• ایران، ایران است


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و نود و هشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید کوروش ملایوسفی‌زنوز تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هشت

    سرمقاله 



     ایران، ایران است

     دشمنان ایران و ملّت ایران همیشه درباره قدرت، توانایی و تاب‌آوری این ملّت و کشور دچار اشتباه محاسباتی و حتی در مواردی توهم بوده‌اند. همین اشتباه محاسباتی، گاه منجر به تصمیمات غلطی شده که البته هزینه آن را نیز پرداخته‌اند.

    آنان با محاسبات اشتباه و مقایسه‌های نابجای خود گمان کرده‌اند می‌توانند به اهداف شوم خود دست یابند اما هر بار سر به سنگ کوفته و عصبانی‌تر از پیش شده‌اند. اما چرا ایران، ایران است و قابل مقایسه با سایرین نیست؟ عناصر و ریشه‌های مستحکم این اقتدار چیست؟

    در زمینه نظامی، اقتدار ایران درون‌زاست. نیروهای مسلح و جان‌برکف ایران، روی پای خود ایستاده‌اند. مثل دوران پهلوی از منظر تفکر، فرماندهی و تجهیزات وابسته به بیگانه نیستند. این ویژگی‌ها آنان را به نیرویی مستحکم تبدیل و از میادین خطر و آزمون‌های دشوار -همچون جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ ۱۲روزه- سربلند و پیروز خارج ساخته است.

    نکته مهم دیگر عزم و اراده مدافعان وطن است. دشمنان ایران بارها و به صراحت گفته‌اند که یکی از موانع اصلی رسیدن آنها به اهدافشان، یکپارچگی صفوف مدافعان است و راه‌های بسیاری را برای ایجاد شکاف در این صخره آزموده‌اند. یک نمونه آن تماس‌های تهدیدآمیز و همراه با تطمیع روز اول جنگ اخیر با برخی فرماندهان بود که همگی به در بسته خورد. 

    این اقتدار درون‌زای نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و یکپارچگی صفوف آنان، خود برگرفته از یک عامل اساسی‌تر دیگر است و آن هم اینکه پایه اقتدار ایران، مردم هستند. 

    قدرت ملّی متکی به مردم است که اگر چنین نبود، همان اوایل انقلاب، با آن همه توطئه و برنامه‌های ریز و درشت دشمن، طومار جمهوری اسلامی در هم پیچیده شده بود.

    این مردم هستند که علی‌رغم همه سختی‌ها، فشارها، اختلاف سلایق و حتی نارضایتی‌های به حق، در مواقع خطر پای کار آمده و نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرده اند.

    عامل دیگر این اقتدار وجود رهبری است که سکان این کشتی را در طوفانی‌ترین صحنه‌ها با قدرت و تدبیر در دست داشته و دارد. مردی که سرد و گرم روزگار را چشیده، تاریخ می‌داند، دشمن را خوب می‌شناسد، چیزی مرعوبش نمی‌کند، خام لبخندها و وعده‌های خصم نمی‌شود، مردم ایران را خوب می‌شناسد و به آنان اعتماد دارد و در تلاطم‌ها و طوفان‌ها دچار اختلال محاسباتی نمی شود.

    و بالاخره باید گفت بالاتر از تمام اینها قدرت الهی است که این کشور و ملّت خدایی به آن مستظهر است. قدرتی که فرعون‌های تاریخ را با تمام جلال و جبروت و ادعایشان، چنان غرق کرده که گویی هرگز جز سنگ‌ریزه‌ای در کف دریا نبوده‌اند. 

    اگر عامل کلیدی نصرت الهی نبود و نباشد، چگونه می‌توان ایستادگی و سربلندی ایران را طی این نیم‌قرن در برابر این‌همه فشار و توطئه و خباثت انبوه دشمنان، تحلیل کرد؟ ملت ایران در مقابل دشمنان خود پیروز است و خواهد بود چرا که «یدالله فوق ایدیهم».






    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62268

    #ديگران__گزارش
    📰 ایران، ایران است  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و نود و هشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید کوروش ملایوسفی‌زنوز تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هشت سرمقاله   ایران، ایران است  دشمنان ایران و ملّت ایران همیشه درباره قدرت، توانایی و تاب‌آوری این ملّت و کشور دچار اشتباه محاسباتی و حتی در مواردی توهم بوده‌اند. همین اشتباه محاسباتی، گاه منجر به تصمیمات غلطی شده که البته هزینه آن را نیز پرداخته‌اند. آنان با محاسبات اشتباه و مقایسه‌های نابجای خود گمان کرده‌اند می‌توانند به اهداف شوم خود دست یابند اما هر بار سر به سنگ کوفته و عصبانی‌تر از پیش شده‌اند. اما چرا ایران، ایران است و قابل مقایسه با سایرین نیست؟ عناصر و ریشه‌های مستحکم این اقتدار چیست؟ در زمینه نظامی، اقتدار ایران درون‌زاست. نیروهای مسلح و جان‌برکف ایران، روی پای خود ایستاده‌اند. مثل دوران پهلوی از منظر تفکر، فرماندهی و تجهیزات وابسته به بیگانه نیستند. این ویژگی‌ها آنان را به نیرویی مستحکم تبدیل و از میادین خطر و آزمون‌های دشوار -همچون جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ ۱۲روزه- سربلند و پیروز خارج ساخته است. نکته مهم دیگر عزم و اراده مدافعان وطن است. دشمنان ایران بارها و به صراحت گفته‌اند که یکی از موانع اصلی رسیدن آنها به اهدافشان، یکپارچگی صفوف مدافعان است و راه‌های بسیاری را برای ایجاد شکاف در این صخره آزموده‌اند. یک نمونه آن تماس‌های تهدیدآمیز و همراه با تطمیع روز اول جنگ اخیر با برخی فرماندهان بود که همگی به در بسته خورد.  این اقتدار درون‌زای نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و یکپارچگی صفوف آنان، خود برگرفته از یک عامل اساسی‌تر دیگر است و آن هم اینکه پایه اقتدار ایران، مردم هستند.  قدرت ملّی متکی به مردم است که اگر چنین نبود، همان اوایل انقلاب، با آن همه توطئه و برنامه‌های ریز و درشت دشمن، طومار جمهوری اسلامی در هم پیچیده شده بود. این مردم هستند که علی‌رغم همه سختی‌ها، فشارها، اختلاف سلایق و حتی نارضایتی‌های به حق، در مواقع خطر پای کار آمده و نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرده اند. عامل دیگر این اقتدار وجود رهبری است که سکان این کشتی را در طوفانی‌ترین صحنه‌ها با قدرت و تدبیر در دست داشته و دارد. مردی که سرد و گرم روزگار را چشیده، تاریخ می‌داند، دشمن را خوب می‌شناسد، چیزی مرعوبش نمی‌کند، خام لبخندها و وعده‌های خصم نمی‌شود، مردم ایران را خوب می‌شناسد و به آنان اعتماد دارد و در تلاطم‌ها و طوفان‌ها دچار اختلال محاسباتی نمی شود. و بالاخره باید گفت بالاتر از تمام اینها قدرت الهی است که این کشور و ملّت خدایی به آن مستظهر است. قدرتی که فرعون‌های تاریخ را با تمام جلال و جبروت و ادعایشان، چنان غرق کرده که گویی هرگز جز سنگ‌ریزه‌ای در کف دریا نبوده‌اند.  اگر عامل کلیدی نصرت الهی نبود و نباشد، چگونه می‌توان ایستادگی و سربلندی ایران را طی این نیم‌قرن در برابر این‌همه فشار و توطئه و خباثت انبوه دشمنان، تحلیل کرد؟ ملت ایران در مقابل دشمنان خود پیروز است و خواهد بود چرا که «یدالله فوق ایدیهم». 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62268 #ديگران__گزارش
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 499 Views 0 Προεπισκόπηση
  • اگر زینب نبود...



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/redirect?id=62267&c=a5962f0cf3d91850ae3f&u=https://farsi.khamenei.ir/book-content?id=62266

    #ديگران__گزارش
    📰 اگر زینب نبود... 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/redirect?id=62267&c=a5962f0cf3d91850ae3f&u=https://farsi.khamenei.ir/book-content?id=62266 #ديگران__گزارش
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 128 Views 0 Προεπισκόπηση
  • نگاهی به کتاب «و این‌گونه است زینب»


     رهبر معظم انقلاب در دیدار فرمانده و پرسنل نیروی هوایی ارتش در تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ فرمودند: «زینب (سلام الله علیها)، هم در حرکت به سمت کربلا، همراه امام حسین؛ هم در حادثه‌ی روز عاشورا، آن سختیها و آن محنتها؛ هم در حادثه‌ی بعد از شهادت حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام)، بی‌سرپناهی این مجموعه‌ی به جا مانده‌ی کودک و زن، به عنوان یک ولىّ الهی آنچنان درخشید که نظیر او را نمیشود پیدا کرد؛ در طول تاریخ نمیشود نظیری برای این پیدا کرد.»
    به همین مناسبت بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR به معرفی کتاب «و این‌گونه است زینب» می‌پردازد.
     
     پرداختن به شخصیت‌ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، نه یک انتخاب سلیقه‌ای است و نه تکرار مکرر یک موضوع تمام‌شده؛ بلکه یک ضرورت دائمیِ فرهنگی و معرفتی است. این ضرورت دقیقاً از همان‌جا آغاز می‌شود که به نظر می‌رسد «همه چیز گفته شده»، اما در واقع، آنچه گفته شده بیشتر تکرار روایت‌هاست، و کمی تلاش  برای کشف ابعاد شخصیت.

    در نگاه نخست، ممکن است چنین تصور شود که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخ اسلام است: خطبه‌ها نقل شده، مصائب گفته شده، شجاعتش ستوده شده و نامی که در آیین‌ها و مجالس بارها تکرار شده است. اما این شناخت، غالباً شناختی شعاری و مناسکی است، نه تحلیلی و زیسته. تکرار نام و روایت، لزوماً به فهم عمیق منجر نمی‌شود؛ گاهی حتی برعکس، عظمت شخصیت را در کلیشه‌ها پنهان می‌کند.

