• خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Kommentare 0 Geteilt 205 Ansichten 0 Bewertungen
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Kommentare 0 Geteilt 157 Ansichten 0 Bewertungen
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Kommentare 0 Geteilt 148 Ansichten 0 Bewertungen
  • خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ...

    فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا.

    ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است...

    ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳
    از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی

    معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    🏴 خون جاری کردن حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در مصیبت سیدالشهداء علیه‌السلام ... 🔴 فَجاءُوا بِرَأسِ الحُسَينِ فِي طَبَقٍ مُغَطّىً بِمِندِيلٍ، وَوَضَعُوهُ بَينَ يَدَيِ الرُقيّةِ، فَقَالَتْ رُقيّةُ: ما هذا؟ أَنَا لَمْ أَطْلُبْ طَعَامًا، إِنِّي أُرِيدُ أَبِي. قَالُوا لَهَا: رَأْسُ أَبِيكِ. فَانْكَبَّتْ عَلَيهِ تُقَبِّلُهُ وَتَبْكِي وَتَضْرِبُ عَلَى رَأْسِهَا وَوَجْهِهَا، حَتَّى امْتَلَأَ فَمُهَا بِالدَّمِ، وَهِيَ تَقُولُ: يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي خَضَّبَكَ بِدِمَائِكَ؟ يَا أَبَتَاهْ، مَنْ ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ لَيْتَنِي كُنْتُ قَبْلَ هَذَا الْيَوْمِ عَمْيَاءَ، لَيْتَنِي وُسِّدْتُ الثَّرَى وَلا أَرَى شَيْبَكَ مُخَضَّبًا بِالدِّمَاءِ. ثُمَّ إِنَّهَا وَضَعَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ وَبَكَتْ بُكَاءً شَدِيدًا حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهَا، فَلَمَّا حَرَّكُوهَا، فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتْ رُوحُهَا الدُّنْيَا. ⚫️ سَرِ مُطَهَّرِ امام حسین علیه‌السلام را آوردند و در برابر حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها نهادند، در حالی که پارچه‌ای بر روی آن بود. پارچه را کنار زدند. آن معصومه پرسید: «این چیست؟ من غذا نخواستم؛ من پدرم را می‌خواهم.» گفتند: «این سر، سرِ پدرت حسین علیه‌السلام است.» خود را بر سر مطهّر انداخت، صورت پدر را بوسید، بر سر و سینه‌اش کوبید و آن‌قدر با دستان کوچک خود بر دهانش زد که پر از خون شد. چشمش که به سر بریده پدر افتاد، گفت: «باباجان! چه کسی تو را به خون خضاب کرد؟ باباجان! رگ‌های گلویت را چه کسی برید؟ ای پدر! کاش کور بودم، کاش در دل خاک می‌رفتم و محاسن خونین تو را نمی‌دیدم...» سپس لب بر لب پدر نهاد، مدتی طولانی گریست و سخن نگفت تا اینکه از هوش رفت. وقتی او را حرکت دادند، دیدند روحش از پیکر جدا شده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است... 📚ریاض القدس، ج۲، ص۳۲۳ 📚از مدینه تا مدینه، ص۹۶۲، تألیف سید محمدجواد ذهنی تهرانی ‼️ معصومین علیهم‌السلام و انبیاء و اولیاء در این مصیبت خون جاری کردند، اما یک مشت بی‌معرفت نمی‌توانند این حقیقت را هضم کنند و تنها کارشان انکار است...
    0 Kommentare 0 Geteilt 140 Ansichten 0 Bewertungen
  • امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ...

    عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم.

    ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند.

    المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰
    وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    🏴 امام سجاد علیه‌السلام ، بنیانگذار غذای نذری در مجالس عزای سیدالشهداء صلوات الله علیه ... 🔴 عن الحسن بن طريف بن ناصح، عن أبيه، عن الحسين بن زيد، عن عمر بن على بن الحسين، قال: لما قتل الحسين بن علی علیهماالسلام لبسن نساء بنى هاشم السواد والمسوح و كن لا يتشتكين من حر و لا برد و كان على بن الحسين علیهماالسلام يعمل لهن الطعام للمأتم. ⚫️ حسن بن طریف به اسناد خود نقل می‌کند:‌ هنگامی که امام حسین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند ، زنان بنی‌هاشم #لباس_سیاه و مناسب عزا پوشیدند و در سرما و گرما به عزاداری پرداختند و امام سجاد علیه‌ السلام نیز برای آنان #غذا آماده می ‌کردند تا آن مخدّرات به عزاداری‌شان برسند. 📚المحاسن (ابوجعفر البرقی)، ج۲، ص۴۲۰ 📚وسائل الشیعة (شیخ‌حرعاملی)، ج۲، ص۸۹۰
    0 Kommentare 0 Geteilt 155 Ansichten 0 Bewertungen
  • گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان...

