• کمیته‌ای برای حفظ تاریخ


     «یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱)
    آن‌چه خواندید بخشی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره می‌کند.
     
     پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی به‌منظور سازمان‌دهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانش‌منفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانش‌منفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
     
     از شهادت حاج‌آقا مصطفی تا اوج‌گیری نهضت
    شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام‌جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نه‌تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقب‌نشینی شد، اما آن‌چه مردم می‌طلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید.

    با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من به‌زودی نزد شما برمی‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم». [...]
     
     شکل‌گیری هسته مرکزی
    هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم.

    هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر می‌شد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم؛ تا این‌که با هم‌فکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند:
    ۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند.
    ۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
    ۳. شهید بزرگوار فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
    ۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران.
    ۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی.
    ۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما.
    ۷. آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران.
    ۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار.
    ۹. این‌جانب (علی دانش‌منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان.
    هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. [...]
     
     کمیته نهایی
    لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت.

    بنابراین، در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد.

    به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت:
    ۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد.
    ۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد.
    ۳. نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.
     
     مدرسه رفاه
    با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم‌چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آقای هاشمی‌رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به‌صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت.

    [...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.

     آغاز فعالیت رسمی
    در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که به‌زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد.

    ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریف‌فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازمان‌دهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.
     
     وظایف و ساختار
    مهم‌ترین وظایفی که به عهده این‌جانب قرار داشت، عبارت بودند از:
    ۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و سامان‌دهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود.
    ۲. برنامه‌ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته‌شده انقلاب.
    ۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود.
    ۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینی‌بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.
      
    برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و به‌صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد.

    واحدهای هشت‌گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی به‌صورت واحدهای اصلی‌تر و دو واحد دیگر به‌صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...]

    بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه‌چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود.

    [...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند.

    مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخ‌گوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به‌سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود.

    به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما ده‌ها تلفن به‌صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. به‌تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به‌عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود.

    در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به‌عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به‌طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.
     
     کمیسیون‌ها
    در کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. به‌طور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته‌شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...]

    همچنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات فعالیت می‌کردند.(۹)

    برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته‌شده‌ای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط این‌جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]
     
     امنیت مسیر حرکت امام
    از جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی به‌عنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیق‌دوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...]

    در مورد محافظان نیز قرار شد عده‌ای موتورسوار مسلح به‌عنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد.

    نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروه‌های مسلح بحث شد. گروه‌های مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر و ... .

    در میان این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق قوی‌ترین و باسابقه‌ترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیق‌دوست مأمور شدیم. با این‌که هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌های مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم.

    نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فی‌مابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروه‌های مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروه‌های چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.

     تدارک مراسم بهشت زهرا
    مسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) به‌عنوان دو روحانی دانشگاهی برای هم‌نشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند.

    با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.


     

    (۱ بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران:‌ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۵۳

    (۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آن‌ها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکت‌هایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربه‌هایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علی‌محمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵).

    (۳شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجت‌الاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیت‌هایی هم‌چون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایت‌کاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶).

    (۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوق‌لیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمن‌های اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن این‌که در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه می‌داد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوج‌گیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سه‌نفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیت‌های سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت می‌گیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، هم‌خوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹).

    (۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح می‌باشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروه‌های مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و هم‌زمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به‌عنوان نایب‌رئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمت‌های دیگر وی می‌توان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شماره‌های بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱)

    (۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیان‌گذاران یک گروه مخفی با خط‌مشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کناره‌گیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و دکترای روان‌پزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸)

    (۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه.

    (۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر.

    (۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر.

    (۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر.

    (۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز به‌محض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیق‌دوست، به کوشش داود قاسم‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳).

    (۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علی‌اصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار می‌رفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبه‌های قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار می‌رفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶).



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62480

    #ديگران__گزارش
    📰 کمیته‌ای برای حفظ تاریخ  «یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱) آن‌چه خواندید بخشی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره می‌کند.    پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی به‌منظور سازمان‌دهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانش‌منفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانش‌منفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.    از شهادت حاج‌آقا مصطفی تا اوج‌گیری نهضت شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام‌جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نه‌تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقب‌نشینی شد، اما آن‌چه مردم می‌طلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید. با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من به‌زودی نزد شما برمی‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم». [...]    شکل‌گیری هسته مرکزی هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم. هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر می‌شد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم؛ تا این‌که با هم‌فکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند: ۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند. ۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز. ۳. شهید بزرگوار فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز. ۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران. ۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی. ۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما. ۷. آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران. ۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار. ۹. این‌جانب (علی دانش‌منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان. هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. [...]    کمیته نهایی لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت. بنابراین، در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد. به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت: ۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد. ۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد. ۳. نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.    مدرسه رفاه با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم‌چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آقای هاشمی‌رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به‌صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت. [...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.  آغاز فعالیت رسمی در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که به‌زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد. ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریف‌فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازمان‌دهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.    وظایف و ساختار مهم‌ترین وظایفی که به عهده این‌جانب قرار داشت، عبارت بودند از: ۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و سامان‌دهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود. ۲. برنامه‌ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته‌شده انقلاب. ۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود. ۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینی‌بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.    برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و به‌صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد. واحدهای هشت‌گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی به‌صورت واحدهای اصلی‌تر و دو واحد دیگر به‌صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...] بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه‌چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود. [...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند. مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخ‌گوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به‌سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود. به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما ده‌ها تلفن به‌صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. به‌تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به‌عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود. در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به‌عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به‌طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.    کمیسیون‌ها در کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. به‌طور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته‌شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...] همچنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات فعالیت می‌کردند.(۹) برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته‌شده‌ای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط این‌جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]    امنیت مسیر حرکت امام از جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی به‌عنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیق‌دوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...] در مورد محافظان نیز قرار شد عده‌ای موتورسوار مسلح به‌عنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد. نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروه‌های مسلح بحث شد. گروه‌های مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر و ... . در میان این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق قوی‌ترین و باسابقه‌ترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیق‌دوست مأمور شدیم. با این‌که هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌های مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم. نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فی‌مابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروه‌های مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروه‌های چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.  تدارک مراسم بهشت زهرا مسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) به‌عنوان دو روحانی دانشگاهی برای هم‌نشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند. با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.   (۱ بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران:‌ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۵۳ (۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آن‌ها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکت‌هایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربه‌هایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علی‌محمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵). (۳شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجت‌الاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیت‌هایی هم‌چون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایت‌کاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶). (۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوق‌لیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمن‌های اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن این‌که در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه می‌داد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوج‌گیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سه‌نفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیت‌های سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت می‌گیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، هم‌خوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹). (۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح می‌باشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروه‌های مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و هم‌زمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به‌عنوان نایب‌رئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمت‌های دیگر وی می‌توان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شماره‌های بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱) (۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیان‌گذاران یک گروه مخفی با خط‌مشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کناره‌گیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و دکترای روان‌پزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸) (۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه. (۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر. (۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر. (۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر. (۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز به‌محض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیق‌دوست، به کوشش داود قاسم‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳). (۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علی‌اصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار می‌رفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبه‌های قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار می‌رفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶). 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62480 #ديگران__گزارش
    0 Kommentare 0 Geteilt 111 Ansichten 0 Bewertungen
  • ایران، ایران است


