• پادپخش رادیو نگار | ۵۷. رویش مقاومت، شایعات مذاکره و ماهیت رفتار آمریکا


     رهبر معظم انقلاب پنجشنبه‌ ششم آذر ۱۴۰۴ در سخنان مهمی به تشریح مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره بعضی مسائل داخلی و خارجی پرداختند. ایشان در واکنش به برخی شایعات که در پی احیای خط مذاکره با آمریکا هستند، ارسال پیام به آمریکا با واسطه بعضی کشورها را «دروغ محض» اعلام کردند. 

    ایشان همچنین با اشاره به اقدامات جنگ‌طلبانه آمریکا به نمونه اوکراین اشاره و اعلام کردند آمریکا حتی نسبت به دوستان و متحدان خود نیز پایبند نیست و در بزنگاه‌ها آنها را به حال خود رها می‌کند. 

    ایشان همچنین بسیج را رویشی عظیم و ارزشمند توصیف کردند که از ایران آغاز و امروز به یک جریان فراگیر منطقه‌ای تبدیل شده است؛ رویشی که مصادیق آن را در حزب‌الله، حشدالشعبی و دیگر نیروهای مقاومت منطقه می‌توان دید.

    رادیو نگار در گفت‌وگو با آقای حسین محمدی سیرت، کارشناس مسائل بین‌الملل، این سه محور مهم را در یک چارچوب تحلیلی بررسی می‌کند.

    رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند.

    رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد.

    برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... .
     

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=61926

    #صوت
    📰 پادپخش رادیو نگار | ۵۷. رویش مقاومت، شایعات مذاکره و ماهیت رفتار آمریکا  رهبر معظم انقلاب پنجشنبه‌ ششم آذر ۱۴۰۴ در سخنان مهمی به تشریح مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره بعضی مسائل داخلی و خارجی پرداختند. ایشان در واکنش به برخی شایعات که در پی احیای خط مذاکره با آمریکا هستند، ارسال پیام به آمریکا با واسطه بعضی کشورها را «دروغ محض» اعلام کردند.  ایشان همچنین با اشاره به اقدامات جنگ‌طلبانه آمریکا به نمونه اوکراین اشاره و اعلام کردند آمریکا حتی نسبت به دوستان و متحدان خود نیز پایبند نیست و در بزنگاه‌ها آنها را به حال خود رها می‌کند.  ایشان همچنین بسیج را رویشی عظیم و ارزشمند توصیف کردند که از ایران آغاز و امروز به یک جریان فراگیر منطقه‌ای تبدیل شده است؛ رویشی که مصادیق آن را در حزب‌الله، حشدالشعبی و دیگر نیروهای مقاومت منطقه می‌توان دید. رادیو نگار در گفت‌وگو با آقای حسین محمدی سیرت، کارشناس مسائل بین‌الملل، این سه محور مهم را در یک چارچوب تحلیلی بررسی می‌کند. رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند. رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد. برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... .   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=61926 #صوت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 81 Views 0 önizleme
  • سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، ساعت ۲۰:۳۰ امشب پنجشنبه ۶ آذر با مردم ایران درباره مسائل روز کشور، منطقه و جهان سخن گفتند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=61924

    #صوت
    📰 سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، ساعت ۲۰:۳۰ امشب پنجشنبه ۶ آذر با مردم ایران درباره مسائل روز کشور، منطقه و جهان سخن گفتند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=61924 #صوت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 80 Views 0 önizleme
  • عکس / سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61922

    #عکس
    📰 عکس / سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61922 #عکس
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 98 Views 0 önizleme
  • سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، ساعت ۲۰:۳۰ امشب پنجشنبه ۶ آذر با مردم ایران درباره مسائل روز کشور، منطقه و جهان سخن گفتند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=61921

    #فيلم
    📰 سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، ساعت ۲۰:۳۰ امشب پنجشنبه ۶ آذر با مردم ایران درباره مسائل روز کشور، منطقه و جهان سخن گفتند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=61921 #فيلم
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 83 Views 0 önizleme
  • سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران



    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تاکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسل‌های پی در پی به‌عنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق هیچ یک از اهداف حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناح‌های سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند.

    ایشان با اشاره به لزوم اقدام مسئولان در بزرگداشت بسیج، بسیج را حرکت ارزشمند ملی و برخوردار از انگیزه‌های خدایی و وجدانی، دارای اعتماد به نفس و غیرتمندی برشمردند و افزودند: نسل چهارم بسیج یعنی نوجوانان عزیز در سراسر کشور آماده به‌کار و تلاش است و حرکت ارزشمند و بسیار مهم بسیج باید نسل‌های متوالی در کشور بالنده، مستمر، کامل‌تر و قوی‌تر دست به دست شود.

    رهبر انقلاب وجود حرکتی مانند بسیج را برای هر کشوری راهگشا و مفید دانستند و افزودند: کشوری مانند ایران که علناً در مقابل قلدرها و چاقوکش‌های بین‌المللی ایستاده و سینه سپر کرده  بیش از همه کشورها به بسیج نیاز دارد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ضرورت مقاومت ملت‌ها در مقابل طمع‌ورزی و دخالت‌های سلطه‌گران گفتند: عنصر عظیم مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شد و رشد یافت امروز در شعارهای حمایت از فلسطین و غزه در مناطق مختلف جهان از جمله کشورهای غربی و حتی آمریکا، قابل مشاهده است.

    ایشان زنده بودن و نشاط بسیج را مایه رشد مقاومت ملت‌ها در مقابل ستمگران جهان برشمردند و افزودند: مستضعفین جهان با رشد مقاومت، احساس پشتیبانی و قدرت می‌کنند.

    رهبر انقلاب در تبیین چیستی بسیج افزودند: بسیج در شکل سازمانی خود و به‌عنوان بخشی از سپاه پاسداران در مقابل دشمنان چهره‌ای با صلابت و در قبال مردم چهره‌ای خدمتگزار دارد اما مهمتر، عقبه بسیار وسیع بسیج است که در سراسر کشور و در وجود هر شخص و مجموعه غیور، آماده به‌کار، پرانگیزه و پرامید در عرصه‌های اقتصادی، صنعتی، علمی، دانشگاه، حوزه، تولید، محیط کسب و کار و دیگر عرصه‌ها تجلی دارد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «بسیج با این تعریف عام و همه شمول» را خنثی‌کننده نقشه دشمن در زمینه‌های نظامی، اقتصادی، تولیدی، فناوری و همه زمینه‌ها خواندند و گفتند: دانشمندان عزیزی که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیدند، طراحان، سازندگان و پرتاب‌کنندگان موشک‌ها، هرکسی که با منطق محکم و بیان رسا در مقابل شایعه‌پراکنی‌ها و وسوسه‌ها روشنگری کرد و می‌کند، پزشک و پرستار فداکاری که در جنگ بیمارستان را ترک نکردند و قهرمانان ورزشی که در میادین بین‌المللی به خدا، دین، کشور و ملت ابراز ارادت می‌کنند چه عضو سازمانی بسیج باشند چه نباشند، همه بسیجی‌اند.

    ایشان افزودند: امام که به بسیجی بودن خود افتخار می‌کرد در پی چنین بسیج فراگیری بود، بسیجی که مربوط به قشر خاصی نیست و همه اقوام – اصناف و قشرها را در برمی‌گیرد.

    رهبر انقلاب در نکته پایانی خود درباره بسیج به همه مسئولان دستگاه‌های دولتی تاکید کردند: مانند یک بسیجی، به وظایف خود با ایمان،‌ انگیزه و غیرت عمل کنید.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان، در خصوص مسائل منطقه و جنگ ۱۲ روزه گفتند: در جنگ ۱۲ روزه، ملت ایران بی‌تردید هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی را شکست داد. آنها آمدند و شرارت کردند اما کتک خوردند و دست خالی برگشتند و به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیدند که این، شکستی واقعی برای آنها بود.

    ایشان با اشاره به سخنانی مبنی بر طراحی ۲۰ ساله رژیم صهیونیستی برای جنگ با ایران، گفتند: آنها برای جنگی برنامه‌ریزی کرده بودند که در آن بتوانند با تحریک ملت، مردم را هم به جنگ با نظام وادار کنند اما قضیه برعکس شد و به نحوی ناکام شدند که حتی زاویه‌داران با نظام نیز در کنار نظام قرار گرفتند و اتحادی عمومی در کشور پدید آمد.

    رهبر انقلاب گفتند: البته ما هم خسارت‌هایی دیدیم و به اقتضای طبیعت جنگ، جان‌های عزیزی از دست ما رفت اما جمهوری اسلامی نشان داد که کانون اراده و قدرت است و می‌تواند بی‌واهمه از هیاهوها، قدرتمندانه بایستد و تصمیم بگیرد. ضمن اینکه خسارات مادی وارد بر دشمن متجاوز بسیار بیشتر از خسارت‌های مادی ما بود.

    ایشان به ضررهای بزرگ آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اشاره کردند و افزودند: آمریکا در این جنگ به شدت ضرر کرد چرا که با وجود به‌کارگیری آخرین تسلیحات پیشرفته هجومی و دفاعی نتوانست به هدفش یعنی فریب دادن ملت و همراه کردن آنها با خود دست یابد بلکه اتحاد ملت بیشتر شد و آمریکا را هم ناکام گذاشتند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به بی‌آبرویی و بدنامی شدید رژیم صهیونیستی در فاجعه غزه به‌عنوان یکی از مهمترین فجایع تاریخ منطقه، خاطرنشان کردند: آمریکا در این قضیه کنار رژیم غاصب قرار گرفت و به شدت بی‌آبرو و بدنام شد چرا که مردم دنیا می‌دانند رژیم صهیونیستی بدون آمریکا قادر به این همه فاجعه‌آفرینی نیست.

    ایشان منفورترین انسان در دنیای کنونی را رئیس دولت صهیونیستی و منفورترین سازمان و باند حاکم بر دنیا را رژیم صهیونی خواندند و افزودند: چون آمریکا در کنار آنها قرار دارد، منفوریت صهیونیست‌ها به آمریکا هم سرایت کرده است.

    رهبر انقلاب، دخالت‌های آمریکا در نقاط مختلف جهان را از دیگر عوامل انزوای روزافزون آن دانستند و گفتند: دخالت آمریکا در هر منطقه‌ای، باعث جنگ‌افروزی و یا نسل‌کشی، ویرانی و آوارگی است.

    ایشان جنگ پر خسارت و بی‌نتیجه اوکراین را نمونه‌ای از دخالت‌های آمریکا دانستند و افزودند: رئیس جمهورکنونی آمریکا که می‌گفت سه روزه این جنگ را حل خواهد کرد، اکنون پس از حدود یک سال، در حال تحمیل طرح ۲۸ ماده‌ای به کشوری است که آن را وارد جنگ کرده‌اند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه و جنایات آن در کرانه غربی و وضع اسف‌بار غزه را مصادیق دیگری از حمایت‌های عیان آمریکا از جنگ و جنایت رژیم پلید برشمردند و گفتند: البته شایعاتی درست می‌کنند که دولت ایران به واسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده است که این، دروغ محض است و چنین چیزی حتماً وجود نداشت.

    ایشان با اشاره به خیانت آمریکا حتی به دوستان خود در ازای حمایت از باند صهیونی و جنایتکار و تلاش برای جنگ‌افروزی در دنیا بخاطر نفت و منابع زیرزمینی که دامنه آن امروز به آمریکای لاتین نیز رسیده است، گفتند: چنین دولتی، قطعاً دولتی نیست که جمهوری اسلامی در پی همکاری و ارتباط با آن باشد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنان خود چند توصیه خطاب به ملت بیان کردند که اولین آنها حفظ و تقویت اتحاد ملی بود.

    ایشان گفتند: اختلافات میان قشرها و جناح‌های سیاسی وجود  دارد اما مهم این است که در مقابل دشمن هم‌چون جنگ ۱۲ روزه، کنار هم باشیم که این همبستگی عامل بسیار مهمی برای اقتدار ملی است.

    رهبر انقلاب با توصیه به حمایت از رئیس جمهور و دولت خدمتگزار گفتند: کار اداره کشور سخت و سنگین است و دولت نیز کارهای خوبی از جمله ادامه کارهای نیمه تمام شهید رئیسی را شروع کرده که ان‌شاءالله نتایج آن را مردم خواهند دید.

