• مقاله 6245

    اصالت اهمیت تحلیل نقش عدالت و شایستگی در رقابت ورزشی و پیامدهای تغییر مصنوعی نتیجه مسابقه


    چکیده
    این پژوهش به بررسی نقش عدالت، شایستگی و سلامت رقابت در شکل‌گیری ارزش واقعی پیروزی‌های ورزشی می‌پردازد و نشان می‌دهد که موفقیت پایدار تنها بر پایه توانایی، تلاش مستمر و آمادگی حقیقی حاصل می‌شود. رقابت سالم زمانی اعتبار می‌یابد که نتیجه مسابقه حاصل عملکرد واقعی ورزشکاران باشد و از دخالت عوامل بیرونی، فشارهای جانبدارانه و تغییرات مصنوعی فاصله داشته باشد.

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-ورزش/اتاق-نظام-ولائی-ورزش-میز-اصالت-ها-و-اصو/اصالت-اهمیت-تحلیل-نقش-عدالت-و-شایستگی-د/
    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6245 🔆 اصالت اهمیت تحلیل نقش عدالت و شایستگی در رقابت ورزشی و پیامدهای تغییر مصنوعی نتیجه مسابقه 🔷 چکیده این پژوهش به بررسی نقش عدالت، شایستگی و سلامت رقابت در شکل‌گیری ارزش واقعی پیروزی‌های ورزشی می‌پردازد و نشان می‌دهد که موفقیت پایدار تنها بر پایه توانایی، تلاش مستمر و آمادگی حقیقی حاصل می‌شود. رقابت سالم زمانی اعتبار می‌یابد که نتیجه مسابقه حاصل عملکرد واقعی ورزشکاران باشد و از دخالت عوامل بیرونی، فشارهای جانبدارانه و تغییرات مصنوعی فاصله داشته باشد. 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-ورزش/اتاق-نظام-ولائی-ورزش-میز-اصالت-ها-و-اصو/اصالت-اهمیت-تحلیل-نقش-عدالت-و-شایستگی-د/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commentarios 0 Acciones 63 Views 0 Vista previa
  • مقاله 6245

    اصالت اهمیت تحلیل نقش عدالت و شایستگی در رقابت ورزشی و پیامدهای تغییر مصنوعی نتیجه مسابقه


    چکیده
    این پژوهش به بررسی نقش عدالت، شایستگی و سلامت رقابت در شکل‌گیری ارزش واقعی پیروزی‌های ورزشی می‌پردازد و نشان می‌دهد که موفقیت پایدار تنها بر پایه توانایی، تلاش مستمر و آمادگی حقیقی حاصل می‌شود. رقابت سالم زمانی اعتبار می‌یابد که نتیجه مسابقه حاصل عملکرد واقعی ورزشکاران باشد و از دخالت عوامل بیرونی، فشارهای جانبدارانه و تغییرات مصنوعی فاصله داشته باشد.

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-ورزش/اتاق-نظام-ولائی-ورزش-میز-اصالت-ها-و-اصو/اصالت-اهمیت-تحلیل-نقش-عدالت-و-شایستگی-د/
    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6245 🔆 اصالت اهمیت تحلیل نقش عدالت و شایستگی در رقابت ورزشی و پیامدهای تغییر مصنوعی نتیجه مسابقه 🔷 چکیده این پژوهش به بررسی نقش عدالت، شایستگی و سلامت رقابت در شکل‌گیری ارزش واقعی پیروزی‌های ورزشی می‌پردازد و نشان می‌دهد که موفقیت پایدار تنها بر پایه توانایی، تلاش مستمر و آمادگی حقیقی حاصل می‌شود. رقابت سالم زمانی اعتبار می‌یابد که نتیجه مسابقه حاصل عملکرد واقعی ورزشکاران باشد و از دخالت عوامل بیرونی، فشارهای جانبدارانه و تغییرات مصنوعی فاصله داشته باشد. 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-ورزش/اتاق-نظام-ولائی-ورزش-میز-اصالت-ها-و-اصو/اصالت-اهمیت-تحلیل-نقش-عدالت-و-شایستگی-د/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commentarios 0 Acciones 62 Views 0 Vista previa
  • ❁﷽❁

    ایستگاه صلواتی و شادی به مناسبت عید غدیر خم

    ✧ پذیرایی با شربت و شیرینی و اطعام عید غدیر
    ✧ مولودی خوانی و مسابقه با جوایز نفیس
    ✧ ویژه کودکان و نوجوانان

    زمان: از از عصر روز عید غدیر
    پنج‌شنبه ۱۳ خرداد تا دوشنبه ۱۵ خرداد
    ساعت:عصرها از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹
    مکان: بلوار جعفر طیار، کوچه ۲۳، در جوار منزل شهید جباری و سادات حسینیان

    در این ایام پربرکت، منتظر حضور شاد و پرنشاط شما هستیم!

