• #سیره_شهید

    ساده زیستی در سیره شهید سید حسن مدرس

    شهید مدرس آن چنان با ساده زیستی خو گرفته بود که حتی نمایدگی مجلس هم نتوانست ذره ای در اخلاق و منش ایشان تدثیر بگذارد.

    برش اول:
    • روزی آقا دیر به خانه آمدند. به خواهرشان “زهرا بیگم” گفتند: «همشیره! مقداری نان آب بزن و بیاور». ایشان وقتی نان خشک ها را آورد و مقابل آقا نهاد، گفت: «آقا! شما با این نان خشک خوردن از پا می افتید. نان خشک هم که غذا نشد».
    • آقا فرمودند: «همشیره! از این حرف ها نزن. من مهمان جدمان علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستم. مگر غذای ایشان غیر از این بود».
    برش دوم:
    • لباس آقا در سال تنها دو دست لباس کرباس بود و از یک پیراهن، قبا و شلوار استفاده می کرد. اکثر اوقات هم عبای کهنه ای روی دوشش بود. یکی از رجال سیاسی به مدرس گفت: شما الان جزو سران درجه اول مملکت هستید. نمی خواهید لباس تان را عوض کنید؟ ایشان فرمودند: «شخصیت انسان به اخلاق و رفتار اوست نه لباسش».
    راویان: سید علی اکبر مدرسی و فاطمه بیگم مدرس

    کتاب تنها در محراب؛ برگ هایی از زندگی شهید آیت الله سید حسن مدرس؛ ص ۴۹ و ۶۹.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ ساده زیستی در سیره شهید سید حسن مدرس 💠 شهید مدرس آن چنان با ساده زیستی خو گرفته بود که حتی نمایدگی مجلس هم نتوانست ذره ای در اخلاق و منش ایشان تدثیر بگذارد. 🛑 برش اول: • روزی آقا دیر به خانه آمدند. به خواهرشان “زهرا بیگم” گفتند: «همشیره! مقداری نان آب بزن و بیاور». ایشان وقتی نان خشک ها را آورد و مقابل آقا نهاد، گفت: «آقا! شما با این نان خشک خوردن از پا می افتید. نان خشک هم که غذا نشد». • آقا فرمودند: «همشیره! از این حرف ها نزن. من مهمان جدمان علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستم. مگر غذای ایشان غیر از این بود». 🛑 برش دوم: • لباس آقا در سال تنها دو دست لباس کرباس بود و از یک پیراهن، قبا و شلوار استفاده می کرد. اکثر اوقات هم عبای کهنه ای روی دوشش بود. یکی از رجال سیاسی به مدرس گفت: شما الان جزو سران درجه اول مملکت هستید. نمی خواهید لباس تان را عوض کنید؟ ایشان فرمودند: «شخصیت انسان به اخلاق و رفتار اوست نه لباسش». 📣 راویان: سید علی اکبر مدرسی و فاطمه بیگم مدرس 📘 کتاب تنها در محراب؛ برگ هایی از زندگی شهید آیت الله سید حسن مدرس؛ ص ۴۹ و ۶۹. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 780 Visualizações 0 Anterior
  • درباره آیه‌الکرسی

    عبدالله بن عوف گفته است: شبی خواب دیدم كه قیامت شده است؛
    ومن را آوردند؛
    وحساب من را به آسانی بررسی كردند.
    آنگاه مرا به بهشت بردند؛
    وكاخ‌های زیادی به من نشان دادند.
    به من گفتند:
    درهای این كاخ را بشمار؛
    من هم شمردم؛
    50درب داشت.

    بعدگفتند:
    خانه‌هایش رابشمار.
    دیدم 175خانه بود.
    به من گفتند:
    این خانه‌هامال توست.
    آن قدرخوشحال شدم كه ازخواب پریدم؛
    وخدا راشكرگفتم.
    صبح كه شد؛
    نزد ابن سیرین رفتم؛
    وخواب رابرایش تعریف كردم.

    اوگفت:
    معلوم است كه تو آیه الكرسی زیاد
    می‌خوانی.
    گفتم:
    بله؛
    همین طوراست.
    ولی شماازكجافهمیدید؟
    گفت برای اینكه این آیه50كلمه و175حرف دارد.
    من از زیركی حافظه اوتعجب كردم.
    آنگاه به من گفت:
    هركه آیه الكرسی رابسیاربخواند؛
    سختی‌های مرگ بر اوآسان می‌شود.

    1.آیه الكرسی نوری ازآسمان است.

    2.آیه الكرسی آیتی ازگنج عرش است.

    3.آیه الكرسی باعث ایمنی درسفر است.

    4.آیه الكرسی اعلاترین نقطه قرآن است.

    5.ذكررسول مكرم اسلام دربستر؛
    خواندن آیه الكرسی بود.

    6.باخواندن آیه الكرسی انسان دچار هیچ‌گونه آفتی نخواهدشد.

    7.برای رفع فقرآیه الكرسی مؤثراست؛
    وكمك الهی ازغیب می‌رسد.

    8.همه چیز درآیه الكرسی است؛
    یعنی كرسی گنجایش آسمان‌ها وزمین را دارد.

    9.درتنهایی آیه الكرسی بخوانی باعث رفع ترس می‌شود؛
    و ازسوی خداكمك می‌رسد.

    10.آیه الكرسی رادرنمازها؛
    روزها؛
    شبهای ایام هفته؛
    سفرها،
    و درنماز شب،
    ودفن میت بخوانید.

    11.هنگام خواب نیز آیه الكرسی بخوانید؛ زیراباعث می‌شود؛
    خداوندفرشته‌ای نگهبان ومحافظت بگمارد تاصبح سلامت بمانی.

    12.هرگاه ازدردچشم شكایت داشتی آیه الكرسی بخوانید؛
    و آن درد را اظهارنكنید؛
    آن دردبرطرف می‌شود؛
    و از آن عافیت می‌طلبید.

    13.پیامبر اسلام(ص):
    درخانه‌ای كه آیه الكرسی خوانده شود؛ ابلیس از آن خانه دورمی‌شود؛
    وسحر وجادو در آن خانه واردنمی‌شود.

    14.آیه الكرسی پایه وعرش الهی است؛
    وهدف ازخواندن آن این است كه مردم در عبادت جزخداوندكسی رانپرستند؛
    وبه ذلت فرونروند؛
    و روح یكتاپرستی ایجادكنند؛
    و ازبندگی ناروا آزادشوند؛
    و آیه الكرسی عقلها رابیدار و اله حقیقی را معرفی،
    وخدای دانا وتوانا را به مردم می‌شناساند.

    15.وقت غروب41بارآیه الكرسی رابخوانی حاجت‌روامی‌شوی(41بارتا علی العظیم بخوان یعنی یك آیه)مجرب است؛
    وبرای رفع هم وغم؛
    شفای مریض؛
    درمان درد؛
    رحمت خداوند،
    وزیادشدن نورچشم،
    آیه‌الكرسی رامدام بخوانید.

    16.اگرمؤمن آیه الكرسی رابخواند؛
    وثوابش رابرای اهل قبول قراردهد؛
    خداوندملكی رابر اومقررمی‌كندكه برایش تسبیح كند.

    17.آیه الكرسی درمزرعه ومغازه پنهان كردن باعث بركت مزرعه و رونق گرفتن كسب است.

    18.ازپیامبرنقل نموده‌اندكه:
    این آیه عظیم‌تر ازهرچیزی است كه حق تعالی آفریده است.

    19.چندچیزحافظه رازیادمی‌كند؛
    یكی از آن خواندن آیه الكرسی است.

    20.هرشب آیه الكرسی رابخوانی تاصبح در امان خداهستی.

    21.هرصبح آیه الكرسی رابخوانی تاشب در امان خداهستی.

    22.آسان شدن مرگ بوسیله آیه الكرسی است.

    23.آیه الكرسی عظیم‌ترین آیه درقرآن است.

    24.برای حفظ مال وجان آیه الكرسی بخوان.

    25.آیه الكرسی ویرانگر اساس شرك است.

    26.آیه الكرسی سیدسوره بقره است.

    ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻻَ ﺇِﻟَٰﻪَ ﺇِﻻَّ ﻫُﻮَ ﺍﻟْﺤَﻲُّ ﺍﻟْﻘَﻴُّﻮﻡُ ۚ......

    اینو تا جایی که می‌تونی نشر کن؛
    تا ثواب جاری برای خود و دیگران داشته باشی.
    بدان که این هر چقدر در بین مردم بچرخد؛
    بیشتر برای شما و پدر و مادرت و امواتت ثواب نوشته می‌شود.

    🖐حداقل برای یکنفر ارسال کنید.