    پرهیز از اسراف در همه موارد از جمله نان،‌ گاز، بنزین و اقلام خوراکی توصیه سوم رهبری به ملت بود. ایشان اسراف را از مهمترین خطرها و ضررها برای خانواده ها وکشورخواندند و گفتند: اگر این همه اسراف نباشد بدون شک اوضاع کشور خیلی بهتر خواهد بود.

    توصیه آخر رهبر انقلاب به مردم تقویت ارتباط با خداوند و تضرع و دعا برای همه چیز از جمله باران، امنیت و عافیت بود تا خداوند، اسباب اصلاح امور را به فضل خود فراهم کند.


    آنچه در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، «بسته‌های خبری» است که صرفاً جهت بازنشر سریع بیانات رهبر انقلاب اسلامی در رسانه KHAMENEI.IR و حساب‌های رسمی آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و «متن کامل بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» طبق روال مرسوم، تا ساعاتی دیگر در این پایگاه در بخش «بیانات» منتشر خواهد شد.

    بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:
     بسیج باید در نسلهای پی‌درپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملی است. انگیزه‌های بسیج هم انگیزه‌های خدایی است، هم انگیزه‌های وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفس است. امروز بحمداللّه بسیج با این خصوصیات در همه جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، اینها مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعه‌ی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است. این را نباید از دست داد. این ثروت بایستی نسل به نسل در کشور باقی بماند. در همه جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است، به خصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکشهای بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان جبهه‌ی مقاومت پدید آورده. کشوری مثل کشور ما با این خصوصیات، نیازش به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است. دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزیها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا.

     امروز این عنصر، عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده، گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما میبینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی، کشورهای اروپا و حتی خود آمریکا به نفع مقاومت شعار میدهند، به نفع مقاومت غزه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، این امروز به تدریج در بخش عظیم دنیا گسترش پیدا کرده. این لازم است. این باید وجود داشته باشد. این جریان مبارک، این جریان بسیج، جریان مبارک، جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند، بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءاللّه قویتر و کاملتر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده به کار کشور آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، با نشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، این پدیده زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشتگرمی خواهند کرد، احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند.

     بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این چهره، چهره‌ی باصلابتی است، چهره‌ی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، دشمن‌شکن است به معنای واقعی کلمه و قوی است. آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید. این آن چهره‌ی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی است. لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که آن خیلی مهم است برای کشور. هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده به کار و پرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است که عقبه‌ی این چهره‌ی آشکار بسیج است. چهره‌ی سازمانی. در عرصه‌های گوناگون، کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعالند، پرتلاشند، پرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه جا؛ همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همت، با امید مشغول کار هستند، این در واقع اجزاء این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعم به وجود آنهاست.



     در این جنگ دوازده روزه آمریکا به شدت ضرر کرد، به شدت ضرر کرد. آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد، از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد اما نتوانست به آنچه که میخواهد به او برسد. او میخواست ملت ایران را فریب بدهد، ملت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیه به‌عکس شد، همین طور که گفتم ملت ایران اتحادشان در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.

     آمریکا هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است. اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پرخسارت اکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید؛ این رئیس کنونی آمریکا میگفت که سه‌روزه حل خواهد کرد قضیه را، الان حدود یک سال، یک طرح ۲۸ ماده‌ای را دارد به زور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش آن را وارد جنگ کرده.

    و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه و غزه هم که همه‌ی دنیا شاهد وضع غزه هستند. همه‌ی اینها با پشت‌گرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد. 
    حالا البته شایعاتی درست میکنند که ایران، دولت ایران، به واسطه‌ی فلان کشور پیغام فرستاده به آمریکا، دروغ محض. چنین چیزی حتماً وجود نداشت. و آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند، یعنی کسانی که دوستان آنها هستند به آنها هم خیانت میکنند. از باند جنایتکار صهیونی حاکم بر فلسطین حمایت میکنند. به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز به آمریکای لاتین هم این جنگ‌افروزی رسیده و یک چنینی دولتی در خور آن نیست که جمهوری، کسی، دولتی مثل جمهوری اسلامی به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد؛ به طور قطع.

     در برابر دشمن همه باهم باشید. اختلافاتی وجود دارد در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف، اختلافاتی هست، باشد، لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده روزه همه در کنار هم قرار بگیریم. این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملی کشور عزیزمان هست.

     از اسراف اجتناب کنید، همه‌مان. اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در ارزاق و خوراکیها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهمترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانواده‌ها اسراف در اینهاست و اگر اسراف نباشد، اگر در واقع دورریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.

     ارتباط با خدا را بیشتر کنید، برای باران، برای امنیت، برای عافیت، برای همه چیز از خدای متعال کمک بخواهید. با خدا حرف بزنید. از خدا بخواهید، متضرعانه به درگاه خدا بروید. ان‌شاءاللّه خدای متعال اسباب اصلاح همه‌ی امور را فراهم خواهد کرد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=61920

    #خبر
    📰 سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تاکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسل‌های پی در پی به‌عنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق هیچ یک از اهداف حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناح‌های سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند. ایشان با اشاره به لزوم اقدام مسئولان در بزرگداشت بسیج، بسیج را حرکت ارزشمند ملی و برخوردار از انگیزه‌های خدایی و وجدانی، دارای اعتماد به نفس و غیرتمندی برشمردند و افزودند: نسل چهارم بسیج یعنی نوجوانان عزیز در سراسر کشور آماده به‌کار و تلاش است و حرکت ارزشمند و بسیار مهم بسیج باید نسل‌های متوالی در کشور بالنده، مستمر، کامل‌تر و قوی‌تر دست به دست شود. رهبر انقلاب وجود حرکتی مانند بسیج را برای هر کشوری راهگشا و مفید دانستند و افزودند: کشوری مانند ایران که علناً در مقابل قلدرها و چاقوکش‌های بین‌المللی ایستاده و سینه سپر کرده  بیش از همه کشورها به بسیج نیاز دارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ضرورت مقاومت ملت‌ها در مقابل طمع‌ورزی و دخالت‌های سلطه‌گران گفتند: عنصر عظیم مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شد و رشد یافت امروز در شعارهای حمایت از فلسطین و غزه در مناطق مختلف جهان از جمله کشورهای غربی و حتی آمریکا، قابل مشاهده است. ایشان زنده بودن و نشاط بسیج را مایه رشد مقاومت ملت‌ها در مقابل ستمگران جهان برشمردند و افزودند: مستضعفین جهان با رشد مقاومت، احساس پشتیبانی و قدرت می‌کنند. رهبر انقلاب در تبیین چیستی بسیج افزودند: بسیج در شکل سازمانی خود و به‌عنوان بخشی از سپاه پاسداران در مقابل دشمنان چهره‌ای با صلابت و در قبال مردم چهره‌ای خدمتگزار دارد اما مهمتر، عقبه بسیار وسیع بسیج است که در سراسر کشور و در وجود هر شخص و مجموعه غیور، آماده به‌کار، پرانگیزه و پرامید در عرصه‌های اقتصادی، صنعتی، علمی، دانشگاه، حوزه، تولید، محیط کسب و کار و دیگر عرصه‌ها تجلی دارد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «بسیج با این تعریف عام و همه شمول» را خنثی‌کننده نقشه دشمن در زمینه‌های نظامی، اقتصادی، تولیدی، فناوری و همه زمینه‌ها خواندند و گفتند: دانشمندان عزیزی که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیدند، طراحان، سازندگان و پرتاب‌کنندگان موشک‌ها، هرکسی که با منطق محکم و بیان رسا در مقابل شایعه‌پراکنی‌ها و وسوسه‌ها روشنگری کرد و می‌کند، پزشک و پرستار فداکاری که در جنگ بیمارستان را ترک نکردند و قهرمانان ورزشی که در میادین بین‌المللی به خدا، دین، کشور و ملت ابراز ارادت می‌کنند چه عضو سازمانی بسیج باشند چه نباشند، همه بسیجی‌اند. ایشان افزودند: امام که به بسیجی بودن خود افتخار می‌کرد در پی چنین بسیج فراگیری بود، بسیجی که مربوط به قشر خاصی نیست و همه اقوام – اصناف و قشرها را در برمی‌گیرد. رهبر انقلاب در نکته پایانی خود درباره بسیج به همه مسئولان دستگاه‌های دولتی تاکید کردند: مانند یک بسیجی، به وظایف خود با ایمان،‌ انگیزه و غیرت عمل کنید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان، در خصوص مسائل منطقه و جنگ ۱۲ روزه گفتند: در جنگ ۱۲ روزه، ملت ایران بی‌تردید هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی را شکست داد. آنها آمدند و شرارت کردند اما کتک خوردند و دست خالی برگشتند و به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیدند که این، شکستی واقعی برای آنها بود. ایشان با اشاره به سخنانی مبنی بر طراحی ۲۰ ساله رژیم صهیونیستی برای جنگ با ایران، گفتند: آنها برای جنگی برنامه‌ریزی کرده بودند که در آن بتوانند با تحریک ملت، مردم را هم به جنگ با نظام وادار کنند اما قضیه برعکس شد و به نحوی ناکام شدند که حتی زاویه‌داران با نظام نیز در کنار نظام قرار گرفتند و اتحادی عمومی در کشور پدید آمد. رهبر انقلاب گفتند: البته ما هم خسارت‌هایی دیدیم و به اقتضای طبیعت جنگ، جان‌های عزیزی از دست ما رفت اما جمهوری اسلامی نشان داد که کانون اراده و قدرت است و می‌تواند بی‌واهمه از هیاهوها، قدرتمندانه بایستد و تصمیم بگیرد. ضمن اینکه خسارات مادی وارد بر دشمن متجاوز بسیار بیشتر از خسارت‌های مادی ما بود. ایشان به ضررهای بزرگ آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اشاره کردند و افزودند: آمریکا در این جنگ به شدت ضرر کرد چرا که با وجود به‌کارگیری آخرین تسلیحات پیشرفته هجومی و دفاعی نتوانست به هدفش یعنی فریب دادن ملت و همراه کردن آنها با خود دست یابد بلکه اتحاد ملت بیشتر شد و آمریکا را هم ناکام گذاشتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به بی‌آبرویی و بدنامی شدید رژیم صهیونیستی در فاجعه غزه به‌عنوان یکی از مهمترین فجایع تاریخ منطقه، خاطرنشان کردند: آمریکا در این قضیه کنار رژیم غاصب قرار گرفت و به شدت بی‌آبرو و بدنام شد چرا که مردم دنیا می‌دانند رژیم صهیونیستی بدون آمریکا قادر به این همه فاجعه‌آفرینی نیست. ایشان منفورترین انسان در دنیای کنونی را رئیس دولت صهیونیستی و منفورترین سازمان و باند حاکم بر دنیا را رژیم صهیونی خواندند و افزودند: چون آمریکا در کنار آنها قرار دارد، منفوریت صهیونیست‌ها به آمریکا هم سرایت کرده است. رهبر انقلاب، دخالت‌های آمریکا در نقاط مختلف جهان را از دیگر عوامل انزوای روزافزون آن دانستند و گفتند: دخالت آمریکا در هر منطقه‌ای، باعث جنگ‌افروزی و یا نسل‌کشی، ویرانی و آوارگی است. ایشان جنگ پر خسارت و بی‌نتیجه اوکراین را نمونه‌ای از دخالت‌های آمریکا دانستند و افزودند: رئیس جمهورکنونی آمریکا که می‌گفت سه روزه این جنگ را حل خواهد کرد، اکنون پس از حدود یک سال، در حال تحمیل طرح ۲۸ ماده‌ای به کشوری است که آن را وارد جنگ کرده‌اند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه و جنایات آن در کرانه غربی و وضع اسف‌بار غزه را مصادیق دیگری از حمایت‌های عیان آمریکا از جنگ و جنایت رژیم پلید برشمردند و گفتند: البته شایعاتی درست می‌کنند که دولت ایران به واسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده است که این، دروغ محض است و چنین چیزی حتماً وجود نداشت. ایشان با اشاره به خیانت آمریکا حتی به دوستان خود در ازای حمایت از باند صهیونی و جنایتکار و تلاش برای جنگ‌افروزی در دنیا بخاطر نفت و منابع زیرزمینی که دامنه آن امروز به آمریکای لاتین نیز رسیده است، گفتند: چنین دولتی، قطعاً دولتی نیست که جمهوری اسلامی در پی همکاری و ارتباط با آن باشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنان خود چند توصیه خطاب به ملت بیان کردند که اولین آنها حفظ و تقویت اتحاد ملی بود. ایشان گفتند: اختلافات میان قشرها و جناح‌های سیاسی وجود  دارد اما مهم این است که در مقابل دشمن هم‌چون جنگ ۱۲ روزه، کنار هم باشیم که این همبستگی عامل بسیار مهمی برای اقتدار ملی است. رهبر انقلاب با توصیه به حمایت از رئیس جمهور و دولت خدمتگزار گفتند: کار اداره کشور سخت و سنگین است و دولت نیز کارهای خوبی از جمله ادامه کارهای نیمه تمام شهید رئیسی را شروع کرده که ان‌شاءالله نتایج آن را مردم خواهند دید. پرهیز از اسراف در همه موارد از جمله نان،‌ گاز، بنزین و اقلام خوراکی توصیه سوم رهبری به ملت بود. ایشان اسراف را از مهمترین خطرها و ضررها برای خانواده ها وکشورخواندند و گفتند: اگر این همه اسراف نباشد بدون شک اوضاع کشور خیلی بهتر خواهد بود. توصیه آخر رهبر انقلاب به مردم تقویت ارتباط با خداوند و تضرع و دعا برای همه چیز از جمله باران، امنیت و عافیت بود تا خداوند، اسباب اصلاح امور را به فضل خود فراهم کند. آنچه در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، «بسته‌های خبری» است که صرفاً جهت بازنشر سریع بیانات رهبر انقلاب اسلامی در رسانه KHAMENEI.IR و حساب‌های رسمی آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و «متن کامل بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» طبق روال مرسوم، تا ساعاتی دیگر در این پایگاه در بخش «بیانات» منتشر خواهد شد. بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:  بسیج باید در نسلهای پی‌درپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملی است. انگیزه‌های بسیج هم انگیزه‌های خدایی است، هم انگیزه‌های وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفس است. امروز بحمداللّه بسیج با این خصوصیات در همه جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، اینها مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعه‌ی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است. این را نباید از دست داد. این ثروت بایستی نسل به نسل در کشور باقی بماند. در همه جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است، به خصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکشهای بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان جبهه‌ی مقاومت پدید آورده. کشوری مثل کشور ما با این خصوصیات، نیازش به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است. دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزیها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا.  امروز این عنصر، عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده، گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما میبینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی، کشورهای اروپا و حتی خود آمریکا به نفع مقاومت شعار میدهند، به نفع مقاومت غزه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، این امروز به تدریج در بخش عظیم دنیا گسترش پیدا کرده. این لازم است. این باید وجود داشته باشد. این جریان مبارک، این جریان بسیج، جریان مبارک، جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند، بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءاللّه قویتر و کاملتر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده به کار کشور آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، با نشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، این پدیده زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشتگرمی خواهند کرد، احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند.  بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این چهره، چهره‌ی باصلابتی است، چهره‌ی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، دشمن‌شکن است به معنای واقعی کلمه و قوی است. آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید. این آن چهره‌ی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی است. لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که آن خیلی مهم است برای کشور. هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده به کار و پرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است که عقبه‌ی این چهره‌ی آشکار بسیج است. چهره‌ی سازمانی. در عرصه‌های گوناگون، کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعالند، پرتلاشند، پرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه جا؛ همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همت، با امید مشغول کار هستند، این در واقع اجزاء این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعم به وجود آنهاست.  در این جنگ دوازده روزه آمریکا به شدت ضرر کرد، به شدت ضرر کرد. آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد، از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد اما نتوانست به آنچه که میخواهد به او برسد. او میخواست ملت ایران را فریب بدهد، ملت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیه به‌عکس شد، همین طور که گفتم ملت ایران اتحادشان در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.  آمریکا هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است. اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پرخسارت اکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید؛ این رئیس کنونی آمریکا میگفت که سه‌روزه حل خواهد کرد قضیه را، الان حدود یک سال، یک طرح ۲۸ ماده‌ای را دارد به زور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش آن را وارد جنگ کرده. و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه و غزه هم که همه‌ی دنیا شاهد وضع غزه هستند. همه‌ی اینها با پشت‌گرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد.  حالا البته شایعاتی درست میکنند که ایران، دولت ایران، به واسطه‌ی فلان کشور پیغام فرستاده به آمریکا، دروغ محض. چنین چیزی حتماً وجود نداشت. و آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند، یعنی کسانی که دوستان آنها هستند به آنها هم خیانت میکنند. از باند جنایتکار صهیونی حاکم بر فلسطین حمایت میکنند. به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز به آمریکای لاتین هم این جنگ‌افروزی رسیده و یک چنینی دولتی در خور آن نیست که جمهوری، کسی، دولتی مثل جمهوری اسلامی به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد؛ به طور قطع.  در برابر دشمن همه باهم باشید. اختلافاتی وجود دارد در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف، اختلافاتی هست، باشد، لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده روزه همه در کنار هم قرار بگیریم. این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملی کشور عزیزمان هست.  از اسراف اجتناب کنید، همه‌مان. اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در ارزاق و خوراکیها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهمترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانواده‌ها اسراف در اینهاست و اگر اسراف نباشد، اگر در واقع دورریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.  ارتباط با خدا را بیشتر کنید، برای باران، برای امنیت، برای عافیت، برای همه چیز از خدای متعال کمک بخواهید. با خدا حرف بزنید. از خدا بخواهید، متضرعانه به درگاه خدا بروید. ان‌شاءاللّه خدای متعال اسباب اصلاح همه‌ی امور را فراهم خواهد کرد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=61920 #خبر
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 691 Views 0 önizleme
  • اطلاع‌نگاشت | چهار نصیحت پدرانه