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و نود و هشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید کوروش ملایوسفی‌زنوز تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هشت

    سرمقاله 



     ایران، ایران است

     دشمنان ایران و ملّت ایران همیشه درباره قدرت، توانایی و تاب‌آوری این ملّت و کشور دچار اشتباه محاسباتی و حتی در مواردی توهم بوده‌اند. همین اشتباه محاسباتی، گاه منجر به تصمیمات غلطی شده که البته هزینه آن را نیز پرداخته‌اند.

    آنان با محاسبات اشتباه و مقایسه‌های نابجای خود گمان کرده‌اند می‌توانند به اهداف شوم خود دست یابند اما هر بار سر به سنگ کوفته و عصبانی‌تر از پیش شده‌اند. اما چرا ایران، ایران است و قابل مقایسه با سایرین نیست؟ عناصر و ریشه‌های مستحکم این اقتدار چیست؟

    در زمینه نظامی، اقتدار ایران درون‌زاست. نیروهای مسلح و جان‌برکف ایران، روی پای خود ایستاده‌اند. مثل دوران پهلوی از منظر تفکر، فرماندهی و تجهیزات وابسته به بیگانه نیستند. این ویژگی‌ها آنان را به نیرویی مستحکم تبدیل و از میادین خطر و آزمون‌های دشوار -همچون جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ ۱۲روزه- سربلند و پیروز خارج ساخته است.

    نکته مهم دیگر عزم و اراده مدافعان وطن است. دشمنان ایران بارها و به صراحت گفته‌اند که یکی از موانع اصلی رسیدن آنها به اهدافشان، یکپارچگی صفوف مدافعان است و راه‌های بسیاری را برای ایجاد شکاف در این صخره آزموده‌اند. یک نمونه آن تماس‌های تهدیدآمیز و همراه با تطمیع روز اول جنگ اخیر با برخی فرماندهان بود که همگی به در بسته خورد. 

    این اقتدار درون‌زای نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و یکپارچگی صفوف آنان، خود برگرفته از یک عامل اساسی‌تر دیگر است و آن هم اینکه پایه اقتدار ایران، مردم هستند. 

    قدرت ملّی متکی به مردم است که اگر چنین نبود، همان اوایل انقلاب، با آن همه توطئه و برنامه‌های ریز و درشت دشمن، طومار جمهوری اسلامی در هم پیچیده شده بود.

    این مردم هستند که علی‌رغم همه سختی‌ها، فشارها، اختلاف سلایق و حتی نارضایتی‌های به حق، در مواقع خطر پای کار آمده و نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرده اند.

    عامل دیگر این اقتدار وجود رهبری است که سکان این کشتی را در طوفانی‌ترین صحنه‌ها با قدرت و تدبیر در دست داشته و دارد. مردی که سرد و گرم روزگار را چشیده، تاریخ می‌داند، دشمن را خوب می‌شناسد، چیزی مرعوبش نمی‌کند، خام لبخندها و وعده‌های خصم نمی‌شود، مردم ایران را خوب می‌شناسد و به آنان اعتماد دارد و در تلاطم‌ها و طوفان‌ها دچار اختلال محاسباتی نمی شود.

    و بالاخره باید گفت بالاتر از تمام اینها قدرت الهی است که این کشور و ملّت خدایی به آن مستظهر است. قدرتی که فرعون‌های تاریخ را با تمام جلال و جبروت و ادعایشان، چنان غرق کرده که گویی هرگز جز سنگ‌ریزه‌ای در کف دریا نبوده‌اند. 

    اگر عامل کلیدی نصرت الهی نبود و نباشد، چگونه می‌توان ایستادگی و سربلندی ایران را طی این نیم‌قرن در برابر این‌همه فشار و توطئه و خباثت انبوه دشمنان، تحلیل کرد؟ ملت ایران در مقابل دشمنان خود پیروز است و خواهد بود چرا که «یدالله فوق ایدیهم».






