• سلام بر امام شهید ایران


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نوه شهید آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای‌رضوان‌الله‌علیه که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسیدند.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و سه








    سرمقاله



     سلام بر امام شهید ایران

     نهضت زنده است. تصور خیلی‌ها آن بود شعله جریان مبارک و پربرکتی که به لطف همراهی ملّت ایران و نفَس ملکوتی حضرت امام خمینی‌رحمه‌الله در بهمن ۱۳۵۷ روشن شده است، با رحلت آن روح ملکوتی خاموش خواهد شد و سرد. پایان جنگ تحمیلی و یک سال بعد از آن، ارتحال خمینی کبیررحمه‌الله، دستگاه محاسبات خیلی‌ها را دچار اعوجاج کرده بود. محاسبات مادّی به چیزی فراتر از این قد نمی‌دادند. احکام همه شبیه به هم بود: «درجه حرارت استقلال‌طلبی و استکبارستیزی هم خواهد افتاد.»

    دو چیز، اما، غایب این تحلیل‌ها بود؛ نخست، اراده و انگیزه ملّتی که برای خدا قیام کرده بودند. دوم هم راهبر و سکان‌داری که هدایت کشتی انقلاب را پس از خمینی کبیر به دست گرفته بود.

    امت را اگر امامی باشد و امام را هم اگر امتی، آنگاه قیام و حرکت برای خدا نه تعطیل خواهد شود و نه درجه حرارتش سرد. ملّت و امت، به حکم فطرت الهی، شانه زیر بار امانت الهی می‌دهند. ملّت ایران همان امت بود و خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه شهید هم همان امام. حیات و شهادتش نشان داد شاگرد خوبی برای مسیر توحید و خمینی کبیر رحمه‌الله بوده است؛ فقیه عالی‌قدری که هم مردم خود را می‌شناخت و هم از تاریخ مبارزات آنها درس‌های زیادی آموخته بود و از همه مهم‌تر، متعبد به همان اصول امام روح‌الله خمینی رحمه‌الله کبیر بود. اسلام‌شناس حاذقی که برحسب اعتراف دوست و دشمن، مسلط به اقتضائات زمان بود.

    زاهد متعبدی که زیّ و زندگی و حیاتش، پس از عصر جمهوری اسلامی نسبت به قبل از آن، بعد از دوران ریاست جمهوری نسبت به پیش از آن و پس از دوران زعامت و رهبری نسبت به گذشته آن، هیچ تغییری نکرد. سیّدعلی خامنه‌ایِ همه این ادوار، همان سیّدعلی خامنه‌ایِ طلبه جوانِ دهه سی و چهل و پنجاهی بود که لابه‌لای اسناد ساواک به آن اشاره شده بود؛ عالم بااخلاقی که عمری حضور در سیاست، غباری بر شخصیت مهذب او ننشاند و بر تقوا و پروای الهیِ او افزود.

    مجاهد خستگی‌ناپذیری که تا انتهای حیات ظاهری و شهادت، در مسیری که از همان اوایل جوانی پای در آن گذاشته بود، ثابت‌قدم ماند. نه‌تنها ثابت‌قدم ماند، بلکه پناه و پشتیبان و قوّت آزادی‌خواهان و مستضعفان داخلی و خارجی دیگری شد که علیه استعمار و استکبار و ظلم قیام کرده بودند. مرجع تقلیدِ آگاه به مقتضیات زمان که جهاد و سیاست، او را از لطایف خلقت و هستی غافل نکرد و همزمان دستی در ذوق و فرهنگ و ادبیات و هنر هم داشت.

    شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه با همه اینها، افتخارش شاگردی مکتب خمینی کبیر رحمه‌الله بود؛ اسطوره تعبّد و قیام برای خدا در زمانه‌ای که همه حکم به بایگانی توحید می‌دادند.

    پس عجب نخواهد بود در زمانه‌ای که او راهبری ملّت ایران و امت اسلام را بر عهده گرفت، نه‌تنها شعله نهضت به سردی نگرایید، بلکه حالا گرم‌تر از هر زمان دیگری است. قیام برای خدا، استقلال‌طلبی، ایستادن روی زانوان خود و نه گفتن به اجنبی، پایه‌های نهضت خمینی کبیر بود؛ شاخصه‌هایی که نبض‌شان حالا نه‌فقط در ایران، بلکه در کل منطقه تندتر می‌تپد.

    مسیر توحیدیِ خمینی رحمه‌الله رهروان بیشتری یافته و همه اینها یعنی راهبری نهضت در مسیر اصول خمینی کبیر رحمه‌الله، پس از حیات ظاهری او متوقف نشده بود. خامنه‌ای شهید، مستظهر به همراهی ملّت آزاده ایران، در امتداد همان راه خمینی کبیر رحمه‌الله بود و هست. او در تمام مدت راهبری نهضت، جز در این مسیر نبود.

    شهادت و حیات ابدی‌اش هم خون دیگری در رگ‌های نهضت تزریق کرد. شاگرد، در همان مسیر، مقتدا؛ مؤمن به خدا و مؤمن به قدرت مردم موحد و مؤمن به سنت‌های الهی که اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند.
     

    نهضت زنده است، چون خمینی رحمه‌الله زنده است؛ چون خامنه‌ای‌رضوان‌الله‌علیه زنده است؛ چون مردم موحد ایران اسلامی زنده‌اند... .













    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62754

    #ديگران__گزارش
    📰 سلام بر امام شهید ایران  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نوه شهید آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای‌رضوان‌الله‌علیه که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسیدند. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و سه سرمقاله  سلام بر امام شهید ایران  نهضت زنده است. تصور خیلی‌ها آن بود شعله جریان مبارک و پربرکتی که به لطف همراهی ملّت ایران و نفَس ملکوتی حضرت امام خمینی‌رحمه‌الله در بهمن ۱۳۵۷ روشن شده است، با رحلت آن روح ملکوتی خاموش خواهد شد و سرد. پایان جنگ تحمیلی و یک سال بعد از آن، ارتحال خمینی کبیررحمه‌الله، دستگاه محاسبات خیلی‌ها را دچار اعوجاج کرده بود. محاسبات مادّی به چیزی فراتر از این قد نمی‌دادند. احکام همه شبیه به هم بود: «درجه حرارت استقلال‌طلبی و استکبارستیزی هم خواهد افتاد.» دو چیز، اما، غایب این تحلیل‌ها بود؛ نخست، اراده و انگیزه ملّتی که برای خدا قیام کرده بودند. دوم هم راهبر و سکان‌داری که هدایت کشتی انقلاب را پس از خمینی کبیر به دست گرفته بود. امت را اگر امامی باشد و امام را هم اگر امتی، آنگاه قیام و حرکت برای خدا نه تعطیل خواهد شود و نه درجه حرارتش سرد. ملّت و امت، به حکم فطرت الهی، شانه زیر بار امانت الهی می‌دهند. ملّت ایران همان امت بود و خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه شهید هم همان امام. حیات و شهادتش نشان داد شاگرد خوبی برای مسیر توحید و خمینی کبیر رحمه‌الله بوده است؛ فقیه عالی‌قدری که هم مردم خود را می‌شناخت و هم از تاریخ مبارزات آنها درس‌های زیادی آموخته بود و از همه مهم‌تر، متعبد به همان اصول امام روح‌الله خمینی رحمه‌الله کبیر بود. اسلام‌شناس حاذقی که برحسب اعتراف دوست و دشمن، مسلط به اقتضائات زمان بود. زاهد متعبدی که زیّ و زندگی و حیاتش، پس از عصر جمهوری اسلامی نسبت به قبل از آن، بعد از دوران ریاست جمهوری نسبت به پیش از آن و پس از دوران زعامت و رهبری نسبت به گذشته آن، هیچ تغییری نکرد. سیّدعلی خامنه‌ایِ همه این ادوار، همان سیّدعلی خامنه‌ایِ طلبه جوانِ دهه سی و چهل و پنجاهی بود که لابه‌لای اسناد ساواک به آن اشاره شده بود؛ عالم بااخلاقی که عمری حضور در سیاست، غباری بر شخصیت مهذب او ننشاند و بر تقوا و پروای الهیِ او افزود. مجاهد خستگی‌ناپذیری که تا انتهای حیات ظاهری و شهادت، در مسیری که از همان اوایل جوانی پای در آن گذاشته بود، ثابت‌قدم ماند. نه‌تنها ثابت‌قدم ماند، بلکه پناه و پشتیبان و قوّت آزادی‌خواهان و مستضعفان داخلی و خارجی دیگری شد که علیه استعمار و استکبار و ظلم قیام کرده بودند. مرجع تقلیدِ آگاه به مقتضیات زمان که جهاد و سیاست، او را از لطایف خلقت و هستی غافل نکرد و همزمان دستی در ذوق و فرهنگ و ادبیات و هنر هم داشت. شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه با همه اینها، افتخارش شاگردی مکتب خمینی کبیر رحمه‌الله بود؛ اسطوره تعبّد و قیام برای خدا در زمانه‌ای که همه حکم به بایگانی توحید می‌دادند. پس عجب نخواهد بود در زمانه‌ای که او راهبری ملّت ایران و امت اسلام را بر عهده گرفت، نه‌تنها شعله نهضت به سردی نگرایید، بلکه حالا گرم‌تر از هر زمان دیگری است. قیام برای خدا، استقلال‌طلبی، ایستادن روی زانوان خود و نه گفتن به اجنبی، پایه‌های نهضت خمینی کبیر بود؛ شاخصه‌هایی که نبض‌شان حالا نه‌فقط در ایران، بلکه در کل منطقه تندتر می‌تپد. مسیر توحیدیِ خمینی رحمه‌الله رهروان بیشتری یافته و همه اینها یعنی راهبری نهضت در مسیر اصول خمینی کبیر رحمه‌الله، پس از حیات ظاهری او متوقف نشده بود. خامنه‌ای شهید، مستظهر به همراهی ملّت آزاده ایران، در امتداد همان راه خمینی کبیر رحمه‌الله بود و هست. او در تمام مدت راهبری نهضت، جز در این مسیر نبود. شهادت و حیات ابدی‌اش هم خون دیگری در رگ‌های نهضت تزریق کرد. شاگرد، در همان مسیر، مقتدا؛ مؤمن به خدا و مؤمن به قدرت مردم موحد و مؤمن به سنت‌های الهی که اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند.   نهضت زنده است، چون خمینی رحمه‌الله زنده است؛ چون خامنه‌ای‌رضوان‌الله‌علیه زنده است؛ چون مردم موحد ایران اسلامی زنده‌اند... . 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62754 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 47 Views 0 önizleme
  • ایستاده با قرآن



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و چهل و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ولی‌الله صفری، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در ملک شهر اصفهان به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و چهار








    سرمقاله



     ایستاده با قرآن

     تابستان دو سال پیش، وقتی عمل شنیع قرآن‌سوزی در کشور سوئد رخ داد، شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل فقید حزب‌الله لبنان، در واکنش به این رخداد از دست داشتن موساد در این اتفاق گفت و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی را پشت پرده این ماجرا معرفی کرد.










    در کودتای دی‌ماه، یکی از اهداف مورد حمله آشوبگران مساجد بود. ده‌ها مسجد مورد حمله واقع شد و هزاران جلد قرآن در آتش سوخت. کودتایی که سیا و موساد در طراحی آن نقش اساسی داشتند و دستور به آتش کشیدن مساجد و قرآن‌ها از کینه عمیق و مزمن آنها نسبت به کلام خدا نشئت می‌گرفت.

    این حقد و کینه البته عجیب و غیرمنتظره نبود و نیست. قرآن تا وقتی فقط در مساجد باشد و صرفاً برای مجالس ترحیم یا فقط برای خواندن از آن استفاده شود، برای استکبار و جنایتکاران جهانی خطر خاصی ندارد و از آن ترس و واهمه‌ای ندارند. خطر برای آنها آنجاست که قرار باشد آموزه‌های قرآن مورد توجه عملی نیز قرار بگیرد و در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به آنها عمل شود.

    کلام خدا سراسر درس ایستادگی و مقاومت و زندگی است. کدامین داستان جز تقابل حضرت موسی علیه‌السّلام و فرعون در قرآن می‌تواند راه مواجهه با قلدری‌ها و تهدیدات امروز آمریکا را نشان دهد؛ «حضرت موسی یک‌جای دیگر -مکرّر البتّه در قرآن هست، حالا یک‌جای دیگرش را من عرض میکنم- وقتی که کارشان به معارضه و رودررویی علنی افتاد و بنی‌اسرائیل را جمع کرد که سحَر، [یعنی] صبحگاه خیلی زود یا نیمه شب، حرکت کردند به بیرون شهر که فرار کنند و بروند و از دست فرعون خلاص بشوند، صبح که شد و یک‌مقداری روز بالا آمد، جاسوسهای فرعون خبر دادند که بنی‌اسرائیل شهر را خالی کرده‌اند و همه رفته‌اند؛ فرعون دستپاچه شد که اینها حالا میروند یک‌جای دیگر و یک هسته‌ای درست میکنند؛ گفت جمع بشوید. لشکر را جمع کردند و پشت‌ سر اینها راه افتادند؛ حالا چقدر فاصله شده من نمیدانم، شاید یک‌روز یا دو روز یا کمتر یا بیشتر فاصله شده که این لشکر راه افتاده است. خب، آنها پیاده داشتند بدون تجهیزات میرفتند -یک مشت مردم بودند؛ زن، مرد، بچّه- [امّا] اینها با تجهیزات و سپاه و لشگر و اسب و همه‌چیز؛ طبعاً زود به آنها میرسیدند؛ به آنها [هم] رسیدند. اصحاب موسی از دور دیدند که وای! لشکر فرعون دارد می‌آید؛ دستپاچه شدند. در قرآن -سوره‌ی شعرا- میفرماید که «فَلَمّا تَراءَى الْجَمْعَانِ»، وقتی‌که دو گروه یعنی گروه حضرت موسی که جلو میرفتند و گروه فرعون که پشت سر می‌آمدند، همدیگر را از دور دیدند و این‌قدر به هم نزدیک شدند که میتوانستند یکدیگر را ببینند، قالَ اَصحابُ موسیٰ اِنّا لَمُدرَکون؛ بنی‌اسرائیل که با موسی بودند، خوفشان برداشت، گفتند که یا موسی! الان به ما میرسند؛ «مُدرَکون» یعنی الان آنها میرسند، ما را میگیرند و قتل‌عام میکنند. موسی چه جواب داد؟ حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّا، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است، پروردگار من با من است؛ کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین. ببینید! معیّت الهی این‌قدر اهمّیّت دارد. اینکه میگویند: اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون، این معیّت را باید قدر دانست. اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد.» ۱۳۹۵/۰۹/۰۳

    همین کتاب نورانی و رهنمودهای آن است که راهبرد جمهوری اسلامی ایران را در ۴۷ سال گذشته نسبت به تهدیدات و زورگویی‌ها و باج‌خواهی‌های دشمن تعیین کرده است. پس عجیب نیست که دشمنان ایران این‌چنین نسبت به قرآن کینه داشته باشند. آنان به‌خوبی می‌دانند که ایران تنها کشور دنیاست که بر سر اصول قرآنی ایستاده و بر همین مبنا مانع از به ثمر رسیدن بسیاری از طرح‌های خباثت‌آلود صهیونیسم در منطقه و فراتر از منطقه بوده و هست.