    #ثواب_آیت_االکرسی

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    ✳️درباره آیه‌الکرسی 💫💥💐عبدالله بن عوف گفته است: شبی خواب دیدم كه قیامت شده است؛ ومن را آوردند؛ وحساب من را به آسانی بررسی كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند؛ وكاخ‌های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این كاخ را بشمار؛ من هم شمردم؛ 50درب داشت. بعدگفتند: خانه‌هایش رابشمار. دیدم 175خانه بود. به من گفتند: این خانه‌هامال توست. آن قدرخوشحال شدم كه ازخواب پریدم؛ وخدا راشكرگفتم. صبح كه شد؛ نزد ابن سیرین رفتم؛ وخواب رابرایش تعریف كردم. اوگفت: معلوم است كه تو آیه الكرسی زیاد می‌خوانی. گفتم: بله؛ همین طوراست. ولی شماازكجافهمیدید؟ گفت برای اینكه این آیه50كلمه و175حرف دارد. من از زیركی حافظه اوتعجب كردم. آنگاه به من گفت: هركه آیه الكرسی رابسیاربخواند؛ سختی‌های مرگ بر اوآسان می‌شود. 1.آیه الكرسی نوری ازآسمان است. 2.آیه الكرسی آیتی ازگنج عرش است. 3.آیه الكرسی باعث ایمنی درسفر است. 4.آیه الكرسی اعلاترین نقطه قرآن است. 5.ذكررسول مكرم اسلام دربستر؛ خواندن آیه الكرسی بود. 6.باخواندن آیه الكرسی انسان دچار هیچ‌گونه آفتی نخواهدشد. 7.برای رفع فقرآیه الكرسی مؤثراست؛ وكمك الهی ازغیب می‌رسد. 8.همه چیز درآیه الكرسی است؛ یعنی كرسی گنجایش آسمان‌ها وزمین را دارد. 9.درتنهایی آیه الكرسی بخوانی باعث رفع ترس می‌شود؛ و ازسوی خداكمك می‌رسد. 10.آیه الكرسی رادرنمازها؛ روزها؛ شبهای ایام هفته؛ سفرها، و درنماز شب، ودفن میت بخوانید. 11.هنگام خواب نیز آیه الكرسی بخوانید؛ زیراباعث می‌شود؛ خداوندفرشته‌ای نگهبان ومحافظت بگمارد تاصبح سلامت بمانی. 12.هرگاه ازدردچشم شكایت داشتی آیه الكرسی بخوانید؛ و آن درد را اظهارنكنید؛ آن دردبرطرف می‌شود؛ و از آن عافیت می‌طلبید. 13.پیامبر اسلام(ص): درخانه‌ای كه آیه الكرسی خوانده شود؛ ابلیس از آن خانه دورمی‌شود؛ وسحر وجادو در آن خانه واردنمی‌شود. 14.آیه الكرسی پایه وعرش الهی است؛ وهدف ازخواندن آن این است كه مردم در عبادت جزخداوندكسی رانپرستند؛ وبه ذلت فرونروند؛ و روح یكتاپرستی ایجادكنند؛ و ازبندگی ناروا آزادشوند؛ و آیه الكرسی عقلها رابیدار و اله حقیقی را معرفی، وخدای دانا وتوانا را به مردم می‌شناساند. 15.وقت غروب41بارآیه الكرسی رابخوانی حاجت‌روامی‌شوی(41بارتا علی العظیم بخوان یعنی یك آیه)مجرب است؛ وبرای رفع هم وغم؛ شفای مریض؛ درمان درد؛ رحمت خداوند، وزیادشدن نورچشم، آیه‌الكرسی رامدام بخوانید. 16.اگرمؤمن آیه الكرسی رابخواند؛ وثوابش رابرای اهل قبول قراردهد؛ خداوندملكی رابر اومقررمی‌كندكه برایش تسبیح كند. 17.آیه الكرسی درمزرعه ومغازه پنهان كردن باعث بركت مزرعه و رونق گرفتن كسب است. 18.ازپیامبرنقل نموده‌اندكه: این آیه عظیم‌تر ازهرچیزی است كه حق تعالی آفریده است. 19.چندچیزحافظه رازیادمی‌كند؛ یكی از آن خواندن آیه الكرسی است. 20.هرشب آیه الكرسی رابخوانی تاصبح در امان خداهستی. 21.هرصبح آیه الكرسی رابخوانی تاشب در امان خداهستی. 22.آسان شدن مرگ بوسیله آیه الكرسی است. 23.آیه الكرسی عظیم‌ترین آیه درقرآن است. 24.برای حفظ مال وجان آیه الكرسی بخوان. 25.آیه الكرسی ویرانگر اساس شرك است. 26.آیه الكرسی سیدسوره بقره است. ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻻَ ﺇِﻟَٰﻪَ ﺇِﻻَّ ﻫُﻮَ ﺍﻟْﺤَﻲُّ ﺍﻟْﻘَﻴُّﻮﻡُ ۚ...... 🔹اینو تا جایی که می‌تونی نشر کن؛ تا ثواب جاری برای خود و دیگران داشته باشی. بدان که این هر چقدر در بین مردم بچرخد؛ بیشتر برای شما و پدر و مادرت و امواتت ثواب نوشته می‌شود. 🖐حداقل برای یک👆نفر ارسال کنید. #ثواب_آیت_االکرسی 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 668 Visualizações 0 Anterior
  • #نماز

    نماز روز پنجشنبه

    ⭕️ از آن حضرت [امام عسکری علیه‌السلام] روایت شده: هرکه در روز پنجشنبه، ده رکعت نماز بجای آورد و در هر رکعتی سوره «حمد» و «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» را ده مرتبه بخواند، فرشتگان به او می‌گویند: هر حاجتی داری بخواه که برآورده خواهد شد.

    راوی از آن حضرت [علیه‌السلام] پرسید در چه وقتی از روز باید این نماز را بجای آورد؟ فرمودند: بین طلوع آفتاب تا ابتدای ظهر.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #نماز ☀️ نماز روز پنجشنبه ⭕️ از آن حضرت [امام عسکری علیه‌السلام] روایت شده: هرکه در روز پنجشنبه، ده رکعت نماز بجای آورد و در هر رکعتی سوره «حمد» و «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» را ده مرتبه بخواند، فرشتگان به او می‌گویند: هر حاجتی داری بخواه که برآورده خواهد شد. 💥 راوی از آن حضرت [علیه‌السلام] پرسید در چه وقتی از روز باید این نماز را بجای آورد؟ فرمودند: بین طلوع آفتاب تا ابتدای ظهر. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 242 Visualizações 0 Anterior
  • خدایا درود فرست بر دوستت و فرزند دوستت

    صلوات مخصوص آقا صاحب الزمان رو امروز حداقل 5 مرتبه تکرار کن


    اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ وَلِيِّكَ وَابْنِ أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ، وَأَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ، وَأَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراً. اللّٰهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ، وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِياءَكَ وَأَوْلِياءَهُ وَشِيعَتَهُ وَأَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ اللّٰهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ باغٍ وَطاغٍ، وَمِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ، وَاحْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَآلَ رَسُولِكَ، وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ، وَأَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ، وَانْصُرْ ناصِرِيهِ، وَاخْذُل خاذِلِيهِ، وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْكُفْرِ، وَاقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَالْمُنافِقِينَ وَجَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ كانُوا مِنْ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَأَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلامُ، وَاجْعَلْنِي اللّٰهُمَّ مِنْ أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَأَتْباعِهِ وَشِيعَتِهِ، وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ، وَفِي عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ، إِلٰهَ الْحَقِّ آمِينَ.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    خدایا درود فرست بر دوستت و فرزند دوستت ❤️ 🌱 صلوات مخصوص آقا صاحب الزمان رو امروز حداقل 5 مرتبه تکرار کن 🌱 🌟اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ وَلِيِّكَ وَابْنِ أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ، وَأَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ، وَأَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراً. اللّٰهُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ، وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِياءَكَ وَأَوْلِياءَهُ وَشِيعَتَهُ وَأَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ اللّٰهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ باغٍ وَطاغٍ، وَمِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ شِمالِهِ، وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ، وَاحْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَآلَ رَسُولِكَ، وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ، وَأَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ، وَانْصُرْ ناصِرِيهِ، وَاخْذُل خاذِلِيهِ، وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْكُفْرِ، وَاقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَالْمُنافِقِينَ وَجَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ كانُوا مِنْ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَأَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلامُ، وَاجْعَلْنِي اللّٰهُمَّ مِنْ أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَأَتْباعِهِ وَشِيعَتِهِ، وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ، وَفِي عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ، إِلٰهَ الْحَقِّ آمِينَ.🌟 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 177 Visualizações 0 0 Anterior
  • امر جامع حکمرانی

    درس‌های علمی و ارزشمند حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) اکنون به‌صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است.
    این مجموعه فرصتی گران‌بها برای آشنایی عمیق‌تر با مبانی حکمرانی اسلامی و اسناد بنیادین انقلاب اسلامی است که با بیانی شیوا و منسجم ارائه می‌شود.

    ویژه علاقه‌مندان به مباحث حکمرانی و سیاست اسلامی
    قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات

    پخش زنده:
    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live


    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    📚✨ امر جامع حکمرانی ✨📚 درس‌های علمی و ارزشمند حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) اکنون به‌صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است. این مجموعه فرصتی گران‌بها برای آشنایی عمیق‌تر با مبانی حکمرانی اسلامی و اسناد بنیادین انقلاب اسلامی است که با بیانی شیوا و منسجم ارائه می‌شود. 🔹 ویژه علاقه‌مندان به مباحث حکمرانی و سیاست اسلامی 🔹 قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات 📡 پخش زنده: https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 346 Visualizações 0 Anterior
  • درس فقاهت حوزه علمیه

    درس‌های علمی و ارزشمند «فقاهت» اکنون به صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است.

    با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته)

    ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی
    قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات

    هم‌اکنون می‌توانید پخش زنده و ویدیوهای این درس را در کانال رسمی ما در آپارات تماشا کنید:

    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live



    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    📚✨ درس فقاهت حوزه علمیه ✨📚 درس‌های علمی و ارزشمند «فقاهت» اکنون به صورت تصویری در اختیار شما قرار گرفته است. 👤 با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) 🔹 ویژه علاقه‌مندان به معارف فقهی 🔹 قابل مشاهده در هر زمان و مکان از طریق آپارات ✅ هم‌اکنون می‌توانید پخش زنده و ویدیوهای این درس را در کانال رسمی ما در آپارات تماشا کنید: https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 289 Visualizações 0 Anterior
  • گعده های علمی

    برگزاری گعده های علمی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر
    با حضور آیت الله سید محمدباقر خرازی ( دامت برکاته)

    پنج شنبه 9 بهمن ۱۴۰۴

    آدرس پخش زنده در شبکه آپارات

    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live/

    قرارگاه فرهنگی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها

    ➜@masjed_masoumieh
    گعده های علمی 📝 برگزاری گعده های علمی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر با حضور آیت الله سید محمدباقر خرازی ( دامت برکاته) پنج شنبه 9 بهمن ۱۴۰۴ آدرس پخش زنده در شبکه آپارات👇 https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live/ 🕌 قرارگاه فرهنگی مسجد حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها ➜@masjed_masoumieh
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 283 Visualizações 0 Anterior
  • خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و بیست و دومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، شهید ابوالفضل عرب، از مدافعان نظم و امنیت و نیروهای انتظامی که به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و دو


    سرمقاله



     خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد

     در بایگانی‌های سازمان سیا، گزارشی قدیمی وجود دارد که شاید صادقانه‌ترین اعتراف به یک ناتوانیِ ریشه‌دار باشد. رابرت جرویس نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی سازمان سیا مأمور شد تا دلیل شکست اطلاعاتی و غافلگیری آمریکا را در این رویداد بررسی کند. گزارش او تأکید می‌کند که آمریکایی‌ها به جای دیدن واقعیتِ مردم ایران در زمان شاه، تصویری را می‌دیدند که خودشان ساخته بودند: «مشکل اصلی نه کمبود اطلاعات سخت (مانند آمار نظامی)، بلکه ناتوانی در درک ماهیت جنبش مردمی، نقش مذهب و ملی‌گرایی بود. تحلیلگران آمریکایی مذهب را نادیده گرفتند و نتوانستند تصور کنند که اراده مردمی مبتنی بر دین و ضدیت با استکبار بتواند محاسبات مادی و نظامی را در هم بشکند.»

    این همان حقیقتی است که رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در دولت‌های بوش و اوباما، نیز به آن معترف بود که غرب بارها قدرت حس وطن‌دوستی و پدیده «تجمع دور پرچم» ایرانی‌ها را دست‌کم گرفته است: فشار بیش از حد به ایران نتیجه عکس می‌دهد و مردم ایران را (حتی مخالفان داخلی) به دلیل حس وطن‌دوستی پشت حکومت خود متحد می‌کند.