    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62268

    #ديگران__گزارش
    📰 ایران، ایران است  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و نود و هشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید کوروش ملایوسفی‌زنوز تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هشت سرمقاله   ایران، ایران است  دشمنان ایران و ملّت ایران همیشه درباره قدرت، توانایی و تاب‌آوری این ملّت و کشور دچار اشتباه محاسباتی و حتی در مواردی توهم بوده‌اند. همین اشتباه محاسباتی، گاه منجر به تصمیمات غلطی شده که البته هزینه آن را نیز پرداخته‌اند. آنان با محاسبات اشتباه و مقایسه‌های نابجای خود گمان کرده‌اند می‌توانند به اهداف شوم خود دست یابند اما هر بار سر به سنگ کوفته و عصبانی‌تر از پیش شده‌اند. اما چرا ایران، ایران است و قابل مقایسه با سایرین نیست؟ عناصر و ریشه‌های مستحکم این اقتدار چیست؟ در زمینه نظامی، اقتدار ایران درون‌زاست. نیروهای مسلح و جان‌برکف ایران، روی پای خود ایستاده‌اند. مثل دوران پهلوی از منظر تفکر، فرماندهی و تجهیزات وابسته به بیگانه نیستند. این ویژگی‌ها آنان را به نیرویی مستحکم تبدیل و از میادین خطر و آزمون‌های دشوار -همچون جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ ۱۲روزه- سربلند و پیروز خارج ساخته است. نکته مهم دیگر عزم و اراده مدافعان وطن است. دشمنان ایران بارها و به صراحت گفته‌اند که یکی از موانع اصلی رسیدن آنها به اهدافشان، یکپارچگی صفوف مدافعان است و راه‌های بسیاری را برای ایجاد شکاف در این صخره آزموده‌اند. یک نمونه آن تماس‌های تهدیدآمیز و همراه با تطمیع روز اول جنگ اخیر با برخی فرماندهان بود که همگی به در بسته خورد.  این اقتدار درون‌زای نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و یکپارچگی صفوف آنان، خود برگرفته از یک عامل اساسی‌تر دیگر است و آن هم اینکه پایه اقتدار ایران، مردم هستند.  قدرت ملّی متکی به مردم است که اگر چنین نبود، همان اوایل انقلاب، با آن همه توطئه و برنامه‌های ریز و درشت دشمن، طومار جمهوری اسلامی در هم پیچیده شده بود. این مردم هستند که علی‌رغم همه سختی‌ها، فشارها، اختلاف سلایق و حتی نارضایتی‌های به حق، در مواقع خطر پای کار آمده و نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرده اند. عامل دیگر این اقتدار وجود رهبری است که سکان این کشتی را در طوفانی‌ترین صحنه‌ها با قدرت و تدبیر در دست داشته و دارد. مردی که سرد و گرم روزگار را چشیده، تاریخ می‌داند، دشمن را خوب می‌شناسد، چیزی مرعوبش نمی‌کند، خام لبخندها و وعده‌های خصم نمی‌شود، مردم ایران را خوب می‌شناسد و به آنان اعتماد دارد و در تلاطم‌ها و طوفان‌ها دچار اختلال محاسباتی نمی شود. و بالاخره باید گفت بالاتر از تمام اینها قدرت الهی است که این کشور و ملّت خدایی به آن مستظهر است. قدرتی که فرعون‌های تاریخ را با تمام جلال و جبروت و ادعایشان، چنان غرق کرده که گویی هرگز جز سنگ‌ریزه‌ای در کف دریا نبوده‌اند.  اگر عامل کلیدی نصرت الهی نبود و نباشد، چگونه می‌توان ایستادگی و سربلندی ایران را طی این نیم‌قرن در برابر این‌همه فشار و توطئه و خباثت انبوه دشمنان، تحلیل کرد؟ ملت ایران در مقابل دشمنان خود پیروز است و خواهد بود چرا که «یدالله فوق ایدیهم». 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62268 #ديگران__گزارش
    0 Kommentare 0 Geteilt 201 Ansichten 0 Bewertungen
  • مقاله 3007

    اصالت ضرورت پرهیز از مقایسه انسان‌ها با قدرت ربوبیّتی امیرمؤمنان علیه‌السلام

    اصول
    • 1: اصل پرهیز از قیاس محدودیت بشری با قدرت مطلقة ربوبی[1]
    • 2: اصل تفکیک مراتب معنوی بشر از مقام خلافت تامّة الهی[2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    https://eitaa.com/Hezbolah_121/8612

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 3007 🔆 اصالت ضرورت پرهیز از مقایسه انسان‌ها با قدرت ربوبیّتی امیرمؤمنان علیه‌السلام 🔷 اصول • 1: اصل پرهیز از قیاس محدودیت بشری با قدرت مطلقة ربوبی[1] • 2: اصل تفکیک مراتب معنوی بشر از مقام خلافت تامّة الهی[2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: https://eitaa.com/Hezbolah_121/8612 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Kommentare 0 Geteilt 56 Ansichten 0 Bewertungen
  • برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم


     آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود.
    برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.

     جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛(۱) بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.(۲) ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.
     بسم الله الرّحمن الرّحیم. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است.

    آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم.

    من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم.
    تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُنCO۲  به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند.

    روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد.

    بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم.

    نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد.
    در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند.

    ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم.

    در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم.

    در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند.
    یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم.

    در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است.

    در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم.

    آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟
     بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم.

    این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟
     ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود.

    البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.
     بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم.

    پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.
     البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم.

    رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.(۳) لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.
     ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.

    من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.
    همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم.

    لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.
     مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم.

    آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟
     ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است.

    ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: «کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند.

    یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟
     من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند.

    نه، گرم نبود آقای دکتر.
     این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم.

    باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند.
    به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم.

    آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟
     بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند.

    ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند.

    در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟
     ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم.

    باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد.
    در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟

    بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.
     بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند.

    گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.
     هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد.

    این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم.

    آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟
     ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم.

    ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم.

    من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی.

    این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم.

    آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.
     ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند.

    ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم.
    خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم.

    متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.
     ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید:
    این ما و منی جمله ز عقل است و عقال است
    در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی (۴)

    همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.
     