    رهنمودهای عمیق قرآن است که مانع می‌شود تا ایران نه فریب وعده‌های فریبنده دشمن را بخورد و نه از ساز و برگ نظامی و تهدیدات و لفاظی‌های آن هراسی داشته باشد.

    این روزها و در آغاز مهمانی خدا که بهار قرآن است و در حالی که دشمن می‌کوشد با انواع و اقسام ترفندها جامعه را دچار هراس و اشتباه محاسباتی و ناامیدی کند، فرصت مناسبی است تا با رجوع و استمداد از کلام وحی، دل‌ها آرام گیرد و بار دیگر به خود و دیگران یادآوری کنیم که دشمنان با همه ابهت و عظمتی که برای خود ساخته و نمایش می‌دهند، در برابر قدرت الهی هیچ و کمتر از هیچ‌اند و دست خداوند یار و یاور مؤمنین و صابرین است.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62712

    #ديگران__گزارش
    📰 ایستاده با قرآن  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و چهل و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ولی‌الله صفری، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در ملک شهر اصفهان به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و چهار سرمقاله  ایستاده با قرآن  تابستان دو سال پیش، وقتی عمل شنیع قرآن‌سوزی در کشور سوئد رخ داد، شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل فقید حزب‌الله لبنان، در واکنش به این رخداد از دست داشتن موساد در این اتفاق گفت و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی را پشت پرده این ماجرا معرفی کرد. در کودتای دی‌ماه، یکی از اهداف مورد حمله آشوبگران مساجد بود. ده‌ها مسجد مورد حمله واقع شد و هزاران جلد قرآن در آتش سوخت. کودتایی که سیا و موساد در طراحی آن نقش اساسی داشتند و دستور به آتش کشیدن مساجد و قرآن‌ها از کینه عمیق و مزمن آنها نسبت به کلام خدا نشئت می‌گرفت. این حقد و کینه البته عجیب و غیرمنتظره نبود و نیست. قرآن تا وقتی فقط در مساجد باشد و صرفاً برای مجالس ترحیم یا فقط برای خواندن از آن استفاده شود، برای استکبار و جنایتکاران جهانی خطر خاصی ندارد و از آن ترس و واهمه‌ای ندارند. خطر برای آنها آنجاست که قرار باشد آموزه‌های قرآن مورد توجه عملی نیز قرار بگیرد و در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به آنها عمل شود. کلام خدا سراسر درس ایستادگی و مقاومت و زندگی است. کدامین داستان جز تقابل حضرت موسی علیه‌السّلام و فرعون در قرآن می‌تواند راه مواجهه با قلدری‌ها و تهدیدات امروز آمریکا را نشان دهد؛ «حضرت موسی یک‌جای دیگر -مکرّر البتّه در قرآن هست، حالا یک‌جای دیگرش را من عرض میکنم- وقتی که کارشان به معارضه و رودررویی علنی افتاد و بنی‌اسرائیل را جمع کرد که سحَر، [یعنی] صبحگاه خیلی زود یا نیمه شب، حرکت کردند به بیرون شهر که فرار کنند و بروند و از دست فرعون خلاص بشوند، صبح که شد و یک‌مقداری روز بالا آمد، جاسوسهای فرعون خبر دادند که بنی‌اسرائیل شهر را خالی کرده‌اند و همه رفته‌اند؛ فرعون دستپاچه شد که اینها حالا میروند یک‌جای دیگر و یک هسته‌ای درست میکنند؛ گفت جمع بشوید. لشکر را جمع کردند و پشت‌ سر اینها راه افتادند؛ حالا چقدر فاصله شده من نمیدانم، شاید یک‌روز یا دو روز یا کمتر یا بیشتر فاصله شده که این لشکر راه افتاده است. خب، آنها پیاده داشتند بدون تجهیزات میرفتند -یک مشت مردم بودند؛ زن، مرد، بچّه- [امّا] اینها با تجهیزات و سپاه و لشگر و اسب و همه‌چیز؛ طبعاً زود به آنها میرسیدند؛ به آنها [هم] رسیدند. اصحاب موسی از دور دیدند که وای! لشکر فرعون دارد می‌آید؛ دستپاچه شدند. در قرآن -سوره‌ی شعرا- میفرماید که «فَلَمّا تَراءَى الْجَمْعَانِ»، وقتی‌که دو گروه یعنی گروه حضرت موسی که جلو میرفتند و گروه فرعون که پشت سر می‌آمدند، همدیگر را از دور دیدند و این‌قدر به هم نزدیک شدند که میتوانستند یکدیگر را ببینند، قالَ اَصحابُ موسیٰ اِنّا لَمُدرَکون؛ بنی‌اسرائیل که با موسی بودند، خوفشان برداشت، گفتند که یا موسی! الان به ما میرسند؛ «مُدرَکون» یعنی الان آنها میرسند، ما را میگیرند و قتل‌عام میکنند. موسی چه جواب داد؟ حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّا، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است، پروردگار من با من است؛ کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین. ببینید! معیّت الهی این‌قدر اهمّیّت دارد. اینکه میگویند: اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون، این معیّت را باید قدر دانست. اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد.» ۱۳۹۵/۰۹/۰۳ همین کتاب نورانی و رهنمودهای آن است که راهبرد جمهوری اسلامی ایران را در ۴۷ سال گذشته نسبت به تهدیدات و زورگویی‌ها و باج‌خواهی‌های دشمن تعیین کرده است. پس عجیب نیست که دشمنان ایران این‌چنین نسبت به قرآن کینه داشته باشند. آنان به‌خوبی می‌دانند که ایران تنها کشور دنیاست که بر سر اصول قرآنی ایستاده و بر همین مبنا مانع از به ثمر رسیدن بسیاری از طرح‌های خباثت‌آلود صهیونیسم در منطقه و فراتر از منطقه بوده و هست. رهنمودهای عمیق قرآن است که مانع می‌شود تا ایران نه فریب وعده‌های فریبنده دشمن را بخورد و نه از ساز و برگ نظامی و تهدیدات و لفاظی‌های آن هراسی داشته باشد. این روزها و در آغاز مهمانی خدا که بهار قرآن است و در حالی که دشمن می‌کوشد با انواع و اقسام ترفندها جامعه را دچار هراس و اشتباه محاسباتی و ناامیدی کند، فرصت مناسبی است تا با رجوع و استمداد از کلام وحی، دل‌ها آرام گیرد و بار دیگر به خود و دیگران یادآوری کنیم که دشمنان با همه ابهت و عظمتی که برای خود ساخته و نمایش می‌دهند، در برابر قدرت الهی هیچ و کمتر از هیچ‌اند و دست خداوند یار و یاور مؤمنین و صابرین است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62712 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 228 Views 0 önizleme
  • سریع، یکپارچه، منطقه‌ای



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و چهل و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید امیرحسین ترکاشوند، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در جزیره کیش بر اثر ضربات متعدد سلاح سرد، ناجوانمردانه به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و پنج








    سرمقاله



     سریع، یکپارچه، منطقه‌ای

     «راهبرد ایران دفاعی است. ایران در پی جنگ نیست اما این به معنای آن نیست که برای پیاده‌سازی راهبرد خود، لزوماً برای دفاع از خود فقط از تاکتیک‌های دفاعی استفاده کند.» این گزاره‌ای است که در چند ماه اخیر به بیان‌های گوناگون توسط مقامات نظامی و دفاعی کشور عنوان شده است.

    گزاره‌ای که تشریح می‌کند جمهوری اسلامی ایران جنگ‌طلب و در پی جنگ نیست و تاریخ نشان داده حدأقل تا این لحظه آغازگر هیچ جنگی نبوده اما این به آن معنا نیست که برای دفاع از خود در سطح تاکتیکی لزوماً محدود به تدابیر دفاعی خواهد بود و طرح‌ها، حرکات، اقدامات و ضربات خود را صرفاً در چارچوب تاکتیک‌های دفاعی صورت‌بندی کند.










    در سطح تاکتیک حتماً طرح‌های تهاجمی بخشی از طرح کلان نظامی و دفاعی ایران خواهند بود. تهاجمی همه‌جانبه که هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت و هم از نظر بانک اهداف قابل مقایسه با واقعیتی نیست که در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه دشمن صهیونی رقم خورد.

    دشمن در جریان جنگ ۱۲ روزه هرچند با یک غافلگیری توانست در نیمه نخست جنگ، ضرباتی را به کشور وارد آورد اما اتاق فکر جنگ در تل‌آویو و واشنگتن بهتر از هر کسی دیگر واقف است که با عبور از وضعیت غافلگیری اولیه، نیمه دوم جنگ مشخصاً نیمه ایران بود. پاسخ‌های تهاجمی ایران در نیمه دوم جنگ کیفی‌تر و مرگ‌بارتر شده بودند. 

    این فرایند بود که در نهایت دشمن را به نقطه توقف آتش رساند. واقعیت جنگ ۱۲ روزه نه در لفاظی‌های نخست‌وزیر رژیم عبری بلکه در درخواست فرماندهان نظامی رژیم باید دید، زمانی که سه روز بعد از آغاز جنگ نشانه‌های جمع و جور شدن ایران و دفع ضربه غافلگیرانه نخست جنگ را دیدند و در یکی از جلسات محرمانه خود با نخست‌وزیر به او پیشنهاد دادند شعله درگیری را پایین بکشد. پیشنهادی که از سوی نخست‌وزیر جاه‌‌طلب صهیونی رد شد. فرایند رو به رشد ضربات ایران اما در نهایت او را در نیمه دوم جنگ به نقطه آتش‌بس رساند.

    مبتنی بر تجربه نیمه دوم جنگ ۱۲ روزه و درسی که از آن برای امروز می‌توان گرفت چند نکته قابل طرح است. 

    نخست آنکه، آن ایران در آن معرکه صرفاً در مورد ساعت صفر درگیری غافلگیر شد. این مسئله در حال حاضر منتفی است. اگر در جنگ ۱۲ روزه بین هجوم دشمن و پاسخ ایران ۱۲ ساعت فاصله افتاد، در معرکه احتمالی بعدی ساعت صفر آغاز طرح‌های هجومی ایران از ۱۲ دقیقه هم کمتر خواهد بود. 

    دوم آنکه توان تهاجمی آن روز ایران فقط کسری از توان تهاجمی نیروهای مسلح کشور بود. در جریان آن جنگ فقط نیروهای هوافضا، هوایی و پدافند هوایی در پیشانی درگیری با دشمن بودند. وضعیتی که با وضعیت این روزهای ایران قابل مقایسه نیست. اگر جرقه‌ای علیه ایران بخورد، برنامه‌های تهاجمی نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه محدود به سه نیروی کلاسیک مزبور نخواهد بود و پاسخ‌هایی تهاجمی در همه سطوح نیروهای مسلح و امنیتی کلید خواهد خورد. 

    سوم آنکه برخلاف جنگ ۱۲ روزه که بانک اهداف اصلی نیروهای نظامی ایران در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری قرار داشتند در معرکه احتمالی پیش رو علاوه بر بانک اهداف صهیونی، بانک اهداف ارزشمندی هم در فواصل بسیار نزدیک‌تر قرار دارند. این فاصله کوتاه‌تر کمیت و کیفیت پاسخ‌های هجومی ایران را هم متفاوت خواهد کرد. ایران خود را برای یک سناریوی هجومی همه‌جانبه و کامل آماده کرده است. طرح‌هایی که دامنه درگیری را محدود به آسمان نخواهد کرد و استعداد استفاده از بسترهای دیگری را هم برای تهاجم علیه منافع دشمن فراهم می‌آورد. بسترهایی که تا پیش از این برای استفاده در روز مبادا در حالت خاموش و خفته قرار داشتند اما این خاموشی قرار نیست تا ازل تاریخ ادامه داشته باشد. 

    در نهایت آنکه جمهوری اسلامی ایران همواره به نظریه امنیت برآمده از بلوک بومی منطقه برای همه اعتقاد داشته است. به عبارت بهتر و ساده‌تر امنیت در منطقه یا برای همه یا برای هیچکس! اگر قرار باشد امنیت ملّی ایران نقض شود پس گزاره قبلی هم دیگر هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت. محلی از اعراب نداشتن گزاره قبل هم یعنی هر جایی که منافع دشمن اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی وجود داشته باشد و دست نیروهای نظامی و امنیتی ایران به آن برسد قطعاً هدف مشروع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

    دوران بزن در رو خیلی وقت است که تمام شده. یک ضرب‌المثل پر محتوای فارسی می‌گوید: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن! این ضرب‌المثل ترجمه دیگری از همان راهبرد نظامی ایران است که در ابتدای متن آمد: جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از خود به تدابیر دفاعی بسنده نخواهد کرد.


