#سیره_شهید
مردمی بودن شهید محسن حاجی بابا
حاجی دنیای نیروهایش بود. دعاهای کمیل و ندبه را از حفظ بود. آنقدر تکرار می کرد که همه فهمیده بودند حفظ است.
فرمانده بود؛ ولی هیچ کس ندید جلوی تویوتا بنشیند. یک تکه ابر داشت عقب تویوتا. هر کجا می خواست برود، اگر راننده نبود می دوید می نشست پیش تویوتا روی همان تکه ابر.
⚡️ کسی هم اصرار نمی کرد جلو بنشاندش. چون می دانستند فایده ندارد.
راوی: حاج حسین یکتا
کتاب مربعهای قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا؛ ص ۱۱۳.
کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
@hezbolah_121
مردمی بودن شهید محسن حاجی بابا
حاجی دنیای نیروهایش بود. دعاهای کمیل و ندبه را از حفظ بود. آنقدر تکرار می کرد که همه فهمیده بودند حفظ است.
فرمانده بود؛ ولی هیچ کس ندید جلوی تویوتا بنشیند. یک تکه ابر داشت عقب تویوتا. هر کجا می خواست برود، اگر راننده نبود می دوید می نشست پیش تویوتا روی همان تکه ابر.
⚡️ کسی هم اصرار نمی کرد جلو بنشاندش. چون می دانستند فایده ندارد.
راوی: حاج حسین یکتا
کتاب مربعهای قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا؛ ص ۱۱۳.
کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
@hezbolah_121
#سیره_شهید
✨ مردمی بودن شهید محسن حاجی بابا
🔸 حاجی دنیای نیروهایش بود. دعاهای کمیل و ندبه را از حفظ بود. آنقدر تکرار می کرد که همه فهمیده بودند حفظ است.
💥 فرمانده بود؛ ولی هیچ کس ندید جلوی تویوتا بنشیند. یک تکه ابر داشت عقب تویوتا. هر کجا می خواست برود، اگر راننده نبود می دوید می نشست پیش تویوتا روی همان تکه ابر.
⚡️ کسی هم اصرار نمی کرد جلو بنشاندش. چون می دانستند فایده ندارد.
📣 راوی: حاج حسین یکتا
📘 کتاب مربعهای قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا؛ ص ۱۱۳.
📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
🔰@hezbolah_121
0 نظرات
0 اشتراکگذاریها
13 بازدیدها
0 بازخورد ها