داخلی و بین‌المللی در دستور کار قرار گیرد. این مسیر با جدیّت ادامه خواهد یافت. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از حقوق فردفرد ملّت ایران کوتاه نخواهد آمد و اجازه نخواهد داد حمایت از تروریسم به رویه‌ای بی‌هزینه در نظام بین‌الملل تبدیل شود. آمریکا باید در برابر اقدامات خود پاسخگو باشد.

    سیدعباس عراقچی           

    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62421

    #ديگران__گزارش
    📰 آمریکا باید پاسخگو باشد  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و سیزدهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر پرستار دلسوز بیمارستان امام علی علیه‌السلام کرمانشاه، شهید الهام زینلی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سیزده سرمقاله دکتر عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران:  آمریکا باید پاسخگو باشد  تحولات اخیر و عملیات تروریستی سازمان‌یافته‌ای که در امتداد جنگ تحمیلی ۱۲روزه علیه جمهوری اسلامی ایران رخ داد، بار دیگر ماهیت واقعی رفتار دولت ایالات متحده را در قبال جمهوری اسلامی ایران آشکار ساخت، اما فراتر از آن یک پرسش بنیادین را در عرصه روابط بین‌الملل پیش روی افکار عمومی قرار داد: آیا دولت‌ها می‌توانند بدون پرداخت هزینه، به مداخله آشکار در امور داخلی سایر کشورها ادامه دهند؟ شواهد متقن میدانی و اظهارات رسمی به خوبی نشان می دهد که عملیات تروریستی ۱۸-۲۰ دی نه یک ناآرامی خودجوش، بلکه بخشی از پروژه‌ای هدفمند با پشتیبانی اطلاعاتی، رسانه‌ای و عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است. آموزش، تجهیز و هدایت عناصر مجرم، تشویق مستقیم به خشونت، و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی امنیت داخلی ایران، همگی مؤلفه‌هایی هستند که این رخدادها را از سطح یک اعتراض مسالمت‌آمیز داخلی خارج کرده و آن را علاوه بر یک عملیات تروریستی، به موضوعی با ابعاد جدی حقوق بین‌الملل تبدیل کرده است.  از تخریب داخلی تا تعرض به نمایندگی‌های دیپلماتیک دامنه خسارات وارده تنها به جان و مال مردم محدود نماند. تخریب مساجد، مراکز آموزشی، بانک‌ها، بیمارستان‌ها، زیرساخت‌های برق و فروشگاه‌های عمومی، در کنار شهادت نیروهای امنیتی و جان‌باختن شهروندان بی‌گناه، نشان داد که هدف اغتشاشگران، فلج‌سازی نظم عمومی و ایجاد رعب اجتماعی بوده است. فراتر از آن، تعرض به نمایندگی‌های سیاسی و کنسولی جمهوری اسلامی ایران در برخی کشورها، نشانه‌ای آشکار از نقض کنوانسیون‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ حقوق دیپلماتیک و کنسولی وین و عبور از خطوط قرمز دیپلماسی محسوب می‌شود. مواضع و اظهارات رسمی و مستند مقامات آمریکایی، به‌ویژه حمایت علنی از اغتشاشگران و تهدید به توسل به زور علیه ایران، مصداق بارز نقض اصول شناخته‌شده حقوق بین‌الملل و قواعد آمره از جمله اصل منع مداخله در امور داخلی دولت‌ها، و اصل منع تهدید و توسل به زور بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی ملل متحد مصوب ۲۴ اکتبر ۱۹۷۰، و همچنین بیانیه‌های الجزایر ۱۹۸۱ و تعهدات بین‌المللی آن دولت در زمینه مقابله با تروریسم است. در این میان، تهدیدهای صریح و مکرر رئیس‌جمهور آمریکا علیه مقام معظم رهبری، که بالاترین مقام رسمی یک کشور مستقل محسوب می‌شود، اقدامی غیرقابل اغماض است که مصداق صریح اصل منع مداخله در امور داخلی کشورها و نادیده گرفتن اصل تعرض‌ناپذیری سران کشورهاست که از اصول عرفی شناخته شده بین‌المللی است و به طور قطع تبعات حقوقی و سیاسی گسترده خواهد داشت.  گام حقوقی ایران؛ پیام روشن به نظام بین‌الملل وزارت امور خارجه ایران، در اجرای وظایف ذاتی خود، و در چارچوب دفاع از حقوق ملت ایران، پیگیری حقوقی و بین‌المللی مسئولیت دولت آمریکا در قبال جنگ تحمیلی ۱۲روزه و عملیات تروریستی اخیر را به صورت جدی و مستمر دنبال می‌کند. مستندات‌سازی مداخلات و اقدامات خصمانه در حال انجام است و مقدمات حقوقی لازم فراهم شده تا دعاوی در نزد مراجع ذی‌صلاح داخلی و بین‌المللی در دستور کار قرار گیرد. این مسیر با جدیّت ادامه خواهد یافت. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از حقوق فردفرد ملّت ایران کوتاه نخواهد آمد و اجازه نخواهد داد حمایت از تروریسم به رویه‌ای بی‌هزینه در نظام بین‌الملل تبدیل شود. آمریکا باید در برابر اقدامات خود پاسخگو باشد. سیدعباس عراقچی            وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62421 #ديگران__گزارش
    0 التعليقات 0 المشاركات 470 مشاهدة 0 معاينة
  • نماهنگ | وحدت فتنه شکن


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در مبارزه‌ی با این فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی، مسئولان انتظامی و امنیّتی و سپاه و بسیج حقیقتاً‌ جان‌فشانی کردند، واقعاً جان‌فشانی کردند؛ شب و روز نداشتند، تا توانستند فتنه را که با مقدّمات فراوان، با خرج هزینه‌ی فراوان دشمن به وجود آمده بود، بکلّی پاک کنند و از بین ببرند. مسئولین کشور هم همه همکاری کردند. ملّت ایران هم حرف آخر را زد و به طور قاطع قضیّه را تمام کرد، امّا با وحدت. من توصیه‌ی همیشگی را میخواهم عرض بکنم: اوّلاً وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند. با هم یکی باشید؛ در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
    رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «وحدت فتنه شکن» را منتشر میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62418

