• ☫﷽☫
    #تحریر_حم


    دحوالارض؛ باب‌الورود
    به صراط باب‌القُرب
    (قسمت دوم):

    قسمت قبلی


    دلیل تعظیم دحوالارض؟
    کشف با مهندسی معکوس
    دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در #عالم_هستی!

    منظور از امتداد معنوی، جریانی است دنباله‌دار و مبدأ و مقصدی دارد که در حدفاصل اول و آخر آن، «صیرورت»ی رخ می‌دهد که تجلی همان «الیه المصیر» (و الی الله المصیر)ی است که #قرآن بدان اشاره می‌کند.
    صیرورتی که از #دحو_الارض آغاز نشود همان «سآئت مصیرا» (و «بئس المصیر»ی) است که قرآن صریحا بدان هشدار می‌دهد که؛ «مصیرکم الی النار»!
    «ألا الی الله تصیر الامور»
    (س ۴۲/آ ۵۳)
    آگاه باشید که #صیرورت و گردیدن همه امور بسوی #الله است.

    «أن اشکر لی و لوالدیک، إلیَّ المصیر» (سوره ۳۱/آیه ۱۴)
    ... [بر تو تکلیف است] که سپاسگزار باشی مرا و #والدین خود را و بسوی من‌ست فرجام صیرورت [اصیل و صحیح].

    (در این صیرورت؛ پدر و مادر #انسان در کنار پروردگار آنان می‌نشینند! فلذا #حق_والدین بر اولاد؛ عظیم است و سترگ!)

    صیرورت الی الله و امتداد طویل مذکور را می‌توان به #تسبیح یا رشته #مروارید و یا #جورچین بزرگی نیز تعبیر کرد که دانه‌ها و قطعات متشکله آن با رشته‌ای بنام #زمان، به همدیگر پیوند خورده و معنا می‌یابند.

    جورچینی که نخستین قطعه آن، دحوالارض باشد، بزرگترین پازل عالم وجود است.

    آری! سخن از #مهندسی_الهی در #آفرینش_انسان در #زمین است که #معراج رسول‌الله الاعظم(ص)، نیز حکم رونمائی نمادین و بلکه واقعی آنرا دارد.

    برای کشف نحوه چیدمان صحیح قطعات این پازل عظیم مهندسی‌شده می‌توان از #مهندسی_معکوس هم بهره گرفت.

    این جورچین، بدون #ابراهیم و #عیسی (علیهماالسلام) کامل نیست!
    این جورچین، بدون #امام_رضا و حضرت #قائم (علیهماالسلام) کامل نیست!
    این جورچین، بدون دحوالارض و #کعبه معظمه، کامل نیست!
    این جورچین، بدون معراج #محمد(ص) و حج‌البیت #امت، کامل نیست!

    دحوالارض عظمت خود را از این مجموعه گرانبها گرفته است. مجموعه‌ای که اولین سنگ‌بنای #معماری آن در عالم واقع، همین دحوالارض است.

    دحوالارض (۲۵ ذی‌القعدة) در بیان شگفتی از مولا امیرالمؤمنین(ع)؛ روزی است که؛ نخستین رحمت الهی از آسمان بر زمین نازل شد!
    نزول اولین رحمت از آسمان به زمین؛ چگونه صورت گرفت؟ با سر برآوردن نخستین نقطه خشکی از زیر دریاهای به هم پیوسته‌ای که سراسر #کره_زمین را فراگرفته بودند!
    (نکته قضیه را گرفتید؟! «بیرون زدن اولین قطعه زمین از زیر آب‌ها (حرکتی از پایین به بالا)» در بیان #حضرت_امیر(ع) «نزول رحمت از آسمان بر زمین» (تداعی ریزش #باران از بالا به پایین) تعبیر شده است!)


    طولانی‌ترین امتداد معنوی در عالم وجود، (#شجره_طوبی؟) از همین «نخستین رحمت» الهی آغاز شده و زنجیره طویلی از رحمت‌های الهی را به دنبال دارد تا برسد به #آخِرین_رحمت الهی!

    به گاه سخن از #اولین_رحمت که دحوالارض باشد، به #آخِرین_رحمت الهی هم باید اندیشید که چیست و کدامست؟!

    زیرا دحوالارض؛ انگشت اشاره #پروردگار_متعال بسوی آخرین رحمت اوست.

