• ☫﷽☫
    #تحریر_حم

    دحوالارض؛ باب‌الورود
    به صراط باب‌القُرب
    (قسمت چهارم):

    دلیل تعظیم دحوالارض؟
    کشف با مهندسی معکوس
    دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در عالم هستی!

    در قسمت قبلی اشاره کردیم که #دحو_الارض بعنوان #نخستین_رحمت نازله الهی، نشانه‌ای بسوی #آخِرین_رحمت اوست.
    در این قسمت، آخِرین رحمت حضرت #رحمان و #رحیم را مورد توجه اجمالی خود قرار می‌دهیم تا شاید عظمت دحوالارض را نیز دریابیم!

    اصلی‌ترین اتفاقی که قرار است در عالم هستی رخ دهد (و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و ملک و... برای تحقق آن در کارند) اینست که #انسان بعد از عبور از #دنیا و ُقبیٰ به #أدنیٰ برسد! اما چگونه؟!

    مراد از عُقبی، عالم بعدی (#جنّت و #جحیم) است و فراتر از آن، عالم #عطآئاً_غیرمجذوذ، «ملک لایبلی» و «رضوان من الله اکبر» است که قابل تعبیر به أدنی هم هستند. عالمی فراتر از #بهشت که نصیب «#السابقون السابقون» می‌گردد که «اولئک المقربون» هستند.

    أدنیٰ؛ ارزشمندترین مقام و منزلتی است که انسان می‌تواند در جای‌گاه #تقرُّب، بدان نائل گردد و بالاتر از #قاب_قوسین است.
    «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی» (سوره نجم/ آیه ۹)

    برای نیل انسان به مرتبت عالیه أدنیٰ یک #فرصت به او #عنایت شده است، فرصتی بنام #خلافت (إنّی جاعل فی‌الارض #خلیفة) سوره بقره/ آیه ۳۰
    این خلافت را قبل از آنکه به #لیاقت یا #قابلیت تعبیر شود، باید فرصت تلقی کرد.
    (تلقی خلافت به لیاقت یا قابلیت، انسان را به جمود و #اومانیسم سوق می‌دهد که هر دو مهلکه‌ای بیش نیستند. زیرا هر دو نظریه، بر این پندارند که انسان؛ #خلیفة‌_الله است!!)

    خلافت انسان در #زمین، صرفا فرصتی است برای نیل ارادی و ایمانی او به #مقام_قرب أدنیٰ.
    (و صد البته اگر فاقد قابلیت و لیاقت بود، چنین فرصت و مجالی در اختیار او قرار نمی‌گرفت ولیکن خلافت بمفهوم فرصت است و بس؛ فرصتی برای نیل به مقام أدنیٰ) = «دنیا فرصتی برای أدنی»
    آیا چنین امر خطیری، امکانپذیر است؟!

    سرآمد تمام جهد و جهاد #معشر_جنّ (نوعی از مخلوقات زمینی) برای نیل به #مقام_أدنیٰ (#عشق_حقیقی) نیل اجنه‌ای بنام #عزازئیل به مقامی بود که به علت عدم #پیمایش صحیح #مصیر به #رجومیّت او انجامید!
    (قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ َجِيمٌ)
    (سوره حجر/آیه ۳۴)

    اعطای #فرصت_خلافت به انسان همزمان گردید با #رجومیت_جنّ!

    (#جن؛ جمع اجنّه/#أجنّه یعنی یک عفریت از جامعه جهانی جن)

    دحوالارض طولانی‌ترین امتداد معنوی از دنیا است تا أدنی!

    دحوالارض زمینه‌ساز وقوع رجومیت جن و #خلافت_انسان گردید که نشان می‌دهد، گویا مبحث #عملیات_ایذائی در میان است!
    یعنی چه؟! یعنی که آفرینش و خلقت #خالق_متعال همیشه قرین #بدآء بوده است!
    بدآئی که اگر درست درک نشود، حمل بر #إغوآء می‌شود!
    (چنانکه #عزازیل هرگز نفهمید و لذا به صرافت گزافه‌گویی افتاد که؛ «... بما أغویتنی»! (سوره حجر/ آیه ۳۹)

    بدآء بمعنی دوباره‌کاری نیست، حتی بمفهوم تجدیدنظر هم نیست. بلکه رو کردن #برگ_برنده در #معرکه_اختیار است!

    #عالم_خلقت، سراسر #جبر است ولیکن عالم جن و #إنس، معرکه اختیار است، معرکه‌ای که #مخلوق_متکبر به قمار می‌پردازد حتی با خالق متعال خود!
    و برگ برنده خالق در برابر مخلوق، بدآء است که صرفا شبیه اغوآء است نه إغوآء قابل انتقام.
    (مثلا در قصه #ذبح_اسماعیل توسط #ابراهیم علیهماالسلام که تبدیل گردید به ذبح قوچی که #جناب_جبرئیل آورد. در جایگزینی مذکور، گفته شده؛ بدآء حاصل شد. مفهوم این بدآء چنین نیست که آن حضرات عظام، اغوآء شدند یا اینکه #پروردگار_متعال در امر خود تجدیدنظر کرد! بلکه آن برگ اصلی قضیه رخ عیان کرد که لازمه آن عبور موفقیت‌آمیز پدر و پسر از آزمونی سخت - از آزمون‌های کسب #مقام_امامت - بود.)

    (تاریخ اولین درج مقاله
    در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۴)

    ...ادامه دارد.

    ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)

    نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾

    چالش/ثبت نظرات

    تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    ☫﷽☫ #تحریر_حم 💠 دحوالارض؛ باب‌الورود به صراط 👈 باب‌القُرب (قسمت چهارم): ⁉️ دلیل تعظیم دحوالارض؟ 🌀 کشف با مهندسی معکوس ✅ دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در عالم هستی! در قسمت قبلی اشاره کردیم که #دحو_الارض بعنوان #نخستین_رحمت نازله الهی، نشانه‌ای بسوی #آخِرین_رحمت اوست. در این قسمت، آخِرین رحمت حضرت #رحمان و #رحیم را مورد توجه اجمالی خود قرار می‌دهیم تا شاید عظمت دحوالارض را نیز دریابیم! 💎 اصلی‌ترین اتفاقی که قرار است در عالم هستی رخ دهد (و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و ملک و... برای تحقق آن در کارند) اینست که #انسان بعد از عبور از #دنیا و #عُقبیٰ به #أدنیٰ برسد! اما چگونه؟! مراد از عُقبی، عالم بعدی (#جنّت و #جحیم) است و فراتر از آن، عالم #عطآئاً_غیرمجذوذ، «ملک لایبلی» و «رضوان من الله اکبر» است که قابل تعبیر به أدنی هم هستند. عالمی فراتر از #بهشت که نصیب «#السابقون السابقون» می‌گردد که «اولئک المقربون» هستند. أدنیٰ؛ ارزشمندترین مقام و منزلتی است که انسان می‌تواند در جای‌گاه #تقرُّب، بدان نائل گردد و بالاتر از #قاب_قوسین است. «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی» (سوره نجم/ آیه ۹) برای نیل انسان به مرتبت عالیه أدنیٰ یک #فرصت به او #عنایت شده است، فرصتی بنام #خلافت (إنّی جاعل فی‌الارض #خلیفة) سوره بقره/ آیه ۳۰ این خلافت را قبل از آنکه به #لیاقت یا #قابلیت تعبیر شود، باید فرصت تلقی کرد. (تلقی خلافت به لیاقت یا قابلیت، انسان را به جمود و #اومانیسم سوق می‌دهد که هر دو مهلکه‌ای بیش نیستند. زیرا هر دو نظریه، بر این پندارند که انسان؛ #خلیفة‌_الله است!!) خلافت انسان در #زمین، صرفا فرصتی است برای نیل ارادی و ایمانی او به #مقام_قرب أدنیٰ. (و صد البته اگر فاقد قابلیت و لیاقت بود، چنین فرصت و مجالی در اختیار او قرار نمی‌گرفت ولیکن خلافت بمفهوم فرصت است و بس؛ فرصتی برای نیل به مقام أدنیٰ) = «دنیا فرصتی برای أدنی» آیا چنین امر خطیری، امکانپذیر است؟! سرآمد تمام جهد و جهاد #معشر_جنّ (نوعی از مخلوقات زمینی) برای نیل به #مقام_أدنیٰ (#عشق_حقیقی) نیل اجنه‌ای بنام #عزازئیل به مقامی بود که به علت عدم #پیمایش صحیح #مصیر به #رجومیّت او انجامید! (قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ #رَجِيمٌ) (سوره حجر/آیه ۳۴) اعطای #فرصت_خلافت به انسان همزمان گردید با #رجومیت_جنّ! (#جن؛ جمع اجنّه/#أجنّه یعنی یک عفریت از جامعه جهانی جن) 🔰 دحوالارض طولانی‌ترین امتداد معنوی از دنیا است تا أدنی! 👌 دحوالارض زمینه‌ساز وقوع رجومیت جن و #خلافت_انسان گردید که نشان می‌دهد، گویا مبحث #عملیات_ایذائی در میان است! یعنی چه؟! یعنی که آفرینش و خلقت #خالق_متعال همیشه قرین #بدآء بوده است! بدآئی که اگر درست درک نشود، حمل بر #إغوآء می‌شود! (چنانکه #عزازیل هرگز نفهمید و لذا به صرافت گزافه‌گویی افتاد که؛ «... بما أغویتنی»! (سوره حجر/ آیه ۳۹) بدآء بمعنی دوباره‌کاری نیست، حتی بمفهوم تجدیدنظر هم نیست. بلکه رو کردن #برگ_برنده در #معرکه_اختیار است! #عالم_خلقت، سراسر #جبر است ولیکن عالم جن و #إنس، معرکه اختیار است، معرکه‌ای که #مخلوق_متکبر به قمار می‌پردازد حتی با خالق متعال خود! و برگ برنده خالق در برابر مخلوق، بدآء است که صرفا شبیه اغوآء است نه إغوآء قابل انتقام. (مثلا در قصه #ذبح_اسماعیل توسط #ابراهیم علیهماالسلام که تبدیل گردید به ذبح قوچی که #جناب_جبرئیل آورد. در جایگزینی مذکور، گفته شده؛ بدآء حاصل شد. مفهوم این بدآء چنین نیست که آن حضرات عظام، اغوآء شدند یا اینکه #پروردگار_متعال در امر خود تجدیدنظر کرد! بلکه آن برگ اصلی قضیه رخ عیان کرد که لازمه آن عبور موفقیت‌آمیز پدر و پسر از آزمونی سخت - از آزمون‌های کسب #مقام_امامت - بود.) (تاریخ اولین درج مقاله در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۴) ...ادامه دارد. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)👉 🆔🔀 نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾👉 🆔🔀 💬چالش/ثبت نظرات👉 تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 1KB Visualizações 0 Anterior
  • ☫﷽☫
    #تحریر_حم

    دحوالارض؛ باب‌الورود
    به صراط باب‌القُرب
    (قسمت چهارم):

    قسمت قبلی

    دلیل تعظیم دحوالارض؟
    کشف با مهندسی معکوس
    دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در عالم هستی!

    در قسمت قبلی اشاره کردیم که #دحو_الارض بعنوان #نخستین_رحمت نازله الهی، نشانه‌ای بسوی #آخِرین_رحمت اوست.
    در این قسمت، آخِرین رحمت حضرت #رحمان و #رحیم را مورد توجه اجمالی خود قرار می‌دهیم تا شاید عظمت دحوالارض را نیز دریابیم!

    اصلی‌ترین اتفاقی که قرار است در عالم هستی رخ دهد (و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و ملک و... برای تحقق آن در کارند) اینست که #انسان بعد از عبور از #دنیا و ُقبیٰ به #أدنیٰ برسد! اما چگونه؟!

    مراد از عُقبی، عالم بعدی (#جنّت و #جحیم) است و فراتر از آن، عالم #عطآئاً_غیرمجذوذ، «ملک لایبلی» و «رضوان من الله اکبر» است که قابل تعبیر به أدنی هم هستند. عالمی فراتر از #بهشت که نصیب «#السابقون السابقون» می‌گردد که «اولئک المقربون» هستند.