    #فيلم
    📰 نماهنگ | وحدت فتنه شکن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در مبارزه‌ی با این فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی، مسئولان انتظامی و امنیّتی و سپاه و بسیج حقیقتاً‌ جان‌فشانی کردند، واقعاً جان‌فشانی کردند؛ شب و روز نداشتند، تا توانستند فتنه را که با مقدّمات فراوان، با خرج هزینه‌ی فراوان دشمن به وجود آمده بود، بکلّی پاک کنند و از بین ببرند. مسئولین کشور هم همه همکاری کردند. ملّت ایران هم حرف آخر را زد و به طور قاطع قضیّه را تمام کرد، امّا با وحدت. من توصیه‌ی همیشگی را میخواهم عرض بکنم: اوّلاً وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند. با هم یکی باشید؛ در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.» ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «وحدت فتنه شکن» را منتشر میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62418 #فيلم
    0 التعليقات 0 المشاركات 233 مشاهدة 0 معاينة
  • پادپخش تصویری | یادِ آیت‌الله میلانی



    بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR روایتی از زندگی عالم برجسته مشهد، آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی، را به مناسبت ۲۹ رجب سالگرد درگذشت این عالم بزرگ، را در پادپخش تصویری «یادِ آیت‌الله میلانی» منتشر میکند.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62417

    #فيلم
    📰 پادپخش تصویری | یادِ آیت‌الله میلانی بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR روایتی از زندگی عالم برجسته مشهد، آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی، را به مناسبت ۲۹ رجب سالگرد درگذشت این عالم بزرگ، را در پادپخش تصویری «یادِ آیت‌الله میلانی» منتشر میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62417 #فيلم
    0 التعليقات 0 المشاركات 215 مشاهدة 0 معاينة
  • مجموعه «سانسور یک حماسه»



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62414

    #عکس_پوستری
    📰 مجموعه «سانسور یک حماسه» 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62414 #عکس_پوستری
    0 التعليقات 0 المشاركات 302 مشاهدة 0 معاينة
  • مجموعه «رها نمی‌کنیم»



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62411

    #عکس_پوستری
    📰 مجموعه «رها نمی‌کنیم» 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62411 #عکس_پوستری
    0 التعليقات 0 المشاركات 302 مشاهدة 0 معاينة
  • دست‌های آشکار پشت آشوب


     رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ با اشاره به اغتشاشات اخیر تأکید کردند: «این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند... مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟... یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی‌ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که اینها که سردسته‌ی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان میگویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردسته‌ها؛ یک عدّه اینها بودند.»
    بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR بر همین اساس به بررسی نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در اغتشاشات اخیر با تکیه بر مستندات و اعترافات غربی‌ها پرداخته است.

     مستندات نقش پررنگ آمریکا و اسرائیل در اغتشاشات اخیر ایران
    بررسی اغتشاشات اخیر ایران بدون توجه به اعترافات صریح و گاه بی‌پرده مقامات سیاسی، امنیتی، نظامی و دانشگاهی غربی، تصویری ناقص، ساده‌انگارانه و در نهایت گمراه‌کننده از واقعیت میدانی ارائه می‌دهد. در ماه‌ها و سال‌های اخیر به‌ویژه همزمان با فتنه اخیر در ایران، مجموعه‌ای از اظهارات علنی، مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها و تحلیل‌ها از سوی چهره‌های شناخته‌شده آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی منتشر شده که به‌روشنی از نقش فعال، سازمان‌یافته و هدفمند نهادهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در شکل‌دهی، هدایت و تشدید این تحولات پرده برمی‌دارد.

    این اعترافات نه از سوی رسانه‌های داخلی ایران، بلکه از زبان افرادی بیان شده که سال‌ها در قلب ساختار قدرت غرب فعالیت داشته‌اند؛ افرادی که یا خود مستقیماً در طراحی و اجرای چنین عملیات‌هایی نقش داشته‌اند یا به دلیل جایگاه‌شان به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دسترسی داشته‌اند. همین نکته، وزن و اعتبار این اظهارات را دوچندان می‌کند.

    در این میان، اظهارات لارنس ویلکرسون، رئیس دفتر و مشاور ارشد کالین پاول وزیر خارجه پیشین آمریکا، جایگاه ویژه‌ای دارد. ویلکرسون با صراحت اعلام می‌کند که اقدامات سازمان‌های اطلاعاتی غربی از جمله موساد، سازمان سیا و ام‌آی‌۶ در ایران، با حمایت مستقیم دونالد ترامپ انجام می‌شود. او تأکید می‌کند که نیروهای این سازمان‌ها در پوشش شهروندان ایرانی در داخل کشور حضور دارند و مأموریت آنها تشدید بی‌ثباتی، هدایت اعتراضات به سمت خشونت و فرسایش حاکمیت است. این سخنان از سوی فردی مطرح می‌شود که سال‌ها در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا حضور داشته و با سازوکارهای عملیاتی، امنیتی و اطلاعاتی این کشور آشناست.

    در همین چارچوب جفری ساکس، اقتصاددان برجسته و استاد دانشگاه کلمبیا، اعتراضات ایران را نه یک پدیده صرفاً اجتماعی، بلکه شکلی از «جنگ خاص» یا همان جنگ ترکیبی توصیف می‌کند؛ جنگی که به گفته او سازمان سیا و موساد طی دهه‌های متمادی بارها در کشورهای مختلف از آمریکای لاتین تا غرب آسیا از آن استفاده کرده‌اند. ساکس تأکید می‌کند که الگوی رفتاری آمریکا و اسرائیل در این زمینه کاملاً شناخته‌شده است: فشار اقتصادی، تحریک نارضایتی، نفوذ اطلاعاتی، عملیات روانی و در نهایت تلاش برای تغییر نظام سیاسی. به باور او آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، بازتولید همان الگوی قدیمی با ابزارهای مدرن‌تر است. این سخنان نشان می‌دهد حتی در میان نخبگان دانشگاهی غرب نیز تردیدی درباره مهندسی‌شده بودن این تحولات وجود ندارد.

    رسانه‌های اسرائیلی نیز گاه ناخواسته به این واقعیت اذعان کرده‌اند. روزنامه جروزالم پست در گزارشی به نقش فعال موساد در تحولات داخلی ایران اشاره کرده و از آن به‌عنوان بخشی از «جنگ سایه‌ها» میان تهران و تل‌آویو نام می‌برد.

    در همین راستا جان کریاکو، افسر سابق سازمان سیا و افشاگر برنامه‌های شکنجه این سازمان پا را فراتر گذاشته و می‌گوید اسرائیلی‌ها خودشان تأیید کرده‌اند که بخشی از معترضان ایرانی، عوامل یا مرتبط با موساد هستند و حتی برخی رسانه‌های اسرائیلی به این موضوع افتخار می‌کنند. کریاکو تأکید می‌کند که چنین اعترافاتی در چارچوب جنگ روانی طراحی شده و هدف آن ارسال پیام به تهران و همزمان تحریک فضای داخلی ایران است.