    مسئله اصلی این است که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها معمولاً در نقش «راوی مصیبت» یا «نماد صبر» معرفی شده، در حالی که این‌ها فقط بخشی از حقیقت‌اند. آنچه کمتر به آن پرداخته شده، پیچیدگی شخصیت ایشان در مقام کنشگر تاریخی است: زنی که در یکی از بحرانی‌ترین و خاص‌ترین لحظات تاریخ اسلام، مسئولیت روایت، مدیریت بحران، حفظ پیام و مواجهه مستقیم با قدرت سیاسی را بر عهده می‌گیرد. این نقش، نه صرفاً عاطفی است و نه صرفاً معنوی؛ بلکه ترکیبی است از عقلانیت، شجاعت، زمان‌شناسی و قدرت تحلیل موقعیت.

    ضرورت پرداخت دوباره به چنین شخصیت‌هایی از این‌جا ناشی می‌شود که مسائل امروز، پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کنند. هر نسل، از تاریخ چیز دیگری می‌پرسد. نسل امروز، کمتر به دنبال شنیدن «چه شد» است و بیشتر می‌خواهد بداند «چگونه ایستادگی شد»، «چگونه تصمیم گرفته شد» و «چگونه می‌توان در شرایط مشابه، مسئولانه عمل کرد». پاسخ به این پرسش‌ها، در روایت‌های کلیشه‌ای و تکراری پیدا نمی‌شود؛ نیازمند بازخوانی و بازپرداخت است.

    از سوی دیگر، عظمت شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها دقیقاً در نقاطی نهفته است که کمتر برجسته شده‌اند: در سکوت‌های حساب‌شده، در انتخاب واژه‌ها، در نحوه مواجهه با دشمن، در حفظ کرامت انسانی در اوج مصیبت، و در تبدیل شکست ظاهری به پیروزی معنایی. این‌ها ابعادی هستند که با صرف نقل مصیبت یا خطبه، به‌طور کامل دیده نمی‌شوند و نیازمند روایت دقیق، چندلایه و متناسب با فهم امروزند.

    همچنین نباید فراموش کرد که تصویر ارائه‌شده از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها گاه ناخواسته تک‌بعدی و محدودکننده بوده است. تمرکز افراطی بر رنج، بدون نشان دادن قدرت تصمیم و کنش، شخصیتی می‌سازد که قابل تحسین هست اما قابل الگوگیری نیست. در حالی که پرداخت درست به این شخصیت‌ها باید به گونه‌ای باشد که مخاطب بتواند نسبت خود را با آن‌ها تعریف کند؛ نه این‌که صرفاً به احترام و فاصله بسنده کند.

    بنابراین، ضرورت پرداخت دوباره و چندباره به شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها از این واقعیت می‌آید که عظمت چنین شخصیت‌هایی، یک‌لایه نیست. تاریخ، آن‌ها را تمام نکرده و روایت‌های پیشین نیز همه حقیقت را نگفته‌اند. هر بازخوانی جدی، فرصتی است برای نزدیک‌تر شدن به عمق شخصیتی که هنوز هم می‌تواند برای فهم مسئولیت، ایستادگی، آگاهی و نقش انسان در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، الهام‌بخش باشد.

    به بیان روشن‌تر، زیاد گفته شدن، به معنای خوب فهمیده شدن نیست. اگر عظمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به‌درستی نشان داده نشده، نه به دلیل کمبود روایت، بلکه به دلیل کمبود زاویه نگاه تازه، زبان مناسب و جسارت در خروج از کلیشه‌هاست. پرداختن دوباره به این شخصیت‌ها، تلاش برای جبران همین خلأ است؛ تلاشی که اگر درست انجام شود، تاریخ را به حال پیوند می‌زند و شخصیت‌ها را از قاب‌های تکراری بیرون می‌آورد و دوباره زنده می‌کند.



    کتاب «و این‌گونه است زینب»؛ کتابی‌ست که نه قصد افزودن روایت تازه‌ای به تاریخ عاشورا را دارد و نه مدعی کشف اسناد ناشناخته است، بلکه مأموریت خود را در بازآفرینیِ قابل‌فهم، وفادار و اثرگذارِ یک متن کلاسیک تعریف می‌کند؛ مأموریتی که اگر درست انجام نشود، یا به تحریف می‌انجامد یا به ساده‌سازیِ مخرب. اهمیت این کتاب دقیقاً در آن‌جاست که توانسته از هر دو آفت فاصله بگیرد.

    نقطه عزیمت این اثر، یک واقعیت تاریخی کمتر دیده‌شده است: بخش مهمی از آنچه امروز از جزئیات عاشورا در دست داریم، از دل منابعی بیرون آمده که الزاماً همسو با جبهه حق نبوده‌اند. گزارش‌ها، نقل وقایع، حتی ثبت دقیق حرکات، ضربات و گفت‌وگوها، گاه از سوی دشمنان ثبت شده؛ با نیت ثبت حادثه به سود قدرت وقت. اما همین ثبت واقع‌نگارانه، که در منطق خود چیزی شبیه گزارش‌نویسیِ خبری امروز است، در نهایت علیه همان قدرت عمل کرده و به سرمایه‌ای برای روایت حق تبدیل شده است. کتاب «و این‌گونه است زینب» بر شانه چنین داده‌های محدودی ایستاده و تلاش می‌کند از دل آن‌ها، تصویری روشن، زنده و قابل فهم از شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها ارائه دهد.

    مسئله اصلی اما این نیست که چه داده‌هایی وجود داشته، بلکه این است که این داده‌ها چگونه به مخاطب امروز منتقل می‌شوند. بخش بزرگی از منابع تاریخی سنتی، به‌ویژه در حوزه متون دینی و عاشورایی، به دلیل زبان کهن، ساختار پیچیده و ادبیات سنگین، عملاً از دسترس مخاطب عمومی خارج شده‌اند. این فاصله زبانی و سبکی، به‌تدریج فاصله‌ای معرفتی ایجاد کرده است؛ گویی تاریخ، فقط برای اهل تخصص نوشته شده و نسل جدید باید با واسطه و گزینش‌های ناقص با آن ارتباط بگیرد. کتاب «و این‌گونه است زینب» دقیقاً در پاسخ به همین خلأ شکل گرفته است.

    این اثر، بازآفرینی کتاب «خصائص زینبیه» نوشته آیت‌الله سید نورالدین جزایری، از مجتهدان محقق قرن چهاردهم هجری است؛ کتابی که به‌درستی می‌توان آن را اثری عاشقانه، عمیق و سرشار از نکته‌سنجی دانست، اما در عین حال به‌دلیل زبان و ساختار متکلف، برای مخاطب امروز دشوار و گاه نامفهوم است. نویسنده بازآفرینی، به‌جای حذف یا خلاصه‌سازیِ شتاب‌زده، راه دشوارتری را انتخاب کرده است: تلخیص، بازآرایی و به‌روزرسانی زبان، بدون خیانت به متن و روح اثر.

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این کتاب، انتخاب ساختار «چهل خصیصه» برای معرفی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است. این انتخاب، صرفاً یک عدد نمادین یا چینش سلیقه‌ای نیست، بلکه روشی است برای پرهیز از روایت خطی و کلیشه‌ای زندگی. در این‌جا، حضرت زینب نه صرفاً به‌عنوان خواهری داغ‌دیده یا خطیبی شجاع، بلکه به‌مثابه شخصیتی چندبعدی معرفی می‌شود؛ شخصیتی که عقلانیت، شجاعت، صبر، بصیرت، مدیریت بحران، عاطفه، عبادت و کنش اجتماعی در او به‌هم گره خورده‌اند. این خصائص، چنان گزینش شده‌اند که خواننده، با هر پیش‌زمینه‌ای، بتواند نقطه‌ای برای اتصال پیدا کند.

    کتاب از این حیث، صرفاً روایت‌گر تاریخ نیست؛ بلکه الگوساز است. خواننده در مواجهه با متن، احساس نمی‌کند با شخصیتی دور، اسطوره‌ای و دست‌نیافتنی روبه‌روست، بلکه با زنی مواجه می‌شود که در متن سخت‌ترین شرایط تاریخی، تصمیم می‌گیرد، می‌ایستد، سخن می‌گوید و جریان می‌سازد. این «ملموس‌سازی» شخصیت، نتیجه همان بازآفرینی هوشمندانه‌ای است که نویسنده در پیش گرفته است.

    نکته مهم دیگر، مستندسازی کتاب است. یکی از کاستی‌های اثر اصلی «خصائص زینبیه»، که حتی از سوی دوستداران آن نیز مطرح بوده، ضعف در ارجاع‌دهی دقیق به منابع است. بازآفرینی حاضر، با بهره‌گیری از ۸۵ منبع شیعه و سنی، این خلأ را جبران کرده و با استفاده از پاورقی‌های دقیق، امکان اطمینان و پیگیری را برای مخاطب جدی‌تر فراهم آورده است. این ویژگی، کتاب را از سطح یک اثر صرفاً ترویجی بالاتر می‌برد و آن را به منبعی قابل اتکا برای مخاطب علاقه‌مند تبدیل می‌کند، بی‌آن‌که متن اصلی را سنگین یا آکادمیک کند.

    کتاب «و این‌گونه است زینب سلام‌الله‌علیها» بازنویسی و بازآفرینیِ جامع و وفادارانه‌ای از اثر کلاسیک مرحوم سید نعمت‌الله جزائری است؛ اثری که می‌کوشد شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را نه به‌صورت پراکنده و روایی، بلکه در قالبی منظم، اندیشه‌محور و چندلایه معرفی کند. ساختار کتاب بر پایه چهل خصیصه شکل گرفته است؛ خصایصی که هر یک، بُعدی از هویت انسانی، معنوی و تاریخی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را برجسته می‌سازد و در کنار هم، تصویری کامل و منسجم از این شخصیت ممتاز ارائه می‌دهد.