    أدنیٰ؛ ارزشمندترین مقام و منزلتی است که انسان می‌تواند در جای‌گاه #تقرُّب، بدان نائل گردد و بالاتر از #قاب_قوسین است.
    «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی» (سوره نجم/ آیه ۹)

    برای نیل انسان به مرتبت عالیه أدنیٰ یک #فرصت به او #عنایت شده است، فرصتی بنام #خلافت (إنّی جاعل فی‌الارض #خلیفة) سوره بقره/ آیه ۳۰
    این خلافت را قبل از آنکه به #لیاقت یا #قابلیت تعبیر شود، باید فرصت تلقی کرد.
    (تلقی خلافت به لیاقت یا قابلیت، انسان را به جمود و #اومانیسم سوق می‌دهد که هر دو مهلکه‌ای بیش نیستند. زیرا هر دو نظریه، بر این پندارند که انسان؛ #خلیفة‌_الله است!!)

    خلافت انسان در #زمین، صرفا فرصتی است برای نیل ارادی و ایمانی او به #مقام_قرب أدنیٰ.
    (و صد البته اگر فاقد قابلیت و لیاقت بود، چنین فرصت و مجالی در اختیار او قرار نمی‌گرفت ولیکن خلافت بمفهوم فرصت است و بس؛ فرصتی برای نیل به مقام أدنیٰ) = «دنیا فرصتی برای أدنی»
    آیا چنین امر خطیری، امکانپذیر است؟!

    سرآمد تمام جهد و جهاد #معشر_جنّ (نوعی از مخلوقات زمینی) برای نیل به #مقام_أدنیٰ (#عشق_حقیقی) نیل اجنه‌ای بنام #عزازئیل به مقامی بود که به علت عدم #پیمایش صحیح #مصیر به #رجومیّت او انجامید!
    (قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ َجِيمٌ)
    (سوره حجر/آیه ۳۴)

    اعطای #فرصت_خلافت به انسان همزمان گردید با #رجومیت_جنّ!

    (#جن؛ جمع اجنّه/#أجنّه یعنی یک عفریت از جامعه جهانی جن)

    دحوالارض طولانی‌ترین امتداد معنوی از دنیا است تا أدنی!

    دحوالارض زمینه‌ساز وقوع رجومیت جن و #خلافت_انسان گردید که نشان می‌دهد، گویا مبحث #عملیات_ایذائی در میان است!
    یعنی چه؟! یعنی که آفرینش و خلقت #خالق_متعال همیشه قرین #بدآء بوده است!
    بدآئی که اگر درست درک نشود، حمل بر #إغوآء می‌شود!
    (چنانکه #عزازیل هرگز نفهمید و لذا به صرافت گزافه‌گویی افتاد که؛ «... بما أغویتنی»! (سوره حجر/ آیه ۳۹)

    بدآء بمعنی دوباره‌کاری نیست، حتی بمفهوم تجدیدنظر هم نیست. بلکه رو کردن #برگ_برنده در #معرکه_اختیار است!

    #عالم_خلقت، سراسر #جبر است ولیکن عالم جن و #إنس، معرکه اختیار است، معرکه‌ای که #مخلوق_متکبر به قمار می‌پردازد حتی با خالق متعال خود!
    و برگ برنده خالق در برابر مخلوق، بدآء است که صرفا شبیه اغوآء است نه إغوآء قابل انتقام.
    (مثلا در قصه #ذبح_اسماعیل توسط #ابراهیم علیهماالسلام که تبدیل گردید به ذبح قوچی که #جناب_جبرئیل آورد. در جایگزینی مذکور، گفته شده؛ بدآء حاصل شد. مفهوم این بدآء چنین نیست که آن حضرات عظام، اغوآء شدند یا اینکه #پروردگار_متعال در امر خود تجدیدنظر کرد! بلکه آن برگ اصلی قضیه رخ عیان کرد که لازمه آن عبور موفقیت‌آمیز پدر و پسر از آزمونی سخت - از آزمون‌های کسب #مقام_امامت - بود.)

    (تاریخ اولین درج مقاله
    در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۴)

    ...ادامه دارد.

    ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)

    نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾

    چالش/ثبت نظرات

    تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    ☫﷽☫ #تحریر_حم 💠 دحوالارض؛ باب‌الورود به صراط 👈 باب‌القُرب (قسمت چهارم): 👈قسمت قبلی👉 ⁉️ دلیل تعظیم دحوالارض؟ 🌀 کشف با مهندسی معکوس ✅ دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در عالم هستی! در قسمت قبلی اشاره کردیم که #دحو_الارض بعنوان #نخستین_رحمت نازله الهی، نشانه‌ای بسوی #آخِرین_رحمت اوست. در این قسمت، آخِرین رحمت حضرت #رحمان و #رحیم را مورد توجه اجمالی خود قرار می‌دهیم تا شاید عظمت دحوالارض را نیز دریابیم! 💎 اصلی‌ترین اتفاقی که قرار است در عالم هستی رخ دهد (و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و ملک و... برای تحقق آن در کارند) اینست که #انسان بعد از عبور از #دنیا و #عُقبیٰ به #أدنیٰ برسد! اما چگونه؟! مراد از عُقبی، عالم بعدی (#جنّت و #جحیم) است و فراتر از آن، عالم #عطآئاً_غیرمجذوذ، «ملک لایبلی» و «رضوان من الله اکبر» است که قابل تعبیر به أدنی هم هستند. عالمی فراتر از #بهشت که نصیب «#السابقون السابقون» می‌گردد که «اولئک المقربون» هستند. أدنیٰ؛ ارزشمندترین مقام و منزلتی است که انسان می‌تواند در جای‌گاه #تقرُّب، بدان نائل گردد و بالاتر از #قاب_قوسین است. «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی» (سوره نجم/ آیه ۹) برای نیل انسان به مرتبت عالیه أدنیٰ یک #فرصت به او #عنایت شده است، فرصتی بنام #خلافت (إنّی جاعل فی‌الارض #خلیفة) سوره بقره/ آیه ۳۰ این خلافت را قبل از آنکه به #لیاقت یا #قابلیت تعبیر شود، باید فرصت تلقی کرد. (تلقی خلافت به لیاقت یا قابلیت، انسان را به جمود و #اومانیسم سوق می‌دهد که هر دو مهلکه‌ای بیش نیستند. زیرا هر دو نظریه، بر این پندارند که انسان؛ #خلیفة‌_الله است!!) خلافت انسان در #زمین، صرفا فرصتی است برای نیل ارادی و ایمانی او به #مقام_قرب أدنیٰ. (و صد البته اگر فاقد قابلیت و لیاقت بود، چنین فرصت و مجالی در اختیار او قرار نمی‌گرفت ولیکن خلافت بمفهوم فرصت است و بس؛ فرصتی برای نیل به مقام أدنیٰ) = «دنیا فرصتی برای أدنی» آیا چنین امر خطیری، امکانپذیر است؟! سرآمد تمام جهد و جهاد #معشر_جنّ (نوعی از مخلوقات زمینی) برای نیل به #مقام_أدنیٰ (#عشق_حقیقی) نیل اجنه‌ای بنام #عزازئیل به مقامی بود که به علت عدم #پیمایش صحیح #مصیر به #رجومیّت او انجامید! (قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ #رَجِيمٌ) (سوره حجر/آیه ۳۴) اعطای #فرصت_خلافت به انسان همزمان گردید با #رجومیت_جنّ! (#جن؛ جمع اجنّه/#أجنّه یعنی یک عفریت از جامعه جهانی جن) 🔰 دحوالارض طولانی‌ترین امتداد معنوی از دنیا است تا أدنی! 👌 دحوالارض زمینه‌ساز وقوع رجومیت جن و #خلافت_انسان گردید که نشان می‌دهد، گویا مبحث #عملیات_ایذائی در میان است! یعنی چه؟! یعنی که آفرینش و خلقت #خالق_متعال همیشه قرین #بدآء بوده است! بدآئی که اگر درست درک نشود، حمل بر #إغوآء می‌شود! (چنانکه #عزازیل هرگز نفهمید و لذا به صرافت گزافه‌گویی افتاد که؛ «... بما أغویتنی»! (سوره حجر/ آیه ۳۹) بدآء بمعنی دوباره‌کاری نیست، حتی بمفهوم تجدیدنظر هم نیست. بلکه رو کردن #برگ_برنده در #معرکه_اختیار است! #عالم_خلقت، سراسر #جبر است ولیکن عالم جن و #إنس، معرکه اختیار است، معرکه‌ای که #مخلوق_متکبر به قمار می‌پردازد حتی با خالق متعال خود! و برگ برنده خالق در برابر مخلوق، بدآء است که صرفا شبیه اغوآء است نه إغوآء قابل انتقام. (مثلا در قصه #ذبح_اسماعیل توسط #ابراهیم علیهماالسلام که تبدیل گردید به ذبح قوچی که #جناب_جبرئیل آورد. در جایگزینی مذکور، گفته شده؛ بدآء حاصل شد. مفهوم این بدآء چنین نیست که آن حضرات عظام، اغوآء شدند یا اینکه #پروردگار_متعال در امر خود تجدیدنظر کرد! بلکه آن برگ اصلی قضیه رخ عیان کرد که لازمه آن عبور موفقیت‌آمیز پدر و پسر از آزمونی سخت - از آزمون‌های کسب #مقام_امامت - بود.) (تاریخ اولین درج مقاله در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۴) ...ادامه دارد. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)👉 🆔🔀 نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾👉 🆔🔀 💬چالش/ثبت نظرات👉 تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 1KB Visualizações 0 Anterior
  • جایی که تانک‌ها ناتوانند


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادودومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده یاسمین باکویی تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادودو

    سرمقاله 



     جایی که تانک‌ها ناتوانند

      رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته با دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز بار دیگر بر لزوم انتقال هنرمندانه ارزش‌ها و آرمان‌های شهدا به نسل جوان تأکید کردند.

    یکی از چالش‌های قابل تأمل برای استفاده از ابزار هنر برای چنین هدفی، مانعی ذهنی است که بررسی و دقت در آنها بسیار مهم و اثرگذار است.

    این مانع و چالش انتزاعی که البته مزمن و دیرپاست عبارت است از اینکه هنر نباید رنگ و بوی ایدئولوژی بدهد، «هنر برای هنر» است و لاغیر! 

    این شعار و ادعا اغلب و بیشتر از سوی جریان فکری و هنری وابسته به تفکر لیبرالیسم و اومانیسم که ریشه در تمدن و تفکر غرب دارد مطرح و ترویج می‌شود. 

    حال سوال این است؛ آیا مروجان چنین تفکری خود نیز به آن معتقد و پایبند هستند یا این نسخه کذایی را فقط برای دیگران می‌پیچند؟

    برای یافتن پاسخ این سوال مهم و اساسی باید به دوره پسا جنگ جهانی دوم بازگشت. آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان به سرعت دریافت که برای پیشبرد سیاست‌ها و اهداف خود در سطح بین‌المللی، تکیه صرف بر قدرت نظامی و اقتصادی کافی نیست و این اهرم‌ها و ابزارها اگر بازوی فرهنگی نداشته باشند، کارآمد نخواهند بود. 

    استکبار در این زمینه سریع و قاطع وارد عمل شد و از همان ابتدا سررشته کار را به سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی خود همچون سیا سپرد.

    کار در دو سطح و لایه طراحی شد و پیش می‌رفت. سطح نخست آشکارتر بود؛ هنرمندانی که در کشورهای مختلف دنیا به صراحت و به شکلی عریان ارزش‌های غربی را ترویج کرده و علیه رقبا و فرهنگ بومی خود -بخصوص اگر رگه‌هایی از مقاومت داشت- فعالیت می‌کردند، حمایت می‌شدند. آنان درواقع بلندگوی مستقیم و بی‌پروای سیاست‌های آمریکا و غرب بودند و از پشتیبانی‌های مختلفی نیز برخوردار بودند؛ از دریافت پول گرفته تا حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی و غیره.

    سطح دوم این نبرد فرهنگی کمی ظریف‌تر بود. برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری، گالری‌ها، آموزش‌ها، کنسرت‌ها، نشر و ترجمه، مسابقات، جوایز و رویدادهایی که ظاهری تهاجمی نداشتند و حرفی از سیاست نمی‌زدند اما فرهنگ آمریکایی را می‌ستودند و معیار ارزش‌گذاری و ارزیابی هنر و هنرمند معرفی می‌کردند. مسیری که به شکلی آرام و خزنده، هژمونی فرهنگی امپریالیسم را پیش می‌برد. 

