بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
چرا جنگها را به نام قربانیانشان میشناسیم؟
نگاهی به ترفند رسانهای “قاببندی”
تا به حال به این فکر کردهاید که چرا وقتی جنگی رخ میدهد؛
نامش را بر کشوری میگذارند که مورد حمله قرار گرفته؟
مثلاً
« “جنگ ویتنام”،
“جنگ عراق”،
“جنگ افغانستان”،
“جنگ اوکراین”
یا حتی
“جنگ ایران”؟
❗️جالب اینجاست که اگر قرار بود نام جنگها را بر اساس مهاجم بگذارند؛
بخش بزرگی از تاریخ درگیریها باید
“جنگهای آمریکا”
نام میگرفت!
اما این نامگذاریها صرفاً تصادفی نیستند؛ آنها دارای چهارچوب تحلیلی و روانی مشخصی هستند.
این نامگذاریها در واقع یک استراتژی هوشمندانه رسانهای است که به آن “قاببندی” (Framing) میگویند.
رسانهها با این کار،
تمرکز را از روی “مهاجم”
برمیدارند و به سمت
“قربانی”
سوق میدهند.
در نتیجه،
در ذهن مخاطب،
کشوری که مورد حمله قرار گرفته،
به عنوان منبع مشکل یا محل وقوع بحران شناخته میشود؛
نه کشوری که تجاوز کرده است.
بدین ترتیب مسئولیتِ اتفاق،
به شکلی نامحسوس بر دوش خود قربانی میافتد.
زبان رسانهای و تاریخی،
با حذف نام مهاجم،
بار مسئولیت اخلاقی و حقوقی جنگ را به طرز قابل توجهی از دوش او برمیدارد.
این یک بازی زبانی قدرتمند است که تعریف واقعیت را تغییر میدهد.
این رویکرد،
نوعی “آشناییزدایی” است.
در واقع،
آنچه سالها به عنوان
“حقیقت بیطرفانه”
پذیرفتهایم؛
ممکن است در لایههای زیرین،
“ساختاری ایدئولوژیک”
داشته باشد که توسط قدرتها شکل گرفته است.
چرا بار شهرت منفی و انگِ جنگطلبی باید همیشه بر دوش کشوری باشد که مورد حمله قرار گرفته؟
این پرسشی بنیادین است.
در واقع “قدرت،
حتی نامگذاریِ فجایعی را که خود میآفریند؛
کنترل میکند تا ردپای خود را پاک کند.”
دشمن،
حتی وقتی میجنگد؛
بانامگذاری جنگ به اسم شما،
مسئولیت ویرانی را هم به پای شما مینویسد.
چون کسی که نام را میگذارد، مالک روایت است.
همه ما هدف این جنگ رسانهای هستیم.
بنابراین،
باید هوشیار باشیم و به این ترفندهای زبانی و روایی توجه کنیم.
آنچه میخوانیم و میبینیم؛
همیشه آنطور که به نظر میرسد؛
نیست.
بیایید با دیدی پرسشگرانه به روایتها نگاه کنیم و حقیقت پشت نامها را کشف کنیم.
کانال تخصصی، آموزش نظامی
سلام علیکم
چرا جنگها را به نام قربانیانشان میشناسیم؟
نگاهی به ترفند رسانهای “قاببندی”
تا به حال به این فکر کردهاید که چرا وقتی جنگی رخ میدهد؛
نامش را بر کشوری میگذارند که مورد حمله قرار گرفته؟
مثلاً
« “جنگ ویتنام”،
“جنگ عراق”،
“جنگ افغانستان”،
“جنگ اوکراین”
یا حتی
“جنگ ایران”؟
❗️جالب اینجاست که اگر قرار بود نام جنگها را بر اساس مهاجم بگذارند؛
بخش بزرگی از تاریخ درگیریها باید
“جنگهای آمریکا”
نام میگرفت!
اما این نامگذاریها صرفاً تصادفی نیستند؛ آنها دارای چهارچوب تحلیلی و روانی مشخصی هستند.
این نامگذاریها در واقع یک استراتژی هوشمندانه رسانهای است که به آن “قاببندی” (Framing) میگویند.
رسانهها با این کار،
تمرکز را از روی “مهاجم”
برمیدارند و به سمت
“قربانی”
سوق میدهند.
در نتیجه،
در ذهن مخاطب،
کشوری که مورد حمله قرار گرفته،
به عنوان منبع مشکل یا محل وقوع بحران شناخته میشود؛
نه کشوری که تجاوز کرده است.
بدین ترتیب مسئولیتِ اتفاق،
به شکلی نامحسوس بر دوش خود قربانی میافتد.
زبان رسانهای و تاریخی،
با حذف نام مهاجم،
بار مسئولیت اخلاقی و حقوقی جنگ را به طرز قابل توجهی از دوش او برمیدارد.
