• خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Reacties 0 aandelen 329 Views 0 voorbeeld
  • صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين

    ...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:

    يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
    پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
    ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!

    يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
    ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
    پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
    پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!

    یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
    پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!

    یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
    پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!

    یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
    پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!

    یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
    پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟!

    یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
    پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!

    یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا!
    پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما

    یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
    پدر جان! کاش فدایت می شدم؛

    یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
    پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.

    یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
    پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.

    ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا...
    ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است....

    المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    🏴 صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين ◼️...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت: ▪️يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟! ▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟! ▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟! ▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟! ▪️ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟! ▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟! ▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟! ▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟! ▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟! ▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟! ▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟! ▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟! ▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟! ▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا! ▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما ▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛ ▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛ ▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا. ▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. ▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا... ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است.... 📚 المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    0 Reacties 0 aandelen 437 Views 0 voorbeeld
  • صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين

    ...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:

    يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
    پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
    ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!

    يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
    ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
    پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
    پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!

    یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
    پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!

    یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
    پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!

    یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
    پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!

    یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
    پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟!

    یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
    پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!

    یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا!
    پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما

    یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
    پدر جان! کاش فدایت می شدم؛

    یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
    پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.

    یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
    پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.

    ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا...
    ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است....

    المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    🏴 صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين ◼️...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت: ▪️يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟! ▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟! ▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟! ▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟! ▪️ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟! ▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟! ▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟! ▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟! ▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟! ▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟! ▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟! ▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟! ▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟! ▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا! ▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما ▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛ ▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛ ▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا. ▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. ▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا... ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است.... 📚 المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    0 Reacties 0 aandelen 387 Views 0 voorbeeld
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Reacties 0 aandelen 271 Views 0 voorbeeld
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Reacties 0 aandelen 244 Views 0 voorbeeld
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Reacties 0 aandelen 236 Views 0 voorbeeld
  • امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ...

    عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم.

    ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند.

    المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰
    وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    🏴 امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ... 🔴 عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم. ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند. 📚المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰ 📚وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    0 Reacties 0 aandelen 324 Views 0 voorbeeld
  • عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Reacties 0 aandelen 443 Views 0 voorbeeld
  • عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Reacties 0 aandelen 441 Views 0 voorbeeld
  • مقاله 6179

    اصالت معتبر بودن زیارت ناحیه مقدسه

    چکیده
    زیارت ناحیه مقدسه به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون زیارتی در حوزه معارف ولائی، واجد ظرفیت‌های گسترده‌ای در تبیین جایگاه سیدالشهداء در منظومه هدایت الهی، بازسازی حافظه تاریخی، تعمیق هویت دینی و انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ ولایت است. معتبر بودن زیارت ناحیه نه صرفاً در ساحت انتساب و نقل، بلکه در انسجام معرفتی، عمق محتوایی، هماهنگی اعتقادی، پیوستگی مفهومی و توانایی آن در بازنمایی یک نظام منسجم از ارزش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های تمدنی قابل بررسی اس

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-زیارات-سیدالشهدا-میز-زیارت-ناحیه/اصالت-معتبر-بودن-زیارت-ناحیه-مقدسه/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6179 🔆 اصالت معتبر بودن زیارت ناحیه مقدسه 🔷 چکیده زیارت ناحیه مقدسه به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون زیارتی در حوزه معارف ولائی، واجد ظرفیت‌های گسترده‌ای در تبیین جایگاه سیدالشهداء در منظومه هدایت الهی، بازسازی حافظه تاریخی، تعمیق هویت دینی و انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ ولایت است. معتبر بودن زیارت ناحیه نه صرفاً در ساحت انتساب و نقل، بلکه در انسجام معرفتی، عمق محتوایی، هماهنگی اعتقادی، پیوستگی مفهومی و توانایی آن در بازنمایی یک نظام منسجم از ارزش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های تمدنی قابل بررسی اس 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-زیارات-سیدالشهدا-میز-زیارت-ناحیه/اصالت-معتبر-بودن-زیارت-ناحیه-مقدسه/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Reacties 0 aandelen 107 Views 0 voorbeeld
  • مقاله 6179