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61928

    #عکس_پوستری
    📰 اطلاع‌نگاشت | چهار نصیحت پدرانه 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61928 #عکس_پوستری
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 216 Views 0 önizleme
  • سخن‌نگاشت | سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61925

    #عکس_پوستری
    📰 سخن‌نگاشت | سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=61925 #عکس_پوستری
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 216 Views 0 önizleme
  • انتخابات در جمهوری اسلامی ایران ریشه در مبانی دینی دارد و نه قرارداد اجتماعی


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «مهمترین کاری که امام کرد، این بود که مفهوم مردم‌سالاری را از چیزیکه طرّاحان دمکراسی غربی و عوامل آنها در صحنه‌های عملی میخواستند نشان دهند، به‌کلّی دور کرد. سعی آنها این بود که این‌طور القاء کنند که مردم‌سالاری با دین سالاری و دینداری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم‌سالاری دینی - یعنی همان جمهوری اسلامی - را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد؛ صرفاً استدلال فکری هم نکرد؛ عملاً این را نشان داد. امروز نظام جمهوری اسلامی - که یک نظام دینی است و قواعد و اصول و پایه‌های ارزشی آن از دین سرچشمه میگیرد - یک نظام مردم‌سالار به تمام معناست و در هیچیک از کشورهای اسلامی، مردم‌سالاری به شکل وسیعی که در جمهوری اسلامی هست، وجود ندارد.» ۱۳۸۲/۰۳/۱۴
    آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است.
    به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» و در ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی»، در یادداشت زیر به بررسی ریشه‌های اسلامیِ انتخابات در جمهوری اسلامی پرداخته است.
     
     انتخابات برخلاف نظام‌های مردم‌سالار مدرن که ریشه در قرارداد اجتماعی و اراده عمومی دارد، با ابتناء بر نظریه مردم‌سالاری دینی و ابتناء این نظریه بر آموزه‌های اسلامی، ماهیتی اسلامی می‌یابد. تقریر مذکور که ریشه آن به مبانی اسلامی جایگاه اراده و خواست مردم در امر حکمرانی بر می‌گردد، با مبنای انتخابات در سایر نظام‌های مردم‌سالار که ذیل «قرارداد اجتماعی» و «اراده عمومی» معنا می‌یابد، واجد تمایزات بنیادین است.

    قرارداد اجتماعی اولاً و بالذات، یک نوع قرارداد است که مبنای انعقاد آن به اراده آزاد و برابر انسان‌ها بر می‌گردد و بیانگر آن است که انسان‌ها مبتنی بر اراده آزاد خود که در وضعیت اجتماعی و مدنی از طریق قرارداد اجتماعی در اراده عمومی متجلی می‌شود، می‌توانند در نظم سیاسی جدید آزادانه به تعیین سرنوشت اجتماعی خویش در امر حکمرانی اقدام کنند. بنابراین، ماهیت نظم مدنی و سیاسی جدید که بر مبنای قرارداد اجتماعی تکوین می‌یابد، یک نظم اعتباری و وضعی است که به خواست و اراده اعضای جامعه سیاسی شکل می‌گیرد و مشروعیت می‌یابد و این تقریر چیزی جز ترجمان ماهیت قرارداد اجتماعی به مثابه بنیاد تشکیل جامعه سیاسی و تعیین حاکمان نیست.

    در این فضای فکری است که انسان مدرن با اتکاء به عقل خودبنیاد، خود را یک فرد محق می‌داند که بر پایه اراده آزاد خویش، در مقام تشخیص خیر و صلاح خویش برمی‌آید و حق دارد آزادانه به تعیین سرنوشت فردی و اجتماعی خود اقدام نماید. لذا از این‌رهگذر است که هم در ساحت فردی و هم در ساحت عمومی و سیاسی و اجتماعی، مفهوم «حق تعیین سرنوشت» تکوین می‌یابد. در این راستا این انتخابات است که ترجیحات و اولویت‌های شهروندان را نسبت به دیدگاه‌های موجود در قالب یک تصمیم جمعی به منصه ظهور می‌رساند و منتخبان به عنوان نمایندگان مردم به اعمال اراده و خواست مردم همت می‌گمارند.

    این درحالی است که انتخابات در نظریه مردم‌سالاری دینی نه از مجرای قرارداد متکی بر اراده آزاد و عمومی مردم بلکه همانطور که بیان شد با ابتناء بر حق و تکلیف الهی انسان تکوین یافته است (بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۴/۳/۱۴). ریشه ابتناء انتخابات بر حق و تکلیف الهی را می‌بایست در جهان‌بینی و هستی‌شناسی حکمرانی اسلامی و نوع نسبت وجودی که بین انسان اسلامی با هستی برقرار است جست و جو کرد. در حکمرانی اسلامی، جهان‌بینی حاکم، جهان‌بینی اسلامی است که در این جهان‌بینی، انسان اسلامی جهان هستی را تک سطحی و تک‌لایه‌ تصور نمی‌کند بلکه قائل به چندلایه‌ای بودن جهان هستی و ذومراتب بودن آن است و بر همین اساس آن چیزی که به جهان هستی و نسبت انسان با این جهان معنا می‌بخشد نه اراده خودبنیاد انسانی بلکه اراده الهی است که در قالب مجموعه‌ دستوراتی تحت عنوان شریعت اسلام به منظور تنظیم مناسبات اجتماعی انسان ارسال شده است.

    مطابق با این نگاه، هرچند شریعت اسلام عهده‌دار هدایت تمام جوانب و زوایای زندگی انسان است و آنچیزی که محوریت پیدا می‌کند، سعادت و رستگاری انسان از مجرای عمل به شریعت اسلام است اما محوریت داشتن انسان و سعادت یافتن انسان اسلامی با محوریت داشتن انسان در اندیشه‌های غربی متفاوت است. در اندیشه اسلامی، نگاه به انسان از دو زاویه است که این دو زاویه هر دو مکمل همدیگر هستند. یک زوایه، نگاه اسلام به فرد انسان به عنوان یک موجود دارای عقل و اختیار است که از این زوایه، انسان مخاطب دستورات الهی قرار می‌گیرد و در عین حال به وی شأن و جایگاهی داده می‌شود و متقابلاً مسئولیت حرکت از خودپرستی به سمت خداپرستی بر عهده وی قرار می‌گیرد. یک نگاه دیگر به انسان، به عنوان یک کل و یک مجموعه‌ انسان‌هاست (بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۸۶/۲/۲۵).