    آخرین رحمت الهی کدامست؟ و کی؟ و کجا؟ نزول یافته یا می‌یابد؟

    جواب این سؤال، رهین تفکیک این پرسش است که؛ در دنیا یا در آخرت؟! کدامیک؟
    بنابراین باید پرسید:
    ۱. آخرین رحمت و نعمت الهی در ُنیا کدامست؟
    ۲. آخرین رحمت و نعمت الهی در ُقبیٰ کدامست؟

    آخرین رحمت الهی در دنیا، در #غدیر_خم و روز ۱۸ ذی‌الحجة نازل گردید. در همان جای‌گاهی که فرمود: «... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا ...»
    (سوره مائده/ آیه ۳)
    که اشاره به انتصاب مولا علی ابن‌ابی‌طالب (علیهماالسلام) و #بیعت #مسلمین با او دارد.
    یعنی شکل‌گیری جریان رسمی #امت و #امام در دل تاریخ #جوامع_بشری.

    در [سال‌شمار] تقویم الهی؛ فاصله زمانی دحوالارض تا یوم الغدیر، #۲۳_روز است. چه چیز ثقیلی می‌تواند این دو روز گران‌سنگ را به همدیگر پیوند بدهد؟
    فقط چیزی به سنگینی ۲۳ سال نبوت #رسول‌_الله الاعظم(ص) می‌تواند نمادی از پیوند دحوالارض به #یوم‌_الغدیر باشد و بس!

    (تاریخ اولین درج مقاله
    در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۳)

    ...ادامه دارد.

    ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)

    نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾

    چالش/ثبت نظرات

    تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    ☫﷽☫ #تحریر_حم 💠 دحوالارض؛ باب‌الورود به صراط 👈 باب‌القُرب 👈 (قسمت دوم): 👈قسمت قبلی👉 ⁉️ دلیل تعظیم دحوالارض؟ 🌀 کشف با مهندسی معکوس ✅ دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در #عالم_هستی! 👌 منظور از امتداد معنوی، جریانی است دنباله‌دار و مبدأ و مقصدی دارد که در حدفاصل اول و آخر آن، «صیرورت»ی رخ می‌دهد که تجلی همان «الیه المصیر» (و الی الله المصیر)ی است که #قرآن بدان اشاره می‌کند. صیرورتی که از #دحو_الارض آغاز نشود همان «سآئت مصیرا» (و «بئس المصیر»ی) است که قرآن صریحا بدان هشدار می‌دهد که؛ «مصیرکم الی النار»! 👈 «ألا الی الله تصیر الامور» (س ۴۲/آ ۵۳) آگاه باشید که #صیرورت و گردیدن همه امور بسوی #الله است. 👈 «أن اشکر لی و لوالدیک، إلیَّ المصیر» (سوره ۳۱/آیه ۱۴) ... [بر تو تکلیف است] که سپاسگزار باشی مرا و #والدین خود را و بسوی من‌ست فرجام صیرورت [اصیل و صحیح]. ☝️👇 😳(در این صیرورت؛ پدر و مادر #انسان در کنار پروردگار آنان می‌نشینند! فلذا #حق_والدین بر اولاد؛ عظیم است و سترگ!)🤔 صیرورت الی الله و امتداد طویل مذکور را می‌توان به #تسبیح یا رشته #مروارید و یا #جورچین بزرگی نیز تعبیر کرد که دانه‌ها و قطعات متشکله آن با رشته‌ای بنام #زمان، به همدیگر پیوند خورده و معنا می‌یابند. جورچینی که نخستین قطعه آن، دحوالارض باشد، بزرگترین پازل عالم وجود است. آری! سخن از #مهندسی_الهی در #آفرینش_انسان در #زمین است که #معراج رسول‌الله الاعظم(ص)، نیز حکم رونمائی نمادین و بلکه واقعی آنرا دارد. برای کشف نحوه چیدمان صحیح قطعات این پازل عظیم مهندسی‌شده می‌توان از #مهندسی_معکوس هم بهره گرفت. 👌 این جورچین، بدون #ابراهیم و #عیسی (علیهماالسلام) کامل نیست! 👌 این جورچین، بدون #امام_رضا و حضرت #قائم (علیهماالسلام) کامل نیست! 👌 این جورچین، بدون دحوالارض و #کعبه معظمه، کامل نیست! 👌 این جورچین، بدون معراج #محمد(ص) و حج‌البیت #امت، کامل نیست! 👈 دحوالارض عظمت خود را از این مجموعه گرانبها گرفته است. مجموعه‌ای که اولین سنگ‌بنای #معماری آن در عالم واقع، همین دحوالارض است. دحوالارض (۲۵ ذی‌القعدة) در بیان شگفتی از مولا امیرالمؤمنین(ع)؛ روزی است که؛ نخستین رحمت الهی از آسمان بر زمین نازل شد! 👌 نزول اولین رحمت از آسمان به زمین؛ چگونه صورت گرفت؟ با سر برآوردن نخستین نقطه خشکی از زیر دریاهای به هم پیوسته‌ای که سراسر #کره_زمین را فراگرفته بودند! (نکته قضیه را گرفتید؟! «بیرون زدن اولین قطعه زمین از زیر آب‌ها (حرکتی از پایین به بالا)» در بیان #حضرت_امیر(ع) «نزول رحمت از آسمان بر زمین» (تداعی ریزش #باران از بالا به پایین) تعبیر شده است!) طولانی‌ترین امتداد معنوی در عالم وجود، (#شجره_طوبی؟) از همین «نخستین رحمت» الهی آغاز شده و زنجیره طویلی از رحمت‌های الهی را به دنبال دارد تا برسد به #آخِرین_رحمت الهی! ⁉️ به گاه سخن از #اولین_رحمت که دحوالارض باشد، به #آخِرین_رحمت الهی هم باید اندیشید که چیست و کدامست؟! زیرا دحوالارض؛ انگشت اشاره #پروردگار_متعال بسوی آخرین رحمت اوست. آخرین رحمت الهی کدامست؟ و کی؟ و کجا؟ نزول یافته یا می‌یابد؟ جواب این سؤال، رهین تفکیک این پرسش است که؛ در دنیا یا در آخرت؟! کدامیک؟ بنابراین باید پرسید: ۱. آخرین رحمت و نعمت الهی در #دُنیا کدامست؟ ۲. آخرین رحمت و نعمت الهی در #عُقبیٰ کدامست؟ آخرین رحمت الهی در دنیا، در #غدیر_خم و روز ۱۸ ذی‌الحجة نازل گردید. در همان جای‌گاهی که فرمود: «... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا ...» (سوره مائده/ آیه ۳) که اشاره به انتصاب مولا علی ابن‌ابی‌طالب (علیهماالسلام) و #بیعت #مسلمین با او دارد. یعنی شکل‌گیری جریان رسمی #امت و #امام در دل تاریخ #جوامع_بشری. در [سال‌شمار] تقویم الهی؛ فاصله زمانی دحوالارض تا یوم الغدیر، #۲۳_روز است. چه چیز ثقیلی می‌تواند این دو روز گران‌سنگ را به همدیگر پیوند بدهد؟ فقط چیزی به سنگینی ۲۳ سال نبوت #رسول‌_الله الاعظم(ص) می‌تواند نمادی از پیوند دحوالارض به #یوم‌_الغدیر باشد و بس! (تاریخ اولین درج مقاله در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۳) ...ادامه دارد. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)👉 🆔🔀 نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾👉 🆔🔀 💬چالش/ثبت نظرات👉 تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 516 Visualizações 0 Anterior
  • ☫﷽☫
    #تحریر_حم


