#سیره_شهید

دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی

آن روز که با بچه‌های بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد.

-بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟»
-گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمی‌کنی.»
-گفت: «باورت می‌شود من تا حالا فارسی تدریس نکرده بودم؟ فارسی این چیزهایی را که همیشه به عربی می‌گویم پیدا نمی‌کردم بگویم.»
-گفتم: «مگر به عربی تدریس می‌کنی؟»
-گفت: «حاج‌قاسم گفته هرکس مترجم با خودش می‌برد سر کلاس اصلاً کلاس نرود».

⚡️ با نیروهای مقاومت کارکرده بود و عربی را کمی از آنها و کمی هم از یکی از دوستان خوزستانی‌اش که عربی تدریس می‌کرد یاد گرفته بود. عربی محاوره‌ای را خوب صحبت می‌کرد و می‌فهمید.

آن روزها آموزش محاوره عربی را تازه شروع کرده بودم و لهجه‌های شامی، عراقی، خلیجی و مصری را با هم مقایسه می‌کردم. یک‌بار به او گفتم لهجه عراقی را خیلی دوست دارم و کم‌وبیش می‌فهمم؛ ولی عربی لبنانی‌ها را اصلاً نمی‌فهمم و علاقه‌ای هم به یادگیری‌اش ندارم.

گفت: اتفاقاً عربی لبنانی‌ها و سوری‌ها خیلی شیرین است و بعد تعریف کرد که یک‌بار با تقلید لهجه آنها از ایست بازرسی‌شان در یکی از مناطق سوریه به‌راحتی گذشته است.

راوی: احمد رضا بیضاوی؛ برادر شهید

کتاب تو شهید نمی‌شوی ؛ حیات جاودانه شهید محمود رضا بیضایی به روایت برادر، صفحه ۶۶-۶۵
#سیره_شهید ✨ دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی 💠 آن روز که با بچه‌های بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد. -بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟» -گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمی‌کنی.» -گفت: «باورت می‌شود من تا حالا فارسی تدریس نکرده بودم؟ فارسی این چیزهایی را که همیشه به عربی می‌گویم پیدا نمی‌کردم بگویم.» -گفتم: «مگر به عربی تدریس می‌کنی؟» -گفت: «حاج‌قاسم گفته هرکس مترجم با خودش می‌برد سر کلاس اصلاً کلاس نرود». ⚡️ با نیروهای مقاومت کارکرده بود و عربی را کمی از آنها و کمی هم از یکی از دوستان خوزستانی‌اش که عربی تدریس می‌کرد یاد گرفته بود. عربی محاوره‌ای را خوب صحبت می‌کرد و می‌فهمید. 🛑 آن روزها آموزش محاوره عربی را تازه شروع کرده بودم و لهجه‌های شامی، عراقی، خلیجی و مصری را با هم مقایسه می‌کردم. یک‌بار به او گفتم لهجه عراقی را خیلی دوست دارم و کم‌وبیش می‌فهمم؛ ولی عربی لبنانی‌ها را اصلاً نمی‌فهمم و علاقه‌ای هم به یادگیری‌اش ندارم. 💥 گفت: اتفاقاً عربی لبنانی‌ها و سوری‌ها خیلی شیرین است و بعد تعریف کرد که یک‌بار با تقلید لهجه آنها از ایست بازرسی‌شان در یکی از مناطق سوریه به‌راحتی گذشته است. 📣 راوی: احمد رضا بیضاوی؛ برادر شهید 📘 کتاب تو شهید نمی‌شوی ؛ حیات جاودانه شهید محمود رضا بیضایی به روایت برادر، صفحه ۶۶-۶۵
0 Commentarii 0 Distribuiri 200 Views 0 previzualizare
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com