    مطابق با این نگاه، از آنجایی که هدف نهایی رستگاری و سعادت انسان است، لذا انجام وظایف اجتماعی، استقرار عدالت، ایجاد حکومت حق، مبارزه‌ با ظلم، مبارزه‌ با فساد و تحقق جامعه اسلامی جملگی به عنوان مقدماتی قلمداد می‌شوند که می‌بایست هدف نهایی –رشد و تعالی و سعادت انسان- را محقق کنند. تحقق هدف نهایی نیز در گرو آن است که انسان به مثابه موجودی مختار و در عین حال مکلّف و مواجه با هدایت الهی خود را نسبت به سعادت جامعه اسلامی متعهد بداند تا از مجرای آن سعادت انسان اسلامی نیز محقق شود. با این نگاه، مردم‌سالاری و مشارکت مردم در انتخابات و اداره امور جامعه علاوه بر اینکه برای مردم به عنوان یک حق تلقی می‌شود، یک تکلیف نیز به حساب می‌آید؛ چه آنکه همه‌ مردم در امر حکومت مسئول هستند و صلاح و فساد کشور و حکومت، با یکایک انسان‌ها ارتباط دارد. (بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۳۸۹/۹/۱۰)

    با امعان نظر به مطالب مذکور این مطلب مشخص شد که نوع جهان‌بینی و نسبت انسان با جهان هستی و محوریت داشتن انسان در اندیشه اسلامی با اندیشه غربی آثار متفاوتی را هم به دنبال خواهد داشت. از جمله تفاوتی‌ که میان این دو نگاه حاکم است آن است که در مواردی که مراجعه به رأی و اراده مردم لازم است، حکومت اسلامی مبتنی بر تعهدی الهی ملزم به رجوع به آراء و نظرات مردم است (بیانات در مراسم سیزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۱/۳/۱۴) و در مقابل نیز مردم مبتنی بر همان تعهد الهی برای حضور در انتخابات احساس تکلیف دینی می‌نمایند (بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری، ۱۳۸۴/۵/۱۲).  اما در انتخابات برآمده از دموکراسی آنچه حکومت را مجاب به انجام آن می‌نماید، یک قرارداد عرفی است که تمرّد از آن قابل توجیه و به راحتی قابل نقض است (بیانات در مراسم سیزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۱/۳/۱۴) و از همین روی مردم نیز برای شرکت در آن احساس تکلیف نمی‌نمایند که همین امر باعث شده است در برخی از نظام‌های حقوقی برای عدم شرکت در انتخابات نیز مجازات وضع نمایند.

    تفاوت دیگر آن است که در نظریه مردم‌سالاری دینی، اگر کسی توانست در انتخابات به شیوه‌ای نظر مردم را جلب کند که بناحق نگاهشان به وی متوجه باشد - مثلاً ارزشی که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأی بدهند - در منطق مردم‌سالاری دینی او حقی ندارد، در حالی که این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایه‌ لیبرالیسم غربی است، کاملاً پذیرفته شده است (بیانات در دیدار اساتید دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۲/۲/۲۲).

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61914

    #ديگران__يادداشت
    📰 انتخابات در جمهوری اسلامی ایران ریشه در مبانی دینی دارد و نه قرارداد اجتماعی  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «مهمترین کاری که امام کرد، این بود که مفهوم مردم‌سالاری را از چیزیکه طرّاحان دمکراسی غربی و عوامل آنها در صحنه‌های عملی میخواستند نشان دهند، به‌کلّی دور کرد. سعی آنها این بود که این‌طور القاء کنند که مردم‌سالاری با دین سالاری و دینداری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم‌سالاری دینی - یعنی همان جمهوری اسلامی - را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد؛ صرفاً استدلال فکری هم نکرد؛ عملاً این را نشان داد. امروز نظام جمهوری اسلامی - که یک نظام دینی است و قواعد و اصول و پایه‌های ارزشی آن از دین سرچشمه میگیرد - یک نظام مردم‌سالار به تمام معناست و در هیچیک از کشورهای اسلامی، مردم‌سالاری به شکل وسیعی که در جمهوری اسلامی هست، وجود ندارد.» ۱۳۸۲/۰۳/۱۴ آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است. به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» و در ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی»، در یادداشت زیر به بررسی ریشه‌های اسلامیِ انتخابات در جمهوری اسلامی پرداخته است.    انتخابات برخلاف نظام‌های مردم‌سالار مدرن که ریشه در قرارداد اجتماعی و اراده عمومی دارد، با ابتناء بر نظریه مردم‌سالاری دینی و ابتناء این نظریه بر آموزه‌های اسلامی، ماهیتی اسلامی می‌یابد. تقریر مذکور که ریشه آن به مبانی اسلامی جایگاه اراده و خواست مردم در امر حکمرانی بر می‌گردد، با مبنای انتخابات در سایر نظام‌های مردم‌سالار که ذیل «قرارداد اجتماعی» و «اراده عمومی» معنا می‌یابد، واجد تمایزات بنیادین است. قرارداد اجتماعی اولاً و بالذات، یک نوع قرارداد است که مبنای انعقاد آن به اراده آزاد و برابر انسان‌ها بر می‌گردد و بیانگر آن است که انسان‌ها مبتنی بر اراده آزاد خود که در وضعیت اجتماعی و مدنی از طریق قرارداد اجتماعی در اراده عمومی متجلی می‌شود، می‌توانند در نظم سیاسی جدید آزادانه به تعیین سرنوشت اجتماعی خویش در امر حکمرانی اقدام کنند. بنابراین، ماهیت نظم مدنی و سیاسی جدید که بر مبنای قرارداد اجتماعی تکوین می‌یابد، یک نظم اعتباری و وضعی است که به خواست و اراده اعضای جامعه سیاسی شکل می‌گیرد و مشروعیت می‌یابد و این تقریر چیزی جز ترجمان ماهیت قرارداد اجتماعی به مثابه بنیاد تشکیل جامعه سیاسی و تعیین حاکمان نیست. در این فضای فکری است که انسان مدرن با اتکاء به عقل خودبنیاد، خود را یک فرد محق می‌داند که بر پایه اراده آزاد خویش، در مقام تشخیص خیر و صلاح خویش برمی‌آید و حق دارد آزادانه به تعیین سرنوشت فردی و اجتماعی خود اقدام نماید. لذا از این‌رهگذر است که هم در ساحت فردی و هم در ساحت عمومی و سیاسی و اجتماعی، مفهوم «حق تعیین سرنوشت» تکوین می‌یابد. در این راستا این انتخابات است که ترجیحات و اولویت‌های شهروندان را نسبت به دیدگاه‌های موجود در قالب یک تصمیم جمعی به منصه ظهور می‌رساند و منتخبان به عنوان نمایندگان مردم به اعمال اراده و خواست مردم همت می‌گمارند. این درحالی است که انتخابات در نظریه مردم‌سالاری دینی نه از مجرای قرارداد متکی بر اراده آزاد و عمومی مردم بلکه همانطور که بیان شد با ابتناء بر حق و تکلیف الهی انسان تکوین یافته است (بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۴/۳/۱۴). ریشه ابتناء انتخابات بر حق و تکلیف الهی را می‌بایست در جهان‌بینی و هستی‌شناسی حکمرانی اسلامی و نوع نسبت وجودی که بین انسان اسلامی با هستی برقرار است جست و جو کرد. در حکمرانی اسلامی، جهان‌بینی حاکم، جهان‌بینی اسلامی است که در این جهان‌بینی، انسان اسلامی جهان هستی را تک سطحی و تک‌لایه‌ تصور نمی‌کند بلکه قائل به چندلایه‌ای بودن جهان هستی و ذومراتب بودن آن است و بر همین اساس آن چیزی که به جهان هستی و نسبت انسان با این جهان معنا می‌بخشد نه اراده خودبنیاد انسانی بلکه اراده الهی است که در قالب مجموعه‌ دستوراتی تحت عنوان شریعت اسلام به منظور تنظیم مناسبات اجتماعی انسان ارسال شده است. مطابق با این نگاه، هرچند شریعت اسلام عهده‌دار هدایت تمام جوانب و زوایای زندگی انسان است و آنچیزی که محوریت پیدا می‌کند، سعادت و رستگاری انسان از مجرای عمل به شریعت اسلام است اما محوریت داشتن انسان و سعادت یافتن انسان اسلامی با محوریت داشتن انسان در اندیشه‌های غربی متفاوت است. در اندیشه اسلامی، نگاه به انسان از دو زاویه است که این دو زاویه هر دو مکمل همدیگر هستند. یک زوایه، نگاه اسلام به فرد انسان به عنوان یک موجود دارای عقل و اختیار است که از این زوایه، انسان مخاطب دستورات الهی قرار می‌گیرد و در عین حال به وی شأن و جایگاهی داده می‌شود و متقابلاً مسئولیت حرکت از خودپرستی به سمت خداپرستی بر عهده وی قرار می‌گیرد. یک نگاه دیگر به انسان، به عنوان یک کل و یک مجموعه‌ انسان‌هاست (بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۸۶/۲/۲۵). مطابق با این نگاه، از آنجایی که هدف نهایی رستگاری و سعادت انسان است، لذا انجام وظایف اجتماعی، استقرار عدالت، ایجاد حکومت حق، مبارزه‌ با ظلم، مبارزه‌ با فساد و تحقق جامعه اسلامی جملگی به عنوان مقدماتی قلمداد می‌شوند که می‌بایست هدف نهایی –رشد و تعالی و سعادت انسان- را محقق کنند. تحقق هدف نهایی نیز در گرو آن است که انسان به مثابه موجودی مختار و در عین حال مکلّف و مواجه با هدایت الهی خود را نسبت به سعادت جامعه اسلامی متعهد بداند تا از مجرای آن سعادت انسان اسلامی نیز محقق شود. با این نگاه، مردم‌سالاری و مشارکت مردم در انتخابات و اداره امور جامعه علاوه بر اینکه برای مردم به عنوان یک حق تلقی می‌شود، یک تکلیف نیز به حساب می‌آید؛ چه آنکه همه‌ مردم در امر حکومت مسئول هستند و صلاح و فساد کشور و حکومت، با یکایک انسان‌ها ارتباط دارد. (بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۳۸۹/۹/۱۰) با امعان نظر به مطالب مذکور این مطلب مشخص شد که نوع جهان‌بینی و نسبت انسان با جهان هستی و محوریت داشتن انسان در اندیشه اسلامی با اندیشه غربی آثار متفاوتی را هم به دنبال خواهد داشت. از جمله تفاوتی‌ که میان این دو نگاه حاکم است آن است که در مواردی که مراجعه به رأی و اراده مردم لازم است، حکومت اسلامی مبتنی بر تعهدی الهی ملزم به رجوع به آراء و نظرات مردم است (بیانات در مراسم سیزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۱/۳/۱۴) و در مقابل نیز مردم مبتنی بر همان تعهد الهی برای حضور در انتخابات احساس تکلیف دینی می‌نمایند (بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری، ۱۳۸۴/۵/۱۲).  اما در انتخابات برآمده از دموکراسی آنچه حکومت را مجاب به انجام آن می‌نماید، یک قرارداد عرفی است که تمرّد از آن قابل توجیه و به راحتی قابل نقض است (بیانات در مراسم سیزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۱/۳/۱۴) و از همین روی مردم نیز برای شرکت در آن احساس تکلیف نمی‌نمایند که همین امر باعث شده است در برخی از نظام‌های حقوقی برای عدم شرکت در انتخابات نیز مجازات وضع نمایند. تفاوت دیگر آن است که در نظریه مردم‌سالاری دینی، اگر کسی توانست در انتخابات به شیوه‌ای نظر مردم را جلب کند که بناحق نگاهشان به وی متوجه باشد - مثلاً ارزشی که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأی بدهند - در منطق مردم‌سالاری دینی او حقی ندارد، در حالی که این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایه‌ لیبرالیسم غربی است، کاملاً پذیرفته شده است (بیانات در دیدار اساتید دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۲/۲/۲۲). 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61914 #ديگران__يادداشت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 598 Views 0 önizleme
  • حق‌الناس انگاری آراء مردم در مرحله رسیدگی به صلاحیت داوطلبان


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «انتخابات حقّ‌النّاس است؛ این حقّ‌النّاس امر مهمّی است. خب در زبانها هم زیاد تکرار میشود که فلانی گفته انتخابات حقّ‌النّاس است و حقّ‌النّاس است و مدام تکرار میشود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّ‌النّاس برسیم. معنای حقّ‌النّاس بودن این نیست که فقط آن کسی که پای صندوق نشسته است باید این حقّ‌النّاس را رعایت کند که مثلاً فرض کنید آراء را عوضی نخواند یا کم و زیاد نکند؛ این یکی از مصادیق رعایت حقّ‌النّاس است.» ۱۳۹۴/۱۰/۱۴
    آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است.
    به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» و ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی» در این یادداشت حق الناس بودن رأی مردم در انتخابات را بررسی کرده است.