    دحوالارض؛ باب‌الورود
    به صراط باب‌القُرب
    (قسمت دوم):

    قسمت قبلی


    دلیل تعظیم دحوالارض؟
    کشف با مهندسی معکوس
    دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در #عالم_هستی!

    منظور از امتداد معنوی، جریانی است دنباله‌دار و مبدأ و مقصدی دارد که در حدفاصل اول و آخر آن، «صیرورت»ی رخ می‌دهد که تجلی همان «الیه المصیر» (و الی الله المصیر)ی است که #قرآن بدان اشاره می‌کند.
    صیرورتی که از #دحو_الارض آغاز نشود همان «سآئت مصیرا» (و «بئس المصیر»ی) است که قرآن صریحا بدان هشدار می‌دهد که؛ «مصیرکم الی النار»!
    «ألا الی الله تصیر الامور»
    (س ۴۲/آ ۵۳)
    آگاه باشید که #صیرورت و گردیدن همه امور بسوی #الله است.

    «أن اشکر لی و لوالدیک، إلیَّ المصیر» (سوره ۳۱/آیه ۱۴)
    ... [بر تو تکلیف است] که سپاسگزار باشی مرا و #والدین خود را و بسوی من‌ست فرجام صیرورت [اصیل و صحیح].

    (در این صیرورت؛ پدر و مادر #انسان در کنار پروردگار آنان می‌نشینند! فلذا #حق_والدین بر اولاد؛ عظیم است و سترگ!)

    صیرورت الی الله و امتداد طویل مذکور را می‌توان به #تسبیح یا رشته #مروارید و یا #جورچین بزرگی نیز تعبیر کرد که دانه‌ها و قطعات متشکله آن با رشته‌ای بنام #زمان، به همدیگر پیوند خورده و معنا می‌یابند.

    جورچینی که نخستین قطعه آن، دحوالارض باشد، بزرگترین پازل عالم وجود است.

    آری! سخن از #مهندسی_الهی در #آفرینش_انسان در #زمین است که #معراج رسول‌الله الاعظم(ص)، نیز حکم رونمائی نمادین و بلکه واقعی آنرا دارد.