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62724

    #ديگران__گزارش
    📰 سریع، یکپارچه، منطقه‌ای  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و چهل و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید امیرحسین ترکاشوند، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در جزیره کیش بر اثر ضربات متعدد سلاح سرد، ناجوانمردانه به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و پنج سرمقاله  سریع، یکپارچه، منطقه‌ای  «راهبرد ایران دفاعی است. ایران در پی جنگ نیست اما این به معنای آن نیست که برای پیاده‌سازی راهبرد خود، لزوماً برای دفاع از خود فقط از تاکتیک‌های دفاعی استفاده کند.» این گزاره‌ای است که در چند ماه اخیر به بیان‌های گوناگون توسط مقامات نظامی و دفاعی کشور عنوان شده است. گزاره‌ای که تشریح می‌کند جمهوری اسلامی ایران جنگ‌طلب و در پی جنگ نیست و تاریخ نشان داده حدأقل تا این لحظه آغازگر هیچ جنگی نبوده اما این به آن معنا نیست که برای دفاع از خود در سطح تاکتیکی لزوماً محدود به تدابیر دفاعی خواهد بود و طرح‌ها، حرکات، اقدامات و ضربات خود را صرفاً در چارچوب تاکتیک‌های دفاعی صورت‌بندی کند. در سطح تاکتیک حتماً طرح‌های تهاجمی بخشی از طرح کلان نظامی و دفاعی ایران خواهند بود. تهاجمی همه‌جانبه که هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت و هم از نظر بانک اهداف قابل مقایسه با واقعیتی نیست که در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه دشمن صهیونی رقم خورد. دشمن در جریان جنگ ۱۲ روزه هرچند با یک غافلگیری توانست در نیمه نخست جنگ، ضرباتی را به کشور وارد آورد اما اتاق فکر جنگ در تل‌آویو و واشنگتن بهتر از هر کسی دیگر واقف است که با عبور از وضعیت غافلگیری اولیه، نیمه دوم جنگ مشخصاً نیمه ایران بود. پاسخ‌های تهاجمی ایران در نیمه دوم جنگ کیفی‌تر و مرگ‌بارتر شده بودند.  این فرایند بود که در نهایت دشمن را به نقطه توقف آتش رساند. واقعیت جنگ ۱۲ روزه نه در لفاظی‌های نخست‌وزیر رژیم عبری بلکه در درخواست فرماندهان نظامی رژیم باید دید، زمانی که سه روز بعد از آغاز جنگ نشانه‌های جمع و جور شدن ایران و دفع ضربه غافلگیرانه نخست جنگ را دیدند و در یکی از جلسات محرمانه خود با نخست‌وزیر به او پیشنهاد دادند شعله درگیری را پایین بکشد. پیشنهادی که از سوی نخست‌وزیر جاه‌‌طلب صهیونی رد شد. فرایند رو به رشد ضربات ایران اما در نهایت او را در نیمه دوم جنگ به نقطه آتش‌بس رساند. مبتنی بر تجربه نیمه دوم جنگ ۱۲ روزه و درسی که از آن برای امروز می‌توان گرفت چند نکته قابل طرح است.  نخست آنکه، آن ایران در آن معرکه صرفاً در مورد ساعت صفر درگیری غافلگیر شد. این مسئله در حال حاضر منتفی است. اگر در جنگ ۱۲ روزه بین هجوم دشمن و پاسخ ایران ۱۲ ساعت فاصله افتاد، در معرکه احتمالی بعدی ساعت صفر آغاز طرح‌های هجومی ایران از ۱۲ دقیقه هم کمتر خواهد بود.  دوم آنکه توان تهاجمی آن روز ایران فقط کسری از توان تهاجمی نیروهای مسلح کشور بود. در جریان آن جنگ فقط نیروهای هوافضا، هوایی و پدافند هوایی در پیشانی درگیری با دشمن بودند. وضعیتی که با وضعیت این روزهای ایران قابل مقایسه نیست. اگر جرقه‌ای علیه ایران بخورد، برنامه‌های تهاجمی نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه محدود به سه نیروی کلاسیک مزبور نخواهد بود و پاسخ‌هایی تهاجمی در همه سطوح نیروهای مسلح و امنیتی کلید خواهد خورد.  سوم آنکه برخلاف جنگ ۱۲ روزه که بانک اهداف اصلی نیروهای نظامی ایران در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری قرار داشتند در معرکه احتمالی پیش رو علاوه بر بانک اهداف صهیونی، بانک اهداف ارزشمندی هم در فواصل بسیار نزدیک‌تر قرار دارند. این فاصله کوتاه‌تر کمیت و کیفیت پاسخ‌های هجومی ایران را هم متفاوت خواهد کرد. ایران خود را برای یک سناریوی هجومی همه‌جانبه و کامل آماده کرده است. طرح‌هایی که دامنه درگیری را محدود به آسمان نخواهد کرد و استعداد استفاده از بسترهای دیگری را هم برای تهاجم علیه منافع دشمن فراهم می‌آورد. بسترهایی که تا پیش از این برای استفاده در روز مبادا در حالت خاموش و خفته قرار داشتند اما این خاموشی قرار نیست تا ازل تاریخ ادامه داشته باشد.  در نهایت آنکه جمهوری اسلامی ایران همواره به نظریه امنیت برآمده از بلوک بومی منطقه برای همه اعتقاد داشته است. به عبارت بهتر و ساده‌تر امنیت در منطقه یا برای همه یا برای هیچکس! اگر قرار باشد امنیت ملّی ایران نقض شود پس گزاره قبلی هم دیگر هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت. محلی از اعراب نداشتن گزاره قبل هم یعنی هر جایی که منافع دشمن اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی وجود داشته باشد و دست نیروهای نظامی و امنیتی ایران به آن برسد قطعاً هدف مشروع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. دوران بزن در رو خیلی وقت است که تمام شده. یک ضرب‌المثل پر محتوای فارسی می‌گوید: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن! این ضرب‌المثل ترجمه دیگری از همان راهبرد نظامی ایران است که در ابتدای متن آمد: جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از خود به تدابیر دفاعی بسنده نخواهد کرد. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62724 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 159 Views 0 önizleme
  • رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و چهل و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید حسین رمضانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اصفهان به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و شش








    سرمقاله



     رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن

     اخیراً یک رسانه صهیونیستی در مطلبی درباره تهدیدات ترامپ علیه ایران نوشته بود: «بزرگترین خطا و اشتباه واشنگتن عدم درک ساختار و ماهیت قدرت در ایران است و همین مسئله مانع اصلی در روند مذاکرات است.»










    این گزاره به شکلی دیگر نیز توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بیان شد. ویتکاف در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز از کلافگی و تعجب ترامپ درباره عدم تسلیم شدن ایران در برابر تهدیدها و نمایش قدرت آمریکا گفت. این اظهار تعجب و سردرگمی ترامپ خود گویای این است که رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کند، ایران نیز مانند برخی دیگر از کشورهای ضعیف و وابسته نظام بین‌الملل است که با هر تهدید یا وعده‌ای عقب‌نشینی کرده و منافع خود را رها کند.

    دولتمردان آمریکا مبنای کنش‌گری خود را این فرض قرار داده‌اند که هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی دیر یا زود عقب می‌نشیند. اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های پیشرفته و تشدید تحریم‌ها قرار بود ایران را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و تهران را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه وادار کند. 

    رسانه‌های غربی نیز پیوسته از «آشفتگی» یا «بن‌بست» ایران سخن می‌گویند و به دنبال آن هستند که این تصویر را شکل دهند که تهران زیر فشار، راهی جز عقب‌نشینی ندارد و اصطلاح «سرگیجه راهبردی» را برای ایران به کار می‌برند. اما اکنون آمریکایی‌ها اعتراف می‌کنند که نتیجه‌ای حاصل نشده و آنها هستند که دچار سردرگمی‌اند. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با این حجم از ابزار قدرت از خود می‌پرسد چرا طرف مقابل کوتاه نیامده، معنایش آن است که معادله‌ای که در ذهن داشت فرو ریخته است.

    مشکل اصلی واشنگتن در همین نگاه ساده‌انگارانه نهفته است. ترامپ با ذهنیت معامله‌گرانه تصور می‌کند همه چیز قابل خریدن است. در این چهارچوب، فشار باید به تسلیم منجر شود. اما ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیم‌های راهبردی خود را بر پایه ترس یا تطمیع اتخاذ نمی‌کند. ساختار سیاسی و امنیتی ایران، هویت خود را با مفهوم مقاومت گره زده و تسلیم در برابر فشار خارجی، نشانه ضعف است. همین منطق است که سیاست فشار را از درون تهی می‌کند.

    در همین زمینه، نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی تصریح کرده بود: «ترامپ نمی‌تواند درک کند چرا فشار و تهدید، رهبر ایران را وادار به عقب نشینی نمی‌کند. در نگاه ترامپ، هر فردی نقطه شکستی دارد و هر ملّتی را می‌توان با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی پای میز آورد. اما این تحلیل در برابر واقعیتی قرار گرفته که با آن سازگار نیست.»

    انباشت تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه با هدف تسلیم کردن ایران و ارعاب صورت گرفته اما نتیجه طبق پیش‌بینی کاخ سفید پیش نرفته است. واقعیت این است که «سرگیجه راهبردی» در واشنگتن شکل گرفته است؛ جایی که سیاست‌گذاران هنوز نمی‌خواهند بپذیرند قدرت ایران صرفاً در توان نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیوند اراده سیاسی، انسجام داخلی و تجربه طولانی مقابله با فشار خارجی ریشه دارد.

    ایران در سال‌های گذشته شدیدترین تحریم‌ها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تضعیف شده و نه بر سر اصول خود معامله کرده است. طراحی و اجرای کودتای پیچیده دی ماه نیز نتوانست آمریکا را به مقاصد شوم خود در ایران برساند. همین اقتدار و ثبات رفتاری اکنون به معمایی برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ که گمان می‌کرد با افزایش فشار می‌تواند نتیجه مطلوب را در زمانی کوتاه به دست آورد، حالا با واقعیتی مواجه شده که در چهارچوب ذهنی او نمی‌گنجد. «کنجکاوی» او در حقیقت نشانه حیرت از ناکارآمدی ابزارهایی است که تصور می‌کرد بی‌رقیب هستند.

    مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمی‌توان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاست‌های مستقل خود دنبال می‌کند و تجربه نشان داده است که فشار به‌جای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است. اکنون این کاخ سفید است که باید میان تداوم فشار بی‌نتیجه یا بازنگری در نگاه خود یکی را انتخاب کند.


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62731

    #ديگران__گزارش
    📰 رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و چهل و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید حسین رمضانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اصفهان به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و شش سرمقاله  رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن  اخیراً یک رسانه صهیونیستی در مطلبی درباره تهدیدات ترامپ علیه ایران نوشته بود: «بزرگترین خطا و اشتباه واشنگتن عدم درک ساختار و ماهیت قدرت در ایران است و همین مسئله مانع اصلی در روند مذاکرات است.» این گزاره به شکلی دیگر نیز توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بیان شد. ویتکاف در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز از کلافگی و تعجب ترامپ درباره عدم تسلیم شدن ایران در برابر تهدیدها و نمایش قدرت آمریکا گفت. این اظهار تعجب و سردرگمی ترامپ خود گویای این است که رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کند، ایران نیز مانند برخی دیگر از کشورهای ضعیف و وابسته نظام بین‌الملل است که با هر تهدید یا وعده‌ای عقب‌نشینی کرده و منافع خود را رها کند. دولتمردان آمریکا مبنای کنش‌گری خود را این فرض قرار داده‌اند که هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی دیر یا زود عقب می‌نشیند. اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های پیشرفته و تشدید تحریم‌ها قرار بود ایران را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و تهران را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه وادار کند.  رسانه‌های غربی نیز پیوسته از «آشفتگی» یا «بن‌بست» ایران سخن می‌گویند و به دنبال آن هستند که این تصویر را شکل دهند که تهران زیر فشار، راهی جز عقب‌نشینی ندارد و اصطلاح «سرگیجه راهبردی» را برای ایران به کار می‌برند. اما اکنون آمریکایی‌ها اعتراف می‌کنند که نتیجه‌ای حاصل نشده و آنها هستند که دچار سردرگمی‌اند. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با این حجم از ابزار قدرت از خود می‌پرسد چرا طرف مقابل کوتاه نیامده، معنایش آن است که معادله‌ای که در ذهن داشت فرو ریخته است. مشکل اصلی واشنگتن در همین نگاه ساده‌انگارانه نهفته است. ترامپ با ذهنیت معامله‌گرانه تصور می‌کند همه چیز قابل خریدن است. در این چهارچوب، فشار باید به تسلیم منجر شود. اما ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیم‌های راهبردی خود را بر پایه ترس یا تطمیع اتخاذ نمی‌کند. ساختار سیاسی و امنیتی ایران، هویت خود را با مفهوم مقاومت گره زده و تسلیم در برابر فشار خارجی، نشانه ضعف است. همین منطق است که سیاست فشار را از درون تهی می‌کند. در همین زمینه، نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی تصریح کرده بود: «ترامپ نمی‌تواند درک کند چرا فشار و تهدید، رهبر ایران را وادار به عقب نشینی نمی‌کند. در نگاه ترامپ، هر فردی نقطه شکستی دارد و هر ملّتی را می‌توان با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی پای میز آورد. اما این تحلیل در برابر واقعیتی قرار گرفته که با آن سازگار نیست.» انباشت تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه با هدف تسلیم کردن ایران و ارعاب صورت گرفته اما نتیجه طبق پیش‌بینی کاخ سفید پیش نرفته است. واقعیت این است که «سرگیجه راهبردی» در واشنگتن شکل گرفته است؛ جایی که سیاست‌گذاران هنوز نمی‌خواهند بپذیرند قدرت ایران صرفاً در توان نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیوند اراده سیاسی، انسجام داخلی و تجربه طولانی مقابله با فشار خارجی ریشه دارد. ایران در سال‌های گذشته شدیدترین تحریم‌ها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تضعیف شده و نه بر سر اصول خود معامله کرده است. طراحی و اجرای کودتای پیچیده دی ماه نیز نتوانست آمریکا را به مقاصد شوم خود در ایران برساند. همین اقتدار و ثبات رفتاری اکنون به معمایی برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ که گمان می‌کرد با افزایش فشار می‌تواند نتیجه مطلوب را در زمانی کوتاه به دست آورد، حالا با واقعیتی مواجه شده که در چهارچوب ذهنی او نمی‌گنجد. «کنجکاوی» او در حقیقت نشانه حیرت از ناکارآمدی ابزارهایی است که تصور می‌کرد بی‌رقیب هستند. مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمی‌توان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاست‌های مستقل خود دنبال می‌کند و تجربه نشان داده است که فشار به‌جای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است. اکنون این کاخ سفید است که باید میان تداوم فشار بی‌نتیجه یا بازنگری در نگاه خود یکی را انتخاب کند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62731 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 128 Views 0 önizleme
  • دو کودتا، یک الگو


     «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
    توصیف «کودتا» برای فتنه اخیر از سوی رهبر انقلاب اسلامی، ناظر به یک الگوی شناخته‌شده تاریخی است؛ الگویی که در آن، تغییر قدرت نه از مسیر اراده عمومی، بلکه از راه آشوب سازمان‌یافته، ضربه به مراکز حاکمیتی و البته جنگ روانی پیگیری می‌شود. این الگو در تاریخ معاصر ایران، نمونه‌ای برجسته دارد: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ الگویی که در ۲۸ مرداد با دلارهای سازمان‌یافته آمریکا و انگلیس و در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شبکه‌های تأمین مالی، رسانه‌ای و میدانی خارجی و وابسته تکرار شد.
    بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این گزارش با تکیه بر اسناد، به بررسی شباهت‌های ساختاری و عملیاتی میان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ می‌پردازد.
     