     مفهوم «حق‌الناس»، که از مفاهیم فقهی است در ابتدا منحصراً در حوزه شخصی بوده و در دوران پس از انقلاب اسلامی با چرخشی مفهومی، وارد عرصه عمومی و سیاسی شد. با تطور گفتمان حقوقی در دوران معاصر، کاربرد حق‌الناس از حوزه‌های خصوصی مانند مالکیت و روابط خانوادگی و روابط اجتماعی میان مردم فراتر رفته و به عرصه‌های عمومی مانند تعیین سرنوشت سیاسی و فرآیندهای انتخاباتی گسترش یافت. در این راستا، آراء مردم در انتخابات می‌تواند به عنوان مصداقی از حق‌الناس تلقی شود که نیازمند صیانت در ساحات قانونگذاری، نظارت و اجرا است.

    این یادداشت با تمرکز بر سیاست‌های کلی انتخابات ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب و همچنین بیانات ایشان، به بررسی حق‌الناس انگاری آراء مردم در فرایند رسیدگی به صلاحیت داوطلبان می‌پردازد. رهبر انقلاب در این رابطه می‌فرمایند: «من از دست‌اندرکاران انتخابات - هم مجریان و هم ناظران - جداً و موکداً درخواست می‌کنم که از آراء مردم حفاظت کنند. آراء مردم امانتی است در دست آنها و بدون هیچ‌گونه جانبداری و دخالت دادن امیال خودشان، رأی مردم را بگیرند و آن‌چنان که هست، بخوانند و ثبت کنند و سپس اعلام کنند.» ۱۳۸۴/۰۴/۰۳ همچنین ایشان ذکر می‌کنند: «من به این حضرات محترمی که مسئولان صندوق‌ها و مسئولان بازشماری و قرائت آراء هستند، یک توصیه دارم و آن این است که بدانند رأی مردم امانتی است دست آنها و حقّ‌النّاس است؛ یعنی حفظ امانت در این مسئله، حقّ‌النّاس است.» ۱۳۹۲/۰۳/۲۴ از سوی دیگر سیاست‌های کلی انتخابات، که در سال ۱۳۹۵ ابلاغ شد، بر اصول کلیدی مانند شفافیت، سلامت، مشارکت حداکثری و نظارت مؤثر تأکید دارد و می‌تواند چارچوبی برای بازتعریف نقش آراء مردم در نظام حقوقی ایران به خصوص در مرحله رسیدگی به صلاحیت داوطلبان، فراهم آورد. بند ۱۵ این سیاست‌ها تأکید دارد بر: «پاسداری از آزادی و سلامت انتخابات و حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس در قانون‌گذاری، نظارت و اجرا و نیز رعایت کامل بی‌طرفی از سوی مجریان و ناظران و برخورد مؤثر با خاطیان»

    اهمیت موضوع حق‌الناس از آنجاست که در ادبیات فقهی و حقوقی، حق‌الناس به عنوان حقی که اولویت بر حق‌الله دارد، می‌تواند مبنایی برای تحقق بهتر آرمان عدالت و جمهوریت و جلوگیری از هرگونه تحدید و تبعیض ناروا در مسیر انتخابات باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحقق کامل حق‌الناس، مستلزم رعایت نکاتی از جمله قانون‌مداری و استقلال نهاد ناظر، تعیین دقیق و شفاف معیارها، ایجاد سازوکارهای نظام‌مند و اطمینان‌بخش، نظارت درونی بر شبکه ناظران و الزام به پاسخگویی مکتوب است.

    رهبر انقلاب از سال ۱۳۹۲ با تعبیر رأی مردم امانت و حق‌الناس است، این مفهوم را به عرصه انتخابات وارد کردند و در بیانات متعدد ابعاد آن را تبیین نمودند. ایشان رد صلاحیت فرد صالح یا تأیید فرد فاقد صلاحیت را تضییع حق‌الناس دانسته و بر احراز عرفی به‌جای یقین شرعی تأکید کردند تا فرآیند از سلیقه‌گرایی مصون بماند. سیاست‌های کلی انتخابات نیز با الزام به صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس و شفافیت معیارها و پاسخگویی مکتوب، چارچوب حقوقی این مفهوم را تثبیت کرد. این تطور، حق‌الناس را از یک قاعده فردی به اصلی حاکمیتی ارتقا داد که نظارت استصوابی شورای نگهبان را ذیل آن توسعه داده و با نگاهی فقهی ارتقاء می‌دهد.

    در فرآیند رسیدگی به صلاحیت، قانون‌مداری و استقلال نهاد ناظر سنگ بناست و هرگونه فشار سیاسی یا جناحی تهدیدی برای قانون‌مداری به مثابه بایسته‌ حق‌الناس انگاری آراء مردم  است. همچنین برای تحقق این بایسته، یعنی قانون‌مداری در فرآیند رسیدگی به صلاحیت‌ها باید معیارهای عمومی و اختصاصی باید با شاخص‌های عینی مانند ترک محرمات و سلامت اخلاقی-اقتصادی تدقیق شوند تا از تفسیر موسع یا مضیق جلوگیری شود. سازوکارهای شفاف و زمان‌بندی‌شده همراه با حق دفاع داوطلب و پاسخگویی مکتوب نیز بایسته دیگریست که اعتماد عمومی را جلب کرده و از جریان‌سازی‌های رسانه‌ای ممانعت می‌کند.

    حق‌الناس انگاری آراء مردم یک منطق کارآمد برای ارتقای نظام انتخاباتی است که تحقق کامل آن به تقویت رکن جمهوریت و همچنین عدالت‌محوری نظام منجر خواهد شد. اجرای کامل بایسته‌های آن یعنی قانون‌مداری، استقلال، شفافیت، و پاسخگویی، نه‌تنها از تضییع حقوق داوطلبان و رأی‌دهندگان جلوگیری می‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و مردم‌سالاری دینی را به الگویی کارآمد تبدیل می‌نماید. حق‌الناس انگاشتن آراء مردم، با بایسته‌هایی که منجر به اصلاحات عملی مانند تدوین شاخص‌های عینی و تقویم انتخاباتی مدون می‌شود، ظرفیت فقه شیعه را برای پاسخگویی به چالش‌های مدرن اثبات می‌کند و مبنایی ارزشمند برای سیاست‌گذاری انتخاباتی ارائه می‌دهد.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61916

    #ديگران__يادداشت
    📰 حق‌الناس انگاری آراء مردم در مرحله رسیدگی به صلاحیت داوطلبان  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «انتخابات حقّ‌النّاس است؛ این حقّ‌النّاس امر مهمّی است. خب در زبانها هم زیاد تکرار میشود که فلانی گفته انتخابات حقّ‌النّاس است و حقّ‌النّاس است و مدام تکرار میشود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّ‌النّاس برسیم. معنای حقّ‌النّاس بودن این نیست که فقط آن کسی که پای صندوق نشسته است باید این حقّ‌النّاس را رعایت کند که مثلاً فرض کنید آراء را عوضی نخواند یا کم و زیاد نکند؛ این یکی از مصادیق رعایت حقّ‌النّاس است.» ۱۳۹۴/۱۰/۱۴ آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است. به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» و ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی» در این یادداشت حق الناس بودن رأی مردم در انتخابات را بررسی کرده است.  مفهوم «حق‌الناس»، که از مفاهیم فقهی است در ابتدا منحصراً در حوزه شخصی بوده و در دوران پس از انقلاب اسلامی با چرخشی مفهومی، وارد عرصه عمومی و سیاسی شد. با تطور گفتمان حقوقی در دوران معاصر، کاربرد حق‌الناس از حوزه‌های خصوصی مانند مالکیت و روابط خانوادگی و روابط اجتماعی میان مردم فراتر رفته و به عرصه‌های عمومی مانند تعیین سرنوشت سیاسی و فرآیندهای انتخاباتی گسترش یافت. در این راستا، آراء مردم در انتخابات می‌تواند به عنوان مصداقی از حق‌الناس تلقی شود که نیازمند صیانت در ساحات قانونگذاری، نظارت و اجرا است. این یادداشت با تمرکز بر سیاست‌های کلی انتخابات ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب و همچنین بیانات ایشان، به بررسی حق‌الناس انگاری آراء مردم در فرایند رسیدگی به صلاحیت داوطلبان می‌پردازد. رهبر انقلاب در این رابطه می‌فرمایند: «من از دست‌اندرکاران انتخابات - هم مجریان و هم ناظران - جداً و موکداً درخواست می‌کنم که از آراء مردم حفاظت کنند. آراء مردم امانتی است در دست آنها و بدون هیچ‌گونه جانبداری و دخالت دادن امیال خودشان، رأی مردم را بگیرند و آن‌چنان که هست، بخوانند و ثبت کنند و سپس اعلام کنند.» ۱۳۸۴/۰۴/۰۳ همچنین ایشان ذکر می‌کنند: «من به این حضرات محترمی که مسئولان صندوق‌ها و مسئولان بازشماری و قرائت آراء هستند، یک توصیه دارم و آن این است که بدانند رأی مردم امانتی است دست آنها و حقّ‌النّاس است؛ یعنی حفظ امانت در این مسئله، حقّ‌النّاس است.» ۱۳۹۲/۰۳/۲۴ از سوی دیگر سیاست‌های کلی انتخابات، که در سال ۱۳۹۵ ابلاغ شد، بر اصول کلیدی مانند شفافیت، سلامت، مشارکت حداکثری و نظارت مؤثر تأکید دارد و می‌تواند چارچوبی برای بازتعریف نقش آراء مردم در نظام حقوقی ایران به خصوص در مرحله رسیدگی به صلاحیت داوطلبان، فراهم آورد. بند ۱۵ این سیاست‌ها تأکید دارد بر: «پاسداری از آزادی و سلامت انتخابات و حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس در قانون‌گذاری، نظارت و اجرا و نیز رعایت کامل بی‌طرفی از سوی مجریان و ناظران و برخورد مؤثر با خاطیان» اهمیت موضوع حق‌الناس از آنجاست که در ادبیات فقهی و حقوقی، حق‌الناس به عنوان حقی که اولویت بر حق‌الله دارد، می‌تواند مبنایی برای تحقق بهتر آرمان عدالت و جمهوریت و جلوگیری از هرگونه تحدید و تبعیض ناروا در مسیر انتخابات باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحقق کامل حق‌الناس، مستلزم رعایت نکاتی از جمله قانون‌مداری و استقلال نهاد ناظر، تعیین دقیق و شفاف معیارها، ایجاد سازوکارهای نظام‌مند و اطمینان‌بخش، نظارت درونی بر شبکه ناظران و الزام به پاسخگویی مکتوب است. رهبر انقلاب از سال ۱۳۹۲ با تعبیر رأی مردم امانت و حق‌الناس است، این مفهوم را به عرصه انتخابات وارد کردند و در بیانات متعدد ابعاد آن را تبیین نمودند. ایشان رد صلاحیت فرد صالح یا تأیید فرد فاقد صلاحیت را تضییع حق‌الناس دانسته و بر احراز عرفی به‌جای یقین شرعی تأکید کردند تا فرآیند از سلیقه‌گرایی مصون بماند. سیاست‌های کلی انتخابات نیز با الزام به صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس و شفافیت معیارها و پاسخگویی مکتوب، چارچوب حقوقی این مفهوم را تثبیت کرد. این تطور، حق‌الناس را از یک قاعده فردی به اصلی حاکمیتی ارتقا داد که نظارت استصوابی شورای نگهبان را ذیل آن توسعه داده و با نگاهی فقهی ارتقاء می‌دهد. در فرآیند رسیدگی به صلاحیت، قانون‌مداری و استقلال نهاد ناظر سنگ بناست و هرگونه فشار سیاسی یا جناحی تهدیدی برای قانون‌مداری به مثابه بایسته‌ حق‌الناس انگاری آراء مردم  است. همچنین برای تحقق این بایسته، یعنی قانون‌مداری در فرآیند رسیدگی به صلاحیت‌ها باید معیارهای عمومی و اختصاصی باید با شاخص‌های عینی مانند ترک محرمات و سلامت اخلاقی-اقتصادی تدقیق شوند تا از تفسیر موسع یا مضیق جلوگیری شود. سازوکارهای شفاف و زمان‌بندی‌شده همراه با حق دفاع داوطلب و پاسخگویی مکتوب نیز بایسته دیگریست که اعتماد عمومی را جلب کرده و از جریان‌سازی‌های رسانه‌ای ممانعت می‌کند. حق‌الناس انگاری آراء مردم یک منطق کارآمد برای ارتقای نظام انتخاباتی است که تحقق کامل آن به تقویت رکن جمهوریت و همچنین عدالت‌محوری نظام منجر خواهد شد. اجرای کامل بایسته‌های آن یعنی قانون‌مداری، استقلال، شفافیت، و پاسخگویی، نه‌تنها از تضییع حقوق داوطلبان و رأی‌دهندگان جلوگیری می‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و مردم‌سالاری دینی را به الگویی کارآمد تبدیل می‌نماید. حق‌الناس انگاشتن آراء مردم، با بایسته‌هایی که منجر به اصلاحات عملی مانند تدوین شاخص‌های عینی و تقویم انتخاباتی مدون می‌شود، ظرفیت فقه شیعه را برای پاسخگویی به چالش‌های مدرن اثبات می‌کند و مبنایی ارزشمند برای سیاست‌گذاری انتخاباتی ارائه می‌دهد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61916 #ديگران__يادداشت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 543 Views 0 önizleme
  • حقوق ملت و تمدن اسلامی


