• زن، گل خانه است



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62008

    #عکس_پوستری
    📰 زن، گل خانه است 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62008 #عکس_پوستری
    0 Commenti 0 condivisioni 223 Views 0 Anteprima
  • پادپخش رادیو نگار | ۵۸. بانک‌ها و تأمین مالی تولید: چالش‌ها و راه‌حل‌ها


     در گفت‌وگوی این قسمت، جناب آقای مصطفی حبیب‌الله، کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس، به تحلیل نقشی که بانک‌ها می‌توانند در تأمین مالی تولید ایفا کنند، پرداخته‌اند. ایشان در پاسخ به سؤالاتی کلیدی، ویژگی‌های ترازنامه یک بانکِ در خدمت تولید را تشریح کرده و چالش‌های موجود در این مسیر را تحلیل کرده‌اند.

    تأکید بر اهمیت سرمایه‌گذاری در بخش تولید به‌عنوان یک مأموریت اساسی برای نظام بانکی، نحوه تخصیص منابع بانک‌ها و چگونگی هدایت آنها به سمت سرمایه‌گذاری‌ از موضوعات مهمی بود که در این گفت‌وگو به آنها پرداخته شد.

    همچنین ایشان به دلایل عدم تمایل بانک‌ها به تأمین مالی پروژه‌های تولیدی اشاره کرده و به‌طور خاص بر مشکلاتی چون ناترازی بانک‌ها و جذابیت‌های بازارهای رقیب (مثل ارز و مسکن) که منابع را از تولید منحرف می‌کند، تمرکز دارند.

    رادیو نگار در این قسمت با تحلیل و بررسی دقیق، به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد که چرا بانک‌ها تمایل یا توانایی لازم برای تأمین مالی تولید را ندارند و چه راهکارهایی می‌تواند به بهبود این وضعیت کمک کند.

    برای تحلیل این موضوعات با قسمت پنجاه‌وششم رادیونگار همراه باشید.

    رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند.

    رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد.

    برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... .

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62007

    #صوت
    📰 پادپخش رادیو نگار | ۵۸. بانک‌ها و تأمین مالی تولید: چالش‌ها و راه‌حل‌ها  در گفت‌وگوی این قسمت، جناب آقای مصطفی حبیب‌الله، کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس، به تحلیل نقشی که بانک‌ها می‌توانند در تأمین مالی تولید ایفا کنند، پرداخته‌اند. ایشان در پاسخ به سؤالاتی کلیدی، ویژگی‌های ترازنامه یک بانکِ در خدمت تولید را تشریح کرده و چالش‌های موجود در این مسیر را تحلیل کرده‌اند. تأکید بر اهمیت سرمایه‌گذاری در بخش تولید به‌عنوان یک مأموریت اساسی برای نظام بانکی، نحوه تخصیص منابع بانک‌ها و چگونگی هدایت آنها به سمت سرمایه‌گذاری‌ از موضوعات مهمی بود که در این گفت‌وگو به آنها پرداخته شد. همچنین ایشان به دلایل عدم تمایل بانک‌ها به تأمین مالی پروژه‌های تولیدی اشاره کرده و به‌طور خاص بر مشکلاتی چون ناترازی بانک‌ها و جذابیت‌های بازارهای رقیب (مثل ارز و مسکن) که منابع را از تولید منحرف می‌کند، تمرکز دارند. رادیو نگار در این قسمت با تحلیل و بررسی دقیق، به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد که چرا بانک‌ها تمایل یا توانایی لازم برای تأمین مالی تولید را ندارند و چه راهکارهایی می‌تواند به بهبود این وضعیت کمک کند. برای تحلیل این موضوعات با قسمت پنجاه‌وششم رادیونگار همراه باشید. رادیو اینترنتی نگار، پادپخش ویژه رسانه KHAMENEI.IR است که با هدف ارائه تحلیلی جامع از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع مقدس مردم و نیروهای مسلح کشورمان در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند. رادیو نگار در تلاش است تا در میان حجم انبوه اخبار از زاویه‌ای کلان‌تر به بررسی و تحلیل وقایع و تحولات جاری بپردازد. برای دسترسی به قسمت‌های قبلی، کلیدواژه رادیو اینترنتی نگار را دنبال کنید... . 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62007 #صوت
    0 Commenti 0 condivisioni 81 Views 0 Anteprima
  • آتش‌افروز با نقاب میانجی


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و شصت‌وششمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید محمدرضا ذاکریان تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصت‌وشش



    سرمقاله 



     آتش‌افروز با نقاب میانجی

     وضعیت امروز جنگ اوکراین به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جهانی تبدیل شده است. ازیک‌سو دولت اوکراین با چالش‌ها و مشکلات داخلی قابل توجهی -مثل کمبود نیروی انسانی و پرونده‌های سنگین فساد- روبروست و در سوی دیگر میدان روسیه است که علی‌رغم تلفات و خسارات مختلف، روی زمین دست برتر را دارد.

    این جنگ دو بازیگر مهم و اصلی دیگر نیز دارد. اروپا که این جنگ را جنگی حیاتی و سرنوشت‌ساز برای خود می‌بیند و نسبت به چگونگی پایان آن بسیار حساس و هراسان است. بازیگر دیگر آمریکاست که رفتاری چندگانه و حتی متناقض را می‌توان از سوی آن دید.

    آمریکا امروز خود را میانجی میان دو طرف جنگ معرفی کرده و در ظاهر به دنبال پایان درگیری است اما درعین‌حال از ابتدای جنگ در کنار اوکراین بوده و از آن حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی کرده است. این حمایت در برابر نقش واقعی و ریشه‌ای آمریکا در این جنگ، ناچیز به نظر می‌رسد.

    درواقع می‌توان گفت آمریکایی‌ها به دنبال خاموش کردن آتشی هستند که از دو دهه پیش خود جرقه آن را زدند. سیاست‌های توسعه‌طلبانه آمریکا در قالب گسترش ناتو یکی از اصلی‌ترین زمینه‌های درگیری خونبار اخیر است.
     
    جورج کنان، دیپلمات مشهور و معمار فکری سیاست مهار شوروی در طول جنگ سرد، در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۸، با آینده‌نگری هشدار داد که حرکت ناتو به سمت شرق چه چیزی را به حرکت در خواهد آورد.

    او اظهار داشت: «من فکر می‌کنم این آغاز یک جنگ سرد جدید است. من فکر می‌کنم روس‌ها به‌تدریج واکنش کاملاً نامطلوبی نشان خواهند داد و این بر سیاست‌های آنها تأثیر خواهد گذاشت. من فکر می‌کنم این یک اشتباه غم‌انگیز است.»

    اما در غربِ سرمست از فروپاشی بلوک شرق و نظام تک‌قطبی، گوش شنوایی برای چنین هشدارهایی وجود نداشت.

    در دور نخست لهستان، جمهوری چک و مجارستان به عضویت ناتو درآمدند. دور دوم جمهوری‌های بالتیک را دربرگرفت و بالاخره نوبت به گرجستان و اوکراین رسید؛ بیخ گوش روسیه.

    دیگر موضوع فقط تهدید امنیتی نبود و انگار غرب اصرار داشت که مسکو را تحقیر کند. رابرت ام. گیتس، که در دولت بوش و باراک اوباما به عنوان وزیر دفاع خدمت کرده بود، در کتاب خاطرات خود در سال ۲۰۱۴ با عنوان «وظیفه»، اذعان کرد که «تلاش برای ورود گرجستان و اوکراین به ناتو واقعاً زیاده‌روی بود».

    سیاست مخرب آمریکا به همین‌جا ختم نشد؛ اواخر سال ۲۰۱۳ و اوایل سال ۲۰۱۴ واشنگتن رسماً سعی کرد دولت وقت کیِف را سرنگون کند. دولتی که کمتر کسی آن را حامی روسیه می‌داند و سعی داشت سیاستی میانه را درپی بگیرد اما این برای کاخ سفید خوشایند نبود.

    مکالمه تلفنی فاش‌شده بین ویکتوریا نولاند، معاون وزیر امور خارجه، و جفری پیات، سفیر وقت آمریکا در اوکراین، میزان دخالت واشنگتن در امور یک کشور مستقل را تأیید کرد.

    پس‌از آن‌که مسکو، کریمه را با استفاده از نیروی نامی به خاک خود ضمیمه کرد و هشدار داد سیاست‌های غرب، وضعیت را تشدید می‌کند، واشنگتن همچنان از عقب‌نشینی خودداری کرد. 

    در عوض، دولت‌های ترامپ و سپس بایدن سلاح‌ها را به اوکراین سرازیر کردند، مانورهای نظامی مشترک بین نیروهای آمریکایی و اوکراینی را تصویب کردند و حتی متحدان را ترغیب کردند که اوکراین را در مانورهای جنگی ناتو بگنجانند.

    برخی تحلیلگران معتقدند رهبران غرب کاملاً عامدانه زمینه را برای جنگ اوکراین گام‌به‌گام طراحی و ایجاد کردند. براساس این تحلیل، محاسبه و برنامه آنان از این قرار بود که روسیه در باتلاق اوکراین گیر کرده و تا دهه‌ها قادر به بازیابی قدرت خود نخواهد بود. اوکراین در این بازی، صرفاً مهره‌ای برای سیاست‌های بزرگتر بود.

    به هر ترتیب امروز بعد از حدود چهار سال از آغاز جنگ، آمریکا همچنان منافع اقتصادی و امنیتی خود را در صدر سیاست‌ورزی خود می‌داند و در این مسیر حاضر به قربانی کردن اوکراین نیز هست. تا جایی که چندی پیش رئیس‌جمهور اوکراین به‌صراحت از دوراهی سخت پیش روی کشور خود گفت؛ حفظ کرامت یا حفظ پشتیبانی آمریکا.

    باید منتظر ماند و دید نتیجه این وضعیت پیچیده چه می‌شود اما به هر ترتیب، یک‌چیز واضح است؛ امروز حتی اروپا به‌عنوان متحد سنتی و دیرینه آمریکا، دریافته است که آمریکا دیگر حامی و شریکی قابل اعتماد و اتکا نیست و اروپا برای تأمین منافع و امنیت خود باید روی پای خودش بایستد.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62011

    #ديگران__گزارش
    📰 آتش‌افروز با نقاب میانجی  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و شصت‌وششمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید محمدرضا ذاکریان تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصت‌وشش سرمقاله   آتش‌افروز با نقاب میانجی  وضعیت امروز جنگ اوکراین به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جهانی تبدیل شده است. ازیک‌سو دولت اوکراین با چالش‌ها و مشکلات داخلی قابل توجهی -مثل کمبود نیروی انسانی و پرونده‌های سنگین فساد- روبروست و در سوی دیگر میدان روسیه است که علی‌رغم تلفات و خسارات مختلف، روی زمین دست برتر را دارد. این جنگ دو بازیگر مهم و اصلی دیگر نیز دارد. اروپا که این جنگ را جنگی حیاتی و سرنوشت‌ساز برای خود می‌بیند و نسبت به چگونگی پایان آن بسیار حساس و هراسان است. بازیگر دیگر آمریکاست که رفتاری چندگانه و حتی متناقض را می‌توان از سوی آن دید. آمریکا امروز خود را میانجی میان دو طرف جنگ معرفی کرده و در ظاهر به دنبال پایان درگیری است اما درعین‌حال از ابتدای جنگ در کنار اوکراین بوده و از آن حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی کرده است. این حمایت در برابر نقش واقعی و ریشه‌ای آمریکا در این جنگ، ناچیز به نظر می‌رسد. درواقع می‌توان گفت آمریکایی‌ها به دنبال خاموش کردن آتشی هستند که از دو دهه پیش خود جرقه آن را زدند. سیاست‌های توسعه‌طلبانه آمریکا در قالب گسترش ناتو یکی از اصلی‌ترین زمینه‌های درگیری خونبار اخیر است.   جورج کنان، دیپلمات مشهور و معمار فکری سیاست مهار شوروی در طول جنگ سرد، در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۸، با آینده‌نگری هشدار داد که حرکت ناتو به سمت شرق چه چیزی را به حرکت در خواهد آورد. او اظهار داشت: «من فکر می‌کنم این آغاز یک جنگ سرد جدید است. من فکر می‌کنم روس‌ها به‌تدریج واکنش کاملاً نامطلوبی نشان خواهند داد و این بر سیاست‌های آنها تأثیر خواهد گذاشت. من فکر می‌کنم این یک اشتباه غم‌انگیز است.» اما در غربِ سرمست از فروپاشی بلوک شرق و نظام تک‌قطبی، گوش شنوایی برای چنین هشدارهایی وجود نداشت. در دور نخست لهستان، جمهوری چک و مجارستان به عضویت ناتو درآمدند. دور دوم جمهوری‌های بالتیک را دربرگرفت و بالاخره نوبت به گرجستان و اوکراین رسید؛ بیخ گوش روسیه. دیگر موضوع فقط تهدید امنیتی نبود و انگار غرب اصرار داشت که مسکو را تحقیر کند. رابرت ام. گیتس، که در دولت بوش و باراک اوباما به عنوان وزیر دفاع خدمت کرده بود، در کتاب خاطرات خود در سال ۲۰۱۴ با عنوان «وظیفه»، اذعان کرد که «تلاش برای ورود گرجستان و اوکراین به ناتو واقعاً زیاده‌روی بود». سیاست مخرب آمریکا به همین‌جا ختم نشد؛ اواخر سال ۲۰۱۳ و اوایل سال ۲۰۱۴ واشنگتن رسماً سعی کرد دولت وقت کیِف را سرنگون کند. دولتی که کمتر کسی آن را حامی روسیه می‌داند و سعی داشت سیاستی میانه را درپی بگیرد اما این برای کاخ سفید خوشایند نبود. مکالمه تلفنی فاش‌شده بین ویکتوریا نولاند، معاون وزیر امور خارجه، و جفری پیات، سفیر وقت آمریکا در اوکراین، میزان دخالت واشنگتن در امور یک کشور مستقل را تأیید کرد. پس‌از آن‌که مسکو، کریمه را با استفاده از نیروی نامی به خاک خود ضمیمه کرد و هشدار داد سیاست‌های غرب، وضعیت را تشدید می‌کند، واشنگتن همچنان از عقب‌نشینی خودداری کرد.  در عوض، دولت‌های ترامپ و سپس بایدن سلاح‌ها را به اوکراین سرازیر کردند، مانورهای نظامی مشترک بین نیروهای آمریکایی و اوکراینی را تصویب کردند و حتی متحدان را ترغیب کردند که اوکراین را در مانورهای جنگی ناتو بگنجانند. برخی تحلیلگران معتقدند رهبران غرب کاملاً عامدانه زمینه را برای جنگ اوکراین گام‌به‌گام طراحی و ایجاد کردند. براساس این تحلیل، محاسبه و برنامه آنان از این قرار بود که روسیه در باتلاق اوکراین گیر کرده و تا دهه‌ها قادر به بازیابی قدرت خود نخواهد بود. اوکراین در این بازی، صرفاً مهره‌ای برای سیاست‌های بزرگتر بود. به هر ترتیب امروز بعد از حدود چهار سال از آغاز جنگ، آمریکا همچنان منافع اقتصادی و امنیتی خود را در صدر سیاست‌ورزی خود می‌داند و در این مسیر حاضر به قربانی کردن اوکراین نیز هست. تا جایی که چندی پیش رئیس‌جمهور اوکراین به‌صراحت از دوراهی سخت پیش روی کشور خود گفت؛ حفظ کرامت یا حفظ پشتیبانی آمریکا. باید منتظر ماند و دید نتیجه این وضعیت پیچیده چه می‌شود اما به هر ترتیب، یک‌چیز واضح است؛ امروز حتی اروپا به‌عنوان متحد سنتی و دیرینه آمریکا، دریافته است که آمریکا دیگر حامی و شریکی قابل اعتماد و اتکا نیست و اروپا برای تأمین منافع و امنیت خود باید روی پای خودش بایستد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62011 #ديگران__گزارش
    0 Commenti 0 condivisioni 958 Views 0 Anteprima
  • حکمرانی آینده‌نگر برای پیشرفت کشور


    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «یکی از موضوعاتی که بسیار مهم است و میتوان این را مطرح کرد، مسئله‌ی حکمرانی اسلامی است... [همین‌طور] یکی از مهم‌ترین کارها در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ترسیم چشم‌انداز است، تا معلوم بشود که ما کجا میخواهیم برویم. یک وقت است که در مقام فکر و تئوری و این قبیل چیزها حرف میزنیم، خب انسان خیلی حرفها دارد و دستمان پر است الحمدلله، امّا ما الان در وسط میدانیم؛ بحث ما از بحث تئوری و بیان ذهنی و فکری گذشته؛ عبور کرده‌ایم. ما الان داریم وسط میدان حرکت میکنیم؛ باید مشخّص کنیم که چه کار داریم میکنیم، کجا داریم میرویم، هدفمان چیست؛ این یک مسئله‌ی مهمّی است.» ۱۴۰۰/۱۱/۰۵و۱۴۰۰/۱۲/۱۹
      رسانه‌ KHAMENEI.IR در یادداشتی از آقای دکتر محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری، ضرورت تصویرسازی از آینده کشور برای رسیدن به اهداف نقشه راه تمدنی ایران اسلامی و آسیب‌های وجود نداشتن افق‌های تمدنی آینده‌محور را بررسی کرده است.