    این خطای ادراکی، میراثی است که تا به امروز در دستگاه محاسباتی واشنگتن باقی مانده؛ تعداد موشک‌ها و توان لجستیکی را می‌سنجد، اما از درک این واقعیت عاجز است که در ایران، «مردم» قاعده و زیربنای اصلی امنیت ملّی‌اند.

    خردادماه امسال، وقتی رژیم صهیونیستی خاک ایران را هدف قرار داد، گمان می‌کرد با چند روز فشار نظامی، معادلات قدرت منطقه را جابه‌جا می‌کند. اما واقعیت میدان، فراتر از شبیه‌سازی‌های اتاق فکر بود. پاسخ ایران، معادلات امنیتی دشمن را بر هم زد و نشان داد بازدارندگی، فقط محصول سخت‌افزار نظامی نیست؛ برآمده از انسجام کشور و ملّت است که در هیچ راداری ردیابی نمی‌شود.

    عامل دیگر ناکامی دشمن، تجربه و بصیرت ملّت ایران است. جامعه ایران اجزای این پازل را جدا از هم نمی‌بیند. مردم متوجه شدند که تهدید نظامی، فشار اقتصادی و جنگ خیابانی، سه ضلع یک طراحی واحد آمریکایی است که با ادعای دروغین «حمایت از مردم ایران»، دنبال می‌شود. این فهم، حاصل تجربه تاریخی دو دهه اخیر است. تجربه ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد چگونه حرکت اعتراضی می‌تواند تبدیل به بستر پروژه بی‌ثبات‌سازی و ابزار فشار سیاسی و اقتصادی دولت‌های بدخواه ملّت ایران تبدیل شود. همین تجربیات، در دی‌ماه ۱۴۰۴ جامعه ایران را از زمین طراحی‌شده دشمن دور کرد و اغتشاشگران مسلح و مزدور را در خیابان تنها گذاشت. و مزدوران دشمن بار دیگر در دام اشتباه محاسباتی کارفرمای خود افتادند.

    نوسانات اقتصادی پس از جنگ ۱۲ روزه قرار بود این بار مدل ورود دشمن را عوض کند. اگر در خرداد ۱۴۰۴ می‌خواستند حملات هوایی زمینه‌ساز اغتشاش‌های خیابانی شود و شکست خوردند؛ این بار در دور باطلی ابتدا تروریست‌های شهری را به میدان فرستادند تا میدان را برای ورود خود آماده کنند. ثمره این طراحی، دی‌ماهی خونین بود که نشان داد با یک حرکت اجتماعی مواجه نیستیم، بلکه با تروریسم و خشونت سازمان‌یافته طرفیم.

    البته رسانه‌های غربی کوشیدند اقلیتی خشن و جانی را «مردم ایران» جا بزنند و در مقابل، حضور گسترده  و صفوف میلیونی ملّت در بیست‌ودوم دی‌ماه را نادیده بگیرند اما حقیقت، عظیم‌تر از آن بود که سانسور شود. در ماه دی، یک بیست‌و‌دوم بهمن جدید متولد شده بود و حضور مردم «کمر فتنه را شکست». ۲۲ دی ثابت کرد که مردم ما مرز اعتراض و اغتشاش را می‌شناسد و اجازه نمی‌دهد خون بی‌گناهان، نردبان پروژه‌های سیاسی شود.

    امروز، جبهه دشمن هرچه را که امکانش داشته آزموده: نه فشار نظامی نتیجه داد، نه تحریم اقتصادی توانست مردم را از میدان خارج کند، و نه ترورهای خیابانی به براندازی انجامید. آنچه معادلات را بر هم زد، ملّتی بود که به بدخواهان این آب و خاک نشان داد که ایران با تکیه بر مردم، نه‌تنها از بحران‌ها عبور می‌کند، بلکه دشمن را مجازات هم می‌کند.





    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62501

    #ديگران__گزارش
    📰 خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و بیست و دومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، شهید ابوالفضل عرب، از مدافعان نظم و امنیت و نیروهای انتظامی که به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و دو سرمقاله  خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد  در بایگانی‌های سازمان سیا، گزارشی قدیمی وجود دارد که شاید صادقانه‌ترین اعتراف به یک ناتوانیِ ریشه‌دار باشد. رابرت جرویس نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی سازمان سیا مأمور شد تا دلیل شکست اطلاعاتی و غافلگیری آمریکا را در این رویداد بررسی کند. گزارش او تأکید می‌کند که آمریکایی‌ها به جای دیدن واقعیتِ مردم ایران در زمان شاه، تصویری را می‌دیدند که خودشان ساخته بودند: «مشکل اصلی نه کمبود اطلاعات سخت (مانند آمار نظامی)، بلکه ناتوانی در درک ماهیت جنبش مردمی، نقش مذهب و ملی‌گرایی بود. تحلیلگران آمریکایی مذهب را نادیده گرفتند و نتوانستند تصور کنند که اراده مردمی مبتنی بر دین و ضدیت با استکبار بتواند محاسبات مادی و نظامی را در هم بشکند.» این همان حقیقتی است که رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در دولت‌های بوش و اوباما، نیز به آن معترف بود که غرب بارها قدرت حس وطن‌دوستی و پدیده «تجمع دور پرچم» ایرانی‌ها را دست‌کم گرفته است: فشار بیش از حد به ایران نتیجه عکس می‌دهد و مردم ایران را (حتی مخالفان داخلی) به دلیل حس وطن‌دوستی پشت حکومت خود متحد می‌کند. این خطای ادراکی، میراثی است که تا به امروز در دستگاه محاسباتی واشنگتن باقی مانده؛ تعداد موشک‌ها و توان لجستیکی را می‌سنجد، اما از درک این واقعیت عاجز است که در ایران، «مردم» قاعده و زیربنای اصلی امنیت ملّی‌اند. خردادماه امسال، وقتی رژیم صهیونیستی خاک ایران را هدف قرار داد، گمان می‌کرد با چند روز فشار نظامی، معادلات قدرت منطقه را جابه‌جا می‌کند. اما واقعیت میدان، فراتر از شبیه‌سازی‌های اتاق فکر بود. پاسخ ایران، معادلات امنیتی دشمن را بر هم زد و نشان داد بازدارندگی، فقط محصول سخت‌افزار نظامی نیست؛ برآمده از انسجام کشور و ملّت است که در هیچ راداری ردیابی نمی‌شود. عامل دیگر ناکامی دشمن، تجربه و بصیرت ملّت ایران است. جامعه ایران اجزای این پازل را جدا از هم نمی‌بیند. مردم متوجه شدند که تهدید نظامی، فشار اقتصادی و جنگ خیابانی، سه ضلع یک طراحی واحد آمریکایی است که با ادعای دروغین «حمایت از مردم ایران»، دنبال می‌شود. این فهم، حاصل تجربه تاریخی دو دهه اخیر است. تجربه ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد چگونه حرکت اعتراضی می‌تواند تبدیل به بستر پروژه بی‌ثبات‌سازی و ابزار فشار سیاسی و اقتصادی دولت‌های بدخواه ملّت ایران تبدیل شود. همین تجربیات، در دی‌ماه ۱۴۰۴ جامعه ایران را از زمین طراحی‌شده دشمن دور کرد و اغتشاشگران مسلح و مزدور را در خیابان تنها گذاشت. و مزدوران دشمن بار دیگر در دام اشتباه محاسباتی کارفرمای خود افتادند. نوسانات اقتصادی پس از جنگ ۱۲ روزه قرار بود این بار مدل ورود دشمن را عوض کند. اگر در خرداد ۱۴۰۴ می‌خواستند حملات هوایی زمینه‌ساز اغتشاش‌های خیابانی شود و شکست خوردند؛ این بار در دور باطلی ابتدا تروریست‌های شهری را به میدان فرستادند تا میدان را برای ورود خود آماده کنند. ثمره این طراحی، دی‌ماهی خونین بود که نشان داد با یک حرکت اجتماعی مواجه نیستیم، بلکه با تروریسم و خشونت سازمان‌یافته طرفیم. البته رسانه‌های غربی کوشیدند اقلیتی خشن و جانی را «مردم ایران» جا بزنند و در مقابل، حضور گسترده  و صفوف میلیونی ملّت در بیست‌ودوم دی‌ماه را نادیده بگیرند اما حقیقت، عظیم‌تر از آن بود که سانسور شود. در ماه دی، یک بیست‌و‌دوم بهمن جدید متولد شده بود و حضور مردم «کمر فتنه را شکست». ۲۲ دی ثابت کرد که مردم ما مرز اعتراض و اغتشاش را می‌شناسد و اجازه نمی‌دهد خون بی‌گناهان، نردبان پروژه‌های سیاسی شود. امروز، جبهه دشمن هرچه را که امکانش داشته آزموده: نه فشار نظامی نتیجه داد، نه تحریم اقتصادی توانست مردم را از میدان خارج کند، و نه ترورهای خیابانی به براندازی انجامید. آنچه معادلات را بر هم زد، ملّتی بود که به بدخواهان این آب و خاک نشان داد که ایران با تکیه بر مردم، نه‌تنها از بحران‌ها عبور می‌کند، بلکه دشمن را مجازات هم می‌کند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62501 #ديگران__گزارش
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 379 Visualizações 0 Anterior
  • آمریکا؛ از مهندسی کودتا تا مدیریت آشوب



     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۴ در دیدار صدها نفر از قهرمانان رشته‌های مختلف ورزشی و مدال‌آوران المپیادهای علمی جهانی با اشاره به تظاهرات سراسری و میلیونی علیه ترامپ در ایالت‌ها و شهرهای مختلف آمریکا خطاب به مقامات آمریکایی تأکید کردند: «شما اگر خیلی توانایی دارید به جای دروغ‌پراکنی، دخالت در کار دیگر کشورها و اقداماتی همچون ساخت پایگاه نظامی در آنها، این میلیون‌ها نفر را آرام کنید و به خانه‌های خود بازگردانید.»
    بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR بر همین اساس به بررسی نقش آمریکا در کودتا و آشوب در کشورهای مختلف جهان پرداخته است.


