• عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 344 Visualizações 0 Anterior
  • عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 343 Visualizações 0 Anterior
  • مراسم معنوی سخنرانی شب تاسوعای حسینی (علیه‌السلام)

    در آستانه تاسوعای حسینی، شبی سرشار از معرفت، وفاداری و تجدید عهد با مکتب عاشورا، از عاشقان و ارادتمندان اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) دعوت می‌شود تا در محفل نورانی سخنرانی حضرت آیت‌الله #سیدمحمدباقر_خرازی (دامت برکاته) حضور یابند و از بیانات ارزشمند ایشان بهره‌مند شوند.

    باحضور: حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته)

    مکان: قم، مسجد حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)
    خیابان معلم ۱۲، انتهای کوچه

    پخش زنده مراسم از طریق آپارات:
    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live


    باشد که در پرتو یاد و نام حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام)، دل‌هایمان به نور ایمان، بصیرت و ولایت روشن گردد.


    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله
    @hezbolah_121
    🌑 مراسم معنوی سخنرانی شب تاسوعای حسینی (علیه‌السلام) در آستانه تاسوعای حسینی، شبی سرشار از معرفت، وفاداری و تجدید عهد با مکتب عاشورا، از عاشقان و ارادتمندان اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) دعوت می‌شود تا در محفل نورانی سخنرانی حضرت آیت‌الله #سیدمحمدباقر_خرازی (دامت برکاته) حضور یابند و از بیانات ارزشمند ایشان بهره‌مند شوند. 🔸 باحضور: حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) 🕌 مکان: قم، مسجد حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) خیابان معلم ۱۲، انتهای کوچه 📡 پخش زنده مراسم از طریق آپارات: https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo/live باشد که در پرتو یاد و نام حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام)، دل‌هایمان به نور ایمان، بصیرت و ولایت روشن گردد. 🌹🖤 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰 @hezbolah_121
    عالی
    1
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 350 Visualizações 0 Anterior
  • دو باره این برادرخاص ابو سفیان ومعاویه در مقام تبریک عید غدیر از تفکر منحرفانه خود در مورد یکسانی همگان استفاده کرده است اقای حافظ بی سواد !!این بیان حضرت در مقام بیان حقوق پایه انسانهایی است که تابعیت نظام وولایت را پذیرفته و نه کس ویا کسانی که منافقانه با دشمن همکاری کرده ویا مزدوری می کنند ویا کسانی که در دنیا برعلیه ایران ولائی فعال می باشند والا حکم به تبعید ویا کشتن اراذل واوباش ویا محاربین ومفسدان معنا نداشت چنانکه این بیان به نحوه برخورد با ان افرادبر اساس رعایت حقوق واحکام الهی می پردازد و نه انکه به بهانه فوق اجازه نفوذویا حضور در ساختار نظام ولائی به انان داده شود والا اخذ جزیه که نص قران است وتحقیر غیر شیعیانی که حتی تابعیت نظام را پذیرفته باشند فرض نداشت اری اسلام وولایت هر چه ضربه خورده است از پر مدعایانی است که صرفا با محفوظاتی از بیانات شارع به تحریف دین ومعارف اهل البیت پرداخته ومی پردازند وخود را جای فقهیان معرفی می کنند چنانکه بازرگان وبنی صدر واحمدی نژاد ودیگران از بی سوادان پر مدعا جنین مشی کرده وباعث انحراف در انقلاب شده ومی شوند
    دو باره این برادرخاص ابو سفیان ومعاویه در مقام تبریک عید غدیر از تفکر منحرفانه خود در مورد یکسانی همگان استفاده کرده است اقای حافظ بی سواد !!این بیان حضرت در مقام بیان حقوق پایه انسانهایی است که تابعیت نظام وولایت را پذیرفته و نه کس ویا کسانی که منافقانه با دشمن همکاری کرده ویا مزدوری می کنند ویا کسانی که در دنیا برعلیه ایران ولائی فعال می باشند والا حکم به تبعید ویا کشتن اراذل واوباش ویا محاربین ومفسدان معنا نداشت چنانکه این بیان به نحوه برخورد با ان افرادبر اساس رعایت حقوق واحکام الهی می پردازد و نه انکه به بهانه فوق اجازه نفوذویا حضور در ساختار نظام ولائی به انان داده شود والا اخذ جزیه که نص قران است وتحقیر غیر شیعیانی که حتی تابعیت نظام را پذیرفته باشند فرض نداشت اری اسلام وولایت هر چه ضربه خورده است از پر مدعایانی است که صرفا با محفوظاتی از بیانات شارع به تحریف دین ومعارف اهل البیت پرداخته ومی پردازند وخود را جای فقهیان معرفی می کنند چنانکه بازرگان وبنی صدر واحمدی نژاد ودیگران از بی سوادان پر مدعا جنین مشی کرده وباعث انحراف در انقلاب شده ومی شوند
    احسنت
    تکبیر
    3
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 701 Visualizações 0 Anterior
  • حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای: «خادمی امام رضا علیه‌السلام افتخار من است.»

    تصویری از مراسم غبارروبی حرم مطهر رضوی در محرم الحرام ۱۴۴۴ با حضور رهبر شهید انقلاب به همراه بیانات سال ۶۷ ایشان درباره خادمی امام رضا علیه‌السلام

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله

    @hezbolah_121
    🔴 حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای: «خادمی امام رضا علیه‌السلام افتخار من است.» 🔻 تصویری از مراسم غبارروبی حرم مطهر رضوی در محرم الحرام ۱۴۴۴ با حضور رهبر شهید انقلاب به همراه بیانات سال ۶۷ ایشان درباره خادمی امام رضا علیه‌السلام 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰 @hezbolah_121
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 80 Visualizações 0 Anterior
  • نظام اسلامی توقّف ندارد



    امام خمینی (رحمة الله علیه): «ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول‌الله است.»

    حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای: «نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابسته‌ی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریّتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمّی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخصِ معیّن در میان آنها نباشد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    خلأ رهبری ایجاد نمی‌شود

    چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ روزی خاص در تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است؛ روزی که دشمنان با طمع به آن چشم دوخته بودند تا از خلأ رهبری در نظام اسلامی نهایت استفاده را ببرند، امّا خواست الهی از مسیر عملکرد و اقدام بهنگام مجلس خبرگان رهبری معادله‌ی دیگری را رقم زد: «همه‌ی چشمها به ایران دوخته شده بود که امام بزرگوار ما، کِی از دست این مردم گرفته شود. برای آن روز، نقشه‌ها کشیده و امیدها بسته بودند! ده سال منتظر آن روز نشسته بودند که فرا برسد. روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ از نظر دشمنان این ملّت و دشمنان انقلاب، یک روز بسیار مهم و تعیین‌کننده بود. مجلس خبرگان نگذاشت این خلأ به وجود آید.» لذا علّت مخالفت و دشمنیِ دشمنانِ مستکبر با مجلس خبرگان همین ایفای نقش منحصربه‌فرد برای جلوگیری از شکل‌گیری خلأ رهبری در نظام اسلامی است: «علّت مخالفت دشمنان مستکبرِ جهانی با مجلس خبرگان این است. این سرعتِ‌عمل و این میدان ندادن به توطئه‌های دشمن، برای دنیا خیلی مهم بود. برای این است که با مجلس خبرگان مخالفند. نه، این‌طور نیست که اثر مجلس خبرگان آشکار نشده است؛ بعکس، چون اثر مجلس خبرگان آشکار شده و در برهه‌ای چنین کار مهمّی را علیه دشمن انجام داده است، این‌قدر با آن مخالفند.» (۱۳۷۷/۷/۲۹)

    حفظِ جهت‌گیریِ انقلابیِ نظام؛ مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری

    «رهبری نقطه‌ی اساسی نظام اسلامی است.» (۱۳۸۶/۶/۱۵) دلیل این محوری و اساسی بودن رهبری در جمهوری اسلامی این است که «مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، رصد و حفظ حرکت کلّی و حرکت بخشهای مهمّ نظام در جهت انقلاب است تا زاویه‌ای از مسیر اصلی پیش نیاید و انقلاب اسلامی مثل انقلابهای دیگر منحرف نشود.» (۱۴۰۱/۱۲/۴) در حقیقت، «وظیفه‌ی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف میکند. اینجا وظیفه‌ی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است، بِایستد و نگذارد؛ ولو مورد جزئی باشد.» (۱۳۹۵/۴/۱۲) «در واقع، رهبری، یک مدیریّت کلان ارزشی است. همین‌طور که اشاره کردم، گاهی اوقات فشارها، مضیقه‌ها و ضرورتها، مدیریّتهای گوناگون را به بعضی از انعطافهای غیر لازم یا غیر جایز وادار میکند؛ رهبری بایستی مراقب باشد، نگذارد چنین اتّفاقی بیفتد. این مسئولیتِ بسیار سنگینی است.» (۱۳۹۰/۷/۲۴)

    البتّه این حفظ حرکت صحیح و بدون انحراف انقلاب، در نسبت با «حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب» معنا می‌یابد: «در شاکله‌ی نظام اسلامی، جایگاه رهبری عمدتاً برای حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب است؛ این عمده‌ی مسئولیّت رهبری است. انقلاب برای یک هدفی به وجود آمده است. هدف انقلاب اسلامی عبارت است از محقّق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. ... برای اینکه جامعه‌ی اسلامی به این هدف نزدیک بشود و یک جامعه‌ی توحیدی به وجود بیاید، تلاشهایی لازم است و موانعی وجود دارد. همیشه در راهِ حرکت به سمت این هدف موانعی پیش می‌آید، انگیزه‌هایی وجود دارد برای جلوگیری از این حرکت؛ انگیزه وجود دارد. این انگیزه‌ها متوجّه این است که نگذارند انقلاب و نظام به سمت هدف خودش حرکت کند و پیش برود و توفیق پیدا کند؛ [میخواهند] آن را متوقّف کنند بلکه به عقب برگردانند. ... یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این [عقبگرد] را بگیرد؛ در نظام اسلامی، این عامل «جایگاه رهبری» است؛ بایستی جلوی این انحراف به وسیله‌ی رهبری گرفته بشود؛ این خیلی اهمّیّت دارد؛‌ خیلی اهمّیّت دارد! بنابراین، اهمّیّت مجلس خبرگان به خاطر این است که متصدّی تعیین مأمور برای این مأموریّتِ بسیار مهم است.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    بر این اساس، نقش مجلس خبرگان نقشی بی‌بدیل است که عامل حرکت بدون وقفه‌ی جمهوری اسلامی است: «وضعِ مجلس خبرگان و جعلِ مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقّف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی‌آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفرِ بعدِ او [ــ رهبری ــ] را مشخّص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوّت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ ... اگر این شخصی که وجود دارد نبود، بی‌درنگ مجلس خبرگان اقدام میکند و نفر بعد را مشخّص میکند.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    معیارهای اسلامی و انقلابی انتخاب رهبر

    امّا مجلس خبرگان برای ایفای نقش منحصربه‌فرد خود در تداوم حرکت انقلاب و نظام اسلامی و انجام صحیح وظیفه‌ی اساسی خود که تعیین رهبری در بزنگاهِ موردِ نیاز است، باید بر اساس معیارهای درست و دقیقی حرکت کند. اوّلین نکته‌ی مهم در این زمینه این است که خبرگان ملّت در انتخاب رهبر باید خدا را در نظر بگیرند: «در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. آن وقتی که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰)

    نکته‌ی کلیدیِ دیگر، مراقبت نسبت به «اصول جمهوری اسلامی» در انتخاب‌های این مجلس است: «مجلس خبرگان در گزینشها و انتخابهایی که خواهد داشت، این را باید مراقبت بکند که اصول ثابت جمهوری اسلامی مورد غفلت قرار نگیرد؛ این خیلی مهم است؛ یعنی انتخاب رهبری با رعایت و ملاحظه‌ی اصول ثابتی باشد که در جمهوری اسلامی، آن اصول جزو مسلّمات و ثوابت است. یک اصول ثابت داریم که اینها دیگر قابل تغییر نیست. در قانون اساسی میشود این اصول را پیدا کرد، در بیانات امام راحل (رضوان الله علیه) میشود این اصول را پیدا کرد، در معارف اسلامی هم میشود این اصول را پیدا کرد؛ اینها بایست ملاحظه بشود. مثل اقامه‌ی عدل، مثل مبارزه‌ی با فساد، مثل بالا بردن سطح معرفت اسلامی، سطح عمل اسلامی در جامعه؛ اینها اصول ثابتی است که غیر قابل تغییر است.» (۱۴۰۲/۱۲/۱۷)

    انتخاب رهبر بر اساس شرایط ذکرشده در قانون اساسی، یکی دیگر از معیارهای کلیدی است. در این زمینه، یکی از مهم‌ترین شرایط «اعتقاد راسخ به هدف و مسیر انقلاب» است: «مجلس خبرگان بایستی در گزینش خودش، نهایت دقّت و توجّه را به کار ببرد؛ نهایت دقّت و توجّه باید به کار برود. در قانون اساسی، شرایطی برای رهبری ذکر شده که خب معلوم است؛ یکی از مهم‌ترینِ این شرایط عبارت است از اعتقاد قلبی راسخ به مسیر انقلاب و هدف انقلاب؛ این اعتقاد باید وجود داشته باشد. آمادگی برای حرکتِ مستمرّ بدونِ خستگیِ بی‌وقفه‌ی در این راه باید در کسی باشد تا شایسته‌ی این مسئولیّت باشد؛ باید اینها را در افراد تشخیص داد، و انتخاب کرد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    در امتداد این معیارها، «استقلال فکری و اسیر کلیشه‌های تحمیلیِ نظامِ سلطه نشدن» یکی دیگر از موارد بسیار مهم است: «[در انتخاب رهبر توسّط خبرگان،] دقّتهای لازم و استقلال فکری بایستی به طور کامل مراعات بشود. مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد. اسیر کلیشه‌های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)

    معیار کلیدی دیگر اینکه در این انتخابِ رهبری، عنصر «فقه و ارزشهای اسلامی» جایگاهی بنیادین دارد: «[انتخاب رهبری] تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین، انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)

    نکته‌ی پایانی در این زمینه اینکه در اصل یکصدونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز شرایط و صفات رهبر به‌روشنی مشخّص شده است. بر اساس این اصل، سه موردِ «صلاحیّت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه»، «عدالت و تقوای لازم برای رهبری امّت اسلام» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریّت و قدرت کافی برای رهبری»، معیارهای اصلی در تعیین رهبر هستند.