    این اظهارات زمانی معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند که در کنار پیام مایک پمپئو وزیر خارجه پیشین آمریکا قرار می‌گیرد. پمپئو در پیامی علنی و کنایه‌آمیز سال نو را به «ایرانیان حاضر در خیابان‌ها» و همچنین «هر مأمور موسادی که در کنار آنها قدم می‌زند» تبریک گفت. این جمله بیش از آنکه یک شوخی سیاسی باشد نوعی اعتراف به حضور عوامل اطلاعاتی اسرائیل در صحنه اغتشاشات ایران است؛ اعترافی که از سوی یکی از بلندپایه‌ترین مقامات امنیتی و دیپلماتیک دولت آمریکا بیان شده است.

    در کنار این موارد لری جانسون، افسر سابق سازمان سیا، به‌صراحت اعلام می‌کند که هرج‌ومرج اخیر در ایران یک قیام طبیعی و خودجوش نبوده، بلکه نتیجه یک عملیات اطلاعاتی حساب‌شده و چندلایه توسط سیا و موساد است. او تأکید می‌کند که این عملیات شامل شبکه‌سازی، آموزش نیروهای میدانی، جنگ رسانه‌ای و هدایت اعتراضات به سمت خشونت بوده است.

    داگلاس مک‌گرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و مشاور پیشین پنتاگون نیز توضیح می‌دهد که اعتراضات ایران اگرچه با مطالبات واقعی اقتصادی و اجتماعی آغاز شد، اما به‌سرعت توسط بازیگران خارجی مصادره شد و به یک عملیات مشترک اطلاعاتی تبدیل گردید. به گفته او این عملیات شامل تزریق منابع مالی، ارائه ابزارهای ارتباطی مانند اینترنت ماهواره‌ای استارلینک، تحریک معترضان و سوق دادن جمعیت به سمت درگیری مسلحانه بوده است و تأکید می‌کند که همه اینها در نهایت شکست خورد. این سطح از جزئیات نشان می‌دهد که پروژه بی‌ثبات‌سازی ایران تنها به جنگ رسانه‌ای محدود نبوده و وارد فاز امنیتی و میدانی شده است.

    در سطح بین‌المللی نیز الکساندر ووچیچ، رئیس‌جمهور صربستان با اشاره به کودتای سال ۱۹۵۳ در ایران تأکید می‌کند که موساد و سیا در حال تلاش برای تکرار سناریوی «عملیات آژاکس» هستند. او هشدار می‌دهد که غرب همان ابزارها و همان منطق قدیمی را با ظاهری جدید به کار گرفته است.

    اظهارات استاد دانشگاه کلمبیا و الستر کروک، دیپلمات و افسر اطلاعاتی سابق انگلیسی نیز بر وجود عناصر آموزش‌دیده، سازمان‌یافته و مرتبط با سرویس‌های خارجی در میان آشوبگران تأکید دارد. الستر کروک تأکید کرده که یک گروه کوچک و بسیار خشن از آشوبگران در ایران توسط سازمان‌های غیردولتی خارجی و سایر نهادهای اطلاعاتی غربی آموزش دیده بودند. این سازمان‌ها هرج و مرج در ایران را مهندسی کردند تا زمینه را برای مداخله آمریکا و اسرائیل فراهم کنند.

    مجموع این اعترافات و اظهارات نشان می‌دهد نقش آمریکا و اسرائیل در اغتشاشات اخیر ایران نه یک ادعای تبلیغاتی داخلی بلکه واقعیتی است که از زبان خود بازیگران غربی بیان شده است.

     تحلیل الگوی مداخله آمریکا و اسرائیل در تحولات ایران
    وقتی این اعترافات در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد، یک الگوی آشنا، تکرارشونده و کاملاً قابل شناسایی آشکار می‌شود؛ الگویی که پیش‌تر در آمریکای لاتین، اروپای شرقی و غرب آسیا تجربه شده است.

    جان مرشایمر، استاد برجسته روابط بین‌الملل این الگو را به‌صورت مرحله‌به‌مرحله توضیح می‌دهد. به گفته او گام نخست اعمال تحریم‌های گسترده و فلج‌کننده برای تخریب اقتصاد و تنبیه مستقیم مردم است. هدف از این مرحله، نه تغییر رفتار دولت، بلکه ایجاد فشار معیشتی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش نارضایتی عمومی است.

    در گام دوم به محض شکل‌گیری نارضایتی، بستر برای تحریک و تغذیه اعتراضات فراهم می‌شود. در این مرحله، نقش سازمان‌های اطلاعاتی، رسانه‌های فراملی، شبکه‌های اجتماعی و سازمان‌های به‌ظاهر غیردولتی برجسته می‌شود. آموزش عناصر میدانی، تزریق منابع مالی، ایجاد شبکه‌های ارتباطی امن، هدایت افکار عمومی و برجسته‌سازی روایت‌های خاص از جمله ابزارهای این فاز است.

    گام سوم به گفته مرشایمر راه‌اندازی یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست و عملیات روانی است تا افکار عمومی غرب قانع شود که این اعتراضات کاملاً خودجوش، مردمی و فاقد هرگونه دخالت خارجی است. در چنین فضایی، هرگونه واکنش حاکمیت به‌عنوان «سرکوب» معرفی می‌شود و زمینه برای اعمال فشارهای سیاسی، حقوق بشری و حتی نظامی فراهم می‌گردد.

    در نهایت اگر این مراحل به نتیجه مطلوب نرسد، گزینه مداخله مستقیم، خرابکاری، ترور یا حمله به زیرساخت‌های حیاتی روی میز قرار می‌گیرد. به همین دلیل است که برخی تحلیلگران غربی از جمله سنک اویگور تأکید می‌کنند آمریکا و اسرائیل به دنبال دموکراسی در ایران نیستند بلکه هدف اصلی آنها روی کار آوردن یک ساختار سیاسی وابسته و قابل کنترل است.

    تحولات اخیر ایران دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است: فشار اقتصادی شدید، جنگ روانی گسترده، حمایت رسانه‌ای از آشوب‌ها و در نهایت تلاش برای کشاندن اعتراضات به فاز خشونت مسلحانه. حضور عناصر خارجی، کشته‌سازی، تخریب اموال عمومی و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی همگی نشان می‌دهد هدف اصلی بی‌ثبات‌سازی و فرسایش امنیت داخلی بوده است.

     نتیجه
    مجموع اعترافات، شواهد و تحلیل‌های ارائه‌شده به‌روشنی نشان می‌دهد اغتشاشات اخیر ایران را نمی‌توان صرفاً یک پدیده اجتماعی یا اقتصادی دانست. این تحولات بخشی از یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار علیه ایران بوده است؛ جنگی که از تحریم اقتصادی آغاز شد و به عملیات اطلاعاتی، امنیتی، رسانه‌ای و روانی گسترش یافت.