     
    (۱ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)

    (۲ بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰)

    (۳ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)
    ۴) از اشعار حضرت امام خمینی رحمه‌الله


     


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191

    #ديگران__گفتگو
    📰 برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم  آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود. برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.  جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛(۱) بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.(۲) ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.  بسم الله الرّحمن الرّحیم. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است. آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم. من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُنCO۲  به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند. روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد. بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم. نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند. ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم. در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم. در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم. در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است. در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم. آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟  بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم. این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟  ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود. البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.  بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم. پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.  البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم. رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.(۳) لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.  ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم. همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم. لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.  مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم. آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟  ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است. ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: «کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند. یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟  من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند. نه، گرم نبود آقای دکتر.  این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم. باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم. آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟  بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند. ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند. در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟  ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟ بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.  بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند. گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.  هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد. این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم. آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟  ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم. ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم. من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی. این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم. آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.  ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند. ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم. متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.  ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید: این ما و منی جمله ز عقل است و عقال است در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی (۴) همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.     (۱ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶) (۲ بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰) (۳ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶) ۴) از اشعار حضرت امام خمینی رحمه‌الله   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191 #ديگران__گفتگو
    0 Kommentare 0 Geteilt 1KB Ansichten 0 Bewertungen
  • از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادونهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده اعظم میرزایی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادونه

    سرمقاله 



     از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم

     بخشی از دیدگاه‌های دکتر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با رسانه KHAMENEI.IR که ناظر به افزایش قدرت نرم و سخت ایران در برابر دشمن صهیونی – آمریکایی نسبت به جنگ ۱۲ روزه است در شرایط فعلی اهمیتی مضاعف دارد. در شرایطی که دشمن در یک جریان سنگین تبلیغاتی به دنبال ضعیف نشان دادن ایران است رئیس‌جمهور اسلامی ایران در مقام رئیس شورای عالی امنیت ملّی سربسته از اتفاقات مهمی در داخل نیروهای مسلح خبر می‌‌دهد؛ اینکه نیروهای مسلح و نظامی کشور به‌عنوان بال قدرت سخت ایران از نظر تجهیزات و نیرو نسبت به ایام جنگ تقویت شده و به دور از سر و صدا و حاشیه مشغول پیگیری امور و تقویت بنیه دفاعی خویش هستند. 

    وجه دیگر تأکیدها و تصریح‌های دکتر پزشکیان به تشریح ماهیت اصلی قدرت در ایران باز می‌‌گردد. کشور با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی و تحمیل جنگ، در مقایسه با سال‌های گذشته و طرح‌ها و فتنه‌انگیزی‌های دشمن که برای انداختن شکاف میان صفوف ملت ایجاد شد بود در حال حاضر از سرمایه اجتماعی مطلوبی برخوردار است. این سرمایه اجتماعی ماهیت اصلی قدرت کشور است به‌گونه‌ای که قدرت سخت ایران هم مستظهر به آن است. اتّکا به همین منبع قدرت هم بود که نقشه دشمن آمریکایی صهیونیستی را در جنگ ۱۲ روزه و امید بستن‌شان به فروپاشی کشور از درون را نقش بر آب کرد. چیزی که بعد از جنگ هم امید زیادی به آن بسته‌اند. دکتر پزشکیان تصریح و تأکید دارد که باید قدر این سرمایه اجتماعی را دانست، از آن مراقبت و آن را تقویت کرد.

    این همان سرمایه‌ای است که نه‌تنها برنامه اعلامی دشمن صهیونی برای استفاده از ۳۶ ماه باقیمانده دولت ترامپ برای براندازی را خنثی می کند، بلکه این آب و خاک مقدس را برای هزاران سال دیگر نیز در برابر هر توطئه و خباثتی مصون خواهد کرد.

    حتماً بخش مهمی از قدر دانستن این سرمایه اجتماعی از مسیر بستن کمر همت برای حل معضلات و مشکلات کشور به‌خصوص مسائل معیشتی می‌گذرد. مصادیقی که رئیس‌جمهور در گفت‌وگو به آنها اشاره می‌کند در همین راستاست. بیان این نکات از سوی ریاست محترم جمهوری در ضمن خود حاوی یک مسئله دیگر است. چیزی که دکتر پزشکیان به صراحت هم آن را به زبان جاری می‌کند؛ ایران از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تر شده است. واقعیتی که درست نقطه مقابل تصویری است که ماشین تبلیغاتی آمریکایی صهیونیستی اروپایی از ایران ترسیم می‌کند. دستگاه محاسباتی دشمن یکبار دیگر تصورات غلطی از ایران دارد. ایران در مجموع و نسبت به روزهای جنگ ۱۲ روزه در موضعی قوی‌تر، مستحکم‌تر، صفوفی به‌ هم ‌پیوسته‌تر و با سرمایه اجتماعی بیشتر در برابر دشمن ایستاده است.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62195

