#سیره_شهید

شیطنت جوانی در دوران جنگ و برخورد مأموران

محرم سال 65 بود. در شهریور من تقاضای مرخصی کردم از مسئول بهداری، که خانواده مان به مکه مشرف شدند و من به شهرمان برگردم . به آقای جعفری مرخصی نمی دادند ما بر حسب شیطنت و جوانی اسم شهید را در برگه دست نویس خودم برای مرخصی نوشتیم آمدیم هفت تپه که برگه اصلی مرخصی را از کارگزینی لشکر بهداری بگیریم و هزینه سفر را بگیریم و به مازندران بیایم.

بر حسب شیطنت یک تعداد فشنگ ، چتر منور ، قوطی جای خمپاره شصت را هم گرفتیم و توی کیف مان گذاشتیم ، آمدیم در ایستگاه قطار همین که راه می رفتیم چون فشنگ ها داخل کفش مان بود دیدم مامورها به همان شک کردند و به شهید جعفری گفتند: کفش هایت را در بیاور!

وقتی کفش ها را تکان می دادند هفت فشنگ از هر لنگه به زمین می ریخت بعد خود مامور بازرسی گفت: چه قشنگ تقسیم کردید که هر لنگه کفش 7 تا دو نفری بشود 14 تا بگیرید ما هم خیلی ترسیده بودیم و هم نمی توانستیم به هم نگاه کنیم چون طاقت خنده را نداشتیم.

⚡️ خلاصه بعد از یک ساعت پرس و جو و تحقیق متوجه شدند ما بر حسب جوانی و بدون منظور این کار را کرده بودیم و ما را رها کردند و ما به مازندران برگشتیم.

پایگاه ملی اطلاعات شهداء سراسر کشور
#سیره_شهید ✨ شیطنت جوانی در دوران جنگ و برخورد مأموران 💠 محرم سال 65 بود. در شهریور من تقاضای مرخصی کردم از مسئول بهداری، که خانواده مان به مکه مشرف شدند و من به شهرمان برگردم . به آقای جعفری مرخصی نمی دادند ما بر حسب شیطنت و جوانی اسم شهید را در برگه دست نویس خودم برای مرخصی نوشتیم آمدیم هفت تپه که برگه اصلی مرخصی را از کارگزینی لشکر بهداری بگیریم و هزینه سفر را بگیریم و به مازندران بیایم. 🛑 بر حسب شیطنت یک تعداد فشنگ ، چتر منور ، قوطی جای خمپاره شصت را هم گرفتیم و توی کیف مان گذاشتیم ، آمدیم در ایستگاه قطار همین که راه می رفتیم چون فشنگ ها داخل کفش مان بود دیدم مامورها به همان شک کردند و به شهید جعفری گفتند: کفش هایت را در بیاور! 🔹 وقتی کفش ها را تکان می دادند هفت فشنگ از هر لنگه به زمین می ریخت بعد خود مامور بازرسی گفت: چه قشنگ تقسیم کردید که هر لنگه کفش 7 تا دو نفری بشود 14 تا بگیرید ما هم خیلی ترسیده بودیم و هم نمی توانستیم به هم نگاه کنیم چون طاقت خنده را نداشتیم. ⚡️ خلاصه بعد از یک ساعت پرس و جو و تحقیق متوجه شدند ما بر حسب جوانی و بدون منظور این کار را کرده بودیم و ما را رها کردند و ما به مازندران برگشتیم. 📘 پایگاه ملی اطلاعات شهداء سراسر کشور
0 Commenti 0 condivisioni 126 Views 0 Anteprima
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com