    آنچه این واقعیت را برجسته‌تر می‌کند این است که بخش قابل‌توجهی از این اعترافات از زبان خود مقامات، نظامیان و صاحب‌نظران غربی و نه از منابع داخلی ایران بیان شده است. این موضوع، روایت مداخله خارجی را از سطح ادعا فراتر برده و آن را به یک واقعیت مستند تبدیل می‌کند. البته تحریک اغتشاشگران توسط رئیس جمهور آمریکا خود بزرگترین سند در این راستا محسوب می‌شود.

    به اذعان برخی از طراحان و تحلیلگران غربی، این پروژه در دستیابی به اهداف نهایی خود با شکست مواجه شد. انسجام ساختار سیاسی، هوشیاری بخش بزرگی از جامعه و ناتوانی طراحان در کنترل پیامدهای خشونت، مانع از تحقق سناریوی طراحی شده شد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62410

    #ديگران__يادداشت
    📰 دست‌های آشکار پشت آشوب  رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در ۲۷ دی ماه ۱۴۰۴ با اشاره به اغتشاشات اخیر تأکید کردند: «این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند... مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟... یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی‌ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که اینها که سردسته‌ی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان میگویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردسته‌ها؛ یک عدّه اینها بودند.» بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR بر همین اساس به بررسی نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در اغتشاشات اخیر با تکیه بر مستندات و اعترافات غربی‌ها پرداخته است.  مستندات نقش پررنگ آمریکا و اسرائیل در اغتشاشات اخیر ایران بررسی اغتشاشات اخیر ایران بدون توجه به اعترافات صریح و گاه بی‌پرده مقامات سیاسی، امنیتی، نظامی و دانشگاهی غربی، تصویری ناقص، ساده‌انگارانه و در نهایت گمراه‌کننده از واقعیت میدانی ارائه می‌دهد. در ماه‌ها و سال‌های اخیر به‌ویژه همزمان با فتنه اخیر در ایران، مجموعه‌ای از اظهارات علنی، مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها و تحلیل‌ها از سوی چهره‌های شناخته‌شده آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی منتشر شده که به‌روشنی از نقش فعال، سازمان‌یافته و هدفمند نهادهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در شکل‌دهی، هدایت و تشدید این تحولات پرده برمی‌دارد. این اعترافات نه از سوی رسانه‌های داخلی ایران، بلکه از زبان افرادی بیان شده که سال‌ها در قلب ساختار قدرت غرب فعالیت داشته‌اند؛ افرادی که یا خود مستقیماً در طراحی و اجرای چنین عملیات‌هایی نقش داشته‌اند یا به دلیل جایگاه‌شان به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دسترسی داشته‌اند. همین نکته، وزن و اعتبار این اظهارات را دوچندان می‌کند. در این میان، اظهارات لارنس ویلکرسون، رئیس دفتر و مشاور ارشد کالین پاول وزیر خارجه پیشین آمریکا، جایگاه ویژه‌ای دارد. ویلکرسون با صراحت اعلام می‌کند که اقدامات سازمان‌های اطلاعاتی غربی از جمله موساد، سازمان سیا و ام‌آی‌۶ در ایران، با حمایت مستقیم دونالد ترامپ انجام می‌شود. او تأکید می‌کند که نیروهای این سازمان‌ها در پوشش شهروندان ایرانی در داخل کشور حضور دارند و مأموریت آنها تشدید بی‌ثباتی، هدایت اعتراضات به سمت خشونت و فرسایش حاکمیت است. این سخنان از سوی فردی مطرح می‌شود که سال‌ها در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا حضور داشته و با سازوکارهای عملیاتی، امنیتی و اطلاعاتی این کشور آشناست. در همین چارچوب جفری ساکس، اقتصاددان برجسته و استاد دانشگاه کلمبیا، اعتراضات ایران را نه یک پدیده صرفاً اجتماعی، بلکه شکلی از «جنگ خاص» یا همان جنگ ترکیبی توصیف می‌کند؛ جنگی که به گفته او سازمان سیا و موساد طی دهه‌های متمادی بارها در کشورهای مختلف از آمریکای لاتین تا غرب آسیا از آن استفاده کرده‌اند. ساکس تأکید می‌کند که الگوی رفتاری آمریکا و اسرائیل در این زمینه کاملاً شناخته‌شده است: فشار اقتصادی، تحریک نارضایتی، نفوذ اطلاعاتی، عملیات روانی و در نهایت تلاش برای تغییر نظام سیاسی. به باور او آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، بازتولید همان الگوی قدیمی با ابزارهای مدرن‌تر است. این سخنان نشان می‌دهد حتی در میان نخبگان دانشگاهی غرب نیز تردیدی درباره مهندسی‌شده بودن این تحولات وجود ندارد. رسانه‌های اسرائیلی نیز گاه ناخواسته به این واقعیت اذعان کرده‌اند. روزنامه جروزالم پست در گزارشی به نقش فعال موساد در تحولات داخلی ایران اشاره کرده و از آن به‌عنوان بخشی از «جنگ سایه‌ها» میان تهران و تل‌آویو نام می‌برد. در همین راستا جان کریاکو، افسر سابق سازمان سیا و افشاگر برنامه‌های شکنجه این سازمان پا را فراتر گذاشته و می‌گوید اسرائیلی‌ها خودشان تأیید کرده‌اند که بخشی از معترضان ایرانی، عوامل یا مرتبط با موساد هستند و حتی برخی رسانه‌های اسرائیلی به این موضوع افتخار می‌کنند. کریاکو تأکید می‌کند که چنین اعترافاتی در چارچوب جنگ روانی طراحی شده و هدف آن ارسال پیام به تهران و همزمان تحریک فضای داخلی ایران است. این اظهارات زمانی معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند که در کنار پیام مایک پمپئو وزیر خارجه پیشین آمریکا قرار می‌گیرد. پمپئو در پیامی علنی و کنایه‌آمیز سال نو را به «ایرانیان حاضر در خیابان‌ها» و همچنین «هر مأمور موسادی که در کنار آنها قدم می‌زند» تبریک گفت. این جمله بیش از آنکه یک شوخی سیاسی باشد نوعی اعتراف به حضور عوامل اطلاعاتی اسرائیل در صحنه اغتشاشات ایران است؛ اعترافی که از سوی یکی از بلندپایه‌ترین مقامات امنیتی و دیپلماتیک دولت آمریکا بیان شده است. در کنار این موارد لری جانسون، افسر سابق سازمان سیا، به‌صراحت اعلام می‌کند که هرج‌ومرج اخیر در ایران یک قیام طبیعی و خودجوش نبوده، بلکه نتیجه یک عملیات اطلاعاتی حساب‌شده و چندلایه توسط سیا و موساد