• خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Commentarios 0 Acciones 88 Views 0 Vista previa
  • صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين

    ...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:

    يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
    پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
    ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!

    يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
    ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
    پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
    پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!

    یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
    پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!

    یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
    پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!

    یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
    پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!

    یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
    پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟!

    یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
    پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!

    یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا!
    پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما

    یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
    پدر جان! کاش فدایت می شدم؛

    یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
    پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.

    یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
    پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.

    ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا...
    ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است....

    المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    🏴 صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين ◼️...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت: ▪️يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟! ▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟! ▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟! ▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟! ▪️ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟! ▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟! ▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟! ▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟! ▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟! ▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟! ▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟! ▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟! ▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟! ▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا! ▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما ▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛ ▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛ ▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا. ▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. ▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا... ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است.... 📚 المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    0 Commentarios 0 Acciones 88 Views 0 Vista previa
  • صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين

    ...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:

    يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
    پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
    ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!

    يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
    ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
    پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!

    يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
    پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!

    یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
    پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!

    یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
    پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!

    یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
    پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!

    یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
    پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟!

    یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
    پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!

    یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا!
    پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما

    یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
    پدر جان! کاش فدایت می شدم؛

    یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
    پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.

    یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
    پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.

    ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا...
    ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است....

    المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    🏴 صلي الله علیك یا رقية بنت الحسين ◼️...وقتی سر مطهر پدر را برایش آورند و آن را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت: ▪️يا أبَاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟! ▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟! ▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟! ▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟! ▪️ای پدر! كی مرا در كودكی يتيم كرد؟! ▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟! ▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟! ▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟! ▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟! ▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟! ▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟! ▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟! ▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟! ▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟! ▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟! ▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟! ▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟! وا خیبتنا! یا أبتاه من بعدک؟! وا غربتنا! ▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟! وای از نومیدی و غربت ما ▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛ ▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛ ▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا. ▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. ▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. ⚫️ ثم إنها وضعت فمها علی فمه الشریف و بکت بکاء شدیدا حتی غشی علیها، فلما حرکوها فإذا بها قد فارقت روحها الدنیا... ⚫️ سپس حضرت رقیه سلام الله علیها دهانش را بر دهان سیدالشهداء علیه‌السلام گذاشت و شروع کرد به گریه کردن آنقدر گریه کرد تا بیهوش شد، وقتی او را تکان دادند دیدند که روح مطهرش از دنیا پر کشیده است.... 📚 المنتخب (فخرالدین طریحی)، ص۱۳۷
    0 Commentarios 0 Acciones 57 Views 0 Vista previa
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Commentarios 0 Acciones 57 Views 0 Vista previa
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Commentarios 0 Acciones 56 Views 0 Vista previa
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Commentarios 0 Acciones 54 Views 0 Vista previa
  • #نماز

    نماز روز شنبه

    ⭕️ سید ابن طاووس رحمة‌الله‌علیه از حضرت امام عسکری علیه‌السلام روایت کرده: آن حضرت فرمود: در کتاب‌های پدرانم خواندم که هرکه در روز شنبه چهار رکعت نماز بخواند و در هر رکعتی سوره‌های «حمد» و «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» و «آیت‌الکرسی» را قرائت کند، خدا او را در درجه پیامبران و شهدا و صالحان بنویسد که نیکو رفیقانی هستند.

    راوی از آن حضرت پرسید در چه وقتی از روز باید این نماز را بجای آورد؟ فرمود: بین طلوع آفتاب تا ابتدای ظهر.

    کانال مدرسه فقاهت ولائی محسنیه


    @Mmohseniye121
    #نماز ☀️ نماز روز شنبه ⭕️ سید ابن طاووس رحمة‌الله‌علیه از حضرت امام عسکری علیه‌السلام روایت کرده: آن حضرت فرمود: در کتاب‌های پدرانم خواندم که هرکه در روز شنبه چهار رکعت نماز بخواند و در هر رکعتی سوره‌های «حمد» و «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» و «آیت‌الکرسی» را قرائت کند، خدا او را در درجه پیامبران و شهدا و صالحان بنویسد که نیکو رفیقانی هستند. 💥 راوی از آن حضرت پرسید در چه وقتی از روز باید این نماز را بجای آورد؟ فرمود: بین طلوع آفتاب تا ابتدای ظهر. 📢 کانال مدرسه فقاهت ولائی محسنیه @Mmohseniye121
    0 Commentarios 0 Acciones 68 Views 0 Vista previa
  • امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ...

    عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم.

    ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند.

    المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰
    وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    🏴 امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ... 🔴 عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم. ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند. 📚المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰ 📚وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    0 Commentarios 0 Acciones 41 Views 0 Vista previa
  • عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Commentarios 0 Acciones 204 Views 0 Vista previa
  • عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه

    «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.»

    منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج


    کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام

    @ImamHadi121
    🔴 عارف الهی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه الله علیه «شهید را که به کربلا و نجف می‌برند، برای طواف نیست؛ خاک کربلا و نجف مشتاقِ دیدار این بدن‌هاست. در آخرالزمان خواهید دید که چگونه جنازهٔ عزیزان و بزرگان دین روی دست مردم، بین نجف و کربلا غوغا می‌کند. این تشییع‌ها نشانهٔ تلاقی خونِ یارانِ آخرالزمانی با خونِ سیدالشهداست و بوی فرج می‌دهد.» 📚منبع: برداشت و اقتباس از مفاهیم کتاب مصباح‌الهدی (بیانات حاج میرزا اسماعیل دولابی)، بخش مربوط به اسرار شهادت و فرج 📢 کانال مجتمع قرآنی، آموزشی و تربیتی امام هادی علیه السلام 🔰 @ImamHadi121
    0 Commentarios 0 Acciones 201 Views 0 Vista previa
  • خلاصه پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵

    این پیام از سوی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (رهبر معظم انقلاب اسلامی) به‌مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» صادر شده است. متن بر پیوند این شهید با مکتب حسینی تأکید دارد و او را نماد تفکر، حرکت، جهاد و شهادت حسینی معرفی می‌کند. همچنین حضور عظیم مردمی در مراسم تشییع (در ایران و عراق) را ستایش و آن را نشانه‌ی حیات مکتب حسینی و انقلاب اسلامی می‌داند.
    نکات مهم

    ۱. هویت حسینی شهید

    · شهید با مرام حسینی رشد کرد، اندیشید، حرکت کرد، جهاد و مقاومت نمود و خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد.
    · او در زمره‌ی «حسینیان» قرار دارد که خونشان مظلومانه ریخته می‌شود.

    ۲. تداوم مکتب حسینی در انقلاب اسلامی

    · انقلاب اسلامی ایران ریشه در قیام حسینی دارد و با شعار و مرام حسین ساخته و بالیده است.
    · شور حسینی امروز نیز ملت ایران را به جنبش آورده و مکتب خمینی و خامنه‌ای را جلوه‌ای تازه بخشیده است.

    ۳. قدردانی از حضور عظیم مردمی

    · تشکر از حضور ده‌ها میلیونی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق (به‌ویژه تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد) و ستایش از این حضور دشمن‌شکن و تاریخی.

    ۴. ملت خون‌خواه حسین

    · ملت ایران سال‌ها فرزندان خود را در راه حسین و جنگ با دشمنانش فدا کرده و همچنان خون‌خواه حسین و حسینیان زمان است.

    ۵. تعهد به پاسداری از مکتب شهید

    · خطاب به شهید: عهد می‌بندیم که مکتبت را پاس داریم، راه مستقیمت را با استقامت بپیماییم و از سختی‌ها نهراسیم.
    · به وعده‌های الهی دل می‌بندیم و انتقام خون پاک شهید و همه شهدای دو جنگ را از قاتلان جنایتکار می‌گیریم.

    ۶. انتقام حتمی و الهی

    · انتقام خواست ملت است و به‌طور حتمی رخ خواهد داد، نه وابسته به وجود شخص خاصی.
    · جنایتکاران (فهرست بلندی از صدر تا ذیل) آرامش را به گور خواهند برد و آزادگان جهان هرکدام بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.

    ۷. تسلیت و تبریک به شهید و همراهان

    · به شهید: نوشیدن شهادت (که عمری آرزویش را داشت) گوارا باد و پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشان از مادرش حضرت زهرا و جدش امام حسین و حضرت عباس دارد، مبارک باد.
    · به همراهان شهید که غافلگیرانه به شهادت رسیدند: خوشا به حالتان که مهمان مولایی هستید که درِ رحمت الهی است.

    ۸. تأکید بر حضور در جوار امام رضا (ع)

    · خطاب به حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع): پیکر پاره‌پاره‌ی این خادم و همراهان شهیدش در خاک پاک شما آرام می‌گیرند تا روز ظهور.

    ۹. امید به ظهور و همراهی شهیدان

    · اشاره به روز ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) که امید است شهید ایران از همراهان آن حضرت باشد و صحنه‌های درخشان دیگری از مجاهدت و وفا به نمایش گذارد.

    ۱۰. درخواست دعا و تسلیت به حضرت بقیه‌الله (عج)