    #عید_غدیر #صلواتی #شادی #مسابقه #جوایز_نفیس
    ❁﷽❁ 🎉🌸 ایستگاه صلواتی و شادی به مناسبت عید غدیر خم 🌸🎉 ✧ پذیرایی با شربت و شیرینی و اطعام عید غدیر 🍹🍰 ✧ مولودی خوانی و مسابقه با جوایز نفیس 🎁🎁 ✧ ویژه کودکان و نوجوانان 👧👦 📅 زمان: از از عصر روز عید غدیر پنج‌شنبه ۱۳ خرداد تا دوشنبه ۱۵ خرداد 🕕 ساعت:عصرها از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ 📍 مکان: بلوار جعفر طیار، کوچه ۲۳، در جوار منزل شهید جباری و سادات حسینیان 🌟 در این ایام پربرکت، منتظر حضور شاد و پرنشاط شما هستیم! 🌟 #عید_غدیر #صلواتی #شادی #مسابقه #جوایز_نفیس 🎊💐
    0 Commentarios 0 Acciones 669 Views 0 Vista previa
  • ❁﷽❁
    که رحمن است و رحیم
    امروز با والده به آستانِ مقدسِ بقیع شتافتیم تا بر مزار والدِ مهربان خود حضور یابیم. لیک افسوس که حال و هوای آن بقعه، از منظرِ فرهنگ و ادب، هیچ فزونی‌ای بر کوچه و بازارِ قم ندارد.

    در خیابان که می‌گذشتم، دیده بر زنانِ بی‌حجاب و آنان که سینه و سر برهنه نموده‌اند، می‌افتاد؛ چنانکه گویی در صفاییه و بلوار امین و آذر و آسایشگاه، مسابقه‌ای بر سرِ این نعره برپاست که «ما هستیم زیبارویان قمی».

    مرد قمیِ بی‌غیرت نیز در کنار آن زنان - نمی‌دانم همسرش است یا خواهر یا مادر - چنان می‌خرامد که گویی می‌گوید: «این دلربا از آنِ من است؛ ای خلق، مفت برید و لذت برید.»

    اما در قبرستان، حیرانم. آنجا مردم ماتم‌زده‌اند و بر مزار مردگان خویش اشک می‌بارند، با این همه برخی زنان با سینه و سری لخت درمی‌آیند. فلسفه این عشوه‌گری در جوارِ اموات چه تواند بود؟ نمی‌دانم. اگر پرده از این راز برگیرید، مرا نیز آگاه سازید.

    آیا جای کوچه تنگ است؟ یا مردمانِ درونِ گورستان از مردمانِ بیرون بهترند؟ یا شاید مردگان نیز نظاره‌گرند و شاید دلشان بخواهد؟
    ❁﷽❁ که رحمن است و رحیم امروز با والده به آستانِ مقدسِ بقیع شتافتیم تا بر مزار والدِ مهربان خود حضور یابیم. لیک افسوس که حال و هوای آن بقعه، از منظرِ فرهنگ و ادب، هیچ فزونی‌ای بر کوچه و بازارِ قم ندارد. در خیابان که می‌گذشتم، دیده بر زنانِ بی‌حجاب و آنان که سینه و سر برهنه نموده‌اند، می‌افتاد؛ چنانکه گویی در صفاییه و بلوار امین و آذر و آسایشگاه، مسابقه‌ای بر سرِ این نعره برپاست که «ما هستیم زیبارویان قمی». مرد قمیِ بی‌غیرت نیز در کنار آن زنان - نمی‌دانم همسرش است یا خواهر یا مادر - چنان می‌خرامد که گویی می‌گوید: «این دلربا از آنِ من است؛ ای خلق، مفت برید و لذت برید.» اما در قبرستان، حیرانم. آنجا مردم ماتم‌زده‌اند و بر مزار مردگان خویش اشک می‌بارند، با این همه برخی زنان با سینه و سری لخت درمی‌آیند. فلسفه این عشوه‌گری در جوارِ اموات چه تواند بود؟ نمی‌دانم. اگر پرده از این راز برگیرید، مرا نیز آگاه سازید. آیا جای کوچه تنگ است؟ یا مردمانِ درونِ گورستان از مردمانِ بیرون بهترند؟ یا شاید مردگان نیز نظاره‌گرند و شاید دلشان بخواهد؟
    Sad
    1
    0 Commentarios 0 Acciones 284 Views 0 Vista previa
  • «شهادت»؛ گوهر درخشان هویّت ایران


     «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» ۱۴۰۱/۰۸/۰۸
    آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه‌ی KHAMENEI.IR در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.