    سکینه و آرامش در دل‌های مؤمنین

    بر اساس آنچه گذشت، مجلس خبرگان رهبری نهادی بی‌بدیل در ساختار حاکمیّتی جمهوری اسلامی است: «مجلس خبرگان به لحاظ مفهومی، به لحاظ آن عنوانی که در قانون اساسی و در نظام تعریف شده، یکی از انقلابی‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی است. منظورم از «انقلابی‌ترین»، مرتبط‌ترین است با انقلاب اسلامی؛ این [مجلس] به این معنا یکی از انقلابی‌ترین نهادهای انقلابی است. علّت این تعبیر که میگوییم «انقلابی‌ترین است»، نقش این مجلس است در گزینش رهبری؛ این خیلی کار مهمّی است، نقش منحصربه‌فردی است و بحمدالله مجلس خبرگان آماده است برای این نقش.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) لذا «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰)

    نکته‌ی پایانی اینکه منتخبان مردم در مجلس خبرگان با اقدام بهنگام و از سر بصیرت و تقوای خود و با مبنا قرار دادن معیارهای اساسی اسلام و تفکّر انقلابی، در واقع، زمینه‌ساز تداوم حرکت مستمرّ انقلاب کبیر اسلامی و تقویت میراث سترگ بر‌جای‌مانده از امام خمینی(رحمة الله علیه) و رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای می‌شوند؛ و این‌گونه زمینه‌ی انزال سکینه‌ی الهی در جامعه‌ی اسلامی فراهم می‌شود: «هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا. ... مجلس خبرگان میتواند مظهر تام و تمام این انزال سکینه‌ی الهی باشد؛ چون این انزال سکینه‌ی الهی از نشانه‌های ایمان است: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛ این سکینه‌ی الهی، مایه‌ی ازدیاد ایمان و مایه‌ی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنی‌ها، وضعیّتهای مختلف، در روح انسانها به طور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش، خیلی از اوقات، مایه‌ی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی میدهد که «وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض». از چه انسان واهمه کند؟ همه‌ی نیروهای زمین و آسمان، همه‌ی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما مؤمن باشیم، اگر ما بنده‌ی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. ... وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع، این سکینه‌ی الهی، سرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62795

    #گزيده_بيانات
    📰 نظام اسلامی توقّف ندارد امام خمینی (رحمة الله علیه): «ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول‌الله است.» حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای: «نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابسته‌ی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریّتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمّی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخصِ معیّن در میان آنها نباشد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) خلأ رهبری ایجاد نمی‌شود چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ روزی خاص در تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است؛ روزی که دشمنان با طمع به آن چشم دوخته بودند تا از خلأ رهبری در نظام اسلامی نهایت استفاده را ببرند، امّا خواست الهی از مسیر عملکرد و اقدام بهنگام مجلس خبرگان رهبری معادله‌ی دیگری را رقم زد: «همه‌ی چشمها به ایران دوخته شده بود که امام بزرگوار ما، کِی از دست این مردم گرفته شود. برای آن روز، نقشه‌ها کشیده و امیدها بسته بودند! ده سال منتظر آن روز نشسته بودند که فرا برسد. روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ از نظر دشمنان این ملّت و دشمنان انقلاب، یک روز بسیار مهم و تعیین‌کننده بود. مجلس خبرگان نگذاشت این خلأ به وجود آید.» لذا علّت مخالفت و دشمنیِ دشمنانِ مستکبر با مجلس خبرگان همین ایفای نقش منحصربه‌فرد برای جلوگیری از شکل‌گیری خلأ رهبری در نظام اسلامی است: «علّت مخالفت دشمنان مستکبرِ جهانی با مجلس خبرگان این است. این سرعتِ‌عمل و این میدان ندادن به توطئه‌های دشمن، برای دنیا خیلی مهم بود. برای این است که با مجلس خبرگان مخالفند. نه، این‌طور نیست که اثر مجلس خبرگان آشکار نشده است؛ بعکس، چون اثر مجلس خبرگان آشکار شده و در برهه‌ای چنین کار مهمّی را علیه دشمن انجام داده است، این‌قدر با آن مخالفند.» (۱۳۷۷/۷/۲۹) حفظِ جهت‌گیریِ انقلابیِ نظام؛ مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری «رهبری نقطه‌ی اساسی نظام اسلامی است.» (۱۳۸۶/۶/۱۵) دلیل این محوری و اساسی بودن رهبری در جمهوری اسلامی این است که «مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، رصد و حفظ حرکت کلّی و حرکت بخشهای مهمّ نظام در جهت انقلاب است تا زاویه‌ای از مسیر اصلی پیش نیاید و انقلاب اسلامی مثل انقلابهای دیگر منحرف نشود.» (۱۴۰۱/۱۲/۴) در حقیقت، «وظیفه‌ی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف میکند. اینجا وظیفه‌ی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است، بِایستد و نگذارد؛ ولو مورد جزئی باشد.» (۱۳۹۵/۴/۱۲) «در واقع، رهبری، یک مدیریّت کلان ارزشی است. همین‌طور که اشاره کردم، گاهی اوقات فشارها، مضیقه‌ها و ضرورتها، مدیریّتهای گوناگون را به بعضی از انعطافهای غیر لازم یا غیر جایز وادار میکند؛ رهبری بایستی مراقب باشد، نگذارد چنین اتّفاقی بیفتد. این مسئولیتِ بسیار سنگینی است.» (۱۳۹۰/۷/۲۴) البتّه این حفظ حرکت صحیح و بدون انحراف انقلاب، در نسبت با «حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب» معنا می‌یابد: «در شاکله‌ی نظام اسلامی، جایگاه رهبری عمدتاً برای حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب است؛ این عمده‌ی مسئولیّت رهبری است. انقلاب برای یک هدفی به وجود آمده است. هدف انقلاب اسلامی عبارت است از محقّق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. ... برای اینکه جامعه‌ی اسلامی به این هدف نزدیک بشود و یک جامعه‌ی توحیدی به وجود بیاید، تلاشهایی لازم است و موانعی وجود دارد. همیشه در راهِ حرکت به سمت این هدف موانعی پیش می‌آید، انگیزه‌هایی وجود دارد برای جلوگیری از این حرکت؛ انگیزه وجود دارد. این انگیزه‌ها متوجّه این است که نگذارند انقلاب و نظام به سمت هدف خودش حرکت کند و پیش برود و توفیق پیدا کند؛ [میخواهند] آن را متوقّف کنند بلکه به عقب برگردانند. ... یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این [عقبگرد] را بگیرد؛ در نظام اسلامی، این عامل «جایگاه رهبری» است؛ بایستی جلوی این انحراف به وسیله‌ی رهبری گرفته بشود؛ این خیلی اهمّیّت دارد؛‌ خیلی اهمّیّت دارد! بنابراین، اهمّیّت مجلس خبرگان به خاطر این است که متصدّی تعیین مأمور برای این مأموریّتِ بسیار مهم است.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) بر این اساس، نقش مجلس خبرگان نقشی بی‌بدیل است که عامل حرکت بدون وقفه‌ی جمهوری اسلامی است: «وضعِ مجلس خبرگان و جعلِ مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقّف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی‌آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفرِ بعدِ او [ــ رهبری ــ] را مشخّص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوّت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ ... اگر این شخصی که وجود دارد نبود، بی‌درنگ مجلس خبرگان اقدام میکند و نفر بعد را مشخّص میکند.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) معیارهای اسلامی و انقلابی انتخاب رهبر امّا مجلس خبرگان برای ایفای نقش منحصربه‌فرد خود در تداوم حرکت انقلاب و نظام اسلامی و انجام صحیح وظیفه‌ی اساسی خود که تعیین رهبری در بزنگاهِ موردِ نیاز است، باید بر اساس معیارهای درست و دقیقی حرکت کند. اوّلین نکته‌ی مهم در این زمینه این است که خبرگان ملّت در انتخاب رهبر باید خدا را در نظر بگیرند: «در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. آن وقتی که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰) نکته‌ی کلیدیِ دیگر، مراقبت نسبت به «اصول جمهوری اسلامی» در انتخاب‌های این مجلس است: «مجلس خبرگان در گزینشها و انتخابهایی که خواهد داشت، این را باید مراقبت بکند که اصول ثابت جمهوری اسلامی مورد غفلت قرار نگیرد؛ این خیلی مهم است؛ یعنی انتخاب رهبری با رعایت و ملاحظه‌ی اصول ثابتی باشد که در جمهوری اسلامی، آن اصول جزو مسلّمات و ثوابت است. یک اصول ثابت داریم که اینها دیگر قابل تغییر نیست. در قانون اساسی میشود این اصول را پیدا کرد، در بیانات امام راحل (رضوان الله علیه) میشود این اصول را پیدا کرد، در معارف اسلامی هم میشود این اصول را پیدا کرد؛ اینها بایست ملاحظه بشود. مثل اقامه‌ی عدل، مثل مبارزه‌ی با فساد، مثل بالا بردن سطح معرفت اسلامی، سطح عمل اسلامی در جامعه؛ اینها اصول ثابتی است که غیر قابل تغییر است.» (۱۴۰۲/۱۲/۱۷) انتخاب رهبر بر اساس شرایط ذکرشده در قانون اساسی، یکی دیگر از معیارهای کلیدی است. در این زمینه، یکی از مهم‌ترین شرایط «اعتقاد راسخ به هدف و مسیر انقلاب» است: «مجلس خبرگان بایستی در گزینش خودش، نهایت دقّت و توجّه را به کار ببرد؛ نهایت دقّت و توجّه باید به کار برود. در قانون اساسی، شرایطی برای رهبری ذکر شده که خب معلوم است؛ یکی از مهم‌ترینِ این شرایط عبارت است از اعتقاد قلبی راسخ به مسیر انقلاب و هدف انقلاب؛ این اعتقاد باید وجود داشته باشد. آمادگی برای حرکتِ مستمرّ بدونِ خستگیِ بی‌وقفه‌ی در این راه باید در کسی باشد تا شایسته‌ی این مسئولیّت باشد؛ باید اینها را در افراد تشخیص داد، و انتخاب کرد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) در امتداد این معیارها، «استقلال فکری و اسیر کلیشه‌های تحمیلیِ نظامِ سلطه نشدن» یکی دیگر از موارد بسیار مهم است: «[در انتخاب رهبر توسّط خبرگان،] دقّتهای لازم و استقلال فکری بایستی به طور کامل مراعات بشود. مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد. اسیر کلیشه‌های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود.» (۱۳۹۴/۶/۱۲) معیار کلیدی دیگر اینکه در این انتخابِ رهبری، عنصر «فقه و ارزشهای اسلامی» جایگاهی بنیادین دارد: «[انتخاب رهبری] تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین، انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی.» (۱۳۹۴/۶/۱۲) نکته‌ی پایانی در این زمینه اینکه در اصل یکصدونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز شرایط و صفات رهبر به‌روشنی مشخّص شده است. بر اساس این اصل، سه موردِ «صلاحیّت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه»، «عدالت و تقوای لازم برای رهبری امّت اسلام» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریّت و قدرت کافی برای رهبری»، معیارهای اصلی در تعیین رهبر هستند. سکینه و آرامش در دل‌های مؤمنین بر اساس آنچه گذشت، مجلس خبرگان رهبری نهادی بی‌بدیل در ساختار حاکمیّتی جمهوری اسلامی است: «مجلس خبرگان به لحاظ مفهومی، به لحاظ آن عنوانی که در قانون اساسی و در نظام تعریف شده، یکی از انقلابی‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی است. منظورم از «انقلابی‌ترین»، مرتبط‌ترین است با انقلاب اسلامی؛ این [مجلس] به این معنا یکی از انقلابی‌ترین نهادهای انقلابی است. علّت این تعبیر که میگوییم «انقلابی‌ترین است»، نقش این مجلس است در گزینش رهبری؛ این خیلی کار مهمّی است، نقش منحصربه‌فردی است و بحمدالله مجلس خبرگان آماده است برای این نقش.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) لذا «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰) نکته‌ی پایانی اینکه منتخبان مردم در مجلس خبرگان با اقدام بهنگام و از سر بصیرت و تقوای خود و با مبنا قرار دادن معیارهای اساسی اسلام و تفکّر انقلابی، در واقع، زمینه‌ساز تداوم حرکت مستمرّ انقلاب کبیر اسلامی و تقویت میراث سترگ بر‌جای‌مانده از امام خمینی(رحمة الله علیه) و رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای می‌شوند؛ و این‌گونه زمینه‌ی انزال سکینه‌ی الهی در جامعه‌ی اسلامی فراهم می‌شود: «هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا. ... مجلس خبرگان میتواند مظهر تام و تمام این انزال سکینه‌ی الهی باشد؛ چون این انزال سکینه‌ی الهی از نشانه‌های ایمان است: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛ این سکینه‌ی الهی، مایه‌ی ازدیاد ایمان و مایه‌ی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنی‌ها، وضعیّتهای مختلف، در روح انسانها به طور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش، خیلی از اوقات، مایه‌ی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی میدهد که «وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض». از چه انسان واهمه کند؟ همه‌ی نیروهای زمین و آسمان، همه‌ی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما مؤمن باشیم، اگر ما بنده‌ی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. ... وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع، این سکینه‌ی الهی، سرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه.» (۱۳۹۴/۶/۱۲) 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62795 #گزيده_بيانات
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 311 Visualizações 0 Anterior
  • «شهادت»؛ گوهر درخشان هویّت ایران


     «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» ۱۴۰۱/۰۸/۰۸
    آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه‌ی KHAMENEI.IR در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.

     انقلاب خدایی
    انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»[۱]

    رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»[۲]

     یک انگیزه‌ی ارزشمند
    نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»[۳]

     مراقبت مداوم
    راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «اين راه پُرپيچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خيلى زيادى دارد. ... خيلی‌ها در دين تلاش مىكنند براى اينكه به خيال خودشان، با ذهن خودشان راه را پيدا كنند؛ [لذا] در اين كوچه‌پس‌كوچه‌ها گم مىشوند. امّا وقتى كه دين خدا حاكم و شاخص بود، ... هم خطا نمىكنيم ــ و اگر خطا هم بكنيم، خطاى ما معذور است ــ هم رسيدن به هدف، قطعى است. اگر وسط راه هم انسان بميرد، به هدف رسيده؛ اگر به هدف هم برسد، رسيده و خداى متعال را از خودش راضى كرده است.»[۴]

    ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ى حقيقى در راه خدا است. سود و بُرد حقيقى در پيمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضى از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهيد شدند. شهيد اسلامى، شهيد درخشان، شهيد لاجوردى و شهيد عراقى و خيلى از دوستانى كه در آن جلسات و در آن گفتگوها هميشه با هم بوديم رفتند؛ آن كاروان همين‌طور ادامه پيدا كرده و اين خونها هم موتور آن را تندتر و تيزتر كرده است. ... خدا كند كه عاقبت ما و شما هم مثل همان رفيقهايمان باشد.»[۵]

     یک روحیّه‌ی خاص
    شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند.

    امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحيّه‌ى استقبال از مرگ و شهادت در ملّتى وجود داشته باشد، آن ملّت پيروز خواهد شد.»[۶] روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»[۷]

     شورِ مستدام
    این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ى سليمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من ديدم ماها همه‌مان با شوق مىخواهيم ... شهيد بشويم! در حالى كه شما مىدانيد فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»[۸] تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولين جمهورى اسلامى با همان روحيّه‌ى شهادت‌طلبى كه با آن روحيّه وارد ميدان انقلاب شدند ... وارد ميدان جنگ شدند، با روحيّه‌ى آمادگى براى كشته شدن در راه خدا، تا آخرين قطره‌ى خون در راه آرمانهاى انقلاب اسلامى با قاطعيّت و قدرت ايستاده‌اند.»[۹] ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»[۱۰]

     پدرها و مادرهای هویّت‌ساز
    نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند.

    «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»[۱۱]

    ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصيّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهى پدرومادرهایشان را كه مىبيند، نشانه‌هاى آن بصيرت را در كلّ خانواده مىبيند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌اى درخشنده است، آن خانواده يک وضع ديگرى دارد.»[۱۲] خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «اين خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»[۱۳]

     تفاوت شهدای ما
    حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».[۱۴]

    شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»[۱۵]

     جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت
    سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمداللّه به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»[۱۶]

    یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»[۱۷] «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»[۱۸]

    مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستى تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ى مقاومت را، آن روحیّه‌ى فداکارى همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جارى کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلى باید تلاش کرد.»[۱۹]

    این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهاى مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»[۲۰] امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»[۲۱]

     حیف است ...
    خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»[۲۲]

    این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌اللّه مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پايگاه بزرگ الهى، پاداش خدا براى اين مرد بود و حيف بود كه او در بستر بميرد. خداى متعال لطف و تفضّل كند و همين راه شهادت را براى ما هم ــ با نداشتن قابليّت ــ مقدّر فرمايد.»[۲۳]

    سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسداللّه لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ايشان مورد غبطه‌ى ما است؛ خوشا به حالشان. وقتى خبر شهادت لاجوردى را به من دادند، گفتم حيف بود كه ايشان با آن سوابق بميرند؛ بايد شهيد مىشدند. خوشا به حالشان.»[۲۴]

     راهی پایان‌ناپذیر
    امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفت: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»[۲۵]

    شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌اللّه اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»[۲۶]

    این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهيم روح عاشورائى و حسينى را در ميان ما مستدام بدار، روح ايثار و شهادت‌طلبى را از اين امّت مگير.»[۲۷]

     پاداش بزرگ
    ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»[۲۸]

     

    [۱]. پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵)
    [۲]. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲)
    [۳]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۴]. بيانات در ديدار اعضاى شوراى مركزى جمعيّت مؤتلفه‌ى اسلامى (۱۳۷۸/۳/۲۶)
    [۵]. همان
    [۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)
    [۷]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۸]. دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷)
    [۹]. بيانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استاديوم آزادى (۱۳۶۷/۹/۳)
    [۱۰]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)
    [۱۱]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۱۲]. بيانات در مراسم بزرگداشت شهداى عمليّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰)
    [۱۳]. بيانات در ديدار خانواده‌ى شهيد لاجوردى (۱۳۷۷/۷/۱۴)
    [۱۴]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۵]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۶]. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵)
    [۱۷]. بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷)
    [۱۸]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۹]. بیانات در دیدار اعضاى دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۰/۴/۲۵)
    [۲۰]. بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲)
    [۲۱]. تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰)
    [۲۲]. حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳)
    [۲۳]. بيانات در ديدار اعضاى كنگره‌ى شهيد آيت‌اللَّه مدنى (۱۳۸۰/۶/۱۲)
    [۲۴]. بيانات در جلسه‌ى پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربيت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲)
    [۲۵]. بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹)
    [۲۶]. بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰)
    [۲۷]. سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۲۴/۷/۱۳۶۲)
    [۲۸]. بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797

    #ديگران__يادداشت
    📰 «شهادت»؛ گوهر درخشان هویّت ایران  «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه‌ی KHAMENEI.IR در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.  انقلاب خدایی انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»[۱] رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»[۲]  یک انگیزه‌ی ارزشمند نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»[۳]  مراقبت مداوم راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «اين راه پُرپيچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خيلى زيادى دارد. ... خيلی‌ها در دين تلاش مىكنند براى اينكه به خيال خودشان، با ذهن خودشان راه را پيدا كنند؛ [لذا] در اين كوچه‌پس‌كوچه‌ها گم مىشوند. امّا وقتى كه دين خدا حاكم و شاخص بود، ... هم خطا نمىكنيم ــ و اگر خطا هم بكنيم، خطاى ما معذور است ــ هم رسيدن به هدف، قطعى است. اگر وسط راه هم انسان بميرد، به هدف رسيده؛ اگر به هدف هم برسد، رسيده و خداى متعال را از خودش راضى كرده است.»[۴] ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ى حقيقى در راه خدا است. سود و بُرد حقيقى در پيمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضى از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهيد شدند. شهيد اسلامى، شهيد درخشان، شهيد لاجوردى و شهيد عراقى و خيلى از دوستانى كه در آن جلسات و در آن گفتگوها هميشه با هم بوديم رفتند؛ آن كاروان همين‌طور ادامه پيدا كرده و اين خونها هم موتور آن را تندتر و تيزتر كرده است. ... خدا كند كه عاقبت ما و شما هم مثل همان رفيقهايمان باشد.»[۵]  یک روحیّه‌ی خاص شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند. امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحيّه‌ى استقبال از مرگ و شهادت در ملّتى وجود داشته باشد، آن ملّت پيروز خواهد شد.»[۶] روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»[۷]  شورِ مستدام این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ى سليمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من ديدم ماها همه‌مان با شوق مىخواهيم ... شهيد بشويم! در حالى كه شما مىدانيد فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»[۸] تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولين جمهورى اسلامى با همان روحيّه‌ى شهادت‌طلبى كه با آن روحيّه وارد ميدان انقلاب شدند ... وارد ميدان جنگ شدند، با روحيّه‌ى آمادگى براى كشته شدن در راه خدا، تا آخرين قطره‌ى خون در راه آرمانهاى انقلاب اسلامى با قاطعيّت و قدرت ايستاده‌اند.»[۹] ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»[۱۰]  پدرها و مادرهای هویّت‌ساز نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند. «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»[۱۱] ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصيّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهى پدرومادرهایشان را كه مىبيند، نشانه‌هاى آن بصيرت را در كلّ خانواده مىبيند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌اى درخشنده است، آن خانواده يک وضع ديگرى دارد.»[۱۲] خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «اين خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»[۱۳]  تفاوت شهدای ما حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».[۱۴] شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»[۱۵]  جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمداللّه به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»[۱۶] یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»[۱۷] «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»[۱۸] مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستى تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ى مقاومت را، آن روحیّه‌ى فداکارى همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جارى کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلى باید تلاش کرد.»[۱۹] این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهاى مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»[۲۰] امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»[۲۱]  حیف است ... خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»[۲۲] این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌اللّه مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پايگاه بزرگ الهى، پاداش خدا براى اين مرد بود و حيف بود كه او در بستر بميرد. خداى متعال لطف و تفضّل كند و همين راه شهادت را براى ما هم ــ با نداشتن قابليّت ــ مقدّر فرمايد.»[۲۳] سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسداللّه لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ايشان مورد غبطه‌ى ما است؛ خوشا به حالشان. وقتى خبر شهادت لاجوردى را به من دادند، گفتم حيف بود كه ايشان با آن سوابق بميرند؛ بايد شهيد مىشدند. خوشا به حالشان.»[۲۴]  راهی پایان‌ناپذیر امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفت: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»[۲۵] شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌اللّه اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»[۲۶] این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهيم روح عاشورائى و حسينى را در ميان ما مستدام بدار، روح ايثار و شهادت‌طلبى را از اين امّت مگير.»[۲۷]  پاداش بزرگ ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»[۲۸]   [۱]. پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵) [۲]. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲) [۳]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۴]. بيانات در ديدار اعضاى شوراى مركزى جمعيّت مؤتلفه‌ى اسلامى (۱۳۷۸/۳/۲۶) [۵]. همان [۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴) [۷]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۸]. دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷) [۹]. بيانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استاديوم آزادى (۱۳۶۷/۹/۳) [۱۰]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳) [۱۱]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۱۲]. بيانات در مراسم بزرگداشت شهداى عمليّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰) [۱۳]. بيانات در ديدار خانواده‌ى شهيد لاجوردى (۱۳۷۷/۷/۱۴) [۱۴]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۵]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۶]. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵) [۱۷]. بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷) [۱۸]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۹]. بیانات در دیدار اعضاى دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۰/۴/۲۵) [۲۰]. بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲) [۲۱]. تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰) [۲۲]. حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳) [۲۳]. بيانات در ديدار اعضاى كنگره‌ى شهيد آيت‌اللَّه مدنى (۱۳۸۰/۶/۱۲) [۲۴]. بيانات در جلسه‌ى پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربيت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲) [۲۵]. بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹) [۲۶]. بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰) [۲۷]. سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۲۴/۷/۱۳۶۲) [۲۸]. بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797 #ديگران__يادداشت
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 328 Visualizações 0 Anterior
  • داستان موسی(ع) | قسمت اول؛ هشدارهای تاریخی قرآن


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ماجرای حضرت موسی (علیه‌السّلام) ... از آن ماجراهای عبرت‌آمیز و عجیب تاریخ است. درباره‌ی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمیشود. واقعاً قرآن گنجینه‌ی عظیمی از تجربه‌ی موسوی برای ماست.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸
     قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیه‌السلام و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد.
    بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای* با عنوان «داستان موسی(ع)» می‌پردازد. در این یادداشت، مسئله «ضرورت پرداختن به داستان حضرت موسی علیه السلام» تبیین شده است.
      
     «وَ لَوْ قَاتَلَکمُ الَّذِینَ کفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا * سُنَّةَ اللَهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبْدِیلًا» (سوره فتح، آیات ۲۲و۲۳)
    ترجمه: و اگر کسانى که کافر شده‌اند با شما به کارزار آیند، پشت مى‌کنند و مى‌گریزند، آن‌گاه نه کسى را مى‌یابند که کارشان را برعهده گیرد و نه کسى که آنان را یارى کند. خدا مقرّر داشته است که پیامبران و مؤمنان واقعى بر دشمنانشان پیروز شوند. این سنّت خداست که از پیش جارى بوده است و هرگز در سنّت خدا تغییرى نخواهى یافت.
     
     جبهه حق همیشه در مواجهه با جبهه دشمن، نیازمند افق روشن و امید به آینده بوده است. در صدر اسلام، گاهی مسلمانان چنان از مواجهه با دشمن و پیروزی بر آنان ناامید می‌شدند که هیچ افق روشنی در برابر خود نمی‌دیدند. از طرفی دیگر، ملّت‌های گذشته گاهی آن‌چنان دچار خطاها و انحرافات متعددی می‌شدند که نتیجه آن، شکست حتمی و غضب الهی بر آنان بود. بنابراین مسلمانان عصر رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله دو نیاز اساسی داشتند. نخست، نیاز به امید و افق روشن برای حرکت و پیشرفت. نیاز دوم، درس‌ها و عبرت‌های تاریخی برای مراقبت در این مسیر حرکت. یکی از مهم‌ترین روش‌های خداوند برای پاسخ به این دو ضرورت اساسی، توجه دادن آنان به قوانین حاکم بر دنیا است که در امت‌های گذشته به وقوع پیوسته است. قرآن کریم از این قوانین تعبیر به «سنة الله» می‌کند.
     
     شناخت سنت‌های الهی برای ما ضروری است
    «سنّت یعنی قانون، قاعده؛ خدای متعال در عالم طبیعت، در عالم انسان قواعدی دارد، قوانینی دارد... قانون جاذبه یک قانون جلوی چشم است و همه میفهمند، [امّا] قوانینی ‌هم دارد که همه قادر به فهم آنها نیستند؛ واقعاً سرتاسر قرآن پُر است از بیان این قوانین‌.» ۱۴۰۱/۰۴/۰۷ ویژگی سنت‌های الهی این است که قوانینی ثابت و تغییرناپذیرند و در طول تاریخ قطعاً به وقوع می‌پیوندند. قرآن کریم این قوانین را چنین توصیف می‌کند: «سنّت خدا از در امت‌های پیشین جارى بوده است و هرگز در سنّت خدا تغییرى نخواهى یافت.»(۱) شناخت سنت‌ها و قوانین حاکم بر دنیا، آثار و پیامدهای متعددی دارد. شناخت برخی سنت‌های الهی باعث می‌شود ملّت‌های مسلمان در هر عصری این اطمینان را داشته باشند که قطعاً بر دشمنان خود پیروز می‌شوند. شناخت برخی سنت‌ها و قوانین الهی به عنوان هشداری برای ملّت‌ها است و باعث می‌شود آنان مراقب رفتار خود باشند تا از مسیر حق منحرف نشوند. همچنین شناخت برخی سنت‌ها باعث شناخت بهتر مسیر رشد و تعالی می‌شود.
     
     راز تکرار داستان بنی‌اسرائیل در قرآن
    قرآن کریم برای شناساندن سنت‌های الهی به جامعه اسلامی، تاریخ ملّت‌های گذشته و انبیای آنان را ذکر می‌کند و در دل آن، سنت‌های متعدد حاکم بر دنیا را تبیین می‌کند. یکی از ملّت‌هایی که حجم زیادی از سنت‌های الهی در آن به وقوع پیوسته است، قوم «بنی‌اسرائیل» به رهبری «حضرت موسی علیه‌السّلام» است. قرآن کریم سرشار از تاریخ گذشتگان است؛ اما بیشترین آیات تاریخی قرآن مربوط به زندگی حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل است. نزول این حجم از آیات درباره حضرت موسی و بنی‌اسرائیل ــ آن هم در حساس‌ترین لحظات مبارزه مسلمانان صدر اسلام ــ خود بهترین دلیل بر روش خداوند در نشان دادن افق روشن برای مسلمانان و اطمینان خاطر دادن به آنان برای پیروزی بر دشمن است.
     