    الف) تصویرسازی آینده؛ بنیاد حکمرانی تمدن‌ساز جمهوری اسلامی ایران
    در منظومه فکری و تمدنی جمهوری اسلامی ایران، امر حکمرانی فراتر از موضوع اداره کشور، به معنای طراحی فردا تعریف می‌شود. این حکمرانی، برخاسته از عقلانیت توحیدی، ریشه‌دار در سنت اسلامی و متکی بر تجربه‌ای ۴۶ساله از مقاومت مقابل نظم ناعادلانه جهانی است. در این راستا، مفهوم «تصویرسازی راهبردی از آینده»، یکی از ارکان ویژه گفتمان نوین «کارآمدی؛ حکمرانی علم در افق فناوری» است که از سطح دغدغه‌ای نظری فراتر رفته و به ضرورتی راهبردی برای بقای هویتی، کارآمدی ساختاری و تمدن‌سازی بدل شده است. ازآنجاکه در دنیای امروز، آینده عرصه‌ای برای کنش، روایت و رقابت محسوب می‌شود، کشورهایی که توانایی تعریف آینده را دارند، قادر به ساخت آن نیز خواهند بود. از این منظر، تصویر آینده، مؤلفه‌ای بنیادین در مسیر سیاست‌گذاری، نهادسازی و جهت‌دهی به ساخت‌های اجتماعی قدرت است.

    در گفتمان کارآمدی که بنیان نظری بحث را شکل می‌دهد، تصویرسازی آینده به‌مثابه یک کنش گفتمانی-شناختی تعریف می‌شود؛ کنشی که در آن، واقعیت‌های امروز، آرمان‌های انقلاب اسلامی، ظرفیت‌های نوآوری و پیچیدگی‌های عصر دیجیتال در یک منظومه منسجم به هم پیوند می‌خورند. چنین منظومه‌ای تلاش دارد تا با تکیه بر عقلانیت و عناصر قدرت نرم جمهوری اسلامی، تصویر جدیدی از آینده کشور ارائه کرده و در راستای عینیت‌بخشیدن به آن اقدام نماید.

    در الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی، تصویر آینده در حکم زبان مشترک بین حاکمیت و جامعه ایفای نقش می‌کند؛ زبانی که در آن مفاهیمی همچون عدالت، استقلال، پیشرفت و مردم‌سالاری دینی، از سطح آرمان به سطح عملیات ترجمه می‌شوند. نکته اساسی این است که چرا امروز، بیش از هر زمان دیگری جمهوری اسلامی نیازمند تصویرسازی راهبردی از آینده است؟ نخست اینکه در سطح بین‌المللی، ما شاهد ورود به عصری هستیم که در آن، سیاست جهانی مبتنی بر سناریوسازی، انعطاف‌پذیری روایتی و مهندسی افق‌های نوین شکل گرفته است. آینده در این منطق، به متغیری راهبردی در قدرت نرم کشورها بدل شده است. در چنین شرایطی، ورود فعال جمهوری اسلامی به حوزه آینده‌سازی، به معنای تقویت موقعیت و اثرگذاری آن در عرصه رقابت‌های تمدنی خواهد بود. ثانیاً، در سطح داخلی، جامعه ما با ترکیبی از چالش‌ها و فرصت‌های نوظهور مواجه است: از یک سو، پیچیدگی‌های نظام اقتصادی، دگرگونی‌های فرهنگی و برخی فشارهای معیشتی؛ و از سوی دیگر، رشد نخبگان جوان، ظرفیت نهفته دانش‌بنیان‌ها، توسعه فناوری‌های نوین و تعمیق گفتمان انقلاب اسلامی، ضرورت یک افق‌سازی جدید را ایجاب می‌کند. تصویری که بتواند این چالش‌ها را در بطن خود هضم کرده و به نقطه اتکایی برای بازمهندسی امید و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شود؛ بنابراین با عنایت به آنچه گفته شد تصویرسازی از آینده ایران اسلامی در سه سطح می‌تواند عینیت پیدا کند:

     در سطح ادراکی، نقش آن در مهندسی افق‌ها، بازتعریف انتظارات جمعی و بازسازی فهم اجتماعی از مسیر پیشرفت بسیار حایز اهمیت است. ملّت‌ها برای حرکت، نیازمند یک چشم‌انداز و تصور مشخصی از مقصد هستند و این تصور، باید ملموس، الهام‌بخش و قابل روایت باشد.

     در سطح سازمانی، تصویرسازی آینده موجب شکل‌گیری هم‌افزایی نهادی، انسجام بین‌دستگاهی و تعریف دقیق اولویت‌های ملّی می‌شود. تصویر آینده در این سطح، به پیوست سازمانی تصمیم‌گیری بدل می‌شود.

     در سطح سیاستی، این تصویر باید قابلیت ترجمه به شاخص‌های ارزیابی، برنامه‌های اجرایی و سیاست‌های تحول‌آفرین داشته باشد.

     

    لذا از این منظر طراحی و ارائه یک تصویر مطلوب از آینده‌ باید دارای پنج ویژگی راهبردی باشد که عبارت‌اند از: بومی بودن، جهت‌دار بودن، مردم‌پایه بودن، برخورداری از قابلیت سناریونویسی و همچنین پذیرش فناوری به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی تحول آینده کشور. این تصویر هم باید شناخت‌پذیر باشد و هم از قابلیت تبدیل به دستور کار نهادی برخوردار باشد. تصویرسازی در این سطح، هم‌زمان شالوده حکمرانی نوین، تقویت‌کننده مشارکت عمومی و زیرساخت اصلی تمدن‌سازی اسلامی-ایرانی خواهد بود. بدیهی است که گفتمان کارآمدی، با برخورداری از یک تصویر دقیق و مشخص از آینده، تا حدود زیادی در مواجهه با بحران‌های احتمالی و نوظهور موفق عمل خواهد کرد. سیاست‌گذاری بدون چشم‌انداز، همانند کشتی بی‌سکان در دریای متلاطم تحولات جهانی است؛ بنابراین، نخستین گام در بازسازی کارآمدی حکمرانی برای آینده کشور، علاوه بر اصلاح سازکارهای اجرایی، توجه ویژه به بازتعریف افق‌ها و اهداف راهبردی با توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است. این افق، همان تصویر آینده‌ای است که باید در تراز تمدن اسلامی، با اتکا به سرمایه‌های انسانی و دانشی کشور، به‌دور از تقلید و با رویکردی فعال و خلاقانه ترسیم شود. شایسته جمهوری اسلامی آن است که بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت‌های نخبگانی، رسانه‌ا‌ی، دانشگاهی و مراکز سیاست‌پژوهی کشور به بازیگر اصلی آینده‌ساز در جهان اسلام و منطقه تبدیل شود؛ لذا ما معتقدیم که با تکیه بر گفتمان کارآمدی در راستای تحقق اهداف نقشه راه تمدنی ایران اسلامی، باید ضرورت تصویرسازی از آینده کشور را به طور جدی مورد توجه قرار داد؛ فرایندی که در آن، پیوند نظر و عمل، آرمان و واقعیت، سنت و نوآوری و همچنین دانش و حکمت اسلامی برقرار شده و مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموار می‌شود.
     
    ب) آسیب‌شناسی وضعیت فقدان تصویر آینده در نظام سیاست‌گذاری کشور
    یکی از ارکان اصلی حکمرانی مؤثر در جمهوری اسلامی، تکیه بر عقلانیت راهبردی و توانایی شکل‌دهی به افق‌های تمدنی آینده‌محور است. تصویر روشن و منسجم از آینده، علاوه بر اینکه عامل پیشران در پیشرفت و تحول ساختاری نظام سیاسی و اجرایی کشور است، زبان مشترک میان حاکمیت و ملّت در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز محسوب می‌شود. بااین‌حال، یکی از چالش‌های بنیادین و کمترتوجه‌شده در نظام سیاست‌گذاری کشور، فقدان چنین تصویرسازی‌ای در فرایند برنامه‌ریزی و تصمیم‌سازی‌های کلان است؛ بنابراین ضروری است که از منظر آسیب‌شناختی، ابعاد و پیامدهای فقدان یا بی‌توجهی به این مؤلفه در نظام حکمرانی کشور بررسی شده تا گامی در جهت بازسازی اندیشه راهبردی و ارتقای ظرفیت سیاست‌گذاری کشور برداشته شود.

    نخستین آسیب جدی که در نتیجه فقدان تصویر آینده در سیاست‌گذاری‌ها به وجود می‌آید، بحران سرگردانی است. این بحران، به معنای نبود افقی شفاف و مقصدی تعریف‌شده در سطح ملّی است. در چنین شرایطی، سیاست‌ها، برنامه‌ها و اسناد راهبردی، علی‌رغم ظاهر منسجم خود، از پیوستار منطقی برخوردار نیستند. ما با مجموعه‌ای از طرح‌های موضوع‌محور مواجه هستیم که هرکدام از منطق بخشی یا اقتضائات دستگاهی خود پیروی می‌کنند، اما در نهایت، فاقد پیوندی ارگانیک با یکدیگر و با آینده‌ای مشترک‌ هستند. به‌عبارت‌دیگر، به‌جای هم‌راستایی در مسیر پیشرفت، شاهد تکثر جهت‌گیری‌ها، پراکندگی منابع و تکرار بی‌حاصل هستیم. این سرگردانی، باعث می‌شود تا طرح‌های ملّی، یا به‌صورت موازی و بدون هماهنگی اجرا شوند، و یا به دلیل تعارض در اهداف کلان، یکدیگر را خنثی کنند. از طرف دیگر، نبود نقشه راه یکپارچه که بتواند نمایانگر نحوه عبور از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب باشد، سیاست‌گذاران را به سمت واکنش‌گرایی و تصمیم‌گیری‌های مقطعی سوق می‌دهد. در این شرایط، سیاست‌ها به‌جای هدایت کشور به سمت افق‌های بلندمدت، ناظر به حل بحران‌های فوری هستند.

    آسیب دوم، بحران هم‌افزایی نهادی است؛ پدیده‌ای که ریشه در نبود زبان مشترک، اهداف واحد و افق هماهنگ میان نهادهای مختلف حکمرانی دارد. فقدان تصویر مشترک از آینده، سبب می‌شود تا نهادهای اجرایی، پژوهشی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، نتوانند در مسیری هم‌افزا قرار گیرند. در نتیجه، به‌جای همگرایی، رقابت‌های سازمانی، محافظه‌کاری‌های غیرمولد و تقابل‌های اداری ایجاد می‌شود که علاوه بر کاهش بهره‌وری منابع، بر روند سیاست‌گذاری کشور نیز تأثیر منفی برجای می‌گذارد. این وضعیت، موجب گسست میان لایه‌های مختلف حاکمیتی شده و در غیاب یک روایت واحد از آینده، نظام حکمرانی می‌تواند به ورطه روزمرگی و تسلسل بی‌هدف گرفتار شود. هم‌افزایی نهادی، زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که تصویر آینده به توافقی راهبردی میان نهادها بدل شده و همگان در چارچوبی واحد به خلق آینده‌ای مطلوب بیندیشند. این همان گفتمان مشترکی است که باید در قالب یک تصویرسازی تمدنی پیگیری می‌شود.

    آسیب سوم، که به‌لحاظ فنی اهمیت دارد، فقدان ابزارهای تحلیل آینده در سیاست‌گذاری‌های کشور است. آینده‌نگری، لزوماً امری ذهنی یا فلسفی نیست؛ بلکه مستلزم زیرساخت‌هایی همچون داده‌کاوی، سناریونویسی، مدل‌سازی عدم‌قطعیت‌ها، تحلیل روندهای نوظهور و نیز پیش‌بینی پیامد سیاست‌ها است. متأسفانه گاهی اوقات برخی از نهادهای تصمیم‌ساز به دلیل عدم توجه به این ظرفیت‌ها، در دام تصمیم‌سازی‌های مقطعی، فاقد پشتوانه علمی و بدون ارزیابی بلندمدت گرفتار می‌شوند. نتیجه این فقدان، اتخاذ سیاست‌هایی است که صرفاً واکنشی‌اند؛ یا در پاسخ به فشارهای لحظه‌ای رسانه‌ای شکل می‌گیرند، یا در مواجهه با بحران‌های مقطعی تدوین می‌شوند؛ بدون آنکه درک دقیقی از بسترهای تحول یا اقتضائات آینده داشته باشند. این موضوع، به‌شدت بر کیفیت حکمرانی تأثیر گذاشته و عملاً کارآمدی ساختاری را متأثر می‌کند؛ لذا در این خصوص، نگرش مبتنی بر گفتمان کارآمدی با تأکید بر بُعد شناختیِ تصویر آینده، باید تلاش کند تا تحلیل آینده را به‌عنوان یکی از ارکان سیاست‌گذاری هوشمند و آینده‌محور معرفی نماید. تلفیق علم داده‌کاوی، تفکر سیستمی و مشارکت نخبگانی، سازکاری است که می‌تواند تصمیم‌سازی را از سطح واکنش، به سطح آینده‌نگاری ارتقا دهد.

    یکی از عوامل اصلی فرسایش سرمایه اجتماعی، تعلیق در افق‌سازی ملّی است. مردم زمانی مشارکت فعال می‌کنند که بدانند تصمیمات حاکمیتی، مبتنی بر یک درک بلندمدت و ساخت‌مند از آینده است؛ بنابراین، ضروری است که در بازتعریف ساختار سیاست‌گذاری کشور، مفهومی همچون «تصویرسازی راهبردی» یک پیوست دائمی و نظام‌مند برای تمام اسناد کلان پیشرفت، برنامه‌های بخشی و تصمیمات اجرایی در نظر گرفته شود. این امر مستلزم ایجاد مراکز آینده‌پژوهی، شبکه‌های رصد روندها، بانک‌های سناریو و همچنین ارتقای سواد آینده‌پژوهی در بدنه نخبگانی و حاکمیتی کشور است. در این راستا، به‌نظر می‌رسد که فرایند تصویرسازی آینده می‌تواند در سه سطح عملیاتی نهادینه شود:

     در سطح حاکمیتی، به‌عنوان مرجع جهت‌دهی به سیاست‌های کلان و تدوین الگوهای پیشرفت کشور؛

     در سطح سازمانی، برای انسجام‌بخشی به تصمیم‌سازی‌ها، کاهش تعارضات سازمانی و تقویت هم‌افزایی ساختاری؛

     و در سطح عمومی، برای تقویت امید اجتماعی، تعمیق مشارکت مردمی و افزایش اعتماد به فرایندهای تحول‌محور حکمرانی.
     