     انقلاب خدایی
    انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»[۱]

    رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»[۲]

     یک انگیزه‌ی ارزشمند
    نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»[۳]

     مراقبت مداوم
    راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «اين راه پُرپيچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خيلى زيادى دارد. ... خيلی‌ها در دين تلاش مىكنند براى اينكه به خيال خودشان، با ذهن خودشان راه را پيدا كنند؛ [لذا] در اين كوچه‌پس‌كوچه‌ها گم مىشوند. امّا وقتى كه دين خدا حاكم و شاخص بود، ... هم خطا نمىكنيم ــ و اگر خطا هم بكنيم، خطاى ما معذور است ــ هم رسيدن به هدف، قطعى است. اگر وسط راه هم انسان بميرد، به هدف رسيده؛ اگر به هدف هم برسد، رسيده و خداى متعال را از خودش راضى كرده است.»[۴]

    ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ى حقيقى در راه خدا است. سود و بُرد حقيقى در پيمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضى از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهيد شدند. شهيد اسلامى، شهيد درخشان، شهيد لاجوردى و شهيد عراقى و خيلى از دوستانى كه در آن جلسات و در آن گفتگوها هميشه با هم بوديم رفتند؛ آن كاروان همين‌طور ادامه پيدا كرده و اين خونها هم موتور آن را تندتر و تيزتر كرده است. ... خدا كند كه عاقبت ما و شما هم مثل همان رفيقهايمان باشد.»[۵]

     یک روحیّه‌ی خاص
    شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند.

    امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحيّه‌ى استقبال از مرگ و شهادت در ملّتى وجود داشته باشد، آن ملّت پيروز خواهد شد.»[۶] روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»[۷]

     شورِ مستدام
    این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ى سليمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من ديدم ماها همه‌مان با شوق مىخواهيم ... شهيد بشويم! در حالى كه شما مىدانيد فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»[۸] تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولين جمهورى اسلامى با همان روحيّه‌ى شهادت‌طلبى كه با آن روحيّه وارد ميدان انقلاب شدند ... وارد ميدان جنگ شدند، با روحيّه‌ى آمادگى براى كشته شدن در راه خدا، تا آخرين قطره‌ى خون در راه آرمانهاى انقلاب اسلامى با قاطعيّت و قدرت ايستاده‌اند.»[۹] ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»[۱۰]

     پدرها و مادرهای هویّت‌ساز
    نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند.

    «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»[۱۱]

    ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصيّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهى پدرومادرهایشان را كه مىبيند، نشانه‌هاى آن بصيرت را در كلّ خانواده مىبيند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌اى درخشنده است، آن خانواده يک وضع ديگرى دارد.»[۱۲] خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «اين خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»[۱۳]

     تفاوت شهدای ما
    حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».[۱۴]

    شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»[۱۵]

     جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت
    سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمداللّه به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»[۱۶]

    یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»[۱۷] «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»[۱۸]

    مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستى تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ى مقاومت را، آن روحیّه‌ى فداکارى همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جارى کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلى باید تلاش کرد.»[۱۹]

    این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهاى مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»[۲۰] امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»[۲۱]

     حیف است ...
    خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»[۲۲]

    این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌اللّه مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پايگاه بزرگ الهى، پاداش خدا براى اين مرد بود و حيف بود كه او در بستر بميرد. خداى متعال لطف و تفضّل كند و همين راه شهادت را براى ما هم ــ با نداشتن قابليّت ــ مقدّر فرمايد.»[۲۳]

    سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسداللّه لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ايشان مورد غبطه‌ى ما است؛ خوشا به حالشان. وقتى خبر شهادت لاجوردى را به من دادند، گفتم حيف بود كه ايشان با آن سوابق بميرند؛ بايد شهيد مىشدند. خوشا به حالشان.»[۲۴]

     راهی پایان‌ناپذیر
    امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفت: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»[۲۵]

    شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌اللّه اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»[۲۶]

    این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهيم روح عاشورائى و حسينى را در ميان ما مستدام بدار، روح ايثار و شهادت‌طلبى را از اين امّت مگير.»[۲۷]

     پاداش بزرگ
    ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»[۲۸]

     

