• مقاله 6942

    اصالت تقوم جاودانگی مکتبِ امام حسین و استمرار آرمان‌های عاشورایی به تجلی حماسه دشمن‌ستیز اربعین

    چکیده
    پژوهش حاضر با هدف تبیین استراتژیک، تفسیری و بنیادین ابعاد معرفتی مکتب عاشورا و حماسه عظیم اربعین، به تحلیل ژرف و همه‌جانبه پیوند وثیق میان معنویت خالص توحیدی و جهاد تمدن‌ساز در مواجهه با هندسه پیچیده نظامات استکباری می‌پردازد. در این راستا، ابتدا اصول رکین، پیش‌ران‌های معرفتی و اصالت تاریخی نهضت حسینی به عنوان شالوده‌های اصلی پویایی برون‌گرای تشیع و تشکیل مدنیت نوین اسلامی بازخوانی شده است

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-اربعین-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تقوم-جاودانگی-مکتبِ-امام-حسین%EF%81%87/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6942 🔆 اصالت تقوم جاودانگی مکتبِ امام حسین و استمرار آرمان‌های عاشورایی به تجلی حماسه دشمن‌ستیز اربعین 🔷 چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین استراتژیک، تفسیری و بنیادین ابعاد معرفتی مکتب عاشورا و حماسه عظیم اربعین، به تحلیل ژرف و همه‌جانبه پیوند وثیق میان معنویت خالص توحیدی و جهاد تمدن‌ساز در مواجهه با هندسه پیچیده نظامات استکباری می‌پردازد. در این راستا، ابتدا اصول رکین، پیش‌ران‌های معرفتی و اصالت تاریخی نهضت حسینی به عنوان شالوده‌های اصلی پویایی برون‌گرای تشیع و تشکیل مدنیت نوین اسلامی بازخوانی شده است 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-اربعین-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تقوم-جاودانگی-مکتبِ-امام-حسین%EF%81%87/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 377 Views 0 önizleme
  • مقاله 6935

    اصالت تجلی حقیقت حسینی در پیوند عشق، معرفت، ولایت، شعائر الهی و تحول معنوی انسان در مسیر اربعین

    چکیده
    مسیر اربعین فراتر از یک مناسک جمعی و سفر زیارتی، عرصه‌ای برای تجلی حقیقت حسینی، پیوند عشق و معرفت، تعمیق ولایت‌مداری و تحقق تحول معنوی انسان به شمار می‌آید؛ مسیری که در آن حرکت جغرافیایی، صورتی از سیر باطنی و گذار از خودمحوری به حقیقت‌محوری است و هر گام می‌تواند نمادی از پالایش صفات نفسانی، احیای فضایل الهی و بازسازی هویت ایمانی انسان باشد. این حرکت در امتداد حقیقت عاشورا، ظرفیت آن را دارد

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-سیر-اربعین-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تجلی-حقیقت-حسینی-در-پیوند-عشق،-مع/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6935 🔆 اصالت تجلی حقیقت حسینی در پیوند عشق، معرفت، ولایت، شعائر الهی و تحول معنوی انسان در مسیر اربعین 🔷 چکیده مسیر اربعین فراتر از یک مناسک جمعی و سفر زیارتی، عرصه‌ای برای تجلی حقیقت حسینی، پیوند عشق و معرفت، تعمیق ولایت‌مداری و تحقق تحول معنوی انسان به شمار می‌آید؛ مسیری که در آن حرکت جغرافیایی، صورتی از سیر باطنی و گذار از خودمحوری به حقیقت‌محوری است و هر گام می‌تواند نمادی از پالایش صفات نفسانی، احیای فضایل الهی و بازسازی هویت ایمانی انسان باشد. این حرکت در امتداد حقیقت عاشورا، ظرفیت آن را دارد 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-سیر-اربعین-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تجلی-حقیقت-حسینی-در-پیوند-عشق،-مع/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 384 Views 0 önizleme
  • #کلیپ_گعده_علمی