     ۲۸ مرداد و یک میلیون دلار
    در آوریل ۱۹۵۳(فروردین ۱۳۳۲) آلن دالس(۱)، مدیر اطلاعات مرکزی آیزنهاور(۲)، به سیا دستور داد با سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای برکناری مصدق از قدرت همکاری کند. کرمیت روزولت، مسئول بخش خاور نزدیک سرویس مخفی سیا، مسئول عملیات کودتا شد.(۳)

    اسم رمز کودتا، تی‌پی‌آژاکس بود و بودجه‌ای یک‌میلیون دلاری به آن اختصاص داده شده بود. کرمیت روزولت توانست حمایت شاه را جلب کند و به او وعده قدرت مطلق در ایران و اتحادی آهنین با ایالات متحده را داد(۴) و به اوباش برای برپایی تظاهرات ضدّ مصدق پول پرداخت شد و نام افسران ایرانی کمک‌کننده به کودتا مشخص شد. شاه به رم رفت تا منتظر نتیجه کودتا باشد.(۵)

    قرار بود که از ۲۸۵ هزار دلار بودجه‌ای که در نقشه نهایی برای کودتا در نظر گرفته شده بود، ۱۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی ایالات متحده و ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار توسط انگلستان تأمین شود. روشن نیست که آیا این مبالغ بخشی از همان یک‌میلیون دلاری بود که در آوریل به پایگاه سیا در تهران پرداخت شده بود یا نه؛ علاوه بر این یک میلیون دلار، یازده‌هزار دلار در هفته نیز به پایگاه تهران اختصاص یافته بود که از ۲۰ ماه مه پرداخت می‌شد تا به مصرف «خرید» اعضای مجلس برسد.(۶)

    روزولت به نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد اشاره می‌کند: «مبلغ یک‌میلیون دلار آمریکایی برای هزینه بلوا و آشوب و اغتشاش در اختیار داشته، ولی فقط ۷۵ هزار دلار آن را خرج کرده است و آیزنهاور از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از آغاز تا پایان آگاه بوده و دستور اجرای کودتا به وسیله دالس، وزیر خارجه آمریکا به برادرش آلن دالس، رئیس سابق سیا و همچنین والتر میدل‌اسمیت، معاون وزارت خارجه صادر شد.»(۷)

    در روز ۲۸ مرداد تفنگ‌هایی که قیام‌کنندگان در دست داشتند، ارابه‌های جنگی که سوار بودند، زره‌پوش‌هایی که در خیابان‌ها به راه افتادند، وسایل مخابراتی و ارتباطات رادیویی همه و همه از طریق کمک‌های نظامی آمریکا تهیه شده بود و کلیه این اقدامات بدان جهت انجام گرفت که دولت ایران ساقط شود.(۸) علاوه بر تجهیزات جنگی، سفارت آمریکا در تهران وجوه لازم جهت انجام کودتا را نیز در اختیار کودتاچیان قرار داد و چون پول ایرانی برای حاتم‌بخشی‌های کودتاچیان کفاف نداد، دلار جای آن را گرفت و در روز کودتا به پول رسمی تهران مبدل شد، چنان که عده‌ای از کودتاچیان حتی پول تاکسی را هم به دلار می‌پرداختند.(۹)

    طرح کلی کودتا به این صورت بود که به اوباش پول داده می‌شد که یک مجموعه حملات ساختگی علیه رهبران مذهبی به راه بیندازند و طوری جلوه دهند که دستور این حملات توسط مصدق یا طرفداران وی داده شده است. در عین حال، سرلشکر زاهدی تا جایی که می‌تواند افسران ایرانی را ترغیب نموده و به آنها رشوه می‌دهد تا آماده هرگونه اقدام نظامی لازم برای انجام کودتا باشند.(۱۰)

    البته بهره‌گیری از اراذل و اوباش در مراحل شکست خورده قبل از کودتا ۲۸ مرداد هم مسبوق به سابقه بود. مثلاً در ماجرای تلاش برای قتل مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، شبکه‌ای از اوباش وابسته به دربار در حمله به منزل نخست‌وزیر فعال بودند. تیمسار خسروانی از جمله سازمان‌دهندگان این دستجات معرفی شده و افرادی چون شعبان جعفری و ملکه اعتضادی در رأس مهاجمان قرار داشتند؛ رخدادی که به بازداشت کوتاه‌مدت برخی از آنان به دستور مصدق انجامید.(۱۱) این پیشینه نشان می‌دهد شبکه میدانی کودتا، از ماه‌ها پیش شکل گرفته و در بزنگاه ۲۸ مرداد فعال شد.

    در صبح روز کودتا هزاران تن از تظاهرکنندگان که قبلاً برای این کار دستمزد دریافت کرده بودند می‌بایست تجمع ضدّ دولتی بزرگی را به راه می‌انداختند. مجلس که قبلاً به خوبی آماده و پخته شده بود با یک تصمیم شبه‌قانونی رأی به برکناری مصدق می‌داد. در صورت مقاومت مصدق، افسران نظامی تحت هدایت زاهدی او و طرفداران اصلی وی را بازداشت می‌نمودند و سپس به اشغال مراکز فرماندهی نظامی، پاسگاه‌های پلیس، دفاتر تلفن و تلگراف، ایستگاه‌های رادیو و بانک ملّی می‌پرداختند.(۱۲)

    آخرین مرحله طرح روزولت کشاندن اوباش و چاقوکشان به خیابان‌ها به منظور حمله به اداره‌های دولتی و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم بود. برادران رشیدیان که از عوامل دست‌نشانده بریتانیا به شمار می‌آمدند و اکنون در اختیار روزولت قرار گرفته بودند، عهده‌دار انجام این مأموریت شدند. یکی از اقدام‌های مؤثر روزولت، سازماندهی تظاهرات خیابانی بود.(۱۳)

    بنا به گفته ریچارد کاتم که در این زمان برای سیا کار می‌کرد، جماعتی که در شمال تهران به خیابان‌ها ریختند و مصمم به سرنگون کردن دکتر مصدق بودند، جماعت مزدور و اجیر شده‌ای بودند که با دلارهای آمریکایی خریداری شده بودند و مقدار پولی که در این رهگذر خرج شده بود، قاعدتاً به میزان هنگفتی بالغ می‌شد.(۱۴)

    دو ایرانی که در اسناد سیا به نام‌های رمز «نرن» و «سیلی» خوانده شده‌اند، دسته‌های متعددی را اجیر کردند و روز ۲۶ مرداد با سر دادن شعارهای حزب توده و حمل آرم‌هایی که در آنها شاه تقبیح و سرزنش شده بود، در خیابان‌های تهران به راهپیمایی پرداختند. روز قبل مبلغ ۵۰ هزار دلار دستمزد آنها به وسیله یکی از مأموران سیا به «نرن» و «سیلی» پرداخت شده بود و وظیفه داشتند با ایجاد بیم و هراس از خطر به قدرت رسیدن توده‌ای‌ها، موقعیت زاهدی را تقویت کنند.(۱۵)

    سازمان‌دهی خیابانی تنها محدود به افراد پراکنده نبود، بلکه در قالب شبکه‌ای موسوم به TPBEDAMN پیگیری می‌شد. بر اساس برخی اسناد، افراد در این شبکه زیر نظر رابط‌هایی چون جلالی و کیوانی فعالیت می‌کردند و برای برگزاری تظاهرات علیه مصدق از این مسیر تأمین مالی می‌شدند. افزون بر این، حزب سومکا و جناحی از حزب پان‌ایرانیست نیز از جمله گروه‌هایی بودند که مأموران سیا برای مقابله با راهپیمایی‌های حزب توده و تقویت فضای ضدّ دولتی از آنان بهره می‌گرفتند.(۱۶)

    طولی نکشید که اعضای واقعی حزب توده بی‌خبر از نقش سیا در ایجاد این تظاهرات و هدف آنها، به صفوف تظاهرکنندگان پیوستند و با آنان هم‌آواز شدند. آنها مجسمه‌های شاه و پدرش را پایین کشیدند و به محل دفن رضاشاه هجوم بردند. تا اواخر روز ۲۷ مرداد، تظاهرات به نفع مصدق و در مخالفت با شاه بود، اما به تدریج اوضاع دگرگون شد. از صبح ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، عده‌ای که از قبل توسط سیا خریداری شده بودند و به وسیله برادران رشیدیان تجهیز شده بودند به خیابان‌ها ریختند. از قسمت بازار، مرکز تجاری تهران، تظاهراتی توسط یک تیم مشهور ورزشی و دارودسته شعبان بی‌مخ که شعار زنده باد شاه را سر می‌دادند، راهنمایی می‌شد و به سمت خانه مصدق در حرکت بود.(۱۷)

    در ظهر همان روز ۲۸ مرداد، شعبان جعفری که به‌دلیل مشارکت در وقایع ۹ اسفند در زندان جمشیدیه به سر می‌برد، پیش از پایان محکومیتش به شهربانی منتقل و با فضل‌الله زاهدی دیدار کرد. وی در همان روز آزاد شد و سرکردگی اوباش را بر عهده گرفت. جعفری آزادی خود را مشروط به رهایی چند تن دیگر از چهره‌های شناخته‌شده این طیف کرد و این درخواست پذیرفته شد. بر اساس برخی روایت‌ها، او ساعاتی پس از آزادی با کرمیت روزولت دیدار و در قبال دریافت وجه، متعهد به بسیج صدها نفر از افراد تحت نفوذ خود برای شورش خیابانی شد.(۱۸)

    در میان روایت‌ها نام چهره‌هایی چون ملکه اعتضادی، رقیه آزادپور معروف به پروین آژدان‌قزی، سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» و پروین غفاری ملقب به «موطلایی شهر» نیز دیده می‌شود؛ افرادی که بنا بر این روایت‌ها، پس از آزادی شعبان جعفری، همراه با او و دارودسته‌اش به جمع نیروهای میدانی پیوستند. این گزارش‌ها از حضور گروه‌هایی از زنان وابسته به محله‌های پیرامونی شهر در کنار لوطی‌ها، قداره‌بندان و چاقوکشان حکایت دارد و نشان می‌دهد اردوکشی خیابانی تنها به یک طیف محدود ختم نمی‌شد، بلکه شبکه‌ای متنوع از عناصر حاشیه‌ای اجتماعی را دربر می‌گرفت.(۱۹) حتی برای افزایش جمعیت از سردسته‌های زنان بدنام محله قلعه کمک گرفته شد تا با رفتارهای تحریک‌آمیز، رهگذران و افراد بیکار را گرد خود جمع کنند و پس از افزایش جمعیت، با توزیع پول و تصاویر شاه میان آنان به شرط بیان شعار، نمایشی از جمعیت به دست آورند.(۲۰)

    ترکیب اجتماعی نیروهای فعال در ۲۸ مرداد، حتی پس از پیروزی کودتا نیز محل تأمل بود. بنا بر برخی گزارش‌ها، هنگامی که ستاد ارتش مأمور اعطای نشان تقدیر به عوامل میدانی شد، به دربار اعلام کرد اعطای مدال به این افراد موجب وهن نظام سلطنت خواهد شد؛ زیرا بسیاری از آنان دارای سوابق قضایی و جنایی بودند. این مسئله تصویری روشن از ماهیت اجتماعی میدان‌داران کودتا ارائه می‌دهد.(۲۱) اما همین جمعیت نامطلوب بود که توانست با یک نمایش قدرت خشن، مردم را خانه‌نشین کند و فضای عمومی شهر را به دست بگیرد.
     
     ۱۸ دی ۱۴۰۴، بازتولید الگوی ۲۸ مرداد
    با بررسی الگوی پیدا شده در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ماهیت فتنه اخیر، به ساختاری مشابه می‌رسیم.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با صراحت بر این نکته تأکید کردند که «هدف این فتنه تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره‌ی کشور بود». ایشان با برشمردن مصادیق این تخریب افزودند: «به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند [...] به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند [...] آنچه کشور را اداره می‌کند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا». این توصیف، چهارچوب روشنی برای فهم ماهیت حوادث اخیر فراهم می‌کند؛ چهارچوبی که حمله به ارکان اداره کشور را نشانه مستقیم یک پروژه کودتایی می‌داند.

    یکی دیگر از ویژگی‌های اساسی این فتنه، به بیان رهبر انقلاب، «طراحی و نقشه‌کشی در خارج از کشور» بود. ایشان تصریح کردند: « نقشه و طراحی این فتنه در خارج اتفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عده داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده می‌شد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البته همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها می‌گفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان می‌گفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی می‌کردند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ 

    این طراحی برون‌زا صرفاً در حد هدایت رسانه‌ای یا صدور دستور باقی نماند، بلکه به شبکه‌سازی میدانی و آموزش عملیاتی نیز گسترش یافت. در همین زمینه رهبر انقلاب تصریح کردند: «دستگاه‌های اطّلاعاتی و جاسوسی دو کشور آمریکا و رژیم صهیونی باطل [...] در طول زمان گشته‌اند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینه‌های شرارت را در کشورمان پیدا کرده‌اند، اینها را برده‌اند، به آنها پول داده‌اند، اسلحه داده‌اند، آموزش خرابکاری داده‌اند،‌ آموزش ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی داده‌اند، و فرستاده‌اند به ایران.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

    ایشان همچنین به نقل یک اعتراف صریح آمریکایی خاطرنشان کردند که: «سازمان سیای آمریکا و سازمان موساد رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره می‌شد و دستور داده می‌شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ این در حالی بود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد طرح کودتا را ریخته، آن را عملی ساختند و مصدق را سرنگون کردند.