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «یکی از وظایف قوّه‌ی قضائیّه تأمین آزادی‌های مشروع است. خیلی دقیق نوشته‌اند؛ آزادی مطلق نیست، آزادی مشروع. آزادی مشروع همان است که شرع اجازه میدهد. قانون اساسی این است. در ذیل حکم شرع، آزادی‌های مردم باید تأمین بشود. خب، دستگاه‌های قدرت به طور طبیعی در یک مواردی دچار معارضه میشوند؛ چه کسی باید در این زمینه به داد مردم برسد؟ قوّه‌ی قضائیّه؛ یعنی یکی از کارهای مهمّ قوّه‌ی قضائیّه همین است.» ۱۴۰۲/۰۴/۰۶
    آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است.
    به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در ادامه مطالب پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» در یادداشتی به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به بررسی حقوق ملت و آزادی‌های مشروع در ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی» پرداخته است.
      
     حقوق و آزادی‌های مشروع در اندیشه اسلامی جایگاهی ریشه‌دار و الهی دارند. در نگاه اسلام، انسان موجودی مکرم و دارای استعدادهای الهی است و از این­رو، برخورداری او از حقوق و آزادی‌های مشروع نه از سر لطف حکومت‌ها، بلکه ناشی از خلقت و اراده‌ی الهی است. قرآن کریم با بیان «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»(۱) بر کرامت ذاتی انسان تأکید می‌کند و این کرامت، مبنای حق و آزادی مشروع در جامعه اسلامی است. اسلام، آزادی را امری مطلق و بی‌حد نمی‌داند، بلکه آن را در چارچوب عبودیت و عدالت تعریف می‌کند. از نگاه توحیدی، انسان آزاد است تا در مسیر حق گام بردارد و از بندگی غیر خدا رهایی یابد. بنابراین، آزادی در اسلام به معنای رهایی از هوا و هوس و سلطه‌ی باطل است، نه رهایی از ارزش‌های الهی و اخلاقی. به همین دلیل، آزادی مشروع با عبودیت خداوند و مسئولیت در قبال تکالیف الهی همراه است که مرز آن را شریعت الهی و احکام خداوند مشخص می‌کند. رعایت حقوق و آزادی‌های مشروع در نظام اسلامی، ضامن عدالت اجتماعی و مانع از استبداد است. در حکومت اسلامی، حاکمیت از آنِ خداست و انسان‌ها در پرتو قانون الهی و عقل جمعی، صاحب حق مشارکت، اظهار نظر و دفاع از کرامت خویش‌اند. امام علی علیه­‌السلام در نهج‌البلاغه بر این اصل تأکید می‌کنند که: «لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً»؛ که مبتنی بر آن، انسان نباید بندگی غیر خدا را بپذیرد.(۲) بنابراین، حقوق و آزادی‌های مشروع در اسلام نه تقلیدی از نظام‌های غربی، بلکه ریشه‌دار در وحی، عقل و فطرت انسانی است و پاسداری از آن، بخشی از وظیفه‌ی دینی و اجتماعی هر مسلمان به شمار می‌آید.

    در اندیشه حقوق عمومی غرب مدرن، رابطه‌ی میان حکومت و مردم بر اساس دوگانگی و تعارض شکل گرفته است. دولت در مقام قدرت حاکم و مردم در مقام صاحبان حق قرار دارند؛ لذا فلسفه‌ی حقوق عمومی در غرب بر «تحدید قدرت حکومت» و «تضمین آزادی‌های فردی» استوار است. این دیدگاه ریشه در تجربه‌های تاریخی استبداد، کلیسای قرون وسطی و فلسفه قرارداد اجتماعی دارد؛ جایی که انسان، منشأ حق و قانون تلقی می‌شود. اما در منظومه فکری اسلام، چنین تقابلی اساساً وجود ندارد؛ زیرا هم حکومت و هم حقوق انسان، هر دو از منشأ واحدی یعنی اراده الهی سرچشمه می‌گیرند. از این­رو است که حکومت و حقوق مردم هر دو «جعل الله» بوده و هر دو ماهیت یکسان و حقوق بشری دارند. تفصیل آنکه، در نگاه قرآن، خداوند خالق و شارع است؛ «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ».(۳) آیة مذکور، بنیان فلسفه‌ی سیاسی اسلام را بیان می‌کند؛ بدین معنا که منشأ حاکمیت، جعل الهی است. از سوی دیگر، حقوق بشر نیز در اسلام محصول اراده الهی است؛ زیرا انسان حامل کرامت خداوندی است. بدین‌ترتیب، هم حاکمیت و هم حق، هر دو در مدار توحید قرار دارند و نه در تقابل با یکدیگر.

    در این چارچوب، حکومت اسلامی وظیفه دارد در جهت تحقق اراده الهی و حفظ کرامت انسان عمل کند، نه اینکه قدرت را در برابر مردم به کار گیرد. امیر المؤمنین علی علیه­‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «إنّ الله فرض على الأئمة العدل، و على الرعیة الطاعة»؛ یعنی عدالت و اطاعت دو روی یک حقیقت‌اند که هر دو از فرمان الهی سرچشمه می‌گیرند. بر این اساس، رابطه‌ی حکومت و مردم در اسلام، نه رقابتی، بلکه تعاملی و تکاملی است؛ حکومت امانت‌دار حقوق مردم است و مردم نیز یاران و ناصحان حکومت در مسیر اقامه‌ی قسط‌اند؛ دقیقاً همانی که آیة شریفه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا... لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(۴) رهنمون آن است.

    از منظر اسلامی، تحدید قدرت به معنای کنترل حکومت در برابر مردم نیست، بلکه به معنای مقید کردن حاکم به حدود الهی است. حاکم اسلامی نمی‌تواند از چارچوب شریعت تجاوز کند؛ چراکه مشروعیت او در گرو التزام به قانون الهی است. از این منظر، حاکمیت نیز امانتی الهی است که نباید مورد طمع زورمندان قرار گیرد و لقمه‌­ای آماده تلقی شود؛ بلکه باید مسئولیتی الهی و تکلیفی از سوی باری تعالی انگاشته شود. این مضمون صریح فرمایش امیر المؤمنین علی علیه‌­السلام در نامه­‌ای به یکی از فرمانداران خویش است، آنجا که می‌فرمایند: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَکَ».(۵) به همین دلیل، آزادی در اسلام نیز در راستای عبودیت و عدالت تعریف می‌شود. انسان آزاد است، اما آزادی او در جهت کمال و رشد اخلاقی معنا می‌یابد. از نگاه قرآن، «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»(۶) اصل آزادی انتخاب را تثبیت می‌کند، اما این آزادی از محدوده‌ی عبودیت، کرامت انسانی و عدالت خارج نمی‌شود. در نتیجه آنچه ارائه شد در اندیشه اسلامی، حکومت و حقوق بشر دو قطب متقابل نیستند، بلکه هر دو تجلی اراده خداوند در تنظیم حیات انسانی‌اند. اگر در غرب، حقوق بشر ابزار کنترل قدرت است، در اسلام، حکومت خود پاسدار و مظهر حقوق الهی انسان است. این هماهنگی ذاتی میان حاکمیت و حقوق بشر، نقطه‌ی تمایز اساسی نظام اسلامی از نظام‌های سکولار مدرن است؛ نظامی که در آن، عدالت، کرامت و آزادی نه از اراده‌ی بشر، بلکه از توحید سرچشمه می‌گیرند.

    در مباحث حقوق عمومی، «حقوق ملّت و آزادی­های مشروع» معمولاً در چارچوب نظام سیاسی و رابطه دولت و مردم مورد بررسی قرار می‌گیرد. این نوع نگاه، هرچند برای تنظیم مناسبات سیاسی ضروری است، اما در سطح ساختاری و حقوقی باقی می‌ماند و کمتر به بسترهای فرهنگی، تاریخی و تمدنی توجه دارد. در حالی‌که حقوق ملّت و آزادی­های مشروع، صرفاً مجموعه‌ای از قواعد قانونی نیست، بلکه بخشی از منظومه کلان تمدنی هر جامعه به شمار می‌آید که ریشه در جهان‌بینی، نظام ارزشی و غایت‌شناسی آن دارد. رویکرد تمدنی به حقوق ملّت، به جای تمرکز صرف بر ساختار قدرت یا محدودسازی حکومت، به دنبال فهم جایگاه انسان، جامعه و حکومت در نظام معنایی و تاریخی تمدن است. از این منظر، آزادی‌های مشروع و حقوق آحاد مردم نه فقط ابزار تنظیم قدرت، بلکه عناصر هویت‌ساز و تمدن‌ساز تلقی می‌شوند. تفاوت اساسی این نگاه با رویکرد صرفاً حقوقی در آن است که تمدن، به عنوان بستر شکل‌گیری ارزش‌ها و مقاصد اجتماعی، مبنای تفسیر و تحقق حقوق ملّت قرار می‌گیرد. این نگاه تمدنی به حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، مبتنی بر ادله و مبانی‌ای است که در ادامه به اختصار تبیین می‌شود؛ ادله‌ای که ضرورت بازاندیشی در مفهوم حقوق ملّت و تفسیر آن از منظر تمدنی، به‌ویژه در چارچوب اندیشه و غایات تمدن اسلامی را آشکار می‌سازد.