    [۱]. پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵)
    [۲]. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲)
    [۳]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۴]. بيانات در ديدار اعضاى شوراى مركزى جمعيّت مؤتلفه‌ى اسلامى (۱۳۷۸/۳/۲۶)
    [۵]. همان
    [۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)
    [۷]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۸]. دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷)
    [۹]. بيانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استاديوم آزادى (۱۳۶۷/۹/۳)
    [۱۰]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)
    [۱۱]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۱۲]. بيانات در مراسم بزرگداشت شهداى عمليّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰)
    [۱۳]. بيانات در ديدار خانواده‌ى شهيد لاجوردى (۱۳۷۷/۷/۱۴)
    [۱۴]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۵]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۶]. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵)
    [۱۷]. بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷)
    [۱۸]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۹]. بیانات در دیدار اعضاى دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۰/۴/۲۵)
    [۲۰]. بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲)
    [۲۱]. تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰)
    [۲۲]. حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳)
    [۲۳]. بيانات در ديدار اعضاى كنگره‌ى شهيد آيت‌اللَّه مدنى (۱۳۸۰/۶/۱۲)
    [۲۴]. بيانات در جلسه‌ى پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربيت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲)
    [۲۵]. بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹)
    [۲۶]. بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰)
    [۲۷]. سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۲۴/۷/۱۳۶۲)
    [۲۸]. بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797

    #ديگران__يادداشت
    📰 «شهادت»؛ گوهر درخشان هویّت ایران  «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه‌ی KHAMENEI.IR در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.  انقلاب خدایی انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»[۱] رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»[۲]  یک انگیزه‌ی ارزشمند نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»[۳]  مراقبت مداوم راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «اين راه پُرپيچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خيلى زيادى دارد. ... خيلی‌ها در دين تلاش مىكنند براى اينكه به خيال خودشان، با ذهن خودشان راه را پيدا كنند؛ [لذا] در اين كوچه‌پس‌كوچه‌ها گم مىشوند. امّا وقتى كه دين خدا حاكم و شاخص بود، ... هم خطا نمىكنيم ــ و اگر خطا هم بكنيم، خطاى ما معذور است ــ هم رسيدن به هدف، قطعى است. اگر وسط راه هم انسان بميرد، به هدف رسيده؛ اگر به هدف هم برسد، رسيده و خداى متعال را از خودش راضى كرده است.»[۴] ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ى حقيقى در راه خدا است. سود و بُرد حقيقى در پيمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضى از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهيد شدند. شهيد اسلامى، شهيد درخشان، شهيد لاجوردى و شهيد عراقى و خيلى از دوستانى كه در آن جلسات و در آن گفتگوها هميشه با هم بوديم رفتند؛ آن كاروان همين‌طور ادامه پيدا كرده و اين خونها هم موتور آن را تندتر و تيزتر كرده است. ... خدا كند كه عاقبت ما و شما هم مثل همان رفيقهايمان باشد.»[۵]  یک روحیّه‌ی خاص شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند. امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحيّه‌ى استقبال از مرگ و شهادت در ملّتى وجود داشته باشد، آن ملّت پيروز خواهد شد.»[۶] روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»[۷]  شورِ مستدام این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ى سليمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من ديدم ماها همه‌مان با شوق مىخواهيم ... شهيد بشويم! در حالى كه شما مىدانيد فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»[۸] تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولين جمهورى اسلامى با همان روحيّه‌ى شهادت‌طلبى كه با آن روحيّه وارد ميدان انقلاب شدند ... وارد ميدان جنگ شدند، با روحيّه‌ى آمادگى براى كشته شدن در راه خدا، تا آخرين قطره‌ى خون در راه آرمانهاى انقلاب اسلامى با قاطعيّت و قدرت ايستاده‌اند.»[۹] ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»[۱۰]  پدرها و مادرهای هویّت‌ساز نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند. «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»[۱۱] ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصيّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهى پدرومادرهایشان را كه مىبيند، نشانه‌هاى آن بصيرت را در كلّ خانواده مىبيند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌اى درخشنده است، آن خانواده يک وضع ديگرى دارد.»[۱۲] خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «اين خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»[۱۳]  تفاوت شهدای ما حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».[۱۴] شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»[۱۵]  جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمداللّه به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»[۱۶] یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»[۱۷] «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»[۱۸] مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستى تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ى مقاومت را، آن روحیّه‌ى فداکارى همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جارى کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلى باید تلاش کرد.»[۱۹] این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهاى مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»[۲۰] امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»[۲۱]  حیف است ... خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»[۲۲] این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌اللّه مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پايگاه بزرگ الهى، پاداش خدا براى اين مرد بود و حيف بود كه او در بستر بميرد. خداى متعال لطف و تفضّل كند و همين راه شهادت را براى ما هم ــ با نداشتن قابليّت ــ مقدّر فرمايد.»[۲۳] سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسداللّه لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ايشان مورد غبطه‌ى ما است؛ خوشا به حالشان. وقتى خبر شهادت لاجوردى را به من دادند، گفتم حيف بود كه ايشان با آن سوابق بميرند؛ بايد شهيد مىشدند. خوشا به حالشان.»[۲۴]  راهی پایان‌ناپذیر امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفت: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»[۲۵] شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌اللّه اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»[۲۶] این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهيم روح عاشورائى و حسينى را در ميان ما مستدام بدار، روح ايثار و شهادت‌طلبى را از اين امّت مگير.»[۲۷]  پاداش بزرگ ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»[۲۸]   [۱]. پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵) [۲]. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲) [۳]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۴]. بيانات در ديدار اعضاى شوراى مركزى جمعيّت مؤتلفه‌ى اسلامى (۱۳۷۸/۳/۲۶) [۵]. همان [۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴) [۷]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۸]. دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷) [۹]. بيانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استاديوم آزادى (۱۳۶۷/۹/۳) [۱۰]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳) [۱۱]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۱۲]. بيانات در مراسم بزرگداشت شهداى عمليّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰) [۱۳]. بيانات در ديدار خانواده‌ى شهيد لاجوردى (۱۳۷۷/۷/۱۴) [۱۴]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۵]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۶]. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵) [۱۷]. بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷) [۱۸]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۹]. بیانات در دیدار اعضاى دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۰/۴/۲۵) [۲۰]. بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲) [۲۱]. تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰) [۲۲]. حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳) [۲۳]. بيانات در ديدار اعضاى كنگره‌ى شهيد آيت‌اللَّه مدنى (۱۳۸۰/۶/۱۲) [۲۴]. بيانات در جلسه‌ى پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربيت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲) [۲۵]. بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹) [۲۶]. بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰) [۲۷]. سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۲۴/۷/۱۳۶۲) [۲۸]. بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797 #ديگران__يادداشت
    0 Commentarios 0 Acciones 293 Views 0 Vista previa
  • #سیره_شهید