    اثر اصلی مرحوم جزائری با سه مقدمه آغاز می‌شود که هرکدام نقشی کلیدی در جهت‌دهی به متن دارند و بازنویسی حاضر نیز این منطق را حفظ کرده است. در مقدمه نخست، نویسنده ضرورت پرداختن به شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چرا این چهره، صرفاً یک شخصیت تاریخی یا عاطفی نیست، بلکه الگویی ماندگار برای فهم مسئولیت، ایمان و کنش در شرایط بحرانی به شمار می‌آید. مقدمه دوم وارد بحث بنیادین «انسان کامل» می‌شود و حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را در کنار زنانی چون آسیه، خدیجه، فاطمه و مریم، در زمره زنان کامل تاریخ معرفی می‌کند؛ زنانی که کمال انسانی را نه در انزوا، بلکه در متن زندگی و مواجهه با آزمون‌های بزرگ معنا کرده‌اند. مقدمه سوم نیز به یکی از شبهات تاریخی پاسخ می‌دهد و جایگاه نوادگان دختری پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را به‌عنوان امتداد حقیقی نسل ایشان تبیین می‌کند؛ بحثی که برای فهم جایگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام در تاریخ اسلام اهمیت ویژه‌ای دارد.

    پس از این مقدمات، کتاب وارد بخش خصایص می‌شود. در دو خصیصه نخست، به ویژگی‌های دوران تولد و فضای خانوادگی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها پرداخته می‌شود؛ فضایی که شکل‌گیری شخصیت ایشان را در پیوند با نبوت، امامت و تربیت فاطمی نشان می‌دهد. سپس، هجده لقب از القاب حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بررسی می‌شود؛ القابی که هرکدام حامل معنایی دقیق و عمیق‌اند و تنها نام‌هایی تشریفاتی نیستند. عناوینی چون صدیقه صغری، عصمت‌صغری، ولیة‌الله، راضیه، مرضیه، نایب‌الام، شریک‌الامام، عالمه غیر معلمه و محبوبه مصطفی، به‌گونه‌ای تحلیل می‌شوند که جایگاه علمی، معنوی و ولایی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را روشن می‌کنند و نشان می‌دهند این القاب چگونه در رفتار و کنش تاریخی ایشان تجلی یافته‌اند.

    در ادامه، کتاب به زندگی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در ابعاد شخصی و اجتماعی می‌پردازد؛ از جمله به پیوند ایشان با همسرشان و نسبت این زندگی خانوادگی با مسئولیت‌های بزرگ‌تر تاریخی. پس از آن، مقامات معنوی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به‌تفصیل بررسی می‌شود؛ مقاماتی که از جهاد با نفس و یقین و معرفت آغاز می‌شود و به محبت عمیق نسبت به امام معصوم، صبر در برابر بلا، مواسات با امام حسین علیه‌السلام، غیرت دینی، و در نهایت مقام رضا و تسلیم می‌رسد. این بخش از کتاب، نشان می‌دهد که عظمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها صرفاً محصول یک واقعه نیست، بلکه نتیجه سیر ممتد تربیتی و معنوی است.

    در دو خصیصه پایانی، تمرکز کتاب بر نقش تاریخی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در احیای عاشورا و پیام‌رسانی کربلا قرار می‌گیرد؛ نقشی که بدون آن، حادثه عاشورا در همان جغرافیای محدود دفن می‌شد. در این بخش، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به‌عنوان کنشگری آگاه و زمان‌شناس معرفی می‌شود که توانست شکست ظاهری را به پیروزی معنایی تبدیل کند و پیام نهضت را به تاریخ بسپارد. در پایان نیز شباهت‌های ایشان با پیامبران و دیگر معصومان علیهم‌السلام بررسی می‌شود تا جایگاه استثنایی این بانو در منظومه هدایت الهی روشن‌تر شود.

    بازآفرینی کتاب «خصائص زینبیه» در قالب «و این‌گونه است زینب سلام‌الله‌علیها»، مخاطب را از حصر زبان کهن خارج کرده و با زبانی روان و امروزی، در دسترس نسل جدید قرار داده و در پی بازکردن راه فهم است؛ تا پیام حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بتواند همچنان زنده بماند و با مخاطب امروز ارتباطی واقعی و مؤثر برقرار کند.

    از منظر کارکرد، کتاب «و این‌گونه است زینب» را می‌توان منبر دانست؛ نه به معنای خطابه‌ای صرف، بلکه به این معنا که متن، هم حامل معناست، هم عاطفه، و هم دعوت به تأمل. تاریخ، روضه، تحلیل اخلاقی و نمایش رشادت، در هم تنیده شده‌اند، بدون آن‌که یکی دیگری را خفه کند. این توازن، از نقاط قوت جدی کتاب است.

    نکته قابل توجه دیگر، قابلیت استفاده برای طیف‌های مختلف مخاطب است. زبان روان و بازنویسی‌شده، امکان مطالعه کتاب را برای نوجوانان و جوانان فراهم کرده و در عین حال، عمق مفهومی اثر، آن را برای مخاطب بزرگسال و اهل مطالعه نیز قابل تأمل نگه داشته است. حتی می‌توان گفت که کتاب، ظرفیت آن را دارد که در محیط‌های آموزشی، فرهنگی و خانوادگی، به‌عنوان متن پایه برای گفت‌وگو و بحث مورد استفاده قرار گیرد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/book-content?id=62266

