• کودکِ مریض و سرماخورده بالاخره درمان می‌شه.
    کودکی که گرسنه‌ست، غذا می‌خوره.
    کودکی که وقتش رسیده از شیر گرفته بشه، بالاخره این مرحله رو پشت سر می‌ذاره.

    اما یه چیز مهم این وسط وجود داره
    کودکی که مدام با اضطراب، ناامنی و نگرانیِ مادرش زندگی می‌کنه، ممکنه زخمی برداره که درمانش به این سادگی‌ها نباشه...
    چون بچه فقط حرف‌های ما رو نمی‌شنوه، حالِ ما رو هم زندگی می‌کنه.

    البته قرار نیست مادر همیشه آروم و بی‌نقص باشه...❗️
    اما لازمه حواسش به حال خودش هم باشه و برای آرامش و امنیت روانی خونه تلاش کنه.

    چون خیلی از زخم‌های کودکی، وقتی بزرگ می‌شیم تازه خودشون رو نشون می‌دن... و #جبران بعضی از آسیب‌هایی که می‌شد از همون اول جلوی‌شون رو گرفت، بعدها خیلی سخت‌تره...


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    👈کودکِ مریض و سرماخورده بالاخره درمان می‌شه. 👈کودکی که گرسنه‌ست، غذا می‌خوره. 👈کودکی که وقتش رسیده از شیر گرفته بشه، بالاخره این مرحله رو پشت سر می‌ذاره. 🔴اما یه چیز مهم این وسط وجود داره کودکی که مدام با اضطراب، ناامنی و نگرانیِ مادرش زندگی می‌کنه، ممکنه زخمی برداره که درمانش به این سادگی‌ها نباشه... ‼️چون بچه فقط حرف‌های ما رو نمی‌شنوه، حالِ ما رو هم زندگی می‌کنه. البته قرار نیست مادر همیشه آروم و بی‌نقص باشه...❗️ اما لازمه حواسش به حال خودش هم باشه و برای آرامش و امنیت روانی خونه تلاش کنه. چون خیلی از زخم‌های کودکی، وقتی بزرگ می‌شیم تازه خودشون رو نشون می‌دن... و #جبران بعضی از آسیب‌هایی که می‌شد از همون اول جلوی‌شون رو گرفت، بعدها خیلی سخت‌تره... 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Комментарии 0 Поделились 829 Просмотры 0 предпросмотр
  • مقاله 7025

    اصالت ضرورت خنثی کردن استفادۀ دشمن از سلاح تشنگی یا کم‌آب‌سازی

    چکیده
    بحران آب در شرایط کنونی صرفاً یک مسئله زیست‌محیطی و مدیریتی نیست، بلکه به دلیل پیوند مستقیم آن با حیات، امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و استقلال ملی، می‌تواند به عرصه‌ای برای اعمال فشار و جنگ روانی تبدیل شود. بهره‌گیری دشمن از تهدید تشنگی با هدف ایجاد هراس، تضعیف روحیه، فرسایش سرمایه اجتماعی و آسیب به وحدت ملی، ضرورت مصون‌سازی منابع حیاتی و کاهش آسیب‌پذیری‌های داخلی را آشکار می‌سازد.

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولایی-رزم/اتاق-ابزارهای-زیستی-جنگ-میز-آب-و-تشنگی/اصالت-ضرورت-خنثی-کردن-استفادۀ-دشمن-از-س/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 7025 🔆 اصالت ضرورت خنثی کردن استفادۀ دشمن از سلاح تشنگی یا کم‌آب‌سازی 🔷 چکیده بحران آب در شرایط کنونی صرفاً یک مسئله زیست‌محیطی و مدیریتی نیست، بلکه به دلیل پیوند مستقیم آن با حیات، امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و استقلال ملی، می‌تواند به عرصه‌ای برای اعمال فشار و جنگ روانی تبدیل شود. بهره‌گیری دشمن از تهدید تشنگی با هدف ایجاد هراس، تضعیف روحیه، فرسایش سرمایه اجتماعی و آسیب به وحدت ملی، ضرورت مصون‌سازی منابع حیاتی و کاهش آسیب‌پذیری‌های داخلی را آشکار می‌سازد. 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولایی-رزم/اتاق-ابزارهای-زیستی-جنگ-میز-آب-و-تشنگی/اصالت-ضرورت-خنثی-کردن-استفادۀ-دشمن-از-س/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Комментарии 0 Поделились 184 Просмотры 0 предпросмотр
  • چطور نظم و ترتیب را به کودک یاد بدهیم؟

    نظم و مسئولیت‌پذیری چیزی نیست که یک‌شبه یاد گرفته شود؛ باید از کودکی و با روش درست تمرین شود.