    برای کشف نحوه چیدمان صحیح قطعات این پازل عظیم مهندسی‌شده می‌توان از #مهندسی_معکوس هم بهره گرفت.

    این جورچین، بدون #ابراهیم و #عیسی (علیهماالسلام) کامل نیست!
    این جورچین، بدون #امام_رضا و حضرت #قائم (علیهماالسلام) کامل نیست!
    این جورچین، بدون دحوالارض و #کعبه معظمه، کامل نیست!
    این جورچین، بدون معراج #محمد(ص) و حج‌البیت #امت، کامل نیست!

    دحوالارض عظمت خود را از این مجموعه گرانبها گرفته است. مجموعه‌ای که اولین سنگ‌بنای #معماری آن در عالم واقع، همین دحوالارض است.

    دحوالارض (۲۵ ذی‌القعدة) در بیان شگفتی از مولا امیرالمؤمنین(ع)؛ روزی است که؛ نخستین رحمت الهی از آسمان بر زمین نازل شد!
    نزول اولین رحمت از آسمان به زمین؛ چگونه صورت گرفت؟ با سر برآوردن نخستین نقطه خشکی از زیر دریاهای به هم پیوسته‌ای که سراسر #کره_زمین را فراگرفته بودند!
    (نکته قضیه را گرفتید؟! «بیرون زدن اولین قطعه زمین از زیر آب‌ها (حرکتی از پایین به بالا)» در بیان #حضرت_امیر(ع) «نزول رحمت از آسمان بر زمین» (تداعی ریزش #باران از بالا به پایین) تعبیر شده است!)


    طولانی‌ترین امتداد معنوی در عالم وجود، (#شجره_طوبی؟) از همین «نخستین رحمت» الهی آغاز شده و زنجیره طویلی از رحمت‌های الهی را به دنبال دارد تا برسد به #آخِرین_رحمت الهی!

    به گاه سخن از #اولین_رحمت که دحوالارض باشد، به #آخِرین_رحمت الهی هم باید اندیشید که چیست و کدامست؟!

    زیرا دحوالارض؛ انگشت اشاره #پروردگار_متعال بسوی آخرین رحمت اوست.

    آخرین رحمت الهی کدامست؟ و کی؟ و کجا؟ نزول یافته یا می‌یابد؟

    جواب این سؤال، رهین تفکیک این پرسش است که؛ در دنیا یا در آخرت؟! کدامیک؟
    بنابراین باید پرسید:
    ۱. آخرین رحمت و نعمت الهی در ُنیا کدامست؟
    ۲. آخرین رحمت و نعمت الهی در ُقبیٰ کدامست؟

    آخرین رحمت الهی در دنیا، در #غدیر_خم و روز ۱۸ ذی‌الحجة نازل گردید. در همان جای‌گاهی که فرمود: «... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا ...»
    (سوره مائده/ آیه ۳)
    که اشاره به انتصاب مولا علی ابن‌ابی‌طالب (علیهماالسلام) و #بیعت #مسلمین با او دارد.
    یعنی شکل‌گیری جریان رسمی #امت و #امام در دل تاریخ #جوامع_بشری.

    در [سال‌شمار] تقویم الهی؛ فاصله زمانی دحوالارض تا یوم الغدیر، #۲۳_روز است. چه چیز ثقیلی می‌تواند این دو روز گران‌سنگ را به همدیگر پیوند بدهد؟
    فقط چیزی به سنگینی ۲۳ سال نبوت #رسول‌_الله الاعظم(ص) می‌تواند نمادی از پیوند دحوالارض به #یوم‌_الغدیر باشد و بس!

    (تاریخ اولین درج مقاله
    در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۳)

    ...ادامه دارد.

    ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)

    نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾

    چالش/ثبت نظرات

    تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    ☫﷽☫ #تحریر_حم 💠 دحوالارض؛ باب‌الورود به صراط 👈 باب‌القُرب 👈 (قسمت دوم): 👈قسمت قبلی👉 ⁉️ دلیل تعظیم دحوالارض؟ 🌀 کشف با مهندسی معکوس ✅ دحوالارض؛ سرآغاز طولانی‌ترین #امتداد_معنوی در #عالم_هستی! 👌 منظور از امتداد معنوی، جریانی است دنباله‌دار و مبدأ و مقصدی دارد که در حدفاصل اول و آخر آن، «صیرورت»ی رخ می‌دهد که تجلی همان «الیه المصیر» (و الی الله المصیر)ی است که #قرآن بدان اشاره می‌کند. صیرورتی که از #دحو_الارض آغاز نشود همان «سآئت مصیرا» (و «بئس المصیر»ی) است که قرآن صریحا بدان هشدار می‌دهد که؛ «مصیرکم الی النار»! 👈 «ألا الی الله تصیر الامور» (س ۴۲/آ ۵۳) آگاه باشید که #صیرورت و گردیدن همه امور بسوی #الله است. 👈 «أن اشکر لی و لوالدیک، إلیَّ المصیر» (سوره ۳۱/آیه ۱۴) ... [بر تو تکلیف است] که سپاسگزار باشی مرا و #والدین خود را و بسوی من‌ست فرجام صیرورت [اصیل و صحیح]. ☝️👇 😳(در این صیرورت؛ پدر و مادر #انسان در کنار پروردگار آنان می‌نشینند! فلذا #حق_والدین بر اولاد؛ عظیم است و سترگ!)🤔 صیرورت الی الله و امتداد طویل مذکور را می‌توان به #تسبیح یا رشته #مروارید و یا #جورچین بزرگی نیز تعبیر کرد که دانه‌ها و قطعات متشکله آن با رشته‌ای بنام #زمان، به همدیگر پیوند خورده و معنا می‌یابند. جورچینی که نخستین قطعه آن، دحوالارض باشد، بزرگترین پازل عالم وجود است. آری! سخن از #مهندسی_الهی در #آفرینش_انسان در #زمین است که #معراج رسول‌الله الاعظم(ص)، نیز حکم رونمائی نمادین و بلکه واقعی آنرا دارد. برای کشف نحوه چیدمان صحیح قطعات این پازل عظیم مهندسی‌شده می‌توان از #مهندسی_معکوس هم بهره گرفت. 👌 این جورچین، بدون #ابراهیم و #عیسی (علیهماالسلام) کامل نیست! 👌 این جورچین، بدون #امام_رضا و حضرت #قائم (علیهماالسلام) کامل نیست! 👌 این جورچین، بدون دحوالارض و #کعبه معظمه، کامل نیست! 👌 این جورچین، بدون معراج #محمد(ص) و حج‌البیت #امت، کامل نیست! 👈 دحوالارض عظمت خود را از این مجموعه گرانبها گرفته است. مجموعه‌ای که اولین سنگ‌بنای #معماری آن در عالم واقع، همین دحوالارض است. دحوالارض (۲۵ ذی‌القعدة) در بیان شگفتی از مولا امیرالمؤمنین(ع)؛ روزی است که؛ نخستین رحمت الهی از آسمان بر زمین نازل شد! 👌 نزول اولین رحمت از آسمان به زمین؛ چگونه صورت گرفت؟ با سر برآوردن نخستین نقطه خشکی از زیر دریاهای به هم پیوسته‌ای که سراسر #کره_زمین را فراگرفته بودند! (نکته قضیه را گرفتید؟! «بیرون زدن اولین قطعه زمین از زیر آب‌ها (حرکتی از پایین به بالا)» در بیان #حضرت_امیر(ع) «نزول رحمت از آسمان بر زمین» (تداعی ریزش #باران از بالا به پایین) تعبیر شده است!) طولانی‌ترین امتداد معنوی در عالم وجود، (#شجره_طوبی؟) از همین «نخستین رحمت» الهی آغاز شده و زنجیره طویلی از رحمت‌های الهی را به دنبال دارد تا برسد به #آخِرین_رحمت الهی! ⁉️ به گاه سخن از #اولین_رحمت که دحوالارض باشد، به #آخِرین_رحمت الهی هم باید اندیشید که چیست و کدامست؟! زیرا دحوالارض؛ انگشت اشاره #پروردگار_متعال بسوی آخرین رحمت اوست. آخرین رحمت الهی کدامست؟ و کی؟ و کجا؟ نزول یافته یا می‌یابد؟ جواب این سؤال، رهین تفکیک این پرسش است که؛ در دنیا یا در آخرت؟! کدامیک؟ بنابراین باید پرسید: ۱. آخرین رحمت و نعمت الهی در #دُنیا کدامست؟ ۲. آخرین رحمت و نعمت الهی در #عُقبیٰ کدامست؟ آخرین رحمت الهی در دنیا، در #غدیر_خم و روز ۱۸ ذی‌الحجة نازل گردید. در همان جای‌گاهی که فرمود: «... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا ...» (سوره مائده/ آیه ۳) که اشاره به انتصاب مولا علی ابن‌ابی‌طالب (علیهماالسلام) و #بیعت #مسلمین با او دارد. یعنی شکل‌گیری جریان رسمی #امت و #امام در دل تاریخ #جوامع_بشری. در [سال‌شمار] تقویم الهی؛ فاصله زمانی دحوالارض تا یوم الغدیر، #۲۳_روز است. چه چیز ثقیلی می‌تواند این دو روز گران‌سنگ را به همدیگر پیوند بدهد؟ فقط چیزی به سنگینی ۲۳ سال نبوت #رسول‌_الله الاعظم(ص) می‌تواند نمادی از پیوند دحوالارض به #یوم‌_الغدیر باشد و بس! (تاریخ اولین درج مقاله در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۳) ...ادامه دارد. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر)👉 🆔🔀 نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾👉 🆔🔀 💬چالش/ثبت نظرات👉 تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 396 Visualizações 0 Anterior
  • مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و بیست و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ابوالفضل مقدسی، متولد دهه هشتاد و عضو یگان ویژه نیروی انتظامی تهران، که در فتنه آمریکایی اخیر به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و نه