    بدیهی است که تحقق این سطوح، نیازمند اراده‌ای جدی، رویکردی دانشی و نگاهی تمدنی به آینده است. لازم است تا موضوع آینده‌نگری به جزء جدایی‌ناپذیر نظام سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کشور تبدیل شود. در پایان، باید گفت که نقشه راه پیشرفت تمدنی ایران اسلامی ما را به‌سوی کنشگری فعال در عرصه تصویرسازی راهبردی و حرکت از وضعیت انفعالی سیاست‌گذاری فرامی‌خواند. این امر، ضرورتی راهبردی برای کشور محسوب می‌شود و تحقق آن پیش از هر چیز، نیازمند درک مدیران کشور از اهمیت تدوین برنامه‌ای کاربردی برای آینده از طریق طراحی تصویر عینی و سازکارهای عملیاتی مشخص است.
     

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61982

    #ديگران__يادداشت
    📰 حکمرانی آینده‌نگر برای پیشرفت کشور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «یکی از موضوعاتی که بسیار مهم است و میتوان این را مطرح کرد، مسئله‌ی حکمرانی اسلامی است... [همین‌طور] یکی از مهم‌ترین کارها در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ترسیم چشم‌انداز است، تا معلوم بشود که ما کجا میخواهیم برویم. یک وقت است که در مقام فکر و تئوری و این قبیل چیزها حرف میزنیم، خب انسان خیلی حرفها دارد و دستمان پر است الحمدلله، امّا ما الان در وسط میدانیم؛ بحث ما از بحث تئوری و بیان ذهنی و فکری گذشته؛ عبور کرده‌ایم. ما الان داریم وسط میدان حرکت میکنیم؛ باید مشخّص کنیم که چه کار داریم میکنیم، کجا داریم میرویم، هدفمان چیست؛ این یک مسئله‌ی مهمّی است.» ۱۴۰۰/۱۱/۰۵و۱۴۰۰/۱۲/۱۹   رسانه‌ KHAMENEI.IR در یادداشتی از آقای دکتر محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری، ضرورت تصویرسازی از آینده کشور برای رسیدن به اهداف نقشه راه تمدنی ایران اسلامی و آسیب‌های وجود نداشتن افق‌های تمدنی آینده‌محور را بررسی کرده است. الف) تصویرسازی آینده؛ بنیاد حکمرانی تمدن‌ساز جمهوری اسلامی ایران در منظومه فکری و تمدنی جمهوری اسلامی ایران، امر حکمرانی فراتر از موضوع اداره کشور، به معنای طراحی فردا تعریف می‌شود. این حکمرانی، برخاسته از عقلانیت توحیدی، ریشه‌دار در سنت اسلامی و متکی بر تجربه‌ای ۴۶ساله از مقاومت مقابل نظم ناعادلانه جهانی است. در این راستا، مفهوم «تصویرسازی راهبردی از آینده»، یکی از ارکان ویژه گفتمان نوین «کارآمدی؛ حکمرانی علم در افق فناوری» است که از سطح دغدغه‌ای نظری فراتر رفته و به ضرورتی راهبردی برای بقای هویتی، کارآمدی ساختاری و تمدن‌سازی بدل شده است. ازآنجاکه در دنیای امروز، آینده عرصه‌ای برای کنش، روایت و رقابت محسوب می‌شود، کشورهایی که توانایی تعریف آینده را دارند، قادر به ساخت آن نیز خواهند بود. از این منظر، تصویر آینده، مؤلفه‌ای بنیادین در مسیر سیاست‌گذاری، نهادسازی و جهت‌دهی به ساخت‌های اجتماعی قدرت است. در گفتمان کارآمدی که بنیان نظری بحث را شکل می‌دهد، تصویرسازی آینده به‌مثابه یک کنش گفتمانی-شناختی تعریف می‌شود؛ کنشی که در آن، واقعیت‌های امروز، آرمان‌های انقلاب اسلامی، ظرفیت‌های نوآوری و پیچیدگی‌های عصر دیجیتال در یک منظومه منسجم به هم پیوند می‌خورند. چنین منظومه‌ای تلاش دارد تا با تکیه بر عقلانیت و عناصر قدرت نرم جمهوری اسلامی، تصویر جدیدی از آینده کشور ارائه کرده و در راستای عینیت‌بخشیدن به آن اقدام نماید. در الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی، تصویر آینده در حکم زبان مشترک بین حاکمیت و جامعه ایفای نقش می‌کند؛ زبانی که در آن مفاهیمی همچون عدالت، استقلال، پیشرفت و مردم‌سالاری دینی، از سطح آرمان به سطح عملیات ترجمه می‌شوند. نکته اساسی این است که چرا امروز، بیش از هر زمان دیگری جمهوری اسلامی نیازمند تصویرسازی راهبردی از آینده است؟ نخست اینکه در سطح بین‌المللی، ما شاهد ورود به عصری هستیم که در آن، سیاست جهانی مبتنی بر سناریوسازی، انعطاف‌پذیری روایتی و مهندسی افق‌های نوین شکل گرفته است. آینده در این منطق، به متغیری راهبردی در قدرت نرم کشورها بدل شده است. در چنین شرایطی، ورود فعال جمهوری اسلامی به حوزه آینده‌سازی، به معنای تقویت موقعیت و اثرگذاری آن در عرصه رقابت‌های تمدنی خواهد بود. ثانیاً، در سطح داخلی، جامعه ما با ترکیبی از چالش‌ها و فرصت‌های نوظهور مواجه است: از یک سو، پیچیدگی‌های نظام اقتصادی، دگرگونی‌های فرهنگی و برخی فشارهای معیشتی؛ و از سوی دیگر، رشد نخبگان جوان، ظرفیت نهفته دانش‌بنیان‌ها، توسعه فناوری‌های نوین و تعمیق گفتمان انقلاب اسلامی، ضرورت یک افق‌سازی جدید را ایجاب می‌کند. تصویری که بتواند این چالش‌ها را در بطن خود هضم کرده و به نقطه اتکایی برای بازمهندسی امید و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شود؛ بنابراین با عنایت به آنچه گفته شد تصویرسازی از آینده ایران اسلامی در سه سطح می‌تواند عینیت پیدا کند:  در سطح ادراکی، نقش آن در مهندسی افق‌ها، بازتعریف انتظارات جمعی و بازسازی فهم اجتماعی از مسیر پیشرفت بسیار حایز اهمیت است. ملّت‌ها برای حرکت، نیازمند یک چشم‌انداز و تصور مشخصی از مقصد هستند و این تصور، باید ملموس، الهام‌بخش و قابل روایت باشد.  در سطح سازمانی، تصویرسازی آینده موجب شکل‌گیری هم‌افزایی نهادی، انسجام بین‌دستگاهی و تعریف دقیق اولویت‌های ملّی می‌شود. تصویر آینده در این سطح، به پیوست سازمانی تصمیم‌گیری بدل می‌شود.  در سطح سیاستی، این تصویر باید قابلیت ترجمه به شاخص‌های ارزیابی، برنامه‌های اجرایی و سیاست‌های تحول‌آفرین داشته باشد.   لذا از این منظر طراحی و ارائه یک تصویر مطلوب از آینده‌ باید دارای پنج ویژگی راهبردی باشد که عبارت‌اند از: بومی بودن، جهت‌دار بودن، مردم‌پایه بودن، برخورداری از قابلیت سناریونویسی و همچنین پذیرش فناوری به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی تحول آینده کشور. این تصویر هم باید شناخت‌پذیر باشد و هم از قابلیت تبدیل به دستور کار نهادی برخوردار باشد. تصویرسازی در این سطح، هم‌زمان شالوده حکمرانی نوین، تقویت‌کننده مشارکت عمومی و زیرساخت اصلی تمدن‌سازی اسلامی-ایرانی خواهد بود. بدیهی است که گفتمان کارآمدی، با برخورداری از یک تصویر دقیق و مشخص از آینده، تا حدود زیادی در مواجهه با بحران‌های احتمالی و نوظهور موفق عمل خواهد کرد. سیاست‌گذاری بدون چشم‌انداز، همانند کشتی بی‌سکان در دریای متلاطم تحولات جهانی است؛ بنابراین، نخستین گام در بازسازی کارآمدی حکمرانی برای آینده کشور، علاوه بر اصلاح سازکارهای اجرایی، توجه ویژه به بازتعریف افق‌ها و اهداف راهبردی با توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است. این افق، همان تصویر آینده‌ای است که باید در تراز تمدن اسلامی، با اتکا به سرمایه‌های انسانی و دانشی کشور، به‌دور از تقلید و با رویکردی فعال و خلاقانه ترسیم شود. شایسته جمهوری اسلامی آن است که بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت‌های نخبگانی، رسانه‌ا‌ی، دانشگاهی و مراکز سیاست‌پژوهی کشور به بازیگر اصلی آینده‌ساز در جهان اسلام و منطقه تبدیل شود؛ لذا ما معتقدیم که با تکیه بر گفتمان کارآمدی در راستای تحقق اهداف نقشه راه تمدنی ایران اسلامی، باید ضرورت تصویرسازی از آینده کشور را به طور جدی مورد توجه قرار داد؛ فرایندی که در آن، پیوند نظر و عمل، آرمان و واقعیت، سنت و نوآوری و همچنین دانش و حکمت اسلامی برقرار شده و مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموار می‌شود.   ب) آسیب‌شناسی وضعیت فقدان تصویر آینده در نظام سیاست‌گذاری کشور یکی از ارکان اصلی حکمرانی مؤثر در جمهوری اسلامی، تکیه بر عقلانیت راهبردی و توانایی شکل‌دهی به افق‌های تمدنی آینده‌محور است. تصویر روشن و منسجم از آینده، علاوه بر اینکه عامل پیشران در پیشرفت و تحول ساختاری نظام سیاسی و اجرایی کشور است، زبان مشترک میان حاکمیت و ملّت در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز محسوب می‌شود. بااین‌حال، یکی از چالش‌های بنیادین و کمترتوجه‌شده در نظام سیاست‌گذاری کشور، فقدان چنین تصویرسازی‌ای در فرایند برنامه‌ریزی و تصمیم‌سازی‌های کلان است؛ بنابراین ضروری است که از منظر آسیب‌شناختی، ابعاد و پیامدهای فقدان یا بی‌توجهی به این مؤلفه در نظام حکمرانی کشور بررسی شده تا گامی در جهت بازسازی اندیشه راهبردی و ارتقای ظرفیت سیاست‌گذاری کشور برداشته شود. نخستین آسیب جدی که در نتیجه فقدان تصویر آینده در سیاست‌گذاری‌ها به وجود می‌آید، بحران سرگردانی است. این بحران، به معنای نبود افقی شفاف و مقصدی تعریف‌شده در سطح ملّی است. در چنین شرایطی، سیاست‌ها، برنامه‌ها و اسناد راهبردی، علی‌رغم ظاهر منسجم خود، از پیوستار منطقی برخوردار نیستند. ما با مجموعه‌ای از طرح‌های موضوع‌محور مواجه هستیم که هرکدام از منطق بخشی یا اقتضائات دستگاهی خود پیروی می‌کنند، اما در نهایت، فاقد پیوندی ارگانیک با یکدیگر و با آینده‌ای مشترک‌ هستند. به‌عبارت‌دیگر، به‌جای هم‌راستایی در مسیر پیشرفت، شاهد تکثر جهت‌گیری‌ها، پراکندگی منابع و تکرار بی‌حاصل هستیم. این سرگردانی، باعث می‌شود تا طرح‌های ملّی، یا به‌صورت موازی و بدون هماهنگی اجرا شوند، و یا به دلیل تعارض در اهداف کلان، یکدیگر را خنثی کنند. از طرف دیگر، نبود نقشه راه یکپارچه که بتواند نمایانگر نحوه عبور از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب باشد، سیاست‌گذاران را به سمت واکنش‌گرایی و تصمیم‌گیری‌های مقطعی سوق می‌دهد. در این شرایط، سیاست‌ها به‌جای هدایت کشور به سمت افق‌های بلندمدت، ناظر به حل بحران‌های فوری هستند. آسیب دوم، بحران هم‌افزایی نهادی است؛ پدیده‌ای که ریشه در نبود زبان مشترک، اهداف واحد و افق هماهنگ میان نهادهای مختلف حکمرانی دارد. فقدان تصویر مشترک از آینده، سبب می‌شود تا نهادهای اجرایی، پژوهشی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، نتوانند در مسیری هم‌افزا قرار گیرند. در نتیجه، به‌جای همگرایی، رقابت‌های سازمانی، محافظه‌کاری‌های غیرمولد و تقابل‌های اداری ایجاد می‌شود که علاوه بر کاهش بهره‌وری منابع، بر روند سیاست‌گذاری کشور نیز تأثیر منفی برجای می‌گذارد. این وضعیت، موجب گسست میان لایه‌های مختلف حاکمیتی شده و در غیاب یک روایت واحد از آینده، نظام حکمرانی می‌تواند به ورطه روزمرگی و تسلسل بی‌هدف گرفتار شود. هم‌افزایی نهادی، زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که تصویر آینده به توافقی راهبردی میان نهادها بدل شده و همگان در چارچوبی واحد به خلق آینده‌ای مطلوب بیندیشند. این همان گفتمان مشترکی است که باید در قالب یک تصویرسازی تمدنی پیگیری می‌شود. آسیب سوم، که به‌لحاظ فنی اهمیت دارد، فقدان ابزارهای تحلیل آینده در سیاست‌گذاری‌های کشور است. آینده‌نگری، لزوماً امری ذهنی یا فلسفی نیست؛ بلکه مستلزم زیرساخت‌هایی همچون داده‌کاوی، سناریونویسی، مدل‌سازی عدم‌قطعیت‌ها، تحلیل روندهای نوظهور و نیز پیش‌بینی پیامد سیاست‌ها است. متأسفانه گاهی اوقات برخی از نهادهای تصمیم‌ساز به دلیل عدم توجه به این ظرفیت‌ها، در دام تصمیم‌سازی‌های مقطعی، فاقد پشتوانه علمی و بدون ارزیابی بلندمدت گرفتار می‌شوند. نتیجه این فقدان، اتخاذ سیاست‌هایی است که صرفاً واکنشی‌اند؛ یا در پاسخ به فشارهای لحظه‌ای رسانه‌ای شکل می‌گیرند، یا در مواجهه با بحران‌های مقطعی تدوین می‌شوند؛ بدون آنکه درک دقیقی از بسترهای تحول یا اقتضائات آینده داشته باشند. این موضوع، به‌شدت بر کیفیت حکمرانی تأثیر گذاشته و عملاً کارآمدی ساختاری را متأثر می‌کند؛ لذا در این خصوص، نگرش مبتنی بر گفتمان کارآمدی با تأکید بر بُعد شناختیِ تصویر آینده، باید تلاش کند تا تحلیل آینده را به‌عنوان یکی از ارکان سیاست‌گذاری هوشمند و آینده‌محور معرفی نماید. تلفیق علم داده‌کاوی، تفکر سیستمی و مشارکت نخبگانی، سازکاری است که می‌تواند تصمیم‌سازی را از سطح واکنش، به سطح آینده‌نگاری ارتقا دهد. یکی از عوامل اصلی فرسایش سرمایه اجتماعی، تعلیق در افق‌سازی ملّی است. مردم زمانی مشارکت فعال می‌کنند که بدانند تصمیمات حاکمیتی، مبتنی بر یک درک بلندمدت و ساخت‌مند از آینده است؛ بنابراین، ضروری است که در بازتعریف ساختار سیاست‌گذاری کشور، مفهومی همچون «تصویرسازی راهبردی» یک پیوست دائمی و نظام‌مند برای تمام اسناد کلان پیشرفت، برنامه‌های بخشی و تصمیمات اجرایی در نظر گرفته شود. این امر مستلزم ایجاد مراکز آینده‌پژوهی، شبکه‌های رصد روندها، بانک‌های سناریو و همچنین ارتقای سواد آینده‌پژوهی در بدنه نخبگانی و حاکمیتی کشور است. در این راستا، به‌نظر می‌رسد که فرایند تصویرسازی آینده می‌تواند در سه سطح عملیاتی نهادینه شود:  در سطح حاکمیتی، به‌عنوان مرجع جهت‌دهی به سیاست‌های کلان و تدوین الگوهای پیشرفت کشور؛  در سطح سازمانی، برای انسجام‌بخشی به تصمیم‌سازی‌ها، کاهش تعارضات سازمانی و تقویت هم‌افزایی ساختاری؛  و در سطح عمومی، برای تقویت امید اجتماعی، تعمیق مشارکت مردمی و افزایش اعتماد به فرایندهای تحول‌محور حکمرانی.   بدیهی است که تحقق این سطوح، نیازمند اراده‌ای جدی، رویکردی دانشی و نگاهی تمدنی به آینده است. لازم است تا موضوع آینده‌نگری به جزء جدایی‌ناپذیر نظام سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کشور تبدیل شود. در پایان، باید گفت که نقشه راه پیشرفت تمدنی ایران اسلامی ما را به‌سوی کنشگری فعال در عرصه تصویرسازی راهبردی و حرکت از وضعیت انفعالی سیاست‌گذاری فرامی‌خواند. این امر، ضرورتی راهبردی برای کشور محسوب می‌شود و تحقق آن پیش از هر چیز، نیازمند درک مدیران کشور از اهمیت تدوین برنامه‌ای کاربردی برای آینده از طریق طراحی تصویر عینی و سازکارهای عملیاتی مشخص است.   🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=61982 #ديگران__يادداشت
    0 Commenti 0 condivisioni 939 Views 0 Anteprima
  • «خط دیدار» هزاران نفر از زنان و دختران


