خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد



 در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
دویست و بیست و دومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، شهید ابوالفضل عرب، از مدافعان نظم و امنیت و نیروهای انتظامی که به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است.

این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و دو


سرمقاله



 خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد

 در بایگانی‌های سازمان سیا، گزارشی قدیمی وجود دارد که شاید صادقانه‌ترین اعتراف به یک ناتوانیِ ریشه‌دار باشد. رابرت جرویس نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی سازمان سیا مأمور شد تا دلیل شکست اطلاعاتی و غافلگیری آمریکا را در این رویداد بررسی کند. گزارش او تأکید می‌کند که آمریکایی‌ها به جای دیدن واقعیتِ مردم ایران در زمان شاه، تصویری را می‌دیدند که خودشان ساخته بودند: «مشکل اصلی نه کمبود اطلاعات سخت (مانند آمار نظامی)، بلکه ناتوانی در درک ماهیت جنبش مردمی، نقش مذهب و ملی‌گرایی بود. تحلیلگران آمریکایی مذهب را نادیده گرفتند و نتوانستند تصور کنند که اراده مردمی مبتنی بر دین و ضدیت با استکبار بتواند محاسبات مادی و نظامی را در هم بشکند.»

این همان حقیقتی است که رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در دولت‌های بوش و اوباما، نیز به آن معترف بود که غرب بارها قدرت حس وطن‌دوستی و پدیده «تجمع دور پرچم» ایرانی‌ها را دست‌کم گرفته است: فشار بیش از حد به ایران نتیجه عکس می‌دهد و مردم ایران را (حتی مخالفان داخلی) به دلیل حس وطن‌دوستی پشت حکومت خود متحد می‌کند.





این خطای ادراکی، میراثی است که تا به امروز در دستگاه محاسباتی واشنگتن باقی مانده؛ تعداد موشک‌ها و توان لجستیکی را می‌سنجد، اما از درک این واقعیت عاجز است که در ایران، «مردم» قاعده و زیربنای اصلی امنیت ملّی‌اند.

خردادماه امسال، وقتی رژیم صهیونیستی خاک ایران را هدف قرار داد، گمان می‌کرد با چند روز فشار نظامی، معادلات قدرت منطقه را جابه‌جا می‌کند. اما واقعیت میدان، فراتر از شبیه‌سازی‌های اتاق فکر بود. پاسخ ایران، معادلات امنیتی دشمن را بر هم زد و نشان داد بازدارندگی، فقط محصول سخت‌افزار نظامی نیست؛ برآمده از انسجام کشور و ملّت است که در هیچ راداری ردیابی نمی‌شود.

عامل دیگر ناکامی دشمن، تجربه و بصیرت ملّت ایران است. جامعه ایران اجزای این پازل را جدا از هم نمی‌بیند. مردم متوجه شدند که تهدید نظامی، فشار اقتصادی و جنگ خیابانی، سه ضلع یک طراحی واحد آمریکایی است که با ادعای دروغین «حمایت از مردم ایران»، دنبال می‌شود. این فهم، حاصل تجربه تاریخی دو دهه اخیر است. تجربه ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد چگونه حرکت اعتراضی می‌تواند تبدیل به بستر پروژه بی‌ثبات‌سازی و ابزار فشار سیاسی و اقتصادی دولت‌های بدخواه ملّت ایران تبدیل شود. همین تجربیات، در دی‌ماه ۱۴۰۴ جامعه ایران را از زمین طراحی‌شده دشمن دور کرد و اغتشاشگران مسلح و مزدور را در خیابان تنها گذاشت. و مزدوران دشمن بار دیگر در دام اشتباه محاسباتی کارفرمای خود افتادند.

نوسانات اقتصادی پس از جنگ ۱۲ روزه قرار بود این بار مدل ورود دشمن را عوض کند. اگر در خرداد ۱۴۰۴ می‌خواستند حملات هوایی زمینه‌ساز اغتشاش‌های خیابانی شود و شکست خوردند؛ این بار در دور باطلی ابتدا تروریست‌های شهری را به میدان فرستادند تا میدان را برای ورود خود آماده کنند. ثمره این طراحی، دی‌ماهی خونین بود که نشان داد با یک حرکت اجتماعی مواجه نیستیم، بلکه با تروریسم و خشونت سازمان‌یافته طرفیم.

البته رسانه‌های غربی کوشیدند اقلیتی خشن و جانی را «مردم ایران» جا بزنند و در مقابل، حضور گسترده  و صفوف میلیونی ملّت در بیست‌ودوم دی‌ماه را نادیده بگیرند اما حقیقت، عظیم‌تر از آن بود که سانسور شود. در ماه دی، یک بیست‌و‌دوم بهمن جدید متولد شده بود و حضور مردم «کمر فتنه را شکست». ۲۲ دی ثابت کرد که مردم ما مرز اعتراض و اغتشاش را می‌شناسد و اجازه نمی‌دهد خون بی‌گناهان، نردبان پروژه‌های سیاسی شود.

امروز، جبهه دشمن هرچه را که امکانش داشته آزموده: نه فشار نظامی نتیجه داد، نه تحریم اقتصادی توانست مردم را از میدان خارج کند، و نه ترورهای خیابانی به براندازی انجامید. آنچه معادلات را بر هم زد، ملّتی بود که به بدخواهان این آب و خاک نشان داد که ایران با تکیه بر مردم، نه‌تنها از بحران‌ها عبور می‌کند، بلکه دشمن را مجازات هم می‌کند.





منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62501

#ديگران__گزارش
📰 خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و بیست و دومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، شهید ابوالفضل عرب، از مدافعان نظم و امنیت و نیروهای انتظامی که به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و دو سرمقاله  خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد  در بایگانی‌های سازمان سیا، گزارشی قدیمی وجود دارد که شاید صادقانه‌ترین اعتراف به یک ناتوانیِ ریشه‌دار باشد. رابرت جرویس نظریه‌پرداز برجسته آمریکایی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی سازمان سیا مأمور شد تا دلیل شکست اطلاعاتی و غافلگیری آمریکا را در این رویداد بررسی کند. گزارش او تأکید می‌کند که آمریکایی‌ها به جای دیدن واقعیتِ مردم ایران در زمان شاه، تصویری را می‌دیدند که خودشان ساخته بودند: «مشکل اصلی نه کمبود اطلاعات سخت (مانند آمار نظامی)، بلکه ناتوانی در درک ماهیت جنبش مردمی، نقش مذهب و ملی‌گرایی بود. تحلیلگران آمریکایی مذهب را نادیده گرفتند و نتوانستند تصور کنند که اراده مردمی مبتنی بر دین و ضدیت با استکبار بتواند محاسبات مادی و نظامی را در هم بشکند.» این همان حقیقتی است که رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در دولت‌های بوش و اوباما، نیز به آن معترف بود که غرب بارها قدرت حس وطن‌دوستی و پدیده «تجمع دور پرچم» ایرانی‌ها را دست‌کم گرفته است: فشار بیش از حد به ایران نتیجه عکس می‌دهد و مردم ایران را (حتی مخالفان داخلی) به دلیل حس وطن‌دوستی پشت حکومت خود متحد می‌کند. این خطای ادراکی، میراثی است که تا به امروز در دستگاه محاسباتی واشنگتن باقی مانده؛ تعداد موشک‌ها و توان لجستیکی را می‌سنجد، اما از درک این واقعیت عاجز است که در ایران، «مردم» قاعده و زیربنای اصلی امنیت ملّی‌اند. خردادماه امسال، وقتی رژیم صهیونیستی خاک ایران را هدف قرار داد، گمان می‌کرد با چند روز فشار نظامی، معادلات قدرت منطقه را جابه‌جا می‌کند. اما واقعیت میدان، فراتر از شبیه‌سازی‌های اتاق فکر بود. پاسخ ایران، معادلات امنیتی دشمن را بر هم زد و نشان داد بازدارندگی، فقط محصول سخت‌افزار نظامی نیست؛ برآمده از انسجام کشور و ملّت است که در هیچ راداری ردیابی نمی‌شود. عامل دیگر ناکامی دشمن، تجربه و بصیرت ملّت ایران است. جامعه ایران اجزای این پازل را جدا از هم نمی‌بیند. مردم متوجه شدند که تهدید نظامی، فشار اقتصادی و جنگ خیابانی، سه ضلع یک طراحی واحد آمریکایی است که با ادعای دروغین «حمایت از مردم ایران»، دنبال می‌شود. این فهم، حاصل تجربه تاریخی دو دهه اخیر است. تجربه ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ نشان داد چگونه حرکت اعتراضی می‌تواند تبدیل به بستر پروژه بی‌ثبات‌سازی و ابزار فشار سیاسی و اقتصادی دولت‌های بدخواه ملّت ایران تبدیل شود. همین تجربیات، در دی‌ماه ۱۴۰۴ جامعه ایران را از زمین طراحی‌شده دشمن دور کرد و اغتشاشگران مسلح و مزدور را در خیابان تنها گذاشت. و مزدوران دشمن بار دیگر در دام اشتباه محاسباتی کارفرمای خود افتادند. نوسانات اقتصادی پس از جنگ ۱۲ روزه قرار بود این بار مدل ورود دشمن را عوض کند. اگر در خرداد ۱۴۰۴ می‌خواستند حملات هوایی زمینه‌ساز اغتشاش‌های خیابانی شود و شکست خوردند؛ این بار در دور باطلی ابتدا تروریست‌های شهری را به میدان فرستادند تا میدان را برای ورود خود آماده کنند. ثمره این طراحی، دی‌ماهی خونین بود که نشان داد با یک حرکت اجتماعی مواجه نیستیم، بلکه با تروریسم و خشونت سازمان‌یافته طرفیم. البته رسانه‌های غربی کوشیدند اقلیتی خشن و جانی را «مردم ایران» جا بزنند و در مقابل، حضور گسترده  و صفوف میلیونی ملّت در بیست‌ودوم دی‌ماه را نادیده بگیرند اما حقیقت، عظیم‌تر از آن بود که سانسور شود. در ماه دی، یک بیست‌و‌دوم بهمن جدید متولد شده بود و حضور مردم «کمر فتنه را شکست». ۲۲ دی ثابت کرد که مردم ما مرز اعتراض و اغتشاش را می‌شناسد و اجازه نمی‌دهد خون بی‌گناهان، نردبان پروژه‌های سیاسی شود. امروز، جبهه دشمن هرچه را که امکانش داشته آزموده: نه فشار نظامی نتیجه داد، نه تحریم اقتصادی توانست مردم را از میدان خارج کند، و نه ترورهای خیابانی به براندازی انجامید. آنچه معادلات را بر هم زد، ملّتی بود که به بدخواهان این آب و خاک نشان داد که ایران با تکیه بر مردم، نه‌تنها از بحران‌ها عبور می‌کند، بلکه دشمن را مجازات هم می‌کند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62501 #ديگران__گزارش
0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 45 بازدیدها 0 بازبینی‌ها
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com