    دلیل نخستِ ضرورت بررسی حقوق ملّت از منظر تمدنی، چند ضلعی بودن و چند سطحی منظومه حقوق در اندیشه اسلامی است. توضیح آنکه منظومه حقوق در اسلام شامل «حق‌الله»، «حقوق‌الناس عمومی» و «حق‌فردی» است که تنها در بستر تمدن اسلامی به صورت کامل و منسجم قابل تبیین است. ضلع نخست، حق‌الله است؛ یعنی حقوقی که ناظر به رابطه‌ی انسان و خداوند بوده و ریشه در عبودیت و خدامحوری دارد. بر اساس مبانی اسلامی، حق‌الله همان حق خداوند بر بندگان است که در حقیقت بازتاب نظم و اراده‌ی الهی در جامعه‌ی انسانی است. همانگونه سابق بر این بیان شد، قرآن کریم با تأکید بر اختصاص حاکمیت به خداوند،‌ تصریح بر آن دارد که حق تشریع و تعیین حدود، از آنِ خداست و این حق، پایه‌ی همه‌ی حقوق دیگر به شمار می‌آید. ضلع دوم، حقوق‌الناسِ عمومی است؛ یعنی حقوقی که در تعاملات اجتماعی و روابط میان افراد جامعه‌ی اسلامی معنا می‌یابد. این حقوق ناظر به عدالت اجتماعی، امنیت، نظم عمومی و مصالح امت اسلامی است. ضلع سوم، حق فردی است که در این مرتبه، اشتراکاتی میان اسلام و نظام‌های حقوقی غربی وجود دارد؛ مانند حق مالکیت، آزادی انتخاب و مصونیت از تعرض. ترسیم کامل این سه‌ضلعی حقوقی تنها در بستر تمدنی اسلام معنا پیدا می‌کند، زیرا تمدن اسلامی چارچوبی است که در آن، حق فرد، جامعه و خداوند در تعادل قرار می‌گیرند. برای مثال، «حفظ حجاب» نه‌تنها یک تکلیف شرعی، بلکه به‌عنوان حقی برای زن مسلمان در جهت صیانت از کرامت الهی او شناخته می‌شود؛ حقی که علاوه بر بُعد فردی، دارای سویه‌ای تمدنی است، زیرا پاسداری از هویت فرهنگی و اخلاقی امت اسلامی را نیز در بر دارد.

    دلیل دوم برای پیش‌شرط بودن نگاه تمدنی در فهم کامل منظومه حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع آن است که نظریه تمدنی در اندیشه اسلامی، تجلّی‌گاه تلفیق دوگانه‌هاست؛ دوگانه‌هایی که هرکدام در عین تمایز، در نظام توحیدی به سوی وحدت و تعادل سوق داده می‌شوند. تمدن اسلامی به‌جای آنکه میان عقل و ایمان، یا دین و دنیا شکاف ایجاد کند، آن‌ها را در نسبت متقابل و تکاملی قرار می‌دهد. در این چارچوب، عقلانیت در پرتو ایمان معنا می‌یابد و ایمان نیز بدون پشتوانه عقلانیت به خرافه می‌گراید. عدالت و پیشرفت نه در تعارض، بلکه در امتداد یکدیگرند؛ آزادی و بندگی خدا نیز دو روی یک حقیقت‌اند؛ آزادی حقیقی در اندیشه اسلامی، رهایی از سلطه‌ی غیر و تسلیم در برابر حق است. دیگر آنکه دوگانه‌هایی چون ملّت و امت، جمهوریت و اسلامیت نیز در نظریه تمدنی اسلام به وحدت می‌رسند. اسلام نه جمهوریت را نفی می‌کند و نه اسلامیت را فدای مردم‌گرایی می‌سازد؛ بلکه میان حق حاکمیت الهی و نقش اراده مردم توازن برقرار می‌کند. نظریه تمدنی اسلامی، با جمع عقل و ایمان، عدالت و پیشرفت، و آزادی و عبودیت، بنیانی فراهم می‌سازد که در آن حقوق ملّت نه صرفاً قانونی، بلکه تمدنی و الهی معنا می‌یابد و در نتیجه، فهم حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در این منظومه تلفیقی، هم از لحاظ معرفتی توجیه می‌شود و هم از حیث مشروعیت و ضمانت اجرایی، حقانی می‌گردد.

    در جمع‌بندی، می‌توان گفت که قرائت تمدنی، ذات و معناشناسی بحث از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. بدون درک بستر تمدنی، تحلیل حقوق ملّت تنها به سطح قواعد و ساختارهای حقوقی محدود می‌ماند و عمق هویتی، معنوی و تاریخی آن نادیده گرفته می‌شود. در چارچوب تمدن اسلامی، حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع نه امری صرفاً قانونی و قراردادی، بلکه نمود روابط انسانی با خداوند، جامعه و خود فرد است و درک آن بدون رجوع به منظومه تمدنی، ناقص و سطحی خواهد بود. به عبارت دیگر، نگاه تمدنی پیش‌شرط فهم کامل و حقانی حقوق ملّت است. در همین راستا، هر گونه مطالعه یا تبیین حقوق ملّت که از دریچه تمدن عبور نکند، توانایی تبیین ارتباط میان آزادی و بندگی، عدالت و پیشرفت، فرد و جامعه و دین و دنیا را نخواهد داشت. از این­رو، قرائت تمدنی نه تنها روش، بلکه الزام معرفتی و فلسفی است که امکان فهم عمیق، تحقق و ضمانت اجرایی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع را فراهم می‌آورد و آن‌ها را در جایگاه واقعی خود در منظومه‌ی اسلامی مستحکم می‌سازد.

    با توجه به مبانی پیش‌گفته، بررسی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع از منظر حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای نه‌تنها مطلوب، بلکه واجد ضرورتی علمی و تمدنی است. نگاه ایشان به مسئله حقوق ملّت در چارچوبی شکل می‌گیرد که بر پیوند میان شریعت، عقلانیت، عدالت و هویت اسلامی استوار است؛ نگاهی که صرفاً نظری نیست، بلکه در تجربه‌ی عینیِ حکمرانی اسلامی تجسم یافته است. ویژگی ممتاز اندیشه ایشان در آن است که حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع را ذیل گفتمان تمدن اسلامی و در پرتو توحید تفسیر می‌کند؛ به گونه‌ای که آزادی، نه مفهومی رها از ارزش، بلکه «آزادی برخاسته از توحید» است؛ آزادی‌ای که در آن انسان با رهایی از بند سلطه‌های مادی و نفسانی، به بندگی آگاهانه‌ی خداوند می‌رسد. از این منظر، حکومت اسلامی نه محدودکننده آزادی، بلکه سامان‌دهنده و تضمین‌کننده آزادی توحیدی در چارچوب عدالت و کرامت انسانی است. نگاه جامع، نظام‌مند و تمدنی رهبر معظم انقلاب در میان متفکران معاصر اسلامی کم‌نظیر است و هنگامی که این بینش با تجربه‌ی عملی و مدیریتی در عرصه حکمرانی درهم می‌آمیزد، الگویی بی‌بدیل برای فهم و تحقق حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه‌ی اسلامی پدید می‌آورد.

     


    (۱ «به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم» (آیة شریفة ۷۰ سوره مبارکه اسراء)

    (۲ «بنده دیگرى مباش که خداوند، تو را آزاد آفرید» (نامه ۳۱ نهج­البلاغه)

    (۳ «حکم تنها از آن خداست!» (آیه شریفة ۴۰ سوره مبارکه یوسف / آیه شریفه ۵۷ سوره مبارکه انعام)

    (۴ «همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم ... تا مردم به دادگرى برخیزند ...» (آیه شریفه ۲۵ سوره مبارکه حدید)

    (۵ «حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است بر عهده‌ات و از تو خواسته‌اند دستور مافوق خود (خداوند) را رعایت نمایى.» (نامه ۵ نهج­البلاغه به اشعث بن قیس عامل آذربایجان)

    (۶ «اکراهی در دین وجود ندارد.» (آیه شریفه ۲۵۲ سوره مبارکه بقره)


     