     رسانه KHAMENEI.IR در بسته تصویری «خط دیدار»، سرفصل‌های بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران را مرور میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62006

    #فيلم
    📰 «خط دیدار» هزاران نفر از زنان و دختران  رسانه KHAMENEI.IR در بسته تصویری «خط دیدار»، سرفصل‌های بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران را مرور میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62006 #فيلم
    0 Commenti 0 condivisioni 126 Views 0 Anteprima
  • بلای جنگ‌افروزی آمریکا در غرب آسیا


     رهبر معظم انقلاب در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی در ۲۷ مهرماه ۱۴۰۴ با اشاره به ادعاهای رئیس‌جمهور آمریکا درباره منطقه غرب آسیا تأکید کردند: «اشاره میکند که «در این منطقه‌ی به قول آنها خاورمیانه و به قول ما غرب آسیا، مرگ و نیستی و جنگ وجود دارد»؛ خب جنگ را شما راه می‌اندازید، آمریکا جنگ‌پرداز است، اصلاً جنگ را آمریکا راه می‌اندازد، جنگ را به وجود می‌آورد؛ علاوه بر ترور، جنگ‌افروزی میکند. این جنگ مال آنها است، مرگ مال آنها است؛ کارهایی که آنها میکنند، کاری که آمریکا در این منطقه میکند [این است]. این پایگاه‌های نظامی برای چیست؟»
    بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR در گزارشی به بررسی سیاست‌های مخرب آمریکا و نقش این کشور در ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی در غرب آسیا پرداخته است..

     ریشه‌های تاریخی مداخله آمریکا
    مداخله آمریکا در غرب آسیا ریشه در قرن نوزدهم دارد، زمانی که این کشور به دنبال گسترش تجارت و نفوذ فرهنگی بود. شدت واقعی این دخالت پس از جنگ جهانی دوم و در دوران جنگ سرد آغاز شد، زمانی که آمریکا سیاست مهار شوروی را در پیش گرفت و از رژیم‌های استبدادی در منطقه حمایت کرد تا مانع گسترش کمونیسم شود. این حمایت‌ها اغلب با کودتاها همراه بود؛ نمونه بارز آن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق در ایران بود که با حمایت مستقیم سازمان سیا انجام شد. این اقدام، نمونه‌ای از دخالت آشکار در امور داخلی یک کشور و نادیده گرفتن اراده ملّت‌ها به شمار می‌رود.

    پس از پایان جنگ سرد، آمریکا خود را قدرت برتر جهان می‌دانست و سیاست‌هایش را بر پایه «نظم نوین جهانی» بنیان گذاشت. حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم صهیونیستی یکی از پایه‌های این سیاست بود. آمریکا نه تنها اولین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت، بلکه میلیاردها دلار کمک نظامی و اقتصادی به آن اختصاص داد. این حمایت‌ها زمینه‌ساز جنگ‌ها و جنایت های متعدد در منطقه شد.

     جنگ‌ها و مداخلات نظامی
    آمریکا با جنگ‌افروزی‌های مستقیم و غیرمستقیم خود در عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن، منطقه را به صحنه‌ای برای قتل‌عام و نابودی تبدیل کرده است. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بر اساس دروغ «سلاح‌های کشتار جمعی» انجام شد و بیش از یک میلیون کشته، نابودی زیرساخت‌ها و ظهور گروه‌های تروریستی مانند داعش را به همراه داشت. آمریکا با انحلال ارتش عراق و سیاست‌های طایفه‌گرایانه، زمینه فتنه‌های قومی را فراهم کرد. در افغانستان، جنگ ۲۰۰۱ آمریکا با هدف مبارزه با القاعده آغاز شد و به طولانی‌ترین جنگ آمریکا تبدیل شد؛ پس از ۲۰ سال، آمریکا با خفت خارج شد و طالبان بازگشت. بیش از ۲۴۰ هزار نفر در این جنگ جان خود را از دست دادند و اقتصاد کشور نابود شد. در لیبی، مداخله ۲۰۱۱ منجر به سرنگونی قذافی شد، اما کشور را به هرج‌ومرج کشاند و زمینه‌ساز قاچاق انسان و تروریسم شد. در سوریه، آمریکا از گروه‌های تروریستی مخالف بشار اسد حمایت کرد که بسیاری به داعش پیوستند و جنگ سوریه بیش از نیم میلیون کشته برجای گذاشت. در یمن، حمایت آمریکا از ائتلاف سعودی، باعث فاجعه انسانی شد و بیش از ۱۰۰ هزار کشته و میلیون‌ها آواره به همراه داشت.

     پایگاه‌های نظامی، نماد زورگویی و اشغال
    یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های دخالت و جنگ افروزی آمریکا، وجود گسترده پایگاه‌های نظامی در منطقه است. بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی آمریکا در جهان وجود دارد که بخش عمده‌ای در غرب آسیا مستقر است؛ از پایگاه العدید در قطر تا پایگاه‌های بحرین، امارات، عربستان، ترکیه، عراق و افغانستان. این پایگاه‌ها نه برای امنیت منطقه، بلکه برای کنترل منابع انرژی، حمایت از اسرائیل و تهدید مخالفان آمریکا ساخته شده‌اند. پایگاه پنجم دریایی آمریکا در بحرین مستقیماً برای مقابله با ایران ساخته شده و پایگاه‌های عراق پس از جنگ ۲۰۰۳ به نماد اشغال تبدیل شد و مقاومت مردمی را برانگیخت.

     تأثیرات اقتصادی و اجتماعی،نابودی و عقب‌ماندگی
    سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا نه تنها جنگ و مرگ به همراه داشته‌اند، بلکه اقتصاد کشورهای منطقه را نیز ویران کرده‌اند. تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، عراق و سوریه میلیون‌ها نفر را به فقر کشانده و زندگی عادی را مختل کرده است. در عراق پس از حمله آمریکا، زیرساخت‌های نفتی و صنعتی نابود شدند و فساد گسترش یافت.

    از نظر اجتماعی، سیاست‌های آمریکا زمینه‌ساز رشد تروریسم بوده‌اند. حمایت آمریکا از گروه‌های افغان علیه شوروی منجر به ظهور القاعده شد و سیاست‌های طایفه‌گرایانه در عراق، داعش را به وجود آورد. این گروه‌ها، که اغلب با سلاح‌های آمریکایی مجهز شده‌اند، بلای جان منطقه شده‌اند. حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل نیز پیامدهای فاجعه‌باری داشته است. اشغال فلسطین با کمک آمریکا، نسل‌کشی در غزّه و آواره شدن میلیون‌ها فلسطینی را به همراه داشته است. در منطقه‌ای که سال‌هاست زیر سایه جنگ نفس می‌کشد، آمریکا نه تنها ناظر، بلکه معمار اصلی بسیاری از فجایع است. از غزّه تا لبنان و یمن، سیاست‌های واشنگتن با تزریق میلیاردها دلار تسلیحات و حمایت‌های بی‌قیدوشرط، بستر و استمرار شرارت‌ها و جنایت‌های سازمان‌یافته را ممکن کرده است.

    این ادعا نه از سر شعار، بلکه بر اساس اسناد و داده‌های رسمی، از جمله گزارش‌های شورای روابط خارجی آمریکا، سرویس تحقیقات کنگره و پروژه «هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون است. بر اساس دو گزارش اخیر از این پروژه، آمریکا از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۲۱ میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرده است؛ رقمی که با احتساب عملیات‌های نظامی منطقه‌ای آمریکا به حدود ۳۳ میلیارد دلار می‌رسد. بدون این پشتیبانی، اسرائیل قادر به ادامه جنگ‌های خود در غزّه و سایر نقاط منطقه نبود. رژیم صهیونیستی برای تأمین بمب‌ها، موشک‌ها و مهمات به‌شدت به آمریکا وابسته است؛ به‌گونه‌ای که ۷۸ درصد از واردات نظامی اسرائیل از آمریکا تأمین می‌شود. در جنگ دوساله غزّه بیش از ۶۷ هزار فلسطینی توسط اسرائیل و حمایت های آمریکا شهید و حدود ۱۷۰ هزار نفر زخمی شدند. طبق گزارش ۲۰۲۴ دولت بایدن، بسیاری از تسلیحات استفاده‌شده در این جنگ شامل بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی و موشک‌های هلفایر ساخت آمریکا بوده‌اند که در بمباران غیرنظامیان به کار رفته‌اند و مصداق نقض آشکار حقوق بشردوستانه بین‌المللی محسوب می‌شوند. این حمایت‌ها محدود به غزّه نیست. در لبنان بیش از ۴ هزار نفر در حملات اسرائیل به شهادت رسیده‌اند. حملات اسرائیل به یمن و ایران نیز با استفاده از موشک‌ها و سامانه‌های دفاعی آمریکایی انجام شده است و در ایران و یمن، آمریکا مستقیماً خود نیز وارد جنگ شد.

     نتیجه
    سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا بلای بزرگی بوده است.جنگ‌ها، مرگ‌ها، نابودی اقتصادی و اجتماعی و حمایت از رژیم‌های مستبد و اشغالگر نمونه‌هایی از این سیاست‌های مخرب بوده است.  در جمع‌بندی آنچه درباره نقش آمریکا در غرب آسیا دیده می‌شود، یک تصویر روشن و تکرارشونده شکل می‌گیرد: آمریکا نه‌ تنها به‌عنوان یک «بازیگر خارجی» وارد منطقه شده، بلکه به‌عنوان معمار اصلی بسیاری از جنگ‌ها، بحران‌ها و ویرانی‌های چند دهه اخیر عمل کرده است. مداخله‌های نظامی، حمایت از رژیم‌های اشغالگر و مستبد، ایجاد پایگاه‌های نظامی گسترده، وضع تحریم‌های فلج‌کننده و پشتیبانی از گروه‌های مسلح و جریان‌های تجزیه‌طلب، همه بخش‌هایی از سیاستی هستند که عملاً منطقه را در چرخه‌ای از بی‌ثباتی و خشونت نگاه داشته است.

    رهبر انقلاب در سخنان خود در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی در ۲۷ مهرماه ۱۴۰۴ این واقعیت را برجسته کردند که آمریکا منبع اصلی جنگ و آشوب در غرب آسیاست. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا ادعا می‌کند که این منطقه «سرشار از مرگ و نابودی» است، باید پرسید این مرگ و نابودی از کجا آمده است؟ چنان‌که رهبر انقلاب تأکید کردند، «جنگ را شما راه می‌اندازید، آمریکا جنگ‌پرداز است.» واقعیت میدانی همین را نشان می‌دهد: از عراق و افغانستان تا سوریه، یمن و فلسطین، هر جا که جنگی شعله‌ور شده، رد پای مداخله مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا دیده می‌شود. پایگاه‌های نظامی گسترده آمریکا در قطر، بحرین، عراق و امارات نیز نشان می‌دهد این کشور نه برای امنیت ملّت‌های منطقه، بلکه برای سلطه، بازدارندگی و کنترل منابع انرژی وارد غرب آسیا شده است. پرسش رهبر انقلاب که «شما اینجا چه کار دارید؟» خلاصه‌ای از یک حقیقت تاریخی است: این منطقه، متعلق به مردم خود منطقه است، نه قدرت‌های فرامنطقه‌ای.

    سیاست‌های آمریکا در دهه‌های اخیر به‌جای ایجاد صلح، به تولید و بازتولید خشونت منجر شده‌اند. جنگ عراق بر پایه دروغ، افغانستان با هزینه صدها هزار کشته، ایران زیر فشار شدید تحریم‌ها و فلسطین زیر سایه اشغالگری که بدون حمایت آمریکا قادر به ادامه حیات نیست، تنها بخش‌هایی از پیامدهای عملی این سیاست‌هاست. داده‌های رسمی نشان می‌دهد بدون کمک‌های تسلیحاتی، مالی و اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل نمی‌توانست در غزّه ده‌ها هزار انسان را به خاک و خون بکشد. نقش آمریکا فقط حمایت سیاسی نبود؛ از بمب‌های ۲ هزار پوندی تا موشک‌های هلفایر، بخش عمده سلاح‌هایی که غیرنظامیان را هدف قرار دادند، آمریکایی بودند.

    در این میان، ادعای آمریکا درباره «مبارزه با تروریسم» یا «ترویج دموکراسی» نیز بیش از هر چیز یک پوشش رسانه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به همان سیاست‌های مخرب بوده است. همان‌گونه که رهبر انقلاب تأکید کردند، این مواضع همه غلط و دروغ» و برآمده از روحیه زورگویی و برتری‌طلبی است. تجربه نشان داده است که زورگویی ممکن است برخی ملّت‌ها را مرعوب کند، اما بر ملّت‌هایی مانند ایران تأثیرگذار نیست؛ ملّتی که هزینه‌های سنگین ایستادگی را داده و همچنان با اراده و آگاهی در برابر سلطه‌طلبی ایستاده است.