    در دوران معاصر نیز که تقابل دشمنان با جبهه حق به اوج خود رسیده است، شناخت قوانین الهی حاکم بر جهان هستی، آثار و برکات متعددی برای ملت اسلام در پی دارد. از این رو، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیانات و جلسات تفسیر قرآن، بارها به تبیین و توضیح آیات حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل پرداخته‌اند. ایشان معتقدند: «قرآن گنجینه‌ی عظیمی از تجربه‌ی موسوی برای ماست.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ و در این باره می‌فرمایند: «ماجرای حضرت موسیٰ علیه‌السّلام ... از آن ماجراهای عبرت‌آمیز و عجیب تاریخ است. درباره‌ی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمیشود.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند علت فراوانی آیات قرآن درباره حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل، ظرفیت عظیم عبرت‌ها و درس‌های متعددی است که برای مسلمانان وجود دارد. «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنى‌اسرائیل یاداورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنى‌اسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنى‌اسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینه‌ى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۲)
     
     داستان حضرت موسی علیه‌السلام گنجینه راهنمای امروز امت اسلامی است
    این سخن برگرفته از احادیثی است که پیامبر اسلام صلّی‌الله‌علیه‌وآله در آن می‌فرمایند: «امت من، سنت بنی‌اسرائیل را مرتکب خواهند شد؛ به طوری که قدم جای قدم آنان می‌گذارند و مَثَل‌ها و سنت‌ها در آنان و اینان به یک صورت جاری شده است.»(۳) همچنین در جای دیگر می‌فرمایند: «لَتَسلُکنَّ سُنَنَ مَن قَبلَکم حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ»(۴) شما قدم به قدم راه امت‌های گذشته را خواهید پیمود. ناگفته نماند این سخن به معنای مشابهت جزء به جزء امت اسلامی با امت بنی‌اسرائیل نیست؛ بلکه به این معنا است که سنت‌های الهی که در آن دوران به وقوع پیوسته است، در امت اسلامی نیز به وقوع می‌پیوندد. با این نگاه، بررسی تاریخ حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل، گنجینه‌ای بزرگ برای راهنمایی امت اسلامی در دوره کنونی است.
     
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «بخش مهمّى از قرآن قصص گذشتگان است، امّا این قصّه‌گویى فقط براى توصیف گذشته نیست، بلکه درسى است که طبیعت عالم، طبیعت تاریخ، طبیعت بشر و به معناى عام، طبیعت گذشته و حال و آینده را در مقابل چشم مسلمانان قرار مىدهد؛ یعنى ماجراى موسى علیه السلام و ماجراى مقاومت بندگان مؤمن در دوران ابراهیم و موسى و عیسى و بقیّه‌ى پیغمبران الهى‌، براى مسلمانانى که این آیات را تلاوت مىکنند درسى است تا به وسیله‌ى آن، جهت آینده‌ى خودشان ــ وظیفه‌هاى آینده و آنچه در آینده انتظارش را باید داشته باشند ــ نکته‌ها بیاموزند؛ آن هم نکته‌ها و درسى ناشى از حکمت الهى و الهام پروردگار، نه ناشى از حدس و گمان ذهنهاى تیره و تار و عقلهاى ناقص.»(۵) بنابراین، احادیث پیامبر اسلام صلّی‌الله‌علیه‌وآله که در آن به شباهت امت اسلامی به امت بنی‌اسرائیل پرداخته شده است، هشداری برای مسلمانان و دعوتی به عبرت‌گیری از آنان است.
     
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این نکته مهم می‌فرمایند: «ما ملّت اسلام در حقیقت تهدید شده‌ایم؛ تهدید به چه چیزى‌؟ تهدید به سرنوشت قوم موسى؛ که اى ملّت اسلام! مواظب باشید اگر به آنچه میگویید عمل نکنید و اگر پاى حرف و ایمانتان نَایستید، مثل قوم موسى خواهید شد که اینها منحرف شدند، خدا هم دلهاى اینها را منحرف کرد؛ یعنى اینها را از هدایت خودش محروم کرد.»(۶) این همان سنت الهی است که در تمام امت‌های گذشته وجود دارد و قوانینی است که تا پایان تاریخ بر آن حاکم است. بر همین اساس، رهبر انقلاب اسلامی این قوانین را در دوران انقلاب اسلامی نیز حاکم می‌دانند. ایشان در تبیین آیه «وَ اَللٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ‌»(۷) می‌فرمایند: «خدا قوم فاسقین را هدایت نمیکند. این قوم فاسقین چه قوم موسى باشند، چه قوم عیسى باشند، چه قوم پیغمبر آخرالزّمان باشند، چه مال صدر اسلام باشند، چه مال دوران انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى باشند، وقتى از دین خارج شدى، هدایت مشکل میشود و ما باید مواظب باشیم، مراقب باشیم، دل خودمان را حفظ کنیم، ذهن خودمان را در راه خدا نگه داریم، بر ذهن خودمان آیات حسنه‌ى حق را بخوانیم و مواظب باشیم دل ما دچار زیغ نشود.»(۸) به طور نمونه، یکی از خطرات پیش روی امت اسلامی، خطر ارتجاع است. از آنچه گفته شد می‌توان فهمید که «در امت پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله، همان اندازه این خطر [ارتجاع] وجود دارد که در امّت موسى [بود].» ۱۳۷۳/۱۰/۱۵
     
     براساس فلسفه قرآن، قوانین عالم در طول تاریخ یکسان هستند
    سؤال مهم این است که مطالعه تاریخ حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل با چه رویکردی باید باشد؟ به عبارت دیگر، شناخت عبرت‌ها و درس‌های تاریخ بنی‌اسرائیل به چه معنا است؟ از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مطالعه تاریخ بنی‌اسرائیل و دیگر امت‌های گذشته «یعنى همان علّتى که موجب میشود بنى‌اسرائیل مثلاً در چهل پنجاه قرن قبل دچار یک حالت بدى بشوند، همان علّت اگر در روزگار شما براى شما به وجود آمد، شما هم دچار همان سرنوشت خواهید شد. این، وحدت قوانین عالم و سنّت‌هاى عالم است؛ این از فرازهاى عالى و جالب بینش اسلامى و جهان‌بینى اسلام است؛ جهان‌بینى اسلام و بینش اصیل و فلسفى اسلام این جور بیان میکند. [البتّه] مرادم از فلسفه، فلسفه‌ى ارسطو و یونان نیست که به نام فلسفه‌ى اسلامى به خورد مسلمانها دادند؛ منظور فلسفه‌ى قرآن است. آنچه قرآن و کلمات قرآن‌شناسان واقعى به ما مى‌آموزد، این جور نتیجه میدهد به ما که قوانین عالم، قوانین طبیعى و قوانین اجتماعى، همه یکى‌اند و در طول تاریخ یکسان هستند. همچنان که قانون جاذبه یک میلیون سال قبل هم اگر زمین و آسمانى بوده، وجود داشته و الى امروز هم هست، همین طور قوانین انحطاط ملّتها و ترّقى ملّتها و پیشرفتها و عقب ماندن‌ها و آقایى‌ها و ذلّتها، همه و همه در این زمان کنونى که ما در آن زندگى میکنم و در میلیون‌ها سال قبل هم اگر انسانى وجود داشته، یکسان و مشابه است؛ قوانین عالم، قوانین آفرینش، کمترین تغییرى نکرده. هر چیزى که موجب شد بنى‌اسرائیل بدبخت و توسرى‌خور بشوند، ممکن است اگر در میان شما به وجود آمد، موجب بشود - و خواهد شد - که شما هم توسرى‌خور و بدبخت و ذلیل بشوید؛ همان چیزى که موجب شد مسلمانان صدر اسلام به آقایى و عزّت برسند، اگر در میان شما هم وجود داشته باشد، یقیناً شما هم به آقایى و عزّت و سربلندى خواهید رسید... این، وحدت سنّت‌ها در طول تاریخ است.»(۹) این بیان جامع نشان می‌دهد که فلسفه مطالعه تاریخ حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل، شناخت سنت‌ها و قوانین حاکم بر جوامع است تا در پرتو آن شناخت، مسیر رشد و تعالی روشن شود.
     


     

    (۱ سوره فتح، آیات ۲۲ و ۲۳، سُنَّةَ اللَهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبْدِیلًا.

    (۲ تفسیر سوره‌ی صف، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۳۴، انتشارات انقلاب اسلامی.

    (۳ لترکبن امتی سنة بنی اسرائیل حذو النعل بالنعل... وجرت الامثال و السنن سواء. (بحار الأنوار، ج۲۸، ص۲۸۲)

    (۴ المعجم الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۳، ح ۳؛ به نقل از دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۷، ص ۲۱۲.

    (۵ بیانات در جمع مردم دزفول در استادیوم شهر، ۱۳۷۵/۱۲/۲۳

    (۶ تفسیر سوره‌ی صف، ص۵۰

    (۷ سوره توبه، آیه ۲۴

    (۸ تفسیر سوره‌ی صف، ص۵۰

    (۹ نهج البلاغه: شرح هفت خطبه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص۷و۸، انتشارات انقلاب اسلامی.

    * - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم 

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62709

    #ديگران__يادداشت
    📰 داستان موسی(ع) | قسمت اول؛ هشدارهای تاریخی قرآن  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ماجرای حضرت موسی (علیه‌السّلام) ... از آن ماجراهای عبرت‌آمیز و عجیب تاریخ است. درباره‌ی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمیشود. واقعاً قرآن گنجینه‌ی عظیمی از تجربه‌ی موسوی برای ماست.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸  قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیه‌السلام و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد. بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای* با عنوان «داستان موسی(ع)» می‌پردازد. در این یادداشت، مسئله «ضرورت پرداختن به داستان حضرت موسی علیه السلام» تبیین شده است.     «وَ لَوْ قَاتَلَکمُ الَّذِینَ کفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا * سُنَّةَ اللَهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبْدِیلًا» (سوره فتح، آیات ۲۲و۲۳) ترجمه: و اگر کسانى که کافر شده‌اند با شما به کارزار آیند، پشت مى‌کنند و مى‌گریزند، آن‌گاه نه کسى را مى‌یابند که کارشان را برعهده گیرد و نه کسى که آنان را یارى کند. خدا مقرّر داشته است که پیامبران و مؤمنان واقعى بر دشمنانشان پیروز شوند. این سنّت خداست که از پیش جارى بوده است و هرگز در سنّت خدا تغییرى نخواهى یافت.    جبهه حق همیشه در مواجهه با جبهه دشمن، نیازمند افق روشن و امید به آینده بوده است. در صدر اسلام، گاهی مسلمانان چنان از مواجهه با دشمن و پیروزی بر آنان ناامید می‌شدند که هیچ افق روشنی در برابر خود نمی‌دیدند. از طرفی دیگر، ملّت‌های گذشته گاهی آن‌چنان دچار خطاها و انحرافات متعددی می‌شدند که نتیجه آن، شکست حتمی و غضب الهی بر آنان بود. بنابراین مسلمانان عصر رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله دو نیاز اساسی داشتند. نخست، نیاز به امید و افق روشن برای حرکت و پیشرفت. نیاز دوم، درس‌ها و عبرت‌های تاریخی برای مراقبت در این مسیر حرکت. یکی از مهم‌ترین روش‌های خداوند برای پاسخ به این دو ضرورت اساسی، توجه دادن آنان به قوانین حاکم بر دنیا است که در امت‌های گذشته به وقوع پیوسته است. قرآن کریم از این قوانین تعبیر به «سنة الله» می‌کند.    شناخت سنت‌های الهی برای ما ضروری است «سنّت یعنی قانون، قاعده؛ خدای متعال در عالم طبیعت، در عالم انسان قواعدی دارد، قوانینی دارد... قانون جاذبه یک قانون جلوی چشم است و همه میفهمند، [امّا] قوانینی ‌هم دارد که همه قادر به فهم آنها نیستند؛ واقعاً سرتاسر قرآن پُر است از بیان این قوانین‌.» ۱۴۰۱/۰۴/۰۷ ویژگی سنت‌های الهی این است که قوانینی ثابت و تغییرناپذیرند و در طول تاریخ قطعاً به وقوع می‌پیوندند. قرآن کریم این قوانین را چنین توصیف می‌کند: «سنّت خدا از در امت‌های پیشین جارى بوده است و هرگز در سنّت خدا تغییرى نخواهى یافت.»(۱) شناخت سنت‌ها و قوانین حاکم بر دنیا، آثار و پیامدهای متعددی دارد. شناخت برخی سنت‌های الهی باعث می‌شود ملّت‌های مسلمان در هر عصری این اطمینان را داشته باشند که قطعاً بر دشمنان خود پیروز می‌شوند. شناخت برخی سنت‌ها و قوانین الهی به عنوان هشداری برای ملّت‌ها است و باعث می‌شود آنان مراقب رفتار خود باشند تا از مسیر حق منحرف نشوند. همچنین شناخت برخی سنت‌ها باعث شناخت بهتر مسیر رشد و تعالی می‌شود.    راز تکرار داستان بنی‌اسرائیل در قرآن قرآن کریم برای شناساندن سنت‌های الهی به جامعه اسلامی، تاریخ ملّت‌های گذشته و انبیای آنان را ذکر می‌کند و در دل آن، سنت‌های متعدد حاکم بر دنیا را تبیین می‌کند. یکی از ملّت‌هایی که حجم زیادی از سنت‌های الهی در آن به وقوع پیوسته است، قوم «بنی‌اسرائیل» به رهبری «حضرت موسی علیه‌السّلام» است. قرآن کریم سرشار از تاریخ گذشتگان است؛ اما بیشترین آیات تاریخی قرآن مربوط به زندگی حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل است. نزول این حجم از آیات درباره حضرت موسی و بنی‌اسرائیل ــ آن هم در حساس‌ترین لحظات مبارزه مسلمانان صدر اسلام ــ خود بهترین دلیل بر روش خداوند در نشان دادن افق روشن برای مسلمانان و اطمینان خاطر دادن به آنان برای پیروزی بر دشمن است.   در دوران معاصر نیز که تقابل دشمنان با جبهه حق به اوج خود رسیده است، شناخت قوانین الهی حاکم بر جهان هستی، آثار و برکات متعددی برای ملت اسلام در پی دارد. از این رو، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیانات و جلسات تفسیر قرآن، بارها به تبیین و توضیح آیات حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل پرداخته‌اند. ایشان معتقدند: «قرآن گنجینه‌ی عظیمی از تجربه‌ی موسوی برای ماست.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ و در این باره می‌فرمایند: «ماجرای حضرت موسیٰ علیه‌السّلام ... از آن ماجراهای عبرت‌آمیز و عجیب تاریخ است. درباره‌ی این ماجرا هرچه بگویم تمام نمیشود.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند علت فراوانی آیات قرآن درباره حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل، ظرفیت عظیم عبرت‌ها و درس‌های متعددی است که برای مسلمانان وجود دارد. «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنى‌اسرائیل یاداورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنى‌اسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنى‌اسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینه‌ى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۲)    داستان حضرت موسی علیه‌السلام گنجینه راهنمای امروز امت اسلامی است این سخن برگرفته از احادیثی است که پیامبر اسلام صلّی‌الله‌علیه‌وآله در آن می‌فرمایند: «امت من، سنت بنی‌اسرائیل را مرتکب خواهند شد؛ به طوری که قدم جای قدم آنان می‌گذارند و مَثَل‌ها و سنت‌ها در آنان و اینان به یک صورت جاری شده است.»(۳) همچنین در جای دیگر می‌فرمایند: «لَتَسلُکنَّ سُنَنَ مَن قَبلَکم حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ»(۴) شما قدم به قدم راه امت‌های گذشته را خواهید پیمود. ناگفته نماند این سخن به معنای مشابهت جزء به جزء امت اسلامی با امت بنی‌اسرائیل نیست؛ بلکه به این معنا است که سنت‌های الهی که در آن دوران به وقوع پیوسته است، در امت اسلامی نیز به وقوع می‌پیوندد. با این نگاه، بررسی تاریخ حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل، گنجینه‌ای بزرگ برای راهنمایی امت اسلامی در دوره کنونی است.   حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «بخش مهمّى از قرآن قصص گذشتگان است، امّا این قصّه‌گویى فقط براى توصیف گذشته نیست، بلکه درسى است که طبیعت عالم، طبیعت تاریخ، طبیعت بشر و به معناى عام، طبیعت گذشته و حال و آینده را در مقابل چشم مسلمانان قرار مىدهد؛ یعنى ماجراى موسى علیه السلام و ماجراى مقاومت بندگان مؤمن در دوران ابراهیم و موسى و عیسى و بقیّه‌ى پیغمبران الهى‌، براى مسلمانانى که این آیات را تلاوت مىکنند درسى است تا به وسیله‌ى آن، جهت آینده‌ى خودشان ــ وظیفه‌هاى آینده و آنچه در آینده انتظارش را باید داشته باشند ــ نکته‌ها بیاموزند؛ آن هم نکته‌ها و درسى ناشى از حکمت الهى و الهام پروردگار، نه ناشى از حدس و گمان ذهنهاى تیره و تار و عقلهاى ناقص.»(۵) بنابراین، احادیث پیامبر اسلام صلّی‌الله‌علیه‌وآله که در آن به شباهت امت اسلامی به امت بنی‌اسرائیل پرداخته شده است، هشداری برای مسلمانان و دعوتی به عبرت‌گیری از آنان است.   حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این نکته مهم می‌فرمایند: «ما ملّت اسلام در حقیقت تهدید شده‌ایم؛ تهدید به چه چیزى‌؟ تهدید به سرنوشت قوم موسى؛ که اى ملّت اسلام! مواظب باشید اگر به آنچه میگویید عمل نکنید و اگر پاى حرف و ایمانتان نَایستید، مثل قوم موسى خواهید شد که اینها منحرف شدند، خدا هم دلهاى اینها را منحرف کرد؛ یعنى اینها را از هدایت خودش محروم کرد.»(۶) این همان سنت الهی است که در تمام امت‌های گذشته وجود دارد و قوانینی است که تا پایان تاریخ بر آن حاکم است. بر همین اساس، رهبر انقلاب اسلامی این قوانین را در دوران انقلاب اسلامی نیز حاکم می‌دانند. ایشان در تبیین آیه «وَ اَللٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ‌»(۷) می‌فرمایند: «خدا قوم فاسقین را هدایت نمیکند. این قوم فاسقین چه قوم موسى باشند، چه قوم عیسى باشند، چه قوم پیغمبر آخرالزّمان باشند، چه مال صدر اسلام باشند، چه مال دوران انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى باشند، وقتى از دین خارج شدى، هدایت مشکل میشود و ما باید مواظب باشیم، مراقب باشیم، دل خودمان را حفظ کنیم، ذهن خودمان را در راه خدا نگه داریم، بر ذهن خودمان آیات حسنه‌ى حق را بخوانیم و مواظب باشیم دل ما دچار زیغ نشود.»(۸) به طور نمونه، یکی از خطرات پیش روی امت اسلامی، خطر ارتجاع است. از آنچه گفته شد می‌توان فهمید که «در امت پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله، همان اندازه این خطر [ارتجاع] وجود دارد که در امّت موسى [بود].» ۱۳۷۳/۱۰/۱۵    براساس فلسفه قرآن، قوانین عالم در طول تاریخ یکسان هستند سؤال مهم این است که مطالعه تاریخ حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل با چه رویکردی باید باشد؟ به عبارت دیگر، شناخت عبرت‌ها و درس‌های تاریخ بنی‌اسرائیل به چه معنا است؟ از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مطالعه تاریخ بنی‌اسرائیل و دیگر امت‌های گذشته «یعنى همان علّتى که موجب میشود بنى‌اسرائیل مثلاً در چهل پنجاه قرن قبل دچار یک حالت بدى بشوند، همان علّت اگر در روزگار شما براى شما به وجود آمد، شما هم دچار همان سرنوشت خواهید شد. این، وحدت قوانین عالم و سنّت‌هاى عالم است؛ این از فرازهاى عالى و جالب بینش اسلامى و جهان‌بینى اسلام است؛ جهان‌بینى اسلام و بینش اصیل و فلسفى اسلام این جور بیان میکند. [البتّه] مرادم از فلسفه، فلسفه‌ى ارسطو و یونان نیست که به نام فلسفه‌ى اسلامى به خورد مسلمانها دادند؛ منظور فلسفه‌ى قرآن است. آنچه قرآن و کلمات قرآن‌شناسان واقعى به ما مى‌آموزد، این جور نتیجه میدهد به ما که قوانین عالم، قوانین طبیعى و قوانین اجتماعى، همه یکى‌اند و در طول تاریخ یکسان هستند. همچنان که قانون جاذبه یک میلیون سال قبل هم اگر زمین و آسمانى بوده، وجود داشته و الى امروز هم هست، همین طور قوانین انحطاط ملّتها و ترّقى ملّتها و پیشرفتها و عقب ماندن‌ها و آقایى‌ها و ذلّتها، همه و همه در این زمان کنونى که ما در آن زندگى میکنم و در میلیون‌ها سال قبل هم اگر انسانى وجود داشته، یکسان و مشابه است؛ قوانین عالم، قوانین آفرینش، کمترین تغییرى نکرده. هر چیزى که موجب شد بنى‌اسرائیل بدبخت و توسرى‌خور بشوند، ممکن است اگر در میان شما به وجود آمد، موجب بشود - و خواهد شد - که شما هم توسرى‌خور و بدبخت و ذلیل بشوید؛ همان چیزى که موجب شد مسلمانان صدر اسلام به آقایى و عزّت برسند، اگر در میان شما هم وجود داشته باشد، یقیناً شما هم به آقایى و عزّت و سربلندى خواهید رسید... این، وحدت سنّت‌ها در طول تاریخ است.»(۹) این بیان جامع نشان می‌دهد که فلسفه مطالعه تاریخ حضرت موسی علیه‌السّلام و بنی‌اسرائیل، شناخت سنت‌ها و قوانین حاکم بر جوامع است تا در پرتو آن شناخت، مسیر رشد و تعالی روشن شود.     (۱ سوره فتح، آیات ۲۲ و ۲۳، سُنَّةَ اللَهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَهِ تَبْدِیلًا. (۲ تفسیر سوره‌ی صف، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۳۴، انتشارات انقلاب اسلامی. (۳ لترکبن امتی سنة بنی اسرائیل حذو النعل بالنعل... وجرت الامثال و السنن سواء. (بحار الأنوار، ج۲۸، ص۲۸۲) (۴ المعجم الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۳، ح ۳؛ به نقل از دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۷، ص ۲۱۲. (۵ بیانات در جمع مردم دزفول در استادیوم شهر، ۱۳۷۵/۱۲/۲۳ (۶ تفسیر سوره‌ی صف، ص۵۰ (۷ سوره توبه، آیه ۲۴ (۸ تفسیر سوره‌ی صف، ص۵۰ (۹ نهج البلاغه: شرح هفت خطبه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص۷و۸، انتشارات انقلاب اسلامی. * - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم  🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62709 #ديگران__يادداشت
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 306 Visualizações 0 Anterior
  • نماهنگ | عزاداریم به‌خاطر خونهایی که ریخته شد



    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راه‌پیمایی عجیب بیست‌ودوّم دی و بعد هم بیست‌ودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم... امّا خونهایی بر زمین ریخته شد. ما داغداریم، ما عزاداریم به خاطر خونهایی که ریخته شد. [البتّه] یک عدّه‌ای خودِ آن مفسدین و فتنه‌گران و کودتاچی‌ها بودند؛ یک عدّه‌ای آنها بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سروکارشان با خدا است؛ با آنها کاری نداریم. لکن یک عدّه‌ای دیگر بودند که جزو آنها نبودند، سه گروه بودند، سه دسته بودند؛ من کشته‌ها و جان‌باخته‌ها را به سه دسته تقسیم میکنم: یک دسته، نیروهای مدافع امنیّت و مدافع سلامت نظام بودند؛ چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند و شهید شدند؛ اینها جزو برترین شهدائند؛ یک دسته اینها هستند. یک دسته، رهگذرها هستند... ازمردم بیگناه [طرف] در خیابان دارد راه میرود به طرف محلّ کسبش و طرف خانه‌اش؛ یک عدّه هم از اینها شهید شدند؛ اینها هم شهیدند، به خاطر اینکه در فتنه‌ی دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه‌ی دشمن این اتّفاق افتاده است و [لذا] این دسته‌ی دوّم هم شهیدند. دسته‌ی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّه‌های ما هستند... آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند... بجز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ ان‌شاءالله.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

    رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «عزاداریم به‌خاطر خونهایی که ریخته شد» را منتشر میکند.


     بیانات رهبر انقلاب که در این نماهنگ میبینید:

    اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62722

    #فيلم
    📰 نماهنگ | عزاداریم به‌خاطر خونهایی که ریخته شد حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راه‌پیمایی عجیب بیست‌ودوّم دی و بعد هم بیست‌ودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم... امّا خونهایی بر زمین ریخته شد. ما داغداریم، ما عزاداریم به خاطر خونهایی که ریخته شد. [البتّه] یک عدّه‌ای خودِ آن مفسدین و فتنه‌گران و کودتاچی‌ها بودند؛ یک عدّه‌ای آنها بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سروکارشان با خدا است؛ با آنها کاری نداریم. لکن یک عدّه‌ای دیگر بودند که جزو آنها نبودند، سه گروه بودند، سه دسته بودند؛ من کشته‌ها و جان‌باخته‌ها را به سه دسته تقسیم میکنم: یک دسته، نیروهای مدافع امنیّت و مدافع سلامت نظام بودند؛ چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند و شهید شدند؛ اینها جزو برترین شهدائند؛ یک دسته اینها هستند. یک دسته، رهگذرها هستند... ازمردم بیگناه [طرف] در خیابان دارد راه میرود به طرف محلّ کسبش و طرف خانه‌اش؛ یک عدّه هم از اینها شهید شدند؛ اینها هم شهیدند، به خاطر اینکه در فتنه‌ی دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه‌ی دشمن این اتّفاق افتاده است و [لذا] این دسته‌ی دوّم هم شهیدند. دسته‌ی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّه‌های ما هستند... آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند... بجز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ ان‌شاءالله.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «عزاداریم به‌خاطر خونهایی که ریخته شد» را منتشر میکند.  بیانات رهبر انقلاب که در این نماهنگ میبینید: اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62722 #فيلم
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 222 Visualizações 0 Anterior
  • مجموعه | نماهنگ بهار معنویت


    بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷، مجموعه‌ای از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره ماه رمضان را برای استفاده‌ی بیشتر از فرصت ارزنده و معنوی این ماه، در قالب مجموعه نماهنگ «بهار معنویت» منتشر میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62725

    #فيلم
    📰 مجموعه | نماهنگ بهار معنویت بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷، مجموعه‌ای از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره ماه رمضان را برای استفاده‌ی بیشتر از فرصت ارزنده و معنوی این ماه، در قالب مجموعه نماهنگ «بهار معنویت» منتشر میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62725 #فيلم
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 164 Visualizações 0 Anterior
  • تابلوی تمدن غربی خالی از معنا


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
    بخش بین‌الملل رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس در گفت‌وگو با دکتر علیرضا کوهکن، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی نسبت ابعاد انتشار اسناد پرونده فساد اخیر در آمریکا با نشانه‌های ضعف تمدنی غرب و افول ایالات متحده پرداخته است.

     اگر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد و به طور کلی می­‌شود گفت که این جزیره، تصویر فشرده‌­ای از نظام سلطه است؟
     حدأقل مواردی که از جزیره اپستین تا به امروز افشا شده -ظاهراً دارای ابعاد دیگری هم هست که ممکن است بعدها منتشر شود- نمود واضحی از تمدن غرب است. زمانی که شما خدا و مؤلفه‌های اخلاقی مبتنی بر دین را کنار می‌گذارید و هدف و جهت زندگی صرفاً لذت‌های انسانی را دربرمی‌گیرد، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد و بسیاری از اتفاقاتی که در این جزیره افتاده است، حاصل همین نوع نگاه است؛ نگاهی که در آن خدا و ارزش‌های الهی، و نیز اخلاق به معنای ارزش‌ها و سنت‌های اخلاقی کنار گذاشته می‌شود و دستور کار صرفاً بر توافق جمعی و زندگی مبتنی بر لذت قرار می‌گیرد؛ این موارد نیز به‌طور طبیعی خروجی چنین نگاهی است.