    #کتاب
    📰 نگاهی به کتاب «و این‌گونه است زینب»  رهبر معظم انقلاب در دیدار فرمانده و پرسنل نیروی هوایی ارتش در تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ فرمودند: «زینب (سلام الله علیها)، هم در حرکت به سمت کربلا، همراه امام حسین؛ هم در حادثه‌ی روز عاشورا، آن سختیها و آن محنتها؛ هم در حادثه‌ی بعد از شهادت حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام)، بی‌سرپناهی این مجموعه‌ی به جا مانده‌ی کودک و زن، به عنوان یک ولىّ الهی آنچنان درخشید که نظیر او را نمیشود پیدا کرد؛ در طول تاریخ نمیشود نظیری برای این پیدا کرد.» به همین مناسبت بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR به معرفی کتاب «و این‌گونه است زینب» می‌پردازد.    پرداختن به شخصیت‌ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، نه یک انتخاب سلیقه‌ای است و نه تکرار مکرر یک موضوع تمام‌شده؛ بلکه یک ضرورت دائمیِ فرهنگی و معرفتی است. این ضرورت دقیقاً از همان‌جا آغاز می‌شود که به نظر می‌رسد «همه چیز گفته شده»، اما در واقع، آنچه گفته شده بیشتر تکرار روایت‌هاست، و کمی تلاش  برای کشف ابعاد شخصیت. در نگاه نخست، ممکن است چنین تصور شود که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخ اسلام است: خطبه‌ها نقل شده، مصائب گفته شده، شجاعتش ستوده شده و نامی که در آیین‌ها و مجالس بارها تکرار شده است. اما این شناخت، غالباً شناختی شعاری و مناسکی است، نه تحلیلی و زیسته. تکرار نام و روایت، لزوماً به فهم عمیق منجر نمی‌شود؛ گاهی حتی برعکس، عظمت شخصیت را در کلیشه‌ها پنهان می‌کند. مسئله اصلی این است که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها معمولاً در نقش «راوی مصیبت» یا «نماد صبر» معرفی شده، در حالی که این‌ها فقط بخشی از حقیقت‌اند. آنچه کمتر به آن پرداخته شده، پیچیدگی شخصیت ایشان در مقام کنشگر تاریخی است: زنی که در یکی از بحرانی‌ترین و خاص‌ترین لحظات تاریخ اسلام، مسئولیت روایت، مدیریت بحران، حفظ پیام و مواجهه مستقیم با قدرت سیاسی را بر عهده می‌گیرد. این نقش، نه صرفاً عاطفی است و نه صرفاً معنوی؛ بلکه ترکیبی است از عقلانیت، شجاعت، زمان‌شناسی و قدرت تحلیل موقعیت. ضرورت پرداخت دوباره به چنین شخصیت‌هایی از این‌جا ناشی می‌شود که مسائل امروز، پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کنند. هر نسل، از تاریخ چیز دیگری می‌پرسد. نسل امروز، کمتر به دنبال شنیدن «چه شد» است و بیشتر می‌خواهد بداند «چگونه ایستادگی شد»، «چگونه تصمیم گرفته شد» و «چگونه می‌توان در شرایط مشابه، مسئولانه عمل کرد». پاسخ به این پرسش‌ها، در روایت‌های کلیشه‌ای و تکراری پیدا نمی‌شود؛ نیازمند بازخوانی و بازپرداخت است. از سوی دیگر، عظمت شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها دقیقاً در نقاطی نهفته است که کمتر برجسته شده‌اند: در سکوت‌های حساب‌شده، در انتخاب واژه‌ها، در نحوه مواجهه با دشمن، در حفظ کرامت انسانی در اوج مصیبت، و در تبدیل شکست ظاهری به پیروزی معنایی. این‌ها ابعادی هستند که با صرف نقل مصیبت یا خطبه، به‌طور کامل دیده نمی‌شوند و نیازمند روایت دقیق، چندلایه و متناسب با فهم امروزند. همچنین نباید فراموش کرد که تصویر ارائه‌شده از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها گاه ناخواسته تک‌بعدی و محدودکننده بوده است. تمرکز افراطی بر رنج، بدون نشان دادن قدرت تصمیم و کنش، شخصیتی می‌سازد که قابل تحسین هست اما قابل الگوگیری نیست. در حالی که پرداخت درست به این شخصیت‌ها باید به گونه‌ای باشد که مخاطب بتواند نسبت خود را با آن‌ها تعریف کند؛ نه این‌که صرفاً به احترام و فاصله بسنده کند. بنابراین، ضرورت پرداخت دوباره و چندباره به شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها از این واقعیت می‌آید که عظمت چنین شخصیت‌هایی، یک‌لایه نیست. تاریخ، آن‌ها را تمام نکرده و روایت‌های پیشین نیز همه حقیقت را نگفته‌اند. هر بازخوانی جدی، فرصتی است برای نزدیک‌تر شدن به عمق شخصیتی که هنوز هم می‌تواند برای فهم مسئولیت، ایستادگی، آگاهی و نقش انسان در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، الهام‌بخش باشد. به بیان روشن‌تر، زیاد گفته شدن، به معنای خوب فهمیده شدن نیست. اگر عظمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به‌درستی نشان داده نشده، نه به دلیل کمبود روایت، بلکه به دلیل کمبود زاویه نگاه تازه، زبان مناسب و جسارت در خروج از کلیشه‌هاست. پرداختن دوباره به این شخصیت‌ها، تلاش برای جبران همین خلأ است؛ تلاشی که اگر درست انجام شود، تاریخ را به حال پیوند می‌زند و شخصیت‌ها را از قاب‌های تکراری بیرون می‌آورد و دوباره زنده می‌کند. کتاب «و این‌گونه است زینب»؛ کتابی‌ست که نه قصد افزودن روایت تازه‌ای به تاریخ عاشورا را دارد و نه مدعی کشف اسناد ناشناخته است، بلکه مأموریت خود را در بازآفرینیِ قابل‌فهم، وفادار و اثرگذارِ یک متن کلاسیک تعریف می‌کند؛ مأموریتی که اگر درست انجام نشود، یا به تحریف می‌انجامد یا به ساده‌سازیِ مخرب. اهمیت این کتاب دقیقاً در آن‌جاست که توانسته از هر دو آفت فاصله بگیرد. نقطه عزیمت این اثر، یک واقعیت تاریخی کمتر دیده‌شده است: بخش مهمی از آنچه امروز از جزئیات عاشورا در دست داریم، از دل منابعی بیرون آمده که الزاماً همسو با جبهه حق نبوده‌اند. گزارش‌ها، نقل وقایع، حتی ثبت دقیق حرکات، ضربات و گفت‌وگوها، گاه از سوی دشمنان ثبت شده؛ با نیت ثبت حادثه به سود قدرت وقت. اما همین ثبت واقع‌نگارانه، که در منطق خود چیزی شبیه گزارش‌نویسیِ خبری امروز است، در نهایت علیه همان قدرت عمل کرده و به سرمایه‌ای برای روایت حق تبدیل شده است. کتاب «و این‌گونه است زینب» بر شانه چنین داده‌های محدودی ایستاده و تلاش می‌کند از دل آن‌ها، تصویری روشن، زنده و قابل فهم از شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها ارائه دهد. مسئله اصلی اما این نیست که چه داده‌هایی وجود داشته، بلکه این است که این داده‌ها چگونه به مخاطب امروز منتقل می‌شوند. بخش بزرگی از منابع تاریخی سنتی، به‌ویژه در حوزه متون دینی و عاشورایی، به دلیل زبان کهن، ساختار پیچیده و ادبیات سنگین، عملاً از دسترس مخاطب عمومی خارج شده‌اند. این فاصله زبانی و سبکی، به‌تدریج فاصله‌ای معرفتی ایجاد کرده است؛ گویی تاریخ، فقط برای اهل تخصص نوشته شده و نسل جدید باید با واسطه و گزینش‌های ناقص با آن ارتباط بگیرد. کتاب «و این‌گونه است زینب» دقیقاً در پاسخ به همین خلأ شکل گرفته است. این اثر، بازآفرینی کتاب «خصائص زینبیه» نوشته آیت‌الله سید نورالدین جزایری، از مجتهدان محقق قرن چهاردهم هجری است؛ کتابی که به‌درستی می‌توان آن را اثری عاشقانه، عمیق و سرشار از نکته‌سنجی دانست، اما در عین حال به‌دلیل زبان و ساختار متکلف، برای مخاطب امروز دشوار و گاه نامفهوم است. نویسنده بازآفرینی، به‌جای حذف یا خلاصه‌سازیِ شتاب‌زده، راه دشوارتری را انتخاب کرده است: تلخیص، بازآرایی و به‌روزرسانی زبان، بدون خیانت به متن و روح اثر. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این کتاب، انتخاب ساختار «چهل خصیصه» برای معرفی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است. این انتخاب، صرفاً یک عدد نمادین یا چینش سلیقه‌ای نیست، بلکه روشی است برای پرهیز از روایت خطی و کلیشه‌ای زندگی. در این‌جا، حضرت زینب نه صرفاً به‌عنوان خواهری داغ‌دیده یا خطیبی شجاع، بلکه به‌مثابه شخصیتی چندبعدی معرفی می‌شود؛ شخصیتی که عقلانیت، شجاعت، صبر، بصیرت، مدیریت بحران، عاطفه، عبادت و کنش اجتماعی در او به‌هم گره خورده‌اند. این خصائص، چنان گزینش شده‌اند که خواننده، با هر پیش‌زمینه‌ای، بتواند نقطه‌ای برای اتصال پیدا کند. کتاب از این حیث، صرفاً روایت‌گر تاریخ نیست؛ بلکه الگوساز است. خواننده در مواجهه با متن، احساس نمی‌کند با شخصیتی دور، اسطوره‌ای و دست‌نیافتنی روبه‌روست، بلکه با زنی مواجه می‌شود که در متن سخت‌ترین شرایط تاریخی، تصمیم می‌گیرد، می‌ایستد، سخن می‌گوید و جریان می‌سازد. این «ملموس‌سازی» شخصیت، نتیجه همان بازآفرینی هوشمندانه‌ای است که نویسنده در پیش گرفته است. نکته مهم دیگر، مستندسازی کتاب است. یکی از کاستی‌های اثر اصلی «خصائص زینبیه»، که حتی از سوی دوستداران آن نیز مطرح بوده، ضعف در ارجاع‌دهی دقیق به منابع است. بازآفرینی حاضر، با بهره‌گیری از ۸۵ منبع شیعه و سنی، این خلأ را جبران کرده و با استفاده از پاورقی‌های دقیق، امکان اطمینان و پیگیری را برای مخاطب جدی‌تر فراهم آورده است. این ویژگی، کتاب را از سطح یک اثر صرفاً ترویجی بالاتر می‌برد و آن را به منبعی قابل اتکا برای مخاطب علاقه‌مند تبدیل می‌کند، بی‌آن‌که متن اصلی را سنگین یا آکادمیک کند. کتاب «و این‌گونه است زینب سلام‌الله‌علیها» بازنویسی و بازآفرینیِ جامع و وفادارانه‌ای از اثر کلاسیک مرحوم سید نعمت‌الله جزائری است؛ اثری که می‌کوشد شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را نه به‌صورت پراکنده و روایی، بلکه در قالبی منظم، اندیشه‌محور و چندلایه معرفی کند. ساختار کتاب بر پایه چهل خصیصه شکل گرفته است؛ خصایصی که هر یک، بُعدی از هویت انسانی، معنوی و تاریخی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را برجسته می‌سازد و در کنار هم، تصویری کامل و منسجم از این شخصیت ممتاز ارائه می‌دهد. اثر اصلی مرحوم جزائری با سه مقدمه آغاز می‌شود که هرکدام نقشی کلیدی در جهت‌دهی به متن دارند و بازنویسی حاضر نیز این منطق را حفظ کرده است. در مقدمه نخست، نویسنده ضرورت پرداختن به شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چرا این چهره، صرفاً یک شخصیت تاریخی یا عاطفی نیست، بلکه الگویی ماندگار برای فهم مسئولیت، ایمان و کنش در شرایط بحرانی به شمار می‌آید. مقدمه دوم وارد بحث بنیادین «انسان کامل» می‌شود و حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را در کنار زنانی چون آسیه، خدیجه، فاطمه و مریم، در زمره زنان کامل تاریخ معرفی می‌کند؛ زنانی که کمال انسانی را نه در انزوا، بلکه در متن زندگی و مواجهه با آزمون‌های بزرگ معنا کرده‌اند. مقدمه سوم نیز به یکی از شبهات تاریخی پاسخ می‌دهد و جایگاه نوادگان دختری پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را به‌عنوان امتداد حقیقی نسل ایشان تبیین می‌کند؛ بحثی که برای فهم جایگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام در تاریخ اسلام اهمیت ویژه‌ای دارد. پس از این مقدمات، کتاب وارد بخش خصایص می‌شود. در دو خصیصه نخست، به ویژگی‌های دوران تولد و فضای خانوادگی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها پرداخته می‌شود؛ فضایی که شکل‌گیری شخصیت ایشان را در پیوند با نبوت، امامت و تربیت فاطمی نشان می‌دهد. سپس، هجده لقب از القاب حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بررسی می‌شود؛ القابی که هرکدام حامل معنایی دقیق و عمیق‌اند و تنها نام‌هایی تشریفاتی نیستند. عناوینی چون صدیقه صغری، عصمت‌صغری، ولیة‌الله، راضیه، مرضیه، نایب‌الام، شریک‌الامام، عالمه غیر معلمه و محبوبه مصطفی، به‌گونه‌ای تحلیل می‌شوند که جایگاه علمی، معنوی و ولایی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را روشن می‌کنند و نشان می‌دهند این القاب چگونه در رفتار و کنش تاریخی ایشان تجلی یافته‌اند. در ادامه، کتاب به زندگی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در ابعاد شخصی و اجتماعی می‌پردازد؛ از جمله به پیوند ایشان با همسرشان و نسبت این زندگی خانوادگی با مسئولیت‌های بزرگ‌تر تاریخی. پس از آن، مقامات معنوی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به‌تفصیل بررسی می‌شود؛ مقاماتی که از جهاد با نفس و یقین و معرفت آغاز می‌شود و به محبت عمیق نسبت به امام معصوم، صبر در برابر بلا، مواسات با امام حسین علیه‌السلام، غیرت دینی، و در نهایت مقام رضا و تسلیم می‌رسد. این بخش از کتاب، نشان می‌دهد که عظمت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها صرفاً محصول یک واقعه نیست، بلکه نتیجه سیر ممتد تربیتی و معنوی است. در دو خصیصه پایانی، تمرکز کتاب بر نقش تاریخی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در احیای عاشورا و پیام‌رسانی کربلا قرار می‌گیرد؛ نقشی که بدون آن، حادثه عاشورا در همان جغرافیای محدود دفن می‌شد. در این بخش، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به‌عنوان کنشگری آگاه و زمان‌شناس معرفی می‌شود که توانست شکست ظاهری را به پیروزی معنایی تبدیل کند و پیام نهضت را به تاریخ بسپارد. در پایان نیز شباهت‌های ایشان با پیامبران و دیگر معصومان علیهم‌السلام بررسی می‌شود تا جایگاه استثنایی این بانو در منظومه هدایت الهی روشن‌تر شود. بازآفرینی کتاب «خصائص زینبیه» در قالب «و این‌گونه است زینب سلام‌الله‌علیها»، مخاطب را از حصر زبان کهن خارج کرده و با زبانی روان و امروزی، در دسترس نسل جدید قرار داده و در پی بازکردن راه فهم است؛ تا پیام حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بتواند همچنان زنده بماند و با مخاطب امروز ارتباطی واقعی و مؤثر برقرار کند. از منظر کارکرد، کتاب «و این‌گونه است زینب» را می‌توان منبر دانست؛ نه به معنای خطابه‌ای صرف، بلکه به این معنا که متن، هم حامل معناست، هم عاطفه، و هم دعوت به تأمل. تاریخ، روضه، تحلیل اخلاقی و نمایش رشادت، در هم تنیده شده‌اند، بدون آن‌که یکی دیگری را خفه کند. این توازن، از نقاط قوت جدی کتاب است. نکته قابل توجه دیگر، قابلیت استفاده برای طیف‌های مختلف مخاطب است. زبان روان و بازنویسی‌شده، امکان مطالعه کتاب را برای نوجوانان و جوانان فراهم کرده و در عین حال، عمق مفهومی اثر، آن را برای مخاطب بزرگسال و اهل مطالعه نیز قابل تأمل نگه داشته است. حتی می‌توان گفت که کتاب، ظرفیت آن را دارد که در محیط‌های آموزشی، فرهنگی و خانوادگی، به‌عنوان متن پایه برای گفت‌وگو و بحث مورد استفاده قرار گیرد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/book-content?id=62266 #کتاب
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 1χλμ. Views 0 Προεπισκόπηση
  • روایت یک خبرنگار | کارنامه آمریکا در ایران ۱۴۰۴