    سرمقاله



     مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور

     ظاهری متفاوت با باطنی یکسان. این گزاره را میتوان رساترین گزاره برای توصیف دو جریان آشوب‌طلب تروریستی دی‌ماه ۱۴۰۴ و فرقه تروریستی منافقین در سال‌های اول انقلاب دانست. فرقه‌ای که از ابتدای دهه ۶۰ بنای تروریسم مسلحانه خود را علیه ملّت علنی کرد، از وجوه متعددی با آشوب‌های تروریستی زمستان ۱۴۰۴ مشابه است. مشابهت‌هایی که البته صرفاً از روی تصادف هم ‌نیست. این مشابهت‌ها حاکی از ریشه‌های یکسان ماهیتی هر دو جریان است. ریشه و ماهیت که یکسان شد، حتماً در فرم هم مایه شباهت‌های متعددی میشود. از کوزه همان برون تراود که در اوست.

    نخستین ویژگی مشترک این دو جریان، گرفتن سلاح کینه و نفرتشان به سمت مردم است. منافقین تروریست در سال ۱۳۶۰ و تمام سالهای بعد از آن، همواره مردم را به بخش مهمی از لیست ترورها و جنایاتشان تبدیل کرده بودند. از نگاه آنها غیر از مدافعان امنیت، مردم هم متهم‌اند. متهم‌اند که به زندگی عادی مشغولند و حاضر نیستند با جنایت‌های آنها همراه شوند.

    مردم عادی کوچه و بازار همین که حاضر نبودند با این جانیان همراه شوند تبدیل به یک هدف مشروع می‌شدند. نگاه و فلسفه‌ای تکفیری که تمام دنیا و انسانها را از دریچه صفرویک خوارج‌صفتی می‌دید. این ویژگی در تروریسم دی‌ماه ۱۴۰۴ هم مشهود بود.

    آشوبگران تروریست در بلواهای خیابانی هجدهم و نوزدهم دی‌ماه هرآنکه حاضر به همراهی با آنها نشده بودند را هدف سلاخی خود می‌دیدند. آنان در جنایت یک قدم از اسلاف خود جلوتر هم بودند؛ حتی کسانی را که جوگیر جریان رسانه‌ای دشمن شده و به خیابان آمده بودند، هدف می‌دیدند. چراکه مهم ریختن خون بیشتر بر زمین بود. تیغ وحشی و مست این تروریستها نه‌فقط مدافعان امنیت بلکه مردم عادی را هم نشانه رفته بود.

    این سلفی‌گری مدرن محدود به درگیری کف خیابان نبود و فضای اجتماعی و تبلیغاتی و رسانه‌ای هم متأثر از آن بود. هرکسی موضعی غیر از موضع این جریان داشت ترور شخصیت می‌شد. تکفیریهای سیاسی وابسته به سیا و موساد در دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ نه‌تنها از نظر شمشیر کشیدن علیه مردم بلکه از نظر شدت خشونت هم مشابهت‌های زیادی با هم داشتند. سلاخی کردن مدافعان امنیت در زمستان ۴۰۴ از نظر نوع رفتار و خشونت یادآور نوع خشونت و سبُعیتی است که منافقان در دهه ۶۰ داشتند.

    شدت و عمق خشونت در هر دو جریان به دنبال ایجاد نوعی رعب در فضای عمومی بود. رعبی که قرار بود هیبت و هیمنه نداشته این جریانها در برابر افرادی که با آنها مقابله میکردند چند برابر کند و حکم دوپینگ قدرت را برای این جریان‌ها داشته باشد.

    گونه‌های مختلف توهم که چشم بر واقعیت می‌بندند، از توهم قدرت گرفتن تا توهم همراهی توده مردم با آنها، از دیگر ویژگی‌های مشترک هر دو جریان تروریستی است. در فقره منافقان این توهم حتی تا سال ۱۳۶۷ هم از بین نرفته بود. همین توهم هم بود که آن سرنوشت شوم را در عملیات مرصاد برایشان رقم زد. شدتی از توهم که راه بر هر گونه تعقل و استدلال هم می‌بندد. تروریسم دی ۴۰۴ هم از این قاعده مستثنی نبود. تروریستها و آشوبگران متوهمی که حجم تبلیغات پرقدرت پروپاگاندای رسانه‌های معاند و حتی مواضع رئیس‌جمهور آمریکا، چنان امر را بر آنها مشتبه کرده بود که تصور میکردند با سلاخی غافلگیرانه جمعی انسان بیگناه در کف خیابان، موفق به تغییر حاکمیت سیاسی یک کشور ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر مربعی می‌شوند. آمارهای نجومی و کذب قربانیان فتنه اخیر هم دقیقاً از دل چنین توهمی بیرون می‌آید و در اذهان وهم‌آلود تابعانش رسوب کرد.