است. او تأکید می‌کند که این عملیات شامل شبکه‌سازی، آموزش نیروهای میدانی، جنگ رسانه‌ای و هدایت اعتراضات به سمت خشونت بوده است. داگلاس مک‌گرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و مشاور پیشین پنتاگون نیز توضیح می‌دهد که اعتراضات ایران اگرچه با مطالبات واقعی اقتصادی و اجتماعی آغاز شد، اما به‌سرعت توسط بازیگران خارجی مصادره شد و به یک عملیات مشترک اطلاعاتی تبدیل گردید. به گفته او این عملیات شامل تزریق منابع مالی، ارائه ابزارهای ارتباطی مانند اینترنت ماهواره‌ای استارلینک، تحریک معترضان و سوق دادن جمعیت به سمت درگیری مسلحانه بوده است و تأکید می‌کند که همه اینها در نهایت شکست خورد. این سطح از جزئیات نشان می‌دهد که پروژه بی‌ثبات‌سازی ایران تنها به جنگ رسانه‌ای محدود نبوده و وارد فاز امنیتی و میدانی شده است. در سطح بین‌المللی نیز الکساندر ووچیچ، رئیس‌جمهور صربستان با اشاره به کودتای سال ۱۹۵۳ در ایران تأکید می‌کند که موساد و سیا در حال تلاش برای تکرار سناریوی «عملیات آژاکس» هستند. او هشدار می‌دهد که غرب همان ابزارها و همان منطق قدیمی را با ظاهری جدید به کار گرفته است. اظهارات استاد دانشگاه کلمبیا و الستر کروک، دیپلمات و افسر اطلاعاتی سابق انگلیسی نیز بر وجود عناصر آموزش‌دیده، سازمان‌یافته و مرتبط با سرویس‌های خارجی در میان آشوبگران تأکید دارد. الستر کروک تأکید کرده که یک گروه کوچک و بسیار خشن از آشوبگران در ایران توسط سازمان‌های غیردولتی خارجی و سایر نهادهای اطلاعاتی غربی آموزش دیده بودند. این سازمان‌ها هرج و مرج در ایران را مهندسی کردند تا زمینه را برای مداخله آمریکا و اسرائیل فراهم کنند. مجموع این اعترافات و اظهارات نشان می‌دهد نقش آمریکا و اسرائیل در اغتشاشات اخیر ایران نه یک ادعای تبلیغاتی داخلی بلکه واقعیتی است که از زبان خود بازیگران غربی بیان شده است.  تحلیل الگوی مداخله آمریکا و اسرائیل در تحولات ایران وقتی این اعترافات در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد، یک الگوی آشنا، تکرارشونده و کاملاً قابل شناسایی آشکار می‌شود؛ الگویی که پیش‌تر در آمریکای لاتین، اروپای شرقی و غرب آسیا تجربه شده است. جان مرشایمر، استاد برجسته روابط بین‌الملل این الگو را به‌صورت مرحله‌به‌مرحله توضیح می‌دهد. به گفته او گام نخست اعمال تحریم‌های گسترده و فلج‌کننده برای تخریب اقتصاد و تنبیه مستقیم مردم است. هدف از این مرحله، نه تغییر رفتار دولت، بلکه ایجاد فشار معیشتی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش نارضایتی عمومی است. در گام دوم به محض شکل‌گیری نارضایتی، بستر برای تحریک و تغذیه اعتراضات فراهم می‌شود. در این مرحله، نقش سازمان‌های اطلاعاتی، رسانه‌های فراملی، شبکه‌های اجتماعی و سازمان‌های به‌ظاهر غیردولتی برجسته می‌شود. آموزش عناصر میدانی، تزریق منابع مالی، ایجاد شبکه‌های ارتباطی امن، هدایت افکار عمومی و برجسته‌سازی روایت‌های خاص از جمله ابزارهای این فاز است. گام سوم به گفته مرشایمر راه‌اندازی یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست و عملیات روانی است تا افکار عمومی غرب قانع شود که این اعتراضات کاملاً خودجوش، مردمی و فاقد هرگونه دخالت خارجی است. در چنین فضایی، هرگونه واکنش حاکمیت به‌عنوان «سرکوب» معرفی می‌شود و زمینه برای اعمال فشارهای سیاسی، حقوق بشری و حتی نظامی فراهم می‌گردد. در نهایت اگر این مراحل به نتیجه مطلوب نرسد، گزینه مداخله مستقیم، خرابکاری، ترور یا حمله به زیرساخت‌های حیاتی روی میز قرار می‌گیرد. به همین دلیل است که برخی تحلیلگران غربی از جمله سنک اویگور تأکید می‌کنند آمریکا و اسرائیل به دنبال دموکراسی در ایران نیستند بلکه هدف اصلی آنها روی کار آوردن یک ساختار سیاسی وابسته و قابل کنترل است. تحولات اخیر ایران دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است: فشار اقتصادی شدید، جنگ روانی گسترده، حمایت رسانه‌ای از آشوب‌ها و در نهایت تلاش برای کشاندن اعتراضات به فاز خشونت مسلحانه. حضور عناصر خارجی، کشته‌سازی، تخریب اموال عمومی و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی همگی نشان می‌دهد هدف اصلی بی‌ثبات‌سازی و فرسایش امنیت داخلی بوده است.  نتیجه مجموع اعترافات، شواهد و تحلیل‌های ارائه‌شده به‌روشنی نشان می‌دهد اغتشاشات اخیر ایران را نمی‌توان صرفاً یک پدیده اجتماعی یا اقتصادی دانست. این تحولات بخشی از یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار علیه ایران بوده است؛ جنگی که از تحریم اقتصادی آغاز شد و به عملیات اطلاعاتی، امنیتی، رسانه‌ای و روانی گسترش یافت. آنچه این واقعیت را برجسته‌تر می‌کند این است که بخش قابل‌توجهی از این اعترافات از زبان خود مقامات، نظامیان و صاحب‌نظران غربی و نه از منابع داخلی ایران بیان شده است. این موضوع، روایت مداخله خارجی را از سطح ادعا فراتر برده و آن را به یک واقعیت مستند تبدیل می‌کند. البته تحریک اغتشاشگران توسط رئیس جمهور آمریکا خود بزرگترین سند در این راستا محسوب می‌شود. به اذعان برخی از طراحان و تحلیلگران غربی، این پروژه در دستیابی به اهداف نهایی خود با شکست مواجه شد. انسجام ساختار سیاسی، هوشیاری بخش بزرگی از جامعه و ناتوانی طراحان در کنترل پیامدهای خشونت، مانع از تحقق سناریوی طراحی شده شد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62410 #ديگران__يادداشت
    0 التعليقات 0 المشاركات 1كيلو بايت مشاهدة 0 معاينة
  • «سرنگونی» در انتظار رئیس‌جمهور آمریکا است


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم قم در ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ درباره سرنوشت رئیس‌جمهور آمریکا گفتند: «آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.»
    بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR بر همین اساس به بررسی رفتارهای مستبدانه و مستکبرانه رئیس‌جمهور فعلی آمریکا و عاقبت این رویکرد پرداخته است.