    در نهایت، نتیجه روشن است: تا زمانی که آمریکا با منطق نظامی‌گری، اشغال‌گری و بهره‌کشی در منطقه حضور دارد، غرب آسیا روی ثبات واقعی را نخواهد دید. راه پایان دادن به چرخه بحران، بازگرداندن سرنوشت منطقه به دست ملّت‌های منطقه، کاهش نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تقویت همکاری‌های درون‌منطقه‌ای است. تنها در چنین شرایطی می‌توان به صلح پایدار، توسعه، استقلال و امنیت واقعی دست یافت.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62002

    #ديگران__گزارش
    📰 بلای جنگ‌افروزی آمریکا در غرب آسیا  رهبر معظم انقلاب در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی در ۲۷ مهرماه ۱۴۰۴ با اشاره به ادعاهای رئیس‌جمهور آمریکا درباره منطقه غرب آسیا تأکید کردند: «اشاره میکند که «در این منطقه‌ی به قول آنها خاورمیانه و به قول ما غرب آسیا، مرگ و نیستی و جنگ وجود دارد»؛ خب جنگ را شما راه می‌اندازید، آمریکا جنگ‌پرداز است، اصلاً جنگ را آمریکا راه می‌اندازد، جنگ را به وجود می‌آورد؛ علاوه بر ترور، جنگ‌افروزی میکند. این جنگ مال آنها است، مرگ مال آنها است؛ کارهایی که آنها میکنند، کاری که آمریکا در این منطقه میکند [این است]. این پایگاه‌های نظامی برای چیست؟» بخش «بین‌الملل» رسانه‌ KHAMENEI.IR در گزارشی به بررسی سیاست‌های مخرب آمریکا و نقش این کشور در ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی در غرب آسیا پرداخته است..  ریشه‌های تاریخی مداخله آمریکا مداخله آمریکا در غرب آسیا ریشه در قرن نوزدهم دارد، زمانی که این کشور به دنبال گسترش تجارت و نفوذ فرهنگی بود. شدت واقعی این دخالت پس از جنگ جهانی دوم و در دوران جنگ سرد آغاز شد، زمانی که آمریکا سیاست مهار شوروی را در پیش گرفت و از رژیم‌های استبدادی در منطقه حمایت کرد تا مانع گسترش کمونیسم شود. این حمایت‌ها اغلب با کودتاها همراه بود؛ نمونه بارز آن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق در ایران بود که با حمایت مستقیم سازمان سیا انجام شد. این اقدام، نمونه‌ای از دخالت آشکار در امور داخلی یک کشور و نادیده گرفتن اراده ملّت‌ها به شمار می‌رود. پس از پایان جنگ سرد، آمریکا خود را قدرت برتر جهان می‌دانست و سیاست‌هایش را بر پایه «نظم نوین جهانی» بنیان گذاشت. حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم صهیونیستی یکی از پایه‌های این سیاست بود. آمریکا نه تنها اولین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت، بلکه میلیاردها دلار کمک نظامی و اقتصادی به آن اختصاص داد. این حمایت‌ها زمینه‌ساز جنگ‌ها و جنایت های متعدد در منطقه شد.  جنگ‌ها و مداخلات نظامی آمریکا با جنگ‌افروزی‌های مستقیم و غیرمستقیم خود در عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن، منطقه را به صحنه‌ای برای قتل‌عام و نابودی تبدیل کرده است. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بر اساس دروغ «سلاح‌های کشتار جمعی» انجام شد و بیش از یک میلیون کشته، نابودی زیرساخت‌ها و ظهور گروه‌های تروریستی مانند داعش را به همراه داشت. آمریکا با انحلال ارتش عراق و سیاست‌های طایفه‌گرایانه، زمینه فتنه‌های قومی را فراهم کرد. در افغانستان، جنگ ۲۰۰۱ آمریکا با هدف مبارزه با القاعده آغاز شد و به طولانی‌ترین جنگ آمریکا تبدیل شد؛ پس از ۲۰ سال، آمریکا با خفت خارج شد و طالبان بازگشت. بیش از ۲۴۰ هزار نفر در این جنگ جان خود را از دست دادند و اقتصاد کشور نابود شد. در لیبی، مداخله ۲۰۱۱ منجر به سرنگونی قذافی شد، اما کشور را به هرج‌ومرج کشاند و زمینه‌ساز قاچاق انسان و تروریسم شد. در سوریه، آمریکا از گروه‌های تروریستی مخالف بشار اسد حمایت کرد که بسیاری به داعش پیوستند و جنگ سوریه بیش از نیم میلیون کشته برجای گذاشت. در یمن، حمایت آمریکا از ائتلاف سعودی، باعث فاجعه انسانی شد و بیش از ۱۰۰ هزار کشته و میلیون‌ها آواره به همراه داشت.  پایگاه‌های نظامی، نماد زورگویی و اشغال یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های دخالت و جنگ افروزی آمریکا، وجود گسترده پایگاه‌های نظامی در منطقه است. بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی آمریکا در جهان وجود دارد که بخش عمده‌ای در غرب آسیا مستقر است؛ از پایگاه العدید در قطر تا پایگاه‌های بحرین، امارات، عربستان، ترکیه، عراق و افغانستان. این پایگاه‌ها نه برای امنیت منطقه، بلکه برای کنترل منابع انرژی، حمایت از اسرائیل و تهدید مخالفان آمریکا ساخته شده‌اند. پایگاه پنجم دریایی آمریکا در بحرین مستقیماً برای مقابله با ایران ساخته شده و پایگاه‌های عراق پس از جنگ ۲۰۰۳ به نماد اشغال تبدیل شد و مقاومت مردمی را برانگیخت.  تأثیرات اقتصادی و اجتماعی،نابودی و عقب‌ماندگی سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا نه تنها جنگ و مرگ به همراه داشته‌اند، بلکه اقتصاد کشورهای منطقه را نیز ویران کرده‌اند. تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، عراق و سوریه میلیون‌ها نفر را به فقر کشانده و زندگی عادی را مختل کرده است. در عراق پس از حمله آمریکا، زیرساخت‌های نفتی و صنعتی نابود شدند و فساد گسترش یافت. از نظر اجتماعی، سیاست‌های آمریکا زمینه‌ساز رشد تروریسم بوده‌اند. حمایت آمریکا از گروه‌های افغان علیه شوروی منجر به ظهور القاعده شد و سیاست‌های طایفه‌گرایانه در عراق، داعش را به وجود آورد. این گروه‌ها، که اغلب با سلاح‌های آمریکایی مجهز شده‌اند، بلای جان منطقه شده‌اند. حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل نیز پیامدهای فاجعه‌باری داشته است. اشغال فلسطین با کمک آمریکا، نسل‌کشی در غزّه و آواره شدن میلیون‌ها فلسطینی را به همراه داشته است. در منطقه‌ای که سال‌هاست زیر سایه جنگ نفس می‌کشد، آمریکا نه تنها ناظر، بلکه معمار اصلی بسیاری از فجایع است. از غزّه تا لبنان و یمن، سیاست‌های واشنگتن با تزریق میلیاردها دلار تسلیحات و حمایت‌های بی‌قیدوشرط، بستر و استمرار شرارت‌ها و جنایت‌های سازمان‌یافته را ممکن کرده است. این ادعا نه از سر شعار، بلکه بر اساس اسناد و داده‌های رسمی، از جمله گزارش‌های شورای روابط خارجی آمریکا، سرویس تحقیقات کنگره و پروژه «هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون است. بر اساس دو گزارش اخیر از این پروژه، آمریکا از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۲۱ میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرده است؛ رقمی که با احتساب عملیات‌های نظامی منطقه‌ای آمریکا به حدود ۳۳ میلیارد دلار می‌رسد. بدون این پشتیبانی، اسرائیل قادر به ادامه جنگ‌های خود در غزّه و سایر نقاط منطقه نبود. رژیم صهیونیستی برای تأمین بمب‌ها، موشک‌ها و مهمات به‌شدت به آمریکا وابسته است؛ به‌گونه‌ای که ۷۸ درصد از واردات نظامی اسرائیل از آمریکا تأمین می‌شود. در جنگ دوساله غزّه بیش از ۶۷ هزار فلسطینی توسط اسرائیل و حمایت های آمریکا شهید و حدود ۱۷۰ هزار نفر زخمی شدند. طبق گزارش ۲۰۲۴ دولت بایدن، بسیاری از تسلیحات استفاده‌شده در این جنگ شامل بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی و موشک‌های هلفایر ساخت آمریکا بوده‌اند که در بمباران غیرنظامیان به کار رفته‌اند و مصداق نقض آشکار حقوق بشردوستانه بین‌المللی محسوب می‌شوند. این حمایت‌ها محدود به غزّه نیست. در لبنان بیش از ۴ هزار نفر در حملات اسرائیل به شهادت رسیده‌اند. حملات اسرائیل به یمن و ایران نیز با استفاده از موشک‌ها و سامانه‌های دفاعی آمریکایی انجام شده است و در ایران و یمن، آمریکا مستقیماً خود نیز وارد جنگ شد.  نتیجه سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا بلای بزرگی بوده است.جنگ‌ها، مرگ‌ها، نابودی اقتصادی و اجتماعی و حمایت از رژیم‌های مستبد و اشغالگر نمونه‌هایی از این سیاست‌های مخرب بوده است.  در جمع‌بندی آنچه درباره نقش آمریکا در غرب آسیا دیده می‌شود، یک تصویر روشن و تکرارشونده شکل می‌گیرد: آمریکا نه‌ تنها به‌عنوان یک «بازیگر خارجی» وارد منطقه شده، بلکه به‌عنوان معمار اصلی بسیاری از جنگ‌ها، بحران‌ها و ویرانی‌های چند دهه اخیر عمل کرده است. مداخله‌های نظامی، حمایت از رژیم‌های اشغالگر و مستبد، ایجاد پایگاه‌های نظامی گسترده، وضع تحریم‌های فلج‌کننده و پشتیبانی از گروه‌های مسلح و جریان‌های تجزیه‌طلب، همه بخش‌هایی از سیاستی هستند که عملاً منطقه را در چرخه‌ای از بی‌ثباتی و خشونت نگاه داشته است. رهبر انقلاب در سخنان خود در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی در ۲۷ مهرماه ۱۴۰۴ این واقعیت را برجسته کردند که آمریکا منبع اصلی جنگ و آشوب در غرب آسیاست. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا ادعا می‌کند که این منطقه «سرشار از مرگ و نابودی» است، باید پرسید این مرگ و نابودی از کجا آمده است؟ چنان‌که رهبر انقلاب تأکید کردند، «جنگ را شما راه می‌اندازید، آمریکا جنگ‌پرداز است.» واقعیت میدانی همین را نشان می‌دهد: از عراق و افغانستان تا سوریه، یمن و فلسطین، هر جا که جنگی شعله‌ور شده، رد پای مداخله مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا دیده می‌شود. پایگاه‌های نظامی گسترده آمریکا در قطر، بحرین، عراق و امارات نیز نشان می‌دهد این کشور نه برای امنیت ملّت‌های منطقه، بلکه برای سلطه، بازدارندگی و کنترل منابع انرژی وارد غرب آسیا شده است. پرسش رهبر انقلاب که «شما اینجا چه کار دارید؟» خلاصه‌ای از یک حقیقت تاریخی است: این منطقه، متعلق به مردم خود منطقه است، نه قدرت‌های فرامنطقه‌ای. سیاست‌های آمریکا در دهه‌های اخیر به‌جای ایجاد صلح، به تولید و بازتولید خشونت منجر شده‌اند. جنگ عراق بر پایه دروغ، افغانستان با هزینه صدها هزار کشته، ایران زیر فشار شدید تحریم‌ها و فلسطین زیر سایه اشغالگری که بدون حمایت آمریکا قادر به ادامه حیات نیست، تنها بخش‌هایی از پیامدهای عملی این سیاست‌هاست. داده‌های رسمی نشان می‌دهد بدون کمک‌های تسلیحاتی، مالی و اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل نمی‌توانست در غزّه ده‌ها هزار انسان را به خاک و خون بکشد. نقش آمریکا فقط حمایت سیاسی نبود؛ از بمب‌های ۲ هزار پوندی تا موشک‌های هلفایر، بخش عمده سلاح‌هایی که غیرنظامیان را هدف قرار دادند، آمریکایی بودند. در این میان، ادعای آمریکا درباره «مبارزه با تروریسم» یا «ترویج دموکراسی» نیز بیش از هر چیز یک پوشش رسانه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به همان سیاست‌های مخرب بوده است. همان‌گونه که رهبر انقلاب تأکید کردند، این مواضع همه غلط و دروغ» و برآمده از روحیه زورگویی و برتری‌طلبی است. تجربه نشان داده است که زورگویی ممکن است برخی ملّت‌ها را مرعوب کند، اما بر ملّت‌هایی مانند ایران تأثیرگذار نیست؛ ملّتی که هزینه‌های سنگین ایستادگی را داده و همچنان با اراده و آگاهی در برابر سلطه‌طلبی ایستاده است. در نهایت، نتیجه روشن است: تا زمانی که آمریکا با منطق نظامی‌گری، اشغال‌گری و بهره‌کشی در منطقه حضور دارد، غرب آسیا روی ثبات واقعی را نخواهد دید. راه پایان دادن به چرخه بحران، بازگرداندن سرنوشت منطقه به دست ملّت‌های منطقه، کاهش نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تقویت همکاری‌های درون‌منطقه‌ای است. تنها در چنین شرایطی می‌توان به صلح پایدار، توسعه، استقلال و امنیت واقعی دست یافت. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62002 #ديگران__گزارش
    0 Commenti 0 condivisioni 617 Views 0 Anteprima
  • «پنجره»ای به دیدار هزاران نفر از زنان و دختران


    «پنجره» متفاوتی به دیدار صبح امروز هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر انقلاب.

    رسانه KHAMENEI.IR در بسته تصویری «پنجره» از زاویه‌ی دیدی متفاوت، لحظاتی غیررسمی از آنچه در دیدارهای اقشار مختلف با رهبر انقلاب میگذرد را روایت میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62005

    #فيلم
    📰 «پنجره»ای به دیدار هزاران نفر از زنان و دختران «پنجره» متفاوتی به دیدار صبح امروز هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر انقلاب. رسانه KHAMENEI.IR در بسته تصویری «پنجره» از زاویه‌ی دیدی متفاوت، لحظاتی غیررسمی از آنچه در دیدارهای اقشار مختلف با رهبر انقلاب میگذرد را روایت میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=62005 #فيلم
    0 Commenti 0 condivisioni 143 Views 0 Anteprima
  • بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران


    [دریافت PDF]

     بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

    و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

    خیلی خوش آمدید همه‌ی بانوان محترم، بخصوص خانواده‌های شهیدان عزیز، و بالاخص خانواده‌های شهدای اخیر که مظهر اقتدار کشور و مظهر اقتدار جمهوری اسلامی بودند. و تشکّر از خانمهایی که اینجا بیاناتی بیان کردند؛ هم پُرمغز و پُرمعنا بود آنچه اینجا گفته شد ــ چه همسر شهید رشید و مادر شهید [امین‌عبّاس] رشید و چه صبیّه‌ی شهید سلامی ــ هم از لحاظ مضمون و معنا حاکی از یک ذهن روشن و فکر بلند در این بانوان و در مجموعه‌ی بانوان فداکار کشور بود، هم از لحاظ متن بسیار زیبا و شنیدنی بود؛ خیلی متشکّرم از همه‌ی خانمها و بالخصوص از این خانمها.

    این روزها مربوط به حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) است؛ من یک جمله‌ی کوتاه درباره‌ی آن بزرگوار عرض میکنم، بعد هم درباره‌ی مسئله‌ی زنان و مسئله‌ی زن ــ که امروز مسئله‌ی مطرحی در دنیا است ــ چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد.

    درباره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، فضایل ایشان را [اگر] بخواهیم بشمریم، حدّوحصر ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله این بزرگوار را معرّفی کنیم، باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیّه‌ی معصومین؛ انسانند، امّا اهل عرشند. ما فرشی‌ها، زمینی‌ها، قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیّت اینها را ببینیم یا حتّی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند مستقیم به خورشید نگاه کند. حدّ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) این حد است. در همه‌ی ابعاد زندگی، یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار ــ که شنیده‌اید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران ــ چه در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آن که غرق در معارف الهی و معنوی و توجّه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست. در شب عروسی، لباس عروسی خود را به سائل، به فقیر میبخشد؛ سه روز غذا نمیخورد و افطاری خودش را به سائل میبخشد؛ به مردم رسیدگی میکند.