    واقعیت آن است که سازمان سیا و سازمان‌های فرهنگی پوششی آن توانستند دیدگاه پس از جنگ جهانی دوم نسبت به هنر را عمیقاً شکل دهند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و موسیقی‌دانان معتبر جهانی، استقلال خود را از سیاست اعلام کردند و اعتقاد خود را به هنر برای هنر اعلام کردند. هنرمند یا روشنفکر آزاد، به عنوان کسی که از مشارکت سیاسی جداست، رواج یافت و تا به امروز هم فراگیر است.

    برخی از بزرگترین نام‌ها در فلسفه، اخلاق سیاسی، جامعه‌شناسی و هنر، که از طریق کنفرانس‌ها و مجلات تحت حمایت مالی سیا به شهرت رسیده بودند، بر اساس پارامترهای سیاسی تعیین‌شده توسط سیا، هنجارها و استانداردهایی را برای ارتقای نسل جدید تعیین کردند.

    نه شایستگی و نه مهارت، بلکه سیاست - خط واشنگتن - «حقیقت» و «تعالی» و کرسی‌های آینده در محیط‌های دانشگاهی معتبر، بنیادها و موزه‌ها را تعریف می‌کرد.

    البته همیشه سعی می‌شد که کار تمیز و بدون به جا گذاشتن رد پا انجام شود. بنیادهای بزرگ و با دستور کار بین‌المللی وظیفه این بخش مهم ماجرا را بر دوش داشتند.

    آنان به تدریج، با صرف بودجه‌های کلان و روش‌های پیچیده موفق شدند این ایده را در میان هنرمندان سراسر جهان جا بیندازند که اگر می‌خواهند کار و اثرشان از ارزش بالایی برخوردار باشد، نباید در آثار خود عبارات و صحنه‌ها و اثری از نقد جدی و مقابله با سیاست‌های آمریکا -بخصوص در عرصه سیاست خارجی- برجای بگذارند. 

    با پیروزی انقلاب اسلامی، دین نیز بطور جدی به لیست ممنوعه‌های دنیای هنر اضافه شد، البته دینی که دعوت‌کننده مردم و جوامع به تفکر و الهام‌بخش آنان برای مقاومت در برابر استعمار نو باشد والّا آغوش ناتوی فرهنگی غرب به روی دین تزئینی و ویترینی که از محدوده مسجد و کلیسا خارج نشود، همیشه باز بوده است. 

    در واقع «سیا دریافته بود جایی که تانک‌ها ناتوان هستند، فرهنگ می‌تواند موفق باشد.» دیگر سلاح و اقتصاد تنها ابزار سلطه نبود. هنر، ادبیات و زیبایی‌شناسی نیز به ابزار سلطه تبدیل شدند. 

    با ظهور فناوری‌های جدید و ورود به عصر دیجیتال و دنیای شبکه‌ای، این روند پیچیده‌تر و عمیق‌تر شده است. 

    چند دهه پیش اقشار خاصی از مردم دنیا مخاطب محصولات هنری و فرهنگی جبهه غرب بودند اما امروز تقریباً هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد و همه به شکل مستقیم مخاطب محسوب می‌شوند. دوره‌ای که برخی از آن به عنوان «استعمار دیجیتال» نیز یاد می‌کنند.

    وضعیت امروز جهانی در این موضوع هر چند پیچیده‌تر و نبرد عمیق‌تر شده اما همین وضعیت حاوی فرصت‌های قابل توجهی نیز هست. لازمه استفاده از این فرصت‌ها، اراده قوی، تفکر عمیق، حرکت مستمر و ایجاد شبکه‌های محلی، ملّی، منطقه‌ای و جهانی برای ایستادگی در برابر ناتوی فرهنگی است.