    اصالت معتبر بودن زیارت ناحیه مقدسه

    چکیده
    زیارت ناحیه مقدسه به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون زیارتی در حوزه معارف ولائی، واجد ظرفیت‌های گسترده‌ای در تبیین جایگاه سیدالشهداء در منظومه هدایت الهی، بازسازی حافظه تاریخی، تعمیق هویت دینی و انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ ولایت است. معتبر بودن زیارت ناحیه نه صرفاً در ساحت انتساب و نقل، بلکه در انسجام معرفتی، عمق محتوایی، هماهنگی اعتقادی، پیوستگی مفهومی و توانایی آن در بازنمایی یک نظام منسجم از ارزش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های تمدنی قابل بررسی اس

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-زیارات-سیدالشهدا-میز-زیارت-ناحیه/اصالت-معتبر-بودن-زیارت-ناحیه-مقدسه/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6179 🔆 اصالت معتبر بودن زیارت ناحیه مقدسه 🔷 چکیده زیارت ناحیه مقدسه به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون زیارتی در حوزه معارف ولائی، واجد ظرفیت‌های گسترده‌ای در تبیین جایگاه سیدالشهداء در منظومه هدایت الهی، بازسازی حافظه تاریخی، تعمیق هویت دینی و انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ ولایت است. معتبر بودن زیارت ناحیه نه صرفاً در ساحت انتساب و نقل، بلکه در انسجام معرفتی، عمق محتوایی، هماهنگی اعتقادی، پیوستگی مفهومی و توانایی آن در بازنمایی یک نظام منسجم از ارزش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های تمدنی قابل بررسی اس 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-زیارات-سیدالشهدا-میز-زیارت-ناحیه/اصالت-معتبر-بودن-زیارت-ناحیه-مقدسه/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Reacties 0 aandelen 117 Views 0 voorbeeld
  • ┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
    هم‌صدا با امت همیشه در صحنه

    پویش سراسری #باید_برخاست با هدف تغییر عکس پروفایل به نشانه عزاداری و تجدید میثاق با رهبر شهید انقلاب آغاز شد.

    امت ولایتمدار ایران اسلامی، با حضور در این پویش، ارادت خود را به سیدالشهدای جبهه مقاومت به نمایش می‌گذارند.

    شما نیز می‌توانید با ساخت پروفایل اختصاصی خود در لینک زیر، در این حرکت عظیم شرکت کنید:

    https://ghadir.alihoseinian.ir/

    ما می‌ایستیم تا راه ادامه یابد...
    تا پرچم بر زمین نماند...

    #باید_برخاست
    #رهبرشهید
    #امت_همیشه_در_صحنه
    #تجدید_میثاق
    ┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ ✨ هم‌صدا با امت همیشه در صحنه ✨ پویش سراسری #باید_برخاست با هدف تغییر عکس پروفایل به نشانه عزاداری و تجدید میثاق با رهبر شهید انقلاب آغاز شد. امت ولایتمدار ایران اسلامی، با حضور در این پویش، ارادت خود را به سیدالشهدای جبهه مقاومت به نمایش می‌گذارند. 📍 شما نیز می‌توانید با ساخت پروفایل اختصاصی خود در لینک زیر، در این حرکت عظیم شرکت کنید: 🔗 https://ghadir.alihoseinian.ir/ ما می‌ایستیم تا راه ادامه یابد... تا پرچم بر زمین نماند... #باید_برخاست #رهبرشهید #امت_همیشه_در_صحنه #تجدید_میثاق
    پویش #باید_برخاست | تغییر عکس پروفایل
    پویش سراسری #باید_برخاست - هم‌صدا با امت همیشه در صحنه، برای بدرقه رهبر شهید انقلاب
    0 Reacties 0 aandelen 371 Views 0 voorbeeld
Zoekresultaten
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com