    در تاب‌آوری در سختی‌ها و مصیبت‌ها؛ چه کسی است که بتواند تاب بیاورد و طاقت بیاورد مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است، یک انسان عرشی است. در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانه‌داری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود می‌آورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاه‌های غیر قابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابی‌طالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد؛ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) به این خصوصیّات آراسته است و تمامی ندارد. به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همان که خود پیغمبر فرمود: سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین‌؛ سَرور زنان جهان. طبق روایت، از پیغمبر اکرم پرسیدند که این جمله درباره‌ی حضرت مریم آمده که «سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین»؛ فرمود: مَریَمَ‌ کانَت‌ سَیِّدَةَ نِساءِ عالَمِها؛(۲) او سرور زنان زمان خودش بود ــ زنان عالم [خودش] ــ امّا فاطمه سرور زنان همه‌ی عالم است در همه‌ی دورانهای تاریخ. این فاطمه‌ی زهرا است. شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید، هدف را از چنین شخصیّتی میگیرید و دنبال میکنید؛ اینها آن نقاطی است که زنان جامعه‌ی ما، زنان کشور ما بحمدالله به آن توجّه دارند و باید داشته باشند. این راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها).

    امّا در مورد موضوعات مربوط به زن، که امروز در دنیا هم این مسائل مطرح است و علّت هم جفاهایی است که صورت گرفته و الان صورت میگیرد. تصوّر من این است که در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهم‌تر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان»؛ اینها باید مطرح بشود.

    شأن زنان در اسلام خیلی شأن والا و بالایی است. شاید مترقّی‌ترین و بهترین تعبیرات و سخنان را درباره‌ی زن و بهترین مفاهیم را در مورد هویّت و شخصیّت زن، ما در قرآن پیدا میکنیم؛ مثلاً من اینجا یادداشت کرده‌ام:

    اوّلاً نقش پدید آمدن حیات بشر و تاریخ بشر از مرد و زن: برابری مرد و زن. اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ؛(۳) یعنی در خلقتِ این سلسله‌ی بشری ــ که چندین هزار سال سابقه دارد و خدا میداند تا چندین هزار سال دیگر لاحقه(۴) خواهد داشت ــ مؤسّس این تشکیلات یک مرد و یک زن است؛ یعنی بنا بر تعبیر قرآن، زن نیمی از تأثیر حیات بشریّت را به خودش اختصاص داده.

    [ثانیاً] در مورد تکلیف عمومی؛ خداوند متعال انسانها را خلق کرده است برای یک هدفی، برای رسیدن به یک رتبه‌ای؛ در این زمینه هم مرد و زن در منطق اسلام یکسانند، بدون هیچ گونه تفاوتی. وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ‌ وَ هُوَ مُؤمِن؛(۵) تأثیر عمل صالح و ایمان در مرد و در زن یکسان است و میتواند اینها را نجات بدهد، که در چند آیه‌ی قرآن [آمده]؛ حالا این آیه‌ای که من خواندم در سوره‌ی نساء است امّا در آیات متعدّد دیگری همین معنا ذکر شده.

    ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن. وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ی این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه از سوی کسانی که دیندارند امّا دین را نشناخته‌اند، و همچنین از سوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند. در سوره‌ی مبارک احزاب [که میفرماید]: «اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات‌»،(۶) همه‌جا مرد و زن در کنار هم [آمده]؛ ده عنوان درجه‌ی یک و یکسان برای مرد و زن به عنوان بندگان خدا، بندگان مؤمن. کسانی که با این خصوصیّت هستند، مورد لطف خدا، مورد عفو خدا، مورد توجّه الهی و لایق رسیدن به مقامات عرشی و معنوی و الهی هستند.

    در حقوق متقابل با مرد، در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [آمده] است: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ؛(۷) اینها منطق قرآن است. ببینید، چه جور و چگونه مابین زن و مرد به عنوان مؤمن، به عنوان انسان، به عنوان یک فرد متعالی تساوی کامل برقرار میکند! از نظر اسلام زن میتواند در فعّالیّت اجتماعی، در کسب و کار، در فعّالیّت سیاسی، در بیشتر مناصب حکومتی، در همه‌ی عرصه‌های زندگی فعّال باشد. آن چیزی که فرهنگِ منحطّ فاسدِ غلطِ غربی از زن دارد ارائه میدهد ــ که بعداً‌ اشاره خواهم کرد ــ مطلقاً در اسلام مردود است؛ [در اسلام] زن این[جور] است؛ با این معانی بلند، با این رتبه‌های عالی، با این زمینه‌های پیشرفت در عالم مادّی زندگی میکند و در عالم معنوی سِیر و حرکت میکند.

    از جمله‌ی نکاتی که در اسلام در مورد زن وجود دارد، مسئله‌ی محدودیّتهایی است در ارتباط با مرد. این برابری‌ها [که ذکر شد] هست امّا محدودیّتهایی هم وجود دارد در ارتباط زن و مرد که این از خصوصیّات اسلام است. این هم در فرهنگ منحطّ غربی مطلقاً مورد توجّه قرار نگرفته؛ علّتش هم معلوم است. علّت این است که کشش درخواست‌ها و خواهشهای جنسی، کشش بسیار قوی‌ای است؛ بایستی آن را مهار کرد و اسلام توانسته با احکام خودش [آن را] مهار کند. اگر چنانچه به آن احکام عمل نشود، این بی‌مهاری همان کاری را خواهد کرد که امروز در غرب کرده که می‌شنوید و از باندها و تشکیلات فاسد در آمریکا و در اروپا و در عمده‌ی کشورهای غربی اطّلاع دارید. پوشش زن و مرد از این قبیل است؛ از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن . مسئله‌ی پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند.

    خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است که من فقط یک اشاره‌ای کردم؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است.

    در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی‌اند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی، این خصوصیّات با هم تفاوت دارند. این دو عنصر باید برای اداره‌ی زندگی و ادامه‌ی نسل بشر و پیشرفتهای تمدّنی و نیازهای روحی ــ و نیازهای روحی! ــ نقش ایفا کنند؛ یعنی زن و مرد، دنیا را اداره میکنند، درون انسانیِ خودشان را هم اداره میکنند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که اینها انجام میدهند، تشکیل خانواده است که متأسّفانه در منطق غلط فرهنگ سرمایه‌داری و فرهنگ غربی، خانواده فراموش‌شده است. حالا یک اشاره‌ای بعد خواهم کرد که حقوقی در خانواده وجود دارد؛ حقوقی برای زن، حقوقی برای مرد، حقوقی برای فرزندان؛ حقوق متقابل بین این سه عنصر: مرد، زن، و فرزندان.

    خب، از همین‌جا راجع به مسئله‌ی حقوق زن [مطالبی عرض کنیم]. شأن زن را عرض کردیم.

    در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور.

    حفظ امنیّت و حرمت و کرامت زن، جزو حقوق زن است. بایستی کرامت زن محفوظ بماند. این منطق سرمایه‌داری خبیث، کرامت زن را از بین میبرد و پامال میکند. در اسلام، کرامت زن و احترام به زن یکی از اصلی‌ترین عناصر است. پیغمبر طبق روایت فرمود:  اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة. بارها من این حدیث را خوانده‌ام، عمداً مایلم که این گفته بشود. «قهرمان» به کسی میگویند که کارگزار یک کاری است؛ فرض کنید یک نفری یک بوستانی دارد، باغی دارد، تجارتی دارد، به آن که کارها را جور میکند و زحمات را بر دوش میکشد، در عربی میگویند «قهرمانة». پیغمبر میفرماید: اَلمَراَةُ رَیحانَة. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی، چرا آن کار را نکردی، چرا خانه تمیز نیست. رَیحانَة؛ گل است. گل را باید مراقبت کرد، باید حفظ کرد؛ او هم شما را از رنگ خود، از بوی خود، از خواصّ خود برخوردار خواهد کرد. ببینید! اسلام به زن این‌جوری نگاه میکند.

    یک ‌جا برای اینکه اهمّیّت عمل زن و فکر زن و راهی که زن میپیماید معلوم بشود، قرآن یک مَثل عجیبی را میزند: وَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛(۸) یعنی خدای متعال برای مؤمنین یک نمونه، یک مَثل، یک مثال، یک شاخص، معیّن میکند که آن شاخص برای همه‌ی مؤمنین [است]، نه برای زنها فقط؛ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا؛ برای همه‌ی مؤمنین شاخص معیّن میکند؛ آن شاخص کیست؟ یکی زن فرعون، یکی «وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران‌»؛(۹) یعنی همه‌ی مردان عالم، همه‌ی مؤمنین عالم برای اینکه ببینند راهی که میروند درست است یا درست نیست، به این دو زن نگاه کنند؛ ببینند اینها چه جور عمل کردند، چه کار کردند؛ آن [مسیر،] راه نجاتِ اینها است. نگاه اسلام به زن این است.

    حقوق زن در جامعه محفوظ باشد؛ تبعیض وجود نداشته باشد ــ امروز وجود دارد ــ امروز در بسیاری از کشورهای غربی دستمزد زنان از مردان در یک کار واحد، کمتر است؛ امروز این‌جور است. این بی‌عدالتی محض است. مسئله‌ی ارزش‌گذاریِ برابر با مردان برای کاری که انجام میدهند ــ دستمزد ــ برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان و ده‌ها مسئله‌ی دیگر؛ اینها باید رعایت بشود. این در جامعه.

    در خانه، مهم‌ترین حقّی که بانوی خانه و زن خانه دارد، «محبّت» است. مهم‌ترین نیازی که دارد و مهم‌ترین حقّی که دارد، محبّت است. روایت وارد شده که مردها به زنهایشان بگویند من تو را دوست دارم؛ یعنی تصریح کنند؛(۱۰) [با اینکه] او میداند. این اوّلین [حق].

    حقّ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ی یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به این صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به هر صورت.

    مدیریّت خانه‌داری. رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند. کمک شوهر به زحمات ناشی از عوارض فرزند‌آوری. عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود. قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟ حقّ دیگر، باز گذاشتن وسایل ترقّی و پیشرفت، مثل تحصیل علم و بعضی مشاغل زنانه و امثال اینها. اینها اجمالی از دیدگاه اسلام نسبت به زن است. یک اجمالی است؛ یعنی دیدگاه اسلام در مورد زن را اگر کسی بخواهد شرح بدهد، جایش یک جلسه‌ی نیم‌ساعته و یک‌ساعته نیست؛ خیلی طولانی‌تر از این حرفها است. این اجمالی، چند کلمه‌ای که من [در این باره] عرض کردم.

    نقطه‌ی مقابل، دیدگاه غربی است، دیدگاه سرمایه‌داری غرب است؛ به معنای واقعی کلمه، نقطه‌ی مقابل [است]. در اسلام زن در حرکت و در پیشرفت استقلال دارد، توانایی دارد،‌ عنوان دارد، هویّت دارد؛ در آنجا نخیر، هویّت زن تابع هویّت شوهر است؛ شما یک نام خانوادگی‌ای دارید، ازدواج که کردید، دیگر آن نام خانوادگی کنار میرود، نام خانوادگی شوهر روی شما می‌آید! این یک علامت است، یک نشانه است؛ هضم در مرد شدن، مغلوب هویّت مرد شدن. تفاوت در دستمزدها؛ عدم رعایت شرافت و حرمت زن؛ به چشم وسیله‌ی مادّی به زن نگاه کردن. به زن به چشم وسیله‌ی استفاده‌ی مادّی نگاه میکنند ــ ممکن است فلان فرد اشرافی زنش را احترام هم بکند؛ بحث سر او نیست، بحث سر نگاه عمومی است ــ به عنوان وسیله‌ی هوسرانی به زن نگاه کردن. این باندهای خلافکاری ــ که اخیراً‌ در آمریکا سروصدایش زیاد بلند شده ــ به معنای این است دیگر؛ یعنی نگاه به زن، نگاه به یک وسیله‌ی خوشگذرانی است؛ یک ابزار است، یک وسیله است. این فرهنگ وقتی مسلّط شد، خود آن زن هم نمیفهمد که شده ابزار؛ افتخار میکند. افتخار میکند!

    تخریب بنای خانواده. یکی از مهم‌ترین گناهانی که تمدّن و فرهنگ سرمایه‌داری غرب به وجود آورده، این است که بنای خانواده را تخریب کرده؛ خانواده به معنای یک جمع متّصل به هم و یکدست و علاقه‌مند کمتر وجود دارد. من در یک کتاب خارجی خواندم که مرد و زن قرار میگذارند که مثلاً ساعت چهار بعدازظهر برای خوردن چایی، یک ساعت هر دو بیایند خانه و بچّه‌ها میدانند که پدر و مادر در این ساعت در خانه هستند؛ اجتماع خانوادگی این است که مثلاً در ساعت چهار بعدازظهر آن خانم از سرِ کار بیاید، آن آقا از سرِ کار بیاید، آن بچّه ــ پسر، دختر ــ هم بیایند، بعد هر کدام میروند دنبال کار خودشان؛ یا شغل دارند، یا کار دارند یا جلسه‌ی دوستانه دارند یا باشگاه دارند؛ مرتّب هم نگاه میکنند ببینند ساعت پنج که مثلاً باید جلسه تمام بشود، شد یا نشد. این وضع خانواده در آنجا است! کودکان پدرنشناس، کاهش نسبت‌های خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بی‌بندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایه‌داری غرب این است که این‌همه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد «آزادی»! اغوا میکند، فریب میدهد، اسمش آزادی است. اینجا هم وقتی میخواهند همان فرهنگ را سرایت بدهند، میگویند داریم آزاد میکنیم! در واقع دارند در بند میکنند، دارند اسیر میکنند امّا اسمش را میگذارند آزادی. این مشکل بزرگِ مربوط به شأن زن و جایگاه زن در محیط جامعه و همچنین در محیط خانواده، به صورت فرهنگ درآمده؛ فرهنگِ غلط و گمراه.

    و البتّه سابقها و در قرون قبلی در اروپا به این شکل نبوده؛ اینها بیشتر در قرن اخیر و حول‌وحوش قرن اخیر شدّت پیدا کرده و به این صورت درآمده و متأسّفانه خودشان اصرارشان این است که این فرهنگ را به همه‌ی دنیا صادر کنند؛ اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همه‌ی عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد؛ هم در جامعه، هم در خانه. در سایه‌ی این نگاه در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از عرصه‌ها بانوان ما، زنان ما، دختران جوان ما پیشرفت کردند؛ در آمارهای تحصیلی،‌ در امور بهداشت و درمان، در امید به زندگانی، در زمینه‌های علمی و ورزشی، در پشتیبانی‌های جهادی. این خانم درست گفت؛(۱۱) آن شهدای عزیز ما، بدون داشتن چنین همسرانی نمیتوانستند آن‌قدر در آن میدان مجاهدت، خودشان را مشغول کنند که به این سرانجام افتخارآمیز برسند؛ به شهادت. سختی‌ها را اینها تحمّل کردند؛ اینها بودند که توانستند پشتیبانی‌های جهادی خودشان را جوری کنند، جوری با همسران مجاهد خودشان همراهی کنند که آنها بتوانند در قلّه‌ی جهاد قرار بگیرند.

    آنچه امروز بانوان ما، زنان ما در مراکز فکری و پژوهشی در این زمینه‌ها توانسته‌اند به دست بیاورند، در تاریخ ایران بی‌سابقه است؛ بلاشک. ما هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشته‌ایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشته‌ایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یک‌دهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یک‌صدمِ این را هم نداشتیم. جمهوری اسلامی بحمدالله با پیشرفت علم در کشور، در میان بانوان، بانوان را این‌جور امروز در دنیا بالا آورد؛ در عرصه‌ی علمی، در عرصه‌ی اجتماعی، در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی ورزشی زنان ما بحمدالله جزو پیشروانند.