     مداخله در امور داخلی کشورها یکی از پایدارترین و درعین‌حال مناقشه‌برانگیزترین مؤلفه‌های سیاست خارجی آمریکا بوده است؛ سیاستی که صرف‌نظر از تغییر دولت‌ها، احزاب و گفتمان‌های رسمی، همواره در اشکال مختلف ادامه یافته است. برخلاف روایت مسلط در ادبیات رسمی واشنگتن که این اقدامات را ذیل عناوینی چون «حمایت از دموکراسی»، «مهار بی‌ثباتی» یا «دفاع از نظم بین‌المللی» توجیه می‌کند، بررسی تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که مداخله آمریکا اغلب زمانی آغاز شده که دولت‌های مستقل، مسیر تصمیم‌گیری سیاسی یا اقتصادی خود را خارج از چارچوب منافع راهبردی این کشور تعریف کرده‌اند.

    این مداخلات الزاماً به اشغال نظامی مستقیم محدود نبوده و طیفی گسترده از ابزارها را دربر گرفته است؛ از کودتاهای کلاسیک و عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی گرفته تا جنگ اقتصادی، تحریم‌های فلج‌کننده، عملیات روانی، حمایت مالی و رسانه‌ای از بازیگران همسو و مهندسی نارضایتی‌های اجتماعی. آنچه این پرونده‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد نه تفاوت‌های جغرافیایی یا ایدئولوژیک بلکه منطق مشترکی است که استقلال سیاسی و اقتصادی دولت‌ها را در صورت تعارض با منافع آمریکا، به تهدیدی قابل حذف یا مهار تبدیل می‌کند.

    مطالعه موردی ۶ کشور ایران، گواتمالا، شیلی، نیکاراگوئه، اوکراین و ونزوئلا، تصویری روشن از این الگوی تکرارشونده ارائه می‌دهد؛ الگویی که پیامدهای آن نه «ثبات» بلکه بی‌ثباتی‌های عمیق و ماندگار بوده است.

     کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران؛ بازگشت نفت به مدار غرب
    هدف اصلی آمریکا از مداخله در ایرانِ سال ۱۳۳۲، مهار یک دولت مستقل بود که با ملّی کردن صنعت نفت، نظم مطلوب غرب در غرب آسیا را به چالش کشیده بود. دولت محمد مصدق نه‌تنها منافع انگلیس را قطع کرد، بلکه این پیام را مخابره می‌کرد که یک کشور جهانِ پیرامونی می‌تواند بدون وابستگی به بلوک‌های قدرت، بر منابع راهبردی خود حاکم باشد. برای واشنگتن، خطر اصلی نه صرفاً از دست رفتن نفت، بلکه الگوشدن یک ملی‌گرایی مستقل در منطقه‌ای حساس بود؛ الگویی که می‌توانست به سایر کشورها نیز سرایت کند.

    برای خنثی‌سازی این روند، آمریکا با همکاری سرویس اطلاعاتی انگلیس، عملیات مخفی «آژاکس» را طراحی و اجرا کرد. اسناد رسمی منتشرشده سیا نشان می‌دهد که این عملیات مبتنی بر جنگ روانی سازمان‌یافته، خرید وفاداری سیاستمداران، تحریک آشوب خیابانی و نفوذ در ساختار ارتش بود. رسانه‌ها با منابع مالی خارجی به تخریب دولت مشغول شدند، شکاف‌های اجتماعی و مذهبی تعمیق یافت و با ایجاد فضای ناامنی، زمینه مداخله نظامی فراهم شد. کودتا نه یک واکنش خودجوش، بلکه نتیجه مهندسی دقیق سیاسی و امنیتی از بیرون بود.

    نتیجه این مداخله، سقوط دولت قانونی و بازگشت قدرت مطلقه شاه با حمایت مستقیم آمریکا بود. در پی کودتا، قراردادهای نفتی جدید تنظیم شد که سهم قابل‌توجهی را به شرکت‌های آمریکایی اختصاص می‌داد و ایران عملاً به یکی از ستون‌های نظم امنیتی غرب در منطقه تبدیل شد. اما پیامد بلندمدت این اقدام، چیزی فراتر از تغییر دولت بود؛ تخریب اعتماد عمومی به روندهای دموکراتیک، تعمیق وابستگی خارجی و شکل‌گیری چرخه‌ای از بی‌ثباتی سیاسی که اثرات آن تا دهه‌ها بعد باقی ماند. ۲۸ مرداد به الگویی بدل شد که نشان می‌داد مداخله خارجی حتی اگر در کوتاه‌مدت منافع راهبردی را برای مداخله‌گر تأمین کند، در بلندمدت هزینه‌های عمیق اجتماعی و سیاسی به‌جا می‌گذارد.

     گواتمالا ۱۹۵۴؛ سرنگونی اصلاحات ملی به نام «مهار کمونیسم»
    هدف اصلی آمریکا از مداخله در گواتمالا جلوگیری از تثبیت دولتی بود که اصلاحات اقتصادی مستقل را در پیش گرفته و منافع شرکت‌های بزرگ آمریکایی را تهدید می‌کرد. دولت «خاکوبو آربنز» با اجرای برنامه اصلاحات ارضی، زمین‌های بلااستفاده شرکت «یونایتد فروت» را مشمول ملی‌سازی کرد؛ شرکتی که روابط عمیق و مستقیم با نخبگان سیاسی واشنگتن داشت. برای آمریکا، مسئله صرفاً گواتمالا نبود، بلکه خطر الگوشدن یک دولت مستقل و اصلاح‌طلب در آمریکای لاتین بود؛ الگویی که می‌توانست نظم اقتصادی مبتنی بر سلطه شرکت‌های فراملی را به چالش بکشد.

    برای مهار این روند، سازمان سیا در گواتمالا عملیات مخفی «PBSUCCESS» را در سال ۱۹۵۴ طراحی و اجرا کرد. این عملیات بر پایه جنگ روانی، عملیات رسانه‌ای جعلی، تهدید نظامی ساختگی و حمایت غیرمستقیم از نیروهای شورشی شکل گرفت. رادیوهای وابسته به سیا اخبار دروغین از پیشروی نیروهای شورشی پخش می‌کردند، فضای رعب و فروپاشی روانی در ارتش ایجاد شد و دولت آربنز در انزوای سیاسی قرار گرفت. بدون تهاجم نظامی گسترده، اما با مهندسی ادراک عمومی و فشار سیاسی، رئیس‌جمهور منتخب مجبور به استعفا شد.

    نتیجه این مداخله، سقوط دولت قانونی و استقرار یک رژیم نظامی طرفدار آمریکا بود که اصلاحات اجتماعی را متوقف کرد و کشور را وارد دهه‌ها بی‌ثباتی کرد. جنگ داخلی طولانی‌مدت، سرکوب گسترده غیرنظامیان و نقض سیستماتیک حقوق بشر از پیامدهای مستقیم این کودتا بود. تجربه گواتمالا نشان داد که مداخله آمریکا، حتی زمانی که با حداقل نیروی نظامی انجام می‌شود، می‌تواند ساختار سیاسی یک کشور را برای نسل‌ها از مسیر توسعه مستقل خارج کند؛ الگویی که بعدها در دیگر نقاط آمریکای لاتین نیز تکرار شد.

     شیلی ۱۹۷۳؛ مهندسی فروپاشی یک دولت منتخب
    هدف آمریکا در شیلی، جلوگیری از تثبیت دولتی بود که از مسیر انتخابات آزاد به قدرت رسیده اما سیاست‌هایی مغایر با نظم اقتصادی و ایدئولوژیک غرب دنبال می‌کرد. سالوادور آلنده با ملی‌کردن صنایع کلیدی به‌ویژه معادن مس و گسترش نقش دولت در اقتصاد، منافع شرکت‌های آمریکایی و تصور واشنگتن از «قابل‌کنترل‌بودن دموکراسی» در آمریکای لاتین را به چالش کشید. نگرانی اصلی آمریکا این بود که موفقیت یک دولت سوسیالیستِ منتخب مردم، الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشورها شود و نشان دهد تغییر ساختار قدرت لزوما نیازمند انقلاب مسلحانه نیست.

    برای مقابله با این سناریو، آمریکا راهبردی چندلایه را به اجرا گذاشت؛ اسناد منتشرشده کاخ سفید و سیا نشان می‌دهد واشنگتن با تحریم مالی غیررسمی، قطع دسترسی به وام‌های بین‌المللی، تأمین مالی رسانه‌های مخالف، حمایت از اعتصاب‌های فلج‌کننده و ارتباط‌گیری مستمر با ارتش، عملا ثبات دولت آلنده را هدف قرار داد. دستور صریح «ریچارد نیکسون» برای «به فریاد درآوردن اقتصاد شیلی» بازتاب‌دهنده همین رویکرد بود. این فشارها به‌تدریج جامعه را دچار بحران اقتصادی و دوگانگی سیاسی کرد و زمینه روانی و عملی کودتا را فراهم آورد.

    نتیجه این مداخله، کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و استقرار دیکتاتوری نظامی آگوستو پینوشه بود؛ رژیمی که با سرکوب گسترده، اعدام و ناپدیدسازی مخالفان شناخته می‌شود. اگرچه شیلی به آزمایشگاه سیاست‌های اقتصادی مورد حمایت آمریکا تبدیل شد، اما هزینه آن نابودی دموکراسی، نقض گسترده حقوق بشر و شکاف عمیق اجتماعی بود. تجربه شیلی نشان داد که برای واشنگتن، حتی یک دولت منتخب نیز در صورتی که از چارچوب منافع تعریف‌شده خارج شود، می‌تواند هدف مداخله و براندازی قرار گیرد.

     نیکاراگوئه دهه ۱۹۸۰؛ جنگ نیابتی برای فرسایش یک انقلاب
    هدف آمریکا در نیکاراگوئه، جلوگیری از تثبیت انقلابی بود که نظم سیاسی مورد نظر واشنگتن در آمریکای مرکزی را بر هم می‌زد. پس از پیروزی انقلاب ساندینیستی در سال ۱۹۷۹ و سقوط رژیم دیکتاتوری سوموسا، دولت جدید برنامه‌هایی برای اصلاحات اجتماعی، گسترش خدمات عمومی و کاهش وابستگی خارجی آغاز کرد. برای آمریکا، مسئله صرفا جهت‌گیری ایدئولوژیک دولت جدید نبود، بلکه خطر سرایت یک انقلاب موفق ضدامپریالیستی به دیگر کشورهای منطقه بود؛ منطقه‌ای که واشنگتن آن را حوزه نفوذ سنتی خود می‌دانست.

    برای مهار این روند، آمریکا به‌جای مداخله مستقیم نظامی، راهبرد جنگ نیابتی و بی‌ثبات‌سازی مستمر را در پیش گرفت. دولت ریگان با حمایت سازمان سیا، گروه‌های مسلح موسوم به «کنتراها» را سازمان‌دهی و تسلیح کرد؛ گروه‌هایی متشکل از بقایای نیروهای رژیم پیشین که به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، ترور، خرابکاری و ایجاد ناامنی گسترده متهم بودند. هم‌زمان، آمریکا با اعمال تحریم‌های اقتصادی و فشار دیپلماتیک، تلاش کرد دولت نیکاراگوئه را در تنگنای مالی و سیاسی قرار دهد.