    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62129

    #ديگران__گزارش
    📰 جایی که تانک‌ها ناتوانند  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادودومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده یاسمین باکویی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادودو سرمقاله   جایی که تانک‌ها ناتوانند   رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته با دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز بار دیگر بر لزوم انتقال هنرمندانه ارزش‌ها و آرمان‌های شهدا به نسل جوان تأکید کردند. یکی از چالش‌های قابل تأمل برای استفاده از ابزار هنر برای چنین هدفی، مانعی ذهنی است که بررسی و دقت در آنها بسیار مهم و اثرگذار است. این مانع و چالش انتزاعی که البته مزمن و دیرپاست عبارت است از اینکه هنر نباید رنگ و بوی ایدئولوژی بدهد، «هنر برای هنر» است و لاغیر!  این شعار و ادعا اغلب و بیشتر از سوی جریان فکری و هنری وابسته به تفکر لیبرالیسم و اومانیسم که ریشه در تمدن و تفکر غرب دارد مطرح و ترویج می‌شود.  حال سوال این است؛ آیا مروجان چنین تفکری خود نیز به آن معتقد و پایبند هستند یا این نسخه کذایی را فقط برای دیگران می‌پیچند؟ برای یافتن پاسخ این سوال مهم و اساسی باید به دوره پسا جنگ جهانی دوم بازگشت. آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان به سرعت دریافت که برای پیشبرد سیاست‌ها و اهداف خود در سطح بین‌المللی، تکیه صرف بر قدرت نظامی و اقتصادی کافی نیست و این اهرم‌ها و ابزارها اگر بازوی فرهنگی نداشته باشند، کارآمد نخواهند بود.  استکبار در این زمینه سریع و قاطع وارد عمل شد و از همان ابتدا سررشته کار را به سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی خود همچون سیا سپرد. کار در دو سطح و لایه طراحی شد و پیش می‌رفت. سطح نخست آشکارتر بود؛ هنرمندانی که در کشورهای مختلف دنیا به صراحت و به شکلی عریان ارزش‌های غربی را ترویج کرده و علیه رقبا و فرهنگ بومی خود -بخصوص اگر رگه‌هایی از مقاومت داشت- فعالیت می‌کردند، حمایت می‌شدند. آنان درواقع بلندگوی مستقیم و بی‌پروای سیاست‌های آمریکا و غرب بودند و از پشتیبانی‌های مختلفی نیز برخوردار بودند؛ از دریافت پول گرفته تا حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی و غیره. سطح دوم این نبرد فرهنگی کمی ظریف‌تر بود. برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری، گالری‌ها، آموزش‌ها، کنسرت‌ها، نشر و ترجمه، مسابقات، جوایز و رویدادهایی که ظاهری تهاجمی نداشتند و حرفی از سیاست نمی‌زدند اما فرهنگ آمریکایی را می‌ستودند و معیار ارزش‌گذاری و ارزیابی هنر و هنرمند معرفی می‌کردند. مسیری که به شکلی آرام و خزنده، هژمونی فرهنگی امپریالیسم را پیش می‌برد.  واقعیت آن است که سازمان سیا و سازمان‌های فرهنگی پوششی آن توانستند دیدگاه پس از جنگ جهانی دوم نسبت به هنر را عمیقاً شکل دهند. بسیاری از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و موسیقی‌دانان معتبر جهانی، استقلال خود را از سیاست اعلام کردند و اعتقاد خود را به هنر برای هنر اعلام کردند. هنرمند یا روشنفکر آزاد، به عنوان کسی که از مشارکت سیاسی جداست، رواج یافت و تا به امروز هم فراگیر است. برخی از بزرگترین نام‌ها در فلسفه، اخلاق سیاسی، جامعه‌شناسی و هنر، که از طریق کنفرانس‌ها و مجلات تحت حمایت مالی سیا به شهرت رسیده بودند، بر اساس پارامترهای سیاسی تعیین‌شده توسط سیا، هنجارها و استانداردهایی را برای ارتقای نسل جدید تعیین کردند. نه شایستگی و نه مهارت، بلکه سیاست - خط واشنگتن - «حقیقت» و «تعالی» و کرسی‌های آینده در محیط‌های دانشگاهی معتبر، بنیادها و موزه‌ها را تعریف می‌کرد. البته همیشه سعی می‌شد که کار تمیز و بدون به جا گذاشتن رد پا انجام شود. بنیادهای بزرگ و با دستور کار بین‌المللی وظیفه این بخش مهم ماجرا را بر دوش داشتند. آنان به تدریج، با صرف بودجه‌های کلان و روش‌های پیچیده موفق شدند این ایده را در میان هنرمندان سراسر جهان جا بیندازند که اگر می‌خواهند کار و اثرشان از ارزش بالایی برخوردار باشد، نباید در آثار خود عبارات و صحنه‌ها و اثری از نقد جدی و مقابله با سیاست‌های آمریکا -بخصوص در عرصه سیاست خارجی- برجای بگذارند.  با پیروزی انقلاب اسلامی، دین نیز بطور جدی به لیست ممنوعه‌های دنیای هنر اضافه شد، البته دینی که دعوت‌کننده مردم و جوامع به تفکر و الهام‌بخش آنان برای مقاومت در برابر استعمار نو باشد والّا آغوش ناتوی فرهنگی غرب به روی دین تزئینی و ویترینی که از محدوده مسجد و کلیسا خارج نشود، همیشه باز بوده است.  در واقع «سیا دریافته بود جایی که تانک‌ها ناتوان هستند، فرهنگ می‌تواند موفق باشد.» دیگر سلاح و اقتصاد تنها ابزار سلطه نبود. هنر، ادبیات و زیبایی‌شناسی نیز به ابزار سلطه تبدیل شدند.  با ظهور فناوری‌های جدید و ورود به عصر دیجیتال و دنیای شبکه‌ای، این روند پیچیده‌تر و عمیق‌تر شده است.  چند دهه پیش اقشار خاصی از مردم دنیا مخاطب محصولات هنری و فرهنگی جبهه غرب بودند اما امروز تقریباً هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد و همه به شکل مستقیم مخاطب محسوب می‌شوند. دوره‌ای که برخی از آن به عنوان «استعمار دیجیتال» نیز یاد می‌کنند. وضعیت امروز جهانی در این موضوع هر چند پیچیده‌تر و نبرد عمیق‌تر شده اما همین وضعیت حاوی فرصت‌های قابل توجهی نیز هست. لازمه استفاده از این فرصت‌ها، اراده قوی، تفکر عمیق، حرکت مستمر و ایجاد شبکه‌های محلی، ملّی، منطقه‌ای و جهانی برای ایستادگی در برابر ناتوی فرهنگی است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62129 #ديگران__گزارش
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 644 Visualizações 0 Anterior
  • چهار خلأ بنیادین انتخابات برآمده از دموکراسی در ترازوی مردم‌سالاری دینی


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «من متأسفم از این که خیلی از جوانهای ما از این شگردهائی که در دنیا، در آمریکا، در غرب، در اروپا، در زمینه‌ی انتخابات به کار میبرند، که ظاهر دموکراسی دارد، اما باطن غیر دموکراسی دارد، خبر ندارند. کتابهای خوبی در این زمینه نوشته شده، خود غربی‌ها نوشته‌اند؛ اینها را بخوانند، این کتابها را ببینند؛ چگونگی انتخاب یک شهردار یا یک فرماندار در فلان ایالت آمریکا، بعد سناتور شدن، بعد رئیس جمهور شدن؛ هل داده شدن افراد به این عرصه‌ها چگونه است، با چه شگردهائی انجام میگیرد.» ۱۳۹۲/۰۴/۳۰
    آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است.
    به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» و ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی»، در یادداشتی ایرادهای بزرگ انتخابات در دموکراسی غربی را بررسی کرده است.
     
     تحلیل علمی فرآیند انتخابات به عنوان ابزاری بنیادین برای تحقق مشارکت مردمی در نظام‌های حقوقی، متوقف بر مراجعه به مبانی فکری زیرساختی آن است؛ در این راستا، نخستین مبنای هر نظام حقوقی، منشأ حاکمیت است که در جهان معاصر برای تحلیل آن دو نظریه متمایز پدید آمده است. نخست، دموکراسی که الگوی غالب نظام‌های حقوقی است و دوم، مردم‌سالاری دینی که در تقابل با آن طراحی شده و صرفاً در نظام جمهوری اسلامی ایران تحقق یافته است.