    رابطه‌تان را بر پایه همکاری بسازید

    به‌جای اینکه همیشه مخالفت کنید، تا جایی که خطری وجود ندارد به کودک فرصت انتخاب بدهید؛ مثل انتخاب لباس، بازی یا غذا.

    متناسب با سنش مسئولیت بدهید
    کودک باید کم‌کم یاد بگیرد کارهای شخصی خودش را انجام دهد؛ حتی کارهای ساده‌ای مثل جمع کردن وسایل یا کمک‌های کوچک در خانه.

    آموزش را با بازی همراه کنید
    مثلاً برای مرتب کردن اتاق، مسابقه بگذارید تا کودک از انجام کارها لذت ببرد.

    از سنین پایین مسئولیت‌های کوچک بدهید
    مثل گذاشتن لباس کثیف در سبد، جمع کردن اسباب‌بازی‌ها یا آب دادن به یک گل کوچک.

    از تشویق استفاده کنید
    تشویق کلامی یا جدول ستاره‌ها می‌تواند کودک را برای انجام کارهای درست ترغیب کند.

    با دعوا و تهدید آموزش ندهید
    اجبار و مسئولیت‌های بیشتر از توان کودک، باعث مقاومت می‌شود.


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🌱 چطور نظم و ترتیب را به کودک یاد بدهیم؟ نظم و مسئولیت‌پذیری چیزی نیست که یک‌شبه یاد گرفته شود؛ باید از کودکی و با روش درست تمرین شود. 🔹 رابطه‌تان را بر پایه همکاری بسازید به‌جای اینکه همیشه مخالفت کنید، تا جایی که خطری وجود ندارد به کودک فرصت انتخاب بدهید؛ مثل انتخاب لباس، بازی یا غذا. 🔹 متناسب با سنش مسئولیت بدهید کودک باید کم‌کم یاد بگیرد کارهای شخصی خودش را انجام دهد؛ حتی کارهای ساده‌ای مثل جمع کردن وسایل یا کمک‌های کوچک در خانه. 🔹 آموزش را با بازی همراه کنید مثلاً برای مرتب کردن اتاق، مسابقه بگذارید تا کودک از انجام کارها لذت ببرد. 🔹 از سنین پایین مسئولیت‌های کوچک بدهید مثل گذاشتن لباس کثیف در سبد، جمع کردن اسباب‌بازی‌ها یا آب دادن به یک گل کوچک. 🔹 از تشویق استفاده کنید تشویق کلامی یا جدول ستاره‌ها می‌تواند کودک را برای انجام کارهای درست ترغیب کند. 🔹 با دعوا و تهدید آموزش ندهید اجبار و مسئولیت‌های بیشتر از توان کودک، باعث مقاومت می‌شود. 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Комментарии 0 Поделились 433 Просмотры 0 предпросмотр
  • مقاله 6518

    اصالت تلاش دشمن بر اقلیمی شدن جنگ‌ و ضرورت مقابله جدّی با آن

    چکیده
    جنگ‌های اقلیمی به عنوان یکی از اشکال نوین تهدیدات راهبردی، نشان‌دهنده تلاش دشمنان برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های محیط‌زیستی در جهت ایجاد فشارهای چندلایه علیه کشورها است. این نوع تهدید برخلاف جنگ‌های کلاسیک، با پیچیدگی، تدریج و ماهیت غیرمستقیم خود، تشخیص و مقابله را دشوار می‌سازد. تغییر در منابع آبی، آسیب به امنیت غذایی، فشار بر زیرساخت‌های حیاتی و ایجاد ناپایداری اقتصادی، از جمله پیامدهای احتمالی بهره‌گیری خصمانه از مؤلفه‌های اقلیمی محسوب می‌شوند.