    نتیجه این مداخله، فرسایش طولانی‌مدت جامعه نیکاراگوئه بود. جنگ داخلی هزاران کشته بر جای گذاشت، اقتصاد کشور را تضعیف کرد و مسیر توسعه را سال‌ها عقب انداخت. هرچند دولت ساندینیستی در نهایت تحت فشارهای داخلی و خارجی وارد رقابت انتخاباتی شد، اما هزینه این «گذار سیاسی» بسیار سنگین بود. تجربه نیکاراگوئه نشان داد که آمریکا برای مهار دولت‌های ناهمسو، لزوما به کودتای سریع متوسل نمی‌شود؛ جنگ فرسایشی و بی‌ثبات‌سازی تدریجی نیز ابزاری مؤثر برای تغییر موازنه قدرت به شمار می‌آید.

     اوکراین ۲۰۱۴؛ مهندسی تغییر قدرت در مرزهای روسیه
    هدف اصلی آمریکا در اوکراین در سال ۲۰۱۴، خارج‌کردن این کشور از مدار نفوذ روسیه و تثبیت آن در ساختار سیاسی و امنیتی غرب بود. اوکراین به‌عنوان کشوری حائل میان روسیه و اروپا، جایگاهی کلیدی در موازنه قدرت اوراسیا دارد و برای واشنگتن، تداوم پیوندهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی کی‌یف با مسکو به‌معنای محدودماندن پروژه گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق بود. از این منظر، مسئله نه صرفاً اختلاف بر سر یک انتخابات یا دولت، بلکه تغییر جهت ژئوپلیتیکی یک کشور راهبردی تعریف می‌شد.

    برای تحقق این هدف، آمریکا از مجموعه‌ای از ابزارهای سیاسی و غیرنظامی بهره گرفت. در جریان اعتراضات «میدان» در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، واشنگتن با حمایت مالی و سازمانی از شبکه‌ای از سازمان‌های غیردولتی، آموزش فعالان سیاسی، نفوذ گسترده رسانه‌ای و پشتیبانی علنی مقامات خود از معترضان، نقشی فعال ایفا کرد. مکالمه افشاشده «ویکتوریا نولاند» -معاون وقت وزارت خارجه آمریکا- که در آن مکالمه درباره ترکیب دولت آینده اوکراین پس از کناررفتن «ویکتور یانوکوویچ» گفت‌وگو می‌شد، نشان داد آمریکا صرفاً ناظر تحولات نبود، بلکه در مهندسی آرایش قدرت پس از سقوط دولت مستقر نقش مستقیم داشت. این اقدامات هم‌زمان با فشارهای دیپلماتیک و وعده‌های اقتصادی غرب، مسیر تحولات سیاسی را شتاب داد.

    نتیجه این روند، سقوط دولت یانوکوویچ در فوریه ۲۰۱۴، تشکیل دولت موقت مورد حمایت غرب و سپس انتخاب «پترو پوروشنکو» به‌عنوان رئیس‌جمهور در همان سال بود. این تغییر قدرت با چرخش رسمی سیاست خارجی اوکراین به‌سوی غرب همراه شد و واکنش روسیه را در پی داشت؛ از جمله الحاق شبه‌جزیره کریمه و آغاز درگیری‌های مسلحانه در شرق اوکراین. این تحولات، اوکراین را وارد چرخه‌ای مزمن از بی‌ثباتی امنیتی کرد و  در نهایت به جنگی تمام‌عیار و طولانی‌مدت در قلب اروپا انجامید که هنوزم با گذشت چند سال همزمان با دولت زلنسکی ادامه دارد. تجربه اوکراین نشان داد که مداخله سیاسی و غیرمستقیم در تغییر قدرت، حتی بدون کودتای کلاسیک یا اشغال نظامی، می‌تواند پیامدهای عمیق و بلندمدت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای داشته باشد.

     ونزوئلا؛ از کودتای نافرجام و جنگ اقتصادی تا ربایش مادورو
    مداخله آمریکا در ونزوئلا صرفاً به حمایت سیاسی از مخالفان محدود نمانده و در دو دهه گذشته، به مجموعه‌ای از ابزارهای فشرده برای سلب حاکمیت عملی دولت مستقر تبدیل شده است. نقطه آغاز این روند، کودتای نافرجام آوریل ۲۰۰۲ علیه «هوگو چاوز» بود؛ رخدادی که اسناد منتشرشده نشان می‌دهد واشنگتن از طراحان آن آگاهی داشته و پس از برکناری موقت چاوز، دولت کودتا را به‌سرعت به رسمیت شناخت. هرچند این کودتا شکست خورد، اما الگوی مداخله وارد مرحله‌ای جدید شد.

    در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از روی کار آمدن «نیکلاس مادورو»، آمریکا راهبرد جنگ اقتصادی و فرسایش اجتماعی را در پیش گرفت. تحریم‌های گسترده نفتی، بانکی و مالی به‌گونه‌ای طراحی شد که ستون فقرات اقتصاد ونزوئلا را هدف قرار دهد. هم‌زمان، واشنگتن با به‌رسمیت‌شناختن دولت موازی و انتقال دارایی‌های ملی ونزوئلا به مخالفان، عملاً اصل حاکمیت دولت مرکزی را نقض کرد.

    این روند در گام بعد، وارد فاز بی‌سابقه‌تری شد. تعیین جایزه رسمی برای «بازداشت» رئیس‌جمهور مستقر ونزوئلا، صدور کیفرخواست یک‌جانبه و طرح علنی سناریوهای بازداشت یا انتقال اجباری مادورو، مرز مداخله سیاسی را پشت سر گذاشت. در نهایت اخیرا ربایش مادورو به عنوان رئیس‌جمهور یک کشور مستقل در حقوق بین‌الملل مصداق روشن مداخله و تلاش برای تغییر حکومت از بیرون است.

     تحلیل کلان مداخله های آمریکا
    مرور تجربه مداخلات آمریکا در ایران، گواتمالا، شیلی، نیکاراگوئه، اوکراین و ونزوئلا نشان می‌دهد آنچه در ادبیات رسمی واشنگتن به‌عنوان «حمایت از دموکراسی» یا «ثبات بین‌المللی» معرفی می‌شود، در عمل اغلب به پروژه‌ای سیستماتیک برای کنترل مسیر تصمیم‌گیری دولت‌ها بدل شده است. این مداخلات نه استثنا، بلکه بخشی از منطق پایدار سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بوده است؛ منطقی که با تغییر ابزارها و تاکتیک‌ها ادامه یافته، اما در هدف اصلی یعنی حفظ برتری ژئوپلیتیکی و اقتصادی ثبات داشته است.

    در تمامی این پرونده‌ها، نقطه آغاز مداخله زمانی شکل گرفته که دولت‌های مستقر، به‌ویژه از طریق ملّی‌سازی منابع، اصلاحات اقتصادی مستقل یا تغییر جهت سیاست خارجی از چارچوب منافع تعریف‌شده واشنگتن خارج شده‌اند. از ایرانِ مصدق تا شیلیِ آلنده و ونزوئلای چاوز و مادورو، الگوی مشترک این بوده است که استقلال در تصمیم‌سازی، حتی اگر از مسیر انتخابات یا مطالبات مردمی حاصل شده باشد، به‌سرعت به‌عنوان تهدید بازتعریف شده است. در چنین شرایطی، آمریکا نه به اصلاح رفتار بلکه به تغییر ساختار قدرت تمایل نشان داده است.

    تجربه تاریخی نشان می‌دهد که شکل مداخله متناسب با هزینه‌ها و شرایط بین‌المللی تغییر کرده است. در دهه‌های ابتدایی جنگ سرد، کودتای کلاسیک و عملیات مخفی مستقیم ابزار غالب بود؛ اما با افزایش حساسیت افکار عمومی جهانی و پیچیده‌ترشدن حقوق بین‌الملل، واشنگتن به سمت روش‌هایی حرکت کرده که امکان انکارپذیری بیشتری دارند. جنگ اقتصادی، تحریم‌های فراگیر، فشار دیپلماتیک، عملیات روانی، حمایت مالی و رسانه‌ای از بازیگران سیاسی همسو و مهندسی نارضایتی اجتماعی، جایگزین اشغال نظامی یا کودتای آشکار شده‌اند. این تحول تاکتیکی، به‌معنای کاهش شدت مداخله نیست، بلکه نشان‌دهنده حرفه‌ای‌ترشدن و کم‌هزینه‌ترشدن آن از منظر مداخله‌گر است.

    وجه مشترک دیگر این پرونده‌ها، فاصله معنادار میان اهداف اعلامی و نتایج واقعی است. مداخلاتی که با ادعای جلوگیری از «بی‌ثباتی» یا «اقتدارگرایی» آغاز شده‌اند، در عمل به فروپاشی نهادهای سیاسی، تضعیف حاکمیت ملی و شکل‌گیری چرخه‌های طولانی خشونت و بحران انجامیده‌اند. از جنگ داخلی خونین در گواتمالا و نیکاراگوئه گرفته تا دیکتاتوری پینوشه در شیلی، از بی‌ثباتی مزمن اوکراین تا فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، پیامد مشترک این مداخلات، هزینه‌های سنگینی بوده که مستقیما بر دوش جوامع محلی افتاده است.