    رسانه KHAMENEI.IR در «روایت یک خبرنگار» مروری بر دیدار خانواده شهدای اقتدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمومنین علیه‌السلام داشته است.


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62265

    #فيلم
    📰 روایت یک خبرنگار | کارنامه آمریکا در ایران ۱۴۰۴ رسانه KHAMENEI.IR در «روایت یک خبرنگار» مروری بر دیدار خانواده شهدای اقتدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمومنین علیه‌السلام داشته است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62265 #فيلم
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 302 Views 0 Προεπισκόπηση
  • جهت | به عدالت و تقوا احتیاج داریم


    سی‌وهشتمین شماره‌ی «جهت»به بازخوانی توصیه رهبر انقلاب درباره ضرورت الگوگیری از امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام در تقویت عدالت و تقوا در همه عرصه‌های حکمرانی می‌پردازد.

    بسته تصویری جهت، محصولی است از رسانه‌ی KHAMENEI.IR که به مرور تصویری دیدارها و بُرشی کوتاه از مهمترین نکته‌ها و توصیه‌های رهبر انقلاب می‌پردازد.

     بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید:
    امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم. ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62264

    #فيلم
    📰 جهت | به عدالت و تقوا احتیاج داریم سی‌وهشتمین شماره‌ی «جهت»به بازخوانی توصیه رهبر انقلاب درباره ضرورت الگوگیری از امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام در تقویت عدالت و تقوا در همه عرصه‌های حکمرانی می‌پردازد. بسته تصویری جهت، محصولی است از رسانه‌ی KHAMENEI.IR که به مرور تصویری دیدارها و بُرشی کوتاه از مهمترین نکته‌ها و توصیه‌های رهبر انقلاب می‌پردازد.  بیانات رهبر انقلاب که در این فیلم مشاهده میکنید: امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم. ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62264 #فيلم
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 82 Views 0 Προεπισκόπηση
  • برای پیروزی، خودسازی کنیم


     «این حرف من نیست، حرف یک رزمنده‌ی همدانی است که اگر چنانچه از سیم خاردار میخواهی رد بشوی، اوّل باید از سیم خاردار نفْست عبور کنی. وقتی گرفتار خودمان هستیم، نمیتوانیم کاری انجام بدهیم.» ۹۵/۱۲/۱۶

    این خلاصه سخن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره نقش خودسازی در مواجهه با دشمن است که از زبان شهید چیت‌سازیان نقل می‌کنند. جمله بسیار مهمی که به این سؤال پاسخ می‌دهد: آیا فضائل و رذائل اخلاقی درونی، در نوع مواجهه ما با دشمن بیرونی تأثیرگذار است؟ آیا فرد و جامعه‌ای که دچار رذیله‌های حسادت، عُجب، غرور، حرص، ناامیدی، شهوت و حقارت است، در مواجهه با دشمنان ضعیف است؟

    خودسازی و معنویت چنان نقشی در مواجهه با دشمن و پیروزی دارد که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تمام دوران مواجهه با شرایط سخت و مبارزه با دشمنان، جامعه را به ارتقای معنویت و خودسازی توصیه فرموده‌اند. یکی از نمونه‌های آن، توصیه به خواندن «سوره فتح»، «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» و «دعای توسل» است که نقش مهمی در خودسازی در دوران مبارزه دارد.

     تأثیر خودسازی در مواجهه با دشمن
    خودسازی دارای دو بُعد مهم معنوی (خودسازی در معنویت) و اخلاقی (خودسازی در اخلاق) است. «معنویّت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبه‌نفس و دیگر خلقیّات نیکو است.» ۱۳۹۷/۱۱/۲۲

    قرآن کریم صراحتاً نوع مواجهه با دشمن را به خودسازی و عدم خودسازی مرتبط دانسته و می‌فرماید: «این‌که دیدید عدّه‌ای از شما در جنگ اُحد، پشت به دشمن کردند و تن به شکست دادند، مسأله‌ی اینها از قبل زمینه‌سازی شده بود. اینها اشکال درونی داشتند. شیطان اینها را به کمک کارهایی که قبلاً کرده بودند، به لغزش وادار کرد. یعنی گناهان قبلی، اثرش را در جبهه ظاهر می‌کند.» ۱۳۷۵/۱۰/۲۸ به عبارت دیگر «اوّلین دشمنی که ما را در مقابل دشمنان دیگرمان به خاک می‌نشاند، غفلت است... نتیجه‌ی این غفلت دور شدن است؛ دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از کامیابی.» ۱۳۹۴/۰۲/۱۶

    مؤید این نکته را در جبهه دشمن می‌بینیم. «آدمهاى خبیثى که در دنیا مشاهده میکنید که یا ظالمند، یا سفّاکند، یا پول‌پرستند، یا شهوت‌پرستند، یا شکم‌پرستند و ابعاد مادّى بر وجود اینها غلبه کرده، اینها کسانى هستند که آن بُعد معناگرا را، معنویّت‌گرا را در خودشان رشد ندادند، بتدریج ضعیف شده و از بین رفته.» ۱۳۹۵/۰۲/۰۱

    در مقابل، نقش فضائل اخلاقی در مواجهه با دشمن و پیروزی نیز روشن است. اساس وقوع انقلاب بر خودسازی درونی و فضائل اخلاقی استوار است. «اگر امامِ بزرگوارِ بى‌نظیرِ ما... ‌با این مفاهیم مأنوس نبود و با مناجات و دعا سروکار نداشت و اهل تضرع و استغفار و استغاثه و گریه و توسل نبود، بسیار بعید بود که خداى متعال این‌همه توفیق را به ایشان ارزانى بدارد.» ۱۳۶۸/۱۲/۱۰ بنابراین لازمه جهاد با دشمنان و مبارزه میدانی، جهاد با نفس و خودسازی درونی است.

     نقش خودسازی درونی در پیروزی بر دشمنان
    حقیقت آن است که «یک بُعد لطیف معناگرا در هر انسانی وجود دارد... این بُعد را اگر ما آحاد بشر بتوانیم در خودمان تقویت کنیم، بقیّه‌ی ابعاد ما را هدایت خواهد کرد.» ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ «معنویت در وجود یک انسان، برای او مایه هدفدار شدن است؛ زندگی او را معنا میکند و به آن جهت میدهد.» ۱۳۸۱/۰۷/۱۷ بنابراین «معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ی همه‌ی حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم می‌آفریند.» ۱۳۹۷/۱۱/۲۲ نتیجه اینکه «اگر ملّتی بخواهد راه عزت و شرف را، راه خدا را، راه زندگی بهتر را، راه رسیدن به آرمانهای مادّی و معنوی را طی بکند، باید بر نفس خود مسلط باشد.» ۱۳۷۰/۰۷/۱۷ شاهد سخن این است که «تا امروز هم ملّت ایران هر توفیقى پیدا کرده است، به برکت تکیه به معنویات آن را به دست آورده است.» ۱۳۷۷/۰۷/۲۹

    در دوران کنونی نیز «اگر می‌خواهیم در مقابل جبهه‌ی استکبار ایستادگی کنیم، مقاومت کنیم، به آن عزّت، آن شرف، آن اقتداری که جمهوری اسلامی لایق آن است و انقلاب به ما وعده‌ی آن را داده برسیم، احتیاج داریم به اینکه در رفتار شخصی خودمان رعایت‌های لازم را بکنیم؛ آن تقوا را حفظ کنیم.» ۱۳۹۵/۰۴/۱۲

     دلیل هجمه دشمن به ایمان و معنویت جوانان
    دشمنان این مسئله را به خوبی می‌دانند؛ لذا «همه‌ى سعى دستگاه‌هاى تبلیغاتى بین‌المللى و جهانى معنویت‌زدایى است.» ۱۳۹۳/۱۱/۰۱ آنها می‌دانند «در جنگ نامتقارن، اراده‌ها هستند که با هم می‌جنگند.» ۱۳۹۵/۰۳/۰۳

    حقیقت این است که در کشور «ما یک مجموعه‌ی بزرگ جوان داریم که مؤمنند، متدیّنند، انقلابی‌اند، اهل توسّلند، اهل شور و عشق به معنویّتند... عدّه‌ای اهل قرآنند، عدّه‌ای اهل اعتکافند، عدّه‌ای اهل پیاده‌رویِ اربعینند... دشمن با همه‌ی اینها مخالف است.» دشمان، قبل از مواجهه نظامی با جامعه اسلامی، به دنبال تضعیف اراده‌ها، معنویت و ایمان جوانان و ترویج رذائل اخلاقی مانند شهوت‌رانی، خشونت، ناامیدی و بدبینی در میان جامعه هستند. به همین دلیل «سیاست امروز، سیاست اندلسی کردن ایران است!» ۱۳۸۱/۱۲/۰۶