    این نکته اول و نکته دوم اینکه اهمیت این موضوع به این دلیل است که افرادی که در این پرونده و در این موضوع دخیل بودند، کسانی هستند که عملاً دنیای امروز و تمدن امروز غرب را هدایت می‌کنند. منظور از هدایت، هدایت صرفاً سیاسی نیست و هدایت اقتصادی، فکری، فرهنگی و در کل همه ابعاد را شامل می‌شود. از این نوع اتفاقات در جامعه غربی بسیار است و طبق آمارها، برخلاف تصویری که توسط بعضی از افراد از جوامع غربی ساخته شده، جوامع غربی به شدت درگیر انحرافات و فسادهای مختلفی می­‌باشند.

    اما نکته‌­ای که در این بین وجود دارد این است که کسانی که دیگران را موعظه‌های اخلاقی می‌کنند و برای دیگران از تمدن، اجرای قانون­ و پایبندی به اصول انسانی صحبت می‌کنند، همه آنها گرفتار چنین مسئله‌ای هستند، این موضوع نشان می­‌دهد که عمق فساد در جامعه تمدنی غرب بسیار بیشتر از آن چیزی است که در گذشته تصور می­‌شد و به عبارت خیلی ساده‌­تر، زمانی که انسان خدا را کنار می‌­گذارد، در آن زمان است که رفتارهای حیوانی و عجیب و غریب خارج از شخصیت انسانی بروز و ظهور پیدا می‌کند.

     با توجه به این اتفاقات و این بمب خبری که در نتیجه افشای این پرونده منتشر شد، فکر می‌کنید که این موضوع چه حقایقی از به حق بودن نظام و تمدن اسلامی را روشن می‌کند و در کل آیا این موضوع زمینه­‌ساز مطرح شدن مباحثی مانند حقوق زن و کودک در نظام اسلامی می­‌شود و نظام اسلامی می‌­تواند مطالبه­‌گر این موضوع از تمدن غربی باشد؟
     در واقع بسیاری از این شعارها را سالیان سال است که غرب راجع‌به حقوق زنان، کودکان و ارزش‌های جامعه انسانی تکرار می‌کرد و همه چیز را که بخشی از این همه، تمدن اسلامی است مورد سؤال، حمله و مورد استهزا قرار می‌داد.

    البته در بسیاری از موارد در آمارها و تصویر داخلی جامعه غربی، این‌ مباحث زیر سؤال رفته است. کسی که به صورت تخصصی جامعه و تمدن غرب را بشناسد، به این موضوع آگاه است که صرفاً به خاطر تسلطی که غرب در حوزه تصویرسازی و رسانه دارد و استفاده‌ای که از قدرت خود در حوزه سیاسی و نظامی می‌کند، در دنیا برد دارد، اما خالی بودن از معنای این شعارها زمان زیادی است که مشخص شده، ولی چنین پرونده­‌های بزرگی که در دنیا بسیار راجع به آن صحبت، ابعاد آن مطرح و جنبه‌های مختلف آن تکرار می‌شود، بیشتر نشان‌دهنده آن است که افرادی که مدعیان حقوق بشر و به قول خودشان رفتارهای متمدنانه هستند، چنین جنایاتی را انجام می‌دادند و می­‌دهند که در تاریخ بشر بی­‌سابقه است.

    جا دارد که اینجا به این موضوع اشاره کنم که در همین مدت اخیر، پرونده‌­های متعددی وجود داشت که یکی از آن اتفاقات در کانادا رخ داده بود به این شکل که بخش زیادی از کودکان بومی را که در مدرسه مشغول تحصیل بودند، بعد از انجام رفتارهای بسیار عجیب و غریب با آنها، بسیاری از این کودکان را در همان جا کشته و دفن کرده بودند. اما غرب همیشه در مواجهه با این پرونده‌ها و پرونده‌های مربوط به رفتار آنها با سیاهپوستان، سرخپوستان، با افراد جوامع بومی و راجع به استعمار، در همه حال این استدلال را مطرح می­‌کرد که این موضوعات مربوط به گذشته می‌باشد و در حال حاضر اوضاع تغییر کرده است، اما حتی زمانی که در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رنگین پوستان در ایالات متحده، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی هم محروم بودند، غرب اعتقاد داشت که این موضوع برای گذشته است و در حال حاضر شرایط کنونی تغییر کرده، انگار که این اتفاق برای ۲۰۰ سال گذشته است.

    اما اتفاقاتی که در این پرونده افتاد، نشان داد که نه اتفاقاً شرایط تغییری نکرده است، یعنی مشکلات اخلاقی و مشکلات انسانی تمدن غرب، مسائلی است که همچنان وجود دارد با این تفاوت که پوشش رسانه و پوشش تصویرسازی، از مطرح شدن آن جلوگیری می­کند. آنها نه راجع به وضعیت خود که وضعیت بسیار فجیعی است، بلکه راجع به موضوعات و کشورهای دیگر دنیا صحبت می‌کنند. زمانی که این انتقادات مطرح می‌­شود، فضا گشوده و باز می­گردد که آلترناتیوها چه هستند؟ یعنی جایگزین‌هایی که می‌توانند به جای این نوع نگاه‌ها مطرح شوند چه چیزهایی هستند؟ در دنیا تمدن اسلامی به دلیل سابقه‌ و به‌هم‌پیوستگی منطقی که نوع استدلال آن دارد، می‌تواند یکی از این آلترناتیوها باشد و به نظر من این اتفاقات، باعث خواهد شد که راجع به این آلترناتیو­ها که یکی از مهم‌­ترین آنها اسلام است، بیشتر در دنیا بحث شود.

     پرونده اپستین را تا چه حد می­‌شود نماد سقوط تمدنی قلمداد کرد؟ و به طور کلی لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق، در نهایت می­‌تواند به کدام نقطه برسد؟ 
     گروهی معتقد بودند که در دهه ۹۰ میلادی به خاطر پایه‌های مستحکم لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی و در حوزه اقتصادی، می‌توان به بعد فرهنگی و اجتماعی هم به تدریج سامان داد و این می‌­تواند نمونه عالی تمدن بشری باشد، اما اتفاقاتی که بعدها افتاد نشان داد که نه تنها در بعد فرهنگی و اجتماعی زندگی انسانی، این برداشت‌ها راه به جایی نمی‌برد، بلکه حتی در حوزه سیاسی و اقتصادی هم چالش‌ها و بحران‌های متعددی برای آن به وجود آمد که با علامت سؤال‌های جدی مواجه شد.

    این اتفاقی که افتاد و اتفاقات شبیه به این، باید در این مجموعه دیده شود که به نظر من در اینجا پر رنگ­تر هم مطرح می‌­شود. به این معنا که ما در حال حاضر به صورت جدی شاهد کاهش قدرت لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی هستیم. یعنی دیگر در دنیا لازم نیست به دنبال نمونه بگردیم، این اتفاقاتی که در سیاست کشورهای غربی رخ داده است، خروجی لیبرال دموکراسی را به صورت آشکار و عریان نشان می‌­دهد. در حوزه اقتصادی نیز همین­‌گونه است. یعنی شکاف اقتصادی که به وجود آمده و چالش‌های جدی اقتصادی که به همراه دارد. از گذشته هم بسیاری از این موضوعات مطرح می­شد، اما بعضی­‌ها معتقد بودند که به هر حال به این دلیل که حدأقل­‌ها بالا آورده می­‌شوند، آن شکاف ثروتی که در موضع سطح بالای جامعه وجود دارد دیده نمی­‌شود، اما در حال حاضر نشان داده شد که خیر، حدأقل­‌ها وجود ندارند و این شکاف به صورت جدی یکپارچگی جامعه را تهدید می‌­کند. در حوزه نظامی-امنیتی و در حوزه قانون­‌گرایی و حکمرانی، سطح گسترده فسادی که وجود دارد علی­رغم همه مؤلفه‌­های مدرن مدیریت اجتماعی، به هر حال خود را نشان می­دهد. همراه شدن این موضوع با این اتفاقات، یک چند ضلعی را درست می‌کند که کلیت تمدن و زندگی اجتماعی غربی که مبتنی بر دموکراسی است و قرار بود نمونه عالی زندگی انسان باشد را زیر سؤال می‌برد. یعنی این اتفاقات در زمانی می‌افتد که کارکرد مابقی جنبه‌های لیبرال دموکراسی هم محل سؤال است و به همین جهت اثر این موضوع محدود نیست و مضاعف است.

     رهبر انقلاب در بخشی از بیاناتشان به این موضوع اشاره کردند که امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا در واقع به نوعی رو به زوال است، نشانه‌های این زوال و انقراض از نظر شما چه چیزهایی هستند؟
     افول ایالات متحده صرفاً ادبیات ما نیست و اصولاً از غرب شروع شده و مبتنی بر شواهد عینی است یعنی یک تصور ذهنی نیست. این موضوع در دو سطح خود را نشان می‌­دهد، یکی مقایسه جنبه‌­های مختلف قدرت آمریکا با آمریکای قبل از خودش یعنی مقایسه آن چیزی که در سال ۲۰۲۵ اتفاق افتاد با آن چیزی که سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ رخ داد و یا آن رخدادی که در سال ۱۹۶۰ و­ ۱۹۷۰ به وقوع پیوست، همه این موضوعات نشان‌دهنده این است که که قدرت ایالات متحده آمریکا حدأقل در ۳۵ سال اخیر به صورت مداوم کاهش پیدا کرده است.

    دوم اینکه این موضوع در حوزه سیاسی، اقتصادی، نظامی و در حوزه فرهنگی هم مطرح است. غیر از این مقایسه آمریکا با قبل از خود، مقایسه آمریکا با رقبایش هم همین وضعیت را نشان می‌دهد. یعنی ایالات متحده که یک زمانی­۳۰ درصدGDP (تولید ناخالص داخلی) دنیا را به تنهایی در اختیار و از همه رقبای بعد از خودش هم توانمندی بیشتری داشت، در حال حاضر با وضعیتی مواجه است که همین امروز کشور دیگری در دنیا بر اساس برابری قدرت خرید، اقتصاد بزرگتری از او دارد و بر اساس قدرت اسمی دلار، نفر دوم و با فاصله کمی از او در حال حرکت است.

    ایالات متحده که زمانی بودجه نظامی او به تنهایی برابر بود با بودجه نظامی کشور بعد از خودش و نه کشورآخر جدول، در حال حاضر بودجه نظامی او از بودجه نظامی کشوری که رتبه دوم است، کارکردش کمتر است. درست است که فاصله آمریکا از رتبه دوم جدول بسیار است، اما خود آمریکا اذعان کرده به دلیل فسادی که در بودجه نظامی ما وجود دارد، بودجه اقتصادی کشور دوم، کارکردش از بودجه نظامی آنها بیشتر است و همین مقایسه‌ها نشان می‌دهد که امپراتوری‌ای که فکر می‌کردند تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت، رو به افول است.

    خود آمریکایی‌ها بسیار بیشتر از بقیه دنیا راجع به این موضوع صحبت می­‌کنند. بیانات رهبر انقلاب در این زمینه، یک حرف بسیار جدی است. بسیاری معتقدند که این شدت عملی که آمریکای ترامپ انجام می­‌دهد، بخش زیادی از آن ناشی از شخصیت خود ترامپ نیست و به این دلیل است که نظام سیاسی ایالات متحده به این نتیجه رسیده که قبل از اینکه این افول بسیار جدی­‌تر شود و با توجه به نزدیکی این افول به آنها، باید از آخرین منابع قدرت خود برای تداوم و طولانی شدن این قدرت استفاده کنند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62727