    وجه دیگر این الگو، ماهیت خشونت‌بار و بی‌ملاحظه عملیات بود؛ امری که آن را از بسیاری اغتشاشات پراکنده متمایز می‌کرد و به الگوی کودتا نزدیک می‌ساخت. رهبر انقلاب در این‌باره افزودند: «سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بی‌ملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش می‌زنند، بچّه‌ را در بغل پدرش می‌کشند؛ کارهای خشن می‌کنند. و متأسفانه یک عده‌ای از هم‌میهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

    در برابر این طراحی برون‌زا، خشونت‌بار و سازمان‌یافته، رهبر انقلاب بر نقش تعیین‌کننده مردم تأکید کردند و یادآور شدند: «می‌خواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن این‌ها زدند و روز بیست‌ودوم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

    بدین‌ترتیب، همان الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد با تکیه بر طراحی خارجی، ناامن‌سازی، یارگیری از جوامع بدنام و میدان‌داری دنبال شد، در فتنه اخیر نیز تکرار گردید؛ با این تفاوت که این‌بار، هوشیاری عمومی و ایستادگی مردم، این «کودتا» را به‌صورت کامل ناکام گذاشت: «آنچه واضح می‌کند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متحده است؛ اولاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها می‌گفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [اما] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها می‌گفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!». پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

     


     

    (۱ Allen Dulles

    ۲) سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا.

    (۳ رایت، رابرت (۱۴۰۰). مامور ما در تهران، ترجمه محمد مظفرپور، تهران: امیرکبیر، ص۶۴.

    (۴ همان.

    (۵ همان.

    (۶ گازیوروسکی، مارک جی(۱۴۰۰)، مصدق و کودتا، علی مرشدی زاده، تهران، انتشارات قصیده سرا، ص ۲۶۰.

    (۷ نظرپور، مهدی(۱۳۸۴)، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: زمزم هدایت، ص ۱۲۶.

    (۸ علوی، امیرحسین (۱۳۸۱)، مصدق مصدق است (تاریخ نهضت ملی ایران)، تهران، نشر محور، ص ۲۸۵.

    (۹ همان، ص ۲۸۹.

    (۱۰ کینزر، استفن(۱۴۰۲)، همه مردان شاه(از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱)، شهریار خواجیان، تهران، انتشارات اختران، ص ۱۸۹.

    (۱۱ شهبازی،‌عبدالله (۱۳۹۵). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، تهران: اطلاعات، ص۴۵۲.

    (۱۲ همه مردان شاه، ص ۱۸۹.

    (۱۳ اقبال، اسماعیل(۱۳۸۵)، نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، تهران، اطلاعات، ص ۱۵۲.

    (۱۴ همان، ص ۱۵۳.

    (۱۵ همان، ص۱۵۶.

    (۱۶ گازیوروسکی، مارک‌جی؛ برن، مالکوم (۱۳۸۴). مصدق و کودتا، ترجمه علی مرشدی‌زاد، ص۲۷۵.

    (۱۷ نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، ص ۱۵۷.

    (۱۸ ده‌نمکی، مسعود (۱۳۸۸). طیب خان؛ زندگی و زمانه طیب حاج رضایی، ج۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۵۹۴.

    (۱۹ همان.

    (۲۰ زاهدی،‌ اردشیر (۱۳۸۱). ۲۵سال در کنار پادشاه؛ خاطرات اردشیر زاهدی، به کوشش ابوالفضل آتابای، تهران: عطائی، ص۶۹.

    (۲۱ توکلی، یعقوب (۱۳۸۴). مجموعه مقالات همایش سقوط؛ ‌ریزش حامیان و خیزش مخالفان، ج۱، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۱۶۹.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62735

    #ديگران__گزارش
    📰 دو کودتا، یک الگو  «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ توصیف «کودتا» برای فتنه اخیر از سوی رهبر انقلاب اسلامی، ناظر به یک الگوی شناخته‌شده تاریخی است؛ الگویی که در آن، تغییر قدرت نه از مسیر اراده عمومی، بلکه از راه آشوب سازمان‌یافته، ضربه به مراکز حاکمیتی و البته جنگ روانی پیگیری می‌شود. این الگو در تاریخ معاصر ایران، نمونه‌ای برجسته دارد: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ الگویی که در ۲۸ مرداد با دلارهای سازمان‌یافته آمریکا و انگلیس و در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شبکه‌های تأمین مالی، رسانه‌ای و میدانی خارجی و وابسته تکرار شد. بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این گزارش با تکیه بر اسناد، به بررسی شباهت‌های ساختاری و عملیاتی میان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ می‌پردازد.    ۲۸ مرداد و یک میلیون دلار در آوریل ۱۹۵۳(فروردین ۱۳۳۲) آلن دالس(۱)، مدیر اطلاعات مرکزی آیزنهاور(۲)، به سیا دستور داد با سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای برکناری مصدق از قدرت همکاری کند. کرمیت روزولت، مسئول بخش خاور نزدیک سرویس مخفی سیا، مسئول عملیات کودتا شد.(۳) اسم رمز کودتا، تی‌پی‌آژاکس بود و بودجه‌ای یک‌میلیون دلاری به آن اختصاص داده شده بود. کرمیت روزولت توانست حمایت شاه را جلب کند و به او وعده قدرت مطلق در ایران و اتحادی آهنین با ایالات متحده را داد(۴) و به اوباش برای برپایی تظاهرات ضدّ مصدق پول پرداخت شد و نام افسران ایرانی کمک‌کننده به کودتا مشخص شد. شاه به رم رفت تا منتظر نتیجه کودتا باشد.(۵) قرار بود که از ۲۸۵ هزار دلار بودجه‌ای که در نقشه نهایی برای کودتا در نظر گرفته شده بود، ۱۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی ایالات متحده و ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار توسط انگلستان تأمین شود. روشن نیست که آیا این مبالغ بخشی از همان یک‌میلیون دلاری بود که در آوریل به پایگاه سیا در تهران پرداخت شده بود یا نه؛ علاوه بر این یک میلیون دلار، یازده‌هزار دلار در هفته نیز به پایگاه تهران اختصاص یافته بود که از ۲۰ ماه مه پرداخت می‌شد تا به مصرف «خرید» اعضای مجلس برسد.(۶) روزولت به نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد اشاره می‌کند: «مبلغ یک‌میلیون دلار آمریکایی برای هزینه بلوا و آشوب و اغتشاش در اختیار داشته، ولی فقط ۷۵ هزار دلار آن را خرج کرده است و آیزنهاور از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از آغاز تا پایان آگاه بوده و دستور اجرای کودتا به وسیله دالس، وزیر خارجه آمریکا به برادرش آلن دالس، رئیس سابق سیا و همچنین والتر میدل‌اسمیت، معاون وزارت خارجه صادر شد.»(۷) در روز ۲۸ مرداد تفنگ‌هایی که قیام‌کنندگان در دست داشتند، ارابه‌های جنگی که سوار بودند، زره‌پوش‌هایی که در خیابان‌ها به راه افتادند، وسایل مخابراتی و ارتباطات رادیویی همه و همه از طریق کمک‌های نظامی آمریکا تهیه شده بود و کلیه این اقدامات بدان جهت انجام گرفت که دولت ایران ساقط شود.(۸) علاوه بر تجهیزات جنگی، سفارت آمریکا در تهران وجوه لازم جهت انجام کودتا را نیز در اختیار کودتاچیان قرار داد و چون پول ایرانی برای حاتم‌بخشی‌های کودتاچیان کفاف نداد، دلار جای آن را گرفت و در روز کودتا به پول رسمی تهران مبدل شد، چنان که عده‌ای از کودتاچیان حتی پول تاکسی را هم به دلار می‌پرداختند.(۹) طرح کلی کودتا به این صورت بود که به اوباش پول داده می‌شد که یک مجموعه حملات ساختگی علیه رهبران مذهبی به راه بیندازند و طوری جلوه دهند که دستور این حملات توسط مصدق یا طرفداران وی داده شده است. در عین حال، سرلشکر زاهدی تا جایی که می‌تواند افسران ایرانی را ترغیب نموده و به آنها رشوه می‌دهد تا آماده هرگونه اقدام نظامی لازم برای انجام کودتا باشند.(۱۰) البته بهره‌گیری از اراذل و اوباش در مراحل شکست خورده قبل از کودتا ۲۸ مرداد هم مسبوق به سابقه بود. مثلاً در ماجرای تلاش برای قتل مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، شبکه‌ای از اوباش وابسته به دربار در حمله به منزل نخست‌وزیر فعال بودند. تیمسار خسروانی از جمله سازمان‌دهندگان این دستجات معرفی شده و افرادی چون شعبان جعفری و ملکه اعتضادی در رأس مهاجمان قرار داشتند؛ رخدادی که به بازداشت کوتاه‌مدت برخی از آنان به دستور مصدق انجامید.(۱۱) این پیشینه نشان می‌دهد شبکه میدانی کودتا، از ماه‌ها پیش شکل گرفته و در بزنگاه ۲۸ مرداد فعال شد. در صبح روز کودتا هزاران تن از تظاهرکنندگان که قبلاً برای این کار دستمزد دریافت کرده بودند می‌بایست تجمع ضدّ دولتی بزرگی را به راه می‌انداختند. مجلس که قبلاً به خوبی آماده و پخته شده بود با یک تصمیم شبه‌قانونی رأی به برکناری مصدق می‌داد. در صورت مقاومت مصدق، افسران نظامی تحت هدایت زاهدی او و طرفداران اصلی وی را بازداشت می‌نمودند و سپس به اشغال مراکز فرماندهی نظامی، پاسگاه‌های پلیس، دفاتر تلفن و تلگراف، ایستگاه‌های رادیو و بانک ملّی می‌پرداختند.(۱۲) آخرین مرحله طرح روزولت کشاندن اوباش و چاقوکشان به خیابان‌ها به منظور حمله به اداره‌های دولتی و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم بود. برادران رشیدیان که از عوامل دست‌نشانده بریتانیا به شمار می‌آمدند و اکنون در اختیار روزولت قرار گرفته بودند، عهده‌دار انجام این مأموریت شدند. یکی از اقدام‌های مؤثر روزولت، سازماندهی تظاهرات خیابانی بود.(۱۳) بنا به گفته ریچارد کاتم که در این زمان برای سیا کار می‌کرد، جماعتی که در شمال تهران به خیابان‌ها ریختند و مصمم به سرنگون کردن دکتر مصدق بودند، جماعت مزدور و اجیر شده‌ای بودند که با دلارهای آمریکایی خریداری شده بودند و مقدار پولی که در این رهگذر خرج شده بود، قاعدتاً به میزان هنگفتی بالغ می‌شد.(۱۴) دو ایرانی که در اسناد سیا به نام‌های رمز «نرن» و «سیلی» خوانده شده‌اند، دسته‌های متعددی را اجیر کردند و روز ۲۶ مرداد با سر دادن شعارهای حزب توده و حمل آرم‌هایی که در آنها شاه تقبیح و سرزنش شده بود، در خیابان‌های تهران به راهپیمایی پرداختند. روز قبل مبلغ ۵۰ هزار دلار دستمزد آنها به وسیله یکی از مأموران سیا به «نرن» و «سیلی» پرداخت شده بود و وظیفه داشتند با ایجاد بیم و هراس از خطر به قدرت رسیدن توده‌ای‌ها، موقعیت زاهدی را تقویت کنند.(۱۵) سازمان‌دهی خیابانی تنها محدود به افراد پراکنده نبود، بلکه در قالب شبکه‌ای موسوم به TPBEDAMN پیگیری می‌شد. بر اساس برخی اسناد، افراد در این شبکه زیر نظر رابط‌هایی چون جلالی و کیوانی فعالیت می‌کردند و برای برگزاری تظاهرات علیه مصدق از این مسیر تأمین مالی می‌شدند. افزون بر این، حزب سومکا و جناحی از حزب پان‌ایرانیست نیز از جمله گروه‌هایی بودند که مأموران سیا برای مقابله با راهپیمایی‌های حزب توده و تقویت فضای ضدّ دولتی از آنان بهره می‌گرفتند.(۱۶) طولی نکشید که اعضای واقعی حزب توده بی‌خبر از نقش سیا در ایجاد این تظاهرات و هدف آنها، به صفوف تظاهرکنندگان پیوستند و با آنان هم‌آواز شدند. آنها مجسمه‌های شاه و پدرش را پایین کشیدند و به محل دفن رضاشاه هجوم بردند. تا اواخر روز ۲۷ مرداد، تظاهرات به نفع مصدق و در مخالفت با شاه بود، اما به تدریج اوضاع دگرگون شد. از صبح ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، عده‌ای که از قبل توسط سیا خریداری شده بودند و به وسیله برادران رشیدیان تجهیز شده بودند به خیابان‌ها ریختند. از قسمت بازار، مرکز تجاری تهران، تظاهراتی توسط یک تیم مشهور ورزشی و دارودسته شعبان بی‌مخ که شعار زنده باد شاه را سر می‌دادند، راهنمایی می‌شد و به سمت خانه مصدق در حرکت بود.(۱۷) در ظهر همان روز ۲۸ مرداد، شعبان جعفری که به‌دلیل مشارکت در وقایع ۹ اسفند در زندان جمشیدیه به سر می‌برد، پیش از پایان محکومیتش به شهربانی منتقل و با فضل‌الله زاهدی دیدار کرد. وی در همان روز آزاد شد و سرکردگی اوباش را بر عهده گرفت. جعفری آزادی خود را مشروط به رهایی چند تن دیگر از چهره‌های شناخته‌شده این طیف کرد و این درخواست پذیرفته شد. بر اساس برخی روایت‌ها، او ساعاتی پس از آزادی با کرمیت روزولت دیدار و در قبال دریافت وجه، متعهد به بسیج صدها نفر از افراد تحت نفوذ خود برای شورش خیابانی شد.(۱۸) در میان روایت‌ها نام چهره‌هایی چون ملکه اعتضادی، رقیه آزادپور معروف به پروین آژدان‌قزی، سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» و پروین غفاری ملقب به «موطلایی شهر» نیز دیده می‌شود؛ افرادی که بنا بر این روایت‌ها، پس از آزادی شعبان جعفری، همراه با او و دارودسته‌اش به جمع نیروهای میدانی پیوستند. این گزارش‌ها از حضور گروه‌هایی از زنان وابسته به محله‌های پیرامونی شهر در کنار لوطی‌ها، قداره‌بندان و چاقوکشان حکایت دارد و نشان می‌دهد اردوکشی خیابانی تنها به یک طیف محدود ختم نمی‌شد، بلکه شبکه‌ای متنوع از عناصر حاشیه‌ای اجتماعی را دربر می‌گرفت.(۱۹) حتی برای افزایش جمعیت از سردسته‌های زنان بدنام محله قلعه کمک گرفته شد تا با رفتارهای تحریک‌آمیز، رهگذران و افراد بیکار را گرد خود جمع کنند و پس از افزایش جمعیت، با توزیع پول و تصاویر شاه میان آنان به شرط بیان شعار، نمایشی از جمعیت به دست آورند.(۲۰) ترکیب اجتماعی نیروهای فعال در ۲۸ مرداد، حتی پس از پیروزی کودتا نیز محل تأمل بود. بنا بر برخی گزارش‌ها، هنگامی که ستاد ارتش مأمور اعطای نشان تقدیر به عوامل میدانی شد، به دربار اعلام کرد اعطای مدال به این افراد موجب وهن نظام سلطنت خواهد شد؛ زیرا بسیاری از آنان دارای سوابق قضایی و جنایی بودند. این مسئله تصویری روشن از ماهیت اجتماعی میدان‌داران کودتا ارائه می‌دهد.(۲۱) اما همین جمعیت نامطلوب بود که توانست با یک نمایش قدرت خشن، مردم را خانه‌نشین کند و فضای عمومی شهر را به دست بگیرد.    ۱۸ دی ۱۴۰۴، بازتولید الگوی ۲۸ مرداد با بررسی الگوی پیدا شده در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ماهیت فتنه اخیر، به ساختاری مشابه می‌رسیم. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با صراحت بر این نکته تأکید کردند که «هدف این فتنه تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره‌ی کشور بود». ایشان با برشمردن مصادیق این تخریب افزودند: «به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند [...] به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند [...] آنچه کشور را اداره می‌کند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا». این توصیف، چهارچوب روشنی برای فهم ماهیت حوادث اخیر فراهم می‌کند؛ چهارچوبی که حمله به ارکان اداره کشور را نشانه مستقیم یک پروژه کودتایی می‌داند. یکی دیگر از ویژگی‌های اساسی این فتنه، به بیان رهبر انقلاب، «طراحی و نقشه‌کشی در خارج از کشور» بود. ایشان تصریح کردند: « نقشه و طراحی این فتنه در خارج اتفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عده داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده می‌شد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البته همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها می‌گفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان می‌گفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی می‌کردند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲  این طراحی برون‌زا صرفاً در حد هدایت رسانه‌ای یا صدور دستور باقی نماند، بلکه به شبکه‌سازی میدانی و آموزش عملیاتی نیز گسترش یافت. در همین زمینه رهبر انقلاب تصریح کردند: «دستگاه‌های اطّلاعاتی و جاسوسی دو کشور آمریکا و رژیم صهیونی باطل [...] در طول زمان گشته‌اند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینه‌های شرارت را در کشورمان پیدا کرده‌اند، اینها را برده‌اند، به آنها پول داده‌اند، اسلحه داده‌اند، آموزش خرابکاری داده‌اند،‌ آموزش ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی داده‌اند، و فرستاده‌اند به ایران.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ ایشان همچنین به نقل یک اعتراف صریح آمریکایی خاطرنشان کردند که: «سازمان سیای آمریکا و سازمان موساد رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره می‌شد و دستور داده می‌شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ این در حالی بود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد طرح کودتا را ریخته، آن را عملی ساختند و مصدق را سرنگون کردند. وجه دیگر این الگو، ماهیت خشونت‌بار و بی‌ملاحظه عملیات بود؛ امری که آن را از بسیاری اغتشاشات پراکنده متمایز می‌کرد و به الگوی کودتا نزدیک می‌ساخت. رهبر انقلاب در این‌باره افزودند: «سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بی‌ملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش می‌زنند، بچّه‌ را در بغل پدرش می‌کشند؛ کارهای خشن می‌کنند. و متأسفانه یک عده‌ای از هم‌میهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ در برابر این طراحی برون‌زا، خشونت‌بار و سازمان‌یافته، رهبر انقلاب بر نقش تعیین‌کننده مردم تأکید کردند و یادآور شدند: «می‌خواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن این‌ها زدند و روز بیست‌ودوم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ بدین‌ترتیب، همان الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد با تکیه بر طراحی خارجی، ناامن‌سازی، یارگیری از جوامع بدنام و میدان‌داری دنبال شد، در فتنه اخیر نیز تکرار گردید؛ با این تفاوت که این‌بار، هوشیاری عمومی و ایستادگی مردم، این «کودتا» را به‌صورت کامل ناکام گذاشت: «آنچه واضح می‌کند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متحده است؛ اولاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها می‌گفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [اما] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها می‌گفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!». پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲     (۱ Allen Dulles ۲) سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا. (۳ رایت، رابرت (۱۴۰۰). مامور ما در تهران، ترجمه محمد مظفرپور، تهران: امیرکبیر، ص۶۴. (۴ همان. (۵ همان. (۶ گازیوروسکی، مارک جی(۱۴۰۰)، مصدق و کودتا، علی مرشدی زاده، تهران، انتشارات قصیده سرا، ص ۲۶۰. (۷ نظرپور، مهدی(۱۳۸۴)، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: زمزم هدایت، ص ۱۲۶. (۸ علوی، امیرحسین (۱۳۸۱)، مصدق مصدق است (تاریخ نهضت ملی ایران)، تهران، نشر محور، ص ۲۸۵. (۹ همان، ص ۲۸۹. (۱۰ کینزر، استفن(۱۴۰۲)، همه مردان شاه(از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱)، شهریار خواجیان، تهران، انتشارات اختران، ص ۱۸۹. (۱۱ شهبازی،‌عبدالله (۱۳۹۵). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، تهران: اطلاعات، ص۴۵۲. (۱۲ همه مردان شاه، ص ۱۸۹. (۱۳ اقبال، اسماعیل(۱۳۸۵)، نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، تهران، اطلاعات، ص ۱۵۲. (۱۴ همان، ص ۱۵۳. (۱۵ همان، ص۱۵۶. (۱۶ گازیوروسکی، مارک‌جی؛ برن، مالکوم (۱۳۸۴). مصدق و کودتا، ترجمه علی مرشدی‌زاد، ص۲۷۵. (۱۷ نقش انگلیس در کودتا ۲۸ مرداد، ص ۱۵۷. (۱۸ ده‌نمکی، مسعود (۱۳۸۸). طیب خان؛ زندگی و زمانه طیب حاج رضایی، ج۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۵۹۴. (۱۹ همان. (۲۰ زاهدی،‌ اردشیر (۱۳۸۱). ۲۵سال در کنار پادشاه؛ خاطرات اردشیر زاهدی، به کوشش ابوالفضل آتابای، تهران: عطائی، ص۶۹. (۲۱ توکلی، یعقوب (۱۳۸۴). مجموعه مقالات همایش سقوط؛ ‌ریزش حامیان و خیزش مخالفان، ج۱، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۱۶۹. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62735 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 205 Views 0 önizleme
  • ستون فقرات قدرت ایران