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-تبری-ولائی/اتاق-دشمن-شناسی-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تلاش-دشمن-بر-اقلیمی-شدن-جنگ-و-ضر/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6518 🔆 اصالت تلاش دشمن بر اقلیمی شدن جنگ‌ و ضرورت مقابله جدّی با آن 🔷 چکیده جنگ‌های اقلیمی به عنوان یکی از اشکال نوین تهدیدات راهبردی، نشان‌دهنده تلاش دشمنان برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های محیط‌زیستی در جهت ایجاد فشارهای چندلایه علیه کشورها است. این نوع تهدید برخلاف جنگ‌های کلاسیک، با پیچیدگی، تدریج و ماهیت غیرمستقیم خود، تشخیص و مقابله را دشوار می‌سازد. تغییر در منابع آبی، آسیب به امنیت غذایی، فشار بر زیرساخت‌های حیاتی و ایجاد ناپایداری اقتصادی، از جمله پیامدهای احتمالی بهره‌گیری خصمانه از مؤلفه‌های اقلیمی محسوب می‌شوند. 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-تبری-ولائی/اتاق-دشمن-شناسی-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تلاش-دشمن-بر-اقلیمی-شدن-جنگ-و-ضر/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Комментарии 0 Поделились 383 Просмотры 0 предпросмотр
  • مقاله 6488

    اصالت ضرورت تبدیل ایران به هاپ غذایی از برای تأمین أقلام اساسی به کشورهای جنوب خلیج فارس و آفریقا

    چکیده
    تبدیل ایران به هاپ غذایی برای تأمین اقلام اساسی کشورهای جنوب خلیج فارس و آفریقا، یکی از راهبردهای مهم در توسعه نقش منطقه‌ای کشور و گسترش همکاری‌های اقتصادی به شمار می‌رود. تحقق این هدف نیازمند ایجاد هماهنگی میان ظرفیت‌های تولیدی، زیرساخت‌های لجستیکی، صنایع فرآوری و شبکه‌های توزیع منطقه‌ای است. برخورداری ایران از موقعیت جغرافیایی مناسب، ظرفیت‌های کشاورزی متنوع و دسترسی به مسیرهای ترانزیتی، زمینه‌های لازم برای ایفای این نقش را فراهم می‌کند

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-اقتصاد-و-معیشت/اتاق-اقتصاد-و-تغذیه/میز-اصالت-ها-و-اصول-اتاق-اقتصاد-و-تغذیه/اصالت-ضرورت-تبدیل-ایران-به-هاپ-غذایی-از/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله
    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6488 🔆 اصالت ضرورت تبدیل ایران به هاپ غذایی از برای تأمین أقلام اساسی به کشورهای جنوب خلیج فارس و آفریقا 🔷 چکیده تبدیل ایران به هاپ غذایی برای تأمین اقلام اساسی کشورهای جنوب خلیج فارس و آفریقا، یکی از راهبردهای مهم در توسعه نقش منطقه‌ای کشور و گسترش همکاری‌های اقتصادی به شمار می‌رود. تحقق این هدف نیازمند ایجاد هماهنگی میان ظرفیت‌های تولیدی، زیرساخت‌های لجستیکی، صنایع فرآوری و شبکه‌های توزیع منطقه‌ای است. برخورداری ایران از موقعیت جغرافیایی مناسب، ظرفیت‌های کشاورزی متنوع و دسترسی به مسیرهای ترانزیتی، زمینه‌های لازم برای ایفای این نقش را فراهم می‌کند 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-اقتصاد-و-معیشت/اتاق-اقتصاد-و-تغذیه/میز-اصالت-ها-و-اصول-اتاق-اقتصاد-و-تغذیه/اصالت-ضرورت-تبدیل-ایران-به-هاپ-غذایی-از/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Комментарии 0 Поделились 334 Просмотры 0 предпросмотр
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Комментарии 0 Поделились 1Кб Просмотры 0 предпросмотр
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Комментарии 0 Поделились 1Кб Просмотры 0 предпросмотр
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Комментарии 0 Поделились 1Кб Просмотры 0 предпросмотр
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Комментарии 0 Поделились 1Кб Просмотры 0 предпросмотр
  • امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ...

    عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم.

    ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند.

    المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰
    وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    🏴 امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ... 🔴 عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم. ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند. 📚المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰ 📚وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    0 Комментарии 0 Поделились 1Кб Просмотры 0 предпросмотр
  • گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان...

    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ

    حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد.

    کامل الزیارات ص۱۰۷
    🏴 گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان... ▪️ امام صادق علیه السلام فرمودند: ▪️بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ ▪️حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد. 📚 کامل الزیارات ص۱۰۷
    0 Комментарии 0 Поделились 539 Просмотры 0 предпросмотр
  • گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان...

    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ

    حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد.

    کامل الزیارات ص۱۰۷
    🏴 گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان... ▪️ امام صادق علیه السلام فرمودند: ▪️بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ ▪️حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد. 📚 کامل الزیارات ص۱۰۷
    0 Комментарии 0 Поделились 540 Просмотры 0 предпросмотр
Расширенные страницы
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com