    #ديگران__گفتگو
    📰 تابلوی تمدن غربی خالی از معنا  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ بخش بین‌الملل رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس در گفت‌وگو با دکتر علیرضا کوهکن، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی نسبت ابعاد انتشار اسناد پرونده فساد اخیر در آمریکا با نشانه‌های ضعف تمدنی غرب و افول ایالات متحده پرداخته است.  اگر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد و به طور کلی می­‌شود گفت که این جزیره، تصویر فشرده‌­ای از نظام سلطه است؟  حدأقل مواردی که از جزیره اپستین تا به امروز افشا شده -ظاهراً دارای ابعاد دیگری هم هست که ممکن است بعدها منتشر شود- نمود واضحی از تمدن غرب است. زمانی که شما خدا و مؤلفه‌های اخلاقی مبتنی بر دین را کنار می‌گذارید و هدف و جهت زندگی صرفاً لذت‌های انسانی را دربرمی‌گیرد، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد و بسیاری از اتفاقاتی که در این جزیره افتاده است، حاصل همین نوع نگاه است؛ نگاهی که در آن خدا و ارزش‌های الهی، و نیز اخلاق به معنای ارزش‌ها و سنت‌های اخلاقی کنار گذاشته می‌شود و دستور کار صرفاً بر توافق جمعی و زندگی مبتنی بر لذت قرار می‌گیرد؛ این موارد نیز به‌طور طبیعی خروجی چنین نگاهی است. این نکته اول و نکته دوم اینکه اهمیت این موضوع به این دلیل است که افرادی که در این پرونده و در این موضوع دخیل بودند، کسانی هستند که عملاً دنیای امروز و تمدن امروز غرب را هدایت می‌کنند. منظور از هدایت، هدایت صرفاً سیاسی نیست و هدایت اقتصادی، فکری، فرهنگی و در کل همه ابعاد را شامل می‌شود. از این نوع اتفاقات در جامعه غربی بسیار است و طبق آمارها، برخلاف تصویری که توسط بعضی از افراد از جوامع غربی ساخته شده، جوامع غربی به شدت درگیر انحرافات و فسادهای مختلفی می­‌باشند. اما نکته‌­ای که در این بین وجود دارد این است که کسانی که دیگران را موعظه‌های اخلاقی می‌کنند و برای دیگران از تمدن، اجرای قانون­ و پایبندی به اصول انسانی صحبت می‌کنند، همه آنها گرفتار چنین مسئله‌ای هستند، این موضوع نشان می­‌دهد که عمق فساد در جامعه تمدنی غرب بسیار بیشتر از آن چیزی است که در گذشته تصور می­‌شد و به عبارت خیلی ساده‌­تر، زمانی که انسان خدا را کنار می‌­گذارد، در آن زمان است که رفتارهای حیوانی و عجیب و غریب خارج از شخصیت انسانی بروز و ظهور پیدا می‌کند.  با توجه به این اتفاقات و این بمب خبری که در نتیجه افشای این پرونده منتشر شد، فکر می‌کنید که این موضوع چه حقایقی از به حق بودن نظام و تمدن اسلامی را روشن می‌کند و در کل آیا این موضوع زمینه­‌ساز مطرح شدن مباحثی مانند حقوق زن و کودک در نظام اسلامی می­‌شود و نظام اسلامی می‌­تواند مطالبه­‌گر این موضوع از تمدن غربی باشد؟  در واقع بسیاری از این شعارها را سالیان سال است که غرب راجع‌به حقوق زنان، کودکان و ارزش‌های جامعه انسانی تکرار می‌کرد و همه چیز را که بخشی از این همه، تمدن اسلامی است مورد سؤال، حمله و مورد استهزا قرار می‌داد. البته در بسیاری از موارد در آمارها و تصویر داخلی جامعه غربی، این‌ مباحث زیر سؤال رفته است. کسی که به صورت تخصصی جامعه و تمدن غرب را بشناسد، به این موضوع آگاه است که صرفاً به خاطر تسلطی که غرب در حوزه تصویرسازی و رسانه دارد و استفاده‌ای که از قدرت خود در حوزه سیاسی و نظامی می‌کند، در دنیا برد دارد، اما خالی بودن از معنای این شعارها زمان زیادی است که مشخص شده، ولی چنین پرونده­‌های بزرگی که در دنیا بسیار راجع به آن صحبت، ابعاد آن مطرح و جنبه‌های مختلف آن تکرار می‌شود، بیشتر نشان‌دهنده آن است که افرادی که مدعیان حقوق بشر و به قول خودشان رفتارهای متمدنانه هستند، چنین جنایاتی را انجام می‌دادند و می­‌دهند که در تاریخ بشر بی­‌سابقه است. جا دارد که اینجا به این موضوع اشاره کنم که در همین مدت اخیر، پرونده‌­های متعددی وجود داشت که یکی از آن اتفاقات در کانادا رخ داده بود به این شکل که بخش زیادی از کودکان بومی را که در مدرسه مشغول تحصیل بودند، بعد از انجام رفتارهای بسیار عجیب و غریب با آنها، بسیاری از این کودکان را در همان جا کشته و دفن کرده بودند. اما غرب همیشه در مواجهه با این پرونده‌ها و پرونده‌های مربوط به رفتار آنها با سیاهپوستان، سرخپوستان، با افراد جوامع بومی و راجع به استعمار، در همه حال این استدلال را مطرح می­‌کرد که این موضوعات مربوط به گذشته می‌باشد و در حال حاضر اوضاع تغییر کرده است، اما حتی زمانی که در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رنگین پوستان در ایالات متحده، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی هم محروم بودند، غرب اعتقاد داشت که این موضوع برای گذشته است و در حال حاضر شرایط کنونی تغییر کرده، انگار که این اتفاق برای ۲۰۰ سال گذشته است. اما اتفاقاتی که در این پرونده افتاد، نشان داد که نه اتفاقاً شرایط تغییری نکرده است، یعنی مشکلات اخلاقی و مشکلات انسانی تمدن غرب، مسائلی است که همچنان وجود دارد با این تفاوت که پوشش رسانه و پوشش تصویرسازی، از مطرح شدن آن جلوگیری می­کند. آنها نه راجع به وضعیت خود که وضعیت بسیار فجیعی است، بلکه راجع به موضوعات و کشورهای دیگر دنیا صحبت می‌کنند. زمانی که این انتقادات مطرح می‌­شود، فضا گشوده و باز می­گردد که آلترناتیوها چه هستند؟ یعنی جایگزین‌هایی که می‌توانند به جای این نوع نگاه‌ها مطرح شوند چه چیزهایی هستند؟ در دنیا تمدن اسلامی به دلیل سابقه‌ و به‌هم‌پیوستگی منطقی که نوع استدلال آن دارد، می‌تواند یکی از این آلترناتیوها باشد و به نظر من این اتفاقات، باعث خواهد شد که راجع به این آلترناتیو­ها که یکی از مهم‌­ترین آنها اسلام است، بیشتر در دنیا بحث شود.  پرونده اپستین را تا چه حد می­‌شود نماد سقوط تمدنی قلمداد کرد؟ و به طور کلی لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق، در نهایت می­‌تواند به کدام نقطه برسد؟   گروهی معتقد بودند که در دهه ۹۰ میلادی به خاطر پایه‌های مستحکم لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی و در حوزه اقتصادی، می‌توان به بعد فرهنگی و اجتماعی هم به تدریج سامان داد و این می‌­تواند نمونه عالی تمدن بشری باشد، اما اتفاقاتی که بعدها افتاد نشان داد که نه تنها در بعد فرهنگی و اجتماعی زندگی انسانی، این برداشت‌ها راه به جایی نمی‌برد، بلکه حتی در حوزه سیاسی و اقتصادی هم چالش‌ها و بحران‌های متعددی برای آن به وجود آمد که با علامت سؤال‌های جدی مواجه شد. این اتفاقی که افتاد و اتفاقات شبیه به این، باید در این مجموعه دیده شود که به نظر من در اینجا پر رنگ­تر هم مطرح می‌­شود. به این معنا که ما در حال حاضر به صورت جدی شاهد کاهش قدرت لیبرال دموکراسی در حوزه سیاسی هستیم. یعنی دیگر در دنیا لازم نیست به دنبال نمونه بگردیم، این اتفاقاتی که در سیاست کشورهای غربی رخ داده است، خروجی لیبرال دموکراسی را به صورت آشکار و عریان نشان می‌­دهد. در حوزه اقتصادی نیز همین­‌گونه است. یعنی شکاف اقتصادی که به وجود آمده و چالش‌های جدی اقتصادی که به همراه دارد. از گذشته هم بسیاری از این موضوعات مطرح می­شد، اما بعضی­‌ها معتقد بودند که به هر حال به این دلیل که حدأقل­‌ها بالا آورده می­‌شوند، آن شکاف ثروتی که در موضع سطح بالای جامعه وجود دارد دیده نمی­‌شود، اما در حال حاضر نشان داده شد که خیر، حدأقل­‌ها وجود ندارند و این شکاف به صورت جدی یکپارچگی جامعه را تهدید می‌­کند. در حوزه نظامی-امنیتی و در حوزه قانون­‌گرایی و حکمرانی، سطح گسترده فسادی که وجود دارد علی­رغم همه مؤلفه‌­های مدرن مدیریت اجتماعی، به هر حال خود را نشان می­دهد. همراه شدن این موضوع با این اتفاقات، یک چند ضلعی را درست می‌کند که کلیت تمدن و زندگی اجتماعی غربی که مبتنی بر دموکراسی است و قرار بود نمونه عالی زندگی انسان باشد را زیر سؤال می‌برد. یعنی این اتفاقات در زمانی می‌افتد که کارکرد مابقی جنبه‌های لیبرال دموکراسی هم محل سؤال است و به همین جهت اثر این موضوع محدود نیست و مضاعف است.  رهبر انقلاب در بخشی از بیاناتشان به این موضوع اشاره کردند که امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا در واقع به نوعی رو به زوال است، نشانه‌های این زوال و انقراض از نظر شما چه چیزهایی هستند؟  افول ایالات متحده صرفاً ادبیات ما نیست و اصولاً از غرب شروع شده و مبتنی بر شواهد عینی است یعنی یک تصور ذهنی نیست. این موضوع در دو سطح خود را نشان می‌­دهد، یکی مقایسه جنبه‌­های مختلف قدرت آمریکا با آمریکای قبل از خودش یعنی مقایسه آن چیزی که در سال ۲۰۲۵ اتفاق افتاد با آن چیزی که سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ رخ داد و یا آن رخدادی که در سال ۱۹۶۰ و­ ۱۹۷۰ به وقوع پیوست، همه این موضوعات نشان‌دهنده این است که که قدرت ایالات متحده آمریکا حدأقل در ۳۵ سال اخیر به صورت مداوم کاهش پیدا کرده است. دوم اینکه این موضوع در حوزه سیاسی، اقتصادی، نظامی و در حوزه فرهنگی هم مطرح است. غیر از این مقایسه آمریکا با قبل از خود، مقایسه آمریکا با رقبایش هم همین وضعیت را نشان می‌دهد. یعنی ایالات متحده که یک زمانی­۳۰ درصدGDP (تولید ناخالص داخلی) دنیا را به تنهایی در اختیار و از همه رقبای بعد از خودش هم توانمندی بیشتری داشت، در حال حاضر با وضعیتی مواجه است که همین امروز کشور دیگری در دنیا بر اساس برابری قدرت خرید، اقتصاد بزرگتری از او دارد و بر اساس قدرت اسمی دلار، نفر دوم و با فاصله کمی از او در حال حرکت است. ایالات متحده که زمانی بودجه نظامی او به تنهایی برابر بود با بودجه نظامی کشور بعد از خودش و نه کشورآخر جدول، در حال حاضر بودجه نظامی او از بودجه نظامی کشوری که رتبه دوم است، کارکردش کمتر است. درست است که فاصله آمریکا از رتبه دوم جدول بسیار است، اما خود آمریکا اذعان کرده به دلیل فسادی که در بودجه نظامی ما وجود دارد، بودجه اقتصادی کشور دوم، کارکردش از بودجه نظامی آنها بیشتر است و همین مقایسه‌ها نشان می‌دهد که امپراتوری‌ای که فکر می‌کردند تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت، رو به افول است. خود آمریکایی‌ها بسیار بیشتر از بقیه دنیا راجع به این موضوع صحبت می­‌کنند. بیانات رهبر انقلاب در این زمینه، یک حرف بسیار جدی است. بسیاری معتقدند که این شدت عملی که آمریکای ترامپ انجام می­‌دهد، بخش زیادی از آن ناشی از شخصیت خود ترامپ نیست و به این دلیل است که نظام سیاسی ایالات متحده به این نتیجه رسیده که قبل از اینکه این افول بسیار جدی­‌تر شود و با توجه به نزدیکی این افول به آنها، باید از آخرین منابع قدرت خود برای تداوم و طولانی شدن این قدرت استفاده کنند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62727 #ديگران__گفتگو
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 328 Visualizações 0 Anterior
  • داستان موسی(ع) | قسمت دوم؛ مراقب باشیم کفران نعمت نکنیم


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند.» ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
    قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیه‌السلام و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد.
    بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای* با عنوان «داستان موسی(ع)» می‌پردازد. در دومین یادداشت از این مطالب، مسئله «سنت الهی در هنگام کفران نعمت از سوی قوم بنی‌اسرائیل» تبیین شده است.
     
     «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (سوره بقره، آیه ۴۰)
    ترجمه: اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است‌] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است‌] وفا کنم، و [نسبت به پیمان‌شکنى‌] فقط از من بترسید.

     خداوند متعال در قرآن کریم برای هدایت مؤمنان از روش‌های گوناگونی بهره گرفته است. یکی از این روش‌ها، بیان داستان‌ها و سرگذشت ملّت‌های پیشین است تا مؤمنان با تأمل در آن‌ها، از حوادث و سرنوشت آنان درس و عبرت بگیرند. در میان این ملّت‌ها، داستان حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این سنت‌ها که در دل داستان‌های عبرت‌آموز ماجرای بنی‌اسرائیل وجود دارد، این قانون حتمی و ثابت است که «کفران نعمت، باعث زوال نعمت می‌شود.» این سنت در طول تاریخ و در امت‌های گوناگون به وقوع پیوسته است.

    بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، خداوند به ملّت بنی‌اسرائیل لطف داشته و نعمت‌های فراوانی به آنان عطا کرده بود؛ اما آنان قدر این نعمت‌ها را ندانستند و کفران کردند. خداوند در سوره بقره درباره نعمت‌های خود به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ؛ اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید. این نشان می‌دهد که نعمت‌های مهمی در اختیار آنان قرار گرفته بود؛ اما بنی‌اسرائیل با کفران، موجب سلب این نعمت‌ها شدند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد این نعمتها می‌فرمایند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنى‌اسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌، در سوره‌ى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنى‌اسرائیل هم نعمت داد.»(۱) برخی مفسران معتقدند نعمت‌های خداوند به بنی‌اسرائیل متعدد بود. در تفسیر مجمع‌البیان درباره این نعمت دادن الهی به قوم بنی‌اسرائیل چنین آمده است: «در این آیه یک نعمت نیست و الّا قابل شمارش بود بلکه مقصود جنس نعمت است.»(۲)

     حفظ نعمت الهی مشکل‌تر از به دست آوردن آن است

    حفظ و نگهداری نعمت‌های الهی سخت‌تر از به‌دست آوردن آن است. بنی‌اسرائیل مصداق بارز ملّتی بودند که در حفظ نعمت‌های الهی کوتاهی کردند و آن‌ها را به فراموشی سپردند. دیدگاه عموم مفسران در تفسیر آیه هفتم سوره حمد این است که خداوند به عده‌ای نعمت داده است و به عده‌ای نعمت نداده و آنان را مورد غضب قرار داده و عده‌ای را نیز گمراه کرده است؛ اما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور است که خداوند به همه انسان‌ها نعمت می‌دهد، اما نعمت‌داده‌شدگان به دو گروه تقسیم می‌شوند: «یک عدّه کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمى‌گذارند که خداى متعال بر آن‌ها غضب کند و نمى‌گذارند گمراه شوند... یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آن‌ها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آن‌ها راه افتادند، گمراه شدند.»(۳)

    بنی‌اسرائیل جزو آن گروهی بودند که خداوند به آنان نعمت داد؛ اما آنان نعمت را حفظ نکردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح این نکته می‌فرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکل‌تر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا ‌-چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است .بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد و داد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها ... خیلى از ملّتها را ما در تاریخ سراغ داریم که نعمت خدا شامل حال آنها شد، امّا نتوانستند این نعمت را براى خودشان حفظ کنند. در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌-وَ اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی العالَمین- امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة.»(۴)

     عاقبت کفران نعمت، سرنوشت دیگری برای بنی‌اسرائیل رقم زد

    بنی‌اسرائیل نه‌تنها نعمت‌های الهی را حفظ نکردند، بلکه آن را کفران و ناسپاسی کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کفران نعمت را چنین معنا می‌کنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشاننده‌ى حقیقت. در قرآن، به زارع هم کافر میگویند: أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ‌؛ یعنى زارع یا خود آن کشاورز که این دانه را در زمین نشانده، به تعجّب مى‌آید. کافر یعنى پوشاننده؛ کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.»(۵)

    کفران نعمت بنی‌اسرائیل عاقبت بدی را برای آنان به دنبال داشت؛ به گونه‌ای که مُهر ذلت و پستی بر پیشانی آنان کوبیده شد. بنی‌اسرائیل با کفران نعمت مورد لعنت دائمی خدا قرار گرفتند؛ چرا که «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.»(۶)

    برخی مفسران در تبیین عاقبت کفران نعمت توسط بنی‌اسرائیل نوشته‌اند: «برترى دادن بنى‌اسرائیل بر مردم جهان، مخصوص دوران جانشینى و برگزیدگى ایشان است و امّا پس از آنکه از فرمان خدا سرپیچیدند و اطاعت پیغمبران را گردن ننهادند و نعمتى را که خدا ارزانى داشته بود نادیده گرفتند و از تعهّدها و پیمانهاى خود، شانه خالى کردند، خداى متعال نیز بیزارى و خشم خود را آشکار نمود و خوارى و پریشانى را بر ایشان نازل کرد و آنان را به آوارگى و پریشانى محکوم ساخت و وعده‌ى عذاب درباره‌ى آنان به عمل درآورد.»(۷)

     بنی‌اسرائیل ظاهر تورات را حفظ کردند اما از باطنش بی‌خبر ماندند

    ملّت بنی‌اسرائیل در حوادث گوناگونی دچار کفران نعمت شدند. یکی از مهمترین مصادیق این بود که با وجود مأموریت الهی برای حفظ و پاسداری از کتاب حضرت موسی علیه‌السّلام، یعنی کتاب تورات، در نگهداری و عمل به آن سستی کردند و در نتیجه آن را از دست دادند. «الواح الهى را به آنها دادند... «حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ» تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا»؛ «ثمّ‌» یعنى با یک فاصله، از روى دوش خودشان انداختند. حالا انداختن یعنى چه‌؟ یعنى آیا علناً تورات را گذاشتند و آماج تیراندازى قرار دادند و نابودش کردند؟ نه، ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بى‌خبر ماندند! مثل چه‌؟ «کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ» حمار و چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفٰاراً».»(۸)

     ماجرایی که بارها به مسلمان‌ها در قرآن یادآوری شده است

    خداوند هنگام نزول آیات مربوط به بنی‌اسرائیل، دائماً به مسلمانان هشدار می‌دهد تا از آنان عبرت بگیرند؛ لذا «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنى‌اسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنى‌اسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنى‌اسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینه‌ى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۹) یعنی این یک سنت الهی است که هر قوم و ملّتی کفران نعمت کند، نتیجه آن از دست دادن نعمت خواهد بود.