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و سی و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید میلاد میداودی، ۱۹ساله و طلبه حوزه علمیه، که در فتنه آمریکایی اخیر در اثر اصابت مستقیم گلوله، توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و شش



    سرمقاله



     ستون فقرات قدرت ایران

     پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی در تقدیر و تشکر از حضور ملّی مردم ایران در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن را بایستی تداوم همان منطق همیشگی ایشان دانست؛ منطقی که البته در پیام قبلی و دعوت مردم به حضور در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن نیز مشهود بود. اینکه قدرت اصلی ایران، مردم ایران‌اند. اینکه قدرت یک کشور و جامعه بیش از آنکه به موشک و هواپیما و سایر ابزارهای سخت قدرت مرتبط باشد، به اراده و ایستادگی ملّت‌ها مرتبط است. اگر این اراده و ایستادگی نباشد، از ابزار سخت قدرت نیز کاری ساخته نیست. اراده انسانی است که در ابزار فیزیکی دمیده می‌شود و قدرت سخت را نیز به حرکت درمی‌آورد.





    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تلویزیونی، ضمن سپاسگزاری از حرکت عظیم مردم ایران، آن را اقدامی با قیمت، ارزشمند و نمایش دوباره قدرت و پشتیبانی ملّی از کشور توصیف کردند. قدرت و اراده‌ای که به تعبیر ایشان باعث مأیوس شدن دشمن و اختلال در برنامه‌های ضدانسانی و ضدایرانی آنها می‌شود. این نمایش قدرت نرم مردمی و ملّی نه‌تنها مایه همبستگی و انسجام بیشتر خواهد شد، بلکه در برابر دشمن خارجی نیز یک صف واحد را به نمایش کشید. یک صف واحد و یک بنیان مرصوص که دستگاه محاسباتی دشمنِ به طمع‌افتاده را نیز تغییر خواهد داد. صفی واحد که ملّت ایران در آن هویت و شخصیت ملّی و مستقل خویش را به رخ دیگران کشید.

    قوت و قدرت جاری در تجمعات و گردهمایی‌های اجتماعی انسان، صرفاً مجموع ریاضی توان انسان‌های حاضر در آن رویداد نیست، بلکه چیزی بیش از آن است. از این جهت، چنین گردهمایی‌هایی نه‌تنها قدرت را به رخ دشمن بیرونی می‌کشد، بلکه در افزایش قوای درونی یک ملّت نیز در حکم یک تسهیل‌گر عمل می‌کند و توان و توشه آن ملّت را به‌صورت تصاعدی افزایش می‌دهد.

    این رویدادها را می‌توان نقطه جوشش و فوران دوباره قدرت ملّی توصیف کرد. این فوران قدرت ملّی است که راه را بر ورود و طمع بیگانه می‌بندد. این فوران قدرت ملّی است که اجنبی را مجبور به حساب‌وکتاب هزینه‌هایی می‌کند که در صورت دست‌درازی، باید از جیب و حتی آبرو و شرف خودش بپردازد.

    این فوران قدرت ملّی است که اثبات می‌کند دفاع از استقلال کشور و ملّتی با مختصات ایران، محدود به قوای نظامی و انتظامی نخواهد بود، بلکه هر ایرانی یک سنگر دفاع از استقلال است. قدرت دفاعی ایران و دفاع از استقلال ایران، همه ایرانیانی هستند که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ ایران معاصر -به‌خصوص پس از تجربه جنگ با دشمن خارجی و دفع فتنه عمال داخلی همان دشمنان خارجی- نه‌تنها نفس کم نیاورده، نترسیده و معرکه را رها نکرده‌اند، بلکه با غیرت و انگیزه بیشتر پای دفاع از شرافت و استقلال‌شان ایستاده‌اند.

    خروجی این وضعیت اگر افزایش تصاعدی قدرت ملّی نیست، پس چیست؟! خروجی این وضعیت اگر چنگ انداختن بر ذهن بیمار و متوهم بدخواهان ایران و به‌هم ریختن نقشه‌های آنها و به حساب‌وکتاب مجدد وادار کردن‌شان نیست، پس چیست؟!

    این قدرت ملّی است که می‌تواند پشتوانه دفاع از کشور شود و دست مدافعان ایران را در دفاع از منافع ملّی کشور پر کند. حالا در این منطق، عمق تشکر و سپاسگزاری رهبر انقلاب از مردم نیز بیشتر مشخص می‌شود: «من از همه‌ی ملّت ایران تشکّر میکنم و درود فراوان خودم را بر یکایک آن کسانی که دیروز در این اجتماع عظیم میلیونی کشوری حضور داشتند، تقدیم میکنم.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۳


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62629

    #ديگران__گزارش
    📰 ستون فقرات قدرت ایران  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و سی و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید میلاد میداودی، ۱۹ساله و طلبه حوزه علمیه، که در فتنه آمریکایی اخیر در اثر اصابت مستقیم گلوله، توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و شش سرمقاله  ستون فقرات قدرت ایران  پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی در تقدیر و تشکر از حضور ملّی مردم ایران در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن را بایستی تداوم همان منطق همیشگی ایشان دانست؛ منطقی که البته در پیام قبلی و دعوت مردم به حضور در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن نیز مشهود بود. اینکه قدرت اصلی ایران، مردم ایران‌اند. اینکه قدرت یک کشور و جامعه بیش از آنکه به موشک و هواپیما و سایر ابزارهای سخت قدرت مرتبط باشد، به اراده و ایستادگی ملّت‌ها مرتبط است. اگر این اراده و ایستادگی نباشد، از ابزار سخت قدرت نیز کاری ساخته نیست. اراده انسانی است که در ابزار فیزیکی دمیده می‌شود و قدرت سخت را نیز به حرکت درمی‌آورد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تلویزیونی، ضمن سپاسگزاری از حرکت عظیم مردم ایران، آن را اقدامی با قیمت، ارزشمند و نمایش دوباره قدرت و پشتیبانی ملّی از کشور توصیف کردند. قدرت و اراده‌ای که به تعبیر ایشان باعث مأیوس شدن دشمن و اختلال در برنامه‌های ضدانسانی و ضدایرانی آنها می‌شود. این نمایش قدرت نرم مردمی و ملّی نه‌تنها مایه همبستگی و انسجام بیشتر خواهد شد، بلکه در برابر دشمن خارجی نیز یک صف واحد را به نمایش کشید. یک صف واحد و یک بنیان مرصوص که دستگاه محاسباتی دشمنِ به طمع‌افتاده را نیز تغییر خواهد داد. صفی واحد که ملّت ایران در آن هویت و شخصیت ملّی و مستقل خویش را به رخ دیگران کشید. قوت و قدرت جاری در تجمعات و گردهمایی‌های اجتماعی انسان، صرفاً مجموع ریاضی توان انسان‌های حاضر در آن رویداد نیست، بلکه چیزی بیش از آن است. از این جهت، چنین گردهمایی‌هایی نه‌تنها قدرت را به رخ دشمن بیرونی می‌کشد، بلکه در افزایش قوای درونی یک ملّت نیز در حکم یک تسهیل‌گر عمل می‌کند و توان و توشه آن ملّت را به‌صورت تصاعدی افزایش می‌دهد. این رویدادها را می‌توان نقطه جوشش و فوران دوباره قدرت ملّی توصیف کرد. این فوران قدرت ملّی است که راه را بر ورود و طمع بیگانه می‌بندد. این فوران قدرت ملّی است که اجنبی را مجبور به حساب‌وکتاب هزینه‌هایی می‌کند که در صورت دست‌درازی، باید از جیب و حتی آبرو و شرف خودش بپردازد. این فوران قدرت ملّی است که اثبات می‌کند دفاع از استقلال کشور و ملّتی با مختصات ایران، محدود به قوای نظامی و انتظامی نخواهد بود، بلکه هر ایرانی یک سنگر دفاع از استقلال است. قدرت دفاعی ایران و دفاع از استقلال ایران، همه ایرانیانی هستند که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ ایران معاصر -به‌خصوص پس از تجربه جنگ با دشمن خارجی و دفع فتنه عمال داخلی همان دشمنان خارجی- نه‌تنها نفس کم نیاورده، نترسیده و معرکه را رها نکرده‌اند، بلکه با غیرت و انگیزه بیشتر پای دفاع از شرافت و استقلال‌شان ایستاده‌اند. خروجی این وضعیت اگر افزایش تصاعدی قدرت ملّی نیست، پس چیست؟! خروجی این وضعیت اگر چنگ انداختن بر ذهن بیمار و متوهم بدخواهان ایران و به‌هم ریختن نقشه‌های آنها و به حساب‌وکتاب مجدد وادار کردن‌شان نیست، پس چیست؟! این قدرت ملّی است که می‌تواند پشتوانه دفاع از کشور شود و دست مدافعان ایران را در دفاع از منافع ملّی کشور پر کند. حالا در این منطق، عمق تشکر و سپاسگزاری رهبر انقلاب از مردم نیز بیشتر مشخص می‌شود: «من از همه‌ی ملّت ایران تشکّر میکنم و درود فراوان خودم را بر یکایک آن کسانی که دیروز در این اجتماع عظیم میلیونی کشوری حضور داشتند، تقدیم میکنم.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62629 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 329 Views 0 önizleme
  • نگهبان این «شعله الهی» باشید


