#سیره_شهید
سنگ بنای زندگی مشترک در سیره شهید علی هاشمی
بعد از عملیات خیبر که منطقه کمی آرام شده بود، مادر علی اصرار کرد که باید برویم خواستگاری. علی سعی می کرد از زیر این اصرارها در برود و می گفت: من مرد جنگم. دوست ندارم دختر مردم را بی سرپرست رها کنم. بالاخره اصرارهای مادر جواب داد و علی برای ازدواج با دختر خاله اش اعلان موافقت کرد. قرار شد خواهرش، شرایط علی را به دختر خاله اش بگوید.
بالاخره قرار خواستگاری گذاشته شد. موقع رفتن علی یک کتابی درباره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) با خود برداشت و رفتند. بین مراسم گفتند که عروس و داماد بروند اتاق دیگری تا صحبت های شان را بکنند. وقتی نشستند علی کتاب را گذاشت جلوی عروس.:
«این کتاب را بخون. توی زندگی باید حضرت علی (علیهالسلام) و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) الگوی من و تو باشه. شغلم هم میدونی که خطرناکه. ممکنه فقط یک روز کنارت باشم و یا یک عمر. فکرهات رو بکن».
⚡️ خیلی زود این وصلت سرگرفت و قرار بر جشن ازدواج ده روز بعد از مراسم عقد، در روز مبعث رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) گذاشته شد.
کتاب هوری؛ زندگی نامه و خاطرات سردار شهید علی هاشمی؛ صفحه ۱۷۰-۱۶۷.
کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
@hezbolah_121
سنگ بنای زندگی مشترک در سیره شهید علی هاشمی
بعد از عملیات خیبر که منطقه کمی آرام شده بود، مادر علی اصرار کرد که باید برویم خواستگاری. علی سعی می کرد از زیر این اصرارها در برود و می گفت: من مرد جنگم. دوست ندارم دختر مردم را بی سرپرست رها کنم. بالاخره اصرارهای مادر جواب داد و علی برای ازدواج با دختر خاله اش اعلان موافقت کرد. قرار شد خواهرش، شرایط علی را به دختر خاله اش بگوید.
بالاخره قرار خواستگاری گذاشته شد. موقع رفتن علی یک کتابی درباره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) با خود برداشت و رفتند. بین مراسم گفتند که عروس و داماد بروند اتاق دیگری تا صحبت های شان را بکنند. وقتی نشستند علی کتاب را گذاشت جلوی عروس.:
«این کتاب را بخون. توی زندگی باید حضرت علی (علیهالسلام) و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) الگوی من و تو باشه. شغلم هم میدونی که خطرناکه. ممکنه فقط یک روز کنارت باشم و یا یک عمر. فکرهات رو بکن».
⚡️ خیلی زود این وصلت سرگرفت و قرار بر جشن ازدواج ده روز بعد از مراسم عقد، در روز مبعث رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) گذاشته شد.
کتاب هوری؛ زندگی نامه و خاطرات سردار شهید علی هاشمی؛ صفحه ۱۷۰-۱۶۷.
کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
@hezbolah_121
#سیره_شهید
✨ سنگ بنای زندگی مشترک در سیره شهید علی هاشمی
💥 بعد از عملیات خیبر که منطقه کمی آرام شده بود، مادر علی اصرار کرد که باید برویم خواستگاری. علی سعی می کرد از زیر این اصرارها در برود و می گفت: من مرد جنگم. دوست ندارم دختر مردم را بی سرپرست رها کنم. بالاخره اصرارهای مادر جواب داد و علی برای ازدواج با دختر خاله اش اعلان موافقت کرد. قرار شد خواهرش، شرایط علی را به دختر خاله اش بگوید.
💠 بالاخره قرار خواستگاری گذاشته شد. موقع رفتن علی یک کتابی درباره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) با خود برداشت و رفتند. بین مراسم گفتند که عروس و داماد بروند اتاق دیگری تا صحبت های شان را بکنند. وقتی نشستند علی کتاب را گذاشت جلوی عروس.:
🛑 «این کتاب را بخون. توی زندگی باید حضرت علی (علیهالسلام) و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) الگوی من و تو باشه. شغلم هم میدونی که خطرناکه. ممکنه فقط یک روز کنارت باشم و یا یک عمر. فکرهات رو بکن».
⚡️ خیلی زود این وصلت سرگرفت و قرار بر جشن ازدواج ده روز بعد از مراسم عقد، در روز مبعث رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) گذاشته شد.
📘 کتاب هوری؛ زندگی نامه و خاطرات سردار شهید علی هاشمی؛ صفحه ۱۷۰-۱۶۷.
📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
🔰@hezbolah_121
0 نظرات
0 اشتراکگذاریها
94 بازدیدها
0 بازخورد ها