    در مجموع، این ۶ مطالعه موردی تصویر روشنی از یک الگوی تکرارشونده ارائه می‌دهد: هرجا که استقلال سیاسی و اقتصادی با منافع راهبردی آمریکا تعارض پیدا کرده، مداخله در اشکال مختلف به‌عنوان گزینه‌ای مشروع تلقی شده است. تفاوت‌ها در شکل و شدت واقعیت بنیادی را تغییر نمی‌دهد؛ مداخله نه ابزار استثنایی، بلکه بخشی ساختاری از رویکرد آمریکا به نظم جهانی بوده است.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62500

    #ديگران__گزارش
    📰 آمریکا؛ از مهندسی کودتا تا مدیریت آشوب  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۴ در دیدار صدها نفر از قهرمانان رشته‌های مختلف ورزشی و مدال‌آوران المپیادهای علمی جهانی با اشاره به تظاهرات سراسری و میلیونی علیه ترامپ در ایالت‌ها و شهرهای مختلف آمریکا خطاب به مقامات آمریکایی تأکید کردند: «شما اگر خیلی توانایی دارید به جای دروغ‌پراکنی، دخالت در کار دیگر کشورها و اقداماتی همچون ساخت پایگاه نظامی در آنها، این میلیون‌ها نفر را آرام کنید و به خانه‌های خود بازگردانید.» بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR بر همین اساس به بررسی نقش آمریکا در کودتا و آشوب در کشورهای مختلف جهان پرداخته است.  مداخله در امور داخلی کشورها یکی از پایدارترین و درعین‌حال مناقشه‌برانگیزترین مؤلفه‌های سیاست خارجی آمریکا بوده است؛ سیاستی که صرف‌نظر از تغییر دولت‌ها، احزاب و گفتمان‌های رسمی، همواره در اشکال مختلف ادامه یافته است. برخلاف روایت مسلط در ادبیات رسمی واشنگتن که این اقدامات را ذیل عناوینی چون «حمایت از دموکراسی»، «مهار بی‌ثباتی» یا «دفاع از نظم بین‌المللی» توجیه می‌کند، بررسی تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که مداخله آمریکا اغلب زمانی آغاز شده که دولت‌های مستقل، مسیر تصمیم‌گیری سیاسی یا اقتصادی خود را خارج از چارچوب منافع راهبردی این کشور تعریف کرده‌اند. این مداخلات الزاماً به اشغال نظامی مستقیم محدود نبوده و طیفی گسترده از ابزارها را دربر گرفته است؛ از کودتاهای کلاسیک و عملیات مخفی سازمان‌های اطلاعاتی گرفته تا جنگ اقتصادی، تحریم‌های فلج‌کننده، عملیات روانی، حمایت مالی و رسانه‌ای از بازیگران همسو و مهندسی نارضایتی‌های اجتماعی. آنچه این پرونده‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد نه تفاوت‌های جغرافیایی یا ایدئولوژیک بلکه منطق مشترکی است که استقلال سیاسی و اقتصادی دولت‌ها را در صورت تعارض با منافع آمریکا، به تهدیدی قابل حذف یا مهار تبدیل می‌کند. مطالعه موردی ۶ کشور ایران، گواتمالا، شیلی، نیکاراگوئه، اوکراین و ونزوئلا، تصویری روشن از این الگوی تکرارشونده ارائه می‌دهد؛ الگویی که پیامدهای آن نه «ثبات» بلکه بی‌ثباتی‌های عمیق و ماندگار بوده است.  کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران؛ بازگشت نفت به مدار غرب هدف اصلی آمریکا از مداخله در ایرانِ سال ۱۳۳۲، مهار یک دولت مستقل بود که با ملّی کردن صنعت نفت، نظم مطلوب غرب در غرب آسیا را به چالش کشیده بود. دولت محمد مصدق نه‌تنها منافع انگلیس را قطع کرد، بلکه این پیام را مخابره می‌کرد که یک کشور جهانِ پیرامونی می‌تواند بدون وابستگی به بلوک‌های قدرت، بر منابع راهبردی خود حاکم باشد. برای واشنگتن، خطر اصلی نه صرفاً از دست رفتن نفت، بلکه الگوشدن یک ملی‌گرایی مستقل در منطقه‌ای حساس بود؛ الگویی که می‌توانست به سایر کشورها نیز سرایت کند. برای خنثی‌سازی این روند، آمریکا با همکاری سرویس اطلاعاتی انگلیس، عملیات مخفی «آژاکس» را طراحی و اجرا کرد. اسناد رسمی منتشرشده سیا نشان می‌دهد که این عملیات مبتنی بر جنگ روانی سازمان‌یافته، خرید وفاداری سیاستمداران، تحریک آشوب خیابانی و نفوذ در ساختار ارتش بود. رسانه‌ها با منابع مالی خارجی به تخریب دولت مشغول شدند، شکاف‌های اجتماعی و مذهبی تعمیق یافت و با ایجاد فضای ناامنی، زمینه مداخله نظامی فراهم شد. کودتا نه یک واکنش خودجوش، بلکه نتیجه مهندسی دقیق سیاسی و امنیتی از بیرون بود. نتیجه این مداخله، سقوط دولت قانونی و بازگشت قدرت مطلقه شاه با حمایت مستقیم آمریکا بود. در پی کودتا، قراردادهای نفتی جدید تنظیم شد که سهم قابل‌توجهی را به شرکت‌های آمریکایی اختصاص می‌داد و ایران عملاً به یکی از ستون‌های نظم امنیتی غرب در منطقه تبدیل شد. اما پیامد بلندمدت این اقدام، چیزی فراتر از تغییر دولت بود؛ تخریب اعتماد عمومی به روندهای دموکراتیک، تعمیق وابستگی خارجی و شکل‌گیری چرخه‌ای از بی‌ثباتی سیاسی که اثرات آن تا دهه‌ها بعد باقی ماند. ۲۸ مرداد به الگویی بدل شد که نشان می‌داد مداخله خارجی حتی اگر در کوتاه‌مدت منافع راهبردی را برای مداخله‌گر تأمین کند، در بلندمدت هزینه‌های عمیق اجتماعی و سیاسی به‌جا می‌گذارد.  گواتمالا ۱۹۵۴؛ سرنگونی اصلاحات ملی به نام «مهار کمونیسم» هدف اصلی آمریکا از مداخله در گواتمالا جلوگیری از تثبیت دولتی بود که اصلاحات اقتصادی مستقل را در پیش گرفته و منافع شرکت‌های بزرگ آمریکایی را تهدید می‌کرد. دولت «خاکوبو آربنز» با اجرای برنامه اصلاحات ارضی، زمین‌های بلااستفاده شرکت «یونایتد فروت» را مشمول ملی‌سازی کرد؛ شرکتی که روابط عمیق و مستقیم با نخبگان سیاسی واشنگتن داشت. برای آمریکا، مسئله صرفاً گواتمالا نبود، بلکه خطر الگوشدن یک دولت مستقل و اصلاح‌طلب در آمریکای لاتین بود؛ الگویی که می‌توانست نظم اقتصادی مبتنی بر سلطه شرکت‌های فراملی را به چالش بکشد. برای مهار این روند، سازمان سیا در گواتمالا عملیات مخفی «PBSUCCESS» را در سال ۱۹۵۴ طراحی و اجرا کرد. این عملیات بر پایه جنگ روانی، عملیات رسانه‌ای جعلی، تهدید نظامی ساختگی و حمایت غیرمستقیم از نیروهای شورشی شکل گرفت. رادیوهای وابسته به سیا اخبار دروغین از پیشروی نیروهای شورشی پخش می‌کردند، فضای رعب و فروپاشی روانی در ارتش ایجاد شد و دولت آربنز در انزوای سیاسی قرار گرفت. بدون تهاجم نظامی گسترده، اما با مهندسی ادراک عمومی و فشار سیاسی، رئیس‌جمهور منتخب مجبور به استعفا شد. نتیجه این مداخله، سقوط دولت قانونی و استقرار یک رژیم نظامی طرفدار آمریکا بود که اصلاحات اجتماعی را متوقف کرد و کشور را وارد دهه‌ها بی‌ثباتی کرد. جنگ داخلی طولانی‌مدت، سرکوب گسترده غیرنظامیان و نقض سیستماتیک حقوق بشر از پیامدهای مستقیم این کودتا بود. تجربه گواتمالا نشان داد که مداخله آمریکا، حتی زمانی که با حداقل نیروی نظامی انجام می‌شود، می‌تواند ساختار سیاسی یک کشور را برای نسل‌ها از مسیر توسعه مستقل خارج کند؛ الگویی که بعدها در دیگر نقاط آمریکای لاتین نیز تکرار شد.  شیلی ۱۹۷۳؛ مهندسی فروپاشی یک دولت منتخب هدف آمریکا در شیلی، جلوگیری از تثبیت دولتی بود که از مسیر انتخابات آزاد به قدرت رسیده اما سیاست‌هایی مغایر با نظم اقتصادی و ایدئولوژیک غرب دنبال می‌کرد. سالوادور آلنده با ملی‌کردن صنایع کلیدی به‌ویژه معادن مس و گسترش نقش دولت در اقتصاد، منافع شرکت‌های آمریکایی و تصور واشنگتن از «قابل‌کنترل‌بودن دموکراسی» در آمریکای لاتین را به چالش کشید. نگرانی اصلی آمریکا این بود که موفقیت یک دولت سوسیالیستِ منتخب مردم، الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشورها شود و نشان دهد تغییر ساختار قدرت لزوما نیازمند انقلاب مسلحانه نیست. برای مقابله با این سناریو، آمریکا راهبردی چندلایه را به اجرا گذاشت؛ اسناد منتشرشده کاخ سفید و سیا نشان می‌دهد واشنگتن با تحریم مالی غیررسمی، قطع دسترسی به وام‌های بین‌المللی، تأمین مالی رسانه‌های مخالف، حمایت از اعتصاب‌های فلج‌کننده و ارتباط‌گیری مستمر با ارتش، عملا ثبات دولت آلنده را هدف قرار داد. دستور صریح «ریچارد نیکسون» برای «به فریاد درآوردن اقتصاد شیلی» بازتاب‌دهنده همین رویکرد بود. این فشارها به‌تدریج جامعه را دچار بحران اقتصادی و دوگانگی سیاسی کرد و زمینه روانی و عملی کودتا را فراهم آورد. نتیجه این مداخله، کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و استقرار دیکتاتوری نظامی آگوستو پینوشه بود؛ رژیمی که با سرکوب گسترده، اعدام و ناپدیدسازی مخالفان شناخته می‌شود. اگرچه شیلی به آزمایشگاه سیاست‌های اقتصادی مورد حمایت آمریکا تبدیل شد، اما هزینه آن نابودی دموکراسی، نقض گسترده حقوق بشر و شکاف عمیق اجتماعی بود. تجربه شیلی نشان داد که برای واشنگتن، حتی یک دولت منتخب نیز در صورتی که از چارچوب منافع تعریف‌شده خارج شود، می‌تواند هدف مداخله و براندازی قرار گیرد.  