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و سی و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سید علی خشوعی، از نیروهای یگان ویژه اصفهان، که در فتنه آمریکایی اخیر، پیکر او و سه تن از همراهانش توسط آشوبگران مسلح در آتش سوخت و به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و هفت








    سرمقاله



     نگهبان این «شعله الهی» باشید

     بیست و سوم بهمن ۱۳۵۷، یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه‌الله  پیامی خطاب به مردم صادر کردند. پیامی که در آن یک توصیه و مطالبه بر هر چیز مقدم بود و از همه پررنگ‌تر؛ «من از ملّت شریف و مبارز ایران تشکر می‌کنم. من از این وحدت کلمه‌ای که بین‌‌ ‌‌اقشار ملّت به‌وجود آمده است سپاسگزاری می‌کنم … از این به بعد توجه به بسیاری از امور لازم است که عمده آن توجه‌‌ ‌‌به حفظ وحدت کلمه است. ما در بین مبارزه هستیم و باز محتاج به وحدت کلمه هستیم؛‌‌ ‌‌باز باید همه اقشار با هم برادروار و در کنار هم آماده باشند برای مبارزه و جلوگیری از‌‌ ‌‌تشتّتات و اختلافات. اگر خدای ناخواسته اختلافات پیدا شوند، معلوم نیست که ما به‌‌ ‌‌پیروزی نهایی برسیم. من به همه ملّت توصیه می‌کنم که به همین نحو که تاکنون به‌‌ ‌‌وحدت کلمه خودشان ادامه داده‌اند از این به بعد هم ادامه دهند. همین‌طور که حسّ‌‌ ‌‌انسانیت و ملّیّت و اسلامیّت در آنها بیدار شده، آن را بیدارتر نگه دارند و نگذارند این‌ ‌‌شعله الهی خاموش شود.»

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز امسال و یک روز پس از راه‌پیمایی تاریخی و با شکوه ۲۲ بهمن، در پیامی تلویزیونی ضمن تشکر از ملّت عزیز ایران و نثار درود بر یکایک آنان، همان حرف و مطالبه فردای پیروزی انقلاب را تکرار کردند؛ «سعی بشود که اتّصال و انسجام ملّی را حفظ کنیم؛ همه‌ی ‌ما سعی کنیم. این انسجام ملّی خیلی قیمت دارد، خیلی باارزش است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۳





    اما چرا این نسخه از سال ۵۷ تا امروز که ۴۷ سال گذشته است همچنان کارکرد و اهمیت دارد؟

    نخست آنکه دشمنی دشمنان با ایران و مردم ایران نه تنها پایان نیافته، بلکه روز به روز بر شدت و پیچیدگی آن افزوده شده است. در سال‌های نخست انقلاب، دشمن با نهالی نوپا مواجه بود که گمان می‌کرد می‌تواند با ترفندهایی آن را مانند حکومت فاسد پهلوی تحت سلطه خود درآورد. وقتی هم که از این رؤیا کم و بیش ناامید شد، باز خیال می‌کرد می‌توان این نظام نوپا را با چند ترور و مقداری شرارت و آتش‌افروزی کله‌پا کرد. این تیرها که به سنگ خورد، سراغ کودتا و حتی جنگ رفتند و آنجا هم سرشان به سنگ خورد. هرچه ایران پیش رفت و مقتدرتر از پیش شد، بر حجم عصبانیت دشمنانش هم افزوده شد و توطئه‌ها رنگارنگ‌تر شد.

    دشمن اگرچه ملّت ایران را نشناخته است، اما با همه بلاهتش یک چیزهایی را هم فهمیده است، از جمله اینکه برای رسیدن به اهداف خود باید مردم را هدف بگیرد. در طول این پنج دهه، همیشه این مردم بوده‌اند که با حضور به‌موقع و نمایش انسجام و اتّحاد خود، توطئه‌های بزرگ و خطیر را خنثی کرده‌اند. پس برای شکست ایران باید مردم را هدف قرار داد.

    آنها سفره مردم را با راه انداختن شدیدترین جنگ اقتصادی هدف قرار دادند و ذهن و روانشان را با راه‌اندازی بزرگ‌ترین کمپین عملیات روانی و رسانه‌ای. هدف هم چیزی نیست جز عاصی و ناامید کردن مردم و تغییر افکار و محاسبات آنها، تا در نهایت زنجیر اتّحاد و انسجام ملّی از هم بگسلد و دیگر نیرویی در برابر توطئه‌های آنها در میدان نباشد.

    مردم در ۲۲ بهمن امسال با حضوری حماسی از پایتخت گرفته تا روستاهای دورافتاده، نشان دادند که صلاح مملکت خویش را خوب می‌دانند و بر عهد خود برای حمایت از آرمان‌ها و وطنشان همچنان پایبندند. خواص و مسئولین در برابر این ملّت شریف وظیفه‌ای سنگین بر دوش دارند و باید قدردان یکایک آنان باشند و اگر حتی از جان برای حفظ و تحکیم این وحدت مایه بگذارند، بایسته است.






    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62636

    #ديگران__گزارش
    📰 نگهبان این «شعله الهی» باشید  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و سی و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سید علی خشوعی، از نیروهای یگان ویژه اصفهان، که در فتنه آمریکایی اخیر، پیکر او و سه تن از همراهانش توسط آشوبگران مسلح در آتش سوخت و به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و هفت سرمقاله  نگهبان این «شعله الهی» باشید  بیست و سوم بهمن ۱۳۵۷، یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه‌الله  پیامی خطاب به مردم صادر کردند. پیامی که در آن یک توصیه و مطالبه بر هر چیز مقدم بود و از همه پررنگ‌تر؛ «من از ملّت شریف و مبارز ایران تشکر می‌کنم. من از این وحدت کلمه‌ای که بین‌‌ ‌‌اقشار ملّت به‌وجود آمده است سپاسگزاری می‌کنم … از این به بعد توجه به بسیاری از امور لازم است که عمده آن توجه‌‌ ‌‌به حفظ وحدت کلمه است. ما در بین مبارزه هستیم و باز محتاج به وحدت کلمه هستیم؛‌‌ ‌‌باز باید همه اقشار با هم برادروار و در کنار هم آماده باشند برای مبارزه و جلوگیری از‌‌ ‌‌تشتّتات و اختلافات. اگر خدای ناخواسته اختلافات پیدا شوند، معلوم نیست که ما به‌‌ ‌‌پیروزی نهایی برسیم. من به همه ملّت توصیه می‌کنم که به همین نحو که تاکنون به‌‌ ‌‌وحدت کلمه خودشان ادامه داده‌اند از این به بعد هم ادامه دهند. همین‌طور که حسّ‌‌ ‌‌انسانیت و ملّیّت و اسلامیّت در آنها بیدار شده، آن را بیدارتر نگه دارند و نگذارند این‌ ‌‌شعله الهی خاموش شود.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز امسال و یک روز پس از راه‌پیمایی تاریخی و با شکوه ۲۲ بهمن، در پیامی تلویزیونی ضمن تشکر از ملّت عزیز ایران و نثار درود بر یکایک آنان، همان حرف و مطالبه فردای پیروزی انقلاب را تکرار کردند؛ «سعی بشود که اتّصال و انسجام ملّی را حفظ کنیم؛ همه‌ی ‌ما سعی کنیم. این انسجام ملّی خیلی قیمت دارد، خیلی باارزش است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ اما چرا این نسخه از سال ۵۷ تا امروز که ۴۷ سال گذشته است همچنان کارکرد و اهمیت دارد؟ نخست آنکه دشمنی دشمنان با ایران و مردم ایران نه تنها پایان نیافته، بلکه روز به روز بر شدت و پیچیدگی آن افزوده شده است. در سال‌های نخست انقلاب، دشمن با نهالی نوپا مواجه بود که گمان می‌کرد می‌تواند با ترفندهایی آن را مانند حکومت فاسد پهلوی تحت سلطه خود درآورد. وقتی هم که از این رؤیا کم و بیش ناامید شد، باز خیال می‌کرد می‌توان این نظام نوپا را با چند ترور و مقداری شرارت و آتش‌افروزی کله‌پا کرد. این تیرها که به سنگ خورد، سراغ کودتا و حتی جنگ رفتند و آنجا هم سرشان به سنگ خورد. هرچه ایران پیش رفت و مقتدرتر از پیش شد، بر حجم عصبانیت دشمنانش هم افزوده شد و توطئه‌ها رنگارنگ‌تر شد. دشمن اگرچه ملّت ایران را نشناخته است، اما با همه بلاهتش یک چیزهایی را هم فهمیده است، از جمله اینکه برای رسیدن به اهداف خود باید مردم را هدف بگیرد. در طول این پنج دهه، همیشه این مردم بوده‌اند که با حضور به‌موقع و نمایش انسجام و اتّحاد خود، توطئه‌های بزرگ و خطیر را خنثی کرده‌اند. پس برای شکست ایران باید مردم را هدف قرار داد. آنها سفره مردم را با راه انداختن شدیدترین جنگ اقتصادی هدف قرار دادند و ذهن و روانشان را با راه‌اندازی بزرگ‌ترین کمپین عملیات روانی و رسانه‌ای. هدف هم چیزی نیست جز عاصی و ناامید کردن مردم و تغییر افکار و محاسبات آنها، تا در نهایت زنجیر اتّحاد و انسجام ملّی از هم بگسلد و دیگر نیرویی در برابر توطئه‌های آنها در میدان نباشد. مردم در ۲۲ بهمن امسال با حضوری حماسی از پایتخت گرفته تا روستاهای دورافتاده، نشان دادند که صلاح مملکت خویش را خوب می‌دانند و بر عهد خود برای حمایت از آرمان‌ها و وطنشان همچنان پایبندند. خواص و مسئولین در برابر این ملّت شریف وظیفه‌ای سنگین بر دوش دارند و باید قدردان یکایک آنان باشند و اگر حتی از جان برای حفظ و تحکیم این وحدت مایه بگذارند، بایسته است. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62636 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 124 Views 0 önizleme
  • تو یوسف می‌شوی


     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت به مناسبت درگذشت «عالم سخنورِ مبارز مرحوم حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ جواد حافظی رحمة‌الله علیه» تصریح کردند: «منبرهای روشنگر ایشان در دوران طاغوت و تحمل زندان و محرومیت در شمار مجاهدت‌های پیوسته‌ی این روحانی فداکار در سالیان پی‌درپی است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    ۱۳۸۵/۰۵/۳۰
    بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به همین مناسبت خاطره‌ای به بیان حجت‌الاسلام حافظی از دوران مبارزات نهضت اسلامی و همراهی وی با آیت‌الله خامنه‌ای را منتشر میکند.

     مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین جواد حافظی در مصاحبه تاریخ شفاهی تاریخ سوم خرداد ۱۳۷۵ در مرکز اسناد مشهد ماجرای آشنایی خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی را چنین شرح داده است: آشنایی من با رهبر معظم انقلاب از قبل هم وجود داشت و ایشان را می‌شناختم؛ بسیار ارادتمندشان بودم؛ جذابیت و گیرایی ایشان روی من خیلی اثر گذاشته بود. اما آشنایی عمیق از سال ۴۹، به‌دنبال یک منبری که در مجلس ختم یکی از آقایان رفتم، ساواک مرا دستگیر کرد و روانه زندان مشهد شدم. در آن زمان آقا در زندان تشریف داشتند و از اینجا بود که عمیقاً با ایشان در ارتباط قرار گرفتم.

    آن شبی که مرا به زندان بردند، تقریباً یک ربع تا نیم‌ساعت بعد از اذان بود که وارد زندان شدم. وقتی وارد آن محیط نامأنوس شدم، برای من تلالؤیی وجود داشت که مایه امیدواری بود؛ چون می‌دانستم آقا در اینجا تشریف دارند. چند ماهی بود که ایشان را ندیده بودم و خوشحال بودم که به اینجا آمدم و به‌زودی ایشان را خواهم دید. بالاخره وارد زندان شدیم.

    از غفلت زندانبان استفاده کردم و سریع خودم را بین سلول‌ها انداختم. از این سلول و آن سلول نگاه کردم تا ببینم آقا در کدام سلول هستند. تا رسیدم جلوی سلولی، دیدم سجاده‌ای پهن است و آقا در حال سجده هستند. سجده‌شان، احتمالاً سجده شکر یا سجده بعد از نماز بود. حال و هوای ایشان در آن لحظه تبعیت از حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام را برایم تداعی کرد که سجده‌های طولانی و با حال و هوای خاصی داشتند. بالاخره سلامی کردم و خودم را معرفی کردم: «من حافظی هستم.» ایشان جواب دادند و خیلی خوشحال شدند. بعد برایم چای فرستادند و مقداری هم غذا، چون هنوز روزه بودم و افطار نکرده بودم.

