☫﷽☫
#تحریر_حم
دحوالارض؛ بابالورود
به صراط
بابالقُرب
(قسمت پنجم):
قسمت قبلی
دلیل تعظیم دحوالارض؟
کشف با مهندسی معکوس
دحوالارض؛ سرآغاز طولانیترین
#امتداد_معنوی در
#عالم_هستی!
نخستین
#فرصت_پیمایش #مصیر به
#جن_مختار داده شد که متاسفانه اکثریت آن،
#جمعیت را رها کرده بدنبال
#فردیت افتادند، غافل از اینکه
#أحدیّت از آنِ
#صمدیّت است و بس!
(#جن و
#إنس را چه به احدیت و صمدیت؟!)
البته حارث (احدی از مجاهدترین
#معشر_جن) توانست با عبادت کمنظیری خود را به مقامی برساند که
#عزازیل (عزیز خدا) نامیده شود. وی حتی به مجاز ملاحظه
#لوح_محفوظ نیز نائل گشت ولیکن سقوط وی از همانجا آغاز گردید! زیرا که
#مقام_عشق را درک نکرد و کماکان دنبال
#استبداد بود فلذا
#مأیوس گشت؛ أبلس! (و إبلیس شد!)
عزازیلِ
#ابلیس گشته، گمان کرد که
#إغواء شده و برای انتقامجوئی، علیه
#انسان و بلکه حضرت رحمان، مبدل به
#شیطان و عدوّالله شد.
#پروردگار_متعال او را إغواء نکرد بلکه او خود از همان زمان که
#جمعیت_جن را در زمین بحال خود رها کرد و به تنهائی در سودای تشرف به حال و احوال
#ملائکة_الله راهی
#آسمان شد تا شاید راهی بسوی
#وصال بگشاید، در
#مصیر قرار نگرفت و صیرورتی نیافت و دچار
#غرور #ارتقاء_کاذب گردید.
همچون دیواری که بنیادش را کج نهاد و لاجرم در ثریا باید فرو میریخت!
بدیهی بود که نتیجه چنین استدراجی، ابلاس گردد. وی
#استدراج را
#توفیق پنداشت و
#مغرور شد تا آنجا که حتی به
#آتش بودن خود نازید و خود را برتر از
#خاک دید!
(و ریشه خود را فراموش کرد و از یاد برد که آتشین بودن وی از سموم درخت شعلهوری بود که آن درخت، خود ریشه در خاک داشت و پنداشت که
#نار همتراز
#نور است!)
(نور؛ نار نیست.
استدراج؛ توفیق نیست.
#بدآء؛ إغواء نیست.
#خلیفه؛
#خلیفة_الله نیست.)
بنابراین جن در فرصت خود سوخت و به مقصد نرسید و
#رجم شد.
سوختن؛ نتیجه
#فرصت_سوزی جن و انس است.
حال نوبت
#مخلوق_مختار دیگری فرا رسید که مستقیما از
#خاک آفریده شد تا مسیر
#افلاک در پیش گیرد.
#جانشین_جن شد و فرصتی یافت تا از
#دنیا به
#عقبیٰ در آید و آنگاه به
#أدنیٰ برسد. آیا چنین توفیقی را خواهد یافت؟!
أحدی از
#معشر_إنس یافت و اما
#جامعه_انسانی چطور؟
(تاریخ اولین درج مقاله
در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۴)
...ادامه دارد.
این پنج قسمت، در سالهای قبل، تحریر شده و قبلاً در پلتفرمهای بلاگفا/تلگرام/واتساپ به اشتراک گذاشته شد و در ماه خرداد ۱۴۰۲ در پیامرسان ایتا و برای تکمیل قسمتهای بعدی آن، متأسفانه هنوز مجال و توفیقی، یار نگردیده است!
تبصرة۱:
مراد از عبارت «مسیر افلاک» در متن فوق، کهکشانهای آسمان اول نیست بلکه اشاره به امر خطیر
#رجعت_کبری است که غایت القصوای عالم وجود است و این مفهوم هم هنوز آنطور که باید و شاید، پردازش و بیان نشده است! و محتاج دعای یکایک مخاطبین آنهاست که
#توفیق_الهی را نصیب این حقیر فقیر سراپاتقصیر سازد. إنشاءالله
تبصرة۲:
مراد از «احدی از معشر الانس» در متن فوق، اشاره به
#رسول_الله الاعظم(ص) است که
#معراج مکرر آنحضرت، رونمایی از
#مهندسی_الهی و مسیری تکاملی است که
#خالق_متعال (#پروردگار) برای آحاد انسانها ترسیم فرموده است.
...ادامه دارد.