    در این سیاست «عمده‌ترین وسیله دو چیز [است‌]؛ یکی پول، یکی هم جاذبه‌های جنسی... [برای اینکه افراد مؤثّر را] بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. آن سمت مورد نظر چیست؟ آن عبارت است از تغییر باورها، تغییر آرمان‌ها، تغییر نگاه‌ها، تغییر سبک زندگی» ۱۳۹۴/۰۹/۰۴ «دشمنان ایران و ایرانی میدانند که مایه‌ی ایستادگی و اقتدار این ملّت و اراده‌ی مستحکم او، همین ایمان اسلامی او بود؛ میخواهند این را از او بگیرند. آنها تبلیغات جهانی را در همین جهت سازماندهی میکنند.» ۱۳۸۸/۰۳/۰۳

     ماه رجب و اعتکاف، فرصت خودسازی در مواجهه با دشمن
    با این توصیفات، وظیفه آحاد جامعه اسلامی ـ به ویژه نوجوانان و جوانان ـ مشخص است. «علاج ملّت ایران در ... به دست آوردن قدرت اخلاقی و اجتماعی و بالاتر از همه‌ی اینها اقتدار معنوی و روحی [است]» ۱۳۸۷/۰۱/۰۱

    اکنون «ماه رجب یک فرصت تقرّب به ارزشهای الهی و تقرّب به ذات مقدّس پروردگار و فرصت خودسازی است.» ۱۳۹۴/۰۲/۰۶ وظیفه همه ما این است که «با خدا ارتباطمان را قوی کنیم تا در میدانهای زندگی بتوانیم با اراده‌ی محکم، با قدم استوار و با ذهن روشن، وارد هر میدانی بشویم. یک ملّت برای اینکه بتواند سیادت و عزت خود را بدست بیاورد؛ باید اراده‌ی مصمم داشته باشد و بداند چه میخواهد و قلب او مطمئن باشد به یاد خدا.» ۱۳۸۷/۰۴/۲۶

    خواندن دعاهای ماه رجب و تأمل در آنها، بهترین فرصت خودسازی است. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که «در خلال دعاهای مذکور، نقطه‌های ضربه‌پذیرِ معنوی را به یادِ ما می‌آورند و هشدار میدهند که: ممکن است از این نقاط ضربه بخورید و آسیب ببینید.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ لذا باید آنها را تشخیص دهیم و اصلاح کنیم. از طرفی «بهترین کسى که مى‌تواند بیمارى ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم. بیاورید روى کاغذ! بنویسید: حسد. بنویسید: بخل. بنویسید: بدخواهى براى دیگران... این‌ها را روى کاغذ بیاوریم.» ۱۳۷۱/۱۲/۰۴

    در این میان، ایام اعتکاف بهترین فرصت برای خودسازی است که هم برای خود فرد و هم «برای کشور ارزش دارد.» ۱۳۹۵/۰۴/۱۲ اساساً اعتکاف «برای یک جامعه، علامت خوبی است... علامت یک حکومت الهی، علامت یک حرکت صحیح و دارای جهت‌گیری صحیح است.» ۱۳۷۵/۱۰/۱۹ و به این باور برسیم که «جامعه ما اگر جامعه تقوا و دعا و معنویت باشد، بسیاری از مشکلات مادّی او هم قطعاً برطرف خواهد شد.» ۱۳۷۷/۱۰/۰۴

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62262

    #ديگران__يادداشت
    📰 برای پیروزی، خودسازی کنیم  «این حرف من نیست، حرف یک رزمنده‌ی همدانی است که اگر چنانچه از سیم خاردار میخواهی رد بشوی، اوّل باید از سیم خاردار نفْست عبور کنی. وقتی گرفتار خودمان هستیم، نمیتوانیم کاری انجام بدهیم.» ۹۵/۱۲/۱۶ این خلاصه سخن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره نقش خودسازی در مواجهه با دشمن است که از زبان شهید چیت‌سازیان نقل می‌کنند. جمله بسیار مهمی که به این سؤال پاسخ می‌دهد: آیا فضائل و رذائل اخلاقی درونی، در نوع مواجهه ما با دشمن بیرونی تأثیرگذار است؟ آیا فرد و جامعه‌ای که دچار رذیله‌های حسادت، عُجب، غرور، حرص، ناامیدی، شهوت و حقارت است، در مواجهه با دشمنان ضعیف است؟ خودسازی و معنویت چنان نقشی در مواجهه با دشمن و پیروزی دارد که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تمام دوران مواجهه با شرایط سخت و مبارزه با دشمنان، جامعه را به ارتقای معنویت و خودسازی توصیه فرموده‌اند. یکی از نمونه‌های آن، توصیه به خواندن «سوره فتح»، «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» و «دعای توسل» است که نقش مهمی در خودسازی در دوران مبارزه دارد.  تأثیر خودسازی در مواجهه با دشمن خودسازی دارای دو بُعد مهم معنوی (خودسازی در معنویت) و اخلاقی (خودسازی در اخلاق) است. «معنویّت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبه‌نفس و دیگر خلقیّات نیکو است.» ۱۳۹۷/۱۱/۲۲ قرآن کریم صراحتاً نوع مواجهه با دشمن را به خودسازی و عدم خودسازی مرتبط دانسته و می‌فرماید: «این‌که دیدید عدّه‌ای از شما در جنگ اُحد، پشت به دشمن کردند و تن به شکست دادند، مسأله‌ی اینها از قبل زمینه‌سازی شده بود. اینها اشکال درونی داشتند. شیطان اینها را به کمک کارهایی که قبلاً کرده بودند، به لغزش وادار کرد. یعنی گناهان قبلی، اثرش را در جبهه ظاهر می‌کند.» ۱۳۷۵/۱۰/۲۸ به عبارت دیگر «اوّلین دشمنی که ما را در مقابل دشمنان دیگرمان به خاک می‌نشاند، غفلت است... نتیجه‌ی این غفلت دور شدن است؛ دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از کامیابی.» ۱۳۹۴/۰۲/۱۶ مؤید این نکته را در جبهه دشمن می‌بینیم. «آدمهاى خبیثى که در دنیا مشاهده میکنید که یا ظالمند، یا سفّاکند، یا پول‌پرستند، یا شهوت‌پرستند، یا شکم‌پرستند و ابعاد مادّى بر وجود اینها غلبه کرده، اینها کسانى هستند که آن بُعد معناگرا را، معنویّت‌گرا را در خودشان رشد ندادند، بتدریج ضعیف شده و از بین رفته.» ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ در مقابل، نقش فضائل اخلاقی در مواجهه با دشمن و پیروزی نیز روشن است. اساس وقوع انقلاب بر خودسازی درونی و فضائل اخلاقی استوار است. «اگر امامِ بزرگوارِ بى‌نظیرِ ما... ‌با این مفاهیم مأنوس نبود و با مناجات و دعا سروکار نداشت و اهل تضرع و استغفار و استغاثه و گریه و توسل نبود، بسیار بعید بود که خداى متعال این‌همه توفیق را به ایشان ارزانى بدارد.» ۱۳۶۸/۱۲/۱۰ بنابراین لازمه جهاد با دشمنان و مبارزه میدانی، جهاد با نفس و خودسازی درونی است.  نقش خودسازی درونی در پیروزی بر دشمنان حقیقت آن است که «یک بُعد لطیف معناگرا در هر انسانی وجود دارد... این بُعد را اگر ما آحاد بشر بتوانیم در خودمان تقویت کنیم، بقیّه‌ی ابعاد ما را هدایت خواهد کرد.» ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ «معنویت در وجود یک انسان، برای او مایه هدفدار شدن است؛ زندگی او را معنا میکند و به آن جهت میدهد.» ۱۳۸۱/۰۷/۱۷ بنابراین «معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ی همه‌ی حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم می‌آفریند.» ۱۳۹۷/۱۱/۲۲ نتیجه اینکه «اگر ملّتی بخواهد راه عزت و شرف را، راه خدا را، راه زندگی بهتر را، راه رسیدن به آرمانهای مادّی و معنوی را طی بکند، باید بر نفس خود مسلط باشد.» ۱۳۷۰/۰۷/۱۷ شاهد سخن این است که «تا امروز هم ملّت ایران هر توفیقى پیدا کرده است، به برکت تکیه به معنویات آن را به دست آورده است.» ۱۳۷۷/۰۷/۲۹ در دوران کنونی نیز «اگر می‌خواهیم در مقابل جبهه‌ی استکبار ایستادگی کنیم، مقاومت کنیم، به آن عزّت، آن شرف، آن اقتداری که جمهوری اسلامی لایق آن است و انقلاب به ما وعده‌ی آن را داده برسیم، احتیاج داریم به اینکه در رفتار شخصی خودمان رعایت‌های لازم را بکنیم؛ آن تقوا را حفظ کنیم.» ۱۳۹۵/۰۴/۱۲  دلیل هجمه دشمن به ایمان و معنویت جوانان دشمنان این مسئله را به خوبی می‌دانند؛ لذا «همه‌ى سعى دستگاه‌هاى تبلیغاتى بین‌المللى و جهانى معنویت‌زدایى است.» ۱۳۹۳/۱۱/۰۱ آنها می‌دانند «در جنگ نامتقارن، اراده‌ها هستند که با هم می‌جنگند.» ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ حقیقت این است که در کشور «ما یک مجموعه‌ی بزرگ جوان داریم که مؤمنند، متدیّنند، انقلابی‌اند، اهل توسّلند، اهل شور و عشق به معنویّتند... عدّه‌ای اهل قرآنند، عدّه‌ای اهل اعتکافند، عدّه‌ای اهل پیاده‌رویِ اربعینند... دشمن با همه‌ی اینها مخالف است.» دشمان، قبل از مواجهه نظامی با جامعه اسلامی، به دنبال تضعیف اراده‌ها، معنویت و ایمان جوانان و ترویج رذائل اخلاقی مانند شهوت‌رانی، خشونت، ناامیدی و بدبینی در میان جامعه هستند. به همین دلیل «سیاست امروز، سیاست اندلسی کردن ایران است!» ۱۳۸۱/۱۲/۰۶ در این سیاست «عمده‌ترین وسیله دو چیز [است‌]؛ یکی پول، یکی هم جاذبه‌های جنسی... [برای اینکه افراد مؤثّر را] بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. آن سمت مورد نظر چیست؟ آن عبارت است از تغییر باورها، تغییر آرمان‌ها، تغییر نگاه‌ها، تغییر سبک زندگی» ۱۳۹۴/۰۹/۰۴ «دشمنان ایران و ایرانی میدانند که مایه‌ی ایستادگی و اقتدار این ملّت و اراده‌ی مستحکم او، همین ایمان اسلامی او بود؛ میخواهند این را از او بگیرند. آنها تبلیغات جهانی را در همین جهت سازماندهی میکنند.» ۱۳۸۸/۰۳/۰۳  ماه رجب و اعتکاف، فرصت خودسازی در مواجهه با دشمن با این توصیفات، وظیفه آحاد جامعه اسلامی ـ به ویژه نوجوانان و جوانان ـ مشخص است. «علاج ملّت ایران در ... به دست آوردن قدرت اخلاقی و اجتماعی و بالاتر از همه‌ی اینها اقتدار معنوی و روحی [است]» ۱۳۸۷/۰۱/۰۱ اکنون «ماه رجب یک فرصت تقرّب به ارزشهای الهی و تقرّب به ذات مقدّس پروردگار و فرصت خودسازی است.» ۱۳۹۴/۰۲/۰۶ وظیفه همه ما این است که «با خدا ارتباطمان را قوی کنیم تا در میدانهای زندگی بتوانیم با اراده‌ی محکم، با قدم استوار و با ذهن روشن، وارد هر میدانی بشویم. یک ملّت برای اینکه بتواند سیادت و عزت خود را بدست بیاورد؛ باید اراده‌ی مصمم داشته باشد و بداند چه میخواهد و قلب او مطمئن باشد به یاد خدا.» ۱۳۸۷/۰۴/۲۶ خواندن دعاهای ماه رجب و تأمل در آنها، بهترین فرصت خودسازی است. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که «در خلال دعاهای مذکور، نقطه‌های ضربه‌پذیرِ معنوی را به یادِ ما می‌آورند و هشدار میدهند که: ممکن است از این نقاط ضربه بخورید و آسیب ببینید.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ لذا باید آنها را تشخیص دهیم و اصلاح کنیم. از طرفی «بهترین کسى که مى‌تواند بیمارى ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم. بیاورید روى کاغذ! بنویسید: حسد. بنویسید: بخل. بنویسید: بدخواهى براى دیگران... این‌ها را روى کاغذ بیاوریم.» ۱۳۷۱/۱۲/۰۴ در این میان، ایام اعتکاف بهترین فرصت برای خودسازی است که هم برای خود فرد و هم «برای کشور ارزش دارد.» ۱۳۹۵/۰۴/۱۲ اساساً اعتکاف «برای یک جامعه، علامت خوبی است... علامت یک حکومت الهی، علامت یک حرکت صحیح و دارای جهت‌گیری صحیح است.» ۱۳۷۵/۱۰/۱۹ و به این باور برسیم که «جامعه ما اگر جامعه تقوا و دعا و معنویت باشد، بسیاری از مشکلات مادّی او هم قطعاً برطرف خواهد شد.» ۱۳۷۷/۱۰/۰۴ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62262 #ديگران__يادداشت
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 2χλμ. Views 0 Προεπισκόπηση
  • چرا باید به آینده امیدوار بود؟