    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ

    حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد.

    کامل الزیارات ص۱۰۷
    🏴 گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان... ▪️ امام صادق علیه السلام فرمودند: ▪️بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ ▪️حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد. 📚 کامل الزیارات ص۱۰۷
    0 Kommentare 0 Geteilt 74 Ansichten 0 Bewertungen
  • گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان...

    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ

    حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد.

    کامل الزیارات ص۱۰۷
    🏴 گریه‌های همیشگی امام سجاد علیه السلام بر پدر بزرگوارشان... ▪️ امام صادق علیه السلام فرمودند: ▪️بَكَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَى أَبِيهِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَلله إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ قَالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ مِنَ اَلله مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي اَلْعَبْرَةُ لِذَلِكَ ▪️حضرت على بن الحسين صلوات اللّٰه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‌كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود: فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‌ترسم كه اتفاقی برایتان بیفتد. حضرت فرمودند: « قٰالَ‌ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَلله وَ أَعْلَمُ‌ مِنَ‌ اَللّٰهِ‌ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ‌ (یوسف،۸۱)». تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‌اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‌دانيد. سپس فرمودند: هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‌آورم مگر آنكه حزن و غصه حلقوم من را مى‌فشارد. 📚 کامل الزیارات ص۱۰۷
    0 Kommentare 0 Geteilt 76 Ansichten 0 Bewertungen
  • سخنگوی وزارت خارجه: برای ما جالب است که فلسفه و هدف جنگ، که قبلاً اعلام کرده بودند از بین بردن تمدن و فروپاشی ایران است، تقلیل پیدا کرده به ثروتمندتر کردن کشاورزان آمریکایی!

    ما در رابطه با اموال آزادشده ایران، هر طور که به صرفه و صلاح کشور باشد، تصمیم می‌گیریم.
    در رابطه با خرید کالا، وزارت کشاورزی ما و سایر بخش‌هایی که متولی امر هستند، هر آن‌طور که تشخیص بدهند، هم بر اساس قیمت و هم بر اساس کیفیت، تصمیم می‌گیرند؛ لذا هیچ محدودیتی در این رابطه وجود ندارد.

    برداشت ما ازین سخنان اینست که آقایون تن به همان برنامه ذلت بار نفت در برابر غذا داده اند . فقط ظاهرا میتوانند درباره کیفیت محصول وارداتی صحبت کنند. و قرار نیست هیچ پولی آزاد و در اختیار ایران قرار گیرد.
    🔴 سخنگوی وزارت خارجه: برای ما جالب است که فلسفه و هدف جنگ، که قبلاً اعلام کرده بودند از بین بردن تمدن و فروپاشی ایران است، تقلیل پیدا کرده به ثروتمندتر کردن کشاورزان آمریکایی! 🔸ما در رابطه با اموال آزادشده ایران، هر طور که به صرفه و صلاح کشور باشد، تصمیم می‌گیریم. 🔸در رابطه با خرید کالا، وزارت کشاورزی ما و سایر بخش‌هایی که متولی امر هستند، هر آن‌طور که تشخیص بدهند، هم بر اساس قیمت و هم بر اساس کیفیت، تصمیم می‌گیرند؛ لذا هیچ محدودیتی در این رابطه وجود ندارد. ✍ **برداشت ما ازین سخنان اینست که آقایون تن به همان برنامه ذلت بار نفت در برابر غذا داده اند . فقط ظاهرا میتوانند درباره کیفیت محصول وارداتی صحبت کنند. و قرار نیست هیچ پولی آزاد و در اختیار ایران قرار گیرد. **
    Sad
    1
    0 Kommentare 0 Geteilt 347 Ansichten 0 Bewertungen
  • #سیره_شهید

    همدلی با نیروها در سیره شهید محمود پایدار

    محمود فرمانده گردانی بود که با نیروهایش همدل بود. حتی وقتی که دور از آنها بود؛ اما نمی توانست از فکرشان خارج شود.