    شهیدی که نائب قهرمان دومیدانی کشوری بود.

    علی عباس در ورزش مستعد بود و خوش می درخشید. در رشته دومیدانی جوانان نائب قهرمان کشوری بود. می‌گفت: من هم از نظر روحی باید پرورش پیدا کنم و هم از نظر جسمی تا انشاءالله بتوانم روی آن عقاید و نظریاتی که دارم به نتیجه برسم.

    در زمان عملیات به جبهه اعزام می شد. وقتی بر می گشت نرمش و تمرین را فراموش نمی کرد. اتفاقا دو بار آن هم از ناحیه پاهایش مجروح شد. اما با وجود مجروحیت، در تمرین های مسابقه دو با مانع شرکت می کرد. به شوخی بهش می گفتم: «اون پاهات که باهاش مانع ها رو رد می کردی چیکارشون کردی؟ تو دیگه باید تو مسابقات معلولان شرکت کنی».

    ⚡️ اگر شبی را در پایگاه بسیج می گذراند، صبح اولین کسی بود که برای نماز بلند می شد و بعد از نماز صبح ورزش می کرد و دیگران را هم به ورزش تشویق می کرد. می گفت: کمتر استراحت کنید و کمتر بخوابید و بیشتر به امورات معنوی بپردازید.

    در اردوها و مسابقات وقتی که اذان می شد، مقید به نماز اول وقت بود. می گفت: اگر برای نماز به مسجد نمی توانیم برویم؛همین جا توی استادیوم نماز می خوانیم.

    کتاب دلم تنگه براتون.؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی عباس حسین پور؛ ص ۵۰-۵۳ و ۵۹

    #سیره_شهید ✨ شهیدی که نائب قهرمان دومیدانی کشوری بود. 🔹 علی عباس در ورزش مستعد بود و خوش می درخشید. در رشته دومیدانی جوانان نائب قهرمان کشوری بود. می‌گفت: من هم از نظر روحی باید پرورش پیدا کنم و هم از نظر جسمی تا انشاءالله بتوانم روی آن عقاید و نظریاتی که دارم به نتیجه برسم. 💠 در زمان عملیات به جبهه اعزام می شد. وقتی بر می گشت نرمش و تمرین را فراموش نمی کرد. اتفاقا دو بار آن هم از ناحیه پاهایش مجروح شد. اما با وجود مجروحیت، در تمرین های مسابقه دو با مانع شرکت می کرد. به شوخی بهش می گفتم: «اون پاهات که باهاش مانع ها رو رد می کردی چیکارشون کردی؟ تو دیگه باید تو مسابقات معلولان شرکت کنی». ⚡️ اگر شبی را در پایگاه بسیج می گذراند، صبح اولین کسی بود که برای نماز بلند می شد و بعد از نماز صبح ورزش می کرد و دیگران را هم به ورزش تشویق می کرد. می گفت: کمتر استراحت کنید و کمتر بخوابید و بیشتر به امورات معنوی بپردازید. 💥 در اردوها و مسابقات وقتی که اذان می شد، مقید به نماز اول وقت بود. می گفت: اگر برای نماز به مسجد نمی توانیم برویم؛همین جا توی استادیوم نماز می خوانیم. 📘 کتاب دلم تنگه براتون.؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی عباس حسین پور؛ ص ۵۰-۵۳ و ۵۹
    0 Commentarios 0 Acciones 295 Views 0 Vista previa
  • #سیره_شهید

    شهیدی که نائب قهرمان دومیدانی کشوری بود.