    · تسلیت به حضرت ولی‌عصر (عج) و درخواست دعا برای شهید، همه شهدا، بازماندگان، صبر و اجر برای آنان، و فتح و نصرت قریب‌الوقوع برای ملت مظلوم ایران.
    تاریخ پیام: ۱۸ تیر ۱۴۰۵
    امضاء: سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای
    خلاصه پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵ این پیام از سوی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (رهبر معظم انقلاب اسلامی) به‌مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» صادر شده است. متن بر پیوند این شهید با مکتب حسینی تأکید دارد و او را نماد تفکر، حرکت، جهاد و شهادت حسینی معرفی می‌کند. همچنین حضور عظیم مردمی در مراسم تشییع (در ایران و عراق) را ستایش و آن را نشانه‌ی حیات مکتب حسینی و انقلاب اسلامی می‌داند. --- نکات مهم ۱. هویت حسینی شهید · شهید با مرام حسینی رشد کرد، اندیشید، حرکت کرد، جهاد و مقاومت نمود و خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد. · او در زمره‌ی «حسینیان» قرار دارد که خونشان مظلومانه ریخته می‌شود. ۲. تداوم مکتب حسینی در انقلاب اسلامی · انقلاب اسلامی ایران ریشه در قیام حسینی دارد و با شعار و مرام حسین ساخته و بالیده است. · شور حسینی امروز نیز ملت ایران را به جنبش آورده و مکتب خمینی و خامنه‌ای را جلوه‌ای تازه بخشیده است. ۳. قدردانی از حضور عظیم مردمی · تشکر از حضور ده‌ها میلیونی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق (به‌ویژه تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد) و ستایش از این حضور دشمن‌شکن و تاریخی. ۴. ملت خون‌خواه حسین · ملت ایران سال‌ها فرزندان خود را در راه حسین و جنگ با دشمنانش فدا کرده و همچنان خون‌خواه حسین و حسینیان زمان است. ۵. تعهد به پاسداری از مکتب شهید · خطاب به شهید: عهد می‌بندیم که مکتبت را پاس داریم، راه مستقیمت را با استقامت بپیماییم و از سختی‌ها نهراسیم. · به وعده‌های الهی دل می‌بندیم و انتقام خون پاک شهید و همه شهدای دو جنگ را از قاتلان جنایتکار می‌گیریم. ۶. انتقام حتمی و الهی · انتقام خواست ملت است و به‌طور حتمی رخ خواهد داد، نه وابسته به وجود شخص خاصی. · جنایتکاران (فهرست بلندی از صدر تا ذیل) آرامش را به گور خواهند برد و آزادگان جهان هرکدام بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد. ۷. تسلیت و تبریک به شهید و همراهان · به شهید: نوشیدن شهادت (که عمری آرزویش را داشت) گوارا باد و پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشان از مادرش حضرت زهرا و جدش امام حسین و حضرت عباس دارد، مبارک باد. · به همراهان شهید که غافلگیرانه به شهادت رسیدند: خوشا به حالتان که مهمان مولایی هستید که درِ رحمت الهی است. ۸. تأکید بر حضور در جوار امام رضا (ع) · خطاب به حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع): پیکر پاره‌پاره‌ی این خادم و همراهان شهیدش در خاک پاک شما آرام می‌گیرند تا روز ظهور. ۹. امید به ظهور و همراهی شهیدان · اشاره به روز ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) که امید است شهید ایران از همراهان آن حضرت باشد و صحنه‌های درخشان دیگری از مجاهدت و وفا به نمایش گذارد. ۱۰. درخواست دعا و تسلیت به حضرت بقیه‌الله (عج) · تسلیت به حضرت ولی‌عصر (عج) و درخواست دعا برای شهید، همه شهدا، بازماندگان، صبر و اجر برای آنان، و فتح و نصرت قریب‌الوقوع برای ملت مظلوم ایران. --- تاریخ پیام: ۱۸ تیر ۱۴۰۵ امضاء: سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای
    عالی
    1
    0 Commentarios 0 Acciones 459 Views 0 Vista previa
  • مقاله 6179

    اصالت معتبر بودن زیارت ناحیه مقدسه

    چکیده
    زیارت ناحیه مقدسه به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون زیارتی در حوزه معارف ولائی، واجد ظرفیت‌های گسترده‌ای در تبیین جایگاه سیدالشهداء در منظومه هدایت الهی، بازسازی حافظه تاریخی، تعمیق هویت دینی و انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ ولایت است. معتبر بودن زیارت ناحیه نه صرفاً در ساحت انتساب و نقل، بلکه در انسجام معرفتی، عمق محتوایی، هماهنگی اعتقادی، پیوستگی مفهومی و توانایی آن در بازنمایی یک نظام منسجم از ارزش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های تمدنی قابل بررسی اس

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-زیارات-سیدالشهدا-میز-زیارت-ناحیه/اصالت-معتبر-بودن-زیارت-ناحیه-مقدسه/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 6179 🔆 اصالت معتبر بودن زیارت ناحیه مقدسه 🔷 چکیده زیارت ناحیه مقدسه به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین متون زیارتی در حوزه معارف ولائی، واجد ظرفیت‌های گسترده‌ای در تبیین جایگاه سیدالشهداء در منظومه هدایت الهی، بازسازی حافظه تاریخی، تعمیق هویت دینی و انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ ولایت است. معتبر بودن زیارت ناحیه نه صرفاً در ساحت انتساب و نقل، بلکه در انسجام معرفتی، عمق محتوایی، هماهنگی اعتقادی، پیوستگی مفهومی و توانایی آن در بازنمایی یک نظام منسجم از ارزش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های تمدنی قابل بررسی اس 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-ولائی-سیدالشهدا-علیه-الس/اتاق-زیارات-سیدالشهدا-میز-زیارت-ناحیه/اصالت-معتبر-بودن-زیارت-ناحیه-مقدسه/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commentarios 0 Acciones 35 Views 0 Vista previa
Resultados de la búsqueda
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com