#سیره_شهید
بچههای بسیجی را میاندازید جلو
امير عباسي از دوستان بزرگوار سپاهي پايگاه بودند او گاهی اوقات به شوخی به ما می گفت که شما پاسدارها هميشه مي رويد و بچههاي بسيجي را مي اندازيد جلو و خودتان شهيد نمي شويد. يادم هست عمليات والفجر 2 بود ، قبل از عمليات در منطقه پنجوين در چادر بودم كه امير عباسی آمد ، او در آن زمان معاون گروهان بود و داشت بچه ها را مي برد برای ورزش و برنامه صبحگاه ، من صدایش کردم و پس از حال و احوال پرسي گفتم چه خبر امیر؟ گفت مي خواهيم بچه ها را ببريم و نرمش بدهيم. گفتم حالا تو رئيسي يا من؟ تو داري بچه ها را مي بري شهيد كني يا من؟
امیر با با لبخندي جواب من را داد و گفت نوبت من هم خواهد رسید. بعد از عمليات خيبر خبر شهادت و مفقودالاثری امیر آمد.
راوی: برادر محمد كشاني
وبسایت دارالشهدای تهران
کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
@hezbolah_121
بچههای بسیجی را میاندازید جلو
امير عباسي از دوستان بزرگوار سپاهي پايگاه بودند او گاهی اوقات به شوخی به ما می گفت که شما پاسدارها هميشه مي رويد و بچههاي بسيجي را مي اندازيد جلو و خودتان شهيد نمي شويد. يادم هست عمليات والفجر 2 بود ، قبل از عمليات در منطقه پنجوين در چادر بودم كه امير عباسی آمد ، او در آن زمان معاون گروهان بود و داشت بچه ها را مي برد برای ورزش و برنامه صبحگاه ، من صدایش کردم و پس از حال و احوال پرسي گفتم چه خبر امیر؟ گفت مي خواهيم بچه ها را ببريم و نرمش بدهيم. گفتم حالا تو رئيسي يا من؟ تو داري بچه ها را مي بري شهيد كني يا من؟
امیر با با لبخندي جواب من را داد و گفت نوبت من هم خواهد رسید. بعد از عمليات خيبر خبر شهادت و مفقودالاثری امیر آمد.
راوی: برادر محمد كشاني
وبسایت دارالشهدای تهران
کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
@hezbolah_121
#سیره_شهید
✨ بچههای بسیجی را میاندازید جلو
💥 امير عباسي از دوستان بزرگوار سپاهي پايگاه بودند او گاهی اوقات به شوخی به ما می گفت که شما پاسدارها هميشه مي رويد و بچههاي بسيجي را مي اندازيد جلو و خودتان شهيد نمي شويد. يادم هست عمليات والفجر 2 بود ، قبل از عمليات در منطقه پنجوين در چادر بودم كه امير عباسی آمد ، او در آن زمان معاون گروهان بود و داشت بچه ها را مي برد برای ورزش و برنامه صبحگاه ، من صدایش کردم و پس از حال و احوال پرسي گفتم چه خبر امیر؟ گفت مي خواهيم بچه ها را ببريم و نرمش بدهيم. گفتم حالا تو رئيسي يا من؟ تو داري بچه ها را مي بري شهيد كني يا من؟
💠 امیر با با لبخندي جواب من را داد و گفت نوبت من هم خواهد رسید. بعد از عمليات خيبر خبر شهادت و مفقودالاثری امیر آمد.
📣 راوی: برادر محمد كشاني
📘 وبسایت دارالشهدای تهران
📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
🔰@hezbolah_121
0 Reacties
0 aandelen
220 Views
0 voorbeeld