    نظریه دموکراسی مدرن بر مبنای عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی بنا شده که هر نوع بنیاد و مبانی پیشینی برای تفکر را نفی کرده و خودکفایی عقل انسانی در شناخت را مبنا قرار می‌دهد؛ در این چارچوب، ارزش‌ها نسبی و ذهنی‌اند و به هیچ ارزش مطلق باور ندارند. انسان‌شناسی آن مبتنی بر اومانیسم است که انسان را موجودی مستقل و مقیاس ارزش‌گذاری می‌داند و نوع نگاه آن به خداوند بر اساس سکولاریسم شکل گرفته و دین را از متن زندگی سیاسی و اجتماعی به حاشیه می‌راند. بر این اساس، دموکراسی حکومتی است که بدون هیچ منشأ ماورایی، توسط انسان‌ها برای دستیابی به ارزش‌های شناسایی شده به‌وسیله عقل و تجربه بشری تشکیل می‌شود. در مقابل، نظریه مردم‌سالاری دینی برآمده از دین اسلام، حاکمیت دین در مناسبات اجتماعی را می‌پذیرد. اصلی‌ترین منبع شناخت در این نظریه، وحی و الهام است و عقل صرفاً در چارچوب معرفت دینی و تحت اشراف وحی معتبر است. در ساحت انسان‌شناسی، اراده‌ی انسان در طول اراده‌ی الهی قابل اعمال است و حاکمیت اصالتاً از آن خدای سبحان بوده و حاکمیت انسان بالتبع و بالعرض و با اذن پروردگار است؛ بنابراین، مردم‌سالاری دینی نظامی است که در آن مردم عنصر تصمیم‌گیر و سالار زندگی اجتماعی هستند، اما در چارچوب آموزه‌های شریعت به حکومت می‌پردازند.

    رهبر معظم انقلاب به عنوان راهبر و نظریه‌پرداز اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر، مبتنی بر نظریه مردم‌سالاری دینی، چهار دسته نقد کلیدی را بر انتخابات برخاسته از دموکراسی وارد می‌دانند که شامل خلأ معنوی، خلأ اخلاقی، خلأ توجه واقعی به مردم و خلأ حاکمیت قانون است.

    خلأ معنوی ناشی از مبانی سکولاریستی دموکراسی مدرن است. جلوه‌های این نقد شامل عدم وجود رحمت الهی و فقدان انگیزه و تکلیف دینی برای شرکت در انتخابات است، چرا که در این نظام‌ها ارتباطی با خداوند وجود ندارد و شرکت در انتخابات لزوماً منجر به رحمت الهی نشده و عمل صالح محسوب نمی‌شود. همچنین، در این نظام‌ها کفایت اعتقادی برای احراز صلاحیت نامزدها مورد توجه قرار نمی‌گیرد و پیوندی عاطفی و ایمانی بین مردم و منتخبین وجود ندارد و حکومت صرفاً بر اساس یک قرارداد عرفی ملزم به اجرای انتخابات است.

    خلأ اخلاقی نیز یکی دیگر از نقدهای جدی است. رهبر معظم انقلاب معتقدند فرآیند انتخابات در دموکراسی‌های مدرن مبتنی بر خدعه و شگردهای خاص سیاسی سازماندهی می‌شود و نتیجه آن، صرفاً یک مراجعه ظاهری به آراء مردم است. در این انتخابات‌ها، هیچ حد اخلاقی برای گفتگوی بین نامزدها وجود ندارد و رذائل اخلاقی مانند دروغ، اهانت، اتهام و شایعه‌پراکنی رایج است. همچنین، به دلیل مبانی دموکراسی، کفایت اخلاقی برای احراز صلاحیت متصدیان قدرت لازم شمرده نمی‌شود و معیارهای ناصوابی مبتنی بر تفکر اومانیستی اهمیت بیشتری یافته و ذائقه فطری مردم دچار انحراف شده است.

    خلأ توجه واقعی به مردم نیز نقد سوم است. در انتخابات برآمده از دموکراسی، نقش مردم صرفاً صوری و ظاهری است و در حقیقت این نوع حکومت، حکومت اقلیت است؛ حکومت خواصی که آراء را با تبلیغات گمراه‌کننده هدایت می‌کنند. این امر ناشی از نقش‌آفرینی منفی احزاب، نقش‌آفرینی سرمایه و نقش‌آفرینی افراد قدرتمند متصل به منابع قدرت است که در نتیجه آن نقش مردم به محاق می‌رود.

    نقد چهارم، خلأ حاکمیت قانون است. از منظر رهبر انقلاب، در نظام‌های انتخاباتی مبتنی بر دموکراسی مدرن، حاکمیت قانون به معنای ماهوی یعنی پایبندی به اصول، معیارها و شاخص‌های اخلاقی و ارزشی فراقانونی علاوه بر اجرای قوانین موضوعه وجود ندارد. این خلأ در دو قالب بروز یافته است: عدم پایبندی به اصول مصرح دموکراسی مانند آزادی و برابری که با رد صلاحیت افراد به دلایل ضعیف نقض می‌شود و عدم پایبندی به فرآیندهای قانونی انتخابات در عمل که نمونه آن در تقلب در شمارش آراء در انتخابات ریاست جمهوری برخی کشورها قابل مشاهده است.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61915