این یک بازی زبانی قدرتمند است که تعریف واقعیت را تغییر میدهد.
این رویکرد،
نوعی “آشناییزدایی” است.
در واقع،
آنچه سالها به عنوان
“حقیقت بیطرفانه”
پذیرفتهایم؛
ممکن است در لایههای زیرین،
“ساختاری ایدئولوژیک”
داشته باشد که توسط قدرتها شکل گرفته است.
چرا بار شهرت منفی و انگِ جنگطلبی باید همیشه بر دوش کشوری باشد که مورد حمله قرار گرفته؟
این پرسشی بنیادین است.
در واقع “قدرت،
حتی نامگذاریِ فجایعی را که خود میآفریند؛
کنترل میکند تا ردپای خود را پاک کند.”
دشمن،
حتی وقتی میجنگد؛
بانامگذاری جنگ به اسم شما،
مسئولیت ویرانی را هم به پای شما مینویسد.
چون کسی که نام را میگذارد، مالک روایت است.
همه ما هدف این جنگ رسانهای هستیم.
بنابراین،
باید هوشیار باشیم و به این ترفندهای زبانی و روایی توجه کنیم.
آنچه میخوانیم و میبینیم؛
همیشه آنطور که به نظر میرسد؛
نیست.
بیایید با دیدی پرسشگرانه به روایتها نگاه کنیم و حقیقت پشت نامها را کشف کنیم.
کانال تخصصی، آموزش نظامی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
🔶 چرا جنگها را به نام قربانیانشان میشناسیم؟
نگاهی به ترفند رسانهای “قاببندی”
❓تا به حال به این فکر کردهاید که چرا وقتی جنگی رخ میدهد؛
نامش را بر کشوری میگذارند که مورد حمله قرار گرفته؟
مثلاً
« “جنگ ویتنام”،
“جنگ عراق”،
“جنگ افغانستان”،
“جنگ اوکراین”
یا حتی
“جنگ ایران”؟
❗️جالب اینجاست که اگر قرار بود نام جنگها را بر اساس مهاجم بگذارند؛
بخش بزرگی از تاریخ درگیریها باید
“جنگهای آمریکا”
نام میگرفت!
🔹 اما این نامگذاریها صرفاً تصادفی نیستند؛ آنها دارای چهارچوب تحلیلی و روانی مشخصی هستند.
این نامگذاریها در واقع یک استراتژی هوشمندانه رسانهای است که به آن “قاببندی” (Framing) میگویند.
🔸رسانهها با این کار،
تمرکز را از روی “مهاجم”
برمیدارند و به سمت
“قربانی”
سوق میدهند.
در نتیجه،
در ذهن مخاطب،
کشوری که مورد حمله قرار گرفته،
به عنوان منبع مشکل یا محل وقوع بحران شناخته میشود؛
نه کشوری که تجاوز کرده است.
🔹بدین ترتیب مسئولیتِ اتفاق،
به شکلی نامحسوس بر دوش خود قربانی میافتد.
زبان رسانهای و تاریخی،
با حذف نام مهاجم،
بار مسئولیت اخلاقی و حقوقی جنگ را به طرز قابل توجهی از دوش او برمیدارد.
🔸این یک بازی زبانی قدرتمند است که تعریف واقعیت را تغییر میدهد.
این رویکرد،
نوعی “آشناییزدایی” است.
در واقع،
آنچه سالها به عنوان
“حقیقت بیطرفانه”
پذیرفتهایم؛
ممکن است در لایههای زیرین،
“ساختاری ایدئولوژیک”
داشته باشد که توسط قدرتها شکل گرفته است.
⁉️چرا بار شهرت منفی و انگِ جنگطلبی باید همیشه بر دوش کشوری باشد که مورد حمله قرار گرفته؟
این پرسشی بنیادین است.
⬅️ در واقع “قدرت،
حتی نامگذاریِ فجایعی را که خود میآفریند؛
کنترل میکند تا ردپای خود را پاک کند.”
دشمن،
حتی وقتی میجنگد؛
بانامگذاری جنگ به اسم شما،
مسئولیت ویرانی را هم به پای شما مینویسد.
چون کسی که نام را میگذارد، مالک روایت است.
📍همه ما هدف این جنگ رسانهای هستیم.
بنابراین،
باید هوشیار باشیم و به این ترفندهای زبانی و روایی توجه کنیم.
آنچه میخوانیم و میبینیم؛
همیشه آنطور که به نظر میرسد؛
نیست.
📌بیایید با دیدی پرسشگرانه به روایتها نگاه کنیم و حقیقت پشت نامها را کشف کنیم.
🇮🇷کانال تخصصی، آموزش نظامی
0 Commenti
0 condivisioni
31 Views
0 Anteprima