#سیره_شهید
مرگ آگاهی شهید محمد تقی غیور
محمد تقی نشسته بود کنار ساحل. با خودش زمزمه می کرد و اشک می ریخت. پرسیدم: چه می خوانی؟ التماس دعا.
گفت: روضه حضرت علی اصغر (علیهالسلام) را می خوانم؛ چون مثل ایشان شهید خواهم شد.
⚡️ باورم نشد. چون اولین بارش بود که به منطقه اعزام شده بود و اصلا قرار نبود خط مقدم ببرندش و اینجا خط سوم بود و اثری از تیر و ترکش جنگ در آن نبود. جزئیات و نحوه شهادتش را هم تعریف کرد. من هم ناباورانه راهی عملیات شدم. از عملیات که برگشتم شهید شده بود. تیر هم خورده بود به گلویش مثل علی اصغر (علیهالسلام).
راوی: برادر خرسند
کتاب خط_عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۱۴۱.
مرگ آگاهی شهید محمد تقی غیور
محمد تقی نشسته بود کنار ساحل. با خودش زمزمه می کرد و اشک می ریخت. پرسیدم: چه می خوانی؟ التماس دعا.
گفت: روضه حضرت علی اصغر (علیهالسلام) را می خوانم؛ چون مثل ایشان شهید خواهم شد.
⚡️ باورم نشد. چون اولین بارش بود که به منطقه اعزام شده بود و اصلا قرار نبود خط مقدم ببرندش و اینجا خط سوم بود و اثری از تیر و ترکش جنگ در آن نبود. جزئیات و نحوه شهادتش را هم تعریف کرد. من هم ناباورانه راهی عملیات شدم. از عملیات که برگشتم شهید شده بود. تیر هم خورده بود به گلویش مثل علی اصغر (علیهالسلام).
راوی: برادر خرسند
کتاب خط_عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۱۴۱.
#سیره_شهید
✨ مرگ آگاهی شهید محمد تقی غیور
💥 محمد تقی نشسته بود کنار ساحل. با خودش زمزمه می کرد و اشک می ریخت. پرسیدم: چه می خوانی؟ التماس دعا.
💠 گفت: روضه حضرت علی اصغر (علیهالسلام) را می خوانم؛ چون مثل ایشان شهید خواهم شد.
⚡️ باورم نشد. چون اولین بارش بود که به منطقه اعزام شده بود و اصلا قرار نبود خط مقدم ببرندش و اینجا خط سوم بود و اثری از تیر و ترکش جنگ در آن نبود. جزئیات و نحوه شهادتش را هم تعریف کرد. من هم ناباورانه راهی عملیات شدم. از عملیات که برگشتم شهید شده بود. تیر هم خورده بود به گلویش مثل علی اصغر (علیهالسلام).
📣 راوی: برادر خرسند
📘 کتاب خط_عاشقی ۱، حسین کاجی، ص ۱۴۱.
0 Yorumlar
0 hisse senetleri
22 Views
0 önizleme