    حرف آخر من این است: توصیه‌ی من به رسانه‌ها این است که مراقب باشند عاملی نباشند برای ترویج تفکّر غلط غربی‌ها. رسانه‌های ما مراقبت کنند ابزار ترویج تفکّر غربی و سرمایه‌داری باطل و غلط در مورد زن قرار نگیرند و ابزار آنها نشوند. وقتی راجع به حجاب بحث میشود، راجع به پوشش زنان بحث میشود، راجع به همکاری زن و مرد بحث میشود، این‌جور نباشد که رسانه‌ی داخلی جمهوری اسلامی حرف آنها را تکرار کند، حرف آنها را درشت کند و بزرگ کند. اسلام را ترویج کنید، نظر اسلام را بیان کنید. نظر اسلام نظر افتخارآمیز است. اگر چنانچه ما در میان خودمان و در مجامع جهانی این فکر را،‌ این نگاه را، این نظریّه‌ی بزرگ و کارساز را مطرح کنیم، قطعاً بسیاری از مردم دنیا به اسلام گرایش پیدا خواهند کرد؛ بخصوص بانوان، گرایش پیدا خواهند کرد. این بهترین ترویج اسلام است و امیدواریم که ان‌شاءالله همه‌ی شماها موفّق به این کار بشوید.

    والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

     


    (۱ در ابتدای این دیدار، همسر سرلشکر شهید غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و دختر سرلشکر شهید حسین سلامی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) مطالبی بیان کردند.

    (۲ امالی صدوق، مجلس هفتادوسوّم، ص ۴۸۶

    (۳ سوره‌ی حجرات، بخشی از آیه‌ی ۱۳

    (۴ دنباله، ادامه

    (۵ سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۲۴

    (۶ سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۵؛ «مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد میکنند ...»

    (۷ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۲۸؛ «... و مانند همان [وظایفی‌] که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده‌ی مردان‌] است‌ ...»

    (۸ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...»

    (۹ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دختِ عمران را ...»

    (۱۰ کافی، ج ۵، ص ۵۶۹

    (۱۱ اشاره به صحبتهای همسر شهید غلامعلی رشید



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62004

    #بيانات
    📰 بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران [دریافت PDF]  بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱) و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید همه‌ی بانوان محترم، بخصوص خانواده‌های شهیدان عزیز، و بالاخص خانواده‌های شهدای اخیر که مظهر اقتدار کشور و مظهر اقتدار جمهوری اسلامی بودند. و تشکّر از خانمهایی که اینجا بیاناتی بیان کردند؛ هم پُرمغز و پُرمعنا بود آنچه اینجا گفته شد ــ چه همسر شهید رشید و مادر شهید [امین‌عبّاس] رشید و چه صبیّه‌ی شهید سلامی ــ هم از لحاظ مضمون و معنا حاکی از یک ذهن روشن و فکر بلند در این بانوان و در مجموعه‌ی بانوان فداکار کشور بود، هم از لحاظ متن بسیار زیبا و شنیدنی بود؛ خیلی متشکّرم از همه‌ی خانمها و بالخصوص از این خانمها. این روزها مربوط به حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) است؛ من یک جمله‌ی کوتاه درباره‌ی آن بزرگوار عرض میکنم، بعد هم درباره‌ی مسئله‌ی زنان و مسئله‌ی زن ــ که امروز مسئله‌ی مطرحی در دنیا است ــ چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد. درباره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، فضایل ایشان را [اگر] بخواهیم بشمریم، حدّوحصر ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله این بزرگوار را معرّفی کنیم، باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیّه‌ی معصومین؛ انسانند، امّا اهل عرشند. ما فرشی‌ها، زمینی‌ها، قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیّت اینها را ببینیم یا حتّی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند مستقیم به خورشید نگاه کند. حدّ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) این حد است. در همه‌ی ابعاد زندگی، یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار ــ که شنیده‌اید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران ــ چه در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آن که غرق در معارف الهی و معنوی و توجّه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست. در شب عروسی، لباس عروسی خود را به سائل، به فقیر میبخشد؛ سه روز غذا نمیخورد و افطاری خودش را به سائل میبخشد؛ به مردم رسیدگی میکند. در تاب‌آوری در سختی‌ها و مصیبت‌ها؛ چه کسی است که بتواند تاب بیاورد و طاقت بیاورد مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است، یک انسان عرشی است. در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانه‌داری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود می‌آورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاه‌های غیر قابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابی‌طالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد؛ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) به این خصوصیّات آراسته است و تمامی ندارد. به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همان که خود پیغمبر فرمود: سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین‌؛ سَرور زنان جهان. طبق روایت، از پیغمبر اکرم پرسیدند که این جمله درباره‌ی حضرت مریم آمده که «سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین»؛ فرمود: مَریَمَ‌ کانَت‌ سَیِّدَةَ نِساءِ عالَمِها؛(۲) او سرور زنان زمان خودش بود ــ زنان عالم [خودش] ــ امّا فاطمه سرور زنان همه‌ی عالم است در همه‌ی دورانهای تاریخ. این فاطمه‌ی زهرا است. شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید، هدف را از چنین شخصیّتی میگیرید و دنبال میکنید؛ اینها آن نقاطی است که زنان جامعه‌ی ما، زنان کشور ما بحمدالله به آن توجّه دارند و باید داشته باشند. این راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها). امّا در مورد موضوعات مربوط به زن، که امروز در دنیا هم این مسائل مطرح است و علّت هم جفاهایی است که صورت گرفته و الان صورت میگیرد. تصوّر من این است که در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهم‌تر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان»؛ اینها باید مطرح بشود. شأن زنان در اسلام خیلی شأن والا و بالایی است. شاید مترقّی‌ترین و بهترین تعبیرات و سخنان را درباره‌ی زن و بهترین مفاهیم را در مورد هویّت و شخصیّت زن، ما در قرآن پیدا میکنیم؛ مثلاً من اینجا یادداشت کرده‌ام: اوّلاً نقش پدید آمدن حیات بشر و تاریخ بشر از مرد و زن: برابری مرد و زن. اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ؛(۳) یعنی در خلقتِ این سلسله‌ی بشری ــ که چندین هزار سال سابقه دارد و خدا میداند تا چندین هزار سال دیگر لاحقه(۴) خواهد داشت ــ مؤسّس این تشکیلات یک مرد و یک زن است؛ یعنی بنا بر تعبیر قرآن، زن نیمی از تأثیر حیات بشریّت را به خودش اختصاص داده. [ثانیاً] در مورد تکلیف عمومی؛ خداوند متعال انسانها را خلق کرده است برای یک هدفی، برای رسیدن به یک رتبه‌ای؛ در این زمینه هم مرد و زن در منطق اسلام یکسانند، بدون هیچ گونه تفاوتی. وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ‌ وَ هُوَ مُؤمِن؛(۵) تأثیر عمل صالح و ایمان در مرد و در زن یکسان است و میتواند اینها را نجات بدهد، که در چند آیه‌ی قرآن [آمده]؛ حالا این آیه‌ای که من خواندم در سوره‌ی نساء است امّا در آیات متعدّد دیگری همین معنا ذکر شده. ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن. وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ی این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه از سوی کسانی که دیندارند امّا دین را نشناخته‌اند، و همچنین از سوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند. در سوره‌ی مبارک احزاب [که میفرماید]: «اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات‌»،(۶) همه‌جا مرد و زن در کنار هم [آمده]؛ ده عنوان درجه‌ی یک و یکسان برای مرد و زن به عنوان بندگان خدا، بندگان مؤمن. کسانی که با این خصوصیّت هستند، مورد لطف خدا، مورد عفو خدا، مورد توجّه الهی و لایق رسیدن به مقامات عرشی و معنوی و الهی هستند. در حقوق متقابل با مرد، در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [آمده] است: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ؛(۷) اینها منطق قرآن است. ببینید، چه جور و چگونه مابین زن و مرد به عنوان مؤمن، به عنوان انسان، به عنوان یک فرد متعالی تساوی کامل برقرار میکند! از نظر اسلام زن میتواند در فعّالیّت اجتماعی، در کسب و کار، در فعّالیّت سیاسی، در بیشتر مناصب حکومتی، در همه‌ی عرصه‌های زندگی فعّال باشد. آن چیزی که فرهنگِ منحطّ فاسدِ غلطِ غربی از زن دارد ارائه میدهد ــ که بعداً‌ اشاره خواهم کرد ــ مطلقاً در اسلام مردود است؛ [در اسلام] زن این[جور] است؛ با این معانی بلند، با این رتبه‌های عالی، با این زمینه‌های پیشرفت در عالم مادّی زندگی میکند و در عالم معنوی سِیر و حرکت میکند. از جمله‌ی نکاتی که در اسلام در مورد زن وجود دارد، مسئله‌ی محدودیّتهایی است در ارتباط با مرد. این برابری‌ها [که ذکر شد] هست امّا محدودیّتهایی هم وجود دارد در ارتباط زن و مرد که این از خصوصیّات اسلام است. این هم در فرهنگ منحطّ غربی مطلقاً مورد توجّه قرار نگرفته؛ علّتش هم معلوم است. علّت این است که کشش درخواست‌ها و خواهشهای جنسی، کشش بسیار قوی‌ای است؛ بایستی آن را مهار کرد و اسلام توانسته با احکام خودش [آن را] مهار کند. اگر چنانچه به آن احکام عمل نشود، این بی‌مهاری همان کاری را خواهد کرد که امروز در غرب کرده که می‌شنوید و از باندها و تشکیلات فاسد در آمریکا و در اروپا و در عمده‌ی کشورهای غربی اطّلاع دارید. پوشش زن و مرد از این قبیل است؛ از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن . مسئله‌ی پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند. خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است که من فقط یک اشاره‌ای کردم؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است. در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی‌اند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی، این خصوصیّات با هم تفاوت دارند. این دو عنصر باید برای اداره‌ی زندگی و ادامه‌ی نسل بشر و پیشرفتهای تمدّنی و نیازهای روحی ــ و نیازهای روحی! ــ نقش ایفا کنند؛ یعنی زن و مرد، دنیا را اداره میکنند، درون انسانیِ خودشان را هم اداره میکنند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که اینها انجام میدهند، تشکیل خانواده است که متأسّفانه در منطق غلط فرهنگ سرمایه‌داری و فرهنگ غربی، خانواده فراموش‌شده است. حالا یک اشاره‌ای بعد خواهم کرد که حقوقی در خانواده وجود دارد؛ حقوقی برای زن، حقوقی برای مرد، حقوقی برای فرزندان؛ حقوق متقابل بین این سه عنصر: مرد، زن، و فرزندان. خب، از همین‌جا راجع به مسئله‌ی حقوق زن [مطالبی عرض کنیم]. شأن زن را عرض کردیم. در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور. حفظ امنیّت و حرمت و کرامت زن، جزو حقوق زن است. بایستی کرامت زن محفوظ بماند. این منطق سرمایه‌داری خبیث، کرامت زن را از بین میبرد و پامال میکند. در اسلام، کرامت زن و احترام به زن یکی از اصلی‌ترین عناصر است. پیغمبر طبق روایت فرمود:  اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة. بارها من این حدیث را خوانده‌ام، عمداً مایلم که این گفته بشود. «قهرمان» به کسی میگویند که کارگزار یک کاری است؛ فرض کنید یک نفری یک بوستانی دارد، باغی دارد، تجارتی دارد، به آن که کارها را جور میکند و زحمات را بر دوش میکشد، در عربی میگویند «قهرمانة». پیغمبر میفرماید: اَلمَراَةُ رَیحانَة. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی، چرا آن کار را نکردی، چرا خانه تمیز نیست. رَیحانَة؛ گل است. گل را باید مراقبت کرد، باید حفظ کرد؛ او هم شما را از رنگ خود، از بوی خود، از خواصّ خود برخوردار خواهد کرد. ببینید! اسلام به زن این‌جوری نگاه میکند. یک ‌جا برای اینکه اهمّیّت عمل زن و فکر زن و راهی که زن میپیماید معلوم بشود، قرآن یک مَثل عجیبی را میزند: وَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛(۸) یعنی خدای متعال برای مؤمنین یک نمونه، یک مَثل، یک مثال، یک شاخص، معیّن میکند که آن شاخص برای همه‌ی مؤمنین [است]، نه برای زنها فقط؛ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا؛ برای همه‌ی مؤمنین شاخص معیّن میکند؛ آن شاخص کیست؟ یکی زن فرعون، یکی «وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران‌»؛(۹) یعنی همه‌ی مردان عالم، همه‌ی مؤمنین عالم برای اینکه ببینند راهی که میروند درست است یا درست نیست، به این دو زن نگاه کنند؛ ببینند اینها چه جور عمل کردند، چه کار کردند؛ آن [مسیر،] راه نجاتِ اینها است. نگاه اسلام به زن این است. حقوق زن در جامعه محفوظ باشد؛ تبعیض وجود نداشته باشد ــ امروز وجود دارد ــ امروز در بسیاری از کشورهای غربی دستمزد زنان از مردان در یک کار واحد، کمتر است؛ امروز این‌جور است. این بی‌عدالتی محض است. مسئله‌ی ارزش‌گذاریِ برابر با مردان برای کاری که انجام میدهند ــ دستمزد ــ برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان و ده‌ها مسئله‌ی دیگر؛ اینها باید رعایت بشود. این در جامعه. در خانه، مهم‌ترین حقّی که بانوی خانه و زن خانه دارد، «محبّت» است. مهم‌ترین نیازی که دارد و مهم‌ترین حقّی که دارد، محبّت است. روایت وارد شده که مردها به زنهایشان بگویند من تو را دوست دارم؛ یعنی تصریح کنند؛(۱۰) [با اینکه] او میداند. این اوّلین [حق]. حقّ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ی یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به این صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به هر صورت. مدیریّت خانه‌داری. رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند. کمک شوهر به زحمات ناشی از عوارض فرزند‌آوری. عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود. قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟ حقّ دیگر، باز گذاشتن وسایل ترقّی و پیشرفت، مثل تحصیل علم و بعضی مشاغل زنانه و امثال اینها. اینها اجمالی از دیدگاه اسلام نسبت به زن است. یک اجمالی است؛ یعنی دیدگاه اسلام در مورد زن را اگر کسی بخواهد شرح بدهد، جایش یک جلسه‌ی نیم‌ساعته و یک‌ساعته نیست؛ خیلی طولانی‌تر از این حرفها است. این اجمالی، چند کلمه‌ای که من [در این باره] عرض کردم. نقطه‌ی مقابل، دیدگاه غربی است، دیدگاه سرمایه‌داری غرب است؛ به معنای واقعی کلمه، نقطه‌ی مقابل [است]. در اسلام زن در حرکت و در پیشرفت استقلال دارد، توانایی دارد،‌ عنوان دارد، هویّت دارد؛ در آنجا نخیر، هویّت زن تابع هویّت شوهر است؛ شما یک نام خانوادگی‌ای دارید، ازدواج که کردید، دیگر آن نام خانوادگی کنار میرود، نام خانوادگی شوهر روی شما می‌آید! این یک علامت است، یک نشانه است؛ هضم در مرد شدن، مغلوب هویّت مرد شدن. تفاوت در دستمزدها؛ عدم رعایت شرافت و حرمت زن؛ به چشم وسیله‌ی مادّی به زن نگاه کردن. به زن به چشم وسیله‌ی استفاده‌ی مادّی نگاه میکنند ــ ممکن است فلان فرد اشرافی زنش را احترام هم بکند؛ بحث سر او نیست، بحث سر نگاه عمومی است ــ به عنوان وسیله‌ی هوسرانی به زن نگاه کردن. این باندهای خلافکاری ــ که اخیراً‌ در آمریکا سروصدایش زیاد بلند شده ــ به معنای این است دیگر؛ یعنی نگاه به زن، نگاه به یک وسیله‌ی خوشگذرانی است؛ یک ابزار است، یک وسیله است. این فرهنگ وقتی مسلّط شد، خود آن زن هم نمیفهمد که شده ابزار؛ افتخار میکند. افتخار میکند! تخریب بنای خانواده. یکی از مهم‌ترین گناهانی که تمدّن و فرهنگ سرمایه‌داری غرب به وجود آورده، این است که بنای خانواده را تخریب کرده؛ خانواده به معنای یک جمع متّصل به هم و یکدست و علاقه‌مند کمتر وجود دارد. من در یک کتاب خارجی خواندم که مرد و زن قرار میگذارند که مثلاً ساعت چهار بعدازظهر برای خوردن چایی، یک ساعت هر دو بیایند خانه و بچّه‌ها میدانند که پدر و مادر در این ساعت در خانه هستند؛ اجتماع خانوادگی این است که مثلاً در ساعت چهار بعدازظهر آن خانم از سرِ کار بیاید، آن آقا از سرِ کار بیاید، آن بچّه ــ پسر، دختر ــ هم بیایند، بعد هر کدام میروند دنبال کار خودشان؛ یا شغل دارند، یا کار دارند یا جلسه‌ی دوستانه دارند یا باشگاه دارند؛ مرتّب هم نگاه میکنند ببینند ساعت پنج که مثلاً باید جلسه تمام بشود، شد یا نشد. این وضع خانواده در آنجا است! کودکان پدرنشناس، کاهش نسبت‌های خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بی‌بندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایه‌داری غرب این است که این‌همه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد «آزادی»! اغوا میکند، فریب میدهد، اسمش آزادی است. اینجا هم وقتی میخواهند همان فرهنگ را سرایت بدهند، میگویند داریم آزاد میکنیم! در واقع دارند در بند میکنند، دارند اسیر میکنند امّا اسمش را میگذارند آزادی. این مشکل بزرگِ مربوط به شأن زن و جایگاه زن در محیط جامعه و همچنین در محیط خانواده، به صورت فرهنگ درآمده؛ فرهنگِ غلط و گمراه. و البتّه سابقها و در قرون قبلی در اروپا به این شکل نبوده؛ اینها بیشتر در قرن اخیر و حول‌وحوش قرن اخیر شدّت پیدا کرده و به این صورت درآمده و متأسّفانه خودشان اصرارشان این است که این فرهنگ را به همه‌ی دنیا صادر کنند؛ اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همه‌ی عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد؛ هم در جامعه، هم در خانه. در سایه‌ی این نگاه در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از عرصه‌ها بانوان ما، زنان ما، دختران جوان ما پیشرفت کردند؛ در آمارهای تحصیلی،‌ در امور بهداشت و درمان، در امید به زندگانی، در زمینه‌های علمی و ورزشی، در پشتیبانی‌های جهادی. این خانم درست گفت؛(۱۱) آن شهدای عزیز ما، بدون داشتن چنین همسرانی نمیتوانستند آن‌قدر در آن میدان مجاهدت، خودشان را مشغول کنند که به این سرانجام افتخارآمیز برسند؛ به شهادت. سختی‌ها را اینها تحمّل کردند؛ اینها بودند که توانستند پشتیبانی‌های جهادی خودشان را جوری کنند، جوری با همسران مجاهد خودشان همراهی کنند که آنها بتوانند در قلّه‌ی جهاد قرار بگیرند. آنچه امروز بانوان ما، زنان ما در مراکز فکری و پژوهشی در این زمینه‌ها توانسته‌اند به دست بیاورند، در تاریخ ایران بی‌سابقه است؛ بلاشک. ما هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشته‌ایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشته‌ایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یک‌دهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یک‌صدمِ این را هم نداشتیم. جمهوری اسلامی بحمدالله با پیشرفت علم در کشور، در میان بانوان، بانوان را این‌جور امروز در دنیا بالا آورد؛ در عرصه‌ی علمی، در عرصه‌ی اجتماعی، در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی ورزشی زنان ما بحمدالله جزو پیشروانند. حرف آخر من این است: توصیه‌ی من به رسانه‌ها این است که مراقب باشند عاملی نباشند برای ترویج تفکّر غلط غربی‌ها. رسانه‌های ما مراقبت کنند ابزار ترویج تفکّر غربی و سرمایه‌داری باطل و غلط در مورد زن قرار نگیرند و ابزار آنها نشوند. وقتی راجع به حجاب بحث میشود، راجع به پوشش زنان بحث میشود، راجع به همکاری زن و مرد بحث میشود، این‌جور نباشد که رسانه‌ی داخلی جمهوری اسلامی حرف آنها را تکرار کند، حرف آنها را درشت کند و بزرگ کند. اسلام را ترویج کنید، نظر اسلام را بیان کنید. نظر اسلام نظر افتخارآمیز است. اگر چنانچه ما در میان خودمان و در مجامع جهانی این فکر را،‌ این نگاه را، این نظریّه‌ی بزرگ و کارساز را مطرح کنیم، قطعاً بسیاری از مردم دنیا به اسلام گرایش پیدا خواهند کرد؛ بخصوص بانوان، گرایش پیدا خواهند کرد. این بهترین ترویج اسلام است و امیدواریم که ان‌شاءالله همه‌ی شماها موفّق به این کار بشوید. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته   (۱ در ابتدای این دیدار، همسر سرلشکر شهید غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و دختر سرلشکر شهید حسین سلامی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) مطالبی بیان کردند. (۲ امالی صدوق، مجلس هفتادوسوّم، ص ۴۸۶ (۳ سوره‌ی حجرات، بخشی از آیه‌ی ۱۳ (۴ دنباله، ادامه (۵ سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۲۴ (۶ سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۵؛ «مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد میکنند ...» (۷ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۲۸؛ «... و مانند همان [وظایفی‌] که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده‌ی مردان‌] است‌ ...» (۸ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...» (۹ سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دختِ عمران را ...» (۱۰ کافی، ج ۵، ص ۵۶۹ (۱۱ اشاره به صحبتهای همسر شهید غلامعلی رشید 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62004 #بيانات
    0 Commenti 0 condivisioni 1K Views 0 Anteprima
  • پادپخش «خط دیدار» هزاران نفر از زنان و دختران