     ترامپ به‌عنوان مستبد مدرن
    رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، نمونه‌ای بارز از استبداد مدرن است؛ استبدادی که نه از مسیر کودتا، بلکه از درون سازوکارهای دموکراتیک و با بهره‌گیری از شکاف‌های اجتماعی، رسانه‌ای و نهادی شکل می‌گیرد. برخلاف مستبدان کلاسیک، او با انتخابات به قدرت رسیده است، اما نشان می‌دهد که مشروعیت انتخاباتی، لزوماً به معنای پایبندی به اصول و روح دموکراسی نیست. شاخص‌های اقتدراگرایی مدرن همگی در عملکرد وی به وضوح دیده می‌شوند.

    در عمل ترامپ قدرت را به دارایی شخصی خود تبدیل کرده و نهادهای مستقل، از دستگاه قضایی تا رسانه‌ها و دادگاه‌ها تنها زمانی مورد احترام او هستند که تابع دستورات و اهداف شخصی‌اش باشند. چنین رویکردی نشان می‌دهد که حتی در سیستم‌های دموکراتیک، تمرکز قدرت می‌تواند به اقتدارگرایی منجر شود و ایجاد تعادل بین نهادها و رئیس‌جمهور تنها زمانی ممکن است که فرد به اصول اساسی احترام بگذارد.

     دشمن‌سازی و قطبی‌سازی جامعه
    ترامپ به‌طور سیستماتیک جامعه آمریکا را به دو دسته «ما» و «آن‌ها» تقسیم می‌کند؛ مهاجران، مسلمانان، رسانه‌های مستقل، نخبگان دانشگاهی و حتی برخی سیاستمداران هم‌حزبی بارها به عنوان دشمن معرفی می‌شوند. این رویکرد باعث تضعیف گفت‌وگوی دموکراتیک و افزایش قطبیت اجتماعی می‌شود و فضایی ایجاد می‌کند که در آن نقد و اعتراض به‌سرعت با برچسب خیانت یا توطئه مواجه می‌شود. ترامپ توانسته حمایت گروه خاصی از جامعه را با ایجاد حس تهدید و خطر جمعی تقویت کند و مخالفت‌ها را به حاشیه ببرد.

     کنترل روایت و حمله به رسانه‌ها
    چهل و هفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده بارها رسانه‌های منتقد را مرجع انتشار «اخبار جعلی» و «دشمن مردم» می‌خواند و تلاش می‌کند با تضعیف اعتماد عمومی، روایت رسمی خود را جایگزین واقعیت‌های چندصدایی کند. شبکه‌های اجتماعی به ابزار اصلی او برای ارتباط مستقیم با مردم تبدیل می‌شوند، اما این ابزار امکان انتشار اطلاعات نادرست و تحریک احساسات جمعی را نیز فراهم می‌کند. چنین کنترل روایتی از شیوه‌های مستبدانه‌ی او برای تثبیت قدرت خود است که مبتنی بر دستکاری واقعیت و محدود کردن منابع مستقل اطلاعات است.

    این روند نشان می‌دهد که حتی فناوری‌های مدرن هم نتوانسته‌اند به‌طور خودکار دموکراسی را تضمین کنند؛ بلکه به ابزاری برای تحکیم اقتدار و ایجاد واقعیت‌های جایگزین تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تشخیص حقیقت برای شهروندان دشوار می‌شود و توانایی مقاومت جمعی کاهش می‌یابد، امری که پایه‌های قدرت را بیش از پیش در دست فردی مثل ترامپ متمرکز می‌کند.

     بی‌اعتنایی به حقیقت و عادی‌سازی دروغ
    یکی از شاخصه‌های بارز استبداد مدرن، بی‌اعتنایی به حقیقت و عادی‌سازی دروغ است. ترامپ بارها اظهاراتی مطرح می‌کند که قابل راستی‌آزمایی نیستند، اما تکرار مداوم آن‌ها باعث می‌شود بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به مفهوم حقیقت بی‌اعتماد شود و «واقعیت جایگزین» شکل بگیرد. این روند، بستر رشد اقتدارگرایی را فراهم می‌کند، زیرا وفاداری و باور سیاسی، جایگزین شواهد و حقیقت می‌شود و معیارهای جمعی تصمیم‌گیری به شدت کاهش می‌یابد.

    زمانی که حقیقت سیاسی به وابستگی به قدرت و وفاداری گروهی بدل می‌شود، جامعه توان مقاومت جمعی خود را از دست می‌دهد و قابلیت نقد و اصلاح سیاست‌ها به شدت محدود می‌شود. این وضعیت، نمونه‌ای از ویژگی‌های مستبدانه مدرن رئیس‌جمهور آمریکاست که با ایجاد واقعیت‌های جایگزین، زمینه را برای تمرکز قدرت و کاهش پاسخگویی فراهم می‌کند.

     سیاست مهاجرتی و نقض کرامت انسانی
    سیاست‌های مهاجرتی ترامپ از جمله ممنوعیت ورود اتباع برخی کشورهای مسلمان و جداسازی کودکان از خانواده‌ها، نمونه‌ای از نگاه ابزاری به انسان است. در این سیاست‌ها، انسان‌ها نه به‌عنوان دارندگان حقوق بلکه به‌عنوان ابزار پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی تلقی می‌شوند. این رویکرد، پایه‌های انسانی و اخلاقی سیاست را زیر سؤال می‌برد و باعث می‌شود که عدالت و کرامت انسانی قربانی اهداف سیاسی شود. ترامپ با استفاده از سیاست‌های مهاجرتی، به دنبال ایجاد ترس و محدودیت برای کنترل جامعه و تقویت و حمایت از گروه‌های خاص است.

     بی‌اعتنایی به قواعد بازی دموکراتیک
    پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۰، ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرفت و با سخنانی درباره تقلب، باعث شروع موجی از خشونت در آمریکا شد. حمله به ساختمان کنگره نیز نمونه‌ای آشکار از نادیده گرفتن قواعد نهادهای انتخاباتی و تمرکز قدرت در اختیار یک فرد است. رفتاری مستبدانه که تنها زمانی قواعد را می‌پذیرد که به نفع او باشد و در غیر این صورت، آن‌ها را زیر پا می‌گذارد.