✍سیدمحمدحسینی(منتظر)
نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾
چالش/ثبت نظرات
تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲
☫﷽☫
#تحریر_حم
💠 دحوالارض؛ بابالورود
به صراط 👈 بابالقُرب
(قسمت پنجم):
👈قسمت قبلی👉
⁉️ دلیل تعظیم دحوالارض؟
🌀 کشف با مهندسی معکوس
✅ دحوالارض؛ سرآغاز طولانیترین #امتداد_معنوی در #عالم_هستی!
نخستین #فرصت_پیمایش #مصیر به #جن_مختار داده شد که متاسفانه اکثریت آن، #جمعیت را رها کرده بدنبال #فردیت افتادند، غافل از اینکه #أحدیّت از آنِ #صمدیّت است و بس!
(#جن و #إنس را چه به احدیت و صمدیت؟!)
البته حارث (احدی از مجاهدترین #معشر_جن) توانست با عبادت کمنظیری خود را به مقامی برساند که #عزازیل (عزیز خدا) نامیده شود. وی حتی به مجاز ملاحظه #لوح_محفوظ نیز نائل گشت ولیکن سقوط وی از همانجا آغاز گردید! زیرا که #مقام_عشق را درک نکرد و کماکان دنبال #استبداد بود فلذا #مأیوس گشت؛ أبلس! (و إبلیس شد!)
عزازیلِ #ابلیس گشته، گمان کرد که #إغواء شده و برای انتقامجوئی، علیه #انسان و بلکه حضرت رحمان، مبدل به #شیطان و عدوّالله شد.
#پروردگار_متعال او را إغواء نکرد بلکه او خود از همان زمان که #جمعیت_جن را در زمین بحال خود رها کرد و به تنهائی در سودای تشرف به حال و احوال #ملائکة_الله راهی #آسمان شد تا شاید راهی بسوی #وصال بگشاید، در #مصیر قرار نگرفت و صیرورتی نیافت و دچار #غرور #ارتقاء_کاذب گردید.
همچون دیواری که بنیادش را کج نهاد و لاجرم در ثریا باید فرو میریخت!
بدیهی بود که نتیجه چنین استدراجی، ابلاس گردد. وی #استدراج را #توفیق پنداشت و #مغرور شد تا آنجا که حتی به #آتش بودن خود نازید و خود را برتر از #خاک دید!
(و ریشه خود را فراموش کرد و از یاد برد که آتشین بودن وی از سموم درخت شعلهوری بود که آن درخت، خود ریشه در خاک داشت و پنداشت که #نار همتراز #نور است!)
(نور؛ نار نیست.
استدراج؛ توفیق نیست.
#بدآء؛ إغواء نیست.
#خلیفه؛ #خلیفة_الله نیست.)
بنابراین جن در فرصت خود سوخت و به مقصد نرسید و #رجم شد.
سوختن؛ نتیجه #فرصت_سوزی جن و انس است.
حال نوبت #مخلوق_مختار دیگری فرا رسید که مستقیما از #خاک آفریده شد تا مسیر #افلاک در پیش گیرد.
#جانشین_جن شد و فرصتی یافت تا از #دنیا به #عقبیٰ در آید و آنگاه به #أدنیٰ برسد. آیا چنین توفیقی را خواهد یافت؟!
أحدی از #معشر_إنس یافت و اما #جامعه_انسانی چطور؟
(تاریخ اولین درج مقاله
در ایتا: ۱۴۰۲/۳/۲۴)
...ادامه دارد.
☝️این پنج قسمت، در سالهای قبل، تحریر شده و قبلاً در پلتفرمهای بلاگفا/تلگرام/واتساپ به اشتراک گذاشته شد و در ماه خرداد ۱۴۰۲ در پیامرسان ایتا و برای تکمیل قسمتهای بعدی آن، متأسفانه هنوز مجال و توفیقی، یار نگردیده است!
👌تبصرة۱:
مراد از عبارت «مسیر افلاک» در متن فوق، کهکشانهای آسمان اول نیست بلکه اشاره به امر خطیر #رجعت_کبری است که غایت القصوای عالم وجود است و این مفهوم هم هنوز آنطور که باید و شاید، پردازش و بیان نشده است! و محتاج دعای یکایک مخاطبین آنهاست که #توفیق_الهی را نصیب این حقیر فقیر سراپاتقصیر سازد. إنشاءالله 🤲
👌تبصرة۲:
مراد از «احدی از معشر الانس» در متن فوق، اشاره به #رسول_الله الاعظم(ص) است که #معراج مکرر آنحضرت، رونمایی از #مهندسی_الهی و مسیری تکاملی است که #خالق_متعال (#پروردگار) برای آحاد انسانها ترسیم فرموده است.
...ادامه دارد.
✍سیدمحمدحسینی(منتظر)👉
🆔🔀
نهضت و نظام ولایی﴿نونو﴾👉
🆔🔀
💬چالش/ثبت نظرات👉
تاریخ بازنشر مجدد: ۱۴۰۵/۲/۲۲