• مقاله 5328
    مقالات عربی شماره : 15

    رسالة الوحدة في عيد الفطر | دعوة لوحدة الأمة الإسلامية “بيانات القائد الأعلى في اللقاء مع سفراء الدول الإسلامية (11 من فروردين 1404 هـ)”


    خطبة عيد الفطر المبارك؛ بتاريخ ١١/٠١/١٤٠٤هـ
    مقتطفات من أقوال القائد في خطبة عيد الفطر المبارك

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:

    hezbollahworldorganization.com/ar/product/رسالة-الوحدة-في-عيد-الفطر-دعوة-لوحدة-ا/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 5328 مقالات عربی شماره : 15 🔆رسالة الوحدة في عيد الفطر | دعوة لوحدة الأمة الإسلامية “بيانات القائد الأعلى في اللقاء مع سفراء الدول الإسلامية (11 من فروردين 1404 هـ)” 🔷 خطبة عيد الفطر المبارك؛ بتاريخ ١١/٠١/١٤٠٤هـ مقتطفات من أقوال القائد في خطبة عيد الفطر المبارك 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/ar/product/رسالة-الوحدة-في-عيد-الفطر-دعوة-لوحدة-ا/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commentarios 0 Acciones 285 Views 0 Vista previa
  • مقاله 5328
    مقالات عربی شماره : 15

    رسالة الوحدة في عيد الفطر | دعوة لوحدة الأمة الإسلامية “بيانات القائد الأعلى في اللقاء مع سفراء الدول الإسلامية (11 من فروردين 1404 هـ)”


    خطبة عيد الفطر المبارك؛ بتاريخ ١١/٠١/١٤٠٤هـ
    مقتطفات من أقوال القائد في خطبة عيد الفطر المبارك

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:

    hezbollahworldorganization.com/ar/product/رسالة-الوحدة-في-عيد-الفطر-دعوة-لوحدة-ا/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 5328 مقالات عربی شماره : 15 🔆رسالة الوحدة في عيد الفطر | دعوة لوحدة الأمة الإسلامية “بيانات القائد الأعلى في اللقاء مع سفراء الدول الإسلامية (11 من فروردين 1404 هـ)” 🔷 خطبة عيد الفطر المبارك؛ بتاريخ ١١/٠١/١٤٠٤هـ مقتطفات من أقوال القائد في خطبة عيد الفطر المبارك 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/ar/product/رسالة-الوحدة-في-عيد-الفطر-دعوة-لوحدة-ا/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 Commentarios 0 Acciones 235 Views 0 Vista previa
  • نظام اسلامی توقّف ندارد



    امام خمینی (رحمة الله علیه): «ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول‌الله است.»

    حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای: «نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابسته‌ی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریّتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمّی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخصِ معیّن در میان آنها نباشد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    خلأ رهبری ایجاد نمی‌شود

    چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ روزی خاص در تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است؛ روزی که دشمنان با طمع به آن چشم دوخته بودند تا از خلأ رهبری در نظام اسلامی نهایت استفاده را ببرند، امّا خواست الهی از مسیر عملکرد و اقدام بهنگام مجلس خبرگان رهبری معادله‌ی دیگری را رقم زد: «همه‌ی چشمها به ایران دوخته شده بود که امام بزرگوار ما، کِی از دست این مردم گرفته شود. برای آن روز، نقشه‌ها کشیده و امیدها بسته بودند! ده سال منتظر آن روز نشسته بودند که فرا برسد. روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ از نظر دشمنان این ملّت و دشمنان انقلاب، یک روز بسیار مهم و تعیین‌کننده بود. مجلس خبرگان نگذاشت این خلأ به وجود آید.» لذا علّت مخالفت و دشمنیِ دشمنانِ مستکبر با مجلس خبرگان همین ایفای نقش منحصربه‌فرد برای جلوگیری از شکل‌گیری خلأ رهبری در نظام اسلامی است: «علّت مخالفت دشمنان مستکبرِ جهانی با مجلس خبرگان این است. این سرعتِ‌عمل و این میدان ندادن به توطئه‌های دشمن، برای دنیا خیلی مهم بود. برای این است که با مجلس خبرگان مخالفند. نه، این‌طور نیست که اثر مجلس خبرگان آشکار نشده است؛ بعکس، چون اثر مجلس خبرگان آشکار شده و در برهه‌ای چنین کار مهمّی را علیه دشمن انجام داده است، این‌قدر با آن مخالفند.» (۱۳۷۷/۷/۲۹)

    حفظِ جهت‌گیریِ انقلابیِ نظام؛ مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری

    «رهبری نقطه‌ی اساسی نظام اسلامی است.» (۱۳۸۶/۶/۱۵) دلیل این محوری و اساسی بودن رهبری در جمهوری اسلامی این است که «مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، رصد و حفظ حرکت کلّی و حرکت بخشهای مهمّ نظام در جهت انقلاب است تا زاویه‌ای از مسیر اصلی پیش نیاید و انقلاب اسلامی مثل انقلابهای دیگر منحرف نشود.» (۱۴۰۱/۱۲/۴) در حقیقت، «وظیفه‌ی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف میکند. اینجا وظیفه‌ی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است، بِایستد و نگذارد؛ ولو مورد جزئی باشد.» (۱۳۹۵/۴/۱۲) «در واقع، رهبری، یک مدیریّت کلان ارزشی است. همین‌طور که اشاره کردم، گاهی اوقات فشارها، مضیقه‌ها و ضرورتها، مدیریّتهای گوناگون را به بعضی از انعطافهای غیر لازم یا غیر جایز وادار میکند؛ رهبری بایستی مراقب باشد، نگذارد چنین اتّفاقی بیفتد. این مسئولیتِ بسیار سنگینی است.» (۱۳۹۰/۷/۲۴)

    البتّه این حفظ حرکت صحیح و بدون انحراف انقلاب، در نسبت با «حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب» معنا می‌یابد: «در شاکله‌ی نظام اسلامی، جایگاه رهبری عمدتاً برای حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب است؛ این عمده‌ی مسئولیّت رهبری است. انقلاب برای یک هدفی به وجود آمده است. هدف انقلاب اسلامی عبارت است از محقّق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. ... برای اینکه جامعه‌ی اسلامی به این هدف نزدیک بشود و یک جامعه‌ی توحیدی به وجود بیاید، تلاشهایی لازم است و موانعی وجود دارد. همیشه در راهِ حرکت به سمت این هدف موانعی پیش می‌آید، انگیزه‌هایی وجود دارد برای جلوگیری از این حرکت؛ انگیزه وجود دارد. این انگیزه‌ها متوجّه این است که نگذارند انقلاب و نظام به سمت هدف خودش حرکت کند و پیش برود و توفیق پیدا کند؛ [میخواهند] آن را متوقّف کنند بلکه به عقب برگردانند. ... یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این [عقبگرد] را بگیرد؛ در نظام اسلامی، این عامل «جایگاه رهبری» است؛ بایستی جلوی این انحراف به وسیله‌ی رهبری گرفته بشود؛ این خیلی اهمّیّت دارد؛‌ خیلی اهمّیّت دارد! بنابراین، اهمّیّت مجلس خبرگان به خاطر این است که متصدّی تعیین مأمور برای این مأموریّتِ بسیار مهم است.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    بر این اساس، نقش مجلس خبرگان نقشی بی‌بدیل است که عامل حرکت بدون وقفه‌ی جمهوری اسلامی است: «وضعِ مجلس خبرگان و جعلِ مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقّف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی‌آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفرِ بعدِ او [ــ رهبری ــ] را مشخّص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوّت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ ... اگر این شخصی که وجود دارد نبود، بی‌درنگ مجلس خبرگان اقدام میکند و نفر بعد را مشخّص میکند.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    معیارهای اسلامی و انقلابی انتخاب رهبر

    امّا مجلس خبرگان برای ایفای نقش منحصربه‌فرد خود در تداوم حرکت انقلاب و نظام اسلامی و انجام صحیح وظیفه‌ی اساسی خود که تعیین رهبری در بزنگاهِ موردِ نیاز است، باید بر اساس معیارهای درست و دقیقی حرکت کند. اوّلین نکته‌ی مهم در این زمینه این است که خبرگان ملّت در انتخاب رهبر باید خدا را در نظر بگیرند: «در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. آن وقتی که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰)

    نکته‌ی کلیدیِ دیگر، مراقبت نسبت به «اصول جمهوری اسلامی» در انتخاب‌های این مجلس است: «مجلس خبرگان در گزینشها و انتخابهایی که خواهد داشت، این را باید مراقبت بکند که اصول ثابت جمهوری اسلامی مورد غفلت قرار نگیرد؛ این خیلی مهم است؛ یعنی انتخاب رهبری با رعایت و ملاحظه‌ی اصول ثابتی باشد که در جمهوری اسلامی، آن اصول جزو مسلّمات و ثوابت است. یک اصول ثابت داریم که اینها دیگر قابل تغییر نیست. در قانون اساسی میشود این اصول را پیدا کرد، در بیانات امام راحل (رضوان الله علیه) میشود این اصول را پیدا کرد، در معارف اسلامی هم میشود این اصول را پیدا کرد؛ اینها بایست ملاحظه بشود. مثل اقامه‌ی عدل، مثل مبارزه‌ی با فساد، مثل بالا بردن سطح معرفت اسلامی، سطح عمل اسلامی در جامعه؛ اینها اصول ثابتی است که غیر قابل تغییر است.» (۱۴۰۲/۱۲/۱۷)

    انتخاب رهبر بر اساس شرایط ذکرشده در قانون اساسی، یکی دیگر از معیارهای کلیدی است. در این زمینه، یکی از مهم‌ترین شرایط «اعتقاد راسخ به هدف و مسیر انقلاب» است: «مجلس خبرگان بایستی در گزینش خودش، نهایت دقّت و توجّه را به کار ببرد؛ نهایت دقّت و توجّه باید به کار برود. در قانون اساسی، شرایطی برای رهبری ذکر شده که خب معلوم است؛ یکی از مهم‌ترینِ این شرایط عبارت است از اعتقاد قلبی راسخ به مسیر انقلاب و هدف انقلاب؛ این اعتقاد باید وجود داشته باشد. آمادگی برای حرکتِ مستمرّ بدونِ خستگیِ بی‌وقفه‌ی در این راه باید در کسی باشد تا شایسته‌ی این مسئولیّت باشد؛ باید اینها را در افراد تشخیص داد، و انتخاب کرد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷)

    در امتداد این معیارها، «استقلال فکری و اسیر کلیشه‌های تحمیلیِ نظامِ سلطه نشدن» یکی دیگر از موارد بسیار مهم است: «[در انتخاب رهبر توسّط خبرگان،] دقّتهای لازم و استقلال فکری بایستی به طور کامل مراعات بشود. مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد. اسیر کلیشه‌های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)

    معیار کلیدی دیگر اینکه در این انتخابِ رهبری، عنصر «فقه و ارزشهای اسلامی» جایگاهی بنیادین دارد: «[انتخاب رهبری] تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین، انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)

    نکته‌ی پایانی در این زمینه اینکه در اصل یکصدونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز شرایط و صفات رهبر به‌روشنی مشخّص شده است. بر اساس این اصل، سه موردِ «صلاحیّت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه»، «عدالت و تقوای لازم برای رهبری امّت اسلام» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریّت و قدرت کافی برای رهبری»، معیارهای اصلی در تعیین رهبر هستند.

    سکینه و آرامش در دل‌های مؤمنین

    بر اساس آنچه گذشت، مجلس خبرگان رهبری نهادی بی‌بدیل در ساختار حاکمیّتی جمهوری اسلامی است: «مجلس خبرگان به لحاظ مفهومی، به لحاظ آن عنوانی که در قانون اساسی و در نظام تعریف شده، یکی از انقلابی‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی است. منظورم از «انقلابی‌ترین»، مرتبط‌ترین است با انقلاب اسلامی؛ این [مجلس] به این معنا یکی از انقلابی‌ترین نهادهای انقلابی است. علّت این تعبیر که میگوییم «انقلابی‌ترین است»، نقش این مجلس است در گزینش رهبری؛ این خیلی کار مهمّی است، نقش منحصربه‌فردی است و بحمدالله مجلس خبرگان آماده است برای این نقش.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) لذا «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰)

    نکته‌ی پایانی اینکه منتخبان مردم در مجلس خبرگان با اقدام بهنگام و از سر بصیرت و تقوای خود و با مبنا قرار دادن معیارهای اساسی اسلام و تفکّر انقلابی، در واقع، زمینه‌ساز تداوم حرکت مستمرّ انقلاب کبیر اسلامی و تقویت میراث سترگ بر‌جای‌مانده از امام خمینی(رحمة الله علیه) و رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای می‌شوند؛ و این‌گونه زمینه‌ی انزال سکینه‌ی الهی در جامعه‌ی اسلامی فراهم می‌شود: «هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا. ... مجلس خبرگان میتواند مظهر تام و تمام این انزال سکینه‌ی الهی باشد؛ چون این انزال سکینه‌ی الهی از نشانه‌های ایمان است: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛ این سکینه‌ی الهی، مایه‌ی ازدیاد ایمان و مایه‌ی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنی‌ها، وضعیّتهای مختلف، در روح انسانها به طور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش، خیلی از اوقات، مایه‌ی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی میدهد که «وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض». از چه انسان واهمه کند؟ همه‌ی نیروهای زمین و آسمان، همه‌ی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما مؤمن باشیم، اگر ما بنده‌ی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. ... وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع، این سکینه‌ی الهی، سرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه.» (۱۳۹۴/۶/۱۲)



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62795

    #گزيده_بيانات
    📰 نظام اسلامی توقّف ندارد امام خمینی (رحمة الله علیه): «ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول‌الله است.» حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای: «نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابسته‌ی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریّتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمّی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخصِ معیّن در میان آنها نباشد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) خلأ رهبری ایجاد نمی‌شود چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ روزی خاص در تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است؛ روزی که دشمنان با طمع به آن چشم دوخته بودند تا از خلأ رهبری در نظام اسلامی نهایت استفاده را ببرند، امّا خواست الهی از مسیر عملکرد و اقدام بهنگام مجلس خبرگان رهبری معادله‌ی دیگری را رقم زد: «همه‌ی چشمها به ایران دوخته شده بود که امام بزرگوار ما، کِی از دست این مردم گرفته شود. برای آن روز، نقشه‌ها کشیده و امیدها بسته بودند! ده سال منتظر آن روز نشسته بودند که فرا برسد. روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ از نظر دشمنان این ملّت و دشمنان انقلاب، یک روز بسیار مهم و تعیین‌کننده بود. مجلس خبرگان نگذاشت این خلأ به وجود آید.» لذا علّت مخالفت و دشمنیِ دشمنانِ مستکبر با مجلس خبرگان همین ایفای نقش منحصربه‌فرد برای جلوگیری از شکل‌گیری خلأ رهبری در نظام اسلامی است: «علّت مخالفت دشمنان مستکبرِ جهانی با مجلس خبرگان این است. این سرعتِ‌عمل و این میدان ندادن به توطئه‌های دشمن، برای دنیا خیلی مهم بود. برای این است که با مجلس خبرگان مخالفند. نه، این‌طور نیست که اثر مجلس خبرگان آشکار نشده است؛ بعکس، چون اثر مجلس خبرگان آشکار شده و در برهه‌ای چنین کار مهمّی را علیه دشمن انجام داده است، این‌قدر با آن مخالفند.» (۱۳۷۷/۷/۲۹) حفظِ جهت‌گیریِ انقلابیِ نظام؛ مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری «رهبری نقطه‌ی اساسی نظام اسلامی است.» (۱۳۸۶/۶/۱۵) دلیل این محوری و اساسی بودن رهبری در جمهوری اسلامی این است که «مهم‌ترین وظیفه‌ی رهبری، رصد و حفظ حرکت کلّی و حرکت بخشهای مهمّ نظام در جهت انقلاب است تا زاویه‌ای از مسیر اصلی پیش نیاید و انقلاب اسلامی مثل انقلابهای دیگر منحرف نشود.» (۱۴۰۱/۱۲/۴) در حقیقت، «وظیفه‌ی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف میکند. اینجا وظیفه‌ی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است، بِایستد و نگذارد؛ ولو مورد جزئی باشد.» (۱۳۹۵/۴/۱۲) «در واقع، رهبری، یک مدیریّت کلان ارزشی است. همین‌طور که اشاره کردم، گاهی اوقات فشارها، مضیقه‌ها و ضرورتها، مدیریّتهای گوناگون را به بعضی از انعطافهای غیر لازم یا غیر جایز وادار میکند؛ رهبری بایستی مراقب باشد، نگذارد چنین اتّفاقی بیفتد. این مسئولیتِ بسیار سنگینی است.» (۱۳۹۰/۷/۲۴) البتّه این حفظ حرکت صحیح و بدون انحراف انقلاب، در نسبت با «حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب» معنا می‌یابد: «در شاکله‌ی نظام اسلامی، جایگاه رهبری عمدتاً برای حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب است؛ این عمده‌ی مسئولیّت رهبری است. انقلاب برای یک هدفی به وجود آمده است. هدف انقلاب اسلامی عبارت است از محقّق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. ... برای اینکه جامعه‌ی اسلامی به این هدف نزدیک بشود و یک جامعه‌ی توحیدی به وجود بیاید، تلاشهایی لازم است و موانعی وجود دارد. همیشه در راهِ حرکت به سمت این هدف موانعی پیش می‌آید، انگیزه‌هایی وجود دارد برای جلوگیری از این حرکت؛ انگیزه وجود دارد. این انگیزه‌ها متوجّه این است که نگذارند انقلاب و نظام به سمت هدف خودش حرکت کند و پیش برود و توفیق پیدا کند؛ [میخواهند] آن را متوقّف کنند بلکه به عقب برگردانند. ... یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این [عقبگرد] را بگیرد؛ در نظام اسلامی، این عامل «جایگاه رهبری» است؛ بایستی جلوی این انحراف به وسیله‌ی رهبری گرفته بشود؛ این خیلی اهمّیّت دارد؛‌ خیلی اهمّیّت دارد! بنابراین، اهمّیّت مجلس خبرگان به خاطر این است که متصدّی تعیین مأمور برای این مأموریّتِ بسیار مهم است.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) بر این اساس، نقش مجلس خبرگان نقشی بی‌بدیل است که عامل حرکت بدون وقفه‌ی جمهوری اسلامی است: «وضعِ مجلس خبرگان و جعلِ مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقّف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی‌آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفرِ بعدِ او [ــ رهبری ــ] را مشخّص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوّت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ ... اگر این شخصی که وجود دارد نبود، بی‌درنگ مجلس خبرگان اقدام میکند و نفر بعد را مشخّص میکند.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) معیارهای اسلامی و انقلابی انتخاب رهبر امّا مجلس خبرگان برای ایفای نقش منحصربه‌فرد خود در تداوم حرکت انقلاب و نظام اسلامی و انجام صحیح وظیفه‌ی اساسی خود که تعیین رهبری در بزنگاهِ موردِ نیاز است، باید بر اساس معیارهای درست و دقیقی حرکت کند. اوّلین نکته‌ی مهم در این زمینه این است که خبرگان ملّت در انتخاب رهبر باید خدا را در نظر بگیرند: «در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. آن وقتی که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰) نکته‌ی کلیدیِ دیگر، مراقبت نسبت به «اصول جمهوری اسلامی» در انتخاب‌های این مجلس است: «مجلس خبرگان در گزینشها و انتخابهایی که خواهد داشت، این را باید مراقبت بکند که اصول ثابت جمهوری اسلامی مورد غفلت قرار نگیرد؛ این خیلی مهم است؛ یعنی انتخاب رهبری با رعایت و ملاحظه‌ی اصول ثابتی باشد که در جمهوری اسلامی، آن اصول جزو مسلّمات و ثوابت است. یک اصول ثابت داریم که اینها دیگر قابل تغییر نیست. در قانون اساسی میشود این اصول را پیدا کرد، در بیانات امام راحل (رضوان الله علیه) میشود این اصول را پیدا کرد، در معارف اسلامی هم میشود این اصول را پیدا کرد؛ اینها بایست ملاحظه بشود. مثل اقامه‌ی عدل، مثل مبارزه‌ی با فساد، مثل بالا بردن سطح معرفت اسلامی، سطح عمل اسلامی در جامعه؛ اینها اصول ثابتی است که غیر قابل تغییر است.» (۱۴۰۲/۱۲/۱۷) انتخاب رهبر بر اساس شرایط ذکرشده در قانون اساسی، یکی دیگر از معیارهای کلیدی است. در این زمینه، یکی از مهم‌ترین شرایط «اعتقاد راسخ به هدف و مسیر انقلاب» است: «مجلس خبرگان بایستی در گزینش خودش، نهایت دقّت و توجّه را به کار ببرد؛ نهایت دقّت و توجّه باید به کار برود. در قانون اساسی، شرایطی برای رهبری ذکر شده که خب معلوم است؛ یکی از مهم‌ترینِ این شرایط عبارت است از اعتقاد قلبی راسخ به مسیر انقلاب و هدف انقلاب؛ این اعتقاد باید وجود داشته باشد. آمادگی برای حرکتِ مستمرّ بدونِ خستگیِ بی‌وقفه‌ی در این راه باید در کسی باشد تا شایسته‌ی این مسئولیّت باشد؛ باید اینها را در افراد تشخیص داد، و انتخاب کرد.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) در امتداد این معیارها، «استقلال فکری و اسیر کلیشه‌های تحمیلیِ نظامِ سلطه نشدن» یکی دیگر از موارد بسیار مهم است: «[در انتخاب رهبر توسّط خبرگان،] دقّتهای لازم و استقلال فکری بایستی به طور کامل مراعات بشود. مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد. اسیر کلیشه‌های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود.» (۱۳۹۴/۶/۱۲) معیار کلیدی دیگر اینکه در این انتخابِ رهبری، عنصر «فقه و ارزشهای اسلامی» جایگاهی بنیادین دارد: «[انتخاب رهبری] تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین، انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی.» (۱۳۹۴/۶/۱۲) نکته‌ی پایانی در این زمینه اینکه در اصل یکصدونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز شرایط و صفات رهبر به‌روشنی مشخّص شده است. بر اساس این اصل، سه موردِ «صلاحیّت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه»، «عدالت و تقوای لازم برای رهبری امّت اسلام» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریّت و قدرت کافی برای رهبری»، معیارهای اصلی در تعیین رهبر هستند. سکینه و آرامش در دل‌های مؤمنین بر اساس آنچه گذشت، مجلس خبرگان رهبری نهادی بی‌بدیل در ساختار حاکمیّتی جمهوری اسلامی است: «مجلس خبرگان به لحاظ مفهومی، به لحاظ آن عنوانی که در قانون اساسی و در نظام تعریف شده، یکی از انقلابی‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی است. منظورم از «انقلابی‌ترین»، مرتبط‌ترین است با انقلاب اسلامی؛ این [مجلس] به این معنا یکی از انقلابی‌ترین نهادهای انقلابی است. علّت این تعبیر که میگوییم «انقلابی‌ترین است»، نقش این مجلس است در گزینش رهبری؛ این خیلی کار مهمّی است، نقش منحصربه‌فردی است و بحمدالله مجلس خبرگان آماده است برای این نقش.» (۱۴۰۳/۸/۱۷) لذا «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند؛ باید انقلابی فکر کند و انقلابی عمل بکند.» (۱۳۹۴/۱۲/۲۰) نکته‌ی پایانی اینکه منتخبان مردم در مجلس خبرگان با اقدام بهنگام و از سر بصیرت و تقوای خود و با مبنا قرار دادن معیارهای اساسی اسلام و تفکّر انقلابی، در واقع، زمینه‌ساز تداوم حرکت مستمرّ انقلاب کبیر اسلامی و تقویت میراث سترگ بر‌جای‌مانده از امام خمینی(رحمة الله علیه) و رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای می‌شوند؛ و این‌گونه زمینه‌ی انزال سکینه‌ی الهی در جامعه‌ی اسلامی فراهم می‌شود: «هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا. ... مجلس خبرگان میتواند مظهر تام و تمام این انزال سکینه‌ی الهی باشد؛ چون این انزال سکینه‌ی الهی از نشانه‌های ایمان است: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛ این سکینه‌ی الهی، مایه‌ی ازدیاد ایمان و مایه‌ی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنی‌ها، وضعیّتهای مختلف، در روح انسانها به طور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش، خیلی از اوقات، مایه‌ی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی میدهد که «وَ للٰهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض». از چه انسان واهمه کند؟ همه‌ی نیروهای زمین و آسمان، همه‌ی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما مؤمن باشیم، اگر ما بنده‌ی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. ... وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع، این سکینه‌ی الهی، سرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه.» (۱۳۹۴/۶/۱۲) 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62795 #گزيده_بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 225 Views 0 Vista previa
  • «شهادت»؛ گوهر درخشان هویّت ایران


     «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» ۱۴۰۱/۰۸/۰۸
    آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه‌ی KHAMENEI.IR در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.

     انقلاب خدایی
    انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»[۱]

    رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»[۲]

     یک انگیزه‌ی ارزشمند
    نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»[۳]

     مراقبت مداوم
    راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «اين راه پُرپيچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خيلى زيادى دارد. ... خيلی‌ها در دين تلاش مىكنند براى اينكه به خيال خودشان، با ذهن خودشان راه را پيدا كنند؛ [لذا] در اين كوچه‌پس‌كوچه‌ها گم مىشوند. امّا وقتى كه دين خدا حاكم و شاخص بود، ... هم خطا نمىكنيم ــ و اگر خطا هم بكنيم، خطاى ما معذور است ــ هم رسيدن به هدف، قطعى است. اگر وسط راه هم انسان بميرد، به هدف رسيده؛ اگر به هدف هم برسد، رسيده و خداى متعال را از خودش راضى كرده است.»[۴]

    ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ى حقيقى در راه خدا است. سود و بُرد حقيقى در پيمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضى از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهيد شدند. شهيد اسلامى، شهيد درخشان، شهيد لاجوردى و شهيد عراقى و خيلى از دوستانى كه در آن جلسات و در آن گفتگوها هميشه با هم بوديم رفتند؛ آن كاروان همين‌طور ادامه پيدا كرده و اين خونها هم موتور آن را تندتر و تيزتر كرده است. ... خدا كند كه عاقبت ما و شما هم مثل همان رفيقهايمان باشد.»[۵]

     یک روحیّه‌ی خاص
    شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند.

    امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحيّه‌ى استقبال از مرگ و شهادت در ملّتى وجود داشته باشد، آن ملّت پيروز خواهد شد.»[۶] روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»[۷]

     شورِ مستدام
    این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ى سليمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من ديدم ماها همه‌مان با شوق مىخواهيم ... شهيد بشويم! در حالى كه شما مىدانيد فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»[۸] تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولين جمهورى اسلامى با همان روحيّه‌ى شهادت‌طلبى كه با آن روحيّه وارد ميدان انقلاب شدند ... وارد ميدان جنگ شدند، با روحيّه‌ى آمادگى براى كشته شدن در راه خدا، تا آخرين قطره‌ى خون در راه آرمانهاى انقلاب اسلامى با قاطعيّت و قدرت ايستاده‌اند.»[۹] ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»[۱۰]

     پدرها و مادرهای هویّت‌ساز
    نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند.

    «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»[۱۱]

    ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصيّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهى پدرومادرهایشان را كه مىبيند، نشانه‌هاى آن بصيرت را در كلّ خانواده مىبيند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌اى درخشنده است، آن خانواده يک وضع ديگرى دارد.»[۱۲] خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «اين خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»[۱۳]

     تفاوت شهدای ما
    حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».[۱۴]

    شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»[۱۵]

     جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت
    سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمداللّه به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»[۱۶]

    یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»[۱۷] «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»[۱۸]

    مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستى تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ى مقاومت را، آن روحیّه‌ى فداکارى همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جارى کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلى باید تلاش کرد.»[۱۹]

    این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهاى مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»[۲۰] امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»[۲۱]

     حیف است ...
    خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»[۲۲]

    این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌اللّه مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پايگاه بزرگ الهى، پاداش خدا براى اين مرد بود و حيف بود كه او در بستر بميرد. خداى متعال لطف و تفضّل كند و همين راه شهادت را براى ما هم ــ با نداشتن قابليّت ــ مقدّر فرمايد.»[۲۳]

    سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسداللّه لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ايشان مورد غبطه‌ى ما است؛ خوشا به حالشان. وقتى خبر شهادت لاجوردى را به من دادند، گفتم حيف بود كه ايشان با آن سوابق بميرند؛ بايد شهيد مىشدند. خوشا به حالشان.»[۲۴]

     راهی پایان‌ناپذیر
    امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفت: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»[۲۵]

    شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌اللّه اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»[۲۶]

    این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهيم روح عاشورائى و حسينى را در ميان ما مستدام بدار، روح ايثار و شهادت‌طلبى را از اين امّت مگير.»[۲۷]

     پاداش بزرگ
    ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»[۲۸]

     

    [۱]. پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵)
    [۲]. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲)
    [۳]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۴]. بيانات در ديدار اعضاى شوراى مركزى جمعيّت مؤتلفه‌ى اسلامى (۱۳۷۸/۳/۲۶)
    [۵]. همان
    [۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)
    [۷]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۸]. دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷)
    [۹]. بيانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استاديوم آزادى (۱۳۶۷/۹/۳)
    [۱۰]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)
    [۱۱]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)
    [۱۲]. بيانات در مراسم بزرگداشت شهداى عمليّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰)
    [۱۳]. بيانات در ديدار خانواده‌ى شهيد لاجوردى (۱۳۷۷/۷/۱۴)
    [۱۴]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۵]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۶]. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵)
    [۱۷]. بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷)
    [۱۸]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)
    [۱۹]. بیانات در دیدار اعضاى دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۰/۴/۲۵)
    [۲۰]. بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲)
    [۲۱]. تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰)
    [۲۲]. حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳)
    [۲۳]. بيانات در ديدار اعضاى كنگره‌ى شهيد آيت‌اللَّه مدنى (۱۳۸۰/۶/۱۲)
    [۲۴]. بيانات در جلسه‌ى پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربيت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲)
    [۲۵]. بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹)
    [۲۶]. بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰)
    [۲۷]. سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۲۴/۷/۱۳۶۲)
    [۲۸]. بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797

    #ديگران__يادداشت
    📰 «شهادت»؛ گوهر درخشان هویّت ایران  «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» ۱۴۰۱/۰۸/۰۸ آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه‌ی KHAMENEI.IR در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.  انقلاب خدایی انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»[۱] رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»[۲]  یک انگیزه‌ی ارزشمند نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»[۳]  مراقبت مداوم راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «اين راه پُرپيچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خيلى زيادى دارد. ... خيلی‌ها در دين تلاش مىكنند براى اينكه به خيال خودشان، با ذهن خودشان راه را پيدا كنند؛ [لذا] در اين كوچه‌پس‌كوچه‌ها گم مىشوند. امّا وقتى كه دين خدا حاكم و شاخص بود، ... هم خطا نمىكنيم ــ و اگر خطا هم بكنيم، خطاى ما معذور است ــ هم رسيدن به هدف، قطعى است. اگر وسط راه هم انسان بميرد، به هدف رسيده؛ اگر به هدف هم برسد، رسيده و خداى متعال را از خودش راضى كرده است.»[۴] ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ى حقيقى در راه خدا است. سود و بُرد حقيقى در پيمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضى از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهيد شدند. شهيد اسلامى، شهيد درخشان، شهيد لاجوردى و شهيد عراقى و خيلى از دوستانى كه در آن جلسات و در آن گفتگوها هميشه با هم بوديم رفتند؛ آن كاروان همين‌طور ادامه پيدا كرده و اين خونها هم موتور آن را تندتر و تيزتر كرده است. ... خدا كند كه عاقبت ما و شما هم مثل همان رفيقهايمان باشد.»[۵]  یک روحیّه‌ی خاص شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند. امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحيّه‌ى استقبال از مرگ و شهادت در ملّتى وجود داشته باشد، آن ملّت پيروز خواهد شد.»[۶] روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»[۷]  شورِ مستدام این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ى سليمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من ديدم ماها همه‌مان با شوق مىخواهيم ... شهيد بشويم! در حالى كه شما مىدانيد فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»[۸] تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولين جمهورى اسلامى با همان روحيّه‌ى شهادت‌طلبى كه با آن روحيّه وارد ميدان انقلاب شدند ... وارد ميدان جنگ شدند، با روحيّه‌ى آمادگى براى كشته شدن در راه خدا، تا آخرين قطره‌ى خون در راه آرمانهاى انقلاب اسلامى با قاطعيّت و قدرت ايستاده‌اند.»[۹] ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»[۱۰]  پدرها و مادرهای هویّت‌ساز نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند. «شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»[۱۱] ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصيّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهى پدرومادرهایشان را كه مىبيند، نشانه‌هاى آن بصيرت را در كلّ خانواده مىبيند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌اى درخشنده است، آن خانواده يک وضع ديگرى دارد.»[۱۲] خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «اين خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»[۱۳]  تفاوت شهدای ما حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».[۱۴] شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»[۱۵]  جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمداللّه به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»[۱۶] یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»[۱۷] «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»[۱۸] مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستى تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ى مقاومت را، آن روحیّه‌ى فداکارى همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جارى کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلى باید تلاش کرد.»[۱۹] این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهاى مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»[۲۰] امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»[۲۱]  حیف است ... خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»[۲۲] این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌اللّه مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پايگاه بزرگ الهى، پاداش خدا براى اين مرد بود و حيف بود كه او در بستر بميرد. خداى متعال لطف و تفضّل كند و همين راه شهادت را براى ما هم ــ با نداشتن قابليّت ــ مقدّر فرمايد.»[۲۳] سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسداللّه لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ايشان مورد غبطه‌ى ما است؛ خوشا به حالشان. وقتى خبر شهادت لاجوردى را به من دادند، گفتم حيف بود كه ايشان با آن سوابق بميرند؛ بايد شهيد مىشدند. خوشا به حالشان.»[۲۴]  راهی پایان‌ناپذیر امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفت: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»[۲۵] شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌اللّه اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»[۲۶] این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند مىدهيم روح عاشورائى و حسينى را در ميان ما مستدام بدار، روح ايثار و شهادت‌طلبى را از اين امّت مگير.»[۲۷]  پاداش بزرگ ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»[۲۸]   [۱]. پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵) [۲]. بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲) [۳]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۴]. بيانات در ديدار اعضاى شوراى مركزى جمعيّت مؤتلفه‌ى اسلامى (۱۳۷۸/۳/۲۶) [۵]. همان [۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴) [۷]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۸]. دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷) [۹]. بيانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استاديوم آزادى (۱۳۶۷/۹/۳) [۱۰]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳) [۱۱]. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸) [۱۲]. بيانات در مراسم بزرگداشت شهداى عمليّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰) [۱۳]. بيانات در ديدار خانواده‌ى شهيد لاجوردى (۱۳۷۷/۷/۱۴) [۱۴]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۵]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۶]. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵) [۱۷]. بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷) [۱۸]. بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳) [۱۹]. بیانات در دیدار اعضاى دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ى هنرى سازمان تبلیغات اسلامى (۱۳۷۰/۴/۲۵) [۲۰]. بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲) [۲۱]. تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰) [۲۲]. حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳) [۲۳]. بيانات در ديدار اعضاى كنگره‌ى شهيد آيت‌اللَّه مدنى (۱۳۸۰/۶/۱۲) [۲۴]. بيانات در جلسه‌ى پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربيت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲) [۲۵]. بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹) [۲۶]. بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰) [۲۷]. سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۲۴/۷/۱۳۶۲) [۲۸]. بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797 #ديگران__يادداشت
    0 Commentarios 0 Acciones 281 Views 0 Vista previa
  • پیام تلویزیونی برای تشکر از حضور میلیونی ملت بزرگ ایران در راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن ۱۴۰۴


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی تصویری از کار بزرگ ملّت ایران در روز ۲۲ بهمن قدردانی و بر حفظ انسجام ملی تأکید کردند.
    متن پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:



     

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    لاحول و لا قوّة الّا باللّه العلیّ العظیم


    ملّت عزیز ایران! دیروز، روز بیست‌ودوّم بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید؛ جمهوری اسلامی را مانند همیشه پشتیبانی کردید و به قدرت آن افزودید. دشمنانی که در اظهارات خود، در برنامه‌ریزی‌های خود به دنبال تسلیم ملّت ایرانند، مأیوس شدند. این کار بزرگ را دیروز به توفیق الهی انجام دادید و خدای متعال اجر چنین حضوری را و چنین حرکت عظیمی را به ملّت خواهد داد؛ و آن، عزّت بیشتر، اقتدار بیشتر، و استقلال کامل‌تر خواهد بود؛ ان‌شاءالله.

    سعی بشود که اتّصال و انسجام ملّی را حفظ کنیم؛ همه‌ی ‌ما سعی کنیم. این انسجام ملّی خیلی قیمت دارد، خیلی باارزش است. اینکه یک ملّت بیایند در خیابانها، یک حرف واحد، یک شعار واحد، یک مطلوب واحد را تکرار کنند، و عملاً نشان بدهند که در صحنه حضور دارند و میتوانند هویّت خودشان را، شخصیّت خودشان را به رخ دشمنان خودشان بکشند، خیلی باارزش است.

    من از همه‌ی ملّت ایران تشکّر میکنم و درود فراوان خودم را بر یکایک آن کسانی که دیروز در این اجتماع عظیم میلیونی کشوری حضور داشتند، تقدیم میکنم.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

     

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62627

    #بيانات
    📰 پیام تلویزیونی برای تشکر از حضور میلیونی ملت بزرگ ایران در راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی تصویری از کار بزرگ ملّت ایران در روز ۲۲ بهمن قدردانی و بر حفظ انسجام ملی تأکید کردند. متن پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:   بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوّة الّا باللّه العلیّ العظیم ملّت عزیز ایران! دیروز، روز بیست‌ودوّم بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید؛ جمهوری اسلامی را مانند همیشه پشتیبانی کردید و به قدرت آن افزودید. دشمنانی که در اظهارات خود، در برنامه‌ریزی‌های خود به دنبال تسلیم ملّت ایرانند، مأیوس شدند. این کار بزرگ را دیروز به توفیق الهی انجام دادید و خدای متعال اجر چنین حضوری را و چنین حرکت عظیمی را به ملّت خواهد داد؛ و آن، عزّت بیشتر، اقتدار بیشتر، و استقلال کامل‌تر خواهد بود؛ ان‌شاءالله. سعی بشود که اتّصال و انسجام ملّی را حفظ کنیم؛ همه‌ی ‌ما سعی کنیم. این انسجام ملّی خیلی قیمت دارد، خیلی باارزش است. اینکه یک ملّت بیایند در خیابانها، یک حرف واحد، یک شعار واحد، یک مطلوب واحد را تکرار کنند، و عملاً نشان بدهند که در صحنه حضور دارند و میتوانند هویّت خودشان را، شخصیّت خودشان را به رخ دشمنان خودشان بکشند، خیلی باارزش است. من از همه‌ی ملّت ایران تشکّر میکنم و درود فراوان خودم را بر یکایک آن کسانی که دیروز در این اجتماع عظیم میلیونی کشوری حضور داشتند، تقدیم میکنم. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62627 #بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 371 Views 0 Vista previa
  • مهدویت؛ امید بشریت به پایان تاریخ ظلم


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تبیین مأموریّت بزرگ حضرت صاحب‌الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف در ایجاد قسط و عدل، مهدویت را «امید بزرگ تاریخ» می‌دانند. رسانه KHAMENEI.IR  در این مطلب، ابعادی از مسئله مهدویت و وظایف ما در مسیر زمینه‌سازی برای ظهور منجی را براساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی مرور می‌کند. 




    بخش

    بیانات

    تاریخ



    معنای انتظار

    انتظارِ استقرارِ عدالت در کل دنیا

    ۱۴۰۳/۱۱/۲۴



    چشم‌انتظار و آماده یک حقیقت قطعی بودن

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    قبول نکردن وضعیت حاکم بر اثر جهالت بشر در زندگی

    ۱۳۸۷/۰۵/۲۷



    امید داشتن به سرانجام راه زندگی بشر

    ۱۴۰۱/۰۱/۰۱



    ضرورت مسئله مهدویت و انتظار

    انتظار از کلیدواژه‌های اصلی فهم دین و جزو معارف اصلی در ردیف نبوت

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    بی‌فایده بودن تلاش همه انبیاء درصورت نبودن مسئله مهدویت

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    امام زمان(عج)، رمزِ عدالت و مظهر قسط الهى بر روى زمین

    ۱۳۷۱/۱۱/۱۸



    وظایف ما در قبال مهدویت

    زمینه‌سازی ظهور با عمل به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام

    ۱۳۹۹/۰۱/۲۱



    آشنا شدن با عدل و ایجاد آمادگی برای پذیرش حق

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    بنا کردن زندگی خود در جهت حکومت امام مهدی(عج)

    ۱۳۶۸/۱۲/۲۲



    آماده کردن خود برای پنجه درافکندن با زورگویان

    ۱۳۸۱/۰۷/۳۰



    شاد‌ کردن حضرت مهدی با عمل و اصلاح خود

    ۱۳۹۶/۰۲/۲۰



    توسل و انس معنوی با امام زمان(عج)

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    غفلت نکردن از کار عالمانه در مسئله دوران ظهور

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    منتقل کردن صحیح مسائل مربوط به مهدویت

      ۱۳۸۷/۰۵/۲۷



    درس‌های مهدویت

    ابدی نبودن نظام ظلم جهانی و توانایی ملتها برای مبارزه با آن

    ۳۹۹/۰۱/۲۱



    احتیاج داشتن استقرار عدالت در بخشهای دنیا به قدرت و نه فقط نصیحت

    ۱۳۸۱/۰۷/۳۰



    ویژگی‌های دوران ظهور

    نابودی زورگویی و ستمگری در جهان

    ۱۳۶۹/۱۲/۱۱



    حاکمیت معنویت و دین در سراسر زندگی انسان‌ها

    ۱۳۹۰/۰۴/۱۸



    تشکیل حکومت مردمی برای استقرار عدالت

    ۳۹۹/۰۱/۲۱



    دوران بُروز تمام استعدادهای انسان

    ۱۳۷۹/۰۹/۱۲



    استفاده از برکات دنیوی بدون خسارت

    ۱۳۷۹/۱۲/۲۴



    آغاز زندگی مطلوب و سبقت گرفتن انسان‌ها در کارهای خوب

    ۱۳۸۷/۰۵/۲۷



    اقدام دشمن در موضوع مهدویت

    تلاش استعمارگران برای نابودی عقیده به مهدویت به عنوان عامل مزاحم استعمار

    ۱۳۷۶/۰۹/۲۵



    ثمرات انتظار و اعتقاد به مهدویت

    گشایش امور در جامعه اسلامی

    ۱۳۹۳/۰۳/۲۱



    استفاده‌ انسان‌ها با همه ضعف‌ها و گمراهی‌ها از انوار تابناک امام مهدی(عج)

    ۱۳۷۸/۰۹/۰۳



    عامل شفای بیماری‌ها و دردهای معنوی و اجتماعی

     ۱۳۷۹/۰۸/۲۲



    احساس قوت قلب و اطمینان در مقابل دشمن

    ۱۳۸۴/۰۶/۲۹



    ایجادِ امید برای مبارزه با ظلم

    ۱۳۹۹/۰۱/۲۱



    ایجاد امید به پیروزی و گشایش نهایی در مشکلات گوناگون زندگی

    ۱۳۹۹/۰۱/۲۱





    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62553

    #گزيده_بيانات
    📰 مهدویت؛ امید بشریت به پایان تاریخ ظلم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تبیین مأموریّت بزرگ حضرت صاحب‌الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف در ایجاد قسط و عدل، مهدویت را «امید بزرگ تاریخ» می‌دانند. رسانه KHAMENEI.IR  در این مطلب، ابعادی از مسئله مهدویت و وظایف ما در مسیر زمینه‌سازی برای ظهور منجی را براساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی مرور می‌کند.  بخش بیانات تاریخ معنای انتظار انتظارِ استقرارِ عدالت در کل دنیا ۱۴۰۳/۱۱/۲۴ چشم‌انتظار و آماده یک حقیقت قطعی بودن ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ قبول نکردن وضعیت حاکم بر اثر جهالت بشر در زندگی ۱۳۸۷/۰۵/۲۷ امید داشتن به سرانجام راه زندگی بشر ۱۴۰۱/۰۱/۰۱ ضرورت مسئله مهدویت و انتظار انتظار از کلیدواژه‌های اصلی فهم دین و جزو معارف اصلی در ردیف نبوت ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ بی‌فایده بودن تلاش همه انبیاء درصورت نبودن مسئله مهدویت ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ امام زمان(عج)، رمزِ عدالت و مظهر قسط الهى بر روى زمین ۱۳۷۱/۱۱/۱۸ وظایف ما در قبال مهدویت زمینه‌سازی ظهور با عمل به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام ۱۳۹۹/۰۱/۲۱ آشنا شدن با عدل و ایجاد آمادگی برای پذیرش حق ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ بنا کردن زندگی خود در جهت حکومت امام مهدی(عج) ۱۳۶۸/۱۲/۲۲ آماده کردن خود برای پنجه درافکندن با زورگویان ۱۳۸۱/۰۷/۳۰ شاد‌ کردن حضرت مهدی با عمل و اصلاح خود ۱۳۹۶/۰۲/۲۰ توسل و انس معنوی با امام زمان(عج) ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ غفلت نکردن از کار عالمانه در مسئله دوران ظهور ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ منتقل کردن صحیح مسائل مربوط به مهدویت   ۱۳۸۷/۰۵/۲۷ درس‌های مهدویت ابدی نبودن نظام ظلم جهانی و توانایی ملتها برای مبارزه با آن ۳۹۹/۰۱/۲۱ احتیاج داشتن استقرار عدالت در بخشهای دنیا به قدرت و نه فقط نصیحت ۱۳۸۱/۰۷/۳۰ ویژگی‌های دوران ظهور نابودی زورگویی و ستمگری در جهان ۱۳۶۹/۱۲/۱۱ حاکمیت معنویت و دین در سراسر زندگی انسان‌ها ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ تشکیل حکومت مردمی برای استقرار عدالت ۳۹۹/۰۱/۲۱ دوران بُروز تمام استعدادهای انسان ۱۳۷۹/۰۹/۱۲ استفاده از برکات دنیوی بدون خسارت ۱۳۷۹/۱۲/۲۴ آغاز زندگی مطلوب و سبقت گرفتن انسان‌ها در کارهای خوب ۱۳۸۷/۰۵/۲۷ اقدام دشمن در موضوع مهدویت تلاش استعمارگران برای نابودی عقیده به مهدویت به عنوان عامل مزاحم استعمار ۱۳۷۶/۰۹/۲۵ ثمرات انتظار و اعتقاد به مهدویت گشایش امور در جامعه اسلامی ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ استفاده‌ انسان‌ها با همه ضعف‌ها و گمراهی‌ها از انوار تابناک امام مهدی(عج) ۱۳۷۸/۰۹/۰۳ عامل شفای بیماری‌ها و دردهای معنوی و اجتماعی  ۱۳۷۹/۰۸/۲۲ احساس قوت قلب و اطمینان در مقابل دشمن ۱۳۸۴/۰۶/۲۹ ایجادِ امید برای مبارزه با ظلم ۱۳۹۹/۰۱/۲۱ ایجاد امید به پیروزی و گشایش نهایی در مشکلات گوناگون زندگی ۱۳۹۹/۰۱/۲۱ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62553 #گزيده_بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 309 Views 0 Vista previa
  • بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی


    [دریافت PDF]

    با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    امروز سالگرد یک میلاد بی‌نظیر است؛ هم از حیث مولد بی‌نظیر است، هم از حیث فرزند ولادت‌یافته؛ هم مولد و هم مولود. مولد، کعبه است؛ در تاریخ، دیگر ما چه کسی را سراغ داریم که در خانه‌ی خدا، در کعبه متولّد شده باشد؟ مولود، علیّ مرتضیٰ (سلام الله علیه) است که درباره‌ی ایشان چند جمله‌ای بعداً عرض خواهم کرد. بنابراین، از لحاظ ولادت این بزرگوار، روز سیزدهم رجب یک روز استثنائی و بی‌نظیر است.

    همین‌طور، امروز سالگرد شهید عزیز عالی‌قدر ما، شهید سلیمانی است. درباره‌ی شهید سلیمانی بحمدالله زیاد صحبت شده است، زیاد نوشته شده است. من اگر بخواهم درباره‌ی این شهید عزیز که از نزدیک زندگی او و کار او را مشاهده کرده‌ام، جمله‌ای عرض بکنم، باید بگویم سلیمانی مرد ایمان و اخلاص و عمل بود؛ این سه خصوصیّت. مرد ایمان بود؛ یعنی به کاری که میکرد ایمان داشت؛ به هدفی که برای آن هدف تلاش میکرد، از اعماق قلب ایمان داشت؛ به خدا و حمایت الهی ایمان داشت؛ مرد ایمان بود. مرد اخلاص بود؛ برای خوش‌نامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد. و مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست. شهید سلیمانی اهل عمل بود؛ هر جایی که احساس میکرد وجود او لازم است، آنجا حاضر بود؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب در کرمان، چه در مقابله‌ی با مهاجمین ظالم و ستمگر در آن منطقه، چه در نیروی قدس، چه در دفاع از حرم، چه در مقابله‌ی با داعش. مرد عمل بود؛ هم در میدان نظامی، هم در میدان سیاسی، هم در میدان تربیتی. کارش فقط کار نظامی نبود. او را به عنوان نظامی می‌شناسیم لکن در حسّاس‌ترین و مهم‌ترین مسائل سیاسی منطقه، شهید سلیمانی یک عامل مؤثّر و مفید و در مواردی بی‌نظیر بود. مرد عمل در امر تربیت هم بود؛ زیر‌دست‌های خودش، جوانهایی که به او میپیوستند، کسانی که [همراه] با او میجنگیدند، از او درس میگرفتند؛ او تربیت میکرد اینها را. یک انسان جامع و کاملی در زمان ما [بود].

    چند روز قبل از این، آن کسانی که هنوز مدیون خون او هستند، یاوه‌هایی درباره‌ی او گفتند، راجع به شهید سلیمانی سخنان یاوه‌ای بر زبان آوردند،(۱) امّا شهید سلیمانی در عمل، در اقدام، در مدّت حیات بابرکتش، سخنان آنها را رد کرده است. و بحمدالله به کوری چشم دشمن مزار او هر سال مثل اینکه مقدّس‌تر و محترم‌تر از سال قبل میشود. امسال شما نگاه کنید ــ آن‌طوری که من در تلویزیون دیدم ــ اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور، گاهی از کشورهای دیگر راه‌پیمایی میکنند، حرکت میکنند، میروند مزار این مرد را زیارت میکنند. مرد ایمان، مرد اخلاص و مرد عمل.

    امروز علاوه‌ی بر شهید سلیمانی، شهدای عزیز دیگری هم در این محفل مطرحند؛ خانواده‌های بعضی از این شهیدان در اینجا حاضرند؛ چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند. این جلسه، جلسه‌ی تجلیل و تکریم و تعظیم به این شهیدان عزیز است که در تاریخ نامشان ماندگار خواهد بود و ما باید از نام مبارک اینها برای حرکت در تاریخ استفاده کنیم.

    امّا موضوعاتی که امروز مایلم مطرح کنم، دو سه موضوع کوتاه را میخواهم به شما عرض بکنم. یکی سخن کوتاهی است در باب امیرالمؤمنین (علیه‌ الصّلاة و ‌السّلام)؛ یکی سخن در باب یک عامل مؤثّر در رویارویی حق و باطل که باید متوجّه آن باشید، چه آنچه در زمان امیرالمؤمنین بود، چه آنچه امروز هست؛ یکی هم یک نگاهی به این حوادث اخیر هفته‌ی گذشته و اجتماعات مردممان که یک جمله‌ای هم درباره‌ی آن عرض خواهم کرد.

    درباره‌ی امیرالمؤمنین، خب گفته‌ها و نوشته‌ها در تاریخ، در ادبیّات، در حدیث آن‌قدر انباشته و بزرگ است که من گمان نمیکنم درباره‌ی هیچ شخصی این‌همه سخن گفته شده باشد، این‌همه مدح شده باشد؛ حتّی در غیر مسلمانها، حتّی از غیر شیعه، بزرگانی، علمائی، کتابها نوشته‌اند؛ شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن‌ابی‌الحدید یک کتاب قطورِ بزرگ با مجلّدات بسیار، و شرحهای نهج‌البلاغه و شرحهای سخنان آن بزرگوار و شرح نامه‌ به جناب مالک اشتر و شرح‌‌حال‌های ایشان در تاریخ، در ادبیّات به قدری زیاد است که عرض کردم، نمیشود نظیری برای او پیدا کرد. خب من در بین همه‌ی این خصوصیّاتی که راجع به امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) گفته شده است، دو خصوصیّت را ــ که امیرالمؤمنین در قلّه‌ی این دو خصوصیّت است و ما امروز به اینها احتیاج داریم ــ انتخاب کرده‌ام که درباره‌اش چند کلمه‌ای مختصر صحبت کنم: یکی اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «عدالت» است؛ دیگری اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «تقوا» است؛ عدالت و تقوا.

    امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم.

    قلّه‌ی «عدالت» که گفتیم امیرالمؤمنین در آنجا مستقر است و بالاترین نقطه‌ی عدالت است، امیرالمؤمنین عدالت را چه جوری اِعمال میکرد؟ متنوّع اِعمال میکرد؛ گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّه‌های یتیم، به خانواده‌های بی‌سرپرست؛ گاهی این‌جوری اِعمال عدالت میکرد؛ گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطه‌ی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرنده‌ای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازه‌ی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛ عباراتی که فراتر از سطح ادبیّات عرب است، مثل نهج‌البلاغه. عدالت را این‌جوری [بیان میکند]؛ به آن کسانی که حکّام او هستند، استاندارهای او هستند نامه مینویسد، درس عدالت است. یعنی وقتی انسان نگاه کند، واقعاً نوشته‌ی امیرالمؤمنین به مالک اشتر(۲) که فرمان حکومت او است ــ که به غلط میگویند عهدنامه؛ عهدنامه نیست، فرمان است، فرمان حکومت است ــ پُر از مفاهیمی است که اغلب اینها به عدالت برمیگردد، جامعه را جامعه‌ی عادلانه قرار میدهد؛ عدالت را گاهی این‌جوری هم پیش میبُرد. یعنی هم با مهربانی، هم با خشونت الهی و تعصّب دین، هم با بیان رسا و حکمت و تبیین. مصدر این جهاد تبیین، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است.

    امّا تقوا؛ تقوا را چه جوری اِعمال میکرد؟ تقوا را گاهی در محراب عبادت اِعمال میکرد؛ عباداتی که فرشتگان به آن عبادات رشک میبردند؛ یعنی عبادت امیرالمؤمنین، نماز او، تضرّع او، سخن او با خدا، فرشتگان را متحیّر میکرد. گاهی تقوا را با صبر و سکوت برای حفظ اتّفاق مسلمین اِعمال میکرد؛ این هم یکی از مصادیق مهمّ تقوای امیرالمؤمنین است. حقّی متعلّق و وابسته‌ی به او است، آن حق از او سلب میشود، امیرالمؤمنین با شمشیر میتواند این حق را بگیرد امّا بین مسلمین اختلاف خواهد شد؛ برای اینکه اختلاف نشود، صبر میکند، سکوت میکند، همکاری میکند. گاهی گفته میشود امیرالمؤمنین ۲۵ سال در خانه نشست؛ نه، امیرالمؤمنین در خانه ننشست، در صحنه بود، در عرصه بود، دستور میداد، هدایت میکرد، راهنمایی میکرد خلفای وقت را، مردم را. یعنی با صبر و سکوت، تقوای خودش را نشان [میداد]؛ این تقوا است. این تقوا است که انسان ببیند حقّی دارد از او زایل میشود امّا به خاطر یک مصلحت بزرگ‌تر سکوت کند. ماها طاقت نمی‌آوریم سکوت کنیم؛ اگر حقّی از ما زایل بشود، فکر میکنیم که دنیا به هم خورده، ملاحظه نمیکنیم؛ آن بزرگوار ملاحظه میکرد. در یک جاهایی تقوای آن بزرگوار با سینه سپر کردن در مقابلِ حوادثِ شدید ظاهر میشد، مثل لیلة‌المبیت؛ تقوا بود؛ رفت جای پیغمبر خوابید، در حالی که به طور طبیعی اطمینان حاصل بود که امشب جانش را از دست خواهد داد. در اُحد تقوا نشان داد، ایستاد؛ در حُنین تقوا نشان داد، ایستاد؛ در خیبر تقوا نشان داد، دشمن را زمین‌گیر کرد؛ در اغلب غزوات پیغمبر پیشرو بود؛ [اینها هم] تقوا بود. تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛ [لذا امیرالمؤمنین] در مقابل دشمن سینه سپر میکرد.

    این دو خصوصیّت است؛ عدالت امیرالمؤمنین و تقوای امیرالمؤمنین. ما امروز در کشورمان، در جامعه‌مان، هم به عدالت نیاز داریم، هم به تقوا. هم تقوای آحاد مردم و هم بخصوص تقوای مسئولان کشور؛ به این نیاز داریم، این باید تحقّقِ کامل پیدا کند. خب بحمدالله تا حدود زیادی در مواردی انسان مشاهده میکند که با تقوا عمل میکنند، امّا بایستی همه‌گیر بشود. این امامی که ما مشتاق نام او هستیم، مشتاق یاد او هستیم، اسم او را بر زبان می‌آوریم، مدح او را میگوییم و میخوانیم، این‌جور انسانی است؛ آن، رفتارش در عدالت و آن، رفتارش در تقوا.

    شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت که عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی(۳) است. امروز بایستی ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجب‌ترین و اولیٰ‌ترین خصوصیّت برای اداره‌ی یک جامعه است که بایستی دنبال آن باشید. خب، عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظه‌ی رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظه‌ی دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. بایستی بدون ملاحظه ــ ملاحظه‌ی بی‌مورد ــ به سمت برنامه‌ی عدالت‌آور و برنامه‌ای که تقوا را توسعه بدهد، حرکت کرد. خب، این درباره‌ی امیرالمؤمنین.

    عرض کردم یک نکته‌ای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین (علیه ‌السّلام) که این نکته امروز هم در جامعه‌ی ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همه‌جا فاتح بود و غالب بود؛ حتّی در اُحد. [در جنگ] اُحد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگرِ اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتّفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد. در دوران خلافت سه‌ جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفّین هم پیروز شد. در صفّین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر میتوانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض میشد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت. آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم «جنگ نرم». بعضی خیال میکنند این حوادث این‌جوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.(۴)

    دشمن در مقابل شجاعت امیرالمؤمنین و قدرت امیرالمؤمنین و اراده‌ی پولادین امیرالمؤمنین چاره‌ای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریبِ محیط پیرامونیِ امیرالمؤمنین که در جنگ صفّین این کار با سرِ نیزه کردن قرآنها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتّفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتّفاق افتاد؛ جنگ نرم [این] است. جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد. هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده‌ی تلاشند و آماده‌ی کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان میشوند. آن زمان، [یعنی] زمان امیرالمؤمنین این کار را کردند که در تاریخ بتفصیل جزئیّاتش وجود دارد. افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمده‌اند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد. امروز ملّت ایران نشان داده که در میدانهای سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم می‌ایستد. این کار ملّت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بِایستد می‌ایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک میکند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار میدهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبه‌رو مأیوس کند، مأیوس میکند. این انگیزه دشمن را نگران میکند؛ سعی میکنند این انگیزه را با بهانه‌های مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند.

    امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.

    جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛(۵) این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم. من شاید یکی دو بار در صحبتها گفته‌ام؛(۶) چند سال قبل از این، یک دانشمند موشکی متعلّق به صهیونیست‌ها(۷) خودش اعلام کرده بود و گفته بود که وقتی [پرتاب] فلان موشک ایرانی را تمرین میکردند و من [تصویرش را که] پخش میشد دیدم، به احترام آن کسی که این را ساخته کلاهم را برداشتم و او را احترام کردم که در حال تحریم، در وقت تحریم، توانسته یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد. در صنایع دفاعی، در شیوه‌های درمان، امروز کارهای بزرگ دارد انجام میگیرد؛ اینها را دشمن پنهان میکند، بعضی‌ها هم متأسّفانه در داخل اینها را پنهان میکنند. در داخل، متأسّفانه بعضی پنهان میکنند این پیشرفتها را، این کارهای بزرگ را، به مردم اطّلاع‌رسانی نمیکنند. کارهای بزرگی در کشور دارد انجام میگیرد، کشور دارد پیش میرود.

    آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغ‌گو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم ــ آن [عاملی] که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است. من شنیدم و نقل کردند برای من که این کسانی که هفته‌ی گذشته این ماهواره‌ها را به فضا پرتاب کردند، این جوانهایی که سه ماهواره را در یک روز به فضا پرتاب کردند و در فضا مستقر شد، متوسّط سنّی اینها ۲۶ سال است! جوان بیست‌وشش‌ساله؛ اینها ثروتهای عظیمی است، ثروت نیروی انسانی ثروت کوچکی نیست. آن‌وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی(۸) می‌نشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛ وعده‌ی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناخته‌اند؛ یک روزی بود که نمی‌شناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه می‌شناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناخته‌اند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.

    ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.

    خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند. دیدند که در جنگ دوازده‌روزه اتّحاد ملّت، معجزه‌آفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهم‌ترین مسئله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.(۹)

    خب، من دو سه جمله‌ای هم درباره‌ی این اجتماعاتی که هفته‌ی گذشته شد، عرض بکنم. اوّلاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب می‌شناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله، این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. من، هم در تلویزیون شنیدم، هم در محاسبات و در کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید؛ این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور درصدد علاج این مشکلند. این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است؛ این را هم به شما عرض بکنم. این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بی‌حسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است. البتّه با تدابیر گوناگون باید جلویش گرفته بشود؛ و دارند تلاش میکنند؛ هم رئیس‌جمهور، هم رؤسای قوای دیگر و بعضی مسئولین دیگر تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین اعتراض بازاری‌ها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.

    اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛ البتّه مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود. مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بی‌تفاوت نبودن در مقابل شایعه‌پردازی‌های دشمن است؛ اینها مهم است. مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر  ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛ ما با اتّکاء به خدای متعال، با اتّکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم ان‌شاء‌الله به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد.

    امیدواریم خدای متعال شهدای عزیز ما را با اولیائشان محشور کند؛ جوانهای ما را محفوظ بدارد؛ شما عزیزان را ان‌شاء‌الله از برکات ولادت امیرالمؤمنین برخوردار کند و بر دل خانواده‌های شهیدان، خداوند صبر و تسلّیٰ و سکینه و آرامش نازل کند.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
     
     
     


    (۱ اشاره به سخنان دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) که حرفهای گذشته‌ی خود راجع به شهید سلیمانی را تکرار کرد که او باعث کشته شدن سربازان آمریکایی شده است.

    (۲ نهج‌البلاغه‌، نامه‌ی ۵۳

    (۳ حکومت ولایی

    (۴ سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۲؛ «... همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.»

    (۵ اشاره به پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴

    (۶ از جمله، بیانات در اجتماع بسیجیان شرکت‌کننده در همایش «خدمت بسیجیان» (۱۳۹۷/۷/۱۲)

    (۷ یوزی رابین (مدیر اسبق برنامه‌ی موشکی رژیم صهیونیستی)

    (۸ دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)

    (۹ سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «... بر کافران، سخت‌گیر [و] با همدیگر مهربانند ...»



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246

    #بيانات
    📰 بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی [دریافت PDF] با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار بسم الله الرّحمن الرّحیم و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین. امروز سالگرد یک میلاد بی‌نظیر است؛ هم از حیث مولد بی‌نظیر است، هم از حیث فرزند ولادت‌یافته؛ هم مولد و هم مولود. مولد، کعبه است؛ در تاریخ، دیگر ما چه کسی را سراغ داریم که در خانه‌ی خدا، در کعبه متولّد شده باشد؟ مولود، علیّ مرتضیٰ (سلام الله علیه) است که درباره‌ی ایشان چند جمله‌ای بعداً عرض خواهم کرد. بنابراین، از لحاظ ولادت این بزرگوار، روز سیزدهم رجب یک روز استثنائی و بی‌نظیر است. همین‌طور، امروز سالگرد شهید عزیز عالی‌قدر ما، شهید سلیمانی است. درباره‌ی شهید سلیمانی بحمدالله زیاد صحبت شده است، زیاد نوشته شده است. من اگر بخواهم درباره‌ی این شهید عزیز که از نزدیک زندگی او و کار او را مشاهده کرده‌ام، جمله‌ای عرض بکنم، باید بگویم سلیمانی مرد ایمان و اخلاص و عمل بود؛ این سه خصوصیّت. مرد ایمان بود؛ یعنی به کاری که میکرد ایمان داشت؛ به هدفی که برای آن هدف تلاش میکرد، از اعماق قلب ایمان داشت؛ به خدا و حمایت الهی ایمان داشت؛ مرد ایمان بود. مرد اخلاص بود؛ برای خوش‌نامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد. و مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست. شهید سلیمانی اهل عمل بود؛ هر جایی که احساس میکرد وجود او لازم است، آنجا حاضر بود؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب در کرمان، چه در مقابله‌ی با مهاجمین ظالم و ستمگر در آن منطقه، چه در نیروی قدس، چه در دفاع از حرم، چه در مقابله‌ی با داعش. مرد عمل بود؛ هم در میدان نظامی، هم در میدان سیاسی، هم در میدان تربیتی. کارش فقط کار نظامی نبود. او را به عنوان نظامی می‌شناسیم لکن در حسّاس‌ترین و مهم‌ترین مسائل سیاسی منطقه، شهید سلیمانی یک عامل مؤثّر و مفید و در مواردی بی‌نظیر بود. مرد عمل در امر تربیت هم بود؛ زیر‌دست‌های خودش، جوانهایی که به او میپیوستند، کسانی که [همراه] با او میجنگیدند، از او درس میگرفتند؛ او تربیت میکرد اینها را. یک انسان جامع و کاملی در زمان ما [بود]. چند روز قبل از این، آن کسانی که هنوز مدیون خون او هستند، یاوه‌هایی درباره‌ی او گفتند، راجع به شهید سلیمانی سخنان یاوه‌ای بر زبان آوردند،(۱) امّا شهید سلیمانی در عمل، در اقدام، در مدّت حیات بابرکتش، سخنان آنها را رد کرده است. و بحمدالله به کوری چشم دشمن مزار او هر سال مثل اینکه مقدّس‌تر و محترم‌تر از سال قبل میشود. امسال شما نگاه کنید ــ آن‌طوری که من در تلویزیون دیدم ــ اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور، گاهی از کشورهای دیگر راه‌پیمایی میکنند، حرکت میکنند، میروند مزار این مرد را زیارت میکنند. مرد ایمان، مرد اخلاص و مرد عمل. امروز علاوه‌ی بر شهید سلیمانی، شهدای عزیز دیگری هم در این محفل مطرحند؛ خانواده‌های بعضی از این شهیدان در اینجا حاضرند؛ چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند. این جلسه، جلسه‌ی تجلیل و تکریم و تعظیم به این شهیدان عزیز است که در تاریخ نامشان ماندگار خواهد بود و ما باید از نام مبارک اینها برای حرکت در تاریخ استفاده کنیم. امّا موضوعاتی که امروز مایلم مطرح کنم، دو سه موضوع کوتاه را میخواهم به شما عرض بکنم. یکی سخن کوتاهی است در باب امیرالمؤمنین (علیه‌ الصّلاة و ‌السّلام)؛ یکی سخن در باب یک عامل مؤثّر در رویارویی حق و باطل که باید متوجّه آن باشید، چه آنچه در زمان امیرالمؤمنین بود، چه آنچه امروز هست؛ یکی هم یک نگاهی به این حوادث اخیر هفته‌ی گذشته و اجتماعات مردممان که یک جمله‌ای هم درباره‌ی آن عرض خواهم کرد. درباره‌ی امیرالمؤمنین، خب گفته‌ها و نوشته‌ها در تاریخ، در ادبیّات، در حدیث آن‌قدر انباشته و بزرگ است که من گمان نمیکنم درباره‌ی هیچ شخصی این‌همه سخن گفته شده باشد، این‌همه مدح شده باشد؛ حتّی در غیر مسلمانها، حتّی از غیر شیعه، بزرگانی، علمائی، کتابها نوشته‌اند؛ شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن‌ابی‌الحدید یک کتاب قطورِ بزرگ با مجلّدات بسیار، و شرحهای نهج‌البلاغه و شرحهای سخنان آن بزرگوار و شرح نامه‌ به جناب مالک اشتر و شرح‌‌حال‌های ایشان در تاریخ، در ادبیّات به قدری زیاد است که عرض کردم، نمیشود نظیری برای او پیدا کرد. خب من در بین همه‌ی این خصوصیّاتی که راجع به امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) گفته شده است، دو خصوصیّت را ــ که امیرالمؤمنین در قلّه‌ی این دو خصوصیّت است و ما امروز به اینها احتیاج داریم ــ انتخاب کرده‌ام که درباره‌اش چند کلمه‌ای مختصر صحبت کنم: یکی اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «عدالت» است؛ دیگری اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «تقوا» است؛ عدالت و تقوا. امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم. قلّه‌ی «عدالت» که گفتیم امیرالمؤمنین در آنجا مستقر است و بالاترین نقطه‌ی عدالت است، امیرالمؤمنین عدالت را چه جوری اِعمال میکرد؟ متنوّع اِعمال میکرد؛ گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّه‌های یتیم، به خانواده‌های بی‌سرپرست؛ گاهی این‌جوری اِعمال عدالت میکرد؛ گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطه‌ی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرنده‌ای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازه‌ی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛ عباراتی که فراتر از سطح ادبیّات عرب است، مثل نهج‌البلاغه. عدالت را این‌جوری [بیان میکند]؛ به آن کسانی که حکّام او هستند، استاندارهای او هستند نامه مینویسد، درس عدالت است. یعنی وقتی انسان نگاه کند، واقعاً نوشته‌ی امیرالمؤمنین به مالک اشتر(۲) که فرمان حکومت او است ــ که به غلط میگویند عهدنامه؛ عهدنامه نیست، فرمان است، فرمان حکومت است ــ پُر از مفاهیمی است که اغلب اینها به عدالت برمیگردد، جامعه را جامعه‌ی عادلانه قرار میدهد؛ عدالت را گاهی این‌جوری هم پیش میبُرد. یعنی هم با مهربانی، هم با خشونت الهی و تعصّب دین، هم با بیان رسا و حکمت و تبیین. مصدر این جهاد تبیین، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. امّا تقوا؛ تقوا را چه جوری اِعمال میکرد؟ تقوا را گاهی در محراب عبادت اِعمال میکرد؛ عباداتی که فرشتگان به آن عبادات رشک میبردند؛ یعنی عبادت امیرالمؤمنین، نماز او، تضرّع او، سخن او با خدا، فرشتگان را متحیّر میکرد. گاهی تقوا را با صبر و سکوت برای حفظ اتّفاق مسلمین اِعمال میکرد؛ این هم یکی از مصادیق مهمّ تقوای امیرالمؤمنین است. حقّی متعلّق و وابسته‌ی به او است، آن حق از او سلب میشود، امیرالمؤمنین با شمشیر میتواند این حق را بگیرد امّا بین مسلمین اختلاف خواهد شد؛ برای اینکه اختلاف نشود، صبر میکند، سکوت میکند، همکاری میکند. گاهی گفته میشود امیرالمؤمنین ۲۵ سال در خانه نشست؛ نه، امیرالمؤمنین در خانه ننشست، در صحنه بود، در عرصه بود، دستور میداد، هدایت میکرد، راهنمایی میکرد خلفای وقت را، مردم را. یعنی با صبر و سکوت، تقوای خودش را نشان [میداد]؛ این تقوا است. این تقوا است که انسان ببیند حقّی دارد از او زایل میشود امّا به خاطر یک مصلحت بزرگ‌تر سکوت کند. ماها طاقت نمی‌آوریم سکوت کنیم؛ اگر حقّی از ما زایل بشود، فکر میکنیم که دنیا به هم خورده، ملاحظه نمیکنیم؛ آن بزرگوار ملاحظه میکرد. در یک جاهایی تقوای آن بزرگوار با سینه سپر کردن در مقابلِ حوادثِ شدید ظاهر میشد، مثل لیلة‌المبیت؛ تقوا بود؛ رفت جای پیغمبر خوابید، در حالی که به طور طبیعی اطمینان حاصل بود که امشب جانش را از دست خواهد داد. در اُحد تقوا نشان داد، ایستاد؛ در حُنین تقوا نشان داد، ایستاد؛ در خیبر تقوا نشان داد، دشمن را زمین‌گیر کرد؛ در اغلب غزوات پیغمبر پیشرو بود؛ [اینها هم] تقوا بود. تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛ [لذا امیرالمؤمنین] در مقابل دشمن سینه سپر میکرد. این دو خصوصیّت است؛ عدالت امیرالمؤمنین و تقوای امیرالمؤمنین. ما امروز در کشورمان، در جامعه‌مان، هم به عدالت نیاز داریم، هم به تقوا. هم تقوای آحاد مردم و هم بخصوص تقوای مسئولان کشور؛ به این نیاز داریم، این باید تحقّقِ کامل پیدا کند. خب بحمدالله تا حدود زیادی در مواردی انسان مشاهده میکند که با تقوا عمل میکنند، امّا بایستی همه‌گیر بشود. این امامی که ما مشتاق نام او هستیم، مشتاق یاد او هستیم، اسم او را بر زبان می‌آوریم، مدح او را میگوییم و میخوانیم، این‌جور انسانی است؛ آن، رفتارش در عدالت و آن، رفتارش در تقوا. شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت که عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی(۳) است. امروز بایستی ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجب‌ترین و اولیٰ‌ترین خصوصیّت برای اداره‌ی یک جامعه است که بایستی دنبال آن باشید. خب، عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظه‌ی رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظه‌ی دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. بایستی بدون ملاحظه ــ ملاحظه‌ی بی‌مورد ــ به سمت برنامه‌ی عدالت‌آور و برنامه‌ای که تقوا را توسعه بدهد، حرکت کرد. خب، این درباره‌ی امیرالمؤمنین. عرض کردم یک نکته‌ای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین (علیه ‌السّلام) که این نکته امروز هم در جامعه‌ی ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همه‌جا فاتح بود و غالب بود؛ حتّی در اُحد. [در جنگ] اُحد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگرِ اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتّفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد. در دوران خلافت سه‌ جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفّین هم پیروز شد. در صفّین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر میتوانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض میشد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت. آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم «جنگ نرم». بعضی خیال میکنند این حوادث این‌جوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.(۴) دشمن در مقابل شجاعت امیرالمؤمنین و قدرت امیرالمؤمنین و اراده‌ی پولادین امیرالمؤمنین چاره‌ای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریبِ محیط پیرامونیِ امیرالمؤمنین که در جنگ صفّین این کار با سرِ نیزه کردن قرآنها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتّفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتّفاق افتاد؛ جنگ نرم [این] است. جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد. هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده‌ی تلاشند و آماده‌ی کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان میشوند. آن زمان، [یعنی] زمان امیرالمؤمنین این کار را کردند که در تاریخ بتفصیل جزئیّاتش وجود دارد. افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمده‌اند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد. امروز ملّت ایران نشان داده که در میدانهای سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم می‌ایستد. این کار ملّت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بِایستد می‌ایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک میکند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار میدهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبه‌رو مأیوس کند، مأیوس میکند. این انگیزه دشمن را نگران میکند؛ سعی میکنند این انگیزه را با بهانه‌های مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند. امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند. جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛(۵) این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم. من شاید یکی دو بار در صحبتها گفته‌ام؛(۶) چند سال قبل از این، یک دانشمند موشکی متعلّق به صهیونیست‌ها(۷) خودش اعلام کرده بود و گفته بود که وقتی [پرتاب] فلان موشک ایرانی را تمرین میکردند و من [تصویرش را که] پخش میشد دیدم، به احترام آن کسی که این را ساخته کلاهم را برداشتم و او را احترام کردم که در حال تحریم، در وقت تحریم، توانسته یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد. در صنایع دفاعی، در شیوه‌های درمان، امروز کارهای بزرگ دارد انجام میگیرد؛ اینها را دشمن پنهان میکند، بعضی‌ها هم متأسّفانه در داخل اینها را پنهان میکنند. در داخل، متأسّفانه بعضی پنهان میکنند این پیشرفتها را، این کارهای بزرگ را، به مردم اطّلاع‌رسانی نمیکنند. کارهای بزرگی در کشور دارد انجام میگیرد، کشور دارد پیش میرود. آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغ‌گو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم ــ آن [عاملی] که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است. من شنیدم و نقل کردند برای من که این کسانی که هفته‌ی گذشته این ماهواره‌ها را به فضا پرتاب کردند، این جوانهایی که سه ماهواره را در یک روز به فضا پرتاب کردند و در فضا مستقر شد، متوسّط سنّی اینها ۲۶ سال است! جوان بیست‌وشش‌ساله؛ اینها ثروتهای عظیمی است، ثروت نیروی انسانی ثروت کوچکی نیست. آن‌وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی(۸) می‌نشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛ وعده‌ی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناخته‌اند؛ یک روزی بود که نمی‌شناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه می‌شناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناخته‌اند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است. ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند. خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند. دیدند که در جنگ دوازده‌روزه اتّحاد ملّت، معجزه‌آفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهم‌ترین مسئله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.(۹) خب، من دو سه جمله‌ای هم درباره‌ی این اجتماعاتی که هفته‌ی گذشته شد، عرض بکنم. اوّلاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب می‌شناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله، این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. من، هم در تلویزیون شنیدم، هم در محاسبات و در کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید؛ این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور درصدد علاج این مشکلند. این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است؛ این را هم به شما عرض بکنم. این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بی‌حسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است. البتّه با تدابیر گوناگون باید جلویش گرفته بشود؛ و دارند تلاش میکنند؛ هم رئیس‌جمهور، هم رؤسای قوای دیگر و بعضی مسئولین دیگر تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین اعتراض بازاری‌ها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند. اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛ البتّه مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود. مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بی‌تفاوت نبودن در مقابل شایعه‌پردازی‌های دشمن است؛ اینها مهم است. مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر  ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛ ما با اتّکاء به خدای متعال، با اتّکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم ان‌شاء‌الله به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد. امیدواریم خدای متعال شهدای عزیز ما را با اولیائشان محشور کند؛ جوانهای ما را محفوظ بدارد؛ شما عزیزان را ان‌شاء‌الله از برکات ولادت امیرالمؤمنین برخوردار کند و بر دل خانواده‌های شهیدان، خداوند صبر و تسلّیٰ و سکینه و آرامش نازل کند. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته       (۱ اشاره به سخنان دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) که حرفهای گذشته‌ی خود راجع به شهید سلیمانی را تکرار کرد که او باعث کشته شدن سربازان آمریکایی شده است. (۲ نهج‌البلاغه‌، نامه‌ی ۵۳ (۳ حکومت ولایی (۴ سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۲؛ «... همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.» (۵ اشاره به پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ (۶ از جمله، بیانات در اجتماع بسیجیان شرکت‌کننده در همایش «خدمت بسیجیان» (۱۳۹۷/۷/۱۲) (۷ یوزی رابین (مدیر اسبق برنامه‌ی موشکی رژیم صهیونیستی) (۸ دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) (۹ سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «... بر کافران، سخت‌گیر [و] با همدیگر مهربانند ...» 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246 #بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 2K Views 0 Vista previa
  • بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها


    [دریافت PDF]

    بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

    الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را به‌روز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را به‌روز کرد.

    تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.

    و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصه‌های بسیار مهمّی است که شایسته است درباره‌ی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمق‌یابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیب‌شناسی»؛ ممکن است آسیب‌شناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راه‌های رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعه‌ای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند درباره‌ی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.

    البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصله‌ی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعه‌ی ما یک پدیده‌ی حیرت‌انگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفه‌ای را بر عهده گرفته‌اند. امروز بعد از چند دهه، این پدیده‌ی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد.

    البتّه مدّاحی‌ها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همه‌ی پدیده‌ها همین‌جور هستند،‌ همه یک جور نیستند؛ بعضی‌ها برترند، بالاترند، بعضی‌ها متوسّط‌‌ترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاه‌های «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاه‌هایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیده‌ی مدّاحی و هیئت.

    خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبهه‌ی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تاب‌آوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبه‌های زندگی انسان وارد می‌آورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد،‌ دست دشمن را قطع کند.

    این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانه‌ای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نه‌فقط روزنامه‌نگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همه‌ی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز این‌جوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانه‌ای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوس‌پروری باشد و امثال اینها.

    هدف از این فشار هم میتواند توسعه‌طلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکایی‌ها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار می‌آورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً‌ اینها از راه ابزارهای رسانه‌ای انجام میگیرد؛ یا اساسی‌تر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربی‌ها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت‌ دینی‌شان، هویّت تاریخی‌شان، هویّت فرهنگی‌شان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدی‌ها سیاستمدارانه‌تر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همه‌ی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تاب‌آوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبهه‌ی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه‌ پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده.

    البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همه‌کار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفته‌ایم و تکرار کرده‌ایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن درباره‌ی ملّت ایران کرد، جوری بود که درباره‌ی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کن‌فیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد.

    مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیله‌ی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که می‌آمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسه‌ی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همه‌ی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همه‌ی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد.

    حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همین‌طور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دل‌به‌شک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند ان‌شاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستاده‌ایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتاب‌نویس، رمان‌نویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبهه‌ی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبهه‌ی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپایی‌اند و در حاشیه‌اش هم مزدورها و خائنها و بی‌وطن‌ها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شده‌اند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوه‌ی خودشان قرار داده‌اند. ما در مقابل اینها قرار داریم.

     بنابراین جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی می‌بینیم دشمن به یک نقطه‌ای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزه‌های علمیّه که در این زمینه‌ها کار کرده‌اند، فکر کرده‌اند، محصول دارند و جامعه‌ی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهره‌برداری کند.

    شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته این‌جور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون می‌بینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصون‌سازی کرد.

    من توصیه میکنم در مدّاحی‌ها درباره‌ی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطه‌ی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفته‌ام. همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّه‌ی بعدی ــ همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزه‌ی با دستگاه خلافت، مبارزه‌ی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوه‌ی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است].

    یک توصیه این است که در مواجهه‌ی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبهه‌آفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبهه‌آفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطه‌ضعف زیاد دارد؛ آن نقطه‌ضعف‌ها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد.

    یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینه‌ها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامه‌ی شما می‌نشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهره‌مند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همه‌ی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحه‌ی خوش‌ساختِ خوش‌مضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است.

    بحث خوانندگیِ خوش‌ساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی می‌شنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما.

    بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیده‌ی مدّاحی جایگاه ویژه‌ای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همان‌طور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیب‌شناسی بشود، باید راه‌های تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم.

    من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛(۲) این یکی از کوچک‌ترین‌هایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، ‌دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برهه‌ای از این میانه‌ها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم ان‌شاءالله پیشتر خواهد رفت.

    روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله

     

    (۱ در ابتدای این دیدار، جمعی از ستایشگران اهل‌بیت (علیهم السّلام) به شعرخوانی و مدیحه‌سرایی پرداختند.

    (۲ اشاره به اشعار یکی از ستایشگران از خوزستان



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62065

    #بيانات
    📰 بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها [دریافت PDF] بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را به‌روز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را به‌روز کرد. تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست. و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصه‌های بسیار مهمّی است که شایسته است درباره‌ی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمق‌یابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیب‌شناسی»؛ ممکن است آسیب‌شناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راه‌های رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعه‌ای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند درباره‌ی این، کار کنند؛ امروز این لازم است. البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصله‌ی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعه‌ی ما یک پدیده‌ی حیرت‌انگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفه‌ای را بر عهده گرفته‌اند. امروز بعد از چند دهه، این پدیده‌ی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد. البتّه مدّاحی‌ها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همه‌ی پدیده‌ها همین‌جور هستند،‌ همه یک جور نیستند؛ بعضی‌ها برترند، بالاترند، بعضی‌ها متوسّط‌‌ترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاه‌های «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاه‌هایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیده‌ی مدّاحی و هیئت. خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبهه‌ی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تاب‌آوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبه‌های زندگی انسان وارد می‌آورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد،‌ دست دشمن را قطع کند. این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانه‌ای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نه‌فقط روزنامه‌نگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همه‌ی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز این‌جوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانه‌ای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوس‌پروری باشد و امثال اینها. هدف از این فشار هم میتواند توسعه‌طلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکایی‌ها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار می‌آورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً‌ اینها از راه ابزارهای رسانه‌ای انجام میگیرد؛ یا اساسی‌تر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربی‌ها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت‌ دینی‌شان، هویّت تاریخی‌شان، هویّت فرهنگی‌شان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدی‌ها سیاستمدارانه‌تر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همه‌ی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تاب‌آوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبهه‌ی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه‌ پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده. البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همه‌کار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفته‌ایم و تکرار کرده‌ایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن درباره‌ی ملّت ایران کرد، جوری بود که درباره‌ی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کن‌فیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد. مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیله‌ی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که می‌آمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسه‌ی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همه‌ی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همه‌ی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد. حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همین‌طور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دل‌به‌شک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند ان‌شاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستاده‌ایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتاب‌نویس، رمان‌نویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبهه‌ی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبهه‌ی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپایی‌اند و در حاشیه‌اش هم مزدورها و خائنها و بی‌وطن‌ها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شده‌اند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوه‌ی خودشان قرار داده‌اند. ما در مقابل اینها قرار داریم.  بنابراین جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی می‌بینیم دشمن به یک نقطه‌ای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزه‌های علمیّه که در این زمینه‌ها کار کرده‌اند، فکر کرده‌اند، محصول دارند و جامعه‌ی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهره‌برداری کند. شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته این‌جور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون می‌بینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصون‌سازی کرد. من توصیه میکنم در مدّاحی‌ها درباره‌ی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطه‌ی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفته‌ام. همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّه‌ی بعدی ــ همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزه‌ی با دستگاه خلافت، مبارزه‌ی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوه‌ی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است]. یک توصیه این است که در مواجهه‌ی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبهه‌آفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبهه‌آفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطه‌ضعف زیاد دارد؛ آن نقطه‌ضعف‌ها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد. یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینه‌ها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامه‌ی شما می‌نشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهره‌مند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همه‌ی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحه‌ی خوش‌ساختِ خوش‌مضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است. بحث خوانندگیِ خوش‌ساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی می‌شنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما. بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیده‌ی مدّاحی جایگاه ویژه‌ای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همان‌طور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیب‌شناسی بشود، باید راه‌های تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم. من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛(۲) این یکی از کوچک‌ترین‌هایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، ‌دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برهه‌ای از این میانه‌ها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم ان‌شاءالله پیشتر خواهد رفت. روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد. والسّلام علیکم و رحمة‌الله   (۱ در ابتدای این دیدار، جمعی از ستایشگران اهل‌بیت (علیهم السّلام) به شعرخوانی و مدیحه‌سرایی پرداختند. (۲ اشاره به اشعار یکی از ستایشگران از خوزستان 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62065 #بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 2K Views 0 Vista previa
  • بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران


    [دریافت PDF]

     بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

    و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    خیلی خوش آمدید همه‌ی بانوان محترم، بخصوص خانواده‌های شهیدان عزیز، و بالاخص خانواده‌های شهدای اخیر که مظهر اقتدار کشور و مظهر اقتدار جمهوری اسلامی بودند. و تشکّر از خانمهایی که اینجا بیاناتی بیان کردند؛ هم پُرمغز و پُرمعنا بود آنچه اینجا گفته شد ــ چه همسر شهید رشید و مادر شهید [امین‌عبّاس] رشید و چه صبیّه‌ی شهید سلامی ــ هم از لحاظ مضمون و معنا حاکی از یک ذهن روشن و فکر بلند در این بانوان و در مجموعه‌ی بانوان فداکار کشور بود، هم از لحاظ متن بسیار زیبا و شنیدنی بود؛ خیلی متشکّرم از همه‌ی خانمها و بالخصوص از این خانمها.

    این روزها مربوط به حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) است؛ من یک جمله‌ی کوتاه درباره‌ی آن بزرگوار عرض میکنم، بعد هم درباره‌ی مسئله‌ی زنان و مسئله‌ی زن ــ که امروز مسئله‌ی مطرحی در دنیا است ــ چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد.

    درباره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، فضایل ایشان را [اگر] بخواهیم بشمریم، حدّوحصر ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله این بزرگوار را معرّفی کنیم، باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیّه‌ی معصومین؛ انسانند، امّا اهل عرشند. ما فرشی‌ها، زمینی‌ها، قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیّت اینها را ببینیم یا حتّی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند مستقیم به خورشید نگاه کند. حدّ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) این حد است. در همه‌ی ابعاد زندگی، یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار ــ که شنیده‌اید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران ــ چه در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آن که غرق در معارف الهی و معنوی و توجّه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست. در شب عروسی، لباس عروسی خود را به سائل، به فقیر میبخشد؛ سه روز غذا نمیخورد و افطاری خودش را به سائل میبخشد؛ به مردم رسیدگی میکند.

    در تاب‌آوری در سختی‌ها و مصیبت‌ها؛ چه کسی است که بتواند تاب بیاورد و طاقت بیاورد مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است، یک انسان عرشی است. در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانه‌داری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود می‌آورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاه‌های غیر قابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابی‌طالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد؛ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) به این خصوصیّات آراسته است و تمامی ندارد. به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همان که خود پیغمبر فرمود: سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین‌؛ سَرور زنان جهان. طبق روایت، از پیغمبر اکرم پرسیدند که این جمله درباره‌ی حضرت مریم آمده که «سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین»؛ فرمود: مَریَمَ‌ کانَت‌ سَیِّدَةَ نِساءِ عالَمِها؛(۲) او سرور زنان زمان خودش بود ــ زنان عالم [خودش] ــ امّا فاطمه سرور زنان همه‌ی عالم است در همه‌ی دورانهای تاریخ. این فاطمه‌ی زهرا است. شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید، هدف را از چنین شخصیّتی میگیرید و دنبال میکنید؛ اینها آن نقاطی است که زنان جامعه‌ی ما، زنان کشور ما بحمدالله به آن توجّه دارند و باید داشته باشند. این راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها).

    امّا در مورد موضوعات مربوط به زن، که امروز در دنیا هم این مسائل مطرح است و علّت هم جفاهایی است که صورت گرفته و الان صورت میگیرد. تصوّر من این است که در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهم‌تر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان»؛ اینها باید مطرح بشود.

    شأن زنان در اسلام خیلی شأن والا و بالایی است. شاید مترقّی‌ترین و بهترین تعبیرات و سخنان را درباره‌ی زن و بهترین مفاهیم را در مورد هویّت و شخصیّت زن، ما در قرآن پیدا میکنیم؛ مثلاً من اینجا یادداشت کرده‌ام:

    اوّلاً نقش پدید آمدن حیات بشر و تاریخ بشر از مرد و زن: برابری مرد و زن. اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ؛(۳) یعنی در خلقتِ این سلسله‌ی بشری ــ که چندین هزار سال سابقه دارد و خدا میداند تا چندین هزار سال دیگر لاحقه(۴) خواهد داشت ــ مؤسّس این تشکیلات یک مرد و یک زن است؛ یعنی بنا بر تعبیر قرآن، زن نیمی از تأثیر حیات بشریّت را به خودش اختصاص داده.

    [ثانیاً] در مورد تکلیف عمومی؛ خداوند متعال انسانها را خلق کرده است برای یک هدفی، برای رسیدن به یک رتبه‌ای؛ در این زمینه هم مرد و زن در منطق اسلام یکسانند، بدون هیچ گونه تفاوتی. وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ‌ وَ هُوَ مُؤمِن؛(۵) تأثیر عمل صالح و ایمان در مرد و در زن یکسان است و میتواند اینها را نجات بدهد، که در چند آیه‌ی قرآن [آمده]؛ حالا این آیه‌ای که من خواندم در سوره‌ی نساء است امّا در آیات متعدّد دیگری همین معنا ذکر شده.

    ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن. وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ی این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه از سوی کسانی که دیندارند امّا دین را نشناخته‌اند، و همچنین از سوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند. در سوره‌ی مبارک احزاب [که میفرماید]: «اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات‌»،(۶) همه‌جا مرد و زن در کنار هم [آمده]؛ ده عنوان درجه‌ی یک و یکسان برای مرد و زن به عنوان بندگان خدا، بندگان مؤمن. کسانی که با این خصوصیّت هستند، مورد لطف خدا، مورد عفو خدا، مورد توجّه الهی و لایق رسیدن به مقامات عرشی و معنوی و الهی هستند.

    در حقوق متقابل با مرد، در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [آمده] است: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ؛(۷) اینها منطق قرآن است. ببینید، چه جور و چگونه مابین زن و مرد به عنوان مؤمن، به عنوان انسان، به عنوان یک فرد متعالی تساوی کامل برقرار میکند! از نظر اسلام زن میتواند در فعّالیّت اجتماعی، در کسب و کار، در فعّالیّت سیاسی، در بیشتر مناصب حکومتی، در همه‌ی عرصه‌های زندگی فعّال باشد. آن چیزی که فرهنگِ منحطّ فاسدِ غلطِ غربی از زن دارد ارائه میدهد ــ که بعداً‌ اشاره خواهم کرد ــ مطلقاً در اسلام مردود است؛ [در اسلام] زن این[جور] است؛ با این معانی بلند، با این رتبه‌های عالی، با این زمینه‌های پیشرفت در عالم مادّی زندگی میکند و در عالم معنوی سِیر و حرکت میکند.

    از جمله‌ی نکاتی که در اسلام در مورد زن وجود دارد، مسئله‌ی محدودیّتهایی است در ارتباط با مرد. این برابری‌ها [که ذکر شد] هست امّا محدودیّتهایی هم وجود دارد در ارتباط زن و مرد که این از خصوصیّات اسلام است. این هم در فرهنگ منحطّ غربی مطلقاً مورد توجّه قرار نگرفته؛ علّتش هم معلوم است. علّت این است که کشش درخواست‌ها و خواهشهای جنسی، کشش بسیار قوی‌ای است؛ بایستی آن را مهار کرد و اسلام توانسته با احکام خودش [آن را] مهار کند. اگر چنانچه به آن احکام عمل نشود، این بی‌مهاری همان کاری را خواهد کرد که امروز در غرب کرده که می‌شنوید و از باندها و تشکیلات فاسد در آمریکا و در اروپا و در عمده‌ی کشورهای غربی اطّلاع دارید. پوشش زن و مرد از این قبیل است؛ از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن . مسئله‌ی پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند.

    خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است که من فقط یک اشاره‌ای کردم؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است.

    در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی‌اند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی، این خصوصیّات با هم تفاوت دارند. این دو عنصر باید برای اداره‌ی زندگی و ادامه‌ی نسل بشر و پیشرفتهای تمدّنی و نیازهای روحی ــ و نیازهای روحی! ــ نقش ایفا کنند؛ یعنی زن و مرد، دنیا را اداره میکنند، درون انسانیِ خودشان را هم اداره میکنند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که اینها انجام میدهند، تشکیل خانواده است که متأسّفانه در منطق غلط فرهنگ سرمایه‌داری و فرهنگ غربی، خانواده فراموش‌شده است. حالا یک اشاره‌ای بعد خواهم کرد که حقوقی در خانواده وجود دارد؛ حقوقی برای زن، حقوقی برای مرد، حقوقی برای فرزندان؛ حقوق متقابل بین این سه عنصر: مرد، زن، و فرزندان.

    خب، از همین‌جا راجع به مسئله‌ی حقوق زن [مطالبی عرض کنیم]. شأن زن را عرض کردیم.

    در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور.

    حفظ امنیّت و حرمت و کرامت زن، جزو حقوق زن است. بایستی کرامت زن محفوظ بماند. این منطق سرمایه‌داری خبیث، کرامت زن را از بین میبرد و پامال میکند. در اسلام، کرامت زن و احترام به زن یکی از اصلی‌ترین عناصر است. پیغمبر طبق روایت فرمود:  اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة. بارها من این حدیث را خوانده‌ام، عمداً مایلم که این گفته بشود. «قهرمان» به کسی میگویند که کارگزار یک کاری است؛ فرض کنید یک نفری یک بوستانی دارد، باغی دارد، تجارتی دارد، به آن که کارها را جور میکند و زحمات را بر دوش میکشد، در عربی میگویند «قهرمانة». پیغمبر میفرماید: اَلمَراَةُ رَیحانَة. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی، چرا آن کار را نکردی، چرا خانه تمیز نیست. رَیحانَة؛ گل است. گل را باید مراقبت کرد، باید حفظ کرد؛ او هم شما را از رنگ خود، از بوی خود، از خواصّ خود برخوردار خواهد کرد. ببینید! اسلام به زن این‌جوری نگاه میکند.

    یک ‌جا برای اینکه اهمّیّت عمل زن و فکر زن و راهی که زن میپیماید معلوم بشود، قرآن یک مَثل عجیبی را میزند: وَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛(۸) یعنی خدای متعال برای مؤمنین یک نمونه، یک مَثل، یک مثال، یک شاخص، معیّن میکند که آن شاخص برای همه‌ی مؤمنین [است]، نه برای زنها فقط؛ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا؛ برای همه‌ی مؤمنین شاخص معیّن میکند؛ آن شاخص کیست؟ یکی زن فرعون، یکی «وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران‌»؛(۹) یعنی همه‌ی مردان عالم، همه‌ی مؤمنین عالم برای اینکه ببینند راهی که میروند درست است یا درست نیست، به این دو زن نگاه کنند؛ ببینند اینها چه جور عمل کردند، چه کار کردند؛ آن [مسیر،] راه نجاتِ اینها است. نگاه اسلام به زن این است.

    حقوق زن در جامعه محفوظ باشد؛ تبعیض وجود نداشته باشد ــ امروز وجود دارد ــ امروز در بسیاری از کشورهای غربی دستمزد زنان از مردان در یک کار واحد، کمتر است؛ امروز این‌جور است. این بی‌عدالتی محض است. مسئله‌ی ارزش‌گذاریِ برابر با مردان برای کاری که انجام میدهند ــ دستمزد ــ برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان و ده‌ها مسئله‌ی دیگر؛ اینها باید رعایت بشود. این در جامعه.

    در خانه، مهم‌ترین حقّی که بانوی خانه و زن خانه دارد، «محبّت» است. مهم‌ترین نیازی که دارد و مهم‌ترین حقّی که دارد، محبّت است. روایت وارد شده که مردها به زنهایشان بگویند من تو را دوست دارم؛ یعنی تصریح کنند؛(۱۰) [با اینکه] او میداند. این اوّلین [حق].

    حقّ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ی یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به این صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به هر صورت.

    مدیریّت خانه‌داری. رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند. کمک شوهر به زحمات ناشی از عوارض فرزند‌آوری. عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود. قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟ حقّ دیگر، باز گذاشتن وسایل ترقّی و پیشرفت، مثل تحصیل علم و بعضی مشاغل زنانه و امثال اینها. اینها اجمالی از دیدگاه اسلام نسبت به زن است. یک اجمالی است؛ یعنی دیدگاه اسلام در مورد زن را اگر کسی بخواهد شرح بدهد، جایش یک جلسه‌ی نیم‌ساعته و یک‌ساعته نیست؛ خیلی طولانی‌تر از این حرفها است. این اجمالی، چند کلمه‌ای که من [در این باره] عرض کردم.

    نقطه‌ی مقابل، دیدگاه غربی است، دیدگاه سرمایه‌داری غرب است؛ به معنای واقعی کلمه، نقطه‌ی مقابل [است]. در اسلام زن در حرکت و در پیشرفت استقلال دارد، توانایی دارد،‌ عنوان دارد، هویّت دارد؛ در آنجا نخیر، هویّت زن تابع هویّت شوهر است؛ شما یک نام خانوادگی‌ای دارید، ازدواج که کردید، دیگر آن نام خانوادگی کنار میرود، نام خانوادگی شوهر روی شما می‌آید! این یک علامت است، یک نشانه است؛ هضم در مرد شدن، مغلوب هویّت مرد شدن. تفاوت در دستمزدها؛ عدم رعایت شرافت و حرمت زن؛ به چشم وسیله‌ی مادّی به زن نگاه کردن. به زن به چشم وسیله‌ی استفاده‌ی مادّی نگاه میکنند ــ ممکن است فلان فرد اشرافی زنش را احترام هم بکند؛ بحث سر او نیست، بحث سر نگاه عمومی است ــ به عنوان وسیله‌ی هوسرانی به زن نگاه کردن. این باندهای خلافکاری ــ که اخیراً‌ در آمریکا سروصدایش زیاد بلند شده ــ به معنای این است دیگر؛ یعنی نگاه به زن، نگاه به یک وسیله‌ی خوشگذرانی است؛ یک ابزار است، یک وسیله است. این فرهنگ وقتی مسلّط شد، خود آن زن هم نمیفهمد که شده ابزار؛ افتخار میکند. افتخار میکند!

    تخریب بنای خانواده. یکی از مهم‌ترین گناهانی که تمدّن و فرهنگ سرمایه‌داری غرب به وجود آورده، این است که بنای خانواده را تخریب کرده؛ خانواده به معنای یک جمع متّصل به هم و یکدست و علاقه‌مند کمتر وجود دارد. من در یک کتاب خارجی خواندم که مرد و زن قرار میگذارند که مثلاً ساعت چهار بعدازظهر برای خوردن چایی، یک ساعت هر دو بیایند خانه و بچّه‌ها میدانند که پدر و مادر در این ساعت در خانه هستند؛ اجتماع خانوادگی این است که مثلاً در ساعت چهار بعدازظهر آن خانم از سرِ کار بیاید، آن آقا از سرِ کار بیاید، آن بچّه ــ پسر، دختر ــ هم بیایند، بعد هر کدام میروند دنبال کار خودشان؛ یا شغل دارند، یا کار دارند یا جلسه‌ی دوستانه دارند یا باشگاه دارند؛ مرتّب هم نگاه میکنند ببینند ساعت پنج که مثلاً باید جلسه تمام بشود، شد یا نشد. این وضع خانواده در آنجا است! کودکان پدرنشناس، کاهش نسبت‌های خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بی‌بندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایه‌داری غرب این است که این‌همه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد «آزادی»! اغوا میکند، فریب میدهد، اسمش آزادی است. اینجا هم وقتی میخواهند همان فرهنگ را سرایت بدهند، میگویند داریم آزاد میکنیم! در واقع دارند در بند میکنند، دارند اسیر میکنند امّا اسمش را میگذارند آزادی. این مشکل بزرگِ مربوط به شأن زن و جایگاه زن در محیط جامعه و همچنین در محیط خانواده، به صورت فرهنگ درآمده؛ فرهنگِ غلط و گمراه.

    و البتّه سابقها و در قرون قبلی در اروپا به این شکل نبوده؛ اینها بیشتر در قرن اخیر و حول‌وحوش قرن اخیر شدّت پیدا کرده و به این صورت درآمده و متأسّفانه خودشان اصرارشان این است که این فرهنگ را به همه‌ی دنیا صادر کنند؛ اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همه‌ی عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد؛ هم در جامعه، هم در خانه. در سایه‌ی این نگاه در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از عرصه‌ها بانوان ما، زنان ما، دختران جوان ما پیشرفت کردند؛ در آمارهای تحصیلی،‌ در امور بهداشت و درمان، در امید به زندگانی، در زمینه‌های علمی و ورزشی، در پشتیبانی‌های جهادی. این خانم درست گفت؛(۱۱) آن شهدای عزیز ما، بدون داشتن چنین همسرانی نمیتوانستند آن‌قدر در آن میدان مجاهدت، خودشان را مشغول کنند که به این سرانجام افتخارآمیز برسند؛ به شهادت. سختی‌ها را اینها تحمّل کردند؛ اینها بودند که توانستند پشتیبانی‌های جهادی خودشان را جوری کنند، جوری با همسران مجاهد خودشان همراهی کنند که آنها بتوانند در قلّه‌ی جهاد قرار بگیرند.

    آنچه امروز بانوان ما، زنان ما در مراکز فکری و پژوهشی در این زمینه‌ها توانسته‌اند به دست بیاورند، در تاریخ ایران بی‌سابقه است؛ بلاشک. ما هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشته‌ایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشته‌ایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یک‌دهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یک‌صدمِ این را هم نداشتیم. جمهوری اسلامی بحمدالله با پیشرفت علم در کشور، در میان بانوان، بانوان را این‌جور امروز در دنیا بالا آورد؛ در عرصه‌ی علمی، در عرصه‌ی اجتماعی، در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی ورزشی زنان ما بحمدالله جزو پیشروانند.

    حرف آخر من این است: توصیه‌ی من به رسانه‌ها این است که مراقب باشند عاملی نباشند برای ترویج تفکّر غلط غربی‌ها. رسانه‌های ما مراقبت کنند ابزار ترویج تفکّر غربی و سرمایه‌داری باطل و غلط در مورد زن قرار نگیرند و ابزار آنها نشوند. وقتی راجع به حجاب بحث میشود، راجع به پوشش زنان بحث میشود، راجع به همکاری زن و مرد بحث میشود، این‌جور نباشد که رسانه‌ی داخلی جمهوری اسلامی حرف آنها را تکرار کند، حرف آنها را درشت کند و بزرگ کند. اسلام را ترویج کنید، نظر اسلام را بیان کنید. نظر اسلام نظر افتخارآمیز است. اگر چنانچه ما در میان خودمان و در مجامع جهانی این فکر را،‌ این نگاه را، این نظریّه‌ی بزرگ و کارساز را مطرح کنیم، قطعاً بسیاری از مردم دنیا به اسلام گرایش پیدا خواهند کرد؛ بخصوص بانوان، گرایش پیدا خواهند کرد. این بهترین ترویج اسلام است و امیدواریم که ان‌شاءالله همه‌ی شماها موفّق به این کار بشوید.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

     


    (۱ در ابتدای این دیدار، همسر سرلشکر شهید غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و دختر سرلشکر شهید حسین سلامی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) مطالبی بیان کردند.

    (۲ امالی صدوق، مجلس هفتادوسوّم، ص ۴۸۶

    (۳ سوره‌ی حجرات، بخشی از آیه‌ی ۱۳

    (۴ دنباله، ادامه

    (۵ سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۲۴

    (۶ سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۵؛ «مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد میکنند ...»

    (۷ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۲۸؛ «... و مانند همان [وظایفی‌] که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده‌ی مردان‌] است‌ ...»

    (۸ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...»

    (۹ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دختِ عمران را ...»

    (۱۰ کافی، ج ۵، ص ۵۶۹

    (۱۱ اشاره به صحبتهای همسر شهید غلامعلی رشید



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62004

    #بيانات
    📰 بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران [دریافت PDF]  بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید همه‌ی بانوان محترم، بخصوص خانواده‌های شهیدان عزیز، و بالاخص خانواده‌های شهدای اخیر که مظهر اقتدار کشور و مظهر اقتدار جمهوری اسلامی بودند. و تشکّر از خانمهایی که اینجا بیاناتی بیان کردند؛ هم پُرمغز و پُرمعنا بود آنچه اینجا گفته شد ــ چه همسر شهید رشید و مادر شهید [امین‌عبّاس] رشید و چه صبیّه‌ی شهید سلامی ــ هم از لحاظ مضمون و معنا حاکی از یک ذهن روشن و فکر بلند در این بانوان و در مجموعه‌ی بانوان فداکار کشور بود، هم از لحاظ متن بسیار زیبا و شنیدنی بود؛ خیلی متشکّرم از همه‌ی خانمها و بالخصوص از این خانمها. این روزها مربوط به حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) است؛ من یک جمله‌ی کوتاه درباره‌ی آن بزرگوار عرض میکنم، بعد هم درباره‌ی مسئله‌ی زنان و مسئله‌ی زن ــ که امروز مسئله‌ی مطرحی در دنیا است ــ چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد. درباره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، فضایل ایشان را [اگر] بخواهیم بشمریم، حدّوحصر ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله این بزرگوار را معرّفی کنیم، باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیّه‌ی معصومین؛ انسانند، امّا اهل عرشند. ما فرشی‌ها، زمینی‌ها، قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیّت اینها را ببینیم یا حتّی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند مستقیم به خورشید نگاه کند. حدّ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) این حد است. در همه‌ی ابعاد زندگی، یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار ــ که شنیده‌اید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران ــ چه در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آن که غرق در معارف الهی و معنوی و توجّه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست. در شب عروسی، لباس عروسی خود را به سائل، به فقیر میبخشد؛ سه روز غذا نمیخورد و افطاری خودش را به سائل میبخشد؛ به مردم رسیدگی میکند. در تاب‌آوری در سختی‌ها و مصیبت‌ها؛ چه کسی است که بتواند تاب بیاورد و طاقت بیاورد مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است، یک انسان عرشی است. در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانه‌داری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود می‌آورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاه‌های غیر قابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابی‌طالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد؛ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) به این خصوصیّات آراسته است و تمامی ندارد. به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همان که خود پیغمبر فرمود: سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین‌؛ سَرور زنان جهان. طبق روایت، از پیغمبر اکرم پرسیدند که این جمله درباره‌ی حضرت مریم آمده که «سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین»؛ فرمود: مَریَمَ‌ کانَت‌ سَیِّدَةَ نِساءِ عالَمِها؛(۲) او سرور زنان زمان خودش بود ــ زنان عالم [خودش] ــ امّا فاطمه سرور زنان همه‌ی عالم است در همه‌ی دورانهای تاریخ. این فاطمه‌ی زهرا است. شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید، هدف را از چنین شخصیّتی میگیرید و دنبال میکنید؛ اینها آن نقاطی است که زنان جامعه‌ی ما، زنان کشور ما بحمدالله به آن توجّه دارند و باید داشته باشند. این راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها). امّا در مورد موضوعات مربوط به زن، که امروز در دنیا هم این مسائل مطرح است و علّت هم جفاهایی است که صورت گرفته و الان صورت میگیرد. تصوّر من این است که در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهم‌تر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان»؛ اینها باید مطرح بشود. شأن زنان در اسلام خیلی شأن والا و بالایی است. شاید مترقّی‌ترین و بهترین تعبیرات و سخنان را درباره‌ی زن و بهترین مفاهیم را در مورد هویّت و شخصیّت زن، ما در قرآن پیدا میکنیم؛ مثلاً من اینجا یادداشت کرده‌ام: اوّلاً نقش پدید آمدن حیات بشر و تاریخ بشر از مرد و زن: برابری مرد و زن. اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ؛(۳) یعنی در خلقتِ این سلسله‌ی بشری ــ که چندین هزار سال سابقه دارد و خدا میداند تا چندین هزار سال دیگر لاحقه(۴) خواهد داشت ــ مؤسّس این تشکیلات یک مرد و یک زن است؛ یعنی بنا بر تعبیر قرآن، زن نیمی از تأثیر حیات بشریّت را به خودش اختصاص داده. [ثانیاً] در مورد تکلیف عمومی؛ خداوند متعال انسانها را خلق کرده است برای یک هدفی، برای رسیدن به یک رتبه‌ای؛ در این زمینه هم مرد و زن در منطق اسلام یکسانند، بدون هیچ گونه تفاوتی. وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ‌ وَ هُوَ مُؤمِن؛(۵) تأثیر عمل صالح و ایمان در مرد و در زن یکسان است و میتواند اینها را نجات بدهد، که در چند آیه‌ی قرآن [آمده]؛ حالا این آیه‌ای که من خواندم در سوره‌ی نساء است امّا در آیات متعدّد دیگری همین معنا ذکر شده. ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن. وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ی این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه از سوی کسانی که دیندارند امّا دین را نشناخته‌اند، و همچنین از سوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند. در سوره‌ی مبارک احزاب [که میفرماید]: «اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات‌»،(۶) همه‌جا مرد و زن در کنار هم [آمده]؛ ده عنوان درجه‌ی یک و یکسان برای مرد و زن به عنوان بندگان خدا، بندگان مؤمن. کسانی که با این خصوصیّت هستند، مورد لطف خدا، مورد عفو خدا، مورد توجّه الهی و لایق رسیدن به مقامات عرشی و معنوی و الهی هستند. در حقوق متقابل با مرد، در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [آمده] است: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ؛(۷) اینها منطق قرآن است. ببینید، چه جور و چگونه مابین زن و مرد به عنوان مؤمن، به عنوان انسان، به عنوان یک فرد متعالی تساوی کامل برقرار میکند! از نظر اسلام زن میتواند در فعّالیّت اجتماعی، در کسب و کار، در فعّالیّت سیاسی، در بیشتر مناصب حکومتی، در همه‌ی عرصه‌های زندگی فعّال باشد. آن چیزی که فرهنگِ منحطّ فاسدِ غلطِ غربی از زن دارد ارائه میدهد ــ که بعداً‌ اشاره خواهم کرد ــ مطلقاً در اسلام مردود است؛ [در اسلام] زن این[جور] است؛ با این معانی بلند، با این رتبه‌های عالی، با این زمینه‌های پیشرفت در عالم مادّی زندگی میکند و در عالم معنوی سِیر و حرکت میکند. از جمله‌ی نکاتی که در اسلام در مورد زن وجود دارد، مسئله‌ی محدودیّتهایی است در ارتباط با مرد. این برابری‌ها [که ذکر شد] هست امّا محدودیّتهایی هم وجود دارد در ارتباط زن و مرد که این از خصوصیّات اسلام است. این هم در فرهنگ منحطّ غربی مطلقاً مورد توجّه قرار نگرفته؛ علّتش هم معلوم است. علّت این است که کشش درخواست‌ها و خواهشهای جنسی، کشش بسیار قوی‌ای است؛ بایستی آن را مهار کرد و اسلام توانسته با احکام خودش [آن را] مهار کند. اگر چنانچه به آن احکام عمل نشود، این بی‌مهاری همان کاری را خواهد کرد که امروز در غرب کرده که می‌شنوید و از باندها و تشکیلات فاسد در آمریکا و در اروپا و در عمده‌ی کشورهای غربی اطّلاع دارید. پوشش زن و مرد از این قبیل است؛ از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن . مسئله‌ی پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند. خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است که من فقط یک اشاره‌ای کردم؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است. در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی‌اند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی، این خصوصیّات با هم تفاوت دارند. این دو عنصر باید برای اداره‌ی زندگی و ادامه‌ی نسل بشر و پیشرفتهای تمدّنی و نیازهای روحی ــ و نیازهای روحی! ــ نقش ایفا کنند؛ یعنی زن و مرد، دنیا را اداره میکنند، درون انسانیِ خودشان را هم اداره میکنند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که اینها انجام میدهند، تشکیل خانواده است که متأسّفانه در منطق غلط فرهنگ سرمایه‌داری و فرهنگ غربی، خانواده فراموش‌شده است. حالا یک اشاره‌ای بعد خواهم کرد که حقوقی در خانواده وجود دارد؛ حقوقی برای زن، حقوقی برای مرد، حقوقی برای فرزندان؛ حقوق متقابل بین این سه عنصر: مرد، زن، و فرزندان. خب، از همین‌جا راجع به مسئله‌ی حقوق زن [مطالبی عرض کنیم]. شأن زن را عرض کردیم. در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور. حفظ امنیّت و حرمت و کرامت زن، جزو حقوق زن است. بایستی کرامت زن محفوظ بماند. این منطق سرمایه‌داری خبیث، کرامت زن را از بین میبرد و پامال میکند. در اسلام، کرامت زن و احترام به زن یکی از اصلی‌ترین عناصر است. پیغمبر طبق روایت فرمود:  اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة. بارها من این حدیث را خوانده‌ام، عمداً مایلم که این گفته بشود. «قهرمان» به کسی میگویند که کارگزار یک کاری است؛ فرض کنید یک نفری یک بوستانی دارد، باغی دارد، تجارتی دارد، به آن که کارها را جور میکند و زحمات را بر دوش میکشد، در عربی میگویند «قهرمانة». پیغمبر میفرماید: اَلمَراَةُ رَیحانَة. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی، چرا آن کار را نکردی، چرا خانه تمیز نیست. رَیحانَة؛ گل است. گل را باید مراقبت کرد، باید حفظ کرد؛ او هم شما را از رنگ خود، از بوی خود، از خواصّ خود برخوردار خواهد کرد. ببینید! اسلام به زن این‌جوری نگاه میکند. یک ‌جا برای اینکه اهمّیّت عمل زن و فکر زن و راهی که زن میپیماید معلوم بشود، قرآن یک مَثل عجیبی را میزند: وَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛(۸) یعنی خدای متعال برای مؤمنین یک نمونه، یک مَثل، یک مثال، یک شاخص، معیّن میکند که آن شاخص برای همه‌ی مؤمنین [است]، نه برای زنها فقط؛ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا؛ برای همه‌ی مؤمنین شاخص معیّن میکند؛ آن شاخص کیست؟ یکی زن فرعون، یکی «وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران‌»؛(۹) یعنی همه‌ی مردان عالم، همه‌ی مؤمنین عالم برای اینکه ببینند راهی که میروند درست است یا درست نیست، به این دو زن نگاه کنند؛ ببینند اینها چه جور عمل کردند، چه کار کردند؛ آن [مسیر،] راه نجاتِ اینها است. نگاه اسلام به زن این است. حقوق زن در جامعه محفوظ باشد؛ تبعیض وجود نداشته باشد ــ امروز وجود دارد ــ امروز در بسیاری از کشورهای غربی دستمزد زنان از مردان در یک کار واحد، کمتر است؛ امروز این‌جور است. این بی‌عدالتی محض است. مسئله‌ی ارزش‌گذاریِ برابر با مردان برای کاری که انجام میدهند ــ دستمزد ــ برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان و ده‌ها مسئله‌ی دیگر؛ اینها باید رعایت بشود. این در جامعه. در خانه، مهم‌ترین حقّی که بانوی خانه و زن خانه دارد، «محبّت» است. مهم‌ترین نیازی که دارد و مهم‌ترین حقّی که دارد، محبّت است. روایت وارد شده که مردها به زنهایشان بگویند من تو را دوست دارم؛ یعنی تصریح کنند؛(۱۰) [با اینکه] او میداند. این اوّلین [حق]. حقّ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ی یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به این صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به هر صورت. مدیریّت خانه‌داری. رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند. کمک شوهر به زحمات ناشی از عوارض فرزند‌آوری. عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود. قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟ حقّ دیگر، باز گذاشتن وسایل ترقّی و پیشرفت، مثل تحصیل علم و بعضی مشاغل زنانه و امثال اینها. اینها اجمالی از دیدگاه اسلام نسبت به زن است. یک اجمالی است؛ یعنی دیدگاه اسلام در مورد زن را اگر کسی بخواهد شرح بدهد، جایش یک جلسه‌ی نیم‌ساعته و یک‌ساعته نیست؛ خیلی طولانی‌تر از این حرفها است. این اجمالی، چند کلمه‌ای که من [در این باره] عرض کردم. نقطه‌ی مقابل، دیدگاه غربی است، دیدگاه سرمایه‌داری غرب است؛ به معنای واقعی کلمه، نقطه‌ی مقابل [است]. در اسلام زن در حرکت و در پیشرفت استقلال دارد، توانایی دارد،‌ عنوان دارد، هویّت دارد؛ در آنجا نخیر، هویّت زن تابع هویّت شوهر است؛ شما یک نام خانوادگی‌ای دارید، ازدواج که کردید، دیگر آن نام خانوادگی کنار میرود، نام خانوادگی شوهر روی شما می‌آید! این یک علامت است، یک نشانه است؛ هضم در مرد شدن، مغلوب هویّت مرد شدن. تفاوت در دستمزدها؛ عدم رعایت شرافت و حرمت زن؛ به چشم وسیله‌ی مادّی به زن نگاه کردن. به زن به چشم وسیله‌ی استفاده‌ی مادّی نگاه میکنند ــ ممکن است فلان فرد اشرافی زنش را احترام هم بکند؛ بحث سر او نیست، بحث سر نگاه عمومی است ــ به عنوان وسیله‌ی هوسرانی به زن نگاه کردن. این باندهای خلافکاری ــ که اخیراً‌ در آمریکا سروصدایش زیاد بلند شده ــ به معنای این است دیگر؛ یعنی نگاه به زن، نگاه به یک وسیله‌ی خوشگذرانی است؛ یک ابزار است، یک وسیله است. این فرهنگ وقتی مسلّط شد، خود آن زن هم نمیفهمد که شده ابزار؛ افتخار میکند. افتخار میکند! تخریب بنای خانواده. یکی از مهم‌ترین گناهانی که تمدّن و فرهنگ سرمایه‌داری غرب به وجود آورده، این است که بنای خانواده را تخریب کرده؛ خانواده به معنای یک جمع متّصل به هم و یکدست و علاقه‌مند کمتر وجود دارد. من در یک کتاب خارجی خواندم که مرد و زن قرار میگذارند که مثلاً ساعت چهار بعدازظهر برای خوردن چایی، یک ساعت هر دو بیایند خانه و بچّه‌ها میدانند که پدر و مادر در این ساعت در خانه هستند؛ اجتماع خانوادگی این است که مثلاً در ساعت چهار بعدازظهر آن خانم از سرِ کار بیاید، آن آقا از سرِ کار بیاید، آن بچّه ــ پسر، دختر ــ هم بیایند، بعد هر کدام میروند دنبال کار خودشان؛ یا شغل دارند، یا کار دارند یا جلسه‌ی دوستانه دارند یا باشگاه دارند؛ مرتّب هم نگاه میکنند ببینند ساعت پنج که مثلاً باید جلسه تمام بشود، شد یا نشد. این وضع خانواده در آنجا است! کودکان پدرنشناس، کاهش نسبت‌های خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بی‌بندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایه‌داری غرب این است که این‌همه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد «آزادی»! اغوا میکند، فریب میدهد، اسمش آزادی است. اینجا هم وقتی میخواهند همان فرهنگ را سرایت بدهند، میگویند داریم آزاد میکنیم! در واقع دارند در بند میکنند، دارند اسیر میکنند امّا اسمش را میگذارند آزادی. این مشکل بزرگِ مربوط به شأن زن و جایگاه زن در محیط جامعه و همچنین در محیط خانواده، به صورت فرهنگ درآمده؛ فرهنگِ غلط و گمراه. و البتّه سابقها و در قرون قبلی در اروپا به این شکل نبوده؛ اینها بیشتر در قرن اخیر و حول‌وحوش قرن اخیر شدّت پیدا کرده و به این صورت درآمده و متأسّفانه خودشان اصرارشان این است که این فرهنگ را به همه‌ی دنیا صادر کنند؛ اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همه‌ی عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد؛ هم در جامعه، هم در خانه. در سایه‌ی این نگاه در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از عرصه‌ها بانوان ما، زنان ما، دختران جوان ما پیشرفت کردند؛ در آمارهای تحصیلی،‌ در امور بهداشت و درمان، در امید به زندگانی، در زمینه‌های علمی و ورزشی، در پشتیبانی‌های جهادی. این خانم درست گفت؛(۱۱) آن شهدای عزیز ما، بدون داشتن چنین همسرانی نمیتوانستند آن‌قدر در آن میدان مجاهدت، خودشان را مشغول کنند که به این سرانجام افتخارآمیز برسند؛ به شهادت. سختی‌ها را اینها تحمّل کردند؛ اینها بودند که توانستند پشتیبانی‌های جهادی خودشان را جوری کنند، جوری با همسران مجاهد خودشان همراهی کنند که آنها بتوانند در قلّه‌ی جهاد قرار بگیرند. آنچه امروز بانوان ما، زنان ما در مراکز فکری و پژوهشی در این زمینه‌ها توانسته‌اند به دست بیاورند، در تاریخ ایران بی‌سابقه است؛ بلاشک. ما هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشته‌ایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشته‌ایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یک‌دهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یک‌صدمِ این را هم نداشتیم. جمهوری اسلامی بحمدالله با پیشرفت علم در کشور، در میان بانوان، بانوان را این‌جور امروز در دنیا بالا آورد؛ در عرصه‌ی علمی، در عرصه‌ی اجتماعی، در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی ورزشی زنان ما بحمدالله جزو پیشروانند. حرف آخر من این است: توصیه‌ی من به رسانه‌ها این است که مراقب باشند عاملی نباشند برای ترویج تفکّر غلط غربی‌ها. رسانه‌های ما مراقبت کنند ابزار ترویج تفکّر غربی و سرمایه‌داری باطل و غلط در مورد زن قرار نگیرند و ابزار آنها نشوند. وقتی راجع به حجاب بحث میشود، راجع به پوشش زنان بحث میشود، راجع به همکاری زن و مرد بحث میشود، این‌جور نباشد که رسانه‌ی داخلی جمهوری اسلامی حرف آنها را تکرار کند، حرف آنها را درشت کند و بزرگ کند. اسلام را ترویج کنید، نظر اسلام را بیان کنید. نظر اسلام نظر افتخارآمیز است. اگر چنانچه ما در میان خودمان و در مجامع جهانی این فکر را،‌ این نگاه را، این نظریّه‌ی بزرگ و کارساز را مطرح کنیم، قطعاً بسیاری از مردم دنیا به اسلام گرایش پیدا خواهند کرد؛ بخصوص بانوان، گرایش پیدا خواهند کرد. این بهترین ترویج اسلام است و امیدواریم که ان‌شاءالله همه‌ی شماها موفّق به این کار بشوید. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته   (۱ در ابتدای این دیدار، همسر سرلشکر شهید غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و دختر سرلشکر شهید حسین سلامی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) مطالبی بیان کردند. (۲ امالی صدوق، مجلس هفتادوسوّم، ص ۴۸۶ (۳ سوره‌ی حجرات، بخشی از آیه‌ی ۱۳ (۴ دنباله، ادامه (۵ سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۲۴ (۶ سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۵؛ «مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد میکنند ...» (۷ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۲۸؛ «... و مانند همان [وظایفی‌] که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده‌ی مردان‌] است‌ ...» (۸ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...» (۹ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دختِ عمران را ...» (۱۰ کافی، ج ۵، ص ۵۶۹ (۱۱ اشاره به صحبتهای همسر شهید غلامعلی رشید 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62004 #بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 1K Views 0 Vista previa
  • سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران


    [دریافت PDF]

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    به ملّت عزیز ایران سلام عرض میکنم. این روزها، روزهای مربوط به بسیج است. من یکی دو نکته درباره‌ی مسئله‌ی بسیج میخواستم عرض بکنم؛ مایل بودم در جمع بسیجیان این را بگویم که متأسّفانه توفیق پیدا نکردم، و حالا آن را با ملّت عزیز ایران در میان میگذارم. یکی دو مطلب هم درباره‌ی مسائل غرب آسیا و مسائل خودمان عرض خواهم کرد.

    نکته‌ی اوّلی که درباره‌ی بسیج میخواهم مطرح کنم، این است که چرا مسئولین کشور مقیّدند که همه‌ساله این ایّام را به یاد بسیج باشند و بزرگداشت بسیج و تمجید از بسیج را برنامه قرار بدهند؟ علّت چیست؟ جواب این سؤال این است که بسیج باید در نسلهای پی‌درپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملّی است. انگیزه‌های بسیج، هم انگیزه‌های خدایی است، هم انگیزه‌های وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفْس است. امروز بحمدالله بسیج با این خصوصیّات در همه‌جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعه‌ی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است؛ این را نباید از دست داد؛ این ثروت بایستی نسل‌به‌نسل در کشور باقی بماند. در همه‌جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است؛ بخصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکش‌های بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان «جبهه‌ی مقاومت» پدید آورده، نیاز کشوری مثل کشور ما با این خصوصیّات به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است.

    دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزی‌ها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ [یعنی] عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما می‌بینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی ــ کشورهای اروپا و حتّی خود آمریکا ــ به نفع مقاومت شعار میدهند؛ به نفع مقاومت غزّه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، امروز بتدریج در بخش عظیمی از دنیا گسترش پیدا کرده؛ این لازم است؛ این باید وجود داشته باشد.

    این جریان مبارک، این جریان بسیج، [این] جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند؛ بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءالله قوی‌تر و کامل‌تر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل، از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده‌به‌کار کشور، آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشت‌گرمی خواهند کرد؛ احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند. این نکته‌ی اوّل.

    نکته‌ی دوّم درباره‌ی شناسه‌ی بسیج است؛ بسیج یعنی چه؟ بسیج چیست؟ این خیلی چیز مهمّی است. بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ این چهره، [هم] چهره‌ی باصلابتی است، [هم] چهره‌ی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، به معنای واقعی کلمه دشمن‌شکن و قوی است؛ آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید؛ این، آن چهره‌ی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی [از آن] است؛ لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که خیلی مهم است برای کشور؛ هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده‌به‌کار و پُرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است که عقبه‌ی این چهره‌ی آشکار بسیج و چهره‌ی سازمانی است. کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعّالند، پُرتلاشند، پُرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه‌جا، همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همّت، با امید مشغول کار هستند، در واقع اجزای این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعّم به وجود آنها است. چنین مجموعه‌ای که امروز بحمدالله وجود دارد و باید ادامه پیدا کند، میتواند در مقابل نقشه‌ی دشمن بِایستد، با کار جهادی خود نقشه‌ی دشمن را خنثی کند؛ چه در زمینه‌ی مسائل نظامی، چه در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، چه در زمینه‌ی تولید، چه در زمینه‌ی تولید علم، چه در زمینه‌ی پیشرفتهای فنّاوری و امثال اینها.

    دانشمندانی که در این جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسیدند، همه بسیجی بودند؛ اینها درواقع کار بسیج را میکردند؛ رسماً عضو سازمان بسیج نبودند امّا واقعاً جزو بسیج بودند و آنها را باید یک بسیجی خالص و ارزشمند دانست. سازندگان ابزارهای نظامی، بسیجی‌اند؛ آن که موشک را یا دیگر ابزارهای نظامی را طرّاحی میکند، آن که میسازد، آن که پرتاب میکند، آن که ده‌ها خدمات پیرامونی آنها را انجام میدهد، همه‌ی اینها بسیجی هستند؛ با اینکه عضو سازمان بسیج هم نیستند امّا به معنای واقعی کلمه بسیجی‌اند. آن کسی که صاحب منطق محکم و بیان رسا و زبان گویا است و در مقابل شبهه‌های دشمن، شبهه‌پراکنی‌ها، وسوسه‌ها، می‌ایستد و حرف میزند و مسائل را تبیین میکند، بسیجی است. آن پزشک یا پرستار فداکاری که در ایّام جنگ بیمارستان را رها نمیکند و به مجروحان رسیدگی میکند، یک بسیجی است. آن قهرمان ورزشی که در میدانهای بین‌المللی در مقابل چشم میلیون‌ها انسان به خدای خود، به دین خود، به ملّت خود، به کشور خود ابراز ارادت میکند، یک بسیجی است. در واقع بسیجی به معنای وسیع کلمه شامل همه‌ی اینها هست. بسیج همگانی‌ای که امام در پی آن بود، یک چنین بسیجی است که وجود دارد و امام افتخار میکرد که خودش بسیجی است.(۱)  

    این بسیج متعلّق به قشر خاصّی نبود و نیست و همه‌ی اقوام، همه‌ی اشخاص گوناگون، همه‌ی اصناف، همه‌ی قشرهای کشور جزو این بسیجند. نتیجه‌ای که من از این بیان میگیرم، این است که برای افزایش قدرت ملّی باید بسیج را قدر دانست، باید بسیج را تقویت کرد، باید بسیج را به نسلهای بعدی منتقل کرد که همه بتوانند از برکات بسیج استفاده کنند و توصیه‌ی من به دستگاه‌های دولتی همیشه این بوده که بسیجی عمل کنند، کار و وظایفشان را بسیجی انجام بدهند؛ به معنای واقعی کلمه بایستی بسیجی عمل بکنند؛ یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت. این راجع به مسائل مربوط به بسیج.

    امّا دو سه نکته درباره‌ی مسائل منطقه که شما هر روز بخشی از اخبارِ آنها را در تلویزیون‌ها می‌شنوید و می‌بینید، عرض میکنم.

    نکته‌ی اوّل این است که ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ کدام از هدفهای خودشان نرسیدند. بنا به قولی، رژیم صهیونی بیست سال برای این جنگ برنامه‌ریزی و آماده‌سازی کرده بود؛ بعضی این‌جور نقل کردند. بیست سال برنامه‌ریزی برای اینکه یک جنگی در ایران رخ بدهد و مردم تحریک بشوند و با آنها همراهی کنند و با نظام بجنگند؛ برای این برنامه‌ریزی شده بود. [امّا] دست خالی برگشتند؛ قضیّه بعکس شد و ناکام شدند و حتّی کسانی هم که با نظام زاویه داشتند، در کنار نظام قرار گرفتند؛ یک اتّحاد عمومی در کشور به وجود آمد که باید این را قدر دانست و نگه داشت. بله ما خسارتهایی دیدیم، جانهای عزیزی از دست ما رفتند، در این تردیدی نیست؛ خب این طبیعت جنگ است؛ در آیه‌ی شریفه‌ی قرآن [میفرماید:] «فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون»؛(۲) در طبیعت جنگ همین هست لکن جمهوری اسلامی نشان داد که کانون «اراده» و «قدرت» است؛ میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بِایستد و از های‌وهوی این و آن واهمه نکند. خسارتهای مادّی‌ای که بر دشمن وارد شد، بسیار بیشتر بود از خسارتهای مادّی‌ای که بر کشور ما وارد شد؛ ما هم البتّه خسارت دیدیم امّا او که حمله را شروع کرد، بیشتر از ما خسارت دید.

    مطلب دوّم اینکه در این جنگ دوازده‌روزه، آمریکا بشدّت ضرر کرد؛ آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد: از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد امّا نتوانست به آنچه میخواهد برسد. او میخواست ملّت ایران را فریب بدهد، ملّت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیّه بعکس شد؛ همان‌طور که گفتم اتّحاد ملّت ایران در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.

    در این فاجعه‌ی غزّه که امروز یکی از مهم‌ترین فجایع تاریخ منطقه‌ی ما است، رژیم صهیونی بشدّت بی‌آبرو و بدنام شد و آمریکا هم در این بدنامی و بی‌آبرویی در کنار آن رژیمِ غاصب و ظالم قرار گرفت و او هم بی‌آبرو شد، او هم بشدّت لطمه دید. مردم دنیا میدانند که اگر آمریکا نبود، رژیم صهیونیستی قادر به این‌همه فاجعه‌آفرینی نبود. امروز منفورترینِ انسانهای دنیا رئیس دولت صهیونی(۳) است؛ امروز منفورترین انسان دنیا او است و منفورترین سازمان و باندِ حاکم در دنیا رژیم صهیونی است و آمریکا هم در این جهت، در کنار او است و از منفوریّت او به آمریکا هم حتماً سرایت کرده.

    دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف عالم هم یکی از عواملی است که روزبه‌روز آمریکا را در دنیا بیشتر منزوی میکند؛ ولو حالا رؤسای بعضی از کشورها تملّق او را بگویند امّا در میان ملّتها، روزبه‌روز آمریکا را منفورتر میکند. هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است؛ اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پُرخسارت اوکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید. این رئیس[جمهور] کنونی آمریکا میگفت که سه‌روزه قضیّه را حل خواهد کرد؛ الان بعد از یک سال، یک طرح بیست‌وهشت‌مادّه‌ای را دارد بِزور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش او را وارد جنگ کرده. و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه[‌ی باختری] و غزّه هم که همه‌ی دنیا شاهد وضع آن هستند، همه‌ با پشت‌گرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد. حالا البتّه شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه‌ی فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده؛ دروغ محض که چنین چیزی حتماً وجود نداشت.

    آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت میکنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت میکنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز این جنگ‌افروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛(۴) و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد.

    و امّا چند جمله هم به عنوان نصحیت به فرزندان خودم، به ملّت عزیز ایران عرض بکنم:

    در برابر دشمن، همه با هم باشید. در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف اختلافاتی وجود دارد، اختلافاتی هست، باشد؛ لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده‌روزه همه در کنار هم قرار بگیریم؛ این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملّی کشور عزیزمان است.

    توصیه‌ی بعدی: از رئیس‌جمهور محترم(۵) و دولت خدمتگزار حمایت کنیم. کارهای خوبی را شروع کرده‌اند؛ بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمه‌کاره مانده بود، ادامه دادند؛ این کارها دارد انجام میگیرد و ان‌شاءالله نتایج این کارها را مردم بعدها خواهند دید. بایستی از دولت حمایت کرد؛ دولت بار سنگینی بر دوش دارد؛ اداره‌ی کشور کار آسانی نیست، کار سختی است و این بر عهده‌ی دولت است.

    توصیه‌ی بعدی: همه‌ی ما‌ از اسراف اجتناب کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در خوراکی‌ها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهم‌ترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانواده‌ها اسراف در اینها است؛ و اگر اسراف نباشد، در واقع اگر دور ریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.

    و آخرین توصیه‌ی من: ارتباط با خدا را بیشتر کنید؛ برای باران، برای امنیّت، برای عافیت، برای همه‌چیز از خدای متعال کمک بخواهید؛ با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، متضرّعانه به درگاه خدا بروید؛ ان‌شاءالله خدای متعال اسباب اصلاح همه‌ی امور را فراهم خواهد کرد.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
     

    (۱ صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۱۹۴؛ پیام به ملّت ایران و بسیجیان (۱۳۶۷/۹/۲)

    (۲ سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۱۱؛ «... همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته می‌شوند ...»

    (۳ بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی)

    (۴ اشاره به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا برای در اختیار گرفتن نفت ونزوئلا

    (۵ آقای دکتر مسعود پزشکیان



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61927

    #بيانات
    📰 سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران [دریافت PDF] بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین. به ملّت عزیز ایران سلام عرض میکنم. این روزها، روزهای مربوط به بسیج است. من یکی دو نکته درباره‌ی مسئله‌ی بسیج میخواستم عرض بکنم؛ مایل بودم در جمع بسیجیان این را بگویم که متأسّفانه توفیق پیدا نکردم، و حالا آن را با ملّت عزیز ایران در میان میگذارم. یکی دو مطلب هم درباره‌ی مسائل غرب آسیا و مسائل خودمان عرض خواهم کرد. نکته‌ی اوّلی که درباره‌ی بسیج میخواهم مطرح کنم، این است که چرا مسئولین کشور مقیّدند که همه‌ساله این ایّام را به یاد بسیج باشند و بزرگداشت بسیج و تمجید از بسیج را برنامه قرار بدهند؟ علّت چیست؟ جواب این سؤال این است که بسیج باید در نسلهای پی‌درپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملّی است. انگیزه‌های بسیج، هم انگیزه‌های خدایی است، هم انگیزه‌های وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفْس است. امروز بحمدالله بسیج با این خصوصیّات در همه‌جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعه‌ی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است؛ این را نباید از دست داد؛ این ثروت بایستی نسل‌به‌نسل در کشور باقی بماند. در همه‌جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است؛ بخصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکش‌های بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان «جبهه‌ی مقاومت» پدید آورده، نیاز کشوری مثل کشور ما با این خصوصیّات به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است. دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزی‌ها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ [یعنی] عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما می‌بینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی ــ کشورهای اروپا و حتّی خود آمریکا ــ به نفع مقاومت شعار میدهند؛ به نفع مقاومت غزّه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، امروز بتدریج در بخش عظیمی از دنیا گسترش پیدا کرده؛ این لازم است؛ این باید وجود داشته باشد. این جریان مبارک، این جریان بسیج، [این] جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند؛ بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءالله قوی‌تر و کامل‌تر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل، از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده‌به‌کار کشور، آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشت‌گرمی خواهند کرد؛ احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند. این نکته‌ی اوّل. نکته‌ی دوّم درباره‌ی شناسه‌ی بسیج است؛ بسیج یعنی چه؟ بسیج چیست؟ این خیلی چیز مهمّی است. بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ این چهره، [هم] چهره‌ی باصلابتی است، [هم] چهره‌ی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، به معنای واقعی کلمه دشمن‌شکن و قوی است؛ آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید؛ این، آن چهره‌ی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی [از آن] است؛ لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که خیلی مهم است برای کشور؛ هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده‌به‌کار و پُرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است که عقبه‌ی این چهره‌ی آشکار بسیج و چهره‌ی سازمانی است. کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعّالند، پُرتلاشند، پُرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه‌جا، همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همّت، با امید مشغول کار هستند، در واقع اجزای این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعّم به وجود آنها است. چنین مجموعه‌ای که امروز بحمدالله وجود دارد و باید ادامه پیدا کند، میتواند در مقابل نقشه‌ی دشمن بِایستد، با کار جهادی خود نقشه‌ی دشمن را خنثی کند؛ چه در زمینه‌ی مسائل نظامی، چه در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، چه در زمینه‌ی تولید، چه در زمینه‌ی تولید علم، چه در زمینه‌ی پیشرفتهای فنّاوری و امثال اینها. دانشمندانی که در این جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسیدند، همه بسیجی بودند؛ اینها درواقع کار بسیج را میکردند؛ رسماً عضو سازمان بسیج نبودند امّا واقعاً جزو بسیج بودند و آنها را باید یک بسیجی خالص و ارزشمند دانست. سازندگان ابزارهای نظامی، بسیجی‌اند؛ آن که موشک را یا دیگر ابزارهای نظامی را طرّاحی میکند، آن که میسازد، آن که پرتاب میکند، آن که ده‌ها خدمات پیرامونی آنها را انجام میدهد، همه‌ی اینها بسیجی هستند؛ با اینکه عضو سازمان بسیج هم نیستند امّا به معنای واقعی کلمه بسیجی‌اند. آن کسی که صاحب منطق محکم و بیان رسا و زبان گویا است و در مقابل شبهه‌های دشمن، شبهه‌پراکنی‌ها، وسوسه‌ها، می‌ایستد و حرف میزند و مسائل را تبیین میکند، بسیجی است. آن پزشک یا پرستار فداکاری که در ایّام جنگ بیمارستان را رها نمیکند و به مجروحان رسیدگی میکند، یک بسیجی است. آن قهرمان ورزشی که در میدانهای بین‌المللی در مقابل چشم میلیون‌ها انسان به خدای خود، به دین خود، به ملّت خود، به کشور خود ابراز ارادت میکند، یک بسیجی است. در واقع بسیجی به معنای وسیع کلمه شامل همه‌ی اینها هست. بسیج همگانی‌ای که امام در پی آن بود، یک چنین بسیجی است که وجود دارد و امام افتخار میکرد که خودش بسیجی است.(۱)   این بسیج متعلّق به قشر خاصّی نبود و نیست و همه‌ی اقوام، همه‌ی اشخاص گوناگون، همه‌ی اصناف، همه‌ی قشرهای کشور جزو این بسیجند. نتیجه‌ای که من از این بیان میگیرم، این است که برای افزایش قدرت ملّی باید بسیج را قدر دانست، باید بسیج را تقویت کرد، باید بسیج را به نسلهای بعدی منتقل کرد که همه بتوانند از برکات بسیج استفاده کنند و توصیه‌ی من به دستگاه‌های دولتی همیشه این بوده که بسیجی عمل کنند، کار و وظایفشان را بسیجی انجام بدهند؛ به معنای واقعی کلمه بایستی بسیجی عمل بکنند؛ یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت. این راجع به مسائل مربوط به بسیج. امّا دو سه نکته درباره‌ی مسائل منطقه که شما هر روز بخشی از اخبارِ آنها را در تلویزیون‌ها می‌شنوید و می‌بینید، عرض میکنم. نکته‌ی اوّل این است که ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ کدام از هدفهای خودشان نرسیدند. بنا به قولی، رژیم صهیونی بیست سال برای این جنگ برنامه‌ریزی و آماده‌سازی کرده بود؛ بعضی این‌جور نقل کردند. بیست سال برنامه‌ریزی برای اینکه یک جنگی در ایران رخ بدهد و مردم تحریک بشوند و با آنها همراهی کنند و با نظام بجنگند؛ برای این برنامه‌ریزی شده بود. [امّا] دست خالی برگشتند؛ قضیّه بعکس شد و ناکام شدند و حتّی کسانی هم که با نظام زاویه داشتند، در کنار نظام قرار گرفتند؛ یک اتّحاد عمومی در کشور به وجود آمد که باید این را قدر دانست و نگه داشت. بله ما خسارتهایی دیدیم، جانهای عزیزی از دست ما رفتند، در این تردیدی نیست؛ خب این طبیعت جنگ است؛ در آیه‌ی شریفه‌ی قرآن [میفرماید:] «فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون»؛(۲) در طبیعت جنگ همین هست لکن جمهوری اسلامی نشان داد که کانون «اراده» و «قدرت» است؛ میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بِایستد و از های‌وهوی این و آن واهمه نکند. خسارتهای مادّی‌ای که بر دشمن وارد شد، بسیار بیشتر بود از خسارتهای مادّی‌ای که بر کشور ما وارد شد؛ ما هم البتّه خسارت دیدیم امّا او که حمله را شروع کرد، بیشتر از ما خسارت دید. مطلب دوّم اینکه در این جنگ دوازده‌روزه، آمریکا بشدّت ضرر کرد؛ آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد: از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد امّا نتوانست به آنچه میخواهد برسد. او میخواست ملّت ایران را فریب بدهد، ملّت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیّه بعکس شد؛ همان‌طور که گفتم اتّحاد ملّت ایران در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند. در این فاجعه‌ی غزّه که امروز یکی از مهم‌ترین فجایع تاریخ منطقه‌ی ما است، رژیم صهیونی بشدّت بی‌آبرو و بدنام شد و آمریکا هم در این بدنامی و بی‌آبرویی در کنار آن رژیمِ غاصب و ظالم قرار گرفت و او هم بی‌آبرو شد، او هم بشدّت لطمه دید. مردم دنیا میدانند که اگر آمریکا نبود، رژیم صهیونیستی قادر به این‌همه فاجعه‌آفرینی نبود. امروز منفورترینِ انسانهای دنیا رئیس دولت صهیونی(۳) است؛ امروز منفورترین انسان دنیا او است و منفورترین سازمان و باندِ حاکم در دنیا رژیم صهیونی است و آمریکا هم در این جهت، در کنار او است و از منفوریّت او به آمریکا هم حتماً سرایت کرده. دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف عالم هم یکی از عواملی است که روزبه‌روز آمریکا را در دنیا بیشتر منزوی میکند؛ ولو حالا رؤسای بعضی از کشورها تملّق او را بگویند امّا در میان ملّتها، روزبه‌روز آمریکا را منفورتر میکند. هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است؛ اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پُرخسارت اوکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید. این رئیس[جمهور] کنونی آمریکا میگفت که سه‌روزه قضیّه را حل خواهد کرد؛ الان بعد از یک سال، یک طرح بیست‌وهشت‌مادّه‌ای را دارد بِزور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش او را وارد جنگ کرده. و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه[‌ی باختری] و غزّه هم که همه‌ی دنیا شاهد وضع آن هستند، همه‌ با پشت‌گرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد. حالا البتّه شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه‌ی فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده؛ دروغ محض که چنین چیزی حتماً وجود نداشت. آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت میکنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت میکنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز این جنگ‌افروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛(۴) و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد. و امّا چند جمله هم به عنوان نصحیت به فرزندان خودم، به ملّت عزیز ایران عرض بکنم: در برابر دشمن، همه با هم باشید. در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف اختلافاتی وجود دارد، اختلافاتی هست، باشد؛ لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده‌روزه همه در کنار هم قرار بگیریم؛ این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملّی کشور عزیزمان است. توصیه‌ی بعدی: از رئیس‌جمهور محترم(۵) و دولت خدمتگزار حمایت کنیم. کارهای خوبی را شروع کرده‌اند؛ بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمه‌کاره مانده بود، ادامه دادند؛ این کارها دارد انجام میگیرد و ان‌شاءالله نتایج این کارها را مردم بعدها خواهند دید. بایستی از دولت حمایت کرد؛ دولت بار سنگینی بر دوش دارد؛ اداره‌ی کشور کار آسانی نیست، کار سختی است و این بر عهده‌ی دولت است. توصیه‌ی بعدی: همه‌ی ما‌ از اسراف اجتناب کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در خوراکی‌ها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهم‌ترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانواده‌ها اسراف در اینها است؛ و اگر اسراف نباشد، در واقع اگر دور ریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود. و آخرین توصیه‌ی من: ارتباط با خدا را بیشتر کنید؛ برای باران، برای امنیّت، برای عافیت، برای همه‌چیز از خدای متعال کمک بخواهید؛ با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، متضرّعانه به درگاه خدا بروید؛ ان‌شاءالله خدای متعال اسباب اصلاح همه‌ی امور را فراهم خواهد کرد. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته   (۱ صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۱۹۴؛ پیام به ملّت ایران و بسیجیان (۱۳۶۷/۹/۲) (۲ سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۱۱؛ «... همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته می‌شوند ...» (۳ بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) (۴ اشاره به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا برای در اختیار گرفتن نفت ونزوئلا (۵ آقای دکتر مسعود پزشکیان 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61927 #بيانات
    0 Commentarios 0 Acciones 732 Views 0 Vista previa
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com