    علی عباس در ورزش مستعد بود و خوش می درخشید. در رشته دومیدانی جوانان نائب قهرمان کشوری بود. می‌گفت: من هم از نظر روحی باید پرورش پیدا کنم و هم از نظر جسمی تا انشاءالله بتوانم روی آن عقاید و نظریاتی که دارم به نتیجه برسم.

    در زمان عملیات به جبهه اعزام می شد. وقتی بر می گشت نرمش و تمرین را فراموش نمی کرد. اتفاقا دو بار آن هم از ناحیه پاهایش مجروح شد. اما با وجود مجروحیت، در تمرین های مسابقه دو با مانع شرکت می کرد. به شوخی بهش می گفتم: «اون پاهات که باهاش مانع ها رو رد می کردی چیکارشون کردی؟ تو دیگه باید تو مسابقات معلولان شرکت کنی».

    ⚡️ اگر شبی را در پایگاه بسیج می گذراند، صبح اولین کسی بود که برای نماز بلند می شد و بعد از نماز صبح ورزش می کرد و دیگران را هم به ورزش تشویق می کرد. می گفت: کمتر استراحت کنید و کمتر بخوابید و بیشتر به امورات معنوی بپردازید.

    در اردوها و مسابقات وقتی که اذان می شد، مقید به نماز اول وقت بود. می گفت: اگر برای نماز به مسجد نمی توانیم برویم؛همین جا توی استادیوم نماز می خوانیم.

    کتاب دلم تنگه براتون.؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی عباس حسین پور؛ ص ۵۰-۵۳ و ۵۹

    #سیره_شهید ✨ شهیدی که نائب قهرمان دومیدانی کشوری بود. 🔹 علی عباس در ورزش مستعد بود و خوش می درخشید. در رشته دومیدانی جوانان نائب قهرمان کشوری بود. می‌گفت: من هم از نظر روحی باید پرورش پیدا کنم و هم از نظر جسمی تا انشاءالله بتوانم روی آن عقاید و نظریاتی که دارم به نتیجه برسم. 💠 در زمان عملیات به جبهه اعزام می شد. وقتی بر می گشت نرمش و تمرین را فراموش نمی کرد. اتفاقا دو بار آن هم از ناحیه پاهایش مجروح شد. اما با وجود مجروحیت، در تمرین های مسابقه دو با مانع شرکت می کرد. به شوخی بهش می گفتم: «اون پاهات که باهاش مانع ها رو رد می کردی چیکارشون کردی؟ تو دیگه باید تو مسابقات معلولان شرکت کنی». ⚡️ اگر شبی را در پایگاه بسیج می گذراند، صبح اولین کسی بود که برای نماز بلند می شد و بعد از نماز صبح ورزش می کرد و دیگران را هم به ورزش تشویق می کرد. می گفت: کمتر استراحت کنید و کمتر بخوابید و بیشتر به امورات معنوی بپردازید. 💥 در اردوها و مسابقات وقتی که اذان می شد، مقید به نماز اول وقت بود. می گفت: اگر برای نماز به مسجد نمی توانیم برویم؛همین جا توی استادیوم نماز می خوانیم. 📘 کتاب دلم تنگه براتون.؛ زندگی نامه و خاطرات شهید علی عباس حسین پور؛ ص ۵۰-۵۳ و ۵۹
    0 Commentarios 0 Acciones 322 Views 0 Vista previa
  • فرق صفات عاقل و جاهل