    بسته بودن ناف هر دو جریان به عامل بیگانه و دشمن خارجی از دیگر ویژگی‌های دو جریان تروریستی دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ است. هر دو جریان از پشتیبانی و حمایت دشمن خارجی برخوردار بودند.منافقین تروریست در اوج جنگ تحمیلی و حمایت آمریکا و اروپا از صدام حسین به دشمنی پناه برده بودند که به تمامیت ارضی کشور تعرض کرده بود. به حمایت و دلگرمی همین‌ها هم علیه مردم و کشور خود اسلحه می‌کشیدند. تروریسم آشوبگر زمستان ۴۰۴ هم عین‌به‌عین همان مسیر را طی کرد. رئیس‌جمهور آمریکا و سران اروپا و مسئولان رژیم بدنام صهیونی در صدر حامیان سیاسی، مالی، رسانه‌ای و تسلیحاتی تروریسم زمستان ۴۰۴ بودند. جمع اشقیای عالم از صهیونیست‌ها تا اروپا و پدوفیل‌های جزیره اپستین در حمایت از تروریست‌های دی ۴۰۴ سنگ تمام گذاشتند.

    هم تروریسم منافقین دهه ۶۰، هم تروریسم زمستان ۴۰۴ هردو بخشی از جورچین ضدّملی بودند و در راستای سیاست تجزیه ایران عمل میکردند. خروجی اقدامات هر دو جریان در راستای تکه‌تکه کردن ایران بود و از این جهت هردو طرحی ضدّملی و ضدّایرانی بودند. هردو بمب‌هایی بودند که اگر به مدد مردم و هوشیاری نیروهای ملّیِ مقابله‌کننده با این جریانات، خنثی نشده بودند هر بخش از ایران یکپارچه عزیز امروز در دهان کفتاری به یک سمت از قدرت‌های استعماری کشیده می‌شدند.