    #ديگران__يادداشت
    📰 چهار خلأ بنیادین انتخابات برآمده از دموکراسی در ترازوی مردم‌سالاری دینی  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «من متأسفم از این که خیلی از جوانهای ما از این شگردهائی که در دنیا، در آمریکا، در غرب، در اروپا، در زمینه‌ی انتخابات به کار میبرند، که ظاهر دموکراسی دارد، اما باطن غیر دموکراسی دارد، خبر ندارند. کتابهای خوبی در این زمینه نوشته شده، خود غربی‌ها نوشته‌اند؛ اینها را بخوانند، این کتابها را ببینند؛ چگونگی انتخاب یک شهردار یا یک فرماندار در فلان ایالت آمریکا، بعد سناتور شدن، بعد رئیس جمهور شدن؛ هل داده شدن افراد به این عرصه‌ها چگونه است، با چه شگردهائی انجام میگیرد.» ۱۳۹۲/۰۴/۳۰ آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است. به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» و ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی»، در یادداشتی ایرادهای بزرگ انتخابات در دموکراسی غربی را بررسی کرده است.    تحلیل علمی فرآیند انتخابات به عنوان ابزاری بنیادین برای تحقق مشارکت مردمی در نظام‌های حقوقی، متوقف بر مراجعه به مبانی فکری زیرساختی آن است؛ در این راستا، نخستین مبنای هر نظام حقوقی، منشأ حاکمیت است که در جهان معاصر برای تحلیل آن دو نظریه متمایز پدید آمده است. نخست، دموکراسی که الگوی غالب نظام‌های حقوقی است و دوم، مردم‌سالاری دینی که در تقابل با آن طراحی شده و صرفاً در نظام جمهوری اسلامی ایران تحقق یافته است. نظریه دموکراسی مدرن بر مبنای عقل‌گرایی و تجربه‌گرایی بنا شده که هر نوع بنیاد و مبانی پیشینی برای تفکر را نفی کرده و خودکفایی عقل انسانی در شناخت را مبنا قرار می‌دهد؛ در این چارچوب، ارزش‌ها نسبی و ذهنی‌اند و به هیچ ارزش مطلق باور ندارند. انسان‌شناسی آن مبتنی بر اومانیسم است که انسان را موجودی مستقل و مقیاس ارزش‌گذاری می‌داند و نوع نگاه آن به خداوند بر اساس سکولاریسم شکل گرفته و دین را از متن زندگی سیاسی و اجتماعی به حاشیه می‌راند. بر این اساس، دموکراسی حکومتی است که بدون هیچ منشأ ماورایی، توسط انسان‌ها برای دستیابی به ارزش‌های شناسایی شده به‌وسیله عقل و تجربه بشری تشکیل می‌شود. در مقابل، نظریه مردم‌سالاری دینی برآمده از دین اسلام، حاکمیت دین در مناسبات اجتماعی را می‌پذیرد. اصلی‌ترین منبع شناخت در این نظریه، وحی و الهام است و عقل صرفاً در چارچوب معرفت دینی و تحت اشراف وحی معتبر است. در ساحت انسان‌شناسی، اراده‌ی انسان در طول اراده‌ی الهی قابل اعمال است و حاکمیت اصالتاً از آن خدای سبحان بوده و حاکمیت انسان بالتبع و بالعرض و با اذن پروردگار است؛ بنابراین، مردم‌سالاری دینی نظامی است که در آن مردم عنصر تصمیم‌گیر و سالار زندگی اجتماعی هستند، اما در چارچوب آموزه‌های شریعت به حکومت می‌پردازند. رهبر معظم انقلاب به عنوان راهبر و نظریه‌پرداز اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر، مبتنی بر نظریه مردم‌سالاری دینی، چهار دسته نقد کلیدی را بر انتخابات برخاسته از دموکراسی وارد می‌دانند که شامل خلأ معنوی، خلأ اخلاقی، خلأ توجه واقعی به مردم و خلأ حاکمیت قانون است. خلأ معنوی ناشی از مبانی سکولاریستی دموکراسی مدرن است. جلوه‌های این نقد شامل عدم وجود رحمت الهی و فقدان انگیزه و تکلیف دینی برای شرکت در انتخابات است، چرا که در این نظام‌ها ارتباطی با خداوند وجود ندارد و شرکت در انتخابات لزوماً منجر به رحمت الهی نشده و عمل صالح محسوب نمی‌شود. همچنین، در این نظام‌ها کفایت اعتقادی برای احراز صلاحیت نامزدها مورد توجه قرار نمی‌گیرد و پیوندی عاطفی و ایمانی بین مردم و منتخبین وجود ندارد و حکومت صرفاً بر اساس یک قرارداد عرفی ملزم به اجرای انتخابات است. خلأ اخلاقی نیز یکی دیگر از نقدهای جدی است. رهبر معظم انقلاب معتقدند فرآیند انتخابات در دموکراسی‌های مدرن مبتنی بر خدعه و شگردهای خاص سیاسی سازماندهی می‌شود و نتیجه آن، صرفاً یک مراجعه ظاهری به آراء مردم است. در این انتخابات‌ها، هیچ حد اخلاقی برای گفتگوی بین نامزدها وجود ندارد و رذائل اخلاقی مانند دروغ، اهانت، اتهام و شایعه‌پراکنی رایج است. همچنین، به دلیل مبانی دموکراسی، کفایت اخلاقی برای احراز صلاحیت متصدیان قدرت لازم شمرده نمی‌شود و معیارهای ناصوابی مبتنی بر تفکر اومانیستی اهمیت بیشتری یافته و ذائقه فطری مردم دچار انحراف شده است. خلأ توجه واقعی به مردم نیز نقد سوم است. در انتخابات برآمده از دموکراسی، نقش مردم صرفاً صوری و ظاهری است و در حقیقت این نوع حکومت، حکومت اقلیت است؛ حکومت خواصی که آراء را با تبلیغات گمراه‌کننده هدایت می‌کنند. این امر ناشی از نقش‌آفرینی منفی احزاب، نقش‌آفرینی سرمایه و نقش‌آفرینی افراد قدرتمند متصل به منابع قدرت است که در نتیجه آن نقش مردم به محاق می‌رود. نقد چهارم، خلأ حاکمیت قانون است. از منظر رهبر انقلاب، در نظام‌های انتخاباتی مبتنی بر دموکراسی مدرن، حاکمیت قانون به معنای ماهوی یعنی پایبندی به اصول، معیارها و شاخص‌های اخلاقی و ارزشی فراقانونی علاوه بر اجرای قوانین موضوعه وجود ندارد. این خلأ در دو قالب بروز یافته است: عدم پایبندی به اصول مصرح دموکراسی مانند آزادی و برابری که با رد صلاحیت افراد به دلایل ضعیف نقض می‌شود و عدم پایبندی به فرآیندهای قانونی انتخابات در عمل که نمونه آن در تقلب در شمارش آراء در انتخابات ریاست جمهوری برخی کشورها قابل مشاهده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61915 #ديگران__يادداشت
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 419 Visualizações 0 Anterior
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com