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61913

    #ديگران__يادداشت
    📰 حقوق ملت و تمدن اسلامی  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «یکی از وظایف قوّه‌ی قضائیّه تأمین آزادی‌های مشروع است. خیلی دقیق نوشته‌اند؛ آزادی مطلق نیست، آزادی مشروع. آزادی مشروع همان است که شرع اجازه میدهد. قانون اساسی این است. در ذیل حکم شرع، آزادی‌های مردم باید تأمین بشود. خب، دستگاه‌های قدرت به طور طبیعی در یک مواردی دچار معارضه میشوند؛ چه کسی باید در این زمینه به داد مردم برسد؟ قوّه‌ی قضائیّه؛ یعنی یکی از کارهای مهمّ قوّه‌ی قضائیّه همین است.» ۱۴۰۲/۰۴/۰۶ آئین اختتامیه «همایش بین‌المللی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار می‌شود. بازخوانی اندیشه و سیره‌ی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در حوزه‌ی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از اهداف همایش است. به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در ادامه مطالب پرونده «حقوق ملت و آزادی‌های مشروع» در یادداشتی به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به بررسی حقوق ملت و آزادی‌های مشروع در ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی» پرداخته است.     حقوق و آزادی‌های مشروع در اندیشه اسلامی جایگاهی ریشه‌دار و الهی دارند. در نگاه اسلام، انسان موجودی مکرم و دارای استعدادهای الهی است و از این­رو، برخورداری او از حقوق و آزادی‌های مشروع نه از سر لطف حکومت‌ها، بلکه ناشی از خلقت و اراده‌ی الهی است. قرآن کریم با بیان «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»(۱) بر کرامت ذاتی انسان تأکید می‌کند و این کرامت، مبنای حق و آزادی مشروع در جامعه اسلامی است. اسلام، آزادی را امری مطلق و بی‌حد نمی‌داند، بلکه آن را در چارچوب عبودیت و عدالت تعریف می‌کند. از نگاه توحیدی، انسان آزاد است تا در مسیر حق گام بردارد و از بندگی غیر خدا رهایی یابد. بنابراین، آزادی در اسلام به معنای رهایی از هوا و هوس و سلطه‌ی باطل است، نه رهایی از ارزش‌های الهی و اخلاقی. به همین دلیل، آزادی مشروع با عبودیت خداوند و مسئولیت در قبال تکالیف الهی همراه است که مرز آن را شریعت الهی و احکام خداوند مشخص می‌کند. رعایت حقوق و آزادی‌های مشروع در نظام اسلامی، ضامن عدالت اجتماعی و مانع از استبداد است. در حکومت اسلامی، حاکمیت از آنِ خداست و انسان‌ها در پرتو قانون الهی و عقل جمعی، صاحب حق مشارکت، اظهار نظر و دفاع از کرامت خویش‌اند. امام علی علیه­‌السلام در نهج‌البلاغه بر این اصل تأکید می‌کنند که: «لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً»؛ که مبتنی بر آن، انسان نباید بندگی غیر خدا را بپذیرد.(۲) بنابراین، حقوق و آزادی‌های مشروع در اسلام نه تقلیدی از نظام‌های غربی، بلکه ریشه‌دار در وحی، عقل و فطرت انسانی است و پاسداری از آن، بخشی از وظیفه‌ی دینی و اجتماعی هر مسلمان به شمار می‌آید. در اندیشه حقوق عمومی غرب مدرن، رابطه‌ی میان حکومت و مردم بر اساس دوگانگی و تعارض شکل گرفته است. دولت در مقام قدرت حاکم و مردم در مقام صاحبان حق قرار دارند؛ لذا فلسفه‌ی حقوق عمومی در غرب بر «تحدید قدرت حکومت» و «تضمین آزادی‌های فردی» استوار است. این دیدگاه ریشه در تجربه‌های تاریخی استبداد، کلیسای قرون وسطی و فلسفه قرارداد اجتماعی دارد؛ جایی که انسان، منشأ حق و قانون تلقی می‌شود. اما در منظومه فکری اسلام، چنین تقابلی اساساً وجود ندارد؛ زیرا هم حکومت و هم حقوق انسان، هر دو از منشأ واحدی یعنی اراده الهی سرچشمه می‌گیرند. از این­رو است که حکومت و حقوق مردم هر دو «جعل الله» بوده و هر دو ماهیت یکسان و حقوق بشری دارند. تفصیل آنکه، در نگاه قرآن، خداوند خالق و شارع است؛ «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ».(۳) آیة مذکور، بنیان فلسفه‌ی سیاسی اسلام را بیان می‌کند؛ بدین معنا که منشأ حاکمیت، جعل الهی است. از سوی دیگر، حقوق بشر نیز در اسلام محصول اراده الهی است؛ زیرا انسان حامل کرامت خداوندی است. بدین‌ترتیب، هم حاکمیت و هم حق، هر دو در مدار توحید قرار دارند و نه در تقابل با یکدیگر. در این چارچوب، حکومت اسلامی وظیفه دارد در جهت تحقق اراده الهی و حفظ کرامت انسان عمل کند، نه اینکه قدرت را در برابر مردم به کار گیرد. امیر المؤمنین علی علیه­‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «إنّ الله فرض على الأئمة العدل، و على الرعیة الطاعة»؛ یعنی عدالت و اطاعت دو روی یک حقیقت‌اند که هر دو از فرمان الهی سرچشمه می‌گیرند. بر این اساس، رابطه‌ی حکومت و مردم در اسلام، نه رقابتی، بلکه تعاملی و تکاملی است؛ حکومت امانت‌دار حقوق مردم است و مردم نیز یاران و ناصحان حکومت در مسیر اقامه‌ی قسط‌اند؛ دقیقاً همانی که آیة شریفه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا... لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(۴) رهنمون آن است. از منظر اسلامی، تحدید قدرت به معنای کنترل حکومت در برابر مردم نیست، بلکه به معنای مقید کردن حاکم به حدود الهی است. حاکم اسلامی نمی‌تواند از چارچوب شریعت تجاوز کند؛ چراکه مشروعیت او در گرو التزام به قانون الهی است. از این منظر، حاکمیت نیز امانتی الهی است که نباید مورد طمع زورمندان قرار گیرد و لقمه‌­ای آماده تلقی شود؛ بلکه باید مسئولیتی الهی و تکلیفی از سوی باری تعالی انگاشته شود. این مضمون صریح فرمایش امیر المؤمنین علی علیه‌­السلام در نامه­‌ای به یکی از فرمانداران خویش است، آنجا که می‌فرمایند: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَکَ».(۵) به همین دلیل، آزادی در اسلام نیز در راستای عبودیت و عدالت تعریف می‌شود. انسان آزاد است، اما آزادی او در جهت کمال و رشد اخلاقی معنا می‌یابد. از نگاه قرآن، «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»(۶) اصل آزادی انتخاب را تثبیت می‌کند، اما این آزادی از محدوده‌ی عبودیت، کرامت انسانی و عدالت خارج نمی‌شود. در نتیجه آنچه ارائه شد در اندیشه اسلامی، حکومت و حقوق بشر دو قطب متقابل نیستند، بلکه هر دو تجلی اراده خداوند در تنظیم حیات انسانی‌اند. اگر در غرب، حقوق بشر ابزار کنترل قدرت است، در اسلام، حکومت خود پاسدار و مظهر حقوق الهی انسان است. این هماهنگی ذاتی میان حاکمیت و حقوق بشر، نقطه‌ی تمایز اساسی نظام اسلامی از نظام‌های سکولار مدرن است؛ نظامی که در آن، عدالت، کرامت و آزادی نه از اراده‌ی بشر، بلکه از توحید سرچشمه می‌گیرند. در مباحث حقوق عمومی، «حقوق ملّت و آزادی­های مشروع» معمولاً در چارچوب نظام سیاسی و رابطه دولت و مردم مورد بررسی قرار می‌گیرد. این نوع نگاه، هرچند برای تنظیم مناسبات سیاسی ضروری است، اما در سطح ساختاری و حقوقی باقی می‌ماند و کمتر به بسترهای فرهنگی، تاریخی و تمدنی توجه دارد. در حالی‌که حقوق ملّت و آزادی­های مشروع، صرفاً مجموعه‌ای از قواعد قانونی نیست، بلکه بخشی از منظومه کلان تمدنی هر جامعه به شمار می‌آید که ریشه در جهان‌بینی، نظام ارزشی و غایت‌شناسی آن دارد. رویکرد تمدنی به حقوق ملّت، به جای تمرکز صرف بر ساختار قدرت یا محدودسازی حکومت، به دنبال فهم جایگاه انسان، جامعه و حکومت در نظام معنایی و تاریخی تمدن است. از این منظر، آزادی‌های مشروع و حقوق آحاد مردم نه فقط ابزار تنظیم قدرت، بلکه عناصر هویت‌ساز و تمدن‌ساز تلقی می‌شوند. تفاوت اساسی این نگاه با رویکرد صرفاً حقوقی در آن است که تمدن، به عنوان بستر شکل‌گیری ارزش‌ها و مقاصد اجتماعی، مبنای تفسیر و تحقق حقوق ملّت قرار می‌گیرد. این نگاه تمدنی به حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع، مبتنی بر ادله و مبانی‌ای است که در ادامه به اختصار تبیین می‌شود؛ ادله‌ای که ضرورت بازاندیشی در مفهوم حقوق ملّت و تفسیر آن از منظر تمدنی، به‌ویژه در چارچوب اندیشه و غایات تمدن اسلامی را آشکار می‌سازد. دلیل نخستِ ضرورت بررسی حقوق ملّت از منظر تمدنی، چند ضلعی بودن و چند سطحی منظومه حقوق در اندیشه اسلامی است. توضیح آنکه منظومه حقوق در اسلام شامل «حق‌الله»، «حقوق‌الناس عمومی» و «حق‌فردی» است که تنها در بستر تمدن اسلامی به صورت کامل و منسجم قابل تبیین است. ضلع نخست، حق‌الله است؛ یعنی حقوقی که ناظر به رابطه‌ی انسان و خداوند بوده و ریشه در عبودیت و خدامحوری دارد. بر اساس مبانی اسلامی، حق‌الله همان حق خداوند بر بندگان است که در حقیقت بازتاب نظم و اراده‌ی الهی در جامعه‌ی انسانی است. همانگونه سابق بر این بیان شد، قرآن کریم با تأکید بر اختصاص حاکمیت به خداوند،‌ تصریح بر آن دارد که حق تشریع و تعیین حدود، از آنِ خداست و این حق، پایه‌ی همه‌ی حقوق دیگر به شمار می‌آید. ضلع دوم، حقوق‌الناسِ عمومی است؛ یعنی حقوقی که در تعاملات اجتماعی و روابط میان افراد جامعه‌ی اسلامی معنا می‌یابد. این حقوق ناظر به عدالت اجتماعی، امنیت، نظم عمومی و مصالح امت اسلامی است. ضلع سوم، حق فردی است که در این مرتبه، اشتراکاتی میان اسلام و نظام‌های حقوقی غربی وجود دارد؛ مانند حق مالکیت، آزادی انتخاب و مصونیت از تعرض. ترسیم کامل این سه‌ضلعی حقوقی تنها در بستر تمدنی اسلام معنا پیدا می‌کند، زیرا تمدن اسلامی چارچوبی است که در آن، حق فرد، جامعه و خداوند در تعادل قرار می‌گیرند. برای مثال، «حفظ حجاب» نه‌تنها یک تکلیف شرعی، بلکه به‌عنوان حقی برای زن مسلمان در جهت صیانت از کرامت الهی او شناخته می‌شود؛ حقی که علاوه بر بُعد فردی، دارای سویه‌ای تمدنی است، زیرا پاسداری از هویت فرهنگی و اخلاقی امت اسلامی را نیز در بر دارد. دلیل دوم برای پیش‌شرط بودن نگاه تمدنی در فهم کامل منظومه حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع آن است که نظریه تمدنی در اندیشه اسلامی، تجلّی‌گاه تلفیق دوگانه‌هاست؛ دوگانه‌هایی که هرکدام در عین تمایز، در نظام توحیدی به سوی وحدت و تعادل سوق داده می‌شوند. تمدن اسلامی به‌جای آنکه میان عقل و ایمان، یا دین و دنیا شکاف ایجاد کند، آن‌ها را در نسبت متقابل و تکاملی قرار می‌دهد. در این چارچوب، عقلانیت در پرتو ایمان معنا می‌یابد و ایمان نیز بدون پشتوانه عقلانیت به خرافه می‌گراید. عدالت و پیشرفت نه در تعارض، بلکه در امتداد یکدیگرند؛ آزادی و بندگی خدا نیز دو روی یک حقیقت‌اند؛ آزادی حقیقی در اندیشه اسلامی، رهایی از سلطه‌ی غیر و تسلیم در برابر حق است. دیگر آنکه دوگانه‌هایی چون ملّت و امت، جمهوریت و اسلامیت نیز در نظریه تمدنی اسلام به وحدت می‌رسند. اسلام نه جمهوریت را نفی می‌کند و نه اسلامیت را فدای مردم‌گرایی می‌سازد؛ بلکه میان حق حاکمیت الهی و نقش اراده مردم توازن برقرار می‌کند. نظریه تمدنی اسلامی، با جمع عقل و ایمان، عدالت و پیشرفت، و آزادی و عبودیت، بنیانی فراهم می‌سازد که در آن حقوق ملّت نه صرفاً قانونی، بلکه تمدنی و الهی معنا می‌یابد و در نتیجه، فهم حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در این منظومه تلفیقی، هم از لحاظ معرفتی توجیه می‌شود و هم از حیث مشروعیت و ضمانت اجرایی، حقانی می‌گردد. در جمع‌بندی، می‌توان گفت که قرائت تمدنی، ذات و معناشناسی بحث از حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. بدون درک بستر تمدنی، تحلیل حقوق ملّت تنها به سطح قواعد و ساختارهای حقوقی محدود می‌ماند و عمق هویتی، معنوی و تاریخی آن نادیده گرفته می‌شود. در چارچوب تمدن اسلامی، حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع نه امری صرفاً قانونی و قراردادی، بلکه نمود روابط انسانی با خداوند، جامعه و خود فرد است و درک آن بدون رجوع به منظومه تمدنی، ناقص و سطحی خواهد بود. به عبارت دیگر، نگاه تمدنی پیش‌شرط فهم کامل و حقانی حقوق ملّت است. در همین راستا، هر گونه مطالعه یا تبیین حقوق ملّت که از دریچه تمدن عبور نکند، توانایی تبیین ارتباط میان آزادی و بندگی، عدالت و پیشرفت، فرد و جامعه و دین و دنیا را نخواهد داشت. از این­رو، قرائت تمدنی نه تنها روش، بلکه الزام معرفتی و فلسفی است که امکان فهم عمیق، تحقق و ضمانت اجرایی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع را فراهم می‌آورد و آن‌ها را در جایگاه واقعی خود در منظومه‌ی اسلامی مستحکم می‌سازد. با توجه به مبانی پیش‌گفته، بررسی حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع از منظر حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای نه‌تنها مطلوب، بلکه واجد ضرورتی علمی و تمدنی است. نگاه ایشان به مسئله حقوق ملّت در چارچوبی شکل می‌گیرد که بر پیوند میان شریعت، عقلانیت، عدالت و هویت اسلامی استوار است؛ نگاهی که صرفاً نظری نیست، بلکه در تجربه‌ی عینیِ حکمرانی اسلامی تجسم یافته است. ویژگی ممتاز اندیشه ایشان در آن است که حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع را ذیل گفتمان تمدن اسلامی و در پرتو توحید تفسیر می‌کند؛ به گونه‌ای که آزادی، نه مفهومی رها از ارزش، بلکه «آزادی برخاسته از توحید» است؛ آزادی‌ای که در آن انسان با رهایی از بند سلطه‌های مادی و نفسانی، به بندگی آگاهانه‌ی خداوند می‌رسد. از این منظر، حکومت اسلامی نه محدودکننده آزادی، بلکه سامان‌دهنده و تضمین‌کننده آزادی توحیدی در چارچوب عدالت و کرامت انسانی است. نگاه جامع، نظام‌مند و تمدنی رهبر معظم انقلاب در میان متفکران معاصر اسلامی کم‌نظیر است و هنگامی که این بینش با تجربه‌ی عملی و مدیریتی در عرصه حکمرانی درهم می‌آمیزد، الگویی بی‌بدیل برای فهم و تحقق حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع در منظومه‌ی اسلامی پدید می‌آورد.   (۱ «به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم» (آیة شریفة ۷۰ سوره مبارکه اسراء) (۲ «بنده دیگرى مباش که خداوند، تو را آزاد آفرید» (نامه ۳۱ نهج­البلاغه) (۳ «حکم تنها از آن خداست!» (آیه شریفة ۴۰ سوره مبارکه یوسف / آیه شریفه ۵۷ سوره مبارکه انعام) (۴ «همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم ... تا مردم به دادگرى برخیزند ...» (آیه شریفه ۲۵ سوره مبارکه حدید) (۵ «حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است بر عهده‌ات و از تو خواسته‌اند دستور مافوق خود (خداوند) را رعایت نمایى.» (نامه ۵ نهج­البلاغه به اشعث بن قیس عامل آذربایجان) (۶ «اکراهی در دین وجود ندارد.» (آیه شریفه ۲۵۲ سوره مبارکه بقره)   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61913 #ديگران__يادداشت
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 831 Views 0 önizleme
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com