#سیره_شهید
دنیاگریزی در سیره شهید مجید صنعتی
نمی دانم مجید چه کرده بود که آن همه ثروت حاج رحمت نتوانست پا بندش کند. یک روز بعد از صبح گاه دیدمش. احساس کردم به او بیش از همه سخت می گذرد.
ازش پرسیدم: مجید! این جا خوب است یا ویلای تان در خیابان پاسداران؟ سرش را انداخت و پائین و گفت: اینجا خیلی خوش می گذرد.
در وصیت نامه اش نوشته بود: «خدایا! تو شاهد باش که همه مظاهر دنیا را به سویی افکندم و به سمت تو آمدم». به نظرم همه زندگی مجید در همین یک جمله معنا می شود.
راوی: حاج حسین یکتا
کتاب مربعهای قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا، ص ۴۲۷ و ۴۴۶.
کانال رسمی سازمان جهانی حزبالله
@hezbolah_121
دنیاگریزی در سیره شهید مجید صنعتی
نمی دانم مجید چه کرده بود که آن همه ثروت حاج رحمت نتوانست پا بندش کند. یک روز بعد از صبح گاه دیدمش. احساس کردم به او بیش از همه سخت می گذرد.
ازش پرسیدم: مجید! این جا خوب است یا ویلای تان در خیابان پاسداران؟ سرش را انداخت و پائین و گفت: اینجا خیلی خوش می گذرد.
در وصیت نامه اش نوشته بود: «خدایا! تو شاهد باش که همه مظاهر دنیا را به سویی افکندم و به سمت تو آمدم». به نظرم همه زندگی مجید در همین یک جمله معنا می شود.
راوی: حاج حسین یکتا
کتاب مربعهای قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا، ص ۴۲۷ و ۴۴۶.
کانال رسمی سازمان جهانی حزبالله
@hezbolah_121
#سیره_شهید
✨ دنیاگریزی در سیره شهید مجید صنعتی
🔰 نمی دانم مجید چه کرده بود که آن همه ثروت حاج رحمت نتوانست پا بندش کند. یک روز بعد از صبح گاه دیدمش. احساس کردم به او بیش از همه سخت می گذرد.
💥 ازش پرسیدم: مجید! این جا خوب است یا ویلای تان در خیابان پاسداران؟ سرش را انداخت و پائین و گفت: اینجا خیلی خوش می گذرد.
💠 در وصیت نامه اش نوشته بود: «خدایا! تو شاهد باش که همه مظاهر دنیا را به سویی افکندم و به سمت تو آمدم». به نظرم همه زندگی مجید در همین یک جمله معنا می شود.
📣 راوی: حاج حسین یکتا
📘 کتاب مربعهای قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا، ص ۴۲۷ و ۴۴۶.
📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزبالله
🔰 @hezbolah_121
0 Commentaires
0 Parts
65 Vue
0 Aperçu