    #ديگران__گزارش
    📰 از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادونهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده اعظم میرزایی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادونه سرمقاله   از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم  بخشی از دیدگاه‌های دکتر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با رسانه KHAMENEI.IR که ناظر به افزایش قدرت نرم و سخت ایران در برابر دشمن صهیونی – آمریکایی نسبت به جنگ ۱۲ روزه است در شرایط فعلی اهمیتی مضاعف دارد. در شرایطی که دشمن در یک جریان سنگین تبلیغاتی به دنبال ضعیف نشان دادن ایران است رئیس‌جمهور اسلامی ایران در مقام رئیس شورای عالی امنیت ملّی سربسته از اتفاقات مهمی در داخل نیروهای مسلح خبر می‌‌دهد؛ اینکه نیروهای مسلح و نظامی کشور به‌عنوان بال قدرت سخت ایران از نظر تجهیزات و نیرو نسبت به ایام جنگ تقویت شده و به دور از سر و صدا و حاشیه مشغول پیگیری امور و تقویت بنیه دفاعی خویش هستند.  وجه دیگر تأکیدها و تصریح‌های دکتر پزشکیان به تشریح ماهیت اصلی قدرت در ایران باز می‌‌گردد. کشور با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی و تحمیل جنگ، در مقایسه با سال‌های گذشته و طرح‌ها و فتنه‌انگیزی‌های دشمن که برای انداختن شکاف میان صفوف ملت ایجاد شد بود در حال حاضر از سرمایه اجتماعی مطلوبی برخوردار است. این سرمایه اجتماعی ماهیت اصلی قدرت کشور است به‌گونه‌ای که قدرت سخت ایران هم مستظهر به آن است. اتّکا به همین منبع قدرت هم بود که نقشه دشمن آمریکایی صهیونیستی را در جنگ ۱۲ روزه و امید بستن‌شان به فروپاشی کشور از درون را نقش بر آب کرد. چیزی که بعد از جنگ هم امید زیادی به آن بسته‌اند. دکتر پزشکیان تصریح و تأکید دارد که باید قدر این سرمایه اجتماعی را دانست، از آن مراقبت و آن را تقویت کرد. این همان سرمایه‌ای است که نه‌تنها برنامه اعلامی دشمن صهیونی برای استفاده از ۳۶ ماه باقیمانده دولت ترامپ برای براندازی را خنثی می کند، بلکه این آب و خاک مقدس را برای هزاران سال دیگر نیز در برابر هر توطئه و خباثتی مصون خواهد کرد. حتماً بخش مهمی از قدر دانستن این سرمایه اجتماعی از مسیر بستن کمر همت برای حل معضلات و مشکلات کشور به‌خصوص مسائل معیشتی می‌گذرد. مصادیقی که رئیس‌جمهور در گفت‌وگو به آنها اشاره می‌کند در همین راستاست. بیان این نکات از سوی ریاست محترم جمهوری در ضمن خود حاوی یک مسئله دیگر است. چیزی که دکتر پزشکیان به صراحت هم آن را به زبان جاری می‌کند؛ ایران از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تر شده است. واقعیتی که درست نقطه مقابل تصویری است که ماشین تبلیغاتی آمریکایی صهیونیستی اروپایی از ایران ترسیم می‌کند. دستگاه محاسباتی دشمن یکبار دیگر تصورات غلطی از ایران دارد. ایران در مجموع و نسبت به روزهای جنگ ۱۲ روزه در موضعی قوی‌تر، مستحکم‌تر، صفوفی به‌ هم ‌پیوسته‌تر و با سرمایه اجتماعی بیشتر در برابر دشمن ایستاده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62195 #ديگران__گزارش
    0 Kommentare 0 Geteilt 453 Ansichten 0 Bewertungen
  • نماهنگ | اسوه فاطمی


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را... درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود... مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.» ۱۴۰۴/۰۹/۲۰

    بخش «ریحانه» رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «اسوه فاطمی» را منتشر میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62112

    #فيلم
    📰 نماهنگ | اسوه فاطمی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را... درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود... مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.» ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ بخش «ریحانه» رسانه KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «اسوه فاطمی» را منتشر میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62112 #فيلم
    0 Kommentare 0 Geteilt 287 Ansichten 0 Bewertungen
  • مقاله 2625

    مهدویت ـ ۱۴۰۴/۰۹/۱۰

    در یک تحلیل واژه‌شناسی عرفانی، اگر واژه جلاله «الله» و واژه «آیه» مورد مقایسه قرار گیرند، مشاهده می‌شود که با تبدیل دو حرف «لام» در کلمه «الله» به نقطه، واژه «آیه» حاصل می‌گردد. به بیانی دیگر، اگر «الف» موجود در «الله» تنزل یابد و در جایگاه نقطه قرار گیرد، صورت مکتوب «آیه» شکل می‌گیرد. از این‌رو، برخی معتقدند اطلاق عنوان «آیت‌الله» به معنای کسی است که سیر از نقطه به خط را طی کرده و جوهره عالم هستی را در میان نقطه و خط تبیین می‌نماید.

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/معارف-مهدویّه-علیهالسلام/آذرماه-1404-مهدویت/دهم-آذرماه/مهدویت-ـ-1404-09-10/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 2625 🔆 مهدویت ـ ۱۴۰۴/۰۹/۱۰ 🔷 در یک تحلیل واژه‌شناسی عرفانی، اگر واژه جلاله «الله» و واژه «آیه» مورد مقایسه قرار گیرند، مشاهده می‌شود که با تبدیل دو حرف «لام» در کلمه «الله» به نقطه، واژه «آیه» حاصل می‌گردد. به بیانی دیگر، اگر «الف» موجود در «الله» تنزل یابد و در جایگاه نقطه قرار گیرد، صورت مکتوب «آیه» شکل می‌گیرد. از این‌رو، برخی معتقدند اطلاق عنوان «آیت‌الله» به معنای کسی است که سیر از نقطه به خط را طی کرده و جوهره عالم هستی را در میان نقطه و خط تبیین می‌نماید. 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/معارف-مهدویّه-علیهالسلام/آذرماه-1404-مهدویت/دهم-آذرماه/مهدویت-ـ-1404-09-10/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Kommentare 0 Geteilt 320 Ansichten 0 Bewertungen
  • بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها


    [دریافت PDF]

    بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

    الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را به‌روز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را به‌روز کرد.

    تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.

    و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصه‌های بسیار مهمّی است که شایسته است درباره‌ی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمق‌یابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیب‌شناسی»؛ ممکن است آسیب‌شناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راه‌های رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعه‌ای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند درباره‌ی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.

    البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصله‌ی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعه‌ی ما یک پدیده‌ی حیرت‌انگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفه‌ای را بر عهده گرفته‌اند. امروز بعد از چند دهه، این پدیده‌ی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد.