نیکاراگوئه دهه ۱۹۸۰؛ جنگ نیابتی برای فرسایش یک انقلاب هدف آمریکا در نیکاراگوئه، جلوگیری از تثبیت انقلابی بود که نظم سیاسی مورد نظر واشنگتن در آمریکای مرکزی را بر هم می‌زد. پس از پیروزی انقلاب ساندینیستی در سال ۱۹۷۹ و سقوط رژیم دیکتاتوری سوموسا، دولت جدید برنامه‌هایی برای اصلاحات اجتماعی، گسترش خدمات عمومی و کاهش وابستگی خارجی آغاز کرد. برای آمریکا، مسئله صرفا جهت‌گیری ایدئولوژیک دولت جدید نبود، بلکه خطر سرایت یک انقلاب موفق ضدامپریالیستی به دیگر کشورهای منطقه بود؛ منطقه‌ای که واشنگتن آن را حوزه نفوذ سنتی خود می‌دانست. برای مهار این روند، آمریکا به‌جای مداخله مستقیم نظامی، راهبرد جنگ نیابتی و بی‌ثبات‌سازی مستمر را در پیش گرفت. دولت ریگان با حمایت سازمان سیا، گروه‌های مسلح موسوم به «کنتراها» را سازمان‌دهی و تسلیح کرد؛ گروه‌هایی متشکل از بقایای نیروهای رژیم پیشین که به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، ترور، خرابکاری و ایجاد ناامنی گسترده متهم بودند. هم‌زمان، آمریکا با اعمال تحریم‌های اقتصادی و فشار دیپلماتیک، تلاش کرد دولت نیکاراگوئه را در تنگنای مالی و سیاسی قرار دهد. نتیجه این مداخله، فرسایش طولانی‌مدت جامعه نیکاراگوئه بود. جنگ داخلی هزاران کشته بر جای گذاشت، اقتصاد کشور را تضعیف کرد و مسیر توسعه را سال‌ها عقب انداخت. هرچند دولت ساندینیستی در نهایت تحت فشارهای داخلی و خارجی وارد رقابت انتخاباتی شد، اما هزینه این «گذار سیاسی» بسیار سنگین بود. تجربه نیکاراگوئه نشان داد که آمریکا برای مهار دولت‌های ناهمسو، لزوما به کودتای سریع متوسل نمی‌شود؛ جنگ فرسایشی و بی‌ثبات‌سازی تدریجی نیز ابزاری مؤثر برای تغییر موازنه قدرت به شمار می‌آید.  اوکراین ۲۰۱۴؛ مهندسی تغییر قدرت در مرزهای روسیه هدف اصلی آمریکا در اوکراین در سال ۲۰۱۴، خارج‌کردن این کشور از مدار نفوذ روسیه و تثبیت آن در ساختار سیاسی و امنیتی غرب بود. اوکراین به‌عنوان کشوری حائل میان روسیه و اروپا، جایگاهی کلیدی در موازنه قدرت اوراسیا دارد و برای واشنگتن، تداوم پیوندهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی کی‌یف با مسکو به‌معنای محدودماندن پروژه گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق بود. از این منظر، مسئله نه صرفاً اختلاف بر سر یک انتخابات یا دولت، بلکه تغییر جهت ژئوپلیتیکی یک کشور راهبردی تعریف می‌شد. برای تحقق این هدف، آمریکا از مجموعه‌ای از ابزارهای سیاسی و غیرنظامی بهره گرفت. در جریان اعتراضات «میدان» در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، واشنگتن با حمایت مالی و سازمانی از شبکه‌ای از سازمان‌های غیردولتی، آموزش فعالان سیاسی، نفوذ گسترده رسانه‌ای و پشتیبانی علنی مقامات خود از معترضان، نقشی فعال ایفا کرد. مکالمه افشاشده «ویکتوریا نولاند» -معاون وقت وزارت خارجه آمریکا- که در آن مکالمه درباره ترکیب دولت آینده اوکراین پس از کناررفتن «ویکتور یانوکوویچ» گفت‌وگو می‌شد، نشان داد آمریکا صرفاً ناظر تحولات نبود، بلکه در مهندسی آرایش قدرت پس از سقوط دولت مستقر نقش مستقیم داشت. این اقدامات هم‌زمان با فشارهای دیپلماتیک و وعده‌های اقتصادی غرب، مسیر تحولات سیاسی را شتاب داد. نتیجه این روند، سقوط دولت یانوکوویچ در فوریه ۲۰۱۴، تشکیل دولت موقت مورد حمایت غرب و سپس انتخاب «پترو پوروشنکو» به‌عنوان رئیس‌جمهور در همان سال بود. این تغییر قدرت با چرخش رسمی سیاست خارجی اوکراین به‌سوی غرب همراه شد و واکنش روسیه را در پی داشت؛ از جمله الحاق شبه‌جزیره کریمه و آغاز درگیری‌های مسلحانه در شرق اوکراین. این تحولات، اوکراین را وارد چرخه‌ای مزمن از بی‌ثباتی امنیتی کرد و  در نهایت به جنگی تمام‌عیار و طولانی‌مدت در قلب اروپا انجامید که هنوزم با گذشت چند سال همزمان با دولت زلنسکی ادامه دارد. تجربه اوکراین نشان داد که مداخله سیاسی و غیرمستقیم در تغییر قدرت، حتی بدون کودتای کلاسیک یا اشغال نظامی، می‌تواند پیامدهای عمیق و بلندمدت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای داشته باشد.  ونزوئلا؛ از کودتای نافرجام و جنگ اقتصادی تا ربایش مادورو مداخله آمریکا در ونزوئلا صرفاً به حمایت سیاسی از مخالفان محدود نمانده و در دو دهه گذشته، به مجموعه‌ای از ابزارهای فشرده برای سلب حاکمیت عملی دولت مستقر تبدیل شده است. نقطه آغاز این روند، کودتای نافرجام آوریل ۲۰۰۲ علیه «هوگو چاوز» بود؛ رخدادی که اسناد منتشرشده نشان می‌دهد واشنگتن از طراحان آن آگاهی داشته و پس از برکناری موقت چاوز، دولت کودتا را به‌سرعت به رسمیت شناخت. هرچند این کودتا شکست خورد، اما الگوی مداخله وارد مرحله‌ای جدید شد. در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از روی کار آمدن «نیکلاس مادورو»، آمریکا راهبرد جنگ اقتصادی و فرسایش اجتماعی را در پیش گرفت. تحریم‌های گسترده نفتی، بانکی و مالی به‌گونه‌ای طراحی شد که ستون فقرات اقتصاد ونزوئلا را هدف قرار دهد. هم‌زمان، واشنگتن با به‌رسمیت‌شناختن دولت موازی و انتقال دارایی‌های ملی ونزوئلا به مخالفان، عملاً اصل حاکمیت دولت مرکزی را نقض کرد. این روند در گام بعد، وارد فاز بی‌سابقه‌تری شد. تعیین جایزه رسمی برای «بازداشت» رئیس‌جمهور مستقر ونزوئلا، صدور کیفرخواست یک‌جانبه و طرح علنی سناریوهای بازداشت یا انتقال اجباری مادورو، مرز مداخله سیاسی را پشت سر گذاشت. در نهایت اخیرا ربایش مادورو به عنوان رئیس‌جمهور یک کشور مستقل در حقوق بین‌الملل مصداق روشن مداخله و تلاش برای تغییر حکومت از بیرون است.  تحلیل کلان مداخله های آمریکا مرور تجربه مداخلات آمریکا در ایران، گواتمالا، شیلی، نیکاراگوئه، اوکراین و ونزوئلا نشان می‌دهد آنچه در ادبیات رسمی واشنگتن به‌عنوان «حمایت از دموکراسی» یا «ثبات بین‌المللی» معرفی می‌شود، در عمل اغلب به پروژه‌ای سیستماتیک برای کنترل مسیر تصمیم‌گیری دولت‌ها بدل شده است. این مداخلات نه استثنا، بلکه بخشی از منطق پایدار سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بوده است؛ منطقی که با تغییر ابزارها و تاکتیک‌ها ادامه یافته، اما در هدف اصلی یعنی حفظ برتری ژئوپلیتیکی و اقتصادی ثبات داشته است. در تمامی این پرونده‌ها، نقطه آغاز مداخله زمانی شکل گرفته که دولت‌های مستقر، به‌ویژه از طریق ملّی‌سازی منابع، اصلاحات اقتصادی مستقل یا تغییر جهت سیاست خارجی از چارچوب منافع تعریف‌شده واشنگتن خارج شده‌اند. از ایرانِ مصدق تا شیلیِ آلنده و ونزوئلای چاوز و مادورو، الگوی مشترک این بوده است که استقلال در تصمیم‌سازی، حتی اگر از مسیر انتخابات یا مطالبات مردمی حاصل شده باشد، به‌سرعت به‌عنوان تهدید بازتعریف شده است. در چنین شرایطی، آمریکا نه به اصلاح رفتار بلکه به تغییر ساختار قدرت تمایل نشان داده است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که شکل مداخله متناسب با هزینه‌ها و شرایط بین‌المللی تغییر کرده است. در دهه‌های ابتدایی جنگ سرد، کودتای کلاسیک و عملیات مخفی مستقیم ابزار غالب بود؛ اما با افزایش حساسیت افکار عمومی جهانی و پیچیده‌ترشدن حقوق بین‌الملل، واشنگتن به سمت روش‌هایی حرکت کرده که امکان انکارپذیری بیشتری دارند. جنگ اقتصادی، تحریم‌های فراگیر، فشار دیپلماتیک، عملیات روانی، حمایت مالی و رسانه‌ای از بازیگران سیاسی همسو و مهندسی نارضایتی اجتماعی، جایگزین اشغال نظامی یا کودتای آشکار شده‌اند. این تحول تاکتیکی، به‌معنای کاهش شدت مداخله نیست، بلکه نشان‌دهنده حرفه‌ای‌ترشدن و کم‌هزینه‌ترشدن آن از منظر مداخله‌گر است. وجه مشترک دیگر این پرونده‌ها، فاصله معنادار میان اهداف اعلامی و نتایج واقعی است. مداخلاتی که با ادعای جلوگیری از «بی‌ثباتی» یا «اقتدارگرایی» آغاز شده‌اند، در عمل به فروپاشی نهادهای سیاسی، تضعیف حاکمیت ملی و شکل‌گیری چرخه‌های طولانی خشونت و بحران انجامیده‌اند. از جنگ داخلی خونین در گواتمالا و نیکاراگوئه گرفته تا دیکتاتوری پینوشه در شیلی، از بی‌ثباتی مزمن اوکراین تا فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، پیامد مشترک این مداخلات، هزینه‌های سنگینی بوده که مستقیما بر دوش جوامع محلی افتاده است. در مجموع، این ۶ مطالعه موردی تصویر روشنی از یک الگوی تکرارشونده ارائه می‌دهد: هرجا که استقلال سیاسی و اقتصادی با منافع راهبردی آمریکا تعارض پیدا کرده، مداخله در اشکال مختلف به‌عنوان گزینه‌ای مشروع تلقی شده است. تفاوت‌ها در شکل و شدت واقعیت بنیادی را تغییر نمی‌دهد؛ مداخله نه ابزار استثنایی، بلکه بخشی ساختاری از رویکرد آمریکا به نظم جهانی بوده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62500 #ديگران__گزارش
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 1K Visualizações 0 Anterior
  • ایران تگزاس نیست!