    یک بار با عده ای از رزمندگان رفته بود کامیاران. موقع ناهار به رستورانی می روند. همراهان برای ناهار مرغ سفارش می دهند. محمود گفت: برای من سفارش ندهید. ما مشغول خوردن مرغ بودیم و او داشت با نان های سر میز خودش را مشغول می کرد. یکی از رزمنده ها گفت: من فکر کردم روزه هستی که غذا سفارش ندادی؟

    ⚡️ محمود گفت: من چطور می توانم اینجا بنشینم و مرغ بخورم در حالی که نیروهای گردانم در آماده باش هستند و به این غذا دسترسی ندارند. همین اتفاق در بار دیگری که بچه ها در همین کامیاران می خواستند ساندویچ بخورند، اتفاق افتاد و محمود به خاطر نیروهایش لب به ساندویچ نزد.

    راوی: جواد انصاری فر؛ هم رزم شهید و حمید شفیعی

    کتاب گردان نیلوفر ؛ خاطرات شهید محمود پایدار. ص ۷۴.
    #سیره_شهید ✨ همدلی با نیروها در سیره شهید محمود پایدار 🔰 محمود فرمانده گردانی بود که با نیروهایش همدل بود. حتی وقتی که دور از آنها بود؛ اما نمی توانست از فکرشان خارج شود. 💥 یک بار با عده ای از رزمندگان رفته بود کامیاران. موقع ناهار به رستورانی می روند. همراهان برای ناهار مرغ سفارش می دهند. محمود گفت: برای من سفارش ندهید. ما مشغول خوردن مرغ بودیم و او داشت با نان های سر میز خودش را مشغول می کرد. یکی از رزمنده ها گفت: من فکر کردم روزه هستی که غذا سفارش ندادی؟ ⚡️ محمود گفت: من چطور می توانم اینجا بنشینم و مرغ بخورم در حالی که نیروهای گردانم در آماده باش هستند و به این غذا دسترسی ندارند. همین اتفاق در بار دیگری که بچه ها در همین کامیاران می خواستند ساندویچ بخورند، اتفاق افتاد و محمود به خاطر نیروهایش لب به ساندویچ نزد. 📣 راوی: جواد انصاری فر؛ هم رزم شهید و حمید شفیعی 📘 کتاب گردان نیلوفر ؛ خاطرات شهید محمود پایدار. ص ۷۴.
    0 Kommentare 0 Geteilt 135 Ansichten 0 Bewertungen
  • ❁﷽❁

    روزشمار قیام عاشورا
    ✧ دوم محرم ۶۱ هجری ✧
    ورود به سرزمین کربلا؛ آغاز مصائب اهل بیت (ع)
    ورود به سرزمین کربلا

    امام حسین (ع) در دوم محرم سال ۶۱ هجری به همراه یاران خود وارد سرزمین نینوا (کربلا) شدند.
    در این هنگام بود که حر بن یزید در نامه‌ای به عبیدالله بن زیاد، ورود امام را اطلاع داد و این آغاز مصائب اهل بیت (ع) شد.
    سخنان امام (ع) هنگام ورود به کربلا

    امام (ع) به یارانش رو کرد و فرمود:

    «النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ...»
    مردم، بندگان دنیا هستند و دین بر زبانشان جاری است، تا وقتی که زندگی‌شان رونق دارد آن را حفظ می‌کنند، اما وقتی با بلا آزمایش شوند، دین‌داران اندک می‌شوند.

    سپس پرسید:
    «آیا اینجا کربلا است؟»
    گفتند: آری ای پسر پیامبر!

    امام (ع) فرمود:

    «هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ...»
    اینجا جایگاه اندوه و بلاست،
    اینجا محل خوابیدن شتران ما،
    بارانداز کاروان ما،
    محل شهادت مردان ما،
    و جای ریخته شدن خون ماست...
    نامه ابن‌زیاد به امام (ع)

    حر بن یزید، عبیدالله بن زیاد را از ورود امام (ع) به کربلا باخبر ساخت.
    ابن‌زیاد نامه‌ای تهدیدآمیز برای امام (ع) نوشت:

    «ای حسین! خبر ورودت به کربلا به من رسید.
    امیرالمؤمنین یزید به من نوشته که سر بر بالین نگذارم و غذای سیر نخورم تا تو را به قتل برسانم، یا به فرمان من و یزید گردن نهی.»
    پاسخ کوبنده امام (ع) به ابن‌زیاد

    امام (ع) نامه را خواند و به دور افکند و فرمود:

    «لا أَفْلَحَ قَوْمٌ آثَرُوا مَرْضاةَ أَنْفُسِهِمْ عَلى مَرْضاةِ الْخالِقِ»
    گروهی که خشنودی خود را بر خشنودی خدا برگزیدند، هرگز رستگار نخواهند شد.