    البتّه مدّاحی‌ها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همه‌ی پدیده‌ها همین‌جور هستند،‌ همه یک جور نیستند؛ بعضی‌ها برترند، بالاترند، بعضی‌ها متوسّط‌‌ترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاه‌های «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاه‌هایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیده‌ی مدّاحی و هیئت.

    خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبهه‌ی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تاب‌آوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبه‌های زندگی انسان وارد می‌آورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد،‌ دست دشمن را قطع کند.

    این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانه‌ای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نه‌فقط روزنامه‌نگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همه‌ی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز این‌جوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانه‌ای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوس‌پروری باشد و امثال اینها.

    هدف از این فشار هم میتواند توسعه‌طلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکایی‌ها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار می‌آورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً‌ اینها از راه ابزارهای رسانه‌ای انجام میگیرد؛ یا اساسی‌تر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربی‌ها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت‌ دینی‌شان، هویّت تاریخی‌شان، هویّت فرهنگی‌شان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدی‌ها سیاستمدارانه‌تر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همه‌ی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تاب‌آوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبهه‌ی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه‌ پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده.

    البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همه‌کار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفته‌ایم و تکرار کرده‌ایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن درباره‌ی ملّت ایران کرد، جوری بود که درباره‌ی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کن‌فیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد.

    مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیله‌ی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که می‌آمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسه‌ی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همه‌ی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همه‌ی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد.

    حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همین‌طور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دل‌به‌شک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند ان‌شاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستاده‌ایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتاب‌نویس، رمان‌نویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبهه‌ی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبهه‌ی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپایی‌اند و در حاشیه‌اش هم مزدورها و خائنها و بی‌وطن‌ها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شده‌اند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوه‌ی خودشان قرار داده‌اند. ما در مقابل اینها قرار داریم.

     بنابراین جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی می‌بینیم دشمن به یک نقطه‌ای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزه‌های علمیّه که در این زمینه‌ها کار کرده‌اند، فکر کرده‌اند، محصول دارند و جامعه‌ی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهره‌برداری کند.

    شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته این‌جور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون می‌بینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصون‌سازی کرد.

    من توصیه میکنم در مدّاحی‌ها درباره‌ی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطه‌ی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفته‌ام. همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّه‌ی بعدی ــ همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزه‌ی با دستگاه خلافت، مبارزه‌ی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوه‌ی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است].

    یک توصیه این است که در مواجهه‌ی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبهه‌آفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبهه‌آفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطه‌ضعف زیاد دارد؛ آن نقطه‌ضعف‌ها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد.

    یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینه‌ها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامه‌ی شما می‌نشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهره‌مند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همه‌ی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحه‌ی خوش‌ساختِ خوش‌مضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است.

    بحث خوانندگیِ خوش‌ساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی می‌شنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما.

    بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیده‌ی مدّاحی جایگاه ویژه‌ای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همان‌طور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیب‌شناسی بشود، باید راه‌های تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم.

    من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛(۲) این یکی از کوچک‌ترین‌هایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، ‌دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برهه‌ای از این میانه‌ها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم ان‌شاءالله پیشتر خواهد رفت.

    روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله

     

    (۱ در ابتدای این دیدار، جمعی از ستایشگران اهل‌بیت (علیهم السّلام) به شعرخوانی و مدیحه‌سرایی پرداختند.

    (۲ اشاره به اشعار یکی از ستایشگران از خوزستان



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62065

    #بيانات
    📰 بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها [دریافت PDF] بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را به‌روز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را به‌روز کرد. تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست. و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصه‌های بسیار مهمّی است که شایسته است درباره‌ی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمق‌یابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیب‌شناسی»؛ ممکن است آسیب‌شناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راه‌های رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعه‌ای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند درباره‌ی این، کار کنند؛ امروز این لازم است. البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصله‌ی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعه‌ی ما یک پدیده‌ی حیرت‌انگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفه‌ای را بر عهده گرفته‌اند. امروز بعد از چند دهه، این پدیده‌ی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد. البتّه مدّاحی‌ها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همه‌ی پدیده‌ها همین‌جور هستند،‌ همه یک جور نیستند؛ بعضی‌ها برترند، بالاترند، بعضی‌ها متوسّط‌‌ترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاه‌های «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاه‌هایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیده‌ی مدّاحی و هیئت. خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبهه‌ی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تاب‌آوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبه‌های زندگی انسان وارد می‌آورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد،‌ دست دشمن را قطع کند. این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانه‌ای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نه‌فقط روزنامه‌نگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همه‌ی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز این‌جوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانه‌ای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوس‌پروری باشد و امثال اینها. هدف از این فشار هم میتواند توسعه‌طلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکایی‌ها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار می‌آورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً‌ اینها از راه ابزارهای رسانه‌ای انجام میگیرد؛ یا اساسی‌تر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربی‌ها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت‌ دینی‌شان، هویّت تاریخی‌شان، هویّت فرهنگی‌شان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدی‌ها سیاستمدارانه‌تر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همه‌ی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تاب‌آوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبهه‌ی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه‌ پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده. البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همه‌کار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفته‌ایم و تکرار کرده‌ایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن درباره‌ی ملّت ایران کرد، جوری بود که درباره‌ی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کن‌فیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد. مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیله‌ی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که می‌آمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسه‌ی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همه‌ی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همه‌ی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد. حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همین‌طور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دل‌به‌شک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند ان‌شاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستاده‌ایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتاب‌نویس، رمان‌نویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبهه‌ی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبهه‌ی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپایی‌اند و در حاشیه‌اش هم مزدورها و خائنها و بی‌وطن‌ها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شده‌اند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوه‌ی خودشان قرار داده‌اند. ما در مقابل اینها قرار داریم.  بنابراین جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی می‌بینیم دشمن به یک نقطه‌ای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزه‌های علمیّه که در این زمینه‌ها کار کرده‌اند، فکر کرده‌اند، محصول دارند و جامعه‌ی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهره‌برداری کند. شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته این‌جور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون می‌بینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصون‌سازی کرد. من توصیه میکنم در مدّاحی‌ها درباره‌ی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطه‌ی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفته‌ام. همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّه‌ی بعدی ــ همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزه‌ی با دستگاه خلافت، مبارزه‌ی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوه‌ی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است]. یک توصیه این است که در مواجهه‌ی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبهه‌آفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبهه‌آفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطه‌ضعف زیاد دارد؛ آن نقطه‌ضعف‌ها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد. یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینه‌ها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامه‌ی شما می‌نشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهره‌مند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همه‌ی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحه‌ی خوش‌ساختِ خوش‌مضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است. بحث خوانندگیِ خوش‌ساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی می‌شنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما. بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیده‌ی مدّاحی جایگاه ویژه‌ای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همان‌طور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیب‌شناسی بشود، باید راه‌های تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم. من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛(۲) این یکی از کوچک‌ترین‌هایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، ‌دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برهه‌ای از این میانه‌ها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم ان‌شاءالله پیشتر خواهد رفت. روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد. والسّلام علیکم و رحمة‌الله   (۱ در ابتدای این دیدار، جمعی از ستایشگران اهل‌بیت (علیهم السّلام) به شعرخوانی و مدیحه‌سرایی پرداختند. (۲ اشاره به اشعار یکی از ستایشگران از خوزستان 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62065 #بيانات
    0 Kommentare 0 Geteilt 1KB Ansichten 0 Bewertungen
  • مقاله 2534

    اصالت تأثیر واکنش‌های گزینشی جریان‌های سیاسی بر اعتماد عمومی و تحلیل اقتصادی

    اصول
    1: اصل سنجش دقیق عملکرد اقتصادی دولت‌ها از طریق شاخص‌های واقعی و مقایسه‌ای[1]
    2: اصل نقد جریان‌های سیاسی بر اساس رفتار واقعی و مستند آنها در مسائل اقتصادی[2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    https://eitaa.com/Hezbolah_121/7894
    🔴 مقاله 2534 🔆 اصالت تأثیر واکنش‌های گزینشی جریان‌های سیاسی بر اعتماد عمومی و تحلیل اقتصادی 🔷 اصول 1: اصل سنجش دقیق عملکرد اقتصادی دولت‌ها از طریق شاخص‌های واقعی و مقایسه‌ای[1] 2: اصل نقد جریان‌های سیاسی بر اساس رفتار واقعی و مستند آنها در مسائل اقتصادی[2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: https://eitaa.com/Hezbolah_121/7894
    0 Kommentare 0 Geteilt 112 Ansichten 0 Bewertungen
  • #سیره_شهید

    دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی

    آن روز که با بچه‌های بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد.

    -بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟»
    -گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمی‌کنی.»
    -گفت: «باورت می‌شود من تا حالا فارسی تدریس نکرده بودم؟ فارسی این چیزهایی را که همیشه به عربی می‌گویم پیدا نمی‌کردم بگویم.»
    -گفتم: «مگر به عربی تدریس می‌کنی؟»
    -گفت: «حاج‌قاسم گفته هرکس مترجم با خودش می‌برد سر کلاس اصلاً کلاس نرود».

    ⚡️ با نیروهای مقاومت کارکرده بود و عربی را کمی از آنها و کمی هم از یکی از دوستان خوزستانی‌اش که عربی تدریس می‌کرد یاد گرفته بود. عربی محاوره‌ای را خوب صحبت می‌کرد و می‌فهمید.

    آن روزها آموزش محاوره عربی را تازه شروع کرده بودم و لهجه‌های شامی، عراقی، خلیجی و مصری را با هم مقایسه می‌کردم. یک‌بار به او گفتم لهجه عراقی را خیلی دوست دارم و کم‌وبیش می‌فهمم؛ ولی عربی لبنانی‌ها را اصلاً نمی‌فهمم و علاقه‌ای هم به یادگیری‌اش ندارم.

    گفت: اتفاقاً عربی لبنانی‌ها و سوری‌ها خیلی شیرین است و بعد تعریف کرد که یک‌بار با تقلید لهجه آنها از ایست بازرسی‌شان در یکی از مناطق سوریه به‌راحتی گذشته است.

    راوی: احمد رضا بیضاوی؛ برادر شهید

    کتاب تو شهید نمی‌شوی ؛ حیات جاودانه شهید محمود رضا بیضایی به روایت برادر، صفحه ۶۶-۶۵

    #سیره_شهید ✨ دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی 💠 آن روز که با بچه‌های بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد. -بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟» -گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمی‌کنی.» -گفت: «باورت می‌شود من تا حالا فارسی تدریس نکرده بودم؟ فارسی این چیزهایی را که همیشه به عربی می‌گویم پیدا نمی‌کردم بگویم.» -گفتم: «مگر به عربی تدریس می‌کنی؟» -گفت: «حاج‌قاسم گفته هرکس مترجم با خودش می‌برد سر کلاس اصلاً کلاس نرود». ⚡️ با نیروهای مقاومت کارکرده بود و عربی را کمی از آنها و کمی هم از یکی از دوستان خوزستانی‌اش که عربی تدریس می‌کرد یاد گرفته بود. عربی محاوره‌ای را خوب صحبت می‌کرد و می‌فهمید. 🛑 آن روزها آموزش محاوره عربی را تازه شروع کرده بودم و لهجه‌های شامی، عراقی، خلیجی و مصری را با هم مقایسه می‌کردم. یک‌بار به او گفتم لهجه عراقی را خیلی دوست دارم و کم‌وبیش می‌فهمم؛ ولی عربی لبنانی‌ها را اصلاً نمی‌فهمم و علاقه‌ای هم به یادگیری‌اش ندارم. 💥 گفت: اتفاقاً عربی لبنانی‌ها و سوری‌ها خیلی شیرین است و بعد تعریف کرد که یک‌بار با تقلید لهجه آنها از ایست بازرسی‌شان در یکی از مناطق سوریه به‌راحتی گذشته است. 📣 راوی: احمد رضا بیضاوی؛ برادر شهید 📘 کتاب تو شهید نمی‌شوی ؛ حیات جاودانه شهید محمود رضا بیضایی به روایت برادر، صفحه ۶۶-۶۵
    0 Kommentare 0 Geteilt 259 Ansichten 0 Bewertungen
  • #سیره_شهید

    دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی

    آن روز که با بچه‌های بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد.