    این اقدام نشان می‌دهد که حتی در یک سیستم انتخاباتی به ظاهر دموکراتیک، تمرکز قدرت و بی‌اعتنایی به نهادها می‌تواند به بحران سیاسی و خشونت عمومی منجر شود. شرایطی که در آن اعتماد عمومی به دموکراسی به راحتی از بین می‌رود و بازسازی آن نیازمند زمان و تلاش فراوان است.

     سیاست خارجی مبتنی بر زور و تحقیر
    در عرصه سیاست خارجی، ترامپ رویکردی یک‌جانبه و تحقیرآمیز اتخاذ کرده است. خروج از توافق‌های بین‌المللی، اعمال فشار حدأکثری بر کشورها و بی‌اعتنایی به نهادهای جهانی نشان می‌دهد که او روابط بین‌الملل را عرصه‌ای برای نمایش قدرت شخصی و نه همکاری و حل اختلافات می‌بیند. این رفتار باعث افزایش بی‌ثباتی در سطح منطقه‌ای و جهانی شده است. استفاده از زور و تحقیر در روابط بین‌الملل، الگویی است که در تاریخ بارها منجر به درگیری و بی‌ثباتی شد. رویکرد ترامپ نشان می‌دهد که حتی در جهان مدرن هم می‌توان، نهادهای جهانی و قواعد همکاری بین‌المللی را نادیده گرفت؛ اما هزینه این رویکرد، بی‌ثباتی گسترده و تضعیف اعتبار سازکارها و سازمان‌های بین‌المللی خواهد بود.

     نتیجه
    در مجموع باید گفت رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، تصویر زنده‌ای از یک مستبد مدرن است که با غرور، خودمحوری و تمرکز قدرت، اخلاق، قانون و دموکراسی را نادیده می‌گیرد. تاریخ نشان داده است که چنین افرادی هرچقدر هم قدرتمند به نظر برسند، سرانجام تحت فشار ناکامی‌ها و شکست‌های سیاسی سقوط می‌کنند.

    ترامپ، قانون را نه به‌عنوان چارچوب الزام‌آور، بلکه به‌مثابه ابزاری موقت برای پیشبرد منافع شخصی و سیاسی خود می‌بیند. همین نگاه در عرصه بین‌الملل به شکل نادیده گرفتن تعهدات حقوقی، خروج یک‌جانبه از توافق‌ها و تضعیف نهادهای جهانی بروز پیدا می‌کند. او با کنار گذاشتن قواعد حقوق بین‌الملل، روابط میان کشورها را به میدان زورگویی و فشار تبدیل کرده است. تحریم‌های یک‌جانبه، تهدید علنی دولت‌ها، تحقیر متحدان و استفاده ابزاری از قدرت اقتصادی و نظامی نشان می‌دهد که ترامپ فقط منطق زو و قدرت را میفهمد.

    تجربه تاریخی نشان می‌دهد بی‌قانونی در عرصه بین‌الملل به‌تدریج مشروعیت را فرسوده می‌کند، ائتلاف‌ها را می‌شکند و مقاومت جهانی را افزایش می‌دهد. ترامپ نیز با اصرار بر همین مسیر، بیش از پیش به سرنوشت محتوم مستبدان یعنی «سرنگونی» نزدیک می‌شود؛ سرنوشتی که تاریخ بارها آن را تکرار کرده است.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62413