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و بیست و یکمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، استوار یکم شهید قاسم عزیزی، که در روز ۱۸ دی‌ماه در شهرستان مرودشت بر اثر اصابت گلوله و ضربات چاقو به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و یک


    سرمقاله



     ایران تگزاس نیست!

     «ما باید همین الان معترضان ایران را مسلح کنیم... این موجب امنیت بیشتر آمریکا خواهد شد.» این جملاتِ تد کروز، سناتور ارشد جمهوری‌خواه و اهل تگزاس، در کنار پیام‌های مایک پومپئو خطاب به مأموران موساد در خیابان‌های تهران، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی، یک اعتراف بزرگ تاریخی است. اعتراف به این واقعیت که پروژه فشار نرم، عملیات روانی، تهدیدهای نظامی و تحریم‌های فلج‌کننده، نتوانسته ایران را به وضعیت مد نظر آمریکا برساند.
     





    تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده، گورستانِ پروژه‌هایی است که قرار بود با تسلیح گروه‌های داخلی، رژیم مد نظر واشنگتن بر سر کار بیاید اما منجر به سناریوهای دیگری شد؛ ماجرای افغانستان، نیکاراگوئه، لیبی، سوریه و سودان پیش چشم ماست. آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ رخ داد، رونمایی از پرده آخر همین نمایش ناکام بود یعنی عبور رسمی از فاز «فشار هوشمند» و رسیدن به بن‌بستِ «تسلیح علنی تروریست‌ها.»

    برای روشن شدن صحنه، باید تکه‌های پازل را کنار هم دید. ابتدا راه‌اندازی جنگ اقتصادی با تمرکز بر ارز و سپس بمباران رسانه‌ای برای آماده‌سازی ذهنی جامعه، بعد ورود لیدرهای آموزش‌دیده و در نهایت تلاش برای تبدیل نارضایتی اقتصادی به اغتشاش سازمان‌یافته در جهت ایجاد جنگ مسلحانه.

    هدف این زنجیره عملیات، تضعیف بازدارندگی ایران و تحت‌الشعاع قرار دادن پیروزی‌ راهبردی جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه بود. دشمنی که در میدان نبرد مستقیم طعم شکست را چشیده بود، با فشار معیشتی و نوسان‌سازی در بازار ارز، تلاش کرد سفره مردم را به سنگر جنگ شهری تبدیل کند.

    با این حال، محاسبه دشمن یک نقص جدی داشت. جامعه ایران، حتی در اوج فشار اقتصادی، نسبت به ناامن‌سازی و فروغلتیدن کشور به هرج‌ومرج، حساسیت بالایی دارد و برایش خط قرمز محسوب می‌شود. همین حساسیت اجتماعی، در کنار واکنش به‌موقع ساختارهای امنیتی و فناورانه، اجازه نداد این زیرساخت به نتیجه مورد انتظار طراحانش برسد. حماسه ۲۲ دی نشان داد که انسجام اجتماعی، همچنان مهم‌ترین مانع در برابر پروژه‌های آشوب‌محور است.

    یکی از جنجالی‌ترین ابعاد اعتراضات دی ۱۴۰۴، بیانیه‌هایی بود که از سوی نهادهای اطلاعاتی و مقامات رژیم اسرائیل صادر شد. برخلاف رویه‌های معمول و ریاکارانه که بر حمایت روانی و رسانه‌ای از عوامل میدانی آشوب تأکید دارند، در این دوره پیام‌هایی صادر شد که به طور صریح به حضور فیزیکی مأموران دشمن در داخل ایران اشاره داشت.

    حساب فارسی منتسب به موساد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با هم به خیابان‌ها بیاییم. ما با شما هستیم؛ نه فقط از دور و کلامی، بلکه در میدان هم با شما هستیم». یک وزیر کابینه رژیم صهیونی، اعلام کرد: «ما در ماه ژوئن در میدان بودیم، مطمئن باشید که اکنون نیز در میدان حضور داریم.»

    لیدرهای آموزش‌دیده و مسلح موساد و سیا که در ۱۸ و ۱۹ دی شکست خوردند همان عناصری هستند که با آمارسازی‌های دروغین پنج‌رقمی از قربانیان، کوشیدند افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار دهند و نسل کشی اسرائیل را سفیدشویی کنند.
    ایران با تجربه تاریخی کودتای ۲۸ مرداد تا تجربه جنگ ۱۲روزه اخیر می‌داند رفاه و توسعه‌ای که از لوله تفنگ آمریکا بیرون بیاید، نام دیگری برای استعمار نوین و ناامنی کشور است. این آگاهی جمعی، همچنان مهم‌ترین سرمایه ایران در عبور از این مقاطع حساس است.

    وقتی یک سناتور ارشد آمریکایی نزدیک به دولت ترامپ صراحتاً از تسلیح مزدوران داخلی سخن می‌گوید، به‌روشنی نشان می‌دهد که غرب وحشی، برای پیشبرد اهدافش در ایران، دیگر به اقناع اجتماعی امیدی ندارد و به‌دنبال راه‌حل‌های پرهزینه و ویرانگر است. برنامه شوم تگزاس‌سازی و راه‌اندازی جنگ شهری در ایران نیز بی‌شک به سرمنزل مقصود نخواهد رسید چرا که آنان ملّت ایران را نشناخته‌اند. ملّتی که با هوشیاری و فداکاری خود، خواب‌های دشمن را پریشان و مزدورانش را زیر پا له خواهد کرد.


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62497

    #ديگران__گزارش
    📰 ایران تگزاس نیست!  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و بیست و یکمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، استوار یکم شهید قاسم عزیزی، که در روز ۱۸ دی‌ماه در شهرستان مرودشت بر اثر اصابت گلوله و ضربات چاقو به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و یک سرمقاله  ایران تگزاس نیست!  «ما باید همین الان معترضان ایران را مسلح کنیم... این موجب امنیت بیشتر آمریکا خواهد شد.» این جملاتِ تد کروز، سناتور ارشد جمهوری‌خواه و اهل تگزاس، در کنار پیام‌های مایک پومپئو خطاب به مأموران موساد در خیابان‌های تهران، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی، یک اعتراف بزرگ تاریخی است. اعتراف به این واقعیت که پروژه فشار نرم، عملیات روانی، تهدیدهای نظامی و تحریم‌های فلج‌کننده، نتوانسته ایران را به وضعیت مد نظر آمریکا برساند.   تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده، گورستانِ پروژه‌هایی است که قرار بود با تسلیح گروه‌های داخلی، رژیم مد نظر واشنگتن بر سر کار بیاید اما منجر به سناریوهای دیگری شد؛ ماجرای افغانستان، نیکاراگوئه، لیبی، سوریه و سودان پیش چشم ماست. آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ رخ داد، رونمایی از پرده آخر همین نمایش ناکام بود یعنی عبور رسمی از فاز «فشار هوشمند» و رسیدن به بن‌بستِ «تسلیح علنی تروریست‌ها.» برای روشن شدن صحنه، باید تکه‌های پازل را کنار هم دید. ابتدا راه‌اندازی جنگ اقتصادی با تمرکز بر ارز و سپس بمباران رسانه‌ای برای آماده‌سازی ذهنی جامعه، بعد ورود لیدرهای آموزش‌دیده و در نهایت تلاش برای تبدیل نارضایتی اقتصادی به اغتشاش سازمان‌یافته در جهت ایجاد جنگ مسلحانه. هدف این زنجیره عملیات، تضعیف بازدارندگی ایران و تحت‌الشعاع قرار دادن پیروزی‌ راهبردی جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه بود. دشمنی که در میدان نبرد مستقیم طعم شکست را چشیده بود، با فشار معیشتی و نوسان‌سازی در بازار ارز، تلاش کرد سفره مردم را به سنگر جنگ شهری تبدیل کند. با این حال، محاسبه دشمن یک نقص جدی داشت. جامعه ایران، حتی در اوج فشار اقتصادی، نسبت به ناامن‌سازی و فروغلتیدن کشور به هرج‌ومرج، حساسیت بالایی دارد و برایش خط قرمز محسوب می‌شود. همین حساسیت اجتماعی، در کنار واکنش به‌موقع ساختارهای امنیتی و فناورانه، اجازه نداد این زیرساخت به نتیجه مورد انتظار طراحانش برسد. حماسه ۲۲ دی نشان داد که انسجام اجتماعی، همچنان مهم‌ترین مانع در برابر پروژه‌های آشوب‌محور است. یکی از جنجالی‌ترین ابعاد اعتراضات دی ۱۴۰۴، بیانیه‌هایی بود که از سوی نهادهای اطلاعاتی و مقامات رژیم اسرائیل صادر شد. برخلاف رویه‌های معمول و ریاکارانه که بر حمایت روانی و رسانه‌ای از عوامل میدانی آشوب تأکید دارند، در این دوره پیام‌هایی صادر شد که به طور صریح به حضور فیزیکی مأموران دشمن در داخل ایران اشاره داشت. حساب فارسی منتسب به موساد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با هم به خیابان‌ها بیاییم. ما با شما هستیم؛ نه فقط از دور و کلامی، بلکه در میدان هم با شما هستیم». یک وزیر کابینه رژیم صهیونی، اعلام کرد: «ما در ماه ژوئن در میدان بودیم، مطمئن باشید که اکنون نیز در میدان حضور داریم.» لیدرهای آموزش‌دیده و مسلح موساد و سیا که در ۱۸ و ۱۹ دی شکست خوردند همان عناصری هستند که با آمارسازی‌های دروغین پنج‌رقمی از قربانیان، کوشیدند افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار دهند و نسل کشی اسرائیل را سفیدشویی کنند. ایران با تجربه تاریخی کودتای ۲۸ مرداد تا تجربه جنگ ۱۲روزه اخیر می‌داند رفاه و توسعه‌ای که از لوله تفنگ آمریکا بیرون بیاید، نام دیگری برای استعمار نوین و ناامنی کشور است. این آگاهی جمعی، همچنان مهم‌ترین سرمایه ایران در عبور از این مقاطع حساس است. وقتی یک سناتور ارشد آمریکایی نزدیک به دولت ترامپ صراحتاً از تسلیح مزدوران داخلی سخن می‌گوید، به‌روشنی نشان می‌دهد که غرب وحشی، برای پیشبرد اهدافش در ایران، دیگر به اقناع اجتماعی امیدی ندارد و به‌دنبال راه‌حل‌های پرهزینه و ویرانگر است. برنامه شوم تگزاس‌سازی و راه‌اندازی جنگ شهری در ایران نیز بی‌شک به سرمنزل مقصود نخواهد رسید چرا که آنان ملّت ایران را نشناخته‌اند. ملّتی که با هوشیاری و فداکاری خود، خواب‌های دشمن را پریشان و مزدورانش را زیر پا له خواهد کرد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62497 #ديگران__گزارش
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 664 Visualizações 0 Anterior
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com