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و نود و هفتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید صادق جانمحمدی تقدیم شده است.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هفت

    سرمقاله 



     چرا باید به آینده امیدوار بود؟

     اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر تورم مزمن و رشد اندک مواجه است. یک واکاوی بی‌طرفانه تاریخی و اقتصادی، ریشه‌های اصلی این مشکلات را آشکار می‌سازد. اقتصاد ما در دهه‌ی اخیر هدف طراحی‌شده‌ترین و پیچیده‌ترین رژیم تحریمی تاریخ بشریت، موسوم به فشار حدأکثری از سوی ایالات متحده آمریکا بوده است. هدف این جنگ ترکیبی، فروپاشی اقتصاد و تجزیه اجتماعی ایران بود.

    بعد از تجربه‌های متعدد از جمله توافق سعدآباد، تجربه برجام به عنوان یک سند تاریخی غیرقابل‌انکار، حجت را بر همگان تمام کرد. جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تعامل‌گرایانه، تمامی تعهدات خود را انجام داد و محدودیت‌های هسته‌ای را پذیرفت، اما دولت آمریکا با خروج یک‌جانبه و غیرقانونی از این توافق، نشان داد که مشکل آن‌ها رفتار ایران نیست، بلکه هدف آن‌ها تضعیف مؤلفه‌های قدرت ملّی ایران است.

    آمریکا با تحریم فروش نفت و قفل کردن تراکنش‌های بانکی، عملاً جریان خون اقتصاد ایران را هدف گرفت. در مقابل، ایران در کوران فشارها و تحریم‌ها، مجبور به فعال‌سازی ظرفیت‌هایی شد که در شرایط رفاه نفتی هرگز به سراغ آن‌ها نمی‌رفت.

    اهمیت اقتصاد درون‌زا در این است که رشد و توسعه از دل ظرفیت‌های داخلی، دانش بومی و زنجیره‌های ارزش ملّی می‌جوشد. وقتی کشوری تحت تحریم قطعات حساس صنعتی قرار می‌گیرد و به جای تسلیم شدن، خط تولید آن قطعه را در داخل راه‌اندازی می‌کند، به یک قدرت ساختاری دست یافته است که بسیار ارزشمندتر از واردات آن قطعه با دلار نفتی است.

    تاب‌آوری حیرت‌انگیز اقتصاد ایران در برابر فشارهایی که می‌توانست هر کشور توسعه‌یافته‌ای را دچار فروپاشی کند، محصول همین چرخش به سمت درون‌زایی است. سختی‌های امروز اقتصاد ایران، هزینه استقلال و گذار از خامی به پختگی است؛ هزینه‌ای برای دستیابی به اقتصادی که دیگر با یک امضای رئیس‌جمهور آمریکا نلرزد.

    نباید تحلیل از وضعیت اقتصادی ایران تنها در حصار تنگ چالش‌های معیشتی روزمره محبوس بماند. ایران در دل همین فشارهای بی‌سابقه، در حال تجربه نوعی پوست‌اندازی تاریخی است و آنچه رهبر انقلاب از آن به عنوان پیشرفت یاد می‌کنند، ناظر به زیرساخت‌های حیاتی و ظرفیت‌های نهفته‌ای است که آینده کشور را تضمین می‌کند.

    گزاره‌ی کلیدی در این نگاه، تمایز میان رشد بادکنکی و رشد ریشه‌دار است. آمارهای معتبر بین‌المللی گواهی می‌دهند که سرعت رشد علمی ایران در سال‌های اخیر، چندین برابر میانگین جهانی بوده است. انباشت دانش فنی، سرمایه‌ای زوال‌ناپذیر است که به محض گشایش‌های اقتصادی و رفع موانع ارزی، به عنوان پیشران جهش صنعتی عمل خواهد کرد و ایران را از یک صادرکننده مواد خام، به صادرکننده خدمات فنی-مهندسی و محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل می‌کند.

    فراتر از پیشرفت‌های تکنولوژیک، موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران، ظرفیت دیگری است که هیچ تحریمی قادر به حذف آن نیست. ایران در کانون کریدورهای حیاتی جهان قرار گرفته است و اکنون با تغییر رویکرد سیاست خارجی به سمت چندجانبه‌گرایی و نگاه به جنوب جهانی، در حال احیای این نقش تاریخی است.

    عضویت رسمی در پیمان‌های بزرگ و نوظهور نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس نشان‌دهنده درک صحیح تهران از نظم نوین جهانی است. تکمیل قطعات باقی‌مانده از کریدور شمال-جنوب (که روسیه و اوراسیا را به آب‌های گرم وصل می‌کند) و کریدور شرق-غرب (کمربند و جاده چین)، ایران را به هاب ترانزیت و لجستیک منطقه تبدیل خواهد کرد؛ درآمدی پایدار که می‌تواند به مرور زمان جایگزین درآمدهای نوسانی نفت شود و امنیت ملی را از طریق گره زدن منافع قدرت‌های بزرگ به امنیت ایران، ارتقا دهد.

    نگاه تاریخی به ما می‌آموزد که وضعیت فعلی گذراست؛ چرا که ایران صاحب تمدن، جمعیت و دانش بومی است، در حالی که بسیاری از رقبا صرفاً صاحب سرمایه هستند. با این حال، باید پذیرفت که بالفعل کردن این ظرفیت‌های بالقوه و تبدیل کردن اقتدار علمی و نظامی به رفاه ملموس اقتصادی و کاهش تورم، نیازمند مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری و نهادی شجاعانه در داخل کشور است؛ اصلاحاتی در نظام بودجه‌ریزی، بانکی و مدیریتی.

    در کنار اصلاحات نهادی، پاشنه آشیل اقتصاد ایران فقدان یک سیاست صنعتی (Industrial Policy) منسجم و هدفمند است. هسته مرکزی این سیاست، هدایت هوشمند اعتبار است؛ به این معنا که نظام بانکی ملزم شود خلق پول و تسهیلات را نه به بخش‌های سوداگر و غیرمولد، بلکه به صورت مشروط و زمان‌دار به پیشران‌های اقتصادی و حلقه‌های مفقوده زنجیره ارزش تزریق کند.

    ایران امروز، اگرچه با چالش‌هایی متعدد به دلیل تحریم‌های ظالمانه‌ی آمریکا و برخی سوءمدیریت‌های داخلی مواجه است، اما کشوری ایستا یا رو به زوال نیست. ایران در حال عبور از یک گردنه‌ی سخت تاریخی و گذار از اقتصاد نفتی رانتی به یک اقتصاد درون‌زا و دانش‌بنیان است. چالش‌های فعلی با توجه به زیرساخت‌های عظیم ایجاد شده در حوزه‌های انرژی، ترانزیت، و نیروی انسانی متخصص، کاملاً قابل جبران است. این فنر فشرده، با تداوم دیپلماسی فعال منطقه‌ای، اجرای دقیق سیاست‌های کلی دریامحور و اصلاحات ساختاری داخلی، پتانسیل آزاد شدن و ایجاد رشدهای اقتصادی بالا را دارد.

    آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است، صبر استراتژیک، اجماع ملّی و باور به این واقعیت است که راه نجات اقتصاد ایران، نه در انتظار معجزه‌ی وین یا نیویورک، بلکه در دستان توانمند کارآفرینان، دانشمندان و مدیران داخلی و در پهنه‌ی ایران‌زمین نهفته است. پیشرفت ایران، یک واقعیت در حال تکوین است که غبار تحریم و تورم، تنها چهره‌ی آن را موقتاً پوشانده است، اما توان توقف آن را نخواهد داشت.





    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62260

    #ديگران__گزارش
    📰 چرا باید به آینده امیدوار بود؟  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و نود و هفتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید صادق جانمحمدی تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هفت سرمقاله   چرا باید به آینده امیدوار بود؟  اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر تورم مزمن و رشد اندک مواجه است. یک واکاوی بی‌طرفانه تاریخی و اقتصادی، ریشه‌های اصلی این مشکلات را آشکار می‌سازد. اقتصاد ما در دهه‌ی اخیر هدف طراحی‌شده‌ترین و پیچیده‌ترین رژیم تحریمی تاریخ بشریت، موسوم به فشار حدأکثری از سوی ایالات متحده آمریکا بوده است. هدف این جنگ ترکیبی، فروپاشی اقتصاد و تجزیه اجتماعی ایران بود. بعد از تجربه‌های متعدد از جمله توافق سعدآباد، تجربه برجام به عنوان یک سند تاریخی غیرقابل‌انکار، حجت را بر همگان تمام کرد. جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تعامل‌گرایانه، تمامی تعهدات خود را انجام داد و محدودیت‌های هسته‌ای را پذیرفت، اما دولت آمریکا با خروج یک‌جانبه و غیرقانونی از این توافق، نشان داد که مشکل آن‌ها رفتار ایران نیست، بلکه هدف آن‌ها تضعیف مؤلفه‌های قدرت ملّی ایران است. آمریکا با تحریم فروش نفت و قفل کردن تراکنش‌های بانکی، عملاً جریان خون اقتصاد ایران را هدف گرفت. در مقابل، ایران در کوران فشارها و تحریم‌ها، مجبور به فعال‌سازی ظرفیت‌هایی شد که در شرایط رفاه نفتی هرگز به سراغ آن‌ها نمی‌رفت. اهمیت اقتصاد درون‌زا در این است که رشد و توسعه از دل ظرفیت‌های داخلی، دانش بومی و زنجیره‌های ارزش ملّی می‌جوشد. وقتی کشوری تحت تحریم قطعات حساس صنعتی قرار می‌گیرد و به جای تسلیم شدن، خط تولید آن قطعه را در داخل راه‌اندازی می‌کند، به یک قدرت ساختاری دست یافته است که بسیار ارزشمندتر از واردات آن قطعه با دلار نفتی است. تاب‌آوری حیرت‌انگیز اقتصاد ایران در برابر فشارهایی که می‌توانست هر کشور توسعه‌یافته‌ای را دچار فروپاشی کند، محصول همین چرخش به سمت درون‌زایی است. سختی‌های امروز اقتصاد ایران، هزینه استقلال و گذار از خامی به پختگی است؛ هزینه‌ای برای دستیابی به اقتصادی که دیگر با یک امضای رئیس‌جمهور آمریکا نلرزد. نباید تحلیل از وضعیت اقتصادی ایران تنها در حصار تنگ چالش‌های معیشتی روزمره محبوس بماند. ایران در دل همین فشارهای بی‌سابقه، در حال تجربه نوعی پوست‌اندازی تاریخی است و آنچه رهبر انقلاب از آن به عنوان پیشرفت یاد می‌کنند، ناظر به زیرساخت‌های حیاتی و ظرفیت‌های نهفته‌ای است که آینده کشور را تضمین می‌کند. گزاره‌ی کلیدی در این نگاه، تمایز میان رشد بادکنکی و رشد ریشه‌دار است. آمارهای معتبر بین‌المللی گواهی می‌دهند که سرعت رشد علمی ایران در سال‌های اخیر، چندین برابر میانگین جهانی بوده است. انباشت دانش فنی، سرمایه‌ای زوال‌ناپذیر است که به محض گشایش‌های اقتصادی و رفع موانع ارزی، به عنوان پیشران جهش صنعتی عمل خواهد کرد و ایران را از یک صادرکننده مواد خام، به صادرکننده خدمات فنی-مهندسی و محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل می‌کند. فراتر از پیشرفت‌های تکنولوژیک، موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران، ظرفیت دیگری است که هیچ تحریمی قادر به حذف آن نیست. ایران در کانون کریدورهای حیاتی جهان قرار گرفته است و اکنون با تغییر رویکرد سیاست خارجی به سمت چندجانبه‌گرایی و نگاه به جنوب جهانی، در حال احیای این نقش تاریخی است. عضویت رسمی در پیمان‌های بزرگ و نوظهور نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس نشان‌دهنده درک صحیح تهران از نظم نوین جهانی است. تکمیل قطعات باقی‌مانده از کریدور شمال-جنوب (که روسیه و اوراسیا را به آب‌های گرم وصل می‌کند) و کریدور شرق-غرب (کمربند و جاده چین)، ایران را به هاب ترانزیت و لجستیک منطقه تبدیل خواهد کرد؛ درآمدی پایدار که می‌تواند به مرور زمان جایگزین درآمدهای نوسانی نفت شود و امنیت ملی را از طریق گره زدن منافع قدرت‌های بزرگ به امنیت ایران، ارتقا دهد. نگاه تاریخی به ما می‌آموزد که وضعیت فعلی گذراست؛ چرا که ایران صاحب تمدن، جمعیت و دانش بومی است، در حالی که بسیاری از رقبا صرفاً صاحب سرمایه هستند. با این حال، باید پذیرفت که بالفعل کردن این ظرفیت‌های بالقوه و تبدیل کردن اقتدار علمی و نظامی به رفاه ملموس اقتصادی و کاهش تورم، نیازمند مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری و نهادی شجاعانه در داخل کشور است؛ اصلاحاتی در نظام بودجه‌ریزی، بانکی و مدیریتی. در کنار اصلاحات نهادی، پاشنه آشیل اقتصاد ایران فقدان یک سیاست صنعتی (Industrial Policy) منسجم و هدفمند است. هسته مرکزی این سیاست، هدایت هوشمند اعتبار است؛ به این معنا که نظام بانکی ملزم شود خلق پول و تسهیلات را نه به بخش‌های سوداگر و غیرمولد، بلکه به صورت مشروط و زمان‌دار به پیشران‌های اقتصادی و حلقه‌های مفقوده زنجیره ارزش تزریق کند. ایران امروز، اگرچه با چالش‌هایی متعدد به دلیل تحریم‌های ظالمانه‌ی آمریکا و برخی سوءمدیریت‌های داخلی مواجه است، اما کشوری ایستا یا رو به زوال نیست. ایران در حال عبور از یک گردنه‌ی سخت تاریخی و گذار از اقتصاد نفتی رانتی به یک اقتصاد درون‌زا و دانش‌بنیان است. چالش‌های فعلی با توجه به زیرساخت‌های عظیم ایجاد شده در حوزه‌های انرژی، ترانزیت، و نیروی انسانی متخصص، کاملاً قابل جبران است. این فنر فشرده، با تداوم دیپلماسی فعال منطقه‌ای، اجرای دقیق سیاست‌های کلی دریامحور و اصلاحات ساختاری داخلی، پتانسیل آزاد شدن و ایجاد رشدهای اقتصادی بالا را دارد. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است، صبر استراتژیک، اجماع ملّی و باور به این واقعیت است که راه نجات اقتصاد ایران، نه در انتظار معجزه‌ی وین یا نیویورک، بلکه در دستان توانمند کارآفرینان، دانشمندان و مدیران داخلی و در پهنه‌ی ایران‌زمین نهفته است. پیشرفت ایران، یک واقعیت در حال تکوین است که غبار تحریم و تورم، تنها چهره‌ی آن را موقتاً پوشانده است، اما توان توقف آن را نخواهد داشت. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62260 #ديگران__گزارش
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 684 Views 0 Προεπισκόπηση
  • خط حزب‌الله ۵۱۵ | برای پیروزی، خودسازی کنیم


     پانصدوپانزدهمین شماره هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «برای پیروزی، خودسازی کنیم» منتشر شد. 

     این شماره، همزمان با شب نیمه‌ی ماه رجب و ایام اعتکاف، در سرمقاله خود به مرور نقش خودسازی و تهذیب نفس در تقویت توان فرد و جامعه در برابر دشمنان، براساس بیانات رهبر انقلاب می‌پردازد.

     نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند.

    این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید محمد روشن‌چراغ، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است.

    دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه | نسخه چاپی | تابلو اعلانات



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62261

    #خبر
    📰 خط حزب‌الله ۵۱۵ | برای پیروزی، خودسازی کنیم  پانصدوپانزدهمین شماره هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «برای پیروزی، خودسازی کنیم» منتشر شد.   این شماره، همزمان با شب نیمه‌ی ماه رجب و ایام اعتکاف، در سرمقاله خود به مرور نقش خودسازی و تهذیب نفس در تقویت توان فرد و جامعه در برابر دشمنان، براساس بیانات رهبر انقلاب می‌پردازد.  نیروهای مؤمن و انقلابی سراسر کشور می‌توانند در چاپ و توزیع این نشریه در مساجد و هیئت‌های مذهبی شهر و منطقه سکونت خود مشارکت کنند. این شماره خط حزب‌الله به روح مطهر شهید محمد روشن‌چراغ، تقدیم شده و فرازی از وصیت‌نامه این شهید را مرور کرده است. دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه | نسخه چاپی | تابلو اعلانات 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=62261 #خبر
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 218 Views 0 Προεπισκόπηση
  • اطلاع‌نگاشت | در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62256

    #عکس_پوستری
    📰 اطلاع‌نگاشت | در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62256 #عکس_پوستری
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 199 Views 0 Προεπισκόπηση
  • به صلابت ایران جوان



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62254

    #عکس_پوستری
    📰 به صلابت ایران جوان 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62254 #عکس_پوستری
    0 Σχόλια 0 Μοιράστηκε 190 Views 0 Προεπισκόπηση
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com