    با موضوع : غلبه مظلوم بر ظالم ؛ کلام نهایی سیدالشهدا علیه‌السلام

    لینک پست:

    https://rubika.ir/Hezbolah_121/BIFDGJDDFADDFDFC

    تاریخ : 29 تیر 1405

    با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته)

    هر روز بعد از نماز ظهر و عصر
    قم، مسجد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها – خیابان معلم ۱۲

    برای تماشای کامل نشست علمی، از طریق لینک زیر در آپارات همراه ما باشید:

    https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله

    @hezbolah_121
    🎥✨ #کلیپ_گعده_علمی ✨🎥 با موضوع : غلبه مظلوم بر ظالم ؛ کلام نهایی سیدالشهدا علیه‌السلام لینک پست: https://rubika.ir/Hezbolah_121/BIFDGJDDFADDFDFC تاریخ : 29 تیر 1405 با حضور حضرت آیت‌الله سیدمحمدباقر خرازی (دامت برکاته) 🕌 هر روز بعد از نماز ظهر و عصر قم، مسجد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها – خیابان معلم ۱۲ 🎥 برای تماشای کامل نشست علمی، از طریق لینک زیر در آپارات همراه ما باشید: https://www.aparat.com/hezbollahorganizationvideo 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰 @hezbolah_121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 934 Views 0 önizleme
  • #زیارت
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

    🖋زیارت سیدالشهدا، یعنی ورود به حریم ولایت الهی و کسی که به حریم ولیِّ خدا راه یابد، گویی به عرش خدا، نظر افکنده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود:
    «زیارت حسین بن علی، مانند زیارت خداوند در عرش است.»

    کامل‌الزیارات، ص۴۱۸
    #اربعین۱۴۰۵
    #زیارت اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ🖤 🖋زیارت سیدالشهدا، یعنی ورود به حریم ولایت الهی و کسی که به حریم ولیِّ خدا راه یابد، گویی به عرش خدا، نظر افکنده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «زیارت حسین بن علی، مانند زیارت خداوند در عرش است.» 📚کامل‌الزیارات، ص۴۱۸ #اربعین۱۴۰۵
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 658 Views 0 önizleme
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين

    ...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:

    يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
    پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
    ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!

    يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
    ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
    پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
    پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!

    یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
    پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!

    یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
    پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!

    یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
    پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!

    یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
    پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟!

    یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
    پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!

    یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا!
    پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما

    یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
    پدر جان! کاش فدایت می شدم؛

    یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
    پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.

    یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
    پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.

    ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا...
    ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است....

    المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    🏴 صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين ◼️...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت: ▪️يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟! ▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟! ▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟! ▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟! ▪️ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟! ▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟! ▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟! ▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟! ▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟! ▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟! ▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟! ▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟! ▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟! ▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا! ▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما ▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛ ▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛ ▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا. ▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. ▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا... ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است.... 📚 المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين

    ...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:

    يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
    پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
    ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!

    يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
    ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
    پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
    پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!

    یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
    پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!

    یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
    پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!

    یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
    پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!

    یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
    پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟!

    یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
    پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!

    یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا!
    پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما

    یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
    پدر جان! کاش فدایت می شدم؛

    یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
    پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.

    یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
    پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.

    ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا...
    ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است....

    المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    🏴 صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين ◼️...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت: ▪️يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟! ▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟! ▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟! ▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟! ▪️ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟! ▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟! ▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟! ▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟! ▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟! ▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟! ▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟! ▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟! ▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟! ▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا! ▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما ▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛ ▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛ ▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا. ▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. ▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا... ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است.... 📚 المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ...

    عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم.

    ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند.

    المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰
    وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    🏴 امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ... 🔴 عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم. ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند. 📚المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰ 📚وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
  • عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 1K Views 0 önizleme
Arama Sonuçları
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com