    فرستاده ابن‌زیاد پرسید: «پاسخ نامه چیست؟»

    امام (ع) فرمود:

    «ما لَهُ عِنْدِي جَوابٌ؛ لِأَنَّهُ قَدْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ»
    این نامه نزد من جوابی ندارد، زیرا عبیدالله مستحق عذاب الهی شده است.
    نامه امام (ع) به بزرگان کوفه

    امام (ع) در این روز نامه‌ای به بزرگان کوفه نوشت و در آن فرمود:

    «به نام خداوند بخشنده مهربان...
    شما می‌دانید که پیامبر (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته و با سنت پیامبر مخالفت کرده و به بندگان خدا ستم می‌کند، و با او به مبارزه نبرخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن ستمگر وارد کند...
    هر که پیمان شکند، به زیان خود شکسته است.
    و خداوند به زودی مرا از شما بی‌نیاز خواهد کرد. والسلام.»

    نامه را به قيس بن مسهّر صيداوى داد تا به کوفه برساند، اما قیس در راه دستگیر و به شهادت رسید.

    وقتی امام (ع) از شهادت قیس مطلع شد، اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود:

    «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا و لِشيعَتِنا عِنْدَكَ مَنْزِلًا كَريماً...»
    خدایا! برای ما و شیعیانمان در نزد خود جایگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود گردآور...
    اتمام حجت با کوفیان