    با این توصیف، باید توجه داشت که ممکن است کفران نعمت و عاقبت آن شامل حال مسلمانان نیز بشود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «بارها خداى متعال به بنى اسرائیل فرمود: اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌. آن‌ها مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند. در سوره‌ى حمد، مغضوب علیهم، به بنى اسرائیل تعبیر شده است. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.»(۱۰)

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تفسیر آیات مربوط به بنی اسرائیل، نظام جمهوری اسلامی را یکی از نعمتهای الهی به ملّت ایران دانسته و می‌فرمایند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ... باید ملّت ما با همان اراده‌اى که این نظام را در طول چند سال مبارزه به وجود آورد و در طول چند سال مبارزه و مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»(۱۱)

    از طرفی دیگر، رهبر انقلاب درباره شکر و قدردانستن نعمت انقلاب به مسئولین نیز تذکر می‌دهند که باید از رفتار خود مراقبت کنند تا دچار عاقبت بنی‌اسرائیل نشوند. ایشان می‌فرمایند: «بارها من عرض کرده‌ام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مى‌فرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ‌». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ‌»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ‌»؛ تبدیل شدند به این.»(۱۲)

    انسان نسبت به نعمت‌هایی که به او داده می‌شود، وظایفی دارد. یکی از مهم‌ترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنی‌اسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند می‌فرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد؛ یعنی «به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را ... بعد دنباله‌ى این نداى عمومى پروردگار است، صداى بلند خدا است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ‌»، «تأذّن» یعنى با صداى بلندخدای متعال به همه اعلان میکند که «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم» اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبه‌روز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.»(۱۳)

    بنابراین، باید توجه کرد که سنت الهی درباره نعمت همواره پابرجاست و هر کس نعمت خدا را نادیده بگیرد و کفران کند، همانند بنی‌اسرائیل گرفتار ذلت و محرومیت خواهد شد؛ شکرگزاری و حفظ نعمت، تنها راه بهره‌مندی از رحمت الهی است.



     

    (۱ بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۹

    (۲ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل ابن حسن،  ج‌۱،  ص ۲۰۷

    (۳ بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

    (۴ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱

    (۵ تفسیر سوره بقره، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۸۷، انتشارات انقلاب اسلامی

    (۶ بیانات در دیدار فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۷۳/۱۰/۱۵

    (۷ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ترجمه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۳۸، انتشارات انقلاب اسلامی

    (۸ تفسیر سوره حمد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۲۸، انتشارات انقلاب اسلامی

    (۹ تفسیر سوره‌ی صف، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۳۵

    (۱۰ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۷۶/۰۳/۰۷

    (۱۱ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
    (۱۲ بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، ۱۳۸۷/۰۸/۱۶

    (۱۳ خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۹۸/۱۰/۲۷
    * - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم 



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62729

    #ديگران__يادداشت
    📰 داستان موسی(ع) | قسمت دوم؛ مراقب باشیم کفران نعمت نکنیم  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند.» ۱۳۶۸/۰۶/۰۱ قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیه‌السلام و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد. بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای* با عنوان «داستان موسی(ع)» می‌پردازد. در دومین یادداشت از این مطالب، مسئله «سنت الهی در هنگام کفران نعمت از سوی قوم بنی‌اسرائیل» تبیین شده است.    «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (سوره بقره، آیه ۴۰) ترجمه: اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است‌] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است‌] وفا کنم، و [نسبت به پیمان‌شکنى‌] فقط از من بترسید.  خداوند متعال در قرآن کریم برای هدایت مؤمنان از روش‌های گوناگونی بهره گرفته است. یکی از این روش‌ها، بیان داستان‌ها و سرگذشت ملّت‌های پیشین است تا مؤمنان با تأمل در آن‌ها، از حوادث و سرنوشت آنان درس و عبرت بگیرند. در میان این ملّت‌ها، داستان حضرت موسی علیه‌السّلام و قوم بنی‌اسرائیل بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این سنت‌ها که در دل داستان‌های عبرت‌آموز ماجرای بنی‌اسرائیل وجود دارد، این قانون حتمی و ثابت است که «کفران نعمت، باعث زوال نعمت می‌شود.» این سنت در طول تاریخ و در امت‌های گوناگون به وقوع پیوسته است. بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، خداوند به ملّت بنی‌اسرائیل لطف داشته و نعمت‌های فراوانی به آنان عطا کرده بود؛ اما آنان قدر این نعمت‌ها را ندانستند و کفران کردند. خداوند در سوره بقره درباره نعمت‌های خود به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ؛ اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید. این نشان می‌دهد که نعمت‌های مهمی در اختیار آنان قرار گرفته بود؛ اما بنی‌اسرائیل با کفران، موجب سلب این نعمت‌ها شدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد این نعمتها می‌فرمایند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنى‌اسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌، در سوره‌ى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنى‌اسرائیل هم نعمت داد.»(۱) برخی مفسران معتقدند نعمت‌های خداوند به بنی‌اسرائیل متعدد بود. در تفسیر مجمع‌البیان درباره این نعمت دادن الهی به قوم بنی‌اسرائیل چنین آمده است: «در این آیه یک نعمت نیست و الّا قابل شمارش بود بلکه مقصود جنس نعمت است.»(۲)  حفظ نعمت الهی مشکل‌تر از به دست آوردن آن است حفظ و نگهداری نعمت‌های الهی سخت‌تر از به‌دست آوردن آن است. بنی‌اسرائیل مصداق بارز ملّتی بودند که در حفظ نعمت‌های الهی کوتاهی کردند و آن‌ها را به فراموشی سپردند. دیدگاه عموم مفسران در تفسیر آیه هفتم سوره حمد این است که خداوند به عده‌ای نعمت داده است و به عده‌ای نعمت نداده و آنان را مورد غضب قرار داده و عده‌ای را نیز گمراه کرده است؛ اما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر این باور است که خداوند به همه انسان‌ها نعمت می‌دهد، اما نعمت‌داده‌شدگان به دو گروه تقسیم می‌شوند: «یک عدّه کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمى‌گذارند که خداى متعال بر آن‌ها غضب کند و نمى‌گذارند گمراه شوند... یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آن‌ها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آن‌ها راه افتادند، گمراه شدند.»(۳) بنی‌اسرائیل جزو آن گروهی بودند که خداوند به آنان نعمت داد؛ اما آنان نعمت را حفظ نکردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح این نکته می‌فرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکل‌تر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا ‌-چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است .بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد و داد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها ... خیلى از ملّتها را ما در تاریخ سراغ داریم که نعمت خدا شامل حال آنها شد، امّا نتوانستند این نعمت را براى خودشان حفظ کنند. در قرآن بارها به بنی‌اسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم ‌-وَ اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی العالَمین- امّا همین بنی‌اسرائیل به‌خاطر ناشکرى، به‌خاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة.»(۴)  عاقبت کفران نعمت، سرنوشت دیگری برای بنی‌اسرائیل رقم زد بنی‌اسرائیل نه‌تنها نعمت‌های الهی را حفظ نکردند، بلکه آن را کفران و ناسپاسی کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کفران نعمت را چنین معنا می‌کنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشاننده‌ى حقیقت. در قرآن، به زارع هم کافر میگویند: أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ‌؛ یعنى زارع یا خود آن کشاورز که این دانه را در زمین نشانده، به تعجّب مى‌آید. کافر یعنى پوشاننده؛ کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.»(۵) کفران نعمت بنی‌اسرائیل عاقبت بدی را برای آنان به دنبال داشت؛ به گونه‌ای که مُهر ذلت و پستی بر پیشانی آنان کوبیده شد. بنی‌اسرائیل با کفران نعمت مورد لعنت دائمی خدا قرار گرفتند؛ چرا که «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.»(۶) برخی مفسران در تبیین عاقبت کفران نعمت توسط بنی‌اسرائیل نوشته‌اند: «برترى دادن بنى‌اسرائیل بر مردم جهان، مخصوص دوران جانشینى و برگزیدگى ایشان است و امّا پس از آنکه از فرمان خدا سرپیچیدند و اطاعت پیغمبران را گردن ننهادند و نعمتى را که خدا ارزانى داشته بود نادیده گرفتند و از تعهّدها و پیمانهاى خود، شانه خالى کردند، خداى متعال نیز بیزارى و خشم خود را آشکار نمود و خوارى و پریشانى را بر ایشان نازل کرد و آنان را به آوارگى و پریشانى محکوم ساخت و وعده‌ى عذاب درباره‌ى آنان به عمل درآورد.»(۷)  بنی‌اسرائیل ظاهر تورات را حفظ کردند اما از باطنش بی‌خبر ماندند ملّت بنی‌اسرائیل در حوادث گوناگونی دچار کفران نعمت شدند. یکی از مهمترین مصادیق این بود که با وجود مأموریت الهی برای حفظ و پاسداری از کتاب حضرت موسی علیه‌السّلام، یعنی کتاب تورات، در نگهداری و عمل به آن سستی کردند و در نتیجه آن را از دست دادند. «الواح الهى را به آنها دادند... «حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ» تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا»؛ «ثمّ‌» یعنى با یک فاصله، از روى دوش خودشان انداختند. حالا انداختن یعنى چه‌؟ یعنى آیا علناً تورات را گذاشتند و آماج تیراندازى قرار دادند و نابودش کردند؟ نه، ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بى‌خبر ماندند! مثل چه‌؟ «کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ» حمار و چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفٰاراً».»(۸)  ماجرایی که بارها به مسلمان‌ها در قرآن یادآوری شده است خداوند هنگام نزول آیات مربوط به بنی‌اسرائیل، دائماً به مسلمانان هشدار می‌دهد تا از آنان عبرت بگیرند؛ لذا «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنى‌اسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنى‌اسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنى‌اسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینه‌ى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۹) یعنی این یک سنت الهی است که هر قوم و ملّتی کفران نعمت کند، نتیجه آن از دست دادن نعمت خواهد بود. با این توصیف، باید توجه داشت که ممکن است کفران نعمت و عاقبت آن شامل حال مسلمانان نیز بشود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «بارها خداى متعال به بنى اسرائیل فرمود: اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ‌. آن‌ها مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند. در سوره‌ى حمد، مغضوب علیهم، به بنى اسرائیل تعبیر شده است. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.»(۱۰) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تفسیر آیات مربوط به بنی اسرائیل، نظام جمهوری اسلامی را یکی از نعمتهای الهی به ملّت ایران دانسته و می‌فرمایند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ... باید ملّت ما با همان اراده‌اى که این نظام را در طول چند سال مبارزه به وجود آورد و در طول چند سال مبارزه و مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»(۱۱) از طرفی دیگر، رهبر انقلاب درباره شکر و قدردانستن نعمت انقلاب به مسئولین نیز تذکر می‌دهند که باید از رفتار خود مراقبت کنند تا دچار عاقبت بنی‌اسرائیل نشوند. ایشان می‌فرمایند: «بارها من عرض کرده‌ام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مى‌فرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ‌». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ‌»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ‌»؛ تبدیل شدند به این.»(۱۲) انسان نسبت به نعمت‌هایی که به او داده می‌شود، وظایفی دارد. یکی از مهم‌ترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنی‌اسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند می‌فرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد؛ یعنی «به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را ... بعد دنباله‌ى این نداى عمومى پروردگار است، صداى بلند خدا است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ‌»، «تأذّن» یعنى با صداى بلندخدای متعال به همه اعلان میکند که «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم» اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبه‌روز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.»(۱۳) بنابراین، باید توجه کرد که سنت الهی درباره نعمت همواره پابرجاست و هر کس نعمت خدا را نادیده بگیرد و کفران کند، همانند بنی‌اسرائیل گرفتار ذلت و محرومیت خواهد شد؛ شکرگزاری و حفظ نعمت، تنها راه بهره‌مندی از رحمت الهی است.   (۱ بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۹ (۲ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل ابن حسن،  ج‌۱،  ص ۲۰۷ (۳ بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸ (۴ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱ (۵ تفسیر سوره بقره، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۸۷، انتشارات انقلاب اسلامی (۶ بیانات در دیدار فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۷۳/۱۰/۱۵ (۷ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ترجمه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۳۸، انتشارات انقلاب اسلامی (۸ تفسیر سوره حمد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۲۸، انتشارات انقلاب اسلامی (۹ تفسیر سوره‌ی صف، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۳۵ (۱۰ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۷۶/۰۳/۰۷ (۱۱ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱ (۱۲ بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، ۱۳۸۷/۰۸/۱۶ (۱۳ خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۹۸/۱۰/۲۷ * - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم  🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62729 #ديگران__يادداشت
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 327 Visualizações 0 Anterior
Páginas Impulsionadas
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com