    فردای آن روز، آقا را ملاقات کردیم و به‌اندازه‌ای که می‌شد مأموران زندان را حساس نکنیم، با ایشان صحبت کردیم. پرسیدند: «جریان آمدنت به زندان چیست؟» گفتم: «منبری رفتم و به‌دنبال آن منبر دستگیر شدم.» از آن به بعد، ارتباط مان با آقا بسیار عمیق شد و از وجود ایشان، از بیان‌شان و از راهنمایی‌های‌شان در زندان بهره می‌بردیم.

    یکی از مسائلی که در زندان پیش آمد، مسئله مهمی بود و من آن را از تقدیرات الهی می‌دانم. دست قدرت خداوند تقدیری را در این مسئله نهفته بود که به‌وسیله خوابی برای ایشان آشکار شد. در یکی از روزها، ایشان را برای بازپرسی برده بودند و پرونده سنگینی برایشان بسته بودند. نظرشان این بود که ایشان را سال‌ها در زندان نگه دارند. آن روز ایشان دیر از بازپرسی برگشتند و من بسیار نگران شدم. گفتم چطور شد آقا دیر آمدند؟ تا اینکه بعد از ساعت دو یا سه، آقا از بازپرسی برگشتند. دیدم قیافه ایشان مقداری خسته است. از هشت صبح رفته بودند تا دو یا سه بعدازظهر، واقعاً خسته‌کننده بود. ایشان تشریف آوردند و ظاهراً اول نماز خواندند. بعد یادم هست که غذایی آبگوشتی بود برایشان نگه داشته بودم. در کنار آفتاب نشستیم تا غذا بخوریم. آقا به من فرمودند: «فلانی، پرونده‌ای که برای من بسته شده، پرونده سنگینی است و از این پرونده احساس می‌کنم که می‌خواهند مرا مدت زیادی اینجا نگه دارند.» همینطور غذا می‌خوردیم که در بین غذا، آقا خوابی را که دیده بودند برای من تعریف کردند. من از آن وقت که سال ۴۹ بود، آن خواب تقریباً به عینه در خاطرم مانده و فراموش نکرده‌ام و برای بعضی‌ها تعریف کردم.

    آن خواب این بود که ایشان فرمودند: «شبی خواب دیدم جنازه‌ای را مردم حرکت دادند و به دوش گرفتند و می‌برند. جمعیت زیادی پشت جنازه شیون و فریاد می‌کنند. گفتم برویم ببینیم این جنازه کیست که اینقدر مردم جمع شده‌اند و با شیون و فریاد دنبالش می‌روند. هر چه جنازه به سمت بیرون شهر می‌رفت، مردم کمتر می‌شدند تا اینکه چند نفری ماندند. جنازه را بالای بلندی قرار دادند. رفتم جلو تا ببینم این جنازه کیست. دیدم حضرت امام رضوان‌الله‌علیه هستند. یک‌مرتبه دیدم امام از میان تابوت برخاستند، نشستند و رویشان را به طرف من کردند و با انگشت به سمت پیشانی من اشاره کردند و فرمودند: تو یوسف می‌شوی. بعد از خواب بیدار شدم.» ایشان فرمودند: «نفهمیدم تعبیر این خواب که امام به من فرمود «تو یوسف می‌شوی» چیست. حالا می‌بینم که ما را می‌گیرند، زندان می‌کنند و این‌طور پرونده برای ما می‌بندند و ظاهراً می‌خواهند چند سالی ما را نگه دارند.»

    به آقا عرض کردم: «بله، حضرت یوسف صدیق علیه‌السلام هم به زندان رفت، اما بعد از زندان به مقام نبوت و عزیز مصر رسید. اینطور پیداست که بعد از زندان، این مسائل برای شما پیش می‌آید.» تا زمان ریاست جمهوری ایشان شد، ما فکر می‌کردیم آن خواب تعبیر شده است؛ خود من این‌طور فکر می‌کردم. ولی بعد دیدم نه، هنوز خواب تعبیر نشده بود. تعبیر تام و تمام این خواب بعد از رحلت امام بود، زمانی که ایشان به مقام رهبری و پیشوایی امت اسلام نائل شدند. خود خواب هم این نکات را می‌رساند که امام بعد از آنکه از دنیا رفتند، در تابوت بلند شدند و نشستند و فرمودند «تو یوسف می‌شوی». این اشاره داشت که آن مقام بلند بعد از رحلت امام پیش می‌آید، نه در حیات ایشان؛ آنچه در حیات امام پیش آمد، چیز جزئی‌ای بود. این خوابی بود که ایشان در زندان برای من نقل کردند و از خاطرات بسیار شیرین من در زندان، همین خواب آقا بود.

    در هر صورت، از سال ۴۹ به‌بعد، همیشه هر کاری که می‌خواستیم انجام دهیم، هر برنامه‌ای، هر حرکتی، هر سخنرانی، طرف مشورت ما آقا بودند. ایشان ما را ارشاد می‌کردند و با بیانات خودشان، مسائل انقلاب را بهتر و بیشتر برای ما بازگو می‌کردند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62645

    #ديگران__گزارش
    📰 تو یوسف می‌شوی  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت به مناسبت درگذشت «عالم سخنورِ مبارز مرحوم حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ جواد حافظی رحمة‌الله علیه» تصریح کردند: «منبرهای روشنگر ایشان در دوران طاغوت و تحمل زندان و محرومیت در شمار مجاهدت‌های پیوسته‌ی این روحانی فداکار در سالیان پی‌درپی است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۵ ۱۳۸۵/۰۵/۳۰ بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به همین مناسبت خاطره‌ای به بیان حجت‌الاسلام حافظی از دوران مبارزات نهضت اسلامی و همراهی وی با آیت‌الله خامنه‌ای را منتشر میکند.  مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین جواد حافظی در مصاحبه تاریخ شفاهی تاریخ سوم خرداد ۱۳۷۵ در مرکز اسناد مشهد ماجرای آشنایی خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی را چنین شرح داده است: آشنایی من با رهبر معظم انقلاب از قبل هم وجود داشت و ایشان را می‌شناختم؛ بسیار ارادتمندشان بودم؛ جذابیت و گیرایی ایشان روی من خیلی اثر گذاشته بود. اما آشنایی عمیق از سال ۴۹، به‌دنبال یک منبری که در مجلس ختم یکی از آقایان رفتم، ساواک مرا دستگیر کرد و روانه زندان مشهد شدم. در آن زمان آقا در زندان تشریف داشتند و از اینجا بود که عمیقاً با ایشان در ارتباط قرار گرفتم. آن شبی که مرا به زندان بردند، تقریباً یک ربع تا نیم‌ساعت بعد از اذان بود که وارد زندان شدم. وقتی وارد آن محیط نامأنوس شدم، برای من تلالؤیی وجود داشت که مایه امیدواری بود؛ چون می‌دانستم آقا در اینجا تشریف دارند. چند ماهی بود که ایشان را ندیده بودم و خوشحال بودم که به اینجا آمدم و به‌زودی ایشان را خواهم دید. بالاخره وارد زندان شدیم. از غفلت زندانبان استفاده کردم و سریع خودم را بین سلول‌ها انداختم. از این سلول و آن سلول نگاه کردم تا ببینم آقا در کدام سلول هستند. تا رسیدم جلوی سلولی، دیدم سجاده‌ای پهن است و آقا در حال سجده هستند. سجده‌شان، احتمالاً سجده شکر یا سجده بعد از نماز بود. حال و هوای ایشان در آن لحظه تبعیت از حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام را برایم تداعی کرد که سجده‌های طولانی و با حال و هوای خاصی داشتند. بالاخره سلامی کردم و خودم را معرفی کردم: «من حافظی هستم.» ایشان جواب دادند و خیلی خوشحال شدند. بعد برایم چای فرستادند و مقداری هم غذا، چون هنوز روزه بودم و افطار نکرده بودم. فردای آن روز، آقا را ملاقات کردیم و به‌اندازه‌ای که می‌شد مأموران زندان را حساس نکنیم، با ایشان صحبت کردیم. پرسیدند: «جریان آمدنت به زندان چیست؟» گفتم: «منبری رفتم و به‌دنبال آن منبر دستگیر شدم.» از آن به بعد، ارتباط مان با آقا بسیار عمیق شد و از وجود ایشان، از بیان‌شان و از راهنمایی‌های‌شان در زندان بهره می‌بردیم. یکی از مسائلی که در زندان پیش آمد، مسئله مهمی بود و من آن را از تقدیرات الهی می‌دانم. دست قدرت خداوند تقدیری را در این مسئله نهفته بود که به‌وسیله خوابی برای ایشان آشکار شد. در یکی از روزها، ایشان را برای بازپرسی برده بودند و پرونده سنگینی برایشان بسته بودند. نظرشان این بود که ایشان را سال‌ها در زندان نگه دارند. آن روز ایشان دیر از بازپرسی برگشتند و من بسیار نگران شدم. گفتم چطور شد آقا دیر آمدند؟ تا اینکه بعد از ساعت دو یا سه، آقا از بازپرسی برگشتند. دیدم قیافه ایشان مقداری خسته است. از هشت صبح رفته بودند تا دو یا سه بعدازظهر، واقعاً خسته‌کننده بود. ایشان تشریف آوردند و ظاهراً اول نماز خواندند. بعد یادم هست که غذایی آبگوشتی بود برایشان نگه داشته بودم. در کنار آفتاب نشستیم تا غذا بخوریم. آقا به من فرمودند: «فلانی، پرونده‌ای که برای من بسته شده، پرونده سنگینی است و از این پرونده احساس می‌کنم که می‌خواهند مرا مدت زیادی اینجا نگه دارند.» همینطور غذا می‌خوردیم که در بین غذا، آقا خوابی را که دیده بودند برای من تعریف کردند. من از آن وقت که سال ۴۹ بود، آن خواب تقریباً به عینه در خاطرم مانده و فراموش نکرده‌ام و برای بعضی‌ها تعریف کردم. آن خواب این بود که ایشان فرمودند: «شبی خواب دیدم جنازه‌ای را مردم حرکت دادند و به دوش گرفتند و می‌برند. جمعیت زیادی پشت جنازه شیون و فریاد می‌کنند. گفتم برویم ببینیم این جنازه کیست که اینقدر مردم جمع شده‌اند و با شیون و فریاد دنبالش می‌روند. هر چه جنازه به سمت بیرون شهر می‌رفت، مردم کمتر می‌شدند تا اینکه چند نفری ماندند. جنازه را بالای بلندی قرار دادند. رفتم جلو تا ببینم این جنازه کیست. دیدم حضرت امام رضوان‌الله‌علیه هستند. یک‌مرتبه دیدم امام از میان تابوت برخاستند، نشستند و رویشان را به طرف من کردند و با انگشت به سمت پیشانی من اشاره کردند و فرمودند: تو یوسف می‌شوی. بعد از خواب بیدار شدم.» ایشان فرمودند: «نفهمیدم تعبیر این خواب که امام به من فرمود «تو یوسف می‌شوی» چیست. حالا می‌بینم که ما را می‌گیرند، زندان می‌کنند و این‌طور پرونده برای ما می‌بندند و ظاهراً می‌خواهند چند سالی ما را نگه دارند.» به آقا عرض کردم: «بله، حضرت یوسف صدیق علیه‌السلام هم به زندان رفت، اما بعد از زندان به مقام نبوت و عزیز مصر رسید. اینطور پیداست که بعد از زندان، این مسائل برای شما پیش می‌آید.» تا زمان ریاست جمهوری ایشان شد، ما فکر می‌کردیم آن خواب تعبیر شده است؛ خود من این‌طور فکر می‌کردم. ولی بعد دیدم نه، هنوز خواب تعبیر نشده بود. تعبیر تام و تمام این خواب بعد از رحلت امام بود، زمانی که ایشان به مقام رهبری و پیشوایی امت اسلام نائل شدند. خود خواب هم این نکات را می‌رساند که امام بعد از آنکه از دنیا رفتند، در تابوت بلند شدند و نشستند و فرمودند «تو یوسف می‌شوی». این اشاره داشت که آن مقام بلند بعد از رحلت امام پیش می‌آید، نه در حیات ایشان؛ آنچه در حیات امام پیش آمد، چیز جزئی‌ای بود. این خوابی بود که ایشان در زندان برای من نقل کردند و از خاطرات بسیار شیرین من در زندان، همین خواب آقا بود. در هر صورت، از سال ۴۹ به‌بعد، همیشه هر کاری که می‌خواستیم انجام دهیم، هر برنامه‌ای، هر حرکتی، هر سخنرانی، طرف مشورت ما آقا بودند. ایشان ما را ارشاد می‌کردند و با بیانات خودشان، مسائل انقلاب را بهتر و بیشتر برای ما بازگو می‌کردند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62645 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 204 Views 0 önizleme
  • قدرت ملی ایران در کانون توجه جهانیان


     دو پیام‌ تلویزیونی رهبر معظم انقلاب در آستانه و پس از برگزاری جشن باشکوه ۲۲ بهمن در رسانه‌های خارجی بازتاب گسترده‌‌ای یافت؛ بازتابی که محور اصلی آن، نمایش اراده ملّی، انسجام داخلی و مأیوس کردن دشمنان بود.

     رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه و پس از راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن با ادبیاتی صریح و قاطع بر محورهایی چون قدرت ملّی، ایستادگی در برابر فشارهای خارجی و انسجام اجتماعی تأکید کردند. پیام‌های رهبر انقلاب نه تنها در قالب دعوت به وحدت و حضور مردمی مطرح شدند بلکه ابعاد راهبردی آنها در قالب بازدارندگی و نمایش اراده ملّی نیز ملموس بود. رسانه‌های خارجی با دیدگاه‌ها و زبان‌های مختلف هر یک بخشی از این پیام را برجسته کردند.  

     چارچوب‌های روایی و تمرکز موضوعی رسانه‌های خارجی
     خبرگزاری «آسوشیتدپرس» (AP) در پوشش خود، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و شعارهای ملّی را برجسته و به حمایت مردم از نظام و رهبری اشاره کرد. در این خبرگزاری بیانات رهبر انقلاب درباره نمایش قدرت و وحدت ملّی در برابر دشمنان خارجی به‌صورت غیرمستقیم بازتاب یافته است. این رسانه بر ابعاد عمومی و سیاسی حضور مردم متمرکز بود و پیامدهای خارجی پیام رهبر انقلاب را در قالب تحلیل عمومی از قدرت و انسجام ملّی روایت کرد. آسوