• پادپخش رادیو نگار | ۶۴. میدان نبرد جدید دشمن در جنگ رسانه‌ای


     جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای که ماشین تبلیغاتی اروپا و امریکا علیه ملّت ایران راه انداخته یکی از محورهای بیانات رهبر انقلاب در دیدار بیستم آذرماه ۱۴۰۴ با جمعی از مداحان و شاعران و ستایشگران اهل‌بیت(ع) بود.

    این طرح دشمن وقتی که تهاجم و طرح سخت نظامی و فیزیکی آنها بازنده از میدان خارج شده اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند.

    عجیب هم نیست که بعد از جنگ ۱۲ روزه اخیر دمیدن بر ایده ایران ضعیف به یکی از موضوعات پربسامد این ماشین تبلیغاتی تبدیل شده است. 

    رادیو نگار در ادامه همین منطق، در گفتگو با محسن مهدیان فعال رسانه به بررسی وضعیت فعلی و ابعاد و مختصات این جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای پرداخته است. اینکه این جنگ برای فتح اذهان چه اهمیت راهبردی برای دشمن دارد و برای انجام آن دست به چه اقداماتی خواهد زد.

    رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند.

    رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد.

    برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... .

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62196

    #صوت
    📰 پادپخش رادیو نگار | ۶۴. میدان نبرد جدید دشمن در جنگ رسانه‌ای  جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای که ماشین تبلیغاتی اروپا و امریکا علیه ملّت ایران راه انداخته یکی از محورهای بیانات رهبر انقلاب در دیدار بیستم آذرماه ۱۴۰۴ با جمعی از مداحان و شاعران و ستایشگران اهل‌بیت(ع) بود. این طرح دشمن وقتی که تهاجم و طرح سخت نظامی و فیزیکی آنها بازنده از میدان خارج شده اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند. عجیب هم نیست که بعد از جنگ ۱۲ روزه اخیر دمیدن بر ایده ایران ضعیف به یکی از موضوعات پربسامد این ماشین تبلیغاتی تبدیل شده است.  رادیو نگار در ادامه همین منطق، در گفتگو با محسن مهدیان فعال رسانه به بررسی وضعیت فعلی و ابعاد و مختصات این جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای پرداخته است. اینکه این جنگ برای فتح اذهان چه اهمیت راهبردی برای دشمن دارد و برای انجام آن دست به چه اقداماتی خواهد زد. رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند. رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد. برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... . 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62196 #صوت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 353 Views 0 önizleme
  • نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و نودمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید اسماعیل نادی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود

    سرمقاله 



     نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است

     در سال‌های اخیر یکی از خطاهای رایج در تحلیل تقابل ایران و آمریکا، تقلیل یک رویارویی عمیق و تاریخی به چند پرونده فنی و مقطعی بوده است. گویی همه اختلاف‌ها در چند بند توافق یا چند گزارش نظارتی خلاصه می‌شود. این نگاه آگاهانه یا ناآگاهانه صورت‌مسئله را وارونه می‌کند و اجازه نمی‌دهد ریشه واقعی مسئله دیده شود. آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد نه یک اختلاف موردی بلکه مواجهه دو نگاه متفاوت به قدرت، عدالت و نظم جهانی است.

    آمریکا و متحدانش طی دهه‌ها کوشیده‌اند نظم خاصی را بر جهان تحمیل کنند، نظمی که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان جهانی در اتاق‌های بسته چند قدرت محدود انجام می‌شود و سایر کشورها یا باید تبعیت کنند یا هزینه بپردازند. در این نظم، قانون تا جایی معتبر است که منافع قدرت‌های مسلط را تهدید نکند. تحریم‌های فراگیر علیه ملت‌ها، حمایت آشکار از اشغالگری، سکوت در برابر جنایت‌های جنگی و برخورد دوگانه با مفاهیمی مانند حقوق بشر بخشی از واقعیت عینی این ساختار ناعادلانه است.

    ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب عملاً در برابر این منطق ایستاده است. نه به این دلیل که به‌دنبال تنش‌سازی یا ماجراجویی بوده بلکه از آن رو که پذیرش این نظم به معنای چشم‌پوشی از استقلال، هویت و حق تصمیم‌گیری ملی است. همین ایستادگی، ایران را به مسئله‌ای فراتر از یک کشور «ناسازگار» با نظم حاکم بر جهان تبدیل کرده است. ایران به نماد مقاومت در برابر زورگویی و تحکم تبدیل شد، نمادی که اگرچه هزینه‌ساز است اما برای بسیاری از ملت‌ها قابل فهم و الهام‌بخش است.

    آمریکا در این میان تلاش کرده با برجسته‌سازی موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای، چهره‌ای امنیتی از ایران بسازد و افکار عمومی جهان را از ریشه اصلی اختلاف منحرف کند. اما تجربه نشان داده حتی در مقاطعی که ایران بیشترین سطح شفافیت و همکاری را پذیرفته، فشارها کاهش نیافته، تحریم‌ها ادامه پیدا کرده، تهدیدها باقی مانده و ادبیات خصمانه تشدید شده است. این رفتار متناقض، خود بهترین شاهد است که مسئله اصلی نه یک پرونده خاص بلکه اصل ایستادگی ایران در برابر نظم مسلط است. البته همین نظم حاکم آمریکایی نیز در حال افول بوده و آمریکا دیگر توانی برای محافظت از آن را ندارد و عملاً دوران گذار بین‌المللی شروع شده است.

    در میانه همین فضاست که سخنان رهبر انقلاب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به نشست سالانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا تأکید کردند: «سخن از بحث هسته‌ئی و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» این گزاره جمع‌بندی تجربه‌ای طولانی از مواجهه با آمریکا و متحدانش است. نظم مورد نظر آمریکا، نظمی است که در آن قدرت جای حق را گرفته است. کشوری که زور بیشتری دارد روایت خود را به‌عنوان قانون معرفی و دیگران را به تمکین وادار می‌کند. در چنین چارچوبی طبیعی است که طرح ایده یک نظم عادلانه آن هم با پشتوانه گفتمان اسلامی و استقلال‌طلبانه، خشم و نگرانی قدرت‌های مسلط را برانگیزد. این خشم از سر دغدغه امنیت جهانی نیست بلکه ناشی از به خطر افتادن یک انحصار تاریخی است.

    در این میان رسانه‌های وابسته به جریان سلطه می‌کوشند تقابل ایران و آمریکا را به‌صورت یک نزاع غیرمنطقی و پرهزینه تصویر کنند گویی مشکل از «سرسختی» ایران است نه از ساختار ناعادلانه‌ای که اجازه تنفس مستقل به کشورها نمی‌دهد. این روایت‌سازی عامدانه نقش آمریکا را به‌عنوان بازیگر اصلی فشار پنهان می‌کند و مسئولیت تنش‌ها را بر دوش قربانی می‌اندازد.

    واقعیت اما چیز دیگری است. ایران اگر پرچم مخالفت با نظم ناعادلانه را برافراشته، بهای آن را نیز پرداخته است. فشار اقتصادی، تهدید امنیتی و هزینه‌های سیاسی بخشی از این مسیر بوده است. اما همین هزینه‌پردازی است که طرح ایران را از سطح شعار فراتر برده و به آن وزن سیاسی داده است. اگر این ایستادگی صرفاً لفظی بود نه چنین واکنش شدیدی برمی‌انگیخت و نه این حجم از دشمنی سازمان‌یافته را به دنبال داشت.

    باید پذیرفت که منازعه ایران و آمریکا منازعه‌ای کوتاه‌مدت و قابل حل با چند توافق محدود نیست. این تقابل ریشه در دو نگاه متفاوت به جهان دارد: یک نگاه که عدالت را تابع قدرت می‌داند و نگاه دیگر که قدرت را در خدمت عدالت می‌خواهد. تا زمانی که این شکاف فکری و سیاسی وجود دارد بهانه‌ها تغییر می‌کنند اما اصل تقابل باقی می‌ماند.

    درک این واقعیت هم برای تحلیل‌گران و هم برای افکار عمومی ضروری است. اگر مسئله به‌درستی تبیین و فهم نشود جامعه مدام درگیر بحث‌های فرعی خواهد شد و اصل نزاع از نظرها پنهان می‌ماند. آنچه امروز جریان دارد صرفاً یک چالش سیاسی نیست بلکه بخشی از یک جدال تاریخی بر سر آینده نظم جهانی است، جدالی که ایران یکی از بازیگران اصلی آن شده است و جایگاه بازیگران در نظم بعدی بستگی به نوع کنشگری در دوران گذار بین‌المللی دارد.
     




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62202

    #ديگران__گزارش
    📰 نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و نودمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید اسماعیل نادی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود سرمقاله   نظام سلطه یا عادلانه؛ مسئله این است  در سال‌های اخیر یکی از خطاهای رایج در تحلیل تقابل ایران و آمریکا، تقلیل یک رویارویی عمیق و تاریخی به چند پرونده فنی و مقطعی بوده است. گویی همه اختلاف‌ها در چند بند توافق یا چند گزارش نظارتی خلاصه می‌شود. این نگاه آگاهانه یا ناآگاهانه صورت‌مسئله را وارونه می‌کند و اجازه نمی‌دهد ریشه واقعی مسئله دیده شود. آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد نه یک اختلاف موردی بلکه مواجهه دو نگاه متفاوت به قدرت، عدالت و نظم جهانی است. آمریکا و متحدانش طی دهه‌ها کوشیده‌اند نظم خاصی را بر جهان تحمیل کنند، نظمی که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان جهانی در اتاق‌های بسته چند قدرت محدود انجام می‌شود و سایر کشورها یا باید تبعیت کنند یا هزینه بپردازند. در این نظم، قانون تا جایی معتبر است که منافع قدرت‌های مسلط را تهدید نکند. تحریم‌های فراگیر علیه ملت‌ها، حمایت آشکار از اشغالگری، سکوت در برابر جنایت‌های جنگی و برخورد دوگانه با مفاهیمی مانند حقوق بشر بخشی از واقعیت عینی این ساختار ناعادلانه است. ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب عملاً در برابر این منطق ایستاده است. نه به این دلیل که به‌دنبال تنش‌سازی یا ماجراجویی بوده بلکه از آن رو که پذیرش این نظم به معنای چشم‌پوشی از استقلال، هویت و حق تصمیم‌گیری ملی است. همین ایستادگی، ایران را به مسئله‌ای فراتر از یک کشور «ناسازگار» با نظم حاکم بر جهان تبدیل کرده است. ایران به نماد مقاومت در برابر زورگویی و تحکم تبدیل شد، نمادی که اگرچه هزینه‌ساز است اما برای بسیاری از ملت‌ها قابل فهم و الهام‌بخش است. آمریکا در این میان تلاش کرده با برجسته‌سازی موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای، چهره‌ای امنیتی از ایران بسازد و افکار عمومی جهان را از ریشه اصلی اختلاف منحرف کند. اما تجربه نشان داده حتی در مقاطعی که ایران بیشترین سطح شفافیت و همکاری را پذیرفته، فشارها کاهش نیافته، تحریم‌ها ادامه پیدا کرده، تهدیدها باقی مانده و ادبیات خصمانه تشدید شده است. این رفتار متناقض، خود بهترین شاهد است که مسئله اصلی نه یک پرونده خاص بلکه اصل ایستادگی ایران در برابر نظم مسلط است. البته همین نظم حاکم آمریکایی نیز در حال افول بوده و آمریکا دیگر توانی برای محافظت از آن را ندارد و عملاً دوران گذار بین‌المللی شروع شده است. در میانه همین فضاست که سخنان رهبر انقلاب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به نشست سالانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا تأکید کردند: «سخن از بحث هسته‌ئی و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» این گزاره جمع‌بندی تجربه‌ای طولانی از مواجهه با آمریکا و متحدانش است. نظم مورد نظر آمریکا، نظمی است که در آن قدرت جای حق را گرفته است. کشوری که زور بیشتری دارد روایت خود را به‌عنوان قانون معرفی و دیگران را به تمکین وادار می‌کند. در چنین چارچوبی طبیعی است که طرح ایده یک نظم عادلانه آن هم با پشتوانه گفتمان اسلامی و استقلال‌طلبانه، خشم و نگرانی قدرت‌های مسلط را برانگیزد. این خشم از سر دغدغه امنیت جهانی نیست بلکه ناشی از به خطر افتادن یک انحصار تاریخی است. در این میان رسانه‌های وابسته به جریان سلطه می‌کوشند تقابل ایران و آمریکا را به‌صورت یک نزاع غیرمنطقی و پرهزینه تصویر کنند گویی مشکل از «سرسختی» ایران است نه از ساختار ناعادلانه‌ای که اجازه تنفس مستقل به کشورها نمی‌دهد. این روایت‌سازی عامدانه نقش آمریکا را به‌عنوان بازیگر اصلی فشار پنهان می‌کند و مسئولیت تنش‌ها را بر دوش قربانی می‌اندازد. واقعیت اما چیز دیگری است. ایران اگر پرچم مخالفت با نظم ناعادلانه را برافراشته، بهای آن را نیز پرداخته است. فشار اقتصادی، تهدید امنیتی و هزینه‌های سیاسی بخشی از این مسیر بوده است. اما همین هزینه‌پردازی است که طرح ایران را از سطح شعار فراتر برده و به آن وزن سیاسی داده است. اگر این ایستادگی صرفاً لفظی بود نه چنین واکنش شدیدی برمی‌انگیخت و نه این حجم از دشمنی سازمان‌یافته را به دنبال داشت. باید پذیرفت که منازعه ایران و آمریکا منازعه‌ای کوتاه‌مدت و قابل حل با چند توافق محدود نیست. این تقابل ریشه در دو نگاه متفاوت به جهان دارد: یک نگاه که عدالت را تابع قدرت می‌داند و نگاه دیگر که قدرت را در خدمت عدالت می‌خواهد. تا زمانی که این شکاف فکری و سیاسی وجود دارد بهانه‌ها تغییر می‌کنند اما اصل تقابل باقی می‌ماند. درک این واقعیت هم برای تحلیل‌گران و هم برای افکار عمومی ضروری است. اگر مسئله به‌درستی تبیین و فهم نشود جامعه مدام درگیر بحث‌های فرعی خواهد شد و اصل نزاع از نظرها پنهان می‌ماند. آنچه امروز جریان دارد صرفاً یک چالش سیاسی نیست بلکه بخشی از یک جدال تاریخی بر سر آینده نظم جهانی است، جدالی که ایران یکی از بازیگران اصلی آن شده است و جایگاه بازیگران در نظم بعدی بستگی به نوع کنشگری در دوران گذار بین‌المللی دارد.   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62202 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 770 Views 0 önizleme
  • خیزش علیه بی‌سوادی


     «مسأله‌ى آگاهى و رشد معنوى و فکرى در میان مردم ما ارتباط مستحکمى با سواد آنها دارد و ما مى‌دانیم که آمار بى‌سوادى در جامعه‌ى ما یک آمار تأسف‌انگیزى است. درصد بى‌سوادان در کشور ما درصد بالایى است. اگر قرار باشد که مردم ما آگاهى و معرفت و رشد انقلابى و اطلاع از مسائل عمیق انقلاب را به صورت خودکار پیدا بکنند این نیرو و قوه در آنها بوجود بیاید که مسائل را که روزبه‌روز پیچیده‌تر و مشکل‌تر و معضل‌تر و چند بعدى‌تر میشود بفهمند با این سطح عظیم بى‌سوادى چنین چیزى میسور نیست.»(۱)
    آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور است. ۷ دی سالروز صدور فرمان حضرت امام برای تأسیس نهضت سواد آموزی در سال ۱۳۵۸ است.
    بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه سالروز صدور این فرمان به بررسی جریان راه‌اندازی و مراحل رشد این سازمان و نگاه رهبر انقلاب به این موضوع می‌پردازد.

     ۹۰درصد بی‌سوادی روستایی
    برابر آخرین سرشماری در سال ۱۳۵۵ نسبت بی‌سوادی جمعیتِ شش سال به بالا در ایران ۵۲.۲ درصد و در جمعیت پانزده تا ۴۹ سال ۵۷ درصد و در جمعیت هفت تا چهارده سال ۲۶ درصد بوده است. این شمار در روستاها به مراتب بیشتر از شهر بوده است.
     
    در مناطق روستایی نرخ بی‌سوادی زنان در سال ۱۳۵۰ (هفت سال به بالا) ۹۱ درصد بود. تنها نه درصد زنان روستایی به زحمت قادر به خواندن و نوشتن بودند و در سال ۱۳۵۵ نرخ بی‌سوادی در مناطق روستایی حدود هفتاد درصد و در میان زنان روستایی حدود ۸۳ درصد بود.(۲)

    در همین سال از جمعیت ۶.۶ میلیون نفری زنان روستایی بالاتر از ۷ سال، قریب یک میلیون نفر باسواد بودند (۱۶.۵ درصد) و ۵.۶ میلیون زن روستایی کشور در این سال (۱۳۵۵) یعنی ۸۳.۵ درصد را زنان بی‌سواد تشکیل می‌دادند.(۳)

    در گزارشی دیگر آمده: «براساس آمار رسمی به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی، ۶۹ درصد جمعیت ایران بی‌سواد بودند.»(۴)

      قیام علیه بی‌سوادی

    آمارها و اخبار میزان بی‌سوادی تا اندازه‌‌ای بود که در همان سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب امام نهضت سواد آموزی را به راه انداختند: «اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته‌کننده، برای مبارزه با بی‌سوادی به طور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان‌شاء‌الله در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد.»(۵)

    ایشان در آن پیام با اشاره به کم‌کاری رژیم پهلوی در آموزش عمومی و محروم بودن اکثر افراد کشور از نعمت خواندن و نوشتن، مردم و مسئولان را به نهضت سوادآموزی در کشور فراخواندند و باسواد بودن مردم را از نیازهای اولیه برای هر ملّت و در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهم‌تر از آن‌ها دانستند.(۶)

    امام در آن پیام یادآور شدند، بی‌سوادی در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه دینی که طلب علم را فریضه می‌داند، مایه خجالت است. ایشان در ادامه پیام خواستار بسیج عمومی همه اقشار مردم و نهادهای آموزشی و دینی برای سوادآموزی شدند و بر اساس ضرورت یاد شده برنامه‌ای دراز مدت و طرحی نو و ضربتی را برای سوادآموزی ضروری دانستند و به دولت و مردم توصیه کردند بدون فوت وقت و تشریفات خسته‌کننده با بسیج عمومی، برای مبارزه با بی‌سوادی قیام کنند.(۷)

    وجود نهضت سواد آموزی در حالی بود که وزارت آموزش و پرورش هم وجود داشت اما چرا این نهضت به دستور امام راه افتاد؟ آیت‌الله خامنه‌ای این موضوع را چنین تبیین کرده‌اند: «آموزش و پرورش واحد بزرگى است، داراى کادرهاى وسیعى است اما به تنهایى براى این کار کافى نیست و نهضت سوادآموزى که از بیان امام و از فرمان امام الهام گرفت باید بصورت جهادى بصورت نهادى به کمک آموزش و پرورش بشتابد و مهمترین حرکت را به صورت ضربتى در این برهه‌ى از زمان [...] آغاز کند.»(۸)

     حضور شورای انقلاب

    ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر شورای انقلاب و سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش به نمایندگی از سوی دولت و شورای انقلاب کارنامه عملکرد شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران را در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی ارائه داد. دکتر محمدجواد باهنر در این کنفرانس ابتدا به تاریخچه تشکیل شورای انقلاب اشاره کرد و در ادامه به مواردی از جمله اقدامات و موانع و مشکلات شورا پرداخت.(۹)

    پس از شکل‌گیری نهضت سوادآموزی، نخستین برنامه و آیین‌نامه اجرایی آن به تصویب شورای انقلاب رسید و در پی آن، دفاتر این نهضت در سراسر کشور راه‌اندازی شد. در سه سال ابتدایی فعالیت نهضت، از زمان صدور فرمان امام خمینی تا انتصاب حجت‌الاسلام قرائتی به عنوان نماینده در سال ۱۳۶۱(۱۰)، اداره امور به صورت شورایی و با مشارکت نهادهایی همچون وزارت آموزش و پرورش، جهاد سازندگی، جامعه روحانیت، جهاد دانشگاهی و نهضت سوادآموزی در تهران انجام می‌گرفت.

     عینکی برای روشنایی

    از همان روزهای نخست، آیت‌الله خامنه‌ای یکی از حامیان نهضت سوادآوزی بود. هنوز چند سالی از آغاز نهضت نگذشته بود که ایشان در مقام ریاست جمهوری، حکایتی از خود را برای توضیح ضرورت آن نقل کردند: «من تا سیزده چهارده سالگى چشمم [...] خیلى ضعیف بود و نمى‌دانستم. [...] رفتم پیش دکتر و به من عینک داد عینک که زدم، آمدم دیدم همه جا را روشن مى‌بینم، آمدم تو حرم مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا علیه‌صلاةوالسّلام [...] دیدم عجب یک چیزهایى تو این حرم هست، این سقف حرم، این دیوارهاى حرم، من اصلاً اینها را ندیده بودم، این همه نقش و نگار این همه زیبایى، دنیایى از زیبایى‌ها، از نقش و نگارها، از لطافتها از ظرافتها وجود دارد و جلوى چشم همه است و بى‌سوادان آن محرومانى هستند که عینکى که باید به چشم بزنند تا این ظرافت‌ها را ببینند ندارند.» با استفاده از این خاطره، سواد را همچون آن عینک دانستند: «آن کسانى که سواد ندارند، بایستى بدانند که عینکى در اختیار آنها گذاشته مى‌شود که وقتى این عینک را به چشم زدند یک دنیایى مى‌بینند، دنیاى عجیبى که تاکنون آن دنیا را ندیده بودند.»

    ایشان در آن دیدار، ریشه نهضتی که امام راه انداخت را در صدر اسلام معرفی کردند: «میبینیم که در صدر اسلام رسول اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم همت گماشتند که مردم بى‌سوادِ مسلمان شده را باسواد کنند و حاضر شدند از اسراى جنگى که داراى سواد بودند براى باسواد کردن مردم استفاده کنند و این باسواد کردن را پاداشى، وسیله‌اى، قرار بدهند که این آزاد بشود یعنى آزادى آن را پاداش باسواد کردن چند نفر از مسلمانها قرار بدهند، که هر اسیر جنگى که سواد داشته باشد و چند تا مسلمان را باسواد کند این آزاد مى‌شود [...] یک چنین اهمیتى دارد این مسأله.»(۱۱)

     نهضت ادامه دارد
    این حمایت در سالهای بعد از رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مضاعف شد. در یکی از همان نخستین دیدارهای دوره رهبری، وقتی برخی مدعی کفایت «نهضت سوادآموزی» شده بودند، ایشان با شدت در مقابل آن ایستادند: «بحث تعطیل کردن نهضت را، به نظر من، اصلاً مطرح نکنید. مگر بیست‌وپنج درصد رقم کمى است؟ مگر شوخى است؟ شما چهارده، پانزده سال تلاش کردید و بیست‌وپنج درصد از بى‌سوادى را کاستید، اما نصف دیگرش مانده است. مگر نصف، کم است که صحبت از این بشود «حالا چه کار کنیم؟ تعطیل کنیم یا تعطیل نکنیم؟» این جریان، با همین شکل باید ادامه پیدا کند.» ۱۳۷۱/۱۰/۰۷

    اولین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در دوره زعامت ایشان، نشان از درستی این مطالبه داشت. آمارها نشان داد در سال ۱۳۷۵، با تلاش نهضت سواد آموزی ۷۹.۵ درصد از جمعیت شش ساله و بالاتر کشور باسواد شده‌اند و میزان باسوادی در بین زنان و مردان از ۲۳.۴ درصد به ۹.۵ درصد رسیده است. از طرف دیگر نسبت باسوادی مناطق شهری از ۶۵.۴ به ۸۶ درصد و در مناطق روستایی از حدود ۳۰درصد به ۷۰.۷درصد رسیده بود.

    دو دهه بعد، داده‌های مربوط به سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ از تداوم رشد جریان سواد آموزی در کشور خبر می‌داد: «روند بی‌سوادی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵، روندی کاهشی داشته و از ۹۲ درصد در بین زنان و ۷۷.۶ در بین مردان در سال ۱۳۳۵ به ۱۵.۸ در صد در بین زنان و ۹ درصد در بین مردان در سال ۱۳۹۵، کاهش یافته است.»(۱۳)

    هر چند بعد از این تاریخ، سرشماری فراگیر در کشور انجام نشده، اما آمارهای موجود امیدآفرین است: «بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ باسوادی جمعیت بالای ۶ سال کشور از ۸۷ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۹۰ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. طبق این آمار، هم‌اکنون نرخ باسوادی مردان ۹۳ درصد و نرخ باسوادی زنان ۸۷ درصد است.» (۱۴)

     آینده فرامرزی سوادآموزی

    افق آینده این نهضت، اما فراتر از کشور ایران، ناظر به فلات ایران و حتی فراتر از آن است: «شاید در آینده ما به سوادآموزى نیاز مهمترى داشته باشیم [...] در افغانستان، اکثر مردم زبانشان فارسى است. [...] چنانچه مردم کشور افغانستان که در همسایگى ما هستند، بخواهند باسواد شوند، این تکلیف بر دوش «نهضت سوادآموزى» است که انجام دهد.»(۱۵)

    رهبر انقلاب با اشاره به یک تجربه تاریخی در فاصله نزدیک به مرزهای ما می‌فرمایند: «چنانچه عناصر مؤمن، دلسوز و عاشقِ پایه‌هاى ایمانى در مردم، سراغ اینها نروند، چه کسى سراغشان خواهد رفت؟ کسانى هستند که دلشان مى‌خواهد اینها همین‌طور بى‌سواد بمانند تا اصلاً قادر نباشند یک روزنامه، یک کتاب یا یک جزوه را بخوانند. [...] کمااین‌که در شبه‌قارّه‌ى هند، زبان فارسى را ریشه‌کن کردند. یعنى زمانى که انگلیسی‌ها در سال ۱۸۷۵ به جاى «کمپانى هند شرقى»، بر آن‌جا حاکم و مستقر شدند، جزو اوّلین کارهایشان این بود که زبان فارسى را که زبان رسمى آنان و حکومت بود، برانداختند.»(۱۶)

     


    (۱. بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲

    (۲. مرتضوی، سیدضیا(۱۴۰۰) دانش‌نامه امام خمینی - ج ۱۰، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) ص ۱۹۳

    (۳. طباطبایی، محمدحسن(۱۳۸۰) نفوذ فراماسونری در مدیریت نهادهای فرهنگی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۹۲

    (۴ کردی، علی(۱۳۹۶) تاریخ تحولات جمهوری اسلامی ایران جلد دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۱۸

    (۵. موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی (ره)، ج ۱۱، ص ۴۶۶

    (۶. مومنی، سیدمجتبی؛ اسلامی، محمد‌مهدی(۱۴۰۳) معبد سرچشمه، تهران: سرچشمه، ص ۱۳۶

    (۷ مرتضوی، سیدضیا(۱۴۰۰)، دانش‌نامه امام خمینی، ج ۱۰، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ص ۱۹۳

    (۸ بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲

    (۹ بشیری، عباس(۱۳۸۴) هاشمی رفسنجانی - کارنامه و خاطرات سالهای ۱۳۵۹ - انقلاب در بحران، تهران: معارف، ص ۴۳۹

    (۱۰ کمی بعد حضرت امام در حکمی حجت‌الاسلام محسن قرائتی را به عنوان نماینده خود در سازمان نهضت سواد آموزی منصوب کرد : «بسم الله الرحمن الرحیم‌ / جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محسن قرائتی- دامت افاضاته‌ / نظر به اهمیت امر سوادآموزی و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی و با توجه به تجربیاتی که در این باره دارید، جنابعالی را به سمت نماینده خود در سازمان نهضت سوادآموزی تعیین می‌نمایم. امید است با هماهنگی هر چه بیشتر با مسئولان محترم این سازمان و وزارت آموزش و پرورش، مسئولیت سنگین خویش را بهتر انجام دهید.
    بدیهی است که کمک و مساعدت دست‌اندرکاران امر نهضت و وزارت آموزش و پرورش و استفاده از تمامی امکانات موجود، پیروزی شما را بر عفریت بی‌سوادی که یکی از میراثهای شوم نظام طاغوتی است سریعتر می‌نماید. از خدای تعالی موفقیت شما را در این راه مسالت دارم. و السلام علیکم و رحمه الله. / روح الله الموسوی الخمینی / در خصوص تاریخ نامه در صحیفه نور ذیل تاریخ ۲۰/ ۲/ ۶۱ درج شده است اما تاریخ مندرج در نسخه خطی ۲۱/ ۲/ ۶۱ است.

    (۱۱. بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲

    (۱۲ بیانات در دیدار مسؤولان «نهضت سوادآموزى» ۱۳۷۱/۱۰/۰۷

    (۱۳ تارنمای مرکز آمار ایران 

    (۱۴ پایگاه خبری تسنیم

    (۱۵. بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نهضت سوادآموزى ۱۳۸۰/۱۰/۰۶

    (۱۶ بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نهضت سوادآموزى ۱۳۸۰/۱۰/۰۶


     

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62201

    #ديگران__گزارش
    📰 خیزش علیه بی‌سوادی  «مسأله‌ى آگاهى و رشد معنوى و فکرى در میان مردم ما ارتباط مستحکمى با سواد آنها دارد و ما مى‌دانیم که آمار بى‌سوادى در جامعه‌ى ما یک آمار تأسف‌انگیزى است. درصد بى‌سوادان در کشور ما درصد بالایى است. اگر قرار باشد که مردم ما آگاهى و معرفت و رشد انقلابى و اطلاع از مسائل عمیق انقلاب را به صورت خودکار پیدا بکنند این نیرو و قوه در آنها بوجود بیاید که مسائل را که روزبه‌روز پیچیده‌تر و مشکل‌تر و معضل‌تر و چند بعدى‌تر میشود بفهمند با این سطح عظیم بى‌سوادى چنین چیزى میسور نیست.»(۱) آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور است. ۷ دی سالروز صدور فرمان حضرت امام برای تأسیس نهضت سواد آموزی در سال ۱۳۵۸ است. بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه سالروز صدور این فرمان به بررسی جریان راه‌اندازی و مراحل رشد این سازمان و نگاه رهبر انقلاب به این موضوع می‌پردازد.  ۹۰درصد بی‌سوادی روستایی برابر آخرین سرشماری در سال ۱۳۵۵ نسبت بی‌سوادی جمعیتِ شش سال به بالا در ایران ۵۲.۲ درصد و در جمعیت پانزده تا ۴۹ سال ۵۷ درصد و در جمعیت هفت تا چهارده سال ۲۶ درصد بوده است. این شمار در روستاها به مراتب بیشتر از شهر بوده است.   در مناطق روستایی نرخ بی‌سوادی زنان در سال ۱۳۵۰ (هفت سال به بالا) ۹۱ درصد بود. تنها نه درصد زنان روستایی به زحمت قادر به خواندن و نوشتن بودند و در سال ۱۳۵۵ نرخ بی‌سوادی در مناطق روستایی حدود هفتاد درصد و در میان زنان روستایی حدود ۸۳ درصد بود.(۲) در همین سال از جمعیت ۶.۶ میلیون نفری زنان روستایی بالاتر از ۷ سال، قریب یک میلیون نفر باسواد بودند (۱۶.۵ درصد) و ۵.۶ میلیون زن روستایی کشور در این سال (۱۳۵۵) یعنی ۸۳.۵ درصد را زنان بی‌سواد تشکیل می‌دادند.(۳) در گزارشی دیگر آمده: «براساس آمار رسمی به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی، ۶۹ درصد جمعیت ایران بی‌سواد بودند.»(۴)   قیام علیه بی‌سوادی آمارها و اخبار میزان بی‌سوادی تا اندازه‌‌ای بود که در همان سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب امام نهضت سواد آموزی را به راه انداختند: «اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته‌کننده، برای مبارزه با بی‌سوادی به طور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان‌شاء‌الله در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد.»(۵) ایشان در آن پیام با اشاره به کم‌کاری رژیم پهلوی در آموزش عمومی و محروم بودن اکثر افراد کشور از نعمت خواندن و نوشتن، مردم و مسئولان را به نهضت سوادآموزی در کشور فراخواندند و باسواد بودن مردم را از نیازهای اولیه برای هر ملّت و در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهم‌تر از آن‌ها دانستند.(۶) امام در آن پیام یادآور شدند، بی‌سوادی در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه دینی که طلب علم را فریضه می‌داند، مایه خجالت است. ایشان در ادامه پیام خواستار بسیج عمومی همه اقشار مردم و نهادهای آموزشی و دینی برای سوادآموزی شدند و بر اساس ضرورت یاد شده برنامه‌ای دراز مدت و طرحی نو و ضربتی را برای سوادآموزی ضروری دانستند و به دولت و مردم توصیه کردند بدون فوت وقت و تشریفات خسته‌کننده با بسیج عمومی، برای مبارزه با بی‌سوادی قیام کنند.(۷) وجود نهضت سواد آموزی در حالی بود که وزارت آموزش و پرورش هم وجود داشت اما چرا این نهضت به دستور امام راه افتاد؟ آیت‌الله خامنه‌ای این موضوع را چنین تبیین کرده‌اند: «آموزش و پرورش واحد بزرگى است، داراى کادرهاى وسیعى است اما به تنهایى براى این کار کافى نیست و نهضت سوادآموزى که از بیان امام و از فرمان امام الهام گرفت باید بصورت جهادى بصورت نهادى به کمک آموزش و پرورش بشتابد و مهمترین حرکت را به صورت ضربتى در این برهه‌ى از زمان [...] آغاز کند.»(۸)  حضور شورای انقلاب ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر شورای انقلاب و سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش به نمایندگی از سوی دولت و شورای انقلاب کارنامه عملکرد شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران را در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی ارائه داد. دکتر محمدجواد باهنر در این کنفرانس ابتدا به تاریخچه تشکیل شورای انقلاب اشاره کرد و در ادامه به مواردی از جمله اقدامات و موانع و مشکلات شورا پرداخت.(۹) پس از شکل‌گیری نهضت سوادآموزی، نخستین برنامه و آیین‌نامه اجرایی آن به تصویب شورای انقلاب رسید و در پی آن، دفاتر این نهضت در سراسر کشور راه‌اندازی شد. در سه سال ابتدایی فعالیت نهضت، از زمان صدور فرمان امام خمینی تا انتصاب حجت‌الاسلام قرائتی به عنوان نماینده در سال ۱۳۶۱(۱۰)، اداره امور به صورت شورایی و با مشارکت نهادهایی همچون وزارت آموزش و پرورش، جهاد سازندگی، جامعه روحانیت، جهاد دانشگاهی و نهضت سوادآموزی در تهران انجام می‌گرفت.  عینکی برای روشنایی از همان روزهای نخست، آیت‌الله خامنه‌ای یکی از حامیان نهضت سوادآوزی بود. هنوز چند سالی از آغاز نهضت نگذشته بود که ایشان در مقام ریاست جمهوری، حکایتی از خود را برای توضیح ضرورت آن نقل کردند: «من تا سیزده چهارده سالگى چشمم [...] خیلى ضعیف بود و نمى‌دانستم. [...] رفتم پیش دکتر و به من عینک داد عینک که زدم، آمدم دیدم همه جا را روشن مى‌بینم، آمدم تو حرم مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا علیه‌صلاةوالسّلام [...] دیدم عجب یک چیزهایى تو این حرم هست، این سقف حرم، این دیوارهاى حرم، من اصلاً اینها را ندیده بودم، این همه نقش و نگار این همه زیبایى، دنیایى از زیبایى‌ها، از نقش و نگارها، از لطافتها از ظرافتها وجود دارد و جلوى چشم همه است و بى‌سوادان آن محرومانى هستند که عینکى که باید به چشم بزنند تا این ظرافت‌ها را ببینند ندارند.» با استفاده از این خاطره، سواد را همچون آن عینک دانستند: «آن کسانى که سواد ندارند، بایستى بدانند که عینکى در اختیار آنها گذاشته مى‌شود که وقتى این عینک را به چشم زدند یک دنیایى مى‌بینند، دنیاى عجیبى که تاکنون آن دنیا را ندیده بودند.» ایشان در آن دیدار، ریشه نهضتی که امام راه انداخت را در صدر اسلام معرفی کردند: «میبینیم که در صدر اسلام رسول اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم همت گماشتند که مردم بى‌سوادِ مسلمان شده را باسواد کنند و حاضر شدند از اسراى جنگى که داراى سواد بودند براى باسواد کردن مردم استفاده کنند و این باسواد کردن را پاداشى، وسیله‌اى، قرار بدهند که این آزاد بشود یعنى آزادى آن را پاداش باسواد کردن چند نفر از مسلمانها قرار بدهند، که هر اسیر جنگى که سواد داشته باشد و چند تا مسلمان را باسواد کند این آزاد مى‌شود [...] یک چنین اهمیتى دارد این مسأله.»(۱۱)  نهضت ادامه دارد این حمایت در سالهای بعد از رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مضاعف شد. در یکی از همان نخستین دیدارهای دوره رهبری، وقتی برخی مدعی کفایت «نهضت سوادآموزی» شده بودند، ایشان با شدت در مقابل آن ایستادند: «بحث تعطیل کردن نهضت را، به نظر من، اصلاً مطرح نکنید. مگر بیست‌وپنج درصد رقم کمى است؟ مگر شوخى است؟ شما چهارده، پانزده سال تلاش کردید و بیست‌وپنج درصد از بى‌سوادى را کاستید، اما نصف دیگرش مانده است. مگر نصف، کم است که صحبت از این بشود «حالا چه کار کنیم؟ تعطیل کنیم یا تعطیل نکنیم؟» این جریان، با همین شکل باید ادامه پیدا کند.» ۱۳۷۱/۱۰/۰۷ اولین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در دوره زعامت ایشان، نشان از درستی این مطالبه داشت. آمارها نشان داد در سال ۱۳۷۵، با تلاش نهضت سواد آموزی ۷۹.۵ درصد از جمعیت شش ساله و بالاتر کشور باسواد شده‌اند و میزان باسوادی در بین زنان و مردان از ۲۳.۴ درصد به ۹.۵ درصد رسیده است. از طرف دیگر نسبت باسوادی مناطق شهری از ۶۵.۴ به ۸۶ درصد و در مناطق روستایی از حدود ۳۰درصد به ۷۰.۷درصد رسیده بود. دو دهه بعد، داده‌های مربوط به سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ از تداوم رشد جریان سواد آموزی در کشور خبر می‌داد: «روند بی‌سوادی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵، روندی کاهشی داشته و از ۹۲ درصد در بین زنان و ۷۷.۶ در بین مردان در سال ۱۳۳۵ به ۱۵.۸ در صد در بین زنان و ۹ درصد در بین مردان در سال ۱۳۹۵، کاهش یافته است.»(۱۳) هر چند بعد از این تاریخ، سرشماری فراگیر در کشور انجام نشده، اما آمارهای موجود امیدآفرین است: «بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ باسوادی جمعیت بالای ۶ سال کشور از ۸۷ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۹۰ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. طبق این آمار، هم‌اکنون نرخ باسوادی مردان ۹۳ درصد و نرخ باسوادی زنان ۸۷ درصد است.» (۱۴)  آینده فرامرزی سوادآموزی افق آینده این نهضت، اما فراتر از کشور ایران، ناظر به فلات ایران و حتی فراتر از آن است: «شاید در آینده ما به سوادآموزى نیاز مهمترى داشته باشیم [...] در افغانستان، اکثر مردم زبانشان فارسى است. [...] چنانچه مردم کشور افغانستان که در همسایگى ما هستند، بخواهند باسواد شوند، این تکلیف بر دوش «نهضت سوادآموزى» است که انجام دهد.»(۱۵) رهبر انقلاب با اشاره به یک تجربه تاریخی در فاصله نزدیک به مرزهای ما می‌فرمایند: «چنانچه عناصر مؤمن، دلسوز و عاشقِ پایه‌هاى ایمانى در مردم، سراغ اینها نروند، چه کسى سراغشان خواهد رفت؟ کسانى هستند که دلشان مى‌خواهد اینها همین‌طور بى‌سواد بمانند تا اصلاً قادر نباشند یک روزنامه، یک کتاب یا یک جزوه را بخوانند. [...] کمااین‌که در شبه‌قارّه‌ى هند، زبان فارسى را ریشه‌کن کردند. یعنى زمانى که انگلیسی‌ها در سال ۱۸۷۵ به جاى «کمپانى هند شرقى»، بر آن‌جا حاکم و مستقر شدند، جزو اوّلین کارهایشان این بود که زبان فارسى را که زبان رسمى آنان و حکومت بود، برانداختند.»(۱۶)   (۱. بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲ (۲. مرتضوی، سیدضیا(۱۴۰۰) دانش‌نامه امام خمینی - ج ۱۰، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) ص ۱۹۳ (۳. طباطبایی، محمدحسن(۱۳۸۰) نفوذ فراماسونری در مدیریت نهادهای فرهنگی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۹۲ (۴ کردی، علی(۱۳۹۶) تاریخ تحولات جمهوری اسلامی ایران جلد دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۱۸ (۵. موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی (ره)، ج ۱۱، ص ۴۶۶ (۶. مومنی، سیدمجتبی؛ اسلامی، محمد‌مهدی(۱۴۰۳) معبد سرچشمه، تهران: سرچشمه، ص ۱۳۶ (۷ مرتضوی، سیدضیا(۱۴۰۰)، دانش‌نامه امام خمینی، ج ۱۰، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ص ۱۹۳ (۸ بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲ (۹ بشیری، عباس(۱۳۸۴) هاشمی رفسنجانی - کارنامه و خاطرات سالهای ۱۳۵۹ - انقلاب در بحران، تهران: معارف، ص ۴۳۹ (۱۰ کمی بعد حضرت امام در حکمی حجت‌الاسلام محسن قرائتی را به عنوان نماینده خود در سازمان نهضت سواد آموزی منصوب کرد : «بسم الله الرحمن الرحیم‌ / جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محسن قرائتی- دامت افاضاته‌ / نظر به اهمیت امر سوادآموزی و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی و با توجه به تجربیاتی که در این باره دارید، جنابعالی را به سمت نماینده خود در سازمان نهضت سوادآموزی تعیین می‌نمایم. امید است با هماهنگی هر چه بیشتر با مسئولان محترم این سازمان و وزارت آموزش و پرورش، مسئولیت سنگین خویش را بهتر انجام دهید. بدیهی است که کمک و مساعدت دست‌اندرکاران امر نهضت و وزارت آموزش و پرورش و استفاده از تمامی امکانات موجود، پیروزی شما را بر عفریت بی‌سوادی که یکی از میراثهای شوم نظام طاغوتی است سریعتر می‌نماید. از خدای تعالی موفقیت شما را در این راه مسالت دارم. و السلام علیکم و رحمه الله. / روح الله الموسوی الخمینی / در خصوص تاریخ نامه در صحیفه نور ذیل تاریخ ۲۰/ ۲/ ۶۱ درج شده است اما تاریخ مندرج در نسخه خطی ۲۱/ ۲/ ۶۱ است. (۱۱. بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲ (۱۲ بیانات در دیدار مسؤولان «نهضت سوادآموزى» ۱۳۷۱/۱۰/۰۷ (۱۳ تارنمای مرکز آمار ایران  (۱۴ پایگاه خبری تسنیم (۱۵. بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نهضت سوادآموزى ۱۳۸۰/۱۰/۰۶ (۱۶ بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نهضت سوادآموزى ۱۳۸۰/۱۰/۰۶   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62201 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 802 Views 0 önizleme
  • نهضت آبادی فکر


     «نهضت سوادآموزى و این حرکت عظیمى که در سراسر کشور به وجود آمد و این بذرى که پاشیده شده تا ان‌شاءالله نتایج آن را به‌زودی ملت ایران بچشند، یکى از مهم‌ترین نهادهاى انقلابى ماست. اگر نهادهاى دیگر به ضرورت‌ها و نیازهاى نقد این جامعه نگاه مى‌کنند، این نهاد پربرکت به نیازهاى آینده و درازمدت انقلاب ما و جامعه‌ى ما نظر دارد.»(۱)
    آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان نهضت سوادآموزی سراسر کشور است.
    «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» به بهانه سالروز تأسیس «نهضت سوادآموزی» به دستور حضرت امام در  ۷دی‌ماه ۱۳۵۸ برشی از صفحه ۱۳۶ کتاب «معبد سرچشمه» را مرور میکند. در این بریده به نقش حزب جمهوری اسلامی در ترویج و گسترش جریان سوادآموزی اشاره شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۳، توسط انتشارات سرچشمه نور و به قلم سید مجتبی مؤمنی و محمدمهدی اسلامی منتشر شد.
     
     مهم‌تر از بهداشت و مسکن
    امام خمینی در پیامی و با اشاره به کم‌کاری رژیم پهلوی در آموزش عمومی و محروم بودن اکثر افراد کشور از نعمت خواندن و نوشتن، مردم و مسئولان را به نهضت سوادآموزی در کشور فراخواند و باسواد بودن مردم را از نیازهای اولیه برای هر ملّت و در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهم‌تر از آن‌ها دانست. امام در آن پیام یادآور شد، بی‌سوادی در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه دینی که طلب علم را فریضه می‌داند، مایه خجالت است. ایشان در ادامه پیام خواستار بسیج عمومی همه اقشار مردم و نهادهای آموزشی و دینی برای سوادآموزی شد و بر اساس ضرورت یاد شده برنامه‌ای دراز مدت و طرحی نو و ضربتی را برای سوادآموزی ضروری دانست و به دولت و مردم توصیه کرد بدون فوت وقت و تشریفات خسته‌کننده با بسیج عمومی، برای مبارزه با بی‌سوادی قیام کنند. ایشان به ائمه جماعات شهرستان‌ها و روستاها توصیه کرد باسوادان را دعوت کنند تا در مساجد و تکایا نوشتن و خواندن را به خواهران و برادران خود یاد داده و منتظر اقدامات دولت نباشند و یادآور شد اعضای باسواد خانواده اعضای بی‌سواد را آموزش داده و ایران را سراسر مدرسه کنند.(۲)

     مدرسه‌ای به وسعت ایران
    با تأکید امام موضوع نهضت سوادآموزی، یکی از گزینه‌های مهم موردتوجه در روزهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود، حزب در این زمینه فعالیت‌های متنوعی داشت. واحدهای مختلف در این فرایند شرکت داشته و برای تحقق این امر تلاش می‌کردند. واحد کارگری حزب هم با انتشار اطلاعیه‌ای، با اشاره به تأکید امام در مورد سوادآموزی اقدام به برگزاری کلاس‌های کوتاه‌مدت تربیت معلم برای همکاری با نهضت سواد آموزی نمود. این واحد از کلیه شوراها و انجمن‌های اسلامی کارخانجات خواست نسبت به معرفی افراد علاقه‌مند به آموزش بی‌سوادان هم اقدام کند.(۳)
     
     حزبِ پای‌کارِ انقلاب
    از طرف دیگر مشارکت حزب جمهوری اسلامی با سپاه و جهاد سازندگی در فرایند تولید کتاب‌های مرتبط و برگزاری دوره‌های آموزش سوادآموزی یکی از اقدامات مؤثر حزب بود. محمدجواد باهنر نماینده شورای انقلاب در وزارت آموزش‌وپرورش طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی با اشاره به فرمان امام در امر نهضت سوادآموزی اعلام کرد با مشارکت سپاه پاسداران، حزب جمهوری اسلامی، ستاد جهاد سازندگی و قشرهای مختلف مردم تاکنون بیش از یک میلیون و ۲۰۰هزار نسخه کتاب جدید برای سوادآموزان زیر چاپ رفته و حدود ۲۵۰۰ نفر مربی در کلاس‌های نهضت سوادآموزی آموزش‌دیده‌اند.(۴)
     
     همه به پیش
    این فعالیت اما در همین‌جا پایان پیدا نکرد و بخش آموزش حزب هم وارد کار شد. بخش آموزش حزب هم با صدور اطلاعیه‌ای از همه اعضا برای شرکت در این برنامه مهم دعوت کرد: «پیرو فرمان رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی مبنی بر اینکه «تمام بی‌سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران باسواد برای یاددادن بپاخیزند.» و «تعلیم و تعلم عبادتی است که خداوند تبارک و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده است.»، گروه آموزش حزب جمهوری اسلامی به اطلاع عموم می‌رساند همان‌گونه که رژیم سابق برای ادامه حیات خویش به تجهیز قوای نظامی همت می‌گماشت، ما نیز باید برای ادامه انقلاب اسلامی‌مان بر سلاح ایمان و دانش مجهز گردیم و به‌ویژه سعی نمائیم کلیه برادران و خواهران را با الهام از این بسیج عمومی که رهبر انقلاب اسلامی آن را تأکید کرده‌اند در امر سوادآموزی یاری دهیم. با توجه‌ به نکات فوق گروه آموزش حزب جمهوری اسلامی، ضمن اطاعت از امر امام در مورد بسیج کلیه مردم برای سوادآموزی:
    ۱- عموم برادران و خواهران بی‌سواد برای یادگیری و داوطلبان تدریس برای کمک به این امر مهم می‌توانند به دفاتر حزب در شهرستان‌ها و مناطق دوازده‌گانه حزب در تهران مراجعه و ثبت‌نام نمایند.

    ۲- از کلیه برادران و خواهران حزبی می‌خواهد که به‌عنوان یک وظیفه الهی و حکم لازم‌الاطاعه رهبر و انضباط حزبی با کلیه امکانات خویش در این امر مقدس شرکت نمایند.

    گروه آموزش حزب جمهوری اسلامی»(۵)
     
     حتی واحد کارگری
    این جریان تااندازه‌ای برای حزب اهمیت داشت که واحد کارگری حزب هم پای کار آمد، این بار به‌صورت کاملاً عملیاتی و با تمرکز بر روی خروجی کار و برگزاری کلاس‌های آموزشی، واحد کارگری حزب جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: «که باتوجه‌به تأکید امام خمینی مبنی بر سوادآموزی کلاس‌هایی کوتاه‌مدت جهت تربیت‌معلم برای سوادآموزی با همکاری نهضت سوادآموزی دایر گردیده است و اولین کلاس روز به سه‌شنبه شانزدهم بهمن شروع بکار خواهد کرد. واحد کارگری حزب جمهوری اسلامی ایران از کلیه شوراها و انجمن‌های اسلامی کارخانجات خواست نسبت به معرفی افراد علاقمند به آموزش بی‌سوادان اقدام کنند. در این اطلاعیه همچنین آمده است که بر اساس مذاکراتی که با وزارت کار صورت گرفته کلاس‌های مزبور در بین ساعات کار نیز دائر خواهد بود. دوره کلاس‌های آموزش نحوه تدریس بین ۴ تا ۵ جلسه خواهد بود که پس از اتمام آن گواهینامه مربوط داده خواهد شد و بی‌سوادان پس از طی دوره سوادآموزی مدرک خواهند گرفت. همچنین سعی خواهد شد بعد از اتمام کلاس‌های سوادآموزی که دوره آن‌ها حدود ۱۷ هفته می‌باشد کلاس‌هایی برای آموزش قرآن و اصول اسلامی تشکیل گردد.»(۶)



     

    (۱ بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲.

    (۲ مرتضوی، سیدضیا(۱۴۰۰)، دانش‌نامه امام خمینی، ج ۱۰، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ص ۱۹۳.

    (۳ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۹/۱۱/۱۶، ص ۹.

    (۴ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۸/۱۱/۲، ص ۹.

    (۵ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۸/۱۰/۱۱، ص ۲.

    (۶ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۸/۱۱/۱۶، ص ۸۹.


     

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62193

    #ديگران__گزارش
    📰 نهضت آبادی فکر  «نهضت سوادآموزى و این حرکت عظیمى که در سراسر کشور به وجود آمد و این بذرى که پاشیده شده تا ان‌شاءالله نتایج آن را به‌زودی ملت ایران بچشند، یکى از مهم‌ترین نهادهاى انقلابى ماست. اگر نهادهاى دیگر به ضرورت‌ها و نیازهاى نقد این جامعه نگاه مى‌کنند، این نهاد پربرکت به نیازهاى آینده و درازمدت انقلاب ما و جامعه‌ى ما نظر دارد.»(۱) آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان نهضت سوادآموزی سراسر کشور است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» به بهانه سالروز تأسیس «نهضت سوادآموزی» به دستور حضرت امام در  ۷دی‌ماه ۱۳۵۸ برشی از صفحه ۱۳۶ کتاب «معبد سرچشمه» را مرور میکند. در این بریده به نقش حزب جمهوری اسلامی در ترویج و گسترش جریان سوادآموزی اشاره شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۳، توسط انتشارات سرچشمه نور و به قلم سید مجتبی مؤمنی و محمدمهدی اسلامی منتشر شد.    مهم‌تر از بهداشت و مسکن امام خمینی در پیامی و با اشاره به کم‌کاری رژیم پهلوی در آموزش عمومی و محروم بودن اکثر افراد کشور از نعمت خواندن و نوشتن، مردم و مسئولان را به نهضت سوادآموزی در کشور فراخواند و باسواد بودن مردم را از نیازهای اولیه برای هر ملّت و در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهم‌تر از آن‌ها دانست. امام در آن پیام یادآور شد، بی‌سوادی در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه دینی که طلب علم را فریضه می‌داند، مایه خجالت است. ایشان در ادامه پیام خواستار بسیج عمومی همه اقشار مردم و نهادهای آموزشی و دینی برای سوادآموزی شد و بر اساس ضرورت یاد شده برنامه‌ای دراز مدت و طرحی نو و ضربتی را برای سوادآموزی ضروری دانست و به دولت و مردم توصیه کرد بدون فوت وقت و تشریفات خسته‌کننده با بسیج عمومی، برای مبارزه با بی‌سوادی قیام کنند. ایشان به ائمه جماعات شهرستان‌ها و روستاها توصیه کرد باسوادان را دعوت کنند تا در مساجد و تکایا نوشتن و خواندن را به خواهران و برادران خود یاد داده و منتظر اقدامات دولت نباشند و یادآور شد اعضای باسواد خانواده اعضای بی‌سواد را آموزش داده و ایران را سراسر مدرسه کنند.(۲)  مدرسه‌ای به وسعت ایران با تأکید امام موضوع نهضت سوادآموزی، یکی از گزینه‌های مهم موردتوجه در روزهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود، حزب در این زمینه فعالیت‌های متنوعی داشت. واحدهای مختلف در این فرایند شرکت داشته و برای تحقق این امر تلاش می‌کردند. واحد کارگری حزب هم با انتشار اطلاعیه‌ای، با اشاره به تأکید امام در مورد سوادآموزی اقدام به برگزاری کلاس‌های کوتاه‌مدت تربیت معلم برای همکاری با نهضت سواد آموزی نمود. این واحد از کلیه شوراها و انجمن‌های اسلامی کارخانجات خواست نسبت به معرفی افراد علاقه‌مند به آموزش بی‌سوادان هم اقدام کند.(۳)    حزبِ پای‌کارِ انقلاب از طرف دیگر مشارکت حزب جمهوری اسلامی با سپاه و جهاد سازندگی در فرایند تولید کتاب‌های مرتبط و برگزاری دوره‌های آموزش سوادآموزی یکی از اقدامات مؤثر حزب بود. محمدجواد باهنر نماینده شورای انقلاب در وزارت آموزش‌وپرورش طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی با اشاره به فرمان امام در امر نهضت سوادآموزی اعلام کرد با مشارکت سپاه پاسداران، حزب جمهوری اسلامی، ستاد جهاد سازندگی و قشرهای مختلف مردم تاکنون بیش از یک میلیون و ۲۰۰هزار نسخه کتاب جدید برای سوادآموزان زیر چاپ رفته و حدود ۲۵۰۰ نفر مربی در کلاس‌های نهضت سوادآموزی آموزش‌دیده‌اند.(۴)    همه به پیش این فعالیت اما در همین‌جا پایان پیدا نکرد و بخش آموزش حزب هم وارد کار شد. بخش آموزش حزب هم با صدور اطلاعیه‌ای از همه اعضا برای شرکت در این برنامه مهم دعوت کرد: «پیرو فرمان رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی مبنی بر اینکه «تمام بی‌سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران باسواد برای یاددادن بپاخیزند.» و «تعلیم و تعلم عبادتی است که خداوند تبارک و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده است.»، گروه آموزش حزب جمهوری اسلامی به اطلاع عموم می‌رساند همان‌گونه که رژیم سابق برای ادامه حیات خویش به تجهیز قوای نظامی همت می‌گماشت، ما نیز باید برای ادامه انقلاب اسلامی‌مان بر سلاح ایمان و دانش مجهز گردیم و به‌ویژه سعی نمائیم کلیه برادران و خواهران را با الهام از این بسیج عمومی که رهبر انقلاب اسلامی آن را تأکید کرده‌اند در امر سوادآموزی یاری دهیم. با توجه‌ به نکات فوق گروه آموزش حزب جمهوری اسلامی، ضمن اطاعت از امر امام در مورد بسیج کلیه مردم برای سوادآموزی: ۱- عموم برادران و خواهران بی‌سواد برای یادگیری و داوطلبان تدریس برای کمک به این امر مهم می‌توانند به دفاتر حزب در شهرستان‌ها و مناطق دوازده‌گانه حزب در تهران مراجعه و ثبت‌نام نمایند. ۲- از کلیه برادران و خواهران حزبی می‌خواهد که به‌عنوان یک وظیفه الهی و حکم لازم‌الاطاعه رهبر و انضباط حزبی با کلیه امکانات خویش در این امر مقدس شرکت نمایند. گروه آموزش حزب جمهوری اسلامی»(۵)    حتی واحد کارگری این جریان تااندازه‌ای برای حزب اهمیت داشت که واحد کارگری حزب هم پای کار آمد، این بار به‌صورت کاملاً عملیاتی و با تمرکز بر روی خروجی کار و برگزاری کلاس‌های آموزشی، واحد کارگری حزب جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: «که باتوجه‌به تأکید امام خمینی مبنی بر سوادآموزی کلاس‌هایی کوتاه‌مدت جهت تربیت‌معلم برای سوادآموزی با همکاری نهضت سوادآموزی دایر گردیده است و اولین کلاس روز به سه‌شنبه شانزدهم بهمن شروع بکار خواهد کرد. واحد کارگری حزب جمهوری اسلامی ایران از کلیه شوراها و انجمن‌های اسلامی کارخانجات خواست نسبت به معرفی افراد علاقمند به آموزش بی‌سوادان اقدام کنند. در این اطلاعیه همچنین آمده است که بر اساس مذاکراتی که با وزارت کار صورت گرفته کلاس‌های مزبور در بین ساعات کار نیز دائر خواهد بود. دوره کلاس‌های آموزش نحوه تدریس بین ۴ تا ۵ جلسه خواهد بود که پس از اتمام آن گواهینامه مربوط داده خواهد شد و بی‌سوادان پس از طی دوره سوادآموزی مدرک خواهند گرفت. همچنین سعی خواهد شد بعد از اتمام کلاس‌های سوادآموزی که دوره آن‌ها حدود ۱۷ هفته می‌باشد کلاس‌هایی برای آموزش قرآن و اصول اسلامی تشکیل گردد.»(۶)   (۱ بیانات در دیدار با مسئولان نهضت سواد آموزی سراسر کشور ۱۳۶۱/۸/۲۲. (۲ مرتضوی، سیدضیا(۱۴۰۰)، دانش‌نامه امام خمینی، ج ۱۰، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ص ۱۹۳. (۳ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۹/۱۱/۱۶، ص ۹. (۴ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۸/۱۱/۲، ص ۹. (۵ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۸/۱۰/۱۱، ص ۲. (۶ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۵۸/۱۱/۱۶، ص ۸۹.   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62193 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 470 Views 0 önizleme
  • نماز؛ راهکار حل مشکلات بشر


     «دل»، «اراده»، «ایمان»، «امید»، چهار ستون زندگی سعادتمندانه‌ی انسان است. این ارکان زندگی، تحت تأثیر عوامل متعدّدی دچار آسیب می‌شوند؛ به طوری که دل‌ها متلاطم، اراده‌ها سست، ایمان‌ها ضعیف و امیدها می‌میرند. دل متلاطم، انسان را آشفته می‌کند. اراده‌ی سست، انسان را از حرکت بازمی‌دارد. ایمان ضعیف، انسان را از خدا دور می‌کند. امید مرده، انسان را به پوچی می‌رساند. بشرِ دورانِ کنونی با همین مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کند و در جستجوی راهکار برای برون‌رفت از این مشکلات، خود را به سختی انداخته است. اسلام راهکار تمام این مشکلات را در نماز می‌داند: «نماز آنگاه که با آداب خود همچون خشوع و دل‌سپاری به معبود انجام میگیرد، دل را آرام و اراده را مستحکم و ایمان را ژرف و امید را زنده میکند. سرنوشت انسان در دنیا و آخرت، وابسته به چنین دل و چنین اراده و چنین ایمان و چنین امیدی است.» (۱۴۰۴/۷/۱۷) اکنون سؤال مهم این است که نماز با چنین تأثیراتی، چگونه سرنوشت دنیوی و اخروی انسان را دچار تغییر و تحوّل می‌کند؟

     وابستگی سرنوشت دنیوی به نماز
    اوّلین اثر نماز، آرامش دادن به دل است. آرامش دل نیز موجب می‌شود انسان در سختی‌ها پریشان نشود و تصمیم‌های درست بگیرد. دل مضطرب، انسان را دچار آشفتگی و تصمیمات نادرست می‌کند و از مسیر بندگی دور می‌سازد، امّا دل آرام بر خدا توکّل می‌کند و سرنوشت زندگی را بر اساس نگرانی‌ها تغییر نمی‌دهد. نماز، کامل‌ترین مصداق یاد خدا است: «اَقِمِ الصَّلوٰةَ لِذِکری». (طه/۱۴) و دل با یاد خدا آرام می‌گیرد: «اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب». (رعد/ ۲۸) امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز می‌فرمایند: «یاد خدا سینه‌ها را صیقل مى‌دهد و دل‌ها را آرامش مى‌بخشد.» (غررالحکم؛ روایت ۵۱۶۵) سیره‌ی پیامبر گرامی اسلام علیه‌السلام این‌گونه بود که در مشکلات و سختی‌ها فقط با نماز آرام می‌شدند؛ ایشان به بلال می‌فرمودند: «بلال! برخیز و ما را با نماز آرامش و آسایش ببخش.» (بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۱۹۳) این شیوه باعث می‌شد پیامبر در همه‌ی امور زندگی به‌درستی تصمیم بگیرند و به اهداف خود دست یابند.

    دوّمین اثر نماز، مستحکم کردن اراده است. اراده‌ی مستحکم عامل استمرار در مسیر حق و تسلیم نشدن در برابر وسوسه‌ها، شکست‌ها و مشکلات است؛ به همین دلیل، قرآن کریم «مقاومت» و «نماز» را در کنار یکدیگر ذکر کرده است و نماز را به عنوان وسیله‌ای کمکی برای پیروزی و غلبه بر مشکلات بیان فرموده است: «وَ استَعینوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوٰة». (بقره/۴۵) امام صادق علیه‌السلام این آیه را با بیان یکی از ویژگی‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام تبیین می‌فرمایند: «هر‌گاه امیرالمؤمنین از موضوعى نگران و هراسناک مى‌شد، به نماز پناه مى‌برد.» (کافی، ج ۳، ص ۴۸۰) در روایات دیگری، پیامبر علیه‌السلام نیز این‌چنین توصیف شده است. اگر پیامبر علیه‌السلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ترویج اسلام و تحقّق دستورات آن اراده‌ی مستحکمی نداشتند، هیچ‌گاه تمدّن اسلامی شکل نمی‌گرفت و سرنوشت اسلام به تحریف و انحراف شریعت‌های گذشته دچار می‌شد. بر اساس روایات، این اراده‌ی مستحکم نشئت‌گرفته از نماز است.

    سوّمین اثر نماز، تعمیق ایمان است. ایمان سطحی، در بحران‌ها فرو می‌ریزد؛ امّا ایمان ژرف، انسان را در برابر شبهات محافظت می‌کند و او را در مسیر حق نگه می‌دارد. از دیدگاه اسلام، مؤمن حقیقی را باید با نماز شناخت. پیامبر علیه‌السلام نشانه‌ی ایمان را نماز می‌دانند: «عَلَمُ الایمانِ الصَّلوٰة». (جامع‌الاخبار، ج ۱، ص ۷۳) در روایت دیگری، نماز مرز بین ایمان و کفر عملی شمرده شده است: «ما بَینَ الکُفرِ وَ الایمانِ اِلّا تَرکُ الصَّلوٰة». (ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال، ج ۱، ص ۲۳۱) ایمان، آن‌گاه که کامل و عمیق شد، سرنوشت انسان را به سمت سعادت سوق می‌دهد. خداوند متعال راز پیروزی و موّفقیّت پیامبر در انجام رسالتش را این می‌داند که خود او اوّلین کسی بود که به این راه ایمان داشت: «آمَنَ الرَّسولُ بِما اُنزِلَ اِلَیهِ مِن رَبِّه». (بقره/۲۸۵)

    چهارمین اثر نماز، امید است. امید نیروی حرکت است. بدون امید، دل و اراده و ایمان نیز می‌میرند. امیدِ زنده انسان را در مسیر اصلاح و تلاش پایدار نگه می‌دارد. امید به رحمت و وعده‌ی الهی انسان را از یأس و پوچی می‌رهاند و افق آخرت را روشن می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام سخنی را از پیامبر علیه‌السلام نقل می‌کنند که ایشان همیشه می‌فرمودند: «امیدبخش‌ترین آیه در قرآن آیه‌ای است که انسان را به نمازهای پنج‌گانه دستور می‌دهد.» (تفسیر صافی، ج ۲، ص ۴۷۶) این روایت بیانگر این حقیقت است که انسان، در طول روز، علاوه بر مشکلات زندگی دچار گناهانی می‌شود که او را از آینده ناامید می‌کند، امّا نماز این بشارت را به انسان می‌دهد که گناهان او با خواندن نمازهای پنج‌گانه قابل بخشش است؛ به همین دلیل، پیامبر امیدبخش‌ترین آیه‌ی قرآن را آیه‌ی نماز می‌دانند.

     وابستگی سرنوشت اخروی به نماز
    نباید گمان کرد وابستگی سرنوشت انسان به نماز تنها مربوط به سرنوشت دنیوی است، چرا که سرنوشت انسان در آخرت نیز وابسته به نماز است. در حقیقت، نمازی که دل را آرام، اراده را مستحکم، ایمان را ژرف و امید را زنده می‌کند، سرنوشت انسان در آخرت را نیز تغییر می‌دهد. پیامبر اسلام علیه‌السلام سرنوشت انسان در آخرت را با چنین تأثیراتی به نماز وابسته می‌داند و افراد را به چهار گروه تقسیم می‌فرمایند. (المواعظ ‌العددیه، ص ۱۲۲) گروه اوّل نمازگزاران سهل‌انگار هستند که سرنوشت آنان عذاب در «وَیل» است؛ آیه‌ی «فَوَیلٌ لِلمُصَلّین»(ماعون/۴) درباره‌ی اینان است. گروه دوّم گاهی نماز می‌خوانند و سرنوشت آنان عذاب در «غَىّ» است؛ آیه‌ی «اَضاعُوا الصَّلوٰةَ ... یَلقَونَ غَیًّا» (مریم/ ۵۹) درباره‌ی اینان است. گروه سوّم هیچ‌گاه نماز نمى‌خوانند و سرنوشت آنان عذاب در «سَقَر» است؛ آیات «ما سَلَکَکُم فى سَقَرَ * قالوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلّین» (مدّثّر/۴۲و۴۳) درباره‌ی اینان است. هر کدام از این سه، نام طبقه‌ای از طبقات جهنّم است. گروه چهارم همیشه نماز مى‌خوانند و در نمازشان خشوع دارند که سرنوشت آنان رستگاری و پیروزی است؛ آیات «قَد اَفلَحَ المُؤمِنونَ * الَّذینَ هُم فى صَلاتِهِم خاشِعون» (مؤمنون/۱و۲) درباره‌ی اینان است.

    بر اساس آیات قرآن کریم، سرنوشت اخروی انسان وابسته به دلی است که در این دنیا آرام شده است. نفْس مطمئنّه (فجر/۲۷) در آخرت وابسته به همان دلی است که در دنیا با ذکر خدا آرام شده است. (عد/۲۸) از طرفی دیگر، کسی که نمی‌داند در روز قیامت اعمال او را چگونه محاسبه می‌کنند، دل ناآرامی دارد؛ زیرا مطمئن نیست کارهای نیک او چه تأثیری در سرنوشت اخروی او دارد. لذا امام صادق علیه‌السلام با بیان این نکته که «نخستین چیزى که از بنده حسابرسى مى‌شود نماز است؛ پس اگر نماز پذیرفته شد، اعمال دیگرش نیز پذیرفته مى‌شود و چنانچه نمازش رد شود، بقیّه‌ی اعمال او هم قبول نخواهد شد» (وسائل‌الشّیعه، ج ۳، ص ۲۲) دل نمازگزار حقیقی را آرام می‌کند و این اطمینان را می‌دهد که اهمّیّت دادن به نماز، همه‌ی کارهای او را ارزشمند می‌کند. همچنین، نمازی که ایمان را عمق می‌بخشد نیز در سرنوشت اخروی انسان مؤثّر است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام بر اساس آیاتی از قرآن کریم می‌فرمایند: «خداوند نماز را ایمان نامیده است.» و در ادامه‌ی همین روایت، از قول پیامبر گرامی اسلام علیه‌السلام می‌فرمایند: «کسی که خدا را با ایمان کامل ملاقات کند، اهل بهشت است و کسی که نسبت به نمازش کوتاهی می‌کند، خدا را با ایمان ناقص ملاقات می‌کند.»(بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۷۳) این روایت، به‌روشنی، نماز کامل را مساوی با ایمان کامل می‌داند و کوتاهی در نماز را مساوی با ایمان ناقص می‌داند و سرنوشت انسان را وابسته به آن می‌داند. تأثیر نماز در زنده نگه داشتن امید نیز منحصر به امور دنیا نیست؛ بلکه نماز، انسان را به آخرت نیز امیدوار می‌کند. پیامبر اسلام در‌این‌باره می‌فرمایند: «کسى که بر نمازهاى پنج‌گانه محافظت و مراقبت نماید، این نمازها براى او در قیامت نور و وسیله‌ی نجات او خواهد بود.» (کنز‌العمّال، حدیث ۱۸۸۶۲)

    درک این تأثیرات به انسان انگیزه می‌دهد تا اهمّیّت بیشتری به نماز بدهد و دائم مراقب نماز خود باشد و به این دستور الهی عمل کند که خداوند فرمود: «حافِظوا عَلَى الصَّلَوات» (بقره/ ۲۳۸) بر همه‌ی نمازها محافظت کنید.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62198

    #ديگران__يادداشت
    📰 نماز؛ راهکار حل مشکلات بشر  «دل»، «اراده»، «ایمان»، «امید»، چهار ستون زندگی سعادتمندانه‌ی انسان است. این ارکان زندگی، تحت تأثیر عوامل متعدّدی دچار آسیب می‌شوند؛ به طوری که دل‌ها متلاطم، اراده‌ها سست، ایمان‌ها ضعیف و امیدها می‌میرند. دل متلاطم، انسان را آشفته می‌کند. اراده‌ی سست، انسان را از حرکت بازمی‌دارد. ایمان ضعیف، انسان را از خدا دور می‌کند. امید مرده، انسان را به پوچی می‌رساند. بشرِ دورانِ کنونی با همین مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کند و در جستجوی راهکار برای برون‌رفت از این مشکلات، خود را به سختی انداخته است. اسلام راهکار تمام این مشکلات را در نماز می‌داند: «نماز آنگاه که با آداب خود همچون خشوع و دل‌سپاری به معبود انجام میگیرد، دل را آرام و اراده را مستحکم و ایمان را ژرف و امید را زنده میکند. سرنوشت انسان در دنیا و آخرت، وابسته به چنین دل و چنین اراده و چنین ایمان و چنین امیدی است.» (۱۴۰۴/۷/۱۷) اکنون سؤال مهم این است که نماز با چنین تأثیراتی، چگونه سرنوشت دنیوی و اخروی انسان را دچار تغییر و تحوّل می‌کند؟  وابستگی سرنوشت دنیوی به نماز اوّلین اثر نماز، آرامش دادن به دل است. آرامش دل نیز موجب می‌شود انسان در سختی‌ها پریشان نشود و تصمیم‌های درست بگیرد. دل مضطرب، انسان را دچار آشفتگی و تصمیمات نادرست می‌کند و از مسیر بندگی دور می‌سازد، امّا دل آرام بر خدا توکّل می‌کند و سرنوشت زندگی را بر اساس نگرانی‌ها تغییر نمی‌دهد. نماز، کامل‌ترین مصداق یاد خدا است: «اَقِمِ الصَّلوٰةَ لِذِکری». (طه/۱۴) و دل با یاد خدا آرام می‌گیرد: «اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب». (رعد/ ۲۸) امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز می‌فرمایند: «یاد خدا سینه‌ها را صیقل مى‌دهد و دل‌ها را آرامش مى‌بخشد.» (غررالحکم؛ روایت ۵۱۶۵) سیره‌ی پیامبر گرامی اسلام علیه‌السلام این‌گونه بود که در مشکلات و سختی‌ها فقط با نماز آرام می‌شدند؛ ایشان به بلال می‌فرمودند: «بلال! برخیز و ما را با نماز آرامش و آسایش ببخش.» (بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۱۹۳) این شیوه باعث می‌شد پیامبر در همه‌ی امور زندگی به‌درستی تصمیم بگیرند و به اهداف خود دست یابند. دوّمین اثر نماز، مستحکم کردن اراده است. اراده‌ی مستحکم عامل استمرار در مسیر حق و تسلیم نشدن در برابر وسوسه‌ها، شکست‌ها و مشکلات است؛ به همین دلیل، قرآن کریم «مقاومت» و «نماز» را در کنار یکدیگر ذکر کرده است و نماز را به عنوان وسیله‌ای کمکی برای پیروزی و غلبه بر مشکلات بیان فرموده است: «وَ استَعینوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوٰة». (بقره/۴۵) امام صادق علیه‌السلام این آیه را با بیان یکی از ویژگی‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام تبیین می‌فرمایند: «هر‌گاه امیرالمؤمنین از موضوعى نگران و هراسناک مى‌شد، به نماز پناه مى‌برد.» (کافی، ج ۳، ص ۴۸۰) در روایات دیگری، پیامبر علیه‌السلام نیز این‌چنین توصیف شده است. اگر پیامبر علیه‌السلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ترویج اسلام و تحقّق دستورات آن اراده‌ی مستحکمی نداشتند، هیچ‌گاه تمدّن اسلامی شکل نمی‌گرفت و سرنوشت اسلام به تحریف و انحراف شریعت‌های گذشته دچار می‌شد. بر اساس روایات، این اراده‌ی مستحکم نشئت‌گرفته از نماز است. سوّمین اثر نماز، تعمیق ایمان است. ایمان سطحی، در بحران‌ها فرو می‌ریزد؛ امّا ایمان ژرف، انسان را در برابر شبهات محافظت می‌کند و او را در مسیر حق نگه می‌دارد. از دیدگاه اسلام، مؤمن حقیقی را باید با نماز شناخت. پیامبر علیه‌السلام نشانه‌ی ایمان را نماز می‌دانند: «عَلَمُ الایمانِ الصَّلوٰة». (جامع‌الاخبار، ج ۱، ص ۷۳) در روایت دیگری، نماز مرز بین ایمان و کفر عملی شمرده شده است: «ما بَینَ الکُفرِ وَ الایمانِ اِلّا تَرکُ الصَّلوٰة». (ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال، ج ۱، ص ۲۳۱) ایمان، آن‌گاه که کامل و عمیق شد، سرنوشت انسان را به سمت سعادت سوق می‌دهد. خداوند متعال راز پیروزی و موّفقیّت پیامبر در انجام رسالتش را این می‌داند که خود او اوّلین کسی بود که به این راه ایمان داشت: «آمَنَ الرَّسولُ بِما اُنزِلَ اِلَیهِ مِن رَبِّه». (بقره/۲۸۵) چهارمین اثر نماز، امید است. امید نیروی حرکت است. بدون امید، دل و اراده و ایمان نیز می‌میرند. امیدِ زنده انسان را در مسیر اصلاح و تلاش پایدار نگه می‌دارد. امید به رحمت و وعده‌ی الهی انسان را از یأس و پوچی می‌رهاند و افق آخرت را روشن می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام سخنی را از پیامبر علیه‌السلام نقل می‌کنند که ایشان همیشه می‌فرمودند: «امیدبخش‌ترین آیه در قرآن آیه‌ای است که انسان را به نمازهای پنج‌گانه دستور می‌دهد.» (تفسیر صافی، ج ۲، ص ۴۷۶) این روایت بیانگر این حقیقت است که انسان، در طول روز، علاوه بر مشکلات زندگی دچار گناهانی می‌شود که او را از آینده ناامید می‌کند، امّا نماز این بشارت را به انسان می‌دهد که گناهان او با خواندن نمازهای پنج‌گانه قابل بخشش است؛ به همین دلیل، پیامبر امیدبخش‌ترین آیه‌ی قرآن را آیه‌ی نماز می‌دانند.  وابستگی سرنوشت اخروی به نماز نباید گمان کرد وابستگی سرنوشت انسان به نماز تنها مربوط به سرنوشت دنیوی است، چرا که سرنوشت انسان در آخرت نیز وابسته به نماز است. در حقیقت، نمازی که دل را آرام، اراده را مستحکم، ایمان را ژرف و امید را زنده می‌کند، سرنوشت انسان در آخرت را نیز تغییر می‌دهد. پیامبر اسلام علیه‌السلام سرنوشت انسان در آخرت را با چنین تأثیراتی به نماز وابسته می‌داند و افراد را به چهار گروه تقسیم می‌فرمایند. (المواعظ ‌العددیه، ص ۱۲۲) گروه اوّل نمازگزاران سهل‌انگار هستند که سرنوشت آنان عذاب در «وَیل» است؛ آیه‌ی «فَوَیلٌ لِلمُصَلّین»(ماعون/۴) درباره‌ی اینان است. گروه دوّم گاهی نماز می‌خوانند و سرنوشت آنان عذاب در «غَىّ» است؛ آیه‌ی «اَضاعُوا الصَّلوٰةَ ... یَلقَونَ غَیًّا» (مریم/ ۵۹) درباره‌ی اینان است. گروه سوّم هیچ‌گاه نماز نمى‌خوانند و سرنوشت آنان عذاب در «سَقَر» است؛ آیات «ما سَلَکَکُم فى سَقَرَ * قالوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلّین» (مدّثّر/۴۲و۴۳) درباره‌ی اینان است. هر کدام از این سه، نام طبقه‌ای از طبقات جهنّم است. گروه چهارم همیشه نماز مى‌خوانند و در نمازشان خشوع دارند که سرنوشت آنان رستگاری و پیروزی است؛ آیات «قَد اَفلَحَ المُؤمِنونَ * الَّذینَ هُم فى صَلاتِهِم خاشِعون» (مؤمنون/۱و۲) درباره‌ی اینان است. بر اساس آیات قرآن کریم، سرنوشت اخروی انسان وابسته به دلی است که در این دنیا آرام شده است. نفْس مطمئنّه (فجر/۲۷) در آخرت وابسته به همان دلی است که در دنیا با ذکر خدا آرام شده است. (عد/۲۸) از طرفی دیگر، کسی که نمی‌داند در روز قیامت اعمال او را چگونه محاسبه می‌کنند، دل ناآرامی دارد؛ زیرا مطمئن نیست کارهای نیک او چه تأثیری در سرنوشت اخروی او دارد. لذا امام صادق علیه‌السلام با بیان این نکته که «نخستین چیزى که از بنده حسابرسى مى‌شود نماز است؛ پس اگر نماز پذیرفته شد، اعمال دیگرش نیز پذیرفته مى‌شود و چنانچه نمازش رد شود، بقیّه‌ی اعمال او هم قبول نخواهد شد» (وسائل‌الشّیعه، ج ۳، ص ۲۲) دل نمازگزار حقیقی را آرام می‌کند و این اطمینان را می‌دهد که اهمّیّت دادن به نماز، همه‌ی کارهای او را ارزشمند می‌کند. همچنین، نمازی که ایمان را عمق می‌بخشد نیز در سرنوشت اخروی انسان مؤثّر است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام بر اساس آیاتی از قرآن کریم می‌فرمایند: «خداوند نماز را ایمان نامیده است.» و در ادامه‌ی همین روایت، از قول پیامبر گرامی اسلام علیه‌السلام می‌فرمایند: «کسی که خدا را با ایمان کامل ملاقات کند، اهل بهشت است و کسی که نسبت به نمازش کوتاهی می‌کند، خدا را با ایمان ناقص ملاقات می‌کند.»(بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۷۳) این روایت، به‌روشنی، نماز کامل را مساوی با ایمان کامل می‌داند و کوتاهی در نماز را مساوی با ایمان ناقص می‌داند و سرنوشت انسان را وابسته به آن می‌داند. تأثیر نماز در زنده نگه داشتن امید نیز منحصر به امور دنیا نیست؛ بلکه نماز، انسان را به آخرت نیز امیدوار می‌کند. پیامبر اسلام در‌این‌باره می‌فرمایند: «کسى که بر نمازهاى پنج‌گانه محافظت و مراقبت نماید، این نمازها براى او در قیامت نور و وسیله‌ی نجات او خواهد بود.» (کنز‌العمّال، حدیث ۱۸۸۶۲) درک این تأثیرات به انسان انگیزه می‌دهد تا اهمّیّت بیشتری به نماز بدهد و دائم مراقب نماز خود باشد و به این دستور الهی عمل کند که خداوند فرمود: «حافِظوا عَلَى الصَّلَوات» (بقره/ ۲۳۸) بر همه‌ی نمازها محافظت کنید. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62198 #ديگران__يادداشت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 752 Views 0 önizleme
  • خط حزب‌الله ۵۱۴ | نماز؛ راهکار حل مشکلات بشر


     پانصد و چهاردهمین شماره خط حزب‌الله با عنوان «نماز؛ راهکار حل مشکلات بشر» منتشر شد.

     این شماره به مناسبت ایام ماه رجب، ماه معنویت و عبادت، در سرمقاله خود به این موضوع می‌پردازد که نماز چگونه سرنوشت دنیوی و اخروی انسان را دچار تغییر و تحول می کند؟

     نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند.

    این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید سید موسی نامجو، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است.

    دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه | نسخه چاپی | تابلو اعلانات



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62197

    #خبر
    📰 خط حزب‌الله ۵۱۴ | نماز؛ راهکار حل مشکلات بشر  پانصد و چهاردهمین شماره خط حزب‌الله با عنوان «نماز؛ راهکار حل مشکلات بشر» منتشر شد.  این شماره به مناسبت ایام ماه رجب، ماه معنویت و عبادت، در سرمقاله خود به این موضوع می‌پردازد که نماز چگونه سرنوشت دنیوی و اخروی انسان را دچار تغییر و تحول می کند؟  نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند. این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید سید موسی نامجو، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است. دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه | نسخه چاپی | تابلو اعلانات 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62197 #خبر
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 226 Views 0 önizleme
  • از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادونهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده اعظم میرزایی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادونه

    سرمقاله 



     از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم

     بخشی از دیدگاه‌های دکتر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با رسانه KHAMENEI.IR که ناظر به افزایش قدرت نرم و سخت ایران در برابر دشمن صهیونی – آمریکایی نسبت به جنگ ۱۲ روزه است در شرایط فعلی اهمیتی مضاعف دارد. در شرایطی که دشمن در یک جریان سنگین تبلیغاتی به دنبال ضعیف نشان دادن ایران است رئیس‌جمهور اسلامی ایران در مقام رئیس شورای عالی امنیت ملّی سربسته از اتفاقات مهمی در داخل نیروهای مسلح خبر می‌‌دهد؛ اینکه نیروهای مسلح و نظامی کشور به‌عنوان بال قدرت سخت ایران از نظر تجهیزات و نیرو نسبت به ایام جنگ تقویت شده و به دور از سر و صدا و حاشیه مشغول پیگیری امور و تقویت بنیه دفاعی خویش هستند. 

    وجه دیگر تأکیدها و تصریح‌های دکتر پزشکیان به تشریح ماهیت اصلی قدرت در ایران باز می‌‌گردد. کشور با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی و تحمیل جنگ، در مقایسه با سال‌های گذشته و طرح‌ها و فتنه‌انگیزی‌های دشمن که برای انداختن شکاف میان صفوف ملت ایجاد شد بود در حال حاضر از سرمایه اجتماعی مطلوبی برخوردار است. این سرمایه اجتماعی ماهیت اصلی قدرت کشور است به‌گونه‌ای که قدرت سخت ایران هم مستظهر به آن است. اتّکا به همین منبع قدرت هم بود که نقشه دشمن آمریکایی صهیونیستی را در جنگ ۱۲ روزه و امید بستن‌شان به فروپاشی کشور از درون را نقش بر آب کرد. چیزی که بعد از جنگ هم امید زیادی به آن بسته‌اند. دکتر پزشکیان تصریح و تأکید دارد که باید قدر این سرمایه اجتماعی را دانست، از آن مراقبت و آن را تقویت کرد.

    این همان سرمایه‌ای است که نه‌تنها برنامه اعلامی دشمن صهیونی برای استفاده از ۳۶ ماه باقیمانده دولت ترامپ برای براندازی را خنثی می کند، بلکه این آب و خاک مقدس را برای هزاران سال دیگر نیز در برابر هر توطئه و خباثتی مصون خواهد کرد.

    حتماً بخش مهمی از قدر دانستن این سرمایه اجتماعی از مسیر بستن کمر همت برای حل معضلات و مشکلات کشور به‌خصوص مسائل معیشتی می‌گذرد. مصادیقی که رئیس‌جمهور در گفت‌وگو به آنها اشاره می‌کند در همین راستاست. بیان این نکات از سوی ریاست محترم جمهوری در ضمن خود حاوی یک مسئله دیگر است. چیزی که دکتر پزشکیان به صراحت هم آن را به زبان جاری می‌کند؛ ایران از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تر شده است. واقعیتی که درست نقطه مقابل تصویری است که ماشین تبلیغاتی آمریکایی صهیونیستی اروپایی از ایران ترسیم می‌کند. دستگاه محاسباتی دشمن یکبار دیگر تصورات غلطی از ایران دارد. ایران در مجموع و نسبت به روزهای جنگ ۱۲ روزه در موضعی قوی‌تر، مستحکم‌تر، صفوفی به‌ هم ‌پیوسته‌تر و با سرمایه اجتماعی بیشتر در برابر دشمن ایستاده است.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62195

    #ديگران__گزارش
    📰 از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادونهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده اعظم میرزایی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادونه سرمقاله   از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تریم  بخشی از دیدگاه‌های دکتر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با رسانه KHAMENEI.IR که ناظر به افزایش قدرت نرم و سخت ایران در برابر دشمن صهیونی – آمریکایی نسبت به جنگ ۱۲ روزه است در شرایط فعلی اهمیتی مضاعف دارد. در شرایطی که دشمن در یک جریان سنگین تبلیغاتی به دنبال ضعیف نشان دادن ایران است رئیس‌جمهور اسلامی ایران در مقام رئیس شورای عالی امنیت ملّی سربسته از اتفاقات مهمی در داخل نیروهای مسلح خبر می‌‌دهد؛ اینکه نیروهای مسلح و نظامی کشور به‌عنوان بال قدرت سخت ایران از نظر تجهیزات و نیرو نسبت به ایام جنگ تقویت شده و به دور از سر و صدا و حاشیه مشغول پیگیری امور و تقویت بنیه دفاعی خویش هستند.  وجه دیگر تأکیدها و تصریح‌های دکتر پزشکیان به تشریح ماهیت اصلی قدرت در ایران باز می‌‌گردد. کشور با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی و تحمیل جنگ، در مقایسه با سال‌های گذشته و طرح‌ها و فتنه‌انگیزی‌های دشمن که برای انداختن شکاف میان صفوف ملت ایجاد شد بود در حال حاضر از سرمایه اجتماعی مطلوبی برخوردار است. این سرمایه اجتماعی ماهیت اصلی قدرت کشور است به‌گونه‌ای که قدرت سخت ایران هم مستظهر به آن است. اتّکا به همین منبع قدرت هم بود که نقشه دشمن آمریکایی صهیونیستی را در جنگ ۱۲ روزه و امید بستن‌شان به فروپاشی کشور از درون را نقش بر آب کرد. چیزی که بعد از جنگ هم امید زیادی به آن بسته‌اند. دکتر پزشکیان تصریح و تأکید دارد که باید قدر این سرمایه اجتماعی را دانست، از آن مراقبت و آن را تقویت کرد. این همان سرمایه‌ای است که نه‌تنها برنامه اعلامی دشمن صهیونی برای استفاده از ۳۶ ماه باقیمانده دولت ترامپ برای براندازی را خنثی می کند، بلکه این آب و خاک مقدس را برای هزاران سال دیگر نیز در برابر هر توطئه و خباثتی مصون خواهد کرد. حتماً بخش مهمی از قدر دانستن این سرمایه اجتماعی از مسیر بستن کمر همت برای حل معضلات و مشکلات کشور به‌خصوص مسائل معیشتی می‌گذرد. مصادیقی که رئیس‌جمهور در گفت‌وگو به آنها اشاره می‌کند در همین راستاست. بیان این نکات از سوی ریاست محترم جمهوری در ضمن خود حاوی یک مسئله دیگر است. چیزی که دکتر پزشکیان به صراحت هم آن را به زبان جاری می‌کند؛ ایران از زمان جنگ ۱۲ روزه قوی‌تر شده است. واقعیتی که درست نقطه مقابل تصویری است که ماشین تبلیغاتی آمریکایی صهیونیستی اروپایی از ایران ترسیم می‌کند. دستگاه محاسباتی دشمن یکبار دیگر تصورات غلطی از ایران دارد. ایران در مجموع و نسبت به روزهای جنگ ۱۲ روزه در موضعی قوی‌تر، مستحکم‌تر، صفوفی به‌ هم ‌پیوسته‌تر و با سرمایه اجتماعی بیشتر در برابر دشمن ایستاده است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62195 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 570 Views 0 önizleme
  • گفت‌وگو با رئیس‌جمهور محترم آقای دکتر مسعود پزشکیان


    آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود.
    برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62194

    #فيلم
    📰 گفت‌وگو با رئیس‌جمهور محترم آقای دکتر مسعود پزشکیان آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود. برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62194 #فيلم
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 330 Views 0 önizleme
  • برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم


     آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود.
    برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.

     جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛(۱) بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.(۲) ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.
     بسم الله الرّحمن الرّحیم. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است.

    آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم.

    من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم.
    تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُنCO۲  به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند.

    روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد.

    بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم.

    نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد.
    در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند.

    ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم.

    در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم.

    در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند.
    یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم.

    در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است.

    در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم.

    آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟
     بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم.

    این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟
     ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود.

    البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.
     بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم.

    پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.
     البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم.

    رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.(۳) لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.
     ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.

    من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم.
    همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم.

    لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.
     مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم.

    آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟
     ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است.

    ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: «کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند.

    یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟
     من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند.

    نه، گرم نبود آقای دکتر.
     این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم.

    باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند.
    به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم.

    آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟
     بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند.

    ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند.

    در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟
     ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم.

    باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد.
    در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟

    بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.
     بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند.

    گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.
     هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد.

    این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم.

    آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟
     ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم.

    ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم.

    من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی.

    این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم.

    آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.
     ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند.

    ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم.
    خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم.

    متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.
     ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید:
    این ما و منی جمله ز عقل است و عقال است
    در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی (۴)

    همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.
     


     
    (۱ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)

    (۲ بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰)

    (۳ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶)
    ۴) از اشعار حضرت امام خمینی رحمه‌الله


     


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191

    #ديگران__گفتگو
    📰 برای تأمین معیشت مردم برنامه ۲۰ بندی داریم  آقای رئیس‌جمهور در یک عصر سرد زمستانی در نهاد ریاست جمهوری پذیرای رسانه KHAMENEI.IR بود. وقتی گفت‌وگو به موضوع صرفه‌جویی مصرف انرژی رسید دست روی مصادیقی گذاشت تا نشان دهد که شخص رئیس‌جمهور اولین عامل به توصیه‌هایی است که در این زمینه به مردم می‌شود. برنامه‌های دولت برای رفع ناترازی‌ها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها به‌خصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر توانایی‌های داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیس جمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیری‌های ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو با رئیس جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر مسعود پزشکیان را تشکیل می‌دهد.  جناب آقای دکتر پزشکیان! رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های اخیر خودشان به صورت ویژه از خدمات دولت تمجید کردند و بر لزوم حمایت از دولت تأکید کردند؛(۱) بعد از آن هم در یک سخنرانی دیگر فرمودند علی‌رغم مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، کشور در حال پیشرفت است.(۲) ناظر به این دو سخنرانی و این دو نکته‌ی مقام معظّم رهبری، لطفاً یک گزارش مختصری از مهم‌ترین اقدامات اجرایی دولت در طیّ یک سال گذشته ارائه بدهید و روند پیشرفت کشور را برای مخاطبان تشریح و توضیح بفرمایید؛ به‌هر‌حال، شما به عنوان رئیس‌جمهور و نفر اوّل اجرایی کشور، بیش از همه در جریان روند این پیشرفت هستید.  بسم الله الرّحمن الرّحیم. قبل از هر چیز باید از مقام معظّم رهبری قدردانی کنیم که تا اینجا، چه در جلسات آشکار و چه در جلسات اختصاصی، پشتیبانی کاملی از دولت داشته‌اند و اگر پشتیبانی و توصیه‌های ایشان نبود، حتماً با مشکلات زیادی مواجه می‌شدیم؛ لذا این قابل قدردانی است. آنچه ما الان به دنبالش هستیم و داریم تلاش می‌کنیم که آن را اصلاح کنیم، موضوع ناترازی‌ها است. اگر بخواهیم بحث بکنیم، باید بگوییم روندی که در کشور وجود دارد روندی است که در بسیاری از قسمت‌ها با ناترازی‌های بزرگی مواجه است. مسئله‌ی انرژی ــ که همان اوّل خودش را نشان داد ــ مسئله‌ی آب، مسائل مالی، مسائل مدیریّتی، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همه‌ی این‌ها مسائلی است که ما در وسعت زیادی با این مشکل مواجهیم. ما وقتی دولت را به دست گرفتیم، ۲۰ هزار مگاوات کسری انرژی داشتیم؛ این کسری انرژی در طول سال‌ها ایجاد شده بود و طبیعتاً از یک طرف مصرف افزایش پیدا می‌کرد، از طرف دیگر توسعه‌ای در رابطه با ارائه‌ی خدمات انرژی نداشتیم و این هم سالی بود که بارندگی ما کم بود، نزدیک به چهل درصد نسبت به سال‌های قبل میانگین بارندگی کاهش پیدا کرده بود،  پشت سدها آب نبود و ما نزدیک به ۱۴ هزار مگاوات انرژی برق‌آبی داشتیم که با کمبودی که در پشت سدها از نظر آب داشتیم، نتوانستیم به طور کامل هم از آن استفاده کنیم؛ یعنی کسری انرژی ما به حدود ۳۰ هزار مگاوات رسید. خب طبیعتاً جنگ بود و در جنگ هم می‌بایست مسائل را حل می‌کردیم. من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. تلاشی که در رابطه با این ناترازی‌ها انجام گرفت این بود که از یک طرف کاهش و یا کنترل هزینه و مصرف را شروع کردیم و از طرف دیگر سریع‌ترین راهی که می‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم و انرژی مورد نیاز را تهیّه کنیم، پنل‌های خورشیدی بود که از نظر محیط زیست هم ابزار یا وسیله‌ی بسیار باارزشی است؛ به این صورت که در هر هزار مگاوات، از ورود نزدیک به یک میلیون تُنCO۲  به جو جلوگیری می‌کند. ما تا امسال توانستیم بیش از سه هزار مگاوات پنل را وارد جریان تولید انرژی بکنیم، در‌صورتی‌که در طول سال‌های گذشته فقط هزار مگاوات در جریان بود. این روند دارد ادامه پیدا می‌کند، فردا هم دوباره نزدیک به هشتصد مگاوات پنل خورشیدی را وارد جریان خواهند کرد و به‌سرعت دارد پیش می‌رود، به‌طوری‌که هر هفته حدود سیصد مگاوات پنل خورشیدی دارند کار می‌کنند و قراردادهایی که بسته‌اند نزدیک به هشتاد هزار مگاوات است؛ یعنی ما اگر بتوانیم یک چنین روندی را پیش ببریم، استفاده از سوخت‌های فسیلی را به‌شدّت کاهش خواهیم داد. از طرف دیگر، ما نیروگاه‌هایی درست کرده بودیم که سیکل ترکیبی بودند امّا فقط از گاز استفاده می‌کردند؛ ما نزدیک به هفت هزار مگاوات انرژی سیکل ترکیبی داریم که توانستیم سه هزار مگاواتش را وارد خط بکنیم، ولی هنوز چهار هزار مگاواتش باقی مانده که دارند روی آن کار می‌کنند. روند مصرف برق، هر سال نزدیک به پنج شش درصد افزایش پیدا می‌کرد و پنج شش درصد یعنی سه چهار هزار مگاوات نیاز اضافه. با توصیه‌هایی که شد و برنامه‌هایی که انجام گرفت، ما پنج درصد هم کاهش رشد داشتیم؛ نه‌تنها پنج درصد افزایش نداشتیم، بلکه پنج درصد هم توانستیم کاهش بدهیم؛ یعنی نزدیک به سه چهار هزار مگاوات هم آنجا توانستیم کنترل کنیم. از طرف دیگر، با کنترل و جمع‌آوری ماینرهایی که وجود داشت هم توانستیم نزدیک به دو هزار مگاوات مصرف را کاهش بدهیم. بنابراین، این‌ها باعث شد که تا حدودی مشکلات انرژی را حل کنیم. البتّه این کارها الان هم ادامه دارد و ما تلاش خواهیم کرد که ان‌شاءالله در تابستان آینده دیگر با خاموشی به آن شکلی که وجود داشت مواجه نشویم، مگر اینکه خدای نکرده یک اتّفاقی رخ بدهد یا خطّی خراب بشود یا کارخانه‌ای از کار بیفتد؛ ولی احداث پنل‌های خورشیدی با سرعتی دارد پیش می‌رود که ان‌شاءالله مشکلی برای جبران انرژی به وجود نخواهد آمد. بحث بعدی ما در رابطه با کنترل همان گازهایی بود که داشتند می‌سوختند. سود حاصل از کنترل این گازهایی که دارند می‌سوزند، نزدیک به پنج شش میلیارد دلار است که اگر بتوانیم این‌ها را کنترل بکنیم، صرفه‌جویی بالایی به وجود می‌آید. ما تا حالا توانسته‌ایم نزدیک به ۱۵ میلیون متر مکعّب گاز را در روز کنترل کنیم، در‌حالی‌که در کلّ دوران‌های گذشته مجموعاً ۹ میلیون متر مکعّب را توانسته بودند مدیریّت کنند. الان در بقیّه‌ی میادینی که گاز دارد می‌سوزد، با پیمانکارهای مختلفی در این موضوع قرارداد بسته‌اند و دارند پیگیری می‌کنند تا با آن‌هایی هم که قرارداد نبسته‌اند، قرارداد ببندند؛ جلسه گذاشته‌ایم و این‌ها را پیگیری می‌کنیم که بتوانیم کارمان را انجام بدهیم. نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. در رابطه با کریدورها که بسیار مهم است، ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. تا الان شاید بیش از ده دوازده هزار میلیارد تومان پول به این مسئله تخصیص داده شده و احتمالاً همین مقدار را هم باز باید پرداخت کنیم. امروز هم راجع به همین مسئله در دولت جلسه داشتیم و اگر مشکلی پیش نیاید، به حول و قوّه‌ی الهی، کار مربوط به این کریدورها را امسال تمام می‌کنیم. در خصوص کریدور شلمچه ـ بصره کارهای اصلی را انجام داده‌اند و ستون‌هایش بالا آمده. سخت‌ترین قسمت این کریدور آنجایی بود که مسیر باید از آن رودخانه‌ای رد می‌شد که بین ما و بصره است؛ برای ستون‌هایی که آنجا زیر آب زدند، نزدیک به شصت میلیون دلار هزینه شده، به اضافه‌ی مین‌روبی‌هایی که باید انجام می‌گرفت و ما انجام دادیم. البتّه طرف عراقی هم باید کارهایی انجام بدهد که آن‌ها هم دارند پیگیری می‌کنند. کریدور آستارا ـ رشت هم پروژه‌ای بود که مانده بود و ما داریم آن را پیش می‌بریم. آن موقعی که ما آمدیم، حدود ۳۰ کیلومتر از ۱۶۰ کیلومترِ مسیر را توانسته بودند تصاحب کنند، امّا الان نزدیک به ۱۱۵ کیلومتر را تصاحب کرده‌اند؛ یعنی تعداد زمین‌هایی که این‌ها تصاحب می‌کنند، هر هفته افزایش پیدا می‌کند و قول داده‌اند که ان‌شاءالله تا آخر امسال، این پروژه را تمام کنند. ما هر هفته داریم پیگیری می‌کنیم که کلّ مسیر را بتوانیم تصاحب بکنیم، وام هم وجود دارد و طبق آن وام، این پروژه شروع خواهد شد و الان هم کارشناس‌ها آمده‌اند این کار را دارند انجام می‌دهند. ارتباط ما با همسایگان خیلی بهتر شده. روابط ما با کشورهای همسایه در خیلی از زمینه‌ها، چه فرهنگی، چه علمی، چه اقتصادی توسعه پیدا کرده. با آذربایجان، با ازبکستان، با ترکمنستان، با افغانستان، با پاکستان، با عراق، با ترکیه و در خلیج فارس هم با عمان و امارات و قطر و مانند این‌ها روند ارتباطات خیلی بهتر شده. علی‌رغم همه‌ی این مشکلاتی که هست، مسیر ارتباطات بین‌المللی‌مان دارد افزایش پیدا می‌کند. با چین و روسیه و قزاقستان و قرقیزستان و تاجیکستان، ارتباطات خیلی خوبی برقرار شده. الان داریم مسیرها را اصلاح می‌کنیم. کریدورها الان اولویّت دولت است. منابع لازم را برای مسیر شمال به جنوب و شرق به غرب دیده‌ایم و در سال آینده با سرعت خیلی بیشتری حرکت خواهیم کرد؛ هم از نظر ساخت راه و قطار و ریل، هم از نظر واگن و دیزل و ابزاری که باید وجود داشته باشد. همه‌ی این کارها را داریم پیگیری می‌کنیم که مسائل را حل کنیم. در حوزه‌ی مسائل اجتماعی، کارهای بزرگی در رابطه با مسجدمحوری، محلّه‌محوری و مشارکت مردم انجام شده. البتّه این‌ها چون مسائل اجتماعی است، شاید به صورت عدد و رقمی نشود گفت؛ همچنین، این مسائل زمان‌بر است و طبیعتاً تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست. در این زمینه، مقام معظّم رهبری به برادر عزیزمان حاج آقا علی‌اکبری دستور دادند که هماهنگی بکنند و این‌ها نزدیک به ده هزار مسجد را آوردند وسط. ما مراکز بهداشتی خودمان را در این رابطه درگیر کردیم، مدارس را درگیر کردیم و کار بزرگی در رابطه با آموزش‌وپرورش صورت گرفته؛ یعنی با مشارکت مردم، ما تمام مدارس کانکسی را جمع کردیم، مدارس سنگی را جمع کردیم و در جاهایی که مدرسه نبود، مدرسه ساخته شد. همه‌ی این‌ها با کمک مردم و روابط بین بخشی و خیّرینی که بودند انجام شد. بالای ده میلیون متر مربّع فضا ساخته شده و الان هم به‌سرعت دارد ساخته می‌شود. علاوه بر ساخت مدارس، بحث سخت‌افزار درون مدارس هم وجود داشت که این بچّه‌های ما چه چیزهایی لازم دارند تا بتوانند در آن فضا آموزش کافی ببینند. و مهم‌تر از آن، نحوه‌ی آموزش و روش آموزش در کلاس‌های ما است. الان چیدمان کلاس‌های ما فرق کرده، نوع تدریس فرق کرده و نحوه‌ی این آموزش‌ها روزبه‌روز اصلاح خواهد شد و دارد اصلاح می‌شود. البتّه بیشتر تمرکز ما روی مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم است و آن عدالت آموزشی‌ای را که از آن حرف می‌زنیم، داریم پیگیری می‌کنیم. در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم. الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. یکی از مسائل مهم، بحث مدیریّت و واگذاری اختیار است. مقام معظّم رهبری در جلسه‌ای که با استاندارها داشتند، توصیه‌شان این بود که مدیران اختیار داشته باشند و از زمان‌های قدیم هم نگاه مقام معظّم رهبری این‌طور بوده. به‌خصوص در جنگ دوازده‌روزه، این اختیار خودش را نشان داد و بدون اینکه مشکلی پیدا بکنیم، استان‌ها کار خودشان را می‌کردند؛ این به خاطر اختیاراتی بود که واگذار شده بود. البتّه مجلس محترم یک اشکالات قانونی‌ای گرفت که آن‌ها را هم داریم حل می‌کنیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در این رابطه هم اقدامات بسیار مفیدی انجام گرفته و نتایج خیلی خوبی داشته‌ایم که البتّه مفصّل است و من اگر بخواهم این‌ها را خدمت شما عرض بکنم، فقط باید از این روندی که دارد اتّفاق می‌افتد بگویم. در رابطه با بهداشت و درمان، بحث پزشک خانواده را شروع کردیم و فعلاً داریم به یک زبان و نگاه مشترک می‌رسیم؛ چون اینکه چه باید بکنند، در تئوری معلوم است ولی در عمل، خیلی وقت‌ها آنچه گفته می‌شود اجرا نمی‌شود. در جلساتی که گذاشتیم، نزدیک به ۶۳ شهر و منطقه انتخاب شد که این کار را انجام بدهند و در پنج تا از این شهرها، کلّ شهرستان را انتخاب کردند. به‌هر‌حال، روش کار مشخّص است؛ این‌ها فقط باید بتوانند یاد بگیرند که چه کار بکنند. مسئله خیلی روشن است. طرح پزشک خانواده می‌گوید چه کسی مسئول چه مجموعه‌ای است، چه خدماتی باید به آن مجموعه بدهد و نهایتاً چگونه باید به این کسی که دارد خدمت می‌دهد، پول پرداخت بشود. ما اگر این کار را بکنیم، یعنی در کلّ کشور هیچ انسانی از چشم حاکمیّت دور نمی‌ماند؛ برای اینکه همه‌ی آن کسانی که هستند ــ چه فقیرند، چه دارایند، چه در منطقه‌ی دورافتاده‌اند، چه نزدیکند ــ معلوم است چه کسی چه خدمتی را با چه کیفیّتی باید به این‌ها ارائه بدهد، بدون اینکه ارتباط مالی داشته باشد. ما اگر بتوانیم این کار را بکنیم، عدالت را به معنای واقعی در سیستم بهداشت و درمان پیاده خواهیم کرد. البتّه این تغییر رفتار کار ساده‌ای نیست و خود این‌ها جای بحث است. در بحث‌های مالی و پولی هم سازمان بهینه‌سازی و مدیریّت مصرف بنزین و گازوئیل را درست کردیم، آن‌ها هم الان برنامه‌های خاصّ خودشان را دارند. در واقع، ما آن تابو را شکاندیم که نمی‌شود به قیمت بنزین دست زد. از خودمان هم شروع کردیم؛ یعنی الان ماشین‌های دولتی دیگر کارت سوخت ندارند و باید بروند آزاد بگیرند مصرف کنند؛ یکی هم مناطق آزاد، یکی هم آن‌هایی که تازه می‌آیند. فعلاً در بقیّه‌ی مسائل مداخله‌ای انجام ندادیم، ولی داریم تلاش می‌کنیم که آن مسائل قطار حومه‌ی شهری را درست بکنیم، حمل‌ونقل عمومی اصلاح بشود، بعد بتوانیم در قیمت‌های بین شهری هم مداخله کنیم. مهم‌ترین بحثی که اینجا ما داریم پیگیری می‌کنیم معیشت مردم است؛ یعنی این دغدغه‌ای است که شاید هر هفته ما با دولت و با این عزیزان داریم درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. منابعش را باید در نظر بگیریم که منابعی برای این‌ها به وجود بیاید و طبق این منابع بتوانیم معیشت مردم را بهبود بدهیم. آقای دکتر! شما ساعت شش‌ونیم صبح بیدار می‌شوید و هفت صبح سر کارید؛ شب‌ها چه ساعتی می‌خوابید؟  بستگی دارد؛ ما خیلی وقت‌ها مثلاً ساعت پنج بیدار می‌شویم و ساعت دوازده شب برمی‌گردیم. این را از این جهت پرسیدم که برخی از رسانه‌های غربی با تحریف بعضی از مواضع و صحبت‌های شما دارند این خطّ تبلیغاتی را پیش می‌برند که مجموعه‌ی دولت جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهور از جنگیدن و حلّ مشکلات ناتوان است. پاسخ آقای دکتر مسعود پزشکیان به این ادّعاهای مغرضانه و عنادورزانه چیست؟  ببینید! بر اساس تمام تحلیل‌هایی که این‌ها داشتند، باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. چرا از هم نپاشید؟ اصلاً تمام محاسباتشان این بود که اگر این‌ها حمله کنند، مردم می‌ریزند در خیابان، مشکلات پیدا می‌شود، معیشت مردم مشکل پیدا می‌کند و مسائل مختلف خدماتی مختل می‌شود. البتّه در روزهای جنگ هم خدمات دولتی به صورت منظّم برقرار بود.  بهتر از گذشته بود، چون اختیارات مال استاندارها بود؛ مثلاً در عرض آن دوازده روز، این‌ها توانستند بالای ده میلیون تُن کالا را در گمرکاتمان جابه‌جا کنند. همان رانندگانی که اعتراض داشتند، مردانه آمدند وسط؛ مردمی که اعتراض داشتند، جانانه از نظام و از تمامیّت کشور دفاع کردند؛ یعنی در حقیقت، هم انسجام داخلی را در مقابل آن‌ها نشان دادند، هم حضورشان را و همراهی‌شان را. این ارزشِ خیلی بالایی است که نشان می‌دهد دولتی‌ها و کسانی که سیاستمدارند باید این مردم را باور کنند و با این مردم مهربان باشند. تمام تلاش ما این است که هر‌چه از دستمان بربیاید، صادقانه و بی هیچ منّتی به این مردم خدمت کنیم و جز خدمت به این مردم، حدّاقل بگویم که خود ما هیچ چیز دیگری را دنبال نمی‌کنیم. مردم هم با همه‌ی این فشارهایی که وجود دارد، خیلی همراهی کردند. تمام محاسبات این‌ها این بود که اگر حمله کنند، مملکت به اغتشاش کشیده می‌شود؛ امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. در سال ۱۴۰۱ اتّفاقی افتاد؛ امّا در سال ۱۴۰۴ همه ریختند در خیابان و گفتند جان ما فدای رهبر. چه اتّفاقی افتاده؟ این نگاه مردم و برگشت آن سرمایه‌ی اجتماعی بسیار امیدوارکننده بود و ما هر مقدار به این مردم خدمت کنیم، کم گذاشته‌ایم؛ لذا امیدوارم شرمنده‌ی این مردم عزیزمان نشویم. پاسخ شما به این ادّعاهای مغرضانه‌ای که عرض کردم چیست؟ مثلاً راجع به شخص خودتان اخیراً رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی منتشر می‌کنند که آقای پزشکیان می‌گوید من نمی‌توانم! در‌حالی‌که این درست نقطه‌ی مقابل کارهایی است که شما می‌کنید.  البتّه من بارها گفته‌ام نمی‌توانم، بلکه ما می‌توانیم. مشکلات مملکت جوری نیست که من به‌تنهایی بتوانم آن‌ها را حل کنم ــ این را بارها گفته‌ام ــ ولی ما با قدرت تمام، این مشکلات، تحریم‌ها و فشارهایی را که می‌آورند، پشت سر خواهیم گذاشت. امکان ندارد ما با هم باشیم و آن‌ها بتوانند ما را زمین‌گیر کنند. اینکه من می‌گویم با هم وحدت داشته باشیم، وفاق داشته باشیم، برای این است که باور و اعتقادم این است. چه در داخل کشور و چه با همسایگان خودمان اگر ماها وحدت داشته باشیم، آمریکا نمی‌تواند کشورهای منطقه را این‌جوری استثمار کند. این ما هستیم که می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. البتّه مشکلاتی که وجود دارد، به این سادگی قابل حل نیست. آن‌ها محاسبه کرده‌اند؛ این‌طور نیست که بدون محاسبه آمده باشند. هم از نظر اقتصادی، هم از نظر نظامی، هم از نظر سیاسی و امنیّتی و تبلیغاتی، از هر لحاظ دارند کار می‌کنند. کشور ما روی پای خودش ایستاده. حالا آمده‌اند برنامه نوشته‌اند که مثلاً ایران ۳۶ ماه دیگر باید ساقط شود! تا دیروز می‌گفتند در عرض دوازده روز می‌تواند ساقط بشود، حالا نوشته‌اند سی‌وشش‌ماهه. اگر ما با هم باشیم، سی‌وشش‌هزار‌ساله هم نمی‌توانند این کار را بکنند. برای با هم بودن باید به یک زبان و نگاه مشترک برسیم، باید در پشت سیاست‌های رهبری حرکت بکنیم و سعی کنیم اختلافات را زمین بگذاریم، چون هر اختلافی باعث یک ناهماهنگی در جریان حاکمیّت می‌شود. این‌ها راه‌ها را بر روی ما بستند، ولی ما راه را پیدا می‌کنیم و اگر راهی پیدا نکردیم، راهی می‌سازیم. اگر با هم باشیم، این امکان‌پذیر است؛ امّا اگر با هم دعوا کنیم، این امکان‌پذیر نیست؛ چون یک بحث همگانی و عمومی است و باید در این چهارچوب حرکت کنیم و هماهنگ عمل کنیم. رهبر انقلاب اشاره‌ای داشتند که علی‌رغم تغییر دولت، بعضی از سیاست‌ها و پروژه‌های کلان نظام دارد پیش می‌رود و شخص آقای پزشکیان، به عنوان رئیس‌جمهور جدید، بعضی از پروژه‌های دولت قبلی را دارند ادامه می‌دهند و تکمیل می‌کنند.(۳) لطفاً راجع به بعضی از این پروژه‌ها توضیح بدهید و بفرمایید که آیا به جایی رسیده‌اند یا بر حسب تشخیص کارشناسی شما تغییری در مسیر آن‌ها انجام شده.  ببینید! به نظر من مشکل ما تا حالا این بوده که هر کسی می‌آمده، برای خودش یک برنامه‌ای می‌نوشته؛ در‌صورتی‌که اگر بپذیریم ما یک سیاست کلّی داریم، یک چشم‌انداز و برنامه‌ی بیست‌ساله داریم. مقام معظّم رهبری در آن سند چشم‌انداز بیست‌ساله فرموده بودند که ما در سال ۱۴۰۴ باید کجا باشیم؛ اگر ما به آن سیاست‌ها عمل می‌کردیم، اینجا بودیم که الان هستیم؟ چرا نیستیم؟ برای اینکه هر کس آمده، فکر کرده برنامه دارد؛ در‌صورتی‌که حاکمیّت برنامه داشته، سیاستش مشخّص بوده و هر کس می‌آمده باید آن برنامه و سیاست را اجرا می‌کرده. در دوره‌ی انتخابات هم بحثی که با ما می‌کردند سر همین بود که می‌گفتند تو برنامه نداری. نمی‌شود مملکت سیاست داشته باشد، برنامه داشته باشد، یکی بیاید یک برنامه‌ی دیگری بدهد. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم. من نمی‌توانم برنامه‌ای را که آن‌ها در چهارچوب آن سیاست‌ها اجرا کردند بگذارم کنار، یک برنامه‌ی دیگری و یک راه دیگری را انتخاب کنم. علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود دارد، ما با تمام قدرت آن راه را داریم ادامه می‌دهیم. همه‌ی آن کارهایی هم که از گذشته وجود داشت و ما افتتاح کردیم ــ چه در رابطه با مسکن، چه در رابطه با کارهای نیمه‌تمام جادّه‌ای، راه‌آهن یا آب و فاضلاب ــ آنجا هم اعلام کردیم این کار آن‌ها بوده، ما افتتاح کرده‌ایم؛ حالا هشتاد درصد رفته بودند، بیست درصد هم ما ادامه دادیم. این‌طور نیست که تصوّر کنیم ما یک کارهایی می‌کنیم که دیگران نکردند؛ در واقع، ما داریم ادامه می‌دهیم راهی را که آن‌ها رفتند و الان هم داریم اولویّت‌بندی می‌کنیم. ما نزدیک به هفت هزار همّت پروژه‌ی روی زمین داریم که این از نظر علمی و مدیریّتی اصلاً قابل قبول نیست. ما الان به هر استانی می‌رویم، هر مصوّبه‌ای را که داریم، نعل‌به‌نعل داریم پیگیری می‌کنیم و اجرا می‌کنیم. شما بررسی کنید، تعقیب کنید ببینید در کدام یک از این استان‌ها که ما رفتیم، یک مصوّبه‌ای داشتیم و اجرا نکردیم. در بعضی جاها صد درصدِ آنچه گفته شده و نوشته شده دارد عمل می‌شود. ما نباید بیاییم وعده‌هایی بدهیم که عمل نمی‌کنیم یا نمی‌توانیم عمل کنیم. در نتیجه، الان داریم تلاش می‌کنیم آن مسیرهایی که هست و پروژه‌هایی را که وجود دارد، بر اساس اولویّت، با قدرت و قاطعیّت پیگیری کنیم. لطفاً دو سه نمونه‌اش را مثال بزنید.  مثلاً طرح مسکن مهر؛ ما بیش از پنجاه هزار مسکن محرومین را به اضافه‌ی مسکن‌هایی که نیمه‌تمام بودند، تمام کردیم. در رابطه با طرح‌های آبرسانی، مسیری که قرار بود آب طالقان به تهران برسد پروژه‌ی بزرگی بود؛ خب ما اعتبار گذاشتیم و تمامش کردیم و این همان مسیری بود که آن‌ها ادامه داده بودند. مثلاً کریدور زاهدان ـ چابهار را آن‌ها شروع کرده بودند، ما داریم تمامش می‌کنیم؛ حتّی مسیر آستارا ـ رشت را آن‌ها شروع کرده بودند، ولی ما داریم با قدرت می‌رویم جلو که تمامش بکنیم. الان دارند روی پروژه‌های مربوط به انرژی هسته‌ای که در بوشهر وجود دارد کار می‌کنند که نزدیک به دو هزار مگاوات برق تولید می‌شود. ما با قدرت داریم این‌ها را پیگیری می‌کنیم. البتّه زمان‌بر خواهد بود و به این سادگی نیست. ما چیزی از خودمان درنیاورده‌ایم؛ همه‌ی این‌ها مسائلی است که از قبل بوده و ما همان مسیر را داریم ادامه می‌دهیم. آقای دکتر! رهبر انقلاب در خصوص معضل اسراف در زمینه‌های مختلف از قبیل آب، نان، خوراک، بنزین و انرژی، بارها تذکّر داده‌اند و این را یک معضل بزرگی دانسته‌اند.  به طور مشخّص، برنامه‌ی دولت شما برای کاهش اسراف در زمینه‌های مختلف چیست؟  ما داریم این کار را می‌کنیم و مقام معظّم رهبری با توصیه‌ها و پشتیبانی‌هایشان خیلی به ما کمک می‌کنند. با توصیه‌هایی که صورت گرفته، مصرف آب ده درصد کاهش پیدا کرده. می‌دانید ده درصد چند میلیون متر مکعّب در سال می‌شود؟ از این طرف که مقدار مصرف آب را کاهش دادند، مصرف انرژی برق را هم کاهش دادند. من بارها گفته‌ام که ما نزدیک به ۱۸۰ میلیارد دلار، یعنی روزانه مثلاً نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت و گاز تولید می‌کنیم، حدود یک‌ونیم میلیون بشکه‌اش را صادر می‌کنیم، بقیّه‌اش را داریم مصرف می‌کنیم؛ حالا اگر ده درصد صرفه‌جویی کنیم ــ که خیلی راحت امکان‌پذیر است ــ روزانه می‌شود حدود نهصد هزار بشکه نفت و گاز. همین ده درصد، تمام این چاله‌چوله‌هایی را که وجود دارد پُر می‌کند؛ یعنی تمام این مشکلاتی که مردم الان از وجود آن‌ها ناراضی‌اند؛ معیشت را، راه را، جادّه را و توسعه‌های بعدی را. به جای اینکه ما مثلاً فرض بکنید نُه میلیون بشکه نفت و گاز را بسوزانیم، ده درصدش را صرفه‌جویی کنیم؛ این رقمِ خیلی بزرگی است. ما دو سه برابر اروپا داریم برق مصرف می‌کنیم؛ گازی که مصرف می‌کنیم، اصلاً قابل مقایسه با آن‌ها نیست. ما از نظر گاز و انرژی دوّمین کشور هستیم، ولی الان داریم گاز صنایع، پتروشیمی‌ها و کارخانه‌ها را قطع می‌کنیم؛ چرا؟ برای اینکه درست مدیریّت نکردیم، درست تخصیص ندادیم، درست مصرف نمی‌کنیم. لزومی ندارد ما این‌جوری مصرف کنیم که الان داریم مصرف می‌کنیم. ما دما را می‌گذاریم روی ۲۸ یا ۳۰، تازه پیراهنمان را هم درمی‌آوریم؛ بعضی وقت‌ها هم پنجره را باز می‌کنیم، بخاری یا شوفاژمان هم روشن است! در قرآن می‌فرماید: «کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین»؛ خدا کسی را که اسراف کند دوست ندارد. ما در یک اتاق نشسته‌ایم، چهل تا چراغ روشن کرده‌ایم! چه لزومی دارد؟ هر کسی یک مقدار کنترل کند، ما می‌توانیم خیلی از مشکلاتمان را حل کنیم. ما اصلاً نیازی به دیگران نداریم، به شرط اینکه خودمان بتوانیم آنچه داریم مدیریّت کنیم. مملکت ما پُر از طلا و معدن است، ولی این رفتار ما است که این طلاها و معادن را می‌تواند به یک جایی برساند یا نرساند. یعنی دمای اینجا از ۲۱ درجه بالاتر نمی‌رود؟  من که آمدم اینجا، اعتراض کردم؛ چون وقتی ما اینجا نیستیم، این‌ها اصلاً حق ندارند اینجا را گرم کنند. نه، گرم نبود آقای دکتر.  این‌ها می‌گفتند تازه روشن کرده‌اند، وگرنه ما این‌ها را خاموش کردیم. ما در بیشتر اتاق‌های خودمان دیگر شوفاژ روشن نمی‌کنیم؛ برای اینکه وقتی نمی‌روم آنجا، دیگر لزومی ندارد روشن باشد. من یک ساعت می‌خواهم بروم آنجا، ۲۴ ساعت آنجا گرمایش داشته باشد؟ من کارهایم را در یک جا انجام می‌دهم و دیگر از این اتاق به آن اتاق نمی‌روم؛ چه لزومی دارد این کار را بکنم؟ خیلی راحت می‌شود صرفه‌جویی کرد. الان گفته‌ام در خانه‌ی خودمان یک دیواری یا یک پرده‌ای بزنند که ما یک جای کوچک را مثلاً در حدّ همان ۲۱ یا ۲۲ درجه گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود؛ همین کافی است. وقتی من در پنج شش متر اتاق می‌توانم بنشینم، لزومی ندارد یک اتاق بزرگ را به خاطر من گرم و سرد بکنند. توصیه‌ی مقام معظّم رهبری هم همین است، خداوند هم می‌فرماید اگر مسلمانید اسراف نکنید. من الان در دفترم می‌خواهم کتاب بخوانم، کلّ آن ساختمان را روشن می‌کنند که من آنجا نشسته‌ام! چرا؟ ما الان چراغ مطالعه گذاشته‌ایم، با چراغ مطالعه داریم کارمان را می‌کنیم؛ آنجا دیگر کاری ندارم، پس بقیّه‌ی چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم. چه لزومی دارد کلّ اتاق روشن بشود که من می‌خواهم دو تا امضا بزنم؟ ما اگر بتوانیم ده درصد صرفه‌جویی بکنیم، همین هم رقمِ خیلی زیادی است. البتّه ما خیلی بیشتر از این‌ها داریم کنترل می‌کنیم. یک استخر اینجا درست کرده بودند، دائم گرم بود؛ ما گفتیم برای چه اینجا را گرم نگه داشته‌اید. حالا قرار است یک روز من بروم آنجا شنا کنم. گفتیم جمعش کنند. اصلاً لزومی ندارد. هر وقت هم من خواستم استخر بروم، می‌روم یک استخر عمومی؛ لزومی ندارد یک استخر اختصاصی بیست‌وچهارساعته را نگه دارند که حالا یک روزی یک روزگاری قرار است من بروم آنجا شنا کنم. باورشان این بود که اگر رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، نظام فرو خواهد پاشید. امّا مردم از ایرانشان، از مملکتشان، از دینشان، از فرهنگشان و از رهبری دفاع کردند. به نظر من، ما در یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل و اروپا هستیم؛ آن‌ها نمی‌خواهند کشور ما سر پا بِایستد. این جنگ بدتر از جنگ عراق با ما است؛ اگر آدم خوب درک بکند، این جنگ خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن جنگ است. در جنگ با عراق، وضعیّت معلوم بود؛ او موشک می‌زد، من هم معلوم بود کجا را می‌زنم. اینجا الان از هر لحاظ دارند ما را محاصره می‌کنند، دارند ما را در مضیقه و تنگنا قرار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند ــ از نظر معیشتی، از نظر فرهنگی، از نظر سیاسی و از نظر امنیّتی ــ و توقّعات جامعه را بالا می‌برند؛ از آن طرف جلوی فروش ما را، تبادلات ما را، تجارت ما را می‌گیرند، از این طرف هم توقّعات در جامعه بالا رفته! در نتیجه، همه باید با تمام توانمان کمک بکنیم و مملکت را درست کنیم. آقای دکتر! به نظر می‌آید که دشمن بعد از آن عدم موفّقیّت و شکستی که در جنگ دوازده‌روزه داشت، تغییر رفتار و تغییر سیاست داده و روی آورده به یک نوع عملیّات روانی و رسانه‌ای بر این مبنا که ایران به طور کلّی و دولت به شکل مشخّص، ضعیف هستند و چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر ما ندارند. پاسخ شما به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی به این خطّ رسانه‌ای چیست؟  بگذارید این‌ها در همین خیال باشند. این‌ها با همین خیال حمله کردند، ولی وحدت و انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. کاری که الان مقام معظّم رهبری انجام می‌دهد که هماهنگی قوا پشت سرش ایجاد می‌شود و اگر هم‌صدایی و همدلی به وجود بیاید، هیچ قدرتی نمی‌تواند یک ملّت منسجم و با هم را زمین‌گیر کند. دغدغه‌ای که من دارم ــ مهم‌تر از هر قدرت نظامی ــ انسجام و وحدت داخلی و گذاشتن اختلافات به یک گوشه‌ای است و دست به دستِ هم دادن و مشکلات را حل کردن است. چرا ما گفتیم کارها را محلّه‌محور کنیم، مسجدمحور کنیم و مردم را مشارکت بدهیم؟ مردم باید در سیاست‌گذاری دخالت و مشارکت داشته باشند. ما باید مردم را در تصمیم‌گیری‌ها مداخله بدهیم. جنگ را چه‌جوری اداره کردیم؟ دولت پول داشت؟ آن موقع هم آمریکا و کشورهای عربی به عراق کمک می‌کردند، به صدّام کمک می‌کردند؛ آیا توانستند یک وجب خاک ما را بگیرند؟ تمام قدرت‌ها به آن‌ها کمک می‌کردند. مردم بودند که این کار را می‌کردند. ما آن مردم را و آن مدیرها را با همان تفکّر می‌خواهیم؛ یعنی مردم و مدیرانی را می‌خواهیم که بدانند مملکت مال خودشان است، منطقه مال خودشان است و با تمام وجود می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند. ما داریم مشکلات خودمان را حل می‌کنیم؛ آن چیزی که من از آن نگرانم و بارها هم گفته‌ام، فقط این است که بتوانیم اختلافات را کنار بگذاریم. این‌ها دارند به اختلافات دامن می‌زنند؛ ما باید مواظب باشیم که اختلافات دامن‌گیرمان نشود. اگر هم اختلاف داریم، بنشینیم در اتاق‌های سربسته با همدیگر دعوا کنیم؛ ولی وقتی رفتیم بیرون، یک صدا از نظام بیرون بیاید و آن صدا هم جهت‌گیری‌ها و مسیرهایی است که مقام معظّم رهبری نشان می‌دهد. ممکن است در دل من یک چیز دیگری باشد ولی وقتی مسیر مشخّص است، همه باید در آن مسیر حرکت کنند. و اگر همه با هم باشیم، بر این مشکلات غلبه خواهیم کرد؛ آن‌ها هر کاری می‌خواهند بکنند. اگر ما بتوانیم عدالت را و انصاف را در کشور پیاده کنیم و مردم را در تصمیم‌گیری‌ها و در سیاست‌ها مشارکت بدهیم و مردم ببینند ما با چه مشکلاتی مواجهیم، خودشان کمک می‌کنند مشکلات را حل می‌کنند. در وضعیّت فعلی، فشارهای اقتصادی سنگین است، بخش زیادی از مردم هم این را درک می‌کنند. آقای رئیس‌جمهور چقدر شرایط اقتصادی مردم را لمس می‌کنند و در جریانش هستند؟  ما مشکلات اقتصادی مردم را با تمام وجود درک می‌کنیم. ما نفت را حدود ۷۵ دلار می‌فروختیم، حالا می‌فروشیم ۵۰ دلار؛ یعنی ۲۵ دلار کمتر داریم می‌فروشیم. از یک طرف فشار آوردند و درآمد ما کمتر شده، از یک طرف جنگ بوده و یک مقدار خدمات و تولید ما کاهش پیدا کرده. علی‌رغم همه‌ی این‌ها، قرار شده که تا عید نزدیک به دوونیم میلیارد دلار پول را تبدیل کنند و کالابرگ‌های مورد نیاز را تا آنجایی که امکان دارد بتوانیم به جمعیّت هدف پرداخت بکنیم. همین پول بنزین،  حالا پنج هزار تومان عددی نمی‌شود، ولی قرار شده دولت هر‌چه از این پول به دست می‌آورد، همه را در کالابرگ و یا معیشت مردم هزینه کند. ما برای سال آینده با مجلس صحبت کردیم که به هر شکلی شده معیشت مردم را تأمین کنیم. باید با مجلس و با نماینده‌ها و حتّی با مجموعه‌ی حاکمیّت به یک زبان و نگاه مشترک برسیم؛ آنجاهایی که نباید پول بدهیم ندهیم، آنجاهایی که نباید یارانه بدهیم ندهیم، آنجایی را که باید بدهیم تفاهم کنیم که بدهیم. باور و اعتقاد ما این است که باید اختیارات در استان‌ها واگذار بشود که این‌ها بتوانند کارهایشان را انجام بدهند و نیازی به این نباشد که برای هر کاری استاندار یا فرماندار یا رئیس دانشگاه یا مدیرکل بیاید تهران و بخواهد اجازه بگیرد. در همین بحث بنزین، فکر می‌کنید به هر باک بنزین چقدر یارانه می‌دهیم؟ بر اساس همین سهمیّه‌ای که می‌دهیم، در ماه نزدیک به هشت میلیون تومان است، تازه اگر در سقف آن شصت لیتر و صد لیتر مصرف کند؛ اگر بیشتر مصرف کند، دیگر می‌رسد به حدود بیست میلیون تومان در هر باک؛ حالا اگر دو تا باک داشته باشیم، آن‌وقت ببینید چقدر می‌شود. چرا ما داریم این‌جوری پول خرج می‌کنیم؟ چرا این یارانه را به همه نمی‌دهیم؟ وقتی هم مداخله می‌کنیم، دادِ یک عدّه بالا می‌رود که چرا دارید گران می‌کنید. ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آنچه به دست می‌آوریم به همه بدهیم. اگر قرار است من به یک باک ماشین هفت میلیون، ده میلیون یا بیست میلیون یارانه بدهم، خب این را به همه‌ی مردم می‌دهم؛ به همه به اندازه‌ی سهمی که دارند پرداخت می‌کنم. رسانه‌ی ما باید دفاع کند و فرهنگش را ایجاد کند. ما هیچ پولی را برای چاله‌چوله‌های دولت خودمان برنخواهیم داشت، هیچ چیزی از یارانه کم نخواهیم کرد، ولی می‌خواهیم این یارانه را به همه بدهیم. من که چند تا ماشین در خانه دارم، بسته به میزان مصرفم، برای هر باک دارم هشت میلیون، نُه میلیون یا ده میلیون یارانه می‌گیرم؛ در همین حال، یک عدّه نان شب ندارند بخورند! چرا؟ بر اساس آمار هم گویا فقط پنجاه شصت درصد مردم خودروی شخصی دارند.  بله، این هم جای بحث است و کاملاً مشخّص است. چرا ما پول را به همه نمی‌دهیم و فقط به آن‌هایی می‌دهیم که ماشین دارند؟ این فرهنگ باید ایجاد بشود. ما تصمیم داریم برای سال آینده در این رابطه، هم با مردم صحبت کنیم، هم با نمایندگان و هم با دولت تا به یک زبان مشترک برسیم. ما هیچ پولی را برای دولت نمی‌خواهیم. این پول را باید به همه بدهیم، نه‌اینکه یکی که چند تا ماشین دارد همه‌ی یارانه‌ها را بگیرد. ما امسال نزدیک به پنج میلیارد دلار بنزین وارد کردیم؛ خریدیم شصت هزار تومان، می‌فروشیم ۱۵۰۰ یا ۳۰۰۰ تومان!‌ چرا؟ آن‌وقت به معیشت مردم نمی‌رسیم. نیاز به تعامل با مردم دارد، نیاز به اعتماد مردم دارد. ما امسال کلّ بودجه‌ای که دادیم به مجلس، دو درصد رشد دارد؛ در‌صورتی‌که سال‌های قبل مثلاً چهل درصد یا پنجاه درصد رشد و هزینه درست می‌کردیم. ما سعی کردیم هزینه‌ی خودمان را کم بکنیم؛ به مجلس هم گفتیم هر چقدر می‌توانند هزینه‌ی ما را کم کنند، نمی‌خواهد هزینه اضافه کنند. گفتند بودجه‌ی سال آینده را بسیار انقباضی بسته‌اید.  هنوز خیلی جا دارد؛ هنوز خیلی جا دارد که ما بتوانیم خیلی از این هزینه‌هایمان را کم بکنیم. چرا ما داریم اضافه هزینه می‌کنیم؟ بهر‌ه‌وری نیروی انسانی و نوع خدمات ما می‌تواند خیلی بهتر از این بشود و این کاری است که نیاز به همکاری و همدلی و هم‌زبانی دارد. ما خیلی کارها را می‌توانیم انجام ندهیم. معیشت مردم برای ما اولویّت است. من می‌توانم به موبایل پول ندهم، ولی به معیشت مردم باید بدهم. ما تا حالا یک‌ونیم میلیارد داده‌ایم موبایل وارد کرده‌اند، ولی الان در معیشت مردم و نهاده‌ها و کالاهای اساسی گرفتاریم. البتّه ارز ترجیحی به آن ندادیم، ولی بالاخره ارز دادیم. خب من ارز را اوّل باید به معیشت مردم بدهم و بعد اگر اضافه آوردم، به بقیّه‌ی مسائل می‌دهم؛ اگر اضافه نیاوردم، خب حالا صادرات کند و بر اساس صادرات خودش، خدمات خودش را هم از آن صادرات بگیرد. این نیاز به یک تغییر فکر دارد، نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. برق هم این‌جوری است، گاز هم این‌جوری است. من مثلاً چهار تا خانه دارم، چهار تا ساختمان دارم، در همه‌ی آن‌ها یارانه‌ی گاز می‌گیرم، یارانه‌ی برق می‌گیرم؛ آن یکی خانه ندارد، مجبور است کلّی پول بدهد تا فقط بتواند خانه‌اش را کرایه کند. خب وقتی در این مسئله مداخله می‌کنید، دادِ همه درمی‌آید که گران کردند! ما گران نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم آن چیزی که وجود دارد به همه برسد. اگر این تفکّر پذیرفته بشود و مردم با ما همکاری بکنند، فوقش به یک خانه‌ی من گاز یارانه‌ای بدهند و یک سهمی بدهند بگویند اصلاً این‌قدر گاز را به تو رایگان می‌دهیم؛ ولی برای بقیّه‌ی خانه‌هایی که من دارم چرا باید گازی به قیمت مثلاً فرض کنید سیصد تومان بدهند؟ و این چیزی است که باید صداوسیمای ما، نمایندگان عزیز ما، روحانیّت عزیز ما و احزاب سیاسی ما کمک کنند که عدالت را و انصاف را در این مملکت پیاده کنیم. آن‌وقت، هیچ کس مشکل گرسنگی و معیشت پیدا نمی‌کند. ما پول داریم، منتها بد مصرف می‌کنیم؛ این را باید درست مدیریّت کنیم. آقای دکتر! آیا این هفته یا هفته‌ی پیش با رهبر انقلاب درباره‌ی مسائل اقتصادی و معیشتی جلسه‌ای داشتید؟ در آخرین جلساتی که با ایشان داشتید، چه تذکّرات و نکات مشخّصی را در زمینه‌ی معیشت مردم و مسائل اقتصادی بیان کردند؟  ما هر هفته بالاخره فرصتی پیدا می‌کنیم خدمت مقام معظّم رهبری می‌رسیم و درباره‌ی گزارشات و جهت‌گیری‌هایی که وجود دارد با ایشان مشورت می‌کنیم. ایشان به ما و به سایر قوا و به بقیّه‌ی جاهایی که لازم است، توصیه‌هایی می‌کنند و مسائل یک مقدار کنترل می‌شود. ببینید! دغدغه‌ی مقام معظّم رهبری، در اولویّت اوّل، معیشت مردم است؛ یعنی مهم‌ترین دغدغه‌ی ایشان هم معیشت مردم است. کارهایی که ما داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی که می‌ریزیم، نیاز به این دارد که همه مشترک بشویم و با هم جلو برویم؛ این اگر اتّفاق بیفتد و رسانه‌ی ما، مجلس ما و بقیّه‌ی ارگان‌ها هماهنگ بشوند، حدّاقل برای سال آینده ما می‌توانیم کاری بکنیم که مردم از نظر معیشت دچار مشکل نشوند و قیمت‌ها برای نیازهای غذایی‌شان دیگر افزایش پیدا نکند؛ ما می‌توانیم این کار را بکنیم. ما این مسئله را خدمت ایشان ارائه دادیم، نظرشان مثبت بود. ما یک برنامه‌ای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروه‌های مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شده‌اند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون ایشان نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهاده‌ها و تورّم و مانند این‌ها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم درباره‌ی این‌ها گزارش بدهیم. ما در این زمینه مشکل داریم و این نیاز به مداخله دارد، این مداخله هم دردآور است. مردم باید بدانند نیّت ما این است که بتوانیم آن زخم‌ها را درست کنیم و بخیه زدن این زخم‌ها هزینه‌بر است. اینکه بگویی من این را می‌دهم، این را می‌دهم، این را می‌دهم، خب همه خوششان می‌آید؛ وقتی که می‌گویی این را نمی‌دهم، این را نمی‌دهم، خب همه ناراحت می‌شوند که چرا نمی‌دهی. ما باید مصرفمان را کنترل کنیم. نمی‌گویم مصرف نکنیم؛ می‌گویم مصرفمان را باید کنترل کنیم. ده درصد کاهش مصرف اصلاً کار سختی نیست. همه می‌توانند یک قدم بیایند کمک کنند به ما، کمک کنند به مملکت ما، به ایران ما و به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. در این صورت، ما از همه‌ی این مشکلات راحت بیرون می‌آییم. من که می‌گویم بیایید کمک کنید، معنی‌اش این نیست که ما کار خودمان را نمی‌کنیم؛ ما با قدرت داریم کارهایمان را انجام می‌دهیم، یک سری کارها هم انجام می‌دهیم که الان نمی‌گویم، برای اینکه شیطنت می‌کنند می‌روند جلویش را می‌گیرند؛ ولی کارهایمان را داریم با قدرت انجام می‌دهیم. امّا اگر در این رابطه هر کس هر جا می‌تواند یک کمکی بکند، اوضاع اصلاً از این رو به آن رو می‌شود. ما نمی‌خواهیم خودمان را از کمک هیچ کس محروم بکنیم؛ هر کس می‌تواند، بیاید کمک کند. خب مملکت وسیع‌ است و ما همه جا مشکل داریم؛ یک قسمت را بیا درست کن ببینم چه‌جوری می‌خواهی درست کنی. نمی‌شود کنار گود بِایستی و مدام بگویی لنگش کن؛ خب شما بیا لنگش کن ببینم چه‌جوری لنگش می‌کنی. این مشکلاتی هم که ما پیدا کرده‌ایم، الان پیدا نشده، زمان شهید رئیسی هم پیدا نشده؛ یک روندی بوده، مشکلات دائماً داشته روی هم اضافه می‌شده، حالا ما باید جلویش بِایستیم؛ اگر هم جلویش بِایستی، بخیه می‌خواهد، بعضی وقت‌ها هم جرّاحی وسیع‌تر می‌خواهد. خب باید کارشناسان ما، دانشمندان ما، نخبه‌های ما، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان ما همه با هم به یک تفاهمی برسند که اگر این مداخله را می‌کنیم، به نفع جامعه‌ی ما است، نه‌اینکه ما می‌خواهیم برای مردممان مشکل درست کنیم. ما اینجا هستیم که خدمتگزار مردم باشیم؛ حدّاقل خود من هیچ نیّت دیگری در دلم نیست، مگر اینکه بتوانیم مشکلات مردممان را حل کنیم. آقای دکتر! بر اثر تبلیغات دشمن، بخش‌هایی از مردم ما نگرانند که شاید دشمن آمریکایی و اسرائیلی دوباره بخواهد شیطنت کند. پاسخ آقای رئیس‌جمهور به این نگرانی‌ها چیست؟ البتّه ما در طول جنگ دوازده‌روزه دیدیم که حتّی خدمات عادی دولتی هم مختل نشد و با یک هماهنگی و همکاری و برنامه‌ریزی از‌پیش‌تعیین‌شده، جامعه به صورت روال عادی خودش اداره شد.  ببینید! نیروهای نظامی عزیز ما با قدرت دارند کارهایشان را می‌کنند و الان از نظر تجهیزات و از نظر نیرو، علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که داریم، قوی‌تر از آن زمانی هستند که این‌ها حمله کردند. لذا آن‌ها اگر بخواهند برخورد کنند، طبیعتاً با پاسخ قاطع‌تری روبه‌رو خواهند شد. امّا من باز برمی‌گردم به اینکه اگر ما مردم با هم باشیم و وحدت داشته باشیم، آن‌ها اصلاً مأیوس می‌شوند از اینکه بخواهند بیایند به کشور ما حمله کنند. امید این‌ها این است ــ در گفتارشان هم گفتند دیگر ــ که باید از داخل یک اتّفاقی بیفتد تا این‌ها بتوانند بیایند مداخله را شروع کنند. علّت اینکه من مدام دارم می‌گویم که اگر هم بحثی هست، بهتر است در اتاق‌ها با هم بنشینیم دعوا کنیم ولی در بیرون یک‌صدا بشویم، این است که اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، مردم می‌فهمند که ما واقعاً‌ دلمان می‌خواهد خدمت کنیم و هیچ فرقی بین هیچ جنسیّتی، هیچ قومیّتی، هیچ عقیده و باوری نمی‌گذاریم. بنده به عنوان مسئول مملکت موظّفم به همه بر اساس عدالت خدمت بدهم. اگر ما شیعه‌ایم، اگر می‌گوییم ما پیرو حضرت علی هستیم، حضرت علی به برادرش عقیل که از بیت‌المال اضافه می‌خواست چیزی نداد. خداوکیلی اگر ما این کار را می‌کردیم، مردم از ما ناراضی می‌شدند؟ بعضی جاها هم نکردیم، مردم از ما ناراضی‌اند. ما کریدور آستارا ـ رشت را، شلمچه ـ بصره را و به احتمال قوی زاهدان ـ چابهار را امسال تمام می‌کنیم. خب باید الان ثابت بشود. با تئوری و با گفتن هم نمی‌شود. به من می‌گویند بیا حرف بزن؛ خب ما یک عمر است داریم حرف می‌زنیم. بنده باید ثابت بکنم که فرقی قائل نخواهم شد بین جنسیّتی، قومیّتی، نژادی و زبانی. همه‌ی این‌ها دستورات خدا و پیغمبر و امام است؛ خب ما باید عمل کنیم. ما اگر به اسلام و به دستور رسول خدا و به دستور امام عمل کنیم، وحدت و انسجام و وفاقی در جامعه‌ی ما ایجاد می‌شود که دیگران حسرت خواهند خورد که کاش ما هم این‌جوری بودیم. نباید به همدیگر حرف‌هایی بزنیم که شایسته نیست. شیطان دشمن انسان است و می‌خواهد ما با هم خشن حرف بزنیم، ناجور حرف بزنیم تا با هم دعوا کنیم. متشکّریم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. برای شما و دولت محترم آرزوی موفّقیّت می‌کنیم.  ما همه یکی هستیم؛ در نتیجه، ما و دولت داریم تلاش می‌کنیم. می‌گوید: این ما و منی جمله ز عقل است و عقال است در خلوت مستان نه منی هست و نه مایی (۴) همه او است. حالا خدا کند که ما بتوانیم مسیر خدایی را ادامه بدهیم و آن الگویی را که مقام معظّم رهبری از مسلمانی و از زندگی اسلامی می‌خواهد نشان بدهد، ما در رفتار باید نشان بدهیم نه در گفتار؛ به اندازه‌ی کافی حرف زده‌ایم. موفّق باشید. خداقوّت.     (۱ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶) (۲ بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (۱۴۰۴/۹/۲۰) (۳ سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران (۱۴۰۴/۹/۶) ۴) از اشعار حضرت امام خمینی رحمه‌الله   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62191 #ديگران__گفتگو
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 2K Views 0 önizleme
  • افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و هشتادوهشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مصطفی خدایی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادوهشت

    سرمقاله 



     افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا

     گزارش اخیر رسانه آمریکایی واشنگتن‌پست درباره همگرایی فریبکارانه آمریکا و رژیم صهیونی برای حمله به ایران هرچند یک خروجی رسانه‌ای در راستای نظام رسانه‌ای غرب علیه ایران است اما در ضمن خود حاوی گزاره‌هایی است که صحت و درستی ارزیابی راهبردی تهران از وقایع یک دهه اخیر منطقه را به وضوح نشان می‌دهد.

    اینکه حضور مستشاری در عراق و در ادامه هم در سوریه علیه گروه‌های ریز و درشت تکفیری نه تنها ایجاد یک تور حفاظتی برای جلوگیری از تکثیر ویروس تروریسم در منطقه بود بلکه کارکرد دیگر آن یک معماری امنیتی برای مهار دشمن صهیونی و جلوگیری از دست‌درازی او به ایران است. 

    واشنگتن‌پست در بخش‌هایی از گزارش خود عنوان می‌کند سقوط سوریه مسیر تدارکاتی ایران به سواحل مدیترانه و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله را مسدود کرد.

    این رسانه امریکایی تصریح می‌کند که با سقوط سوریه و خروج گروه‌های مقاومت از این کشور اسرائیل مجال یافت تا با خیالی آسوده از عدم پاسخگویی مؤثر از خاک سوریه بر روی نفوذ به لایه‌های دفاعی در عمق خاک ایران تمرکز کند. 

    نکته مهم دیگر در این گزارش، سخت شدن حمایت لجستیکی از حزب‌الله لبنان پس از فروپاشی نظام سیاسی سابق سوریه است. موضوعی که باعث فراغ بال رژیم صهیونی برای تحت فشار گذاشتن مقاومت در لبنان و آسودگی خیال او از جبهه سوریه شد. 

    مسئله مهم دیگر خروج سامانه‌های شنود و پایش رژیم از سوریه پس از فروپاشی حاکمیت سیاسی است. موضوعی که به تعبیر این رسانه آمریکایی باعث ایجاد یک سیاه‌چاله راداری و امنیتی شده و دست ناوگان هوایی رژیم را برای مانور در منطقه و حمله به ایران بازتر کردند.

    اهمیت حلقه دفاعی سوریه با همه ضعف‌هایش اما به حدی بوده که این رسانه امریکایی نقل می‌کند ترامپ در دیدارهای محرمانه خود با نتانیاهو، سقوط دمشق را «چراغ سبز نهایی» برای اجرای عملیات علیه ایران و سایت‌های هسته‌ای آن معرفی کرده بود.

    طبق افشاگری این رسانه آمریکایی، پنج ماه قبل از حمله به ایران، ترامپ در دیدار با نتانیاهو گفته بود حالا که دمشق از دست رفته، وقتش رسیده!

    با کنار هم قرار دادن این موضوعات درستی تحلیل راهبردی ایران از وقایعی که در دهه ۹۰ در سوریه و عراق رخ داده بود اثبات می‌شود.

    ایران می‌دانست که برای دفاع نباید به پشت مرزهایش تکیه کند. تحلیل راهبردی جمهوری اسلامی ایران آن بود که آنچه از ابتدای دهه ۹۰ در سوریه در حال رخ دادن است نه یک ناآرامی و اعتراض داخلی بلکه پروژه‌ای امنیتی و منطقه‌ای برای خروج سوریه از مدار ضداسرائیلی منطقه است.

    تحلیل تهران آن بود که حاکمیت دمشق در عین تجدیدنظر برای خواست داخلی مردم اما باید همچنان باقی بماند چرا که سقوط این نظام سیاسی تأثیراتی منطقه‌ای داشته و دست رژیم صهیونی را برای توسعه‌طلبی بیشتر باز خواهد گذاشت. 

    بر مبنای همین تحلیل هم جمهوری اسلامی ایران بعد از شدت گرفتن ناآرامی‌ها علیه حاکمیت سابق سوریه، وارد فاز مستشاری برای جلوگیری از سقوط دمشق شد. 

    تحلیل تهران آن بود که وقایع سوریه برخلاف برخی اتفاقات در سایر کشورهای عربی مانند مصر و لیبی و تونس که از عقبه عمیق اجتماعی برخوردار بود اما در سوریه با همه نقدها به نظام سیاسی‌اش، یک اراده خارجی پشت اعتراضی داخلی پنهان شده تا در صورت فراهم شدن فرصت، پروژه ضدامنیتی خود را پیش ببرد. پروژه‌ای که قرار بود در مرحله اول منافع منطقه‌‌ای کاخ سفید و در مرحله دوم هم منافع میان‌مدت رژیم صهیونی را تأمین کند. 

    سیر وقایع حالا اثبات می‌کند که تحلیل ایران از وقایع آن روزهای منطقه درست بوده است. کاخ سفید که با تحریم‌های ریز و درشت نفس حاکمیت سابق سوریه را تنگ کرده و به نارضایتی داخلی دامن زده بودند به محض فروپاشی دمشق و بر سر کار آمدن حاکمیتی که دردسرهای سابق را برای امریکا و رژیم ندارد. در یک اتفاق تاریخی و محیرالعقول، عضو سابق القاعده در کاخ سفید مهمان رئیس‌جمهور آمریکا شد. 

    فروپاشی دمشق یک فرصت طلایی برای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بود. تغییر در ژئوپلتیک منطقه به مدد پیشران گروه‌های تکفیری فرصتی را برای محور آمریکایی فراهم آورد که با جنگ و درگیری نظام فراهم نیامده بود. ایران ۱۵ سال قبل پیش‌بینی درست و دقیقی از وضعیت داشت. 

    در روزگاری که هژمونی رسانه‌ای غرب، ایران را متهم به نظامی‌گری می‌کرد اما حالا بهتر مشخص می‌شود که اقدامات ایران نه تنها بی‌نظمی و نظامی‌گری نبود بلکه بزرگ‌ترین ابزار برای مهار بی‌نظم‌ترین بازیگر این روزهای دنیاست. بازیگر بی‌نظم و خبیثی که حتی بعضاً صدای اعتراض کارفرمایان آمریکایی و اروپایی خود را هم در می‌آورد.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62187

    #ديگران__گزارش
    📰 افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و هشتادوهشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مصطفی خدایی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هشتادوهشت سرمقاله   افساری برای بازیگر وحشی غرب آسیا  گزارش اخیر رسانه آمریکایی واشنگتن‌پست درباره همگرایی فریبکارانه آمریکا و رژیم صهیونی برای حمله به ایران هرچند یک خروجی رسانه‌ای در راستای نظام رسانه‌ای غرب علیه ایران است اما در ضمن خود حاوی گزاره‌هایی است که صحت و درستی ارزیابی راهبردی تهران از وقایع یک دهه اخیر منطقه را به وضوح نشان می‌دهد. اینکه حضور مستشاری در عراق و در ادامه هم در سوریه علیه گروه‌های ریز و درشت تکفیری نه تنها ایجاد یک تور حفاظتی برای جلوگیری از تکثیر ویروس تروریسم در منطقه بود بلکه کارکرد دیگر آن یک معماری امنیتی برای مهار دشمن صهیونی و جلوگیری از دست‌درازی او به ایران است.  واشنگتن‌پست در بخش‌هایی از گزارش خود عنوان می‌کند سقوط سوریه مسیر تدارکاتی ایران به سواحل مدیترانه و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله را مسدود کرد. این رسانه امریکایی تصریح می‌کند که با سقوط سوریه و خروج گروه‌های مقاومت از این کشور اسرائیل مجال یافت تا با خیالی آسوده از عدم پاسخگویی مؤثر از خاک سوریه بر روی نفوذ به لایه‌های دفاعی در عمق خاک ایران تمرکز کند.  نکته مهم دیگر در این گزارش، سخت شدن حمایت لجستیکی از حزب‌الله لبنان پس از فروپاشی نظام سیاسی سابق سوریه است. موضوعی که باعث فراغ بال رژیم صهیونی برای تحت فشار گذاشتن مقاومت در لبنان و آسودگی خیال او از جبهه سوریه شد.  مسئله مهم دیگر خروج سامانه‌های شنود و پایش رژیم از سوریه پس از فروپاشی حاکمیت سیاسی است. موضوعی که به تعبیر این رسانه آمریکایی باعث ایجاد یک سیاه‌چاله راداری و امنیتی شده و دست ناوگان هوایی رژیم را برای مانور در منطقه و حمله به ایران بازتر کردند. اهمیت حلقه دفاعی سوریه با همه ضعف‌هایش اما به حدی بوده که این رسانه امریکایی نقل می‌کند ترامپ در دیدارهای محرمانه خود با نتانیاهو، سقوط دمشق را «چراغ سبز نهایی» برای اجرای عملیات علیه ایران و سایت‌های هسته‌ای آن معرفی کرده بود. طبق افشاگری این رسانه آمریکایی، پنج ماه قبل از حمله به ایران، ترامپ در دیدار با نتانیاهو گفته بود حالا که دمشق از دست رفته، وقتش رسیده! با کنار هم قرار دادن این موضوعات درستی تحلیل راهبردی ایران از وقایعی که در دهه ۹۰ در سوریه و عراق رخ داده بود اثبات می‌شود. ایران می‌دانست که برای دفاع نباید به پشت مرزهایش تکیه کند. تحلیل راهبردی جمهوری اسلامی ایران آن بود که آنچه از ابتدای دهه ۹۰ در سوریه در حال رخ دادن است نه یک ناآرامی و اعتراض داخلی بلکه پروژه‌ای امنیتی و منطقه‌ای برای خروج سوریه از مدار ضداسرائیلی منطقه است. تحلیل تهران آن بود که حاکمیت دمشق در عین تجدیدنظر برای خواست داخلی مردم اما باید همچنان باقی بماند چرا که سقوط این نظام سیاسی تأثیراتی منطقه‌ای داشته و دست رژیم صهیونی را برای توسعه‌طلبی بیشتر باز خواهد گذاشت.  بر مبنای همین تحلیل هم جمهوری اسلامی ایران بعد از شدت گرفتن ناآرامی‌ها علیه حاکمیت سابق سوریه، وارد فاز مستشاری برای جلوگیری از سقوط دمشق شد.  تحلیل تهران آن بود که وقایع سوریه برخلاف برخی اتفاقات در سایر کشورهای عربی مانند مصر و لیبی و تونس که از عقبه عمیق اجتماعی برخوردار بود اما در سوریه با همه نقدها به نظام سیاسی‌اش، یک اراده خارجی پشت اعتراضی داخلی پنهان شده تا در صورت فراهم شدن فرصت، پروژه ضدامنیتی خود را پیش ببرد. پروژه‌ای که قرار بود در مرحله اول منافع منطقه‌‌ای کاخ سفید و در مرحله دوم هم منافع میان‌مدت رژیم صهیونی را تأمین کند.  سیر وقایع حالا اثبات می‌کند که تحلیل ایران از وقایع آن روزهای منطقه درست بوده است. کاخ سفید که با تحریم‌های ریز و درشت نفس حاکمیت سابق سوریه را تنگ کرده و به نارضایتی داخلی دامن زده بودند به محض فروپاشی دمشق و بر سر کار آمدن حاکمیتی که دردسرهای سابق را برای امریکا و رژیم ندارد. در یک اتفاق تاریخی و محیرالعقول، عضو سابق القاعده در کاخ سفید مهمان رئیس‌جمهور آمریکا شد.  فروپاشی دمشق یک فرصت طلایی برای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بود. تغییر در ژئوپلتیک منطقه به مدد پیشران گروه‌های تکفیری فرصتی را برای محور آمریکایی فراهم آورد که با جنگ و درگیری نظام فراهم نیامده بود. ایران ۱۵ سال قبل پیش‌بینی درست و دقیقی از وضعیت داشت.  در روزگاری که هژمونی رسانه‌ای غرب، ایران را متهم به نظامی‌گری می‌کرد اما حالا بهتر مشخص می‌شود که اقدامات ایران نه تنها بی‌نظمی و نظامی‌گری نبود بلکه بزرگ‌ترین ابزار برای مهار بی‌نظم‌ترین بازیگر این روزهای دنیاست. بازیگر بی‌نظم و خبیثی که حتی بعضاً صدای اعتراض کارفرمایان آمریکایی و اروپایی خود را هم در می‌آورد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62187 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 619 Views 0 önizleme
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com