    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62567

    #ديگران__گزارش
    📰 مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و بیست و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ابوالفضل مقدسی، متولد دهه هشتاد و عضو یگان ویژه نیروی انتظامی تهران، که در فتنه آمریکایی اخیر به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و نه سرمقاله  مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور  ظاهری متفاوت با باطنی یکسان. این گزاره را میتوان رساترین گزاره برای توصیف دو جریان آشوب‌طلب تروریستی دی‌ماه ۱۴۰۴ و فرقه تروریستی منافقین در سال‌های اول انقلاب دانست. فرقه‌ای که از ابتدای دهه ۶۰ بنای تروریسم مسلحانه خود را علیه ملّت علنی کرد، از وجوه متعددی با آشوب‌های تروریستی زمستان ۱۴۰۴ مشابه است. مشابهت‌هایی که البته صرفاً از روی تصادف هم ‌نیست. این مشابهت‌ها حاکی از ریشه‌های یکسان ماهیتی هر دو جریان است. ریشه و ماهیت که یکسان شد، حتماً در فرم هم مایه شباهت‌های متعددی میشود. از کوزه همان برون تراود که در اوست. نخستین ویژگی مشترک این دو جریان، گرفتن سلاح کینه و نفرتشان به سمت مردم است. منافقین تروریست در سال ۱۳۶۰ و تمام سالهای بعد از آن، همواره مردم را به بخش مهمی از لیست ترورها و جنایاتشان تبدیل کرده بودند. از نگاه آنها غیر از مدافعان امنیت، مردم هم متهم‌اند. متهم‌اند که به زندگی عادی مشغولند و حاضر نیستند با جنایت‌های آنها همراه شوند. مردم عادی کوچه و بازار همین که حاضر نبودند با این جانیان همراه شوند تبدیل به یک هدف مشروع می‌شدند. نگاه و فلسفه‌ای تکفیری که تمام دنیا و انسانها را از دریچه صفرویک خوارج‌صفتی می‌دید. این ویژگی در تروریسم دی‌ماه ۱۴۰۴ هم مشهود بود. آشوبگران تروریست در بلواهای خیابانی هجدهم و نوزدهم دی‌ماه هرآنکه حاضر به همراهی با آنها نشده بودند را هدف سلاخی خود می‌دیدند. آنان در جنایت یک قدم از اسلاف خود جلوتر هم بودند؛ حتی کسانی را که جوگیر جریان رسانه‌ای دشمن شده و به خیابان آمده بودند، هدف می‌دیدند. چراکه مهم ریختن خون بیشتر بر زمین بود. تیغ وحشی و مست این تروریستها نه‌فقط مدافعان امنیت بلکه مردم عادی را هم نشانه رفته بود. این سلفی‌گری مدرن محدود به درگیری کف خیابان نبود و فضای اجتماعی و تبلیغاتی و رسانه‌ای هم متأثر از آن بود. هرکسی موضعی غیر از موضع این جریان داشت ترور شخصیت می‌شد. تکفیریهای سیاسی وابسته به سیا و موساد در دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ نه‌تنها از نظر شمشیر کشیدن علیه مردم بلکه از نظر شدت خشونت هم مشابهت‌های زیادی با هم داشتند. سلاخی کردن مدافعان امنیت در زمستان ۴۰۴ از نظر نوع رفتار و خشونت یادآور نوع خشونت و سبُعیتی است که منافقان در دهه ۶۰ داشتند. شدت و عمق خشونت در هر دو جریان به دنبال ایجاد نوعی رعب در فضای عمومی بود. رعبی که قرار بود هیبت و هیمنه نداشته این جریانها در برابر افرادی که با آنها مقابله میکردند چند برابر کند و حکم دوپینگ قدرت را برای این جریان‌ها داشته باشد. گونه‌های مختلف توهم که چشم بر واقعیت می‌بندند، از توهم قدرت گرفتن تا توهم همراهی توده مردم با آنها، از دیگر ویژگی‌های مشترک هر دو جریان تروریستی است. در فقره منافقان این توهم حتی تا سال ۱۳۶۷ هم از بین نرفته بود. همین توهم هم بود که آن سرنوشت شوم را در عملیات مرصاد برایشان رقم زد. شدتی از توهم که راه بر هر گونه تعقل و استدلال هم می‌بندد. تروریسم دی ۴۰۴ هم از این قاعده مستثنی نبود. تروریستها و آشوبگران متوهمی که حجم تبلیغات پرقدرت پروپاگاندای رسانه‌های معاند و حتی مواضع رئیس‌جمهور آمریکا، چنان امر را بر آنها مشتبه کرده بود که تصور میکردند با سلاخی غافلگیرانه جمعی انسان بیگناه در کف خیابان، موفق به تغییر حاکمیت سیاسی یک کشور ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر مربعی می‌شوند. آمارهای نجومی و کذب قربانیان فتنه اخیر هم دقیقاً از دل چنین توهمی بیرون می‌آید و در اذهان وهم‌آلود تابعانش رسوب کرد. بسته بودن ناف هر دو جریان به عامل بیگانه و دشمن خارجی از دیگر ویژگی‌های دو جریان تروریستی دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ است. هر دو جریان از پشتیبانی و حمایت دشمن خارجی برخوردار بودند.منافقین تروریست در اوج جنگ تحمیلی و حمایت آمریکا و اروپا از صدام حسین به دشمنی پناه برده بودند که به تمامیت ارضی کشور تعرض کرده بود. به حمایت و دلگرمی همین‌ها هم علیه مردم و کشور خود اسلحه می‌کشیدند. تروریسم آشوبگر زمستان ۴۰۴ هم عین‌به‌عین همان مسیر را طی کرد. رئیس‌جمهور آمریکا و سران اروپا و مسئولان رژیم بدنام صهیونی در صدر حامیان سیاسی، مالی، رسانه‌ای و تسلیحاتی تروریسم زمستان ۴۰۴ بودند. جمع اشقیای عالم از صهیونیست‌ها تا اروپا و پدوفیل‌های جزیره اپستین در حمایت از تروریست‌های دی ۴۰۴ سنگ تمام گذاشتند. هم تروریسم منافقین دهه ۶۰، هم تروریسم زمستان ۴۰۴ هردو بخشی از جورچین ضدّملی بودند و در راستای سیاست تجزیه ایران عمل میکردند. خروجی اقدامات هر دو جریان در راستای تکه‌تکه کردن ایران بود و از این جهت هردو طرحی ضدّملی و ضدّایرانی بودند. هردو بمب‌هایی بودند که اگر به مدد مردم و هوشیاری نیروهای ملّیِ مقابله‌کننده با این جریانات، خنثی نشده بودند هر بخش از ایران یکپارچه عزیز امروز در دهان کفتاری به یک سمت از قدرت‌های استعماری کشیده می‌شدند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62567 #ديگران__گزارش
    0 Comentários 0 Compartilhamentos 141 Visualizações 0 Anterior
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com