     رسانه KHAMENEI.IR در پادپخش «خط دیدار»، سرفصل‌های بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران را مرور میکند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62001

    #صوت
    📰 پادپخش «خط دیدار» هزاران نفر از زنان و دختران  رسانه KHAMENEI.IR در پادپخش «خط دیدار»، سرفصل‌های بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران را مرور میکند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=62001 #صوت
    0 Commenti 0 condivisioni 134 Views 0 Anteprima
  • کالای جنسی یا سیاستمدار ارشد؟!


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.
    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
    صد و شصت‌وپنجمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید متین صفائیان تقدیم شده است.
    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصت‌وپنج



    سرمقاله 



     کالای جنسی یا سیاستمدار ارشد؟!

     «دو سیاستمدار ارشد زن ما به خاطر پاهایشان قضاوت می‌شوند، نه به خاطر حرف‌هایی که می‌زنند.» اینها بخشی از عبارتی است که یک عضو اسبق کابینه انگلیس در واکنش به تیتر یک روزنامه انگلیسی توییت کرده بود.

    قضیه به فروردین ۱۳۹۶ باز می‌گردد. نخست‌وزیر انگلیس و سیاستمدار اسکاتلندی که هر دو زن هستند درباره برگزیت به‌عنوان یک مسئله مهم سیاسی و خروج انگلیس از اتحادیه با هم به گفتگو نشسته‌اند. یکی از روزنامه‌های انگلیسی با مستمسک قرار دادن تصویری که از این جلسه منتشر شده، جذابیت جنسی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد. اقدامی که باعث انتقادهایی در جامعه انگلیس می‌شود.

    با همه انتقادها اما بخشی مخاطبان ازجمله یکی از کسانی که زیر گزارش انتقادی بی‌بی‌سی نظر خود را درج کرده اعتقاد دارد بهره‌داری‌های جنسی ازاین‌دست، مسئله عجیبی و فقط محدود به یک روزنامه نیست و بسیاری از رسانه‌ها در همین مسیر قدم بر می‌دارند: «بی‌خیال واقعیت‌ها و حقایق! روزنامه‌های کثیرالانتشار و تلویزیون هم همین مسیر را می‌روند!»

    اقدام روزنامه انگلیسی بیش از هر چیز بازتابی از یک تفکر و جهان‌بینی در فرهنگ غرب است. تفکری که همه‌چیز حتی انسان را در حکم کالا و منفعت اقتصادی می‌بیند که باید چرخ سرمایه‌داری را بچرخاند. فرقی هم نمی‌کند که مقیاس مورد بررسی، صنعت محصولات فرهنگی غیراخلاقی باشد یا تصویر دو سیاستمدار ارشد اروپایی!

    در مورد مشابه دیگری، اعضای تیم ملی هندبال زنان نروژ به دلیل کوتاه بودن بیش از حد لباس که به تعبیر خودشان باعث معذب شدن‌شان می‌شود تصمیم گرفتند در یکی از مسابقات از لباس‌های کمی بلندتر استفاده کنند. موضوعی که با واکنش نهادهای انضباطی ورزشی در اروپا مواجه شد؛ اعضای تیم به دلیل تغییر در سایز لباس همگی جریمه شدند. 

    این موارد بازتاب مسیری است که غرب از نیمه قرن بیستم ناظر به نسبت سرمایه‌داری و مسئله زن طی کرده است. مسیری که زن را نه از باب ارزش‌های انسانی‌اش بلکه از باب جذابیتی که خلق می‌کند ارزش‌گذاری می‌کنند. جذابیتی که ماده اولیه صنعت تبلیغات است و در ادامه هم در سازوکار صنعت تبلیغات تبدیل به دلار و منفعت اقتصادی می‌شود.

    تأکید بر انسانیت زن، او را هم‌‌‌ردیف و هم‌دوش مرد قرار می‌دهد. تأکید بر انسانیت زن، مرد و زن را پیش از آنکه مذکر یا مؤنث ببیند «انسان» می‌بیند. تأکید بر جذابیت جنسی اما زن را در حکم کالایی می‌بیند که پیش از انسان بودن یک موجود جذاب مؤنث است و می‌تواند با تحریک بزاق توده‌های انسانی، چرخ تبلیغات و در ادامه صنعت و سرمایه را بچرخاند. 

    در این نگاه، زن و مرد پیش از آنکه «انسان» باشند موجوداتی مذکر و مؤنث هستند. به همین جهت هم جنسی‌سازی جامعه و مقدم دانستن مذکر یا مؤنث بودن انسان‌ها بر «انسانیت»شأن جایگاه زن و مرد و به‌خصوص زن را تا حد کالا پایین می‌آورد. در این نگاه زن یک کالاست که باید مصرف شود.

    به همین دلیل هر تفکر و مکتب و جریان و حتی اقدام و کاری که مؤنث بودن زن را بر انسان بودن او مقدم بداند قطعاً در نهایت حقوق انسانی زن را پایمال خواهد کرد ولو اگر کباده حقوق زن و آزادی زن را بکشد. 

    حال ازاین‌منظر بهتر مشخص می‌شود مسیری که غرب در یک قرن اخیر طی کرده و جامعه را جنسی‌سازی کرده و به تعبیر آن سیاستمدار انگلیسی، زنان انگلیسی را به خاطر اندامشان و نه حرف‌هایی که می‌زنند ارزش‌گذاری کرده، در جهت منافع انسانی جامعه زنان حرکت کرده یا نه.




    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62009

    #ديگران__گزارش
    📰 کالای جنسی یا سیاستمدار ارشد؟!  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها. صد و شصت‌وپنجمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید متین صفائیان تقدیم شده است. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصت‌وپنج سرمقاله   کالای جنسی یا سیاستمدار ارشد؟!  «دو سیاستمدار ارشد زن ما به خاطر پاهایشان قضاوت می‌شوند، نه به خاطر حرف‌هایی که می‌زنند.» اینها بخشی از عبارتی است که یک عضو اسبق کابینه انگلیس در واکنش به تیتر یک روزنامه انگلیسی توییت کرده بود. قضیه به فروردین ۱۳۹۶ باز می‌گردد. نخست‌وزیر انگلیس و سیاستمدار اسکاتلندی که هر دو زن هستند درباره برگزیت به‌عنوان یک مسئله مهم سیاسی و خروج انگلیس از اتحادیه با هم به گفتگو نشسته‌اند. یکی از روزنامه‌های انگلیسی با مستمسک قرار دادن تصویری که از این جلسه منتشر شده، جذابیت جنسی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد. اقدامی که باعث انتقادهایی در جامعه انگلیس می‌شود. با همه انتقادها اما بخشی مخاطبان ازجمله یکی از کسانی که زیر گزارش انتقادی بی‌بی‌سی نظر خود را درج کرده اعتقاد دارد بهره‌داری‌های جنسی ازاین‌دست، مسئله عجیبی و فقط محدود به یک روزنامه نیست و بسیاری از رسانه‌ها در همین مسیر قدم بر می‌دارند: «بی‌خیال واقعیت‌ها و حقایق! روزنامه‌های کثیرالانتشار و تلویزیون هم همین مسیر را می‌روند!» اقدام روزنامه انگلیسی بیش از هر چیز بازتابی از یک تفکر و جهان‌بینی در فرهنگ غرب است. تفکری که همه‌چیز حتی انسان را در حکم کالا و منفعت اقتصادی می‌بیند که باید چرخ سرمایه‌داری را بچرخاند. فرقی هم نمی‌کند که مقیاس مورد بررسی، صنعت محصولات فرهنگی غیراخلاقی باشد یا تصویر دو سیاستمدار ارشد اروپایی! در مورد مشابه دیگری، اعضای تیم ملی هندبال زنان نروژ به دلیل کوتاه بودن بیش از حد لباس که به تعبیر خودشان باعث معذب شدن‌شان می‌شود تصمیم گرفتند در یکی از مسابقات از لباس‌های کمی بلندتر استفاده کنند. موضوعی که با واکنش نهادهای انضباطی ورزشی در اروپا مواجه شد؛ اعضای تیم به دلیل تغییر در سایز لباس همگی جریمه شدند.  این موارد بازتاب مسیری است که غرب از نیمه قرن بیستم ناظر به نسبت سرمایه‌داری و مسئله زن طی کرده است. مسیری که زن را نه از باب ارزش‌های انسانی‌اش بلکه از باب جذابیتی که خلق می‌کند ارزش‌گذاری می‌کنند. جذابیتی که ماده اولیه صنعت تبلیغات است و در ادامه هم در سازوکار صنعت تبلیغات تبدیل به دلار و منفعت اقتصادی می‌شود. تأکید بر انسانیت زن، او را هم‌‌‌ردیف و هم‌دوش مرد قرار می‌دهد. تأکید بر انسانیت زن، مرد و زن را پیش از آنکه مذکر یا مؤنث ببیند «انسان» می‌بیند. تأکید بر جذابیت جنسی اما زن را در حکم کالایی می‌بیند که پیش از انسان بودن یک موجود جذاب مؤنث است و می‌تواند با تحریک بزاق توده‌های انسانی، چرخ تبلیغات و در ادامه صنعت و سرمایه را بچرخاند.  در این نگاه، زن و مرد پیش از آنکه «انسان» باشند موجوداتی مذکر و مؤنث هستند. به همین جهت هم جنسی‌سازی جامعه و مقدم دانستن مذکر یا مؤنث بودن انسان‌ها بر «انسانیت»شأن جایگاه زن و مرد و به‌خصوص زن را تا حد کالا پایین می‌آورد. در این نگاه زن یک کالاست که باید مصرف شود. به همین دلیل هر تفکر و مکتب و جریان و حتی اقدام و کاری که مؤنث بودن زن را بر انسان بودن او مقدم بداند قطعاً در نهایت حقوق انسانی زن را پایمال خواهد کرد ولو اگر کباده حقوق زن و آزادی زن را بکشد.  حال ازاین‌منظر بهتر مشخص می‌شود مسیری که غرب در یک قرن اخیر طی کرده و جامعه را جنسی‌سازی کرده و به تعبیر آن سیاستمدار انگلیسی، زنان انگلیسی را به خاطر اندامشان و نه حرف‌هایی که می‌زنند ارزش‌گذاری کرده، در جهت منافع انسانی جامعه زنان حرکت کرده یا نه. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62009 #ديگران__گزارش
    0 Commenti 0 condivisioni 398 Views 0 Anteprima
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com