    -بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟»
    -گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمی‌کنی.»
    -گفت: «باورت می‌شود من تا حالا فارسی تدریس نکرده بودم؟ فارسی این چیزهایی را که همیشه به عربی می‌گویم پیدا نمی‌کردم بگویم.»
    -گفتم: «مگر به عربی تدریس می‌کنی؟»
    -گفت: «حاج‌قاسم گفته هرکس مترجم با خودش می‌برد سر کلاس اصلاً کلاس نرود».

    ⚡️ با نیروهای مقاومت کارکرده بود و عربی را کمی از آنها و کمی هم از یکی از دوستان خوزستانی‌اش که عربی تدریس می‌کرد یاد گرفته بود. عربی محاوره‌ای را خوب صحبت می‌کرد و می‌فهمید.

    آن روزها آموزش محاوره عربی را تازه شروع کرده بودم و لهجه‌های شامی، عراقی، خلیجی و مصری را با هم مقایسه می‌کردم. یک‌بار به او گفتم لهجه عراقی را خیلی دوست دارم و کم‌وبیش می‌فهمم؛ ولی عربی لبنانی‌ها را اصلاً نمی‌فهمم و علاقه‌ای هم به یادگیری‌اش ندارم.

    گفت: اتفاقاً عربی لبنانی‌ها و سوری‌ها خیلی شیرین است و بعد تعریف کرد که یک‌بار با تقلید لهجه آنها از ایست بازرسی‌شان در یکی از مناطق سوریه به‌راحتی گذشته است.

    راوی: احمد رضا بیضاوی؛ برادر شهید

    کتاب تو شهید نمی‌شوی ؛ حیات جاودانه شهید محمود رضا بیضایی به روایت برادر، صفحه ۶۶-۶۵
    #سیره_شهید ✨ دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی 💠 آن روز که با بچه‌های بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد. -بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟» -گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمی‌کنی.» -گفت: «باورت می‌شود من تا حالا فارسی تدریس نکرده بودم؟ فارسی این چیزهایی را که همیشه به عربی می‌گویم پیدا نمی‌کردم بگویم.» -گفتم: «مگر به عربی تدریس می‌کنی؟» -گفت: «حاج‌قاسم گفته هرکس مترجم با خودش می‌برد سر کلاس اصلاً کلاس نرود». ⚡️ با نیروهای مقاومت کارکرده بود و عربی را کمی از آنها و کمی هم از یکی از دوستان خوزستانی‌اش که عربی تدریس می‌کرد یاد گرفته بود. عربی محاوره‌ای را خوب صحبت می‌کرد و می‌فهمید. 🛑 آن روزها آموزش محاوره عربی را تازه شروع کرده بودم و لهجه‌های شامی، عراقی، خلیجی و مصری را با هم مقایسه می‌کردم. یک‌بار به او گفتم لهجه عراقی را خیلی دوست دارم و کم‌وبیش می‌فهمم؛ ولی عربی لبنانی‌ها را اصلاً نمی‌فهمم و علاقه‌ای هم به یادگیری‌اش ندارم. 💥 گفت: اتفاقاً عربی لبنانی‌ها و سوری‌ها خیلی شیرین است و بعد تعریف کرد که یک‌بار با تقلید لهجه آنها از ایست بازرسی‌شان در یکی از مناطق سوریه به‌راحتی گذشته است. 📣 راوی: احمد رضا بیضاوی؛ برادر شهید 📘 کتاب تو شهید نمی‌شوی ؛ حیات جاودانه شهید محمود رضا بیضایی به روایت برادر، صفحه ۶۶-۶۵
    0 Kommentare 0 Geteilt 187 Ansichten 0 Bewertungen
  • مقاله 2435

    اصالت ضرورت تاریخی، تطوری و فقهی بودن تحلیل وظایف فقیه و مشروعیت آن در متون کلاسیک و معاصر فقهی، شامل مقایسه تفویض، سلطنت و عهده‌داری امور اجتماعی و سیاسی

    اصول
    1: اصل مرکزیت بُن‌سازه‌های تاریخی و تحولات مسئله‌محور در شکل‌گیری فهم از وظایف فقیه و درک ماهیت تصاعدی مسئولیت‌های او در عصر غیبت[1]
    2: اصل اصالت تطور ساختارمند وظایف فقیه به مثابه گذار از افتاء فردی به تصدی‌گری نظام‌مند اجتماعی بر بنیاد مصالح نوعیه و نظم الهی[2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    https://eitaa.com/Hezbolah_121/7721
    🔴 مقاله 2435 🔆 اصالت ضرورت تاریخی، تطوری و فقهی بودن تحلیل وظایف فقیه و مشروعیت آن در متون کلاسیک و معاصر فقهی، شامل مقایسه تفویض، سلطنت و عهده‌داری امور اجتماعی و سیاسی 🔷 اصول 1: اصل مرکزیت بُن‌سازه‌های تاریخی و تحولات مسئله‌محور در شکل‌گیری فهم از وظایف فقیه و درک ماهیت تصاعدی مسئولیت‌های او در عصر غیبت[1] 2: اصل اصالت تطور ساختارمند وظایف فقیه به مثابه گذار از افتاء فردی به تصدی‌گری نظام‌مند اجتماعی بر بنیاد مصالح نوعیه و نظم الهی[2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: https://eitaa.com/Hezbolah_121/7721
    0 Kommentare 0 Geteilt 127 Ansichten 0 Bewertungen
Weitere Ergebnisse
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com