    #ديگران__يادداشت
    📰 «سرنگونی» در انتظار رئیس‌جمهور آمریکا است  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم قم در ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ درباره سرنوشت رئیس‌جمهور آمریکا گفتند: «آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.» بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR بر همین اساس به بررسی رفتارهای مستبدانه و مستکبرانه رئیس‌جمهور فعلی آمریکا و عاقبت این رویکرد پرداخته است.  ترامپ به‌عنوان مستبد مدرن رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، نمونه‌ای بارز از استبداد مدرن است؛ استبدادی که نه از مسیر کودتا، بلکه از درون سازوکارهای دموکراتیک و با بهره‌گیری از شکاف‌های اجتماعی، رسانه‌ای و نهادی شکل می‌گیرد. برخلاف مستبدان کلاسیک، او با انتخابات به قدرت رسیده است، اما نشان می‌دهد که مشروعیت انتخاباتی، لزوماً به معنای پایبندی به اصول و روح دموکراسی نیست. شاخص‌های اقتدراگرایی مدرن همگی در عملکرد وی به وضوح دیده می‌شوند. در عمل ترامپ قدرت را به دارایی شخصی خود تبدیل کرده و نهادهای مستقل، از دستگاه قضایی تا رسانه‌ها و دادگاه‌ها تنها زمانی مورد احترام او هستند که تابع دستورات و اهداف شخصی‌اش باشند. چنین رویکردی نشان می‌دهد که حتی در سیستم‌های دموکراتیک، تمرکز قدرت می‌تواند به اقتدارگرایی منجر شود و ایجاد تعادل بین نهادها و رئیس‌جمهور تنها زمانی ممکن است که فرد به اصول اساسی احترام بگذارد.  دشمن‌سازی و قطبی‌سازی جامعه ترامپ به‌طور سیستماتیک جامعه آمریکا را به دو دسته «ما» و «آن‌ها» تقسیم می‌کند؛ مهاجران، مسلمانان، رسانه‌های مستقل، نخبگان دانشگاهی و حتی برخی سیاستمداران هم‌حزبی بارها به عنوان دشمن معرفی می‌شوند. این رویکرد باعث تضعیف گفت‌وگوی دموکراتیک و افزایش قطبیت اجتماعی می‌شود و فضایی ایجاد می‌کند که در آن نقد و اعتراض به‌سرعت با برچسب خیانت یا توطئه مواجه می‌شود. ترامپ توانسته حمایت گروه خاصی از جامعه را با ایجاد حس تهدید و خطر جمعی تقویت کند و مخالفت‌ها را به حاشیه ببرد.  کنترل روایت و حمله به رسانه‌ها چهل و هفتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده بارها رسانه‌های منتقد را مرجع انتشار «اخبار جعلی» و «دشمن مردم» می‌خواند و تلاش می‌کند با تضعیف اعتماد عمومی، روایت رسمی خود را جایگزین واقعیت‌های چندصدایی کند. شبکه‌های اجتماعی به ابزار اصلی او برای ارتباط مستقیم با مردم تبدیل می‌شوند، اما این ابزار امکان انتشار اطلاعات نادرست و تحریک احساسات جمعی را نیز فراهم می‌کند. چنین کنترل روایتی از شیوه‌های مستبدانه‌ی او برای تثبیت قدرت خود است که مبتنی بر دستکاری واقعیت و محدود کردن منابع مستقل اطلاعات است. این روند نشان می‌دهد که حتی فناوری‌های مدرن هم نتوانسته‌اند به‌طور خودکار دموکراسی را تضمین کنند؛ بلکه به ابزاری برای تحکیم اقتدار و ایجاد واقعیت‌های جایگزین تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تشخیص حقیقت برای شهروندان دشوار می‌شود و توانایی مقاومت جمعی کاهش می‌یابد، امری که پایه‌های قدرت را بیش از پیش در دست فردی مثل ترامپ متمرکز می‌کند.  بی‌اعتنایی به حقیقت و عادی‌سازی دروغ یکی از شاخصه‌های بارز استبداد مدرن، بی‌اعتنایی به حقیقت و عادی‌سازی دروغ است. ترامپ بارها اظهاراتی مطرح می‌کند که قابل راستی‌آزمایی نیستند، اما تکرار مداوم آن‌ها باعث می‌شود بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به مفهوم حقیقت بی‌اعتماد شود و «واقعیت جایگزین» شکل بگیرد. این روند، بستر رشد اقتدارگرایی را فراهم می‌کند، زیرا وفاداری و باور سیاسی، جایگزین شواهد و حقیقت می‌شود و معیارهای جمعی تصمیم‌گیری به شدت کاهش می‌یابد. زمانی که حقیقت سیاسی به وابستگی به قدرت و وفاداری گروهی بدل می‌شود، جامعه توان مقاومت جمعی خود را از دست می‌دهد و قابلیت نقد و اصلاح سیاست‌ها به شدت محدود می‌شود. این وضعیت، نمونه‌ای از ویژگی‌های مستبدانه مدرن رئیس‌جمهور آمریکاست که با ایجاد واقعیت‌های جایگزین، زمینه را برای تمرکز قدرت و کاهش پاسخگویی فراهم می‌کند.  سیاست مهاجرتی و نقض کرامت انسانی سیاست‌های مهاجرتی ترامپ از جمله ممنوعیت ورود اتباع برخی کشورهای مسلمان و جداسازی کودکان از خانواده‌ها، نمونه‌ای از نگاه ابزاری به انسان است. در این سیاست‌ها، انسان‌ها نه به‌عنوان دارندگان حقوق بلکه به‌عنوان ابزار پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی تلقی می‌شوند. این رویکرد، پایه‌های انسانی و اخلاقی سیاست را زیر سؤال می‌برد و باعث می‌شود که عدالت و کرامت انسانی قربانی اهداف سیاسی شود. ترامپ با استفاده از سیاست‌های مهاجرتی، به دنبال ایجاد ترس و محدودیت برای کنترل جامعه و تقویت و حمایت از گروه‌های خاص است.  بی‌اعتنایی به قواعد بازی دموکراتیک پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۰، ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرفت و با سخنانی درباره تقلب، باعث شروع موجی از خشونت در آمریکا شد. حمله به ساختمان کنگره نیز نمونه‌ای آشکار از نادیده گرفتن قواعد نهادهای انتخاباتی و تمرکز قدرت در اختیار یک فرد است. رفتاری مستبدانه که تنها زمانی قواعد را می‌پذیرد که به نفع او باشد و در غیر این صورت، آن‌ها را زیر پا می‌گذارد. این اقدام نشان می‌دهد که حتی در یک سیستم انتخاباتی به ظاهر دموکراتیک، تمرکز قدرت و بی‌اعتنایی به نهادها می‌تواند به بحران سیاسی و خشونت عمومی منجر شود. شرایطی که در آن اعتماد عمومی به دموکراسی به راحتی از بین می‌رود و بازسازی آن نیازمند زمان و تلاش فراوان است.  سیاست خارجی مبتنی بر زور و تحقیر در عرصه سیاست خارجی، ترامپ رویکردی یک‌جانبه و تحقیرآمیز اتخاذ کرده است. خروج از توافق‌های بین‌المللی، اعمال فشار حدأکثری بر کشورها و بی‌اعتنایی به نهادهای جهانی نشان می‌دهد که او روابط بین‌الملل را عرصه‌ای برای نمایش قدرت شخصی و نه همکاری و حل اختلافات می‌بیند. این رفتار باعث افزایش بی‌ثباتی در سطح منطقه‌ای و جهانی شده است. استفاده از زور و تحقیر در روابط بین‌الملل، الگویی است که در تاریخ بارها منجر به درگیری و بی‌ثباتی شد. رویکرد ترامپ نشان می‌دهد که حتی در جهان مدرن هم می‌توان، نهادهای جهانی و قواعد همکاری بین‌المللی را نادیده گرفت؛ اما هزینه این رویکرد، بی‌ثباتی گسترده و تضعیف اعتبار سازکارها و سازمان‌های بین‌المللی خواهد بود.  نتیجه در مجموع باید گفت رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، تصویر زنده‌ای از یک مستبد مدرن است که با غرور، خودمحوری و تمرکز قدرت، اخلاق، قانون و دموکراسی را نادیده می‌گیرد. تاریخ نشان داده است که چنین افرادی هرچقدر هم قدرتمند به نظر برسند، سرانجام تحت فشار ناکامی‌ها و شکست‌های سیاسی سقوط می‌کنند. ترامپ، قانون را نه به‌عنوان چارچوب الزام‌آور، بلکه به‌مثابه ابزاری موقت برای پیشبرد منافع شخصی و سیاسی خود می‌بیند. همین نگاه در عرصه بین‌الملل به شکل نادیده گرفتن تعهدات حقوقی، خروج یک‌جانبه از توافق‌ها و تضعیف نهادهای جهانی بروز پیدا می‌کند. او با کنار گذاشتن قواعد حقوق بین‌الملل، روابط میان کشورها را به میدان زورگویی و فشار تبدیل کرده است. تحریم‌های یک‌جانبه، تهدید علنی دولت‌ها، تحقیر متحدان و استفاده ابزاری از قدرت اقتصادی و نظامی نشان می‌دهد که ترامپ فقط منطق زو و قدرت را میفهمد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد بی‌قانونی در عرصه بین‌الملل به‌تدریج مشروعیت را فرسوده می‌کند، ائتلاف‌ها را می‌شکند و مقاومت جهانی را افزایش می‌دهد. ترامپ نیز با اصرار بر همین مسیر، بیش از پیش به سرنوشت محتوم مستبدان یعنی «سرنگونی» نزدیک می‌شود؛ سرنوشتی که تاریخ بارها آن را تکرار کرده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62413 #ديگران__يادداشت
    0 التعليقات 0 المشاركات 1كيلو بايت مشاهدة 0 معاينة
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com