    رسول الله ص: صِفَةُ الْعَاقِلِ أَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ وَ يَتَجَاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يَتَوَاضَعَ لِمَنْ هُوَ دُونَهُ وَ يُسَابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فِي طَلَبِ الْبِرِّ وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِنْ كَانَ خَيْراً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً سَكَتَ فَسَلِمَ- وَ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ اسْتَعْصَمَ بِاللَّهِ وَ أَمْسَكَ يَدَهُ وَ لِسَانَهُ وَ إِذَا رَأَى فَضِيلَةً انْتَهَزَ بِهَا لَا يُفَارِقُهُ الْحَيَاءُ وَ لَا يَبْدُو مِنْهُ الْحِرْصُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصَالٍ يُعْرَفُ بِهَا الْعَاقِلُ وَ صِفَةُ الْجَاهِلِ أَنْ يَظْلِمَ مَنْ خَالَطَهُ وَ يَتَعَدَّى عَلَى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ يَتَطَاوَلَ عَلَى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ كَلَامُهُ بِغَيْرِ تَدَبُّرٍ إِنْ تَكَلَّمَ أَثِمَ وَ إِنْ سَكَتَ سَهَا وَ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ سَارَعَ إِلَيْهَا فَأَرْدَتْهُ- وَ إِنْ رَأَى فَضِيلةً أَعْرَضَ وَ أَبْطَأَ عَنْهَا لَا يَخَافُ ذُنُوبَهُ الْقَدِيمَةَ وَ لَا يَرْتَدِعُ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ مِنَ الذُّنُوبِ يَتَوَانَى عَنِ الْبِرِّ وَ يُبْطِئُ عَنْهُ غَيْرَ مُكْتَرِثٍ لِمَا فَاتَهُ مِنْ ذَلِكَ أَوْ ضَيَّعَهُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصَالٍ مِنْ صِفَةِ الْجَاهِلِ الَّذِي حُرِمَ الْعَقْلَ ("پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ویژگی عاقل آن است که بر کسی که بر او نادانی میکند صبر کند، از ستمکار درگذرد، با زیردستانش فروتن باشد و در طلب نیکی از بالادستانش پیشی گیرد. هنگامی که می‌خواهد سخن بگوید، بیندیشد: اگر سخنش نیک بود، بگوید و سود برد و اگر بد بود، سکوت کند و سالم ماند. هنگامی که فتنه‌ای به او روی آورد، به خدا پناه برد و دست و زبانش را نگه دارد. و هنگامی که فضیلتی ببیند، آن را غنیمت شمرد. حیاء از او جدا نشود و حرص در او آشکار نگردد. این ده ویژگی است که عاقل با آن شناخته می‌شود. و ویژگی نادان آن است که بر همنشینش ستم کند، به زیردستش تجاوز نماید و بر بالادستش تکبر ورزد. سخنش بی‌اندیشه است: اگر سخن بگوید گناه کند و اگر سکوت نماید، غفلت ورزد. هنگامی که فتنه‌ای به او روی آورد، به سوی آن بشتابد و هلاکش کند. و هنگامی که فضیلتی ببیند، از آن روی گرداند و در آن کندی کند. از گناهان گذشته‌اش نترسد و از گناهان باقی عمرش باز نایستد. در نیکی‌ها سستی کند و در آن تأخیر نماید، بی‌آنکه به آنچه از دست داده یا ضایع ساخته، اهمیت دهد. این ده ویژگی است از مشخصات نادانی که از عقل محروم شده است)
    #عقل #مسابقه #طلب
    #زبان #خویشتنداری #حرص
    #سکوت #گناه #سستی
    #حسرت #پشیمانی #خوف
    #جلد1/ص129
    @bazm_behar
    🔻فرق صفات عاقل و جاهل ▫️رسول الله ص: صِفَةُ الْعَاقِلِ أَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ وَ يَتَجَاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يَتَوَاضَعَ لِمَنْ هُوَ دُونَهُ وَ يُسَابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فِي طَلَبِ الْبِرِّ وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِنْ كَانَ خَيْراً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً سَكَتَ فَسَلِمَ- وَ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ اسْتَعْصَمَ بِاللَّهِ وَ أَمْسَكَ يَدَهُ وَ لِسَانَهُ وَ إِذَا رَأَى فَضِيلَةً انْتَهَزَ بِهَا لَا يُفَارِقُهُ الْحَيَاءُ وَ لَا يَبْدُو مِنْهُ الْحِرْصُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصَالٍ يُعْرَفُ بِهَا الْعَاقِلُ وَ صِفَةُ الْجَاهِلِ أَنْ يَظْلِمَ مَنْ خَالَطَهُ وَ يَتَعَدَّى عَلَى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ يَتَطَاوَلَ عَلَى مَنْ هُوَ فَوْقَهُ كَلَامُهُ بِغَيْرِ تَدَبُّرٍ إِنْ تَكَلَّمَ أَثِمَ وَ إِنْ سَكَتَ سَهَا وَ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ سَارَعَ إِلَيْهَا فَأَرْدَتْهُ- وَ إِنْ رَأَى فَضِيلةً أَعْرَضَ وَ أَبْطَأَ عَنْهَا لَا يَخَافُ ذُنُوبَهُ الْقَدِيمَةَ وَ لَا يَرْتَدِعُ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ مِنَ الذُّنُوبِ يَتَوَانَى عَنِ الْبِرِّ وَ يُبْطِئُ عَنْهُ غَيْرَ مُكْتَرِثٍ لِمَا فَاتَهُ مِنْ ذَلِكَ أَوْ ضَيَّعَهُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصَالٍ مِنْ صِفَةِ الْجَاهِلِ الَّذِي حُرِمَ الْعَقْلَ ("پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ویژگی عاقل آن است که بر کسی که بر او نادانی میکند صبر کند، از ستمکار درگذرد، با زیردستانش فروتن باشد و در طلب نیکی از بالادستانش پیشی گیرد. هنگامی که می‌خواهد سخن بگوید، بیندیشد: اگر سخنش نیک بود، بگوید و سود برد و اگر بد بود، سکوت کند و سالم ماند. هنگامی که فتنه‌ای به او روی آورد، به خدا پناه برد و دست و زبانش را نگه دارد. و هنگامی که فضیلتی ببیند، آن را غنیمت شمرد. حیاء از او جدا نشود و حرص در او آشکار نگردد. این ده ویژگی است که عاقل با آن شناخته می‌شود. و ویژگی نادان آن است که بر همنشینش ستم کند، به زیردستش تجاوز نماید و بر بالادستش تکبر ورزد. سخنش بی‌اندیشه است: اگر سخن بگوید گناه کند و اگر سکوت نماید، غفلت ورزد. هنگامی که فتنه‌ای به او روی آورد، به سوی آن بشتابد و هلاکش کند. و هنگامی که فضیلتی ببیند، از آن روی گرداند و در آن کندی کند. از گناهان گذشته‌اش نترسد و از گناهان باقی عمرش باز نایستد. در نیکی‌ها سستی کند و در آن تأخیر نماید، بی‌آنکه به آنچه از دست داده یا ضایع ساخته، اهمیت دهد. این ده ویژگی است از مشخصات نادانی که از عقل محروم شده است) #عقل #مسابقه #طلب #زبان #خویشتنداری #حرص #سکوت #گناه #سستی #حسرت #پشیمانی #خوف #جلد1/ص129 @bazm_behar
    0 Commentarios 0 Acciones 3K Views 0 Vista previa
  • پرسیدند چگونه بر باقی پیامبران افضلیت یافتی؟

    عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ بَعْضَ قُرَيْشٍ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَيِّ شَيْ‌ءٍ سَبَقْتَ الْأَنْبِيَاءَ وَ فُضِّلْتَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ بُعِثْتَ آخِرَهُمْ وَ خَاتَمَهُمْ قَالَ إِنِّي كُنْتُ أَوَّلَ مَنْ أَقَرَّ بِرَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ وَ أَوَّلَ مَنْ أَجَابَ حَيْثُ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ وَ أَشْهَدَهُمْ‌ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‌ فَكُنْتُ أَوَّلَ نَبِيٍّ قَالَ بَلَى فَسَبَقْتُهُمْ إِلَى الْإِقْرَارِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ... (امام صادق علیه‌السلام: برخی از قریش به رسول خدا گفتند: با چه چیزی بر پیامبران پیشی گرفتی و بر آنان برتری یافتی، در حالی که تو آخرینِ آنان و خاتم ایشانی؟ فرمود: من نخستین کسی بودم که به پروردگارم ـ جل جلاله ـ اقرار کردم و نخستین کسی بودم که پاسخ داد، آنگاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بَلی. پس من نخستین پیامبری بودم که گفتم: بَلی و بدین‌گونه در اقرار به خدای عزوجل بر آنان سبقت گرفتم)
    #میثاق #ذر #قریش
    #مسابقه #اقرار
    #جلد15/ ص15
    @bazm_behar
    🔻پرسیدند چگونه بر باقی پیامبران افضلیت یافتی؟

    ▫️عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ بَعْضَ قُرَيْشٍ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَيِّ شَيْ‌ءٍ سَبَقْتَ الْأَنْبِيَاءَ وَ فُضِّلْتَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ بُعِثْتَ آخِرَهُمْ وَ خَاتَمَهُمْ قَالَ إِنِّي كُنْتُ أَوَّلَ مَنْ أَقَرَّ بِرَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ وَ أَوَّلَ مَنْ أَجَابَ حَيْثُ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ وَ أَشْهَدَهُمْ‌ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‌ فَكُنْتُ أَوَّلَ نَبِيٍّ قَالَ بَلَى فَسَبَقْتُهُمْ إِلَى الْإِقْرَارِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ... (امام صادق علیه‌السلام: برخی از قریش به رسول خدا گفتند: با چه چیزی بر پیامبران پیشی گرفتی و بر آنان برتری یافتی، در حالی که تو آخرینِ آنان و خاتم ایشانی؟ فرمود: من نخستین کسی بودم که به پروردگارم ـ جل جلاله ـ اقرار کردم و نخستین کسی بودم که پاسخ داد، آنگاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بَلی. پس من نخستین پیامبری بودم که گفتم: بَلی و بدین‌گونه در اقرار به خدای عزوجل بر آنان سبقت گرفتم)
    #میثاق #ذر #قریش
    #مسابقه #اقرار
    #جلد15/ ص15
    @bazm_behar
    0 Commentarios 0 Acciones 1K Views 0 Vista previa
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com