    امام (ع) در این نامه، بار دیگر اتمام حجت کرد:
    وظیفه آنان را در قیام علیه ستمگران روشن ساخت
    عهد و پیمانشان را در حمایت از آرمان‌های خود یادآور شد
    و آشکار ساخت که مبارزه‌اش را هرگز مشروط به یاری آنان نمی‌کند و با توکل بر خدا تا آخرین نفس ایستاده است.
    ❁﷽❁ 📜 روزشمار قیام عاشورا ✧ دوم محرم ۶۱ هجری ✧ ورود به سرزمین کربلا؛ آغاز مصائب اهل بیت (ع) --- 🏜️ ورود به سرزمین کربلا امام حسین (ع) در دوم محرم سال ۶۱ هجری به همراه یاران خود وارد سرزمین نینوا (کربلا) شدند. در این هنگام بود که حر بن یزید در نامه‌ای به عبیدالله بن زیاد، ورود امام را اطلاع داد و این آغاز مصائب اهل بیت (ع) شد. --- 🗣️ سخنان امام (ع) هنگام ورود به کربلا امام (ع) به یارانش رو کرد و فرمود: «النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ...» مردم، بندگان دنیا هستند و دین بر زبانشان جاری است، تا وقتی که زندگی‌شان رونق دارد آن را حفظ می‌کنند، اما وقتی با بلا آزمایش شوند، دین‌داران اندک می‌شوند. سپس پرسید: «آیا اینجا کربلا است؟» گفتند: آری ای پسر پیامبر! امام (ع) فرمود: «هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ...» اینجا جایگاه اندوه و بلاست، اینجا محل خوابیدن شتران ما، بارانداز کاروان ما، محل شهادت مردان ما، و جای ریخته شدن خون ماست... --- 📨 نامه ابن‌زیاد به امام (ع) حر بن یزید، عبیدالله بن زیاد را از ورود امام (ع) به کربلا باخبر ساخت. ابن‌زیاد نامه‌ای تهدیدآمیز برای امام (ع) نوشت: «ای حسین! خبر ورودت به کربلا به من رسید. امیرالمؤمنین یزید به من نوشته که سر بر بالین نگذارم و غذای سیر نخورم تا تو را به قتل برسانم، یا به فرمان من و یزید گردن نهی.» --- ⚡ پاسخ کوبنده امام (ع) به ابن‌زیاد امام (ع) نامه را خواند و به دور افکند و فرمود: «لا أَفْلَحَ قَوْمٌ آثَرُوا مَرْضاةَ أَنْفُسِهِمْ عَلى مَرْضاةِ الْخالِقِ» گروهی که خشنودی خود را بر خشنودی خدا برگزیدند، هرگز رستگار نخواهند شد. فرستاده ابن‌زیاد پرسید: «پاسخ نامه چیست؟» امام (ع) فرمود: «ما لَهُ عِنْدِي جَوابٌ؛ لِأَنَّهُ قَدْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ» این نامه نزد من جوابی ندارد، زیرا عبیدالله مستحق عذاب الهی شده است. --- ✍️ نامه امام (ع) به بزرگان کوفه امام (ع) در این روز نامه‌ای به بزرگان کوفه نوشت و در آن فرمود: «به نام خداوند بخشنده مهربان... شما می‌دانید که پیامبر (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته و با سنت پیامبر مخالفت کرده و به بندگان خدا ستم می‌کند، و با او به مبارزه نبرخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن ستمگر وارد کند... هر که پیمان شکند، به زیان خود شکسته است. و خداوند به زودی مرا از شما بی‌نیاز خواهد کرد. والسلام.» نامه را به قيس بن مسهّر صيداوى داد تا به کوفه برساند، اما قیس در راه دستگیر و به شهادت رسید. وقتی امام (ع) از شهادت قیس مطلع شد، اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا و لِشيعَتِنا عِنْدَكَ مَنْزِلًا كَريماً...» خدایا! برای ما و شیعیانمان در نزد خود جایگاه والایی قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود گردآور... --- 🏁 اتمام حجت با کوفیان امام (ع) در این نامه، بار دیگر اتمام حجت کرد: 🔹 وظیفه آنان را در قیام علیه ستمگران روشن ساخت 🔹 عهد و پیمانشان را در حمایت از آرمان‌های خود یادآور شد 🔹 و آشکار ساخت که مبارزه‌اش را هرگز مشروط به یاری آنان نمی‌کند و با توکل بر خدا تا آخرین نفس ایستاده است.
    عالی
    1
    0 Kommentare 0 Geteilt 498 Ansichten 0 Bewertungen
  • «غدیر امسال، چند میلیون مهمان داری؟»
    امام صادق(ع) فرمودند: اطعام یک مؤمن در روز غدیر، پاداش اطعام یک میلیون پیامبر و صالحان را حتماً یه غذا رو بدین ولو با مهمان کردن پدر و مادرتون ، زن و بچه تون ، همسایه
    چهارتا لقمه پنیر درست کنید بدید دست بچه ها
    سعی کنید
    خیلی سخت نیست
    مواظب باشیم شیطون دستمون رو نگیره
    **«غدیر امسال، چند میلیون مهمان داری؟»** امام صادق(ع) فرمودند: اطعام یک مؤمن در روز غدیر، پاداش اطعام یک میلیون پیامبر و صالحان را حتماً یه غذا رو بدین ولو با مهمان کردن پدر و مادرتون ، زن و بچه تون ، همسایه چهارتا لقمه پنیر درست کنید بدید دست بچه ها سعی کنید خیلی سخت نیست مواظب باشیم شیطون دستمون رو نگیره
    0 Kommentare 0 Geteilt 174 Ansichten 0 Bewertungen


  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    6⃣ روز تا عیدالله الاکبر عیدفرخنده وسعیدغدیر مانده است.

    پیشنهاداتی برای اینکه همه
    در تبلیغ غدیر شریک باشیم.

    یک خانواده می تواند با دیدار
    از اقوام و سادات مبلّغ غدیر باشد.

    یک کاسب می تواند با تخفیف
    ویژه در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

    یک راننده تاکسی می تواند با
    پذیرایی شکلات در ماشینش مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک مادر بزرگ می تواند با گفتن
    قصه های غدیری برای نوه هایش مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک مادر می تواند با آماده کردن
    بهترین لباس های فرزندانش در غدیر
    مبلّغ غدیر باشد.

    یک مادر می تواند با پختن غذای
    مورد علاقه فرزندانش در غدیر مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک مادر می تواند با پخش
    سرودهای شاد در ایام غدیر مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک مادر می تواند با گذشتن از
    خطاهای فرزندش به مناسبت غدیر مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک پدر بزرگ می تواند با ارسال
    پیام برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد.

    یک مادربزرگ می تواند با دادن
    نذری در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

    یک دانش آموز میتواند باتزئین
    کلاس مدرسه اش مبلّغ غدیر باشد.

    یک دانشجو می تواند با هدیه
    کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به
    اساتید و دوستان و نزدیکانش مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک معلم می تواند با برگزاری
    مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش
    مبلّغ غدیر باشد.

    یک پدر می تواند با تهیه هدیه
    برای فرزندانش در روز غدیر مبلّغ غدیر
    باشد.

    یک دانش آموز می تواند با تهیه
    روزنامه دیواری با موضوع غدیر مبلّغ
    غدیر باشد.

    یک هیأت می تواند با برگزاری
    مراسم جشن با شکوه مبلّغ غدیر باشد.

    یک هیأت می تواند با ایجاد
    ایستگاه صلواتی مبلّغ غدیر باشد.

    یک پدر می تواند با خرید لباسِ
    نو برای خانواده اش مبلّغ غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با عیدی روز
    غدیر به رفتگر محله اش مبلّغ غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با دادن هدیه
    به همسایگان محله اش مبلّغ غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با پخش یک
    جعبه شیرینی میان همسایه ها مبلغ
    غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با تزئین
    ماشینِ خود در ایام غدیر مبلّغ غدیر
    باشد.

    یک فرد می تواند با تزئین درب
    منزل یا آپارتمان خود مبلّغ غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با دیدار از
    بیماران در بیمارستان در روز غدیر
    مبلّغ غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با طراحی
    کارت پستال با موضوع غدیر و پیام
    آن مبلّغ غدیر باشد.

    یک فرد می تواند با یک لبخند،
    و شادباش غدیر مبلّغ غدیر باشد.

    #مبلّغ_غدیر_باشیم.


    #غدیر
    #ولایت
    #امامت
    #امیرالمومنین
    #ولایت فقیه
    #ولایت مطلقه فقیه
    #حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی)
    #قلب من


    💐🥀💐🥀💐🥀💐🥀💐🥀💐 🥀بسم الله الرحمن الرحیم🥀 🌹سلام علیکم🌹 👋🌸👋6⃣ روز تا عیدالله الاکبر عیدفرخنده وسعیدغدیر مانده است.👋🌸👋 🌹 پیشنهاداتی برای اینکه همه در تبلیغ غدیر شریک باشیم. 🔸 یک خانواده می تواند با دیدار از اقوام و سادات مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک کاسب می تواند با تخفیف ویژه در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک راننده تاکسی می تواند با پذیرایی شکلات در ماشینش مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک مادر بزرگ می تواند با گفتن قصه های غدیری برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک مادر می تواند با آماده کردن بهترین لباس های فرزندانش در غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک مادر می تواند با پختن غذای مورد علاقه فرزندانش در غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک مادر می تواند با پخش سرودهای شاد در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک مادر می تواند با گذشتن از خطاهای فرزندش به مناسبت غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک پدر بزرگ می تواند با ارسال پیام برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک مادربزرگ می تواند با دادن نذری در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک دانش آموز میتواند باتزئین کلاس مدرسه اش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک دانشجو می تواند با هدیه کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به اساتید و دوستان و نزدیکانش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک معلم می تواند با برگزاری مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک پدر می تواند با تهیه هدیه برای فرزندانش در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک دانش آموز می تواند با تهیه روزنامه دیواری با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک هیأت می تواند با برگزاری مراسم جشن با شکوه مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک هیأت می تواند با ایجاد ایستگاه صلواتی مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک پدر می تواند با خرید لباسِ نو برای خانواده اش مبلّغ غدیر باشد. 🔸یک فرد می تواند با عیدی روز غدیر به رفتگر محله اش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با دادن هدیه به همسایگان محله اش مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها مبلغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با تزئین ماشینِ خود در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با تزئین درب منزل یا آپارتمان خود مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با دیدار از بیماران در بیمارستان در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با طراحی کارت پستال با موضوع غدیر و پیام آن مبلّغ غدیر باشد. 🔸 یک فرد می تواند با یک لبخند، و شادباش غدیر مبلّغ غدیر باشد. #مبلّغ_غدیر_باشیم.🍃 #غدیر #ولایت #امامت #امیرالمومنین #ولایت فقیه #ولایت مطلقه فقیه #حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی) #قلب من 🌺🍃🌹🌴🥀💚🥀🌴🌹🍃🌺
    0 Kommentare 0 Geteilt 213 Ansichten 0 Bewertungen
Weitere Ergebnisse
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com