#سیره_شهید
ارادت شهید علی رضا کریمی به حضرت ابوالفضل (علیهالسلام)
علی رضا همه کارهایش با حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) گره خورده بود. پس از چهار سال بیماری و نا امیدی از درمان، شفا یافته حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) بود.
آخرین باری که داشت اعزام می شد، پرسیدم: مادر جان! کی بر می گردی؟ گفت: ما مسافر کربلائیم. هر وقت راه کربلا باز شد. در آخرین نامه اش هم نوشته بود: «به امید دیدار در کربلا»
در فروردین ۱۳۶۲ برای شرکت در عملیات والفجر یک عازم فکه شد. در آن جا هم به خاطر شجاعت و مدیریتش شده بود مسئول یکی از دسته های گروهان ابوالفضل (علیهالسلام). در همین عملیات هم شهید مفقود الجسد شد. وقتی در زیر شنی تانک بعثی های قرار گرفت آخرین نوایش هم یا ابوالفضل (علیهالسلام) بود.
شانزده سال بعد از شهادتش، وقتی پیکرش برگشت، اولین گروه از زائران امام حسین (علیهالسلام) راهی کربلا بودند. روز تاسوعا هم با فریاد یا ابوالفضل تا گلزار شهدا تشییع شد.
راوی: مادر شهید
کتاب مسافر کربلا ؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی رضا کریمی؛ ص ۱۳ و ۱۴ و ۶۷.
ارادت شهید علی رضا کریمی به حضرت ابوالفضل (علیهالسلام)
علی رضا همه کارهایش با حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) گره خورده بود. پس از چهار سال بیماری و نا امیدی از درمان، شفا یافته حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) بود.
آخرین باری که داشت اعزام می شد، پرسیدم: مادر جان! کی بر می گردی؟ گفت: ما مسافر کربلائیم. هر وقت راه کربلا باز شد. در آخرین نامه اش هم نوشته بود: «به امید دیدار در کربلا»
در فروردین ۱۳۶۲ برای شرکت در عملیات والفجر یک عازم فکه شد. در آن جا هم به خاطر شجاعت و مدیریتش شده بود مسئول یکی از دسته های گروهان ابوالفضل (علیهالسلام). در همین عملیات هم شهید مفقود الجسد شد. وقتی در زیر شنی تانک بعثی های قرار گرفت آخرین نوایش هم یا ابوالفضل (علیهالسلام) بود.
شانزده سال بعد از شهادتش، وقتی پیکرش برگشت، اولین گروه از زائران امام حسین (علیهالسلام) راهی کربلا بودند. روز تاسوعا هم با فریاد یا ابوالفضل تا گلزار شهدا تشییع شد.
راوی: مادر شهید
کتاب مسافر کربلا ؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی رضا کریمی؛ ص ۱۳ و ۱۴ و ۶۷.
#سیره_شهید
✨ ارادت شهید علی رضا کریمی به حضرت ابوالفضل (علیهالسلام)
🔰 علی رضا همه کارهایش با حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) گره خورده بود. پس از چهار سال بیماری و نا امیدی از درمان، شفا یافته حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) بود.
💥 آخرین باری که داشت اعزام می شد، پرسیدم: مادر جان! کی بر می گردی؟ گفت: ما مسافر کربلائیم. هر وقت راه کربلا باز شد. در آخرین نامه اش هم نوشته بود: «به امید دیدار در کربلا»
〽️ در فروردین ۱۳۶۲ برای شرکت در عملیات والفجر یک عازم فکه شد. در آن جا هم به خاطر شجاعت و مدیریتش شده بود مسئول یکی از دسته های گروهان ابوالفضل (علیهالسلام). در همین عملیات هم شهید مفقود الجسد شد. وقتی در زیر شنی تانک بعثی های قرار گرفت آخرین نوایش هم یا ابوالفضل (علیهالسلام) بود.
💠 شانزده سال بعد از شهادتش، وقتی پیکرش برگشت، اولین گروه از زائران امام حسین (علیهالسلام) راهی کربلا بودند. روز تاسوعا هم با فریاد یا ابوالفضل تا گلزار شهدا تشییع شد.
📣 راوی: مادر شهید
📘 کتاب مسافر کربلا ؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی رضا کریمی؛ ص ۱۳ و ۱۴ و ۶۷.
0 Yorumlar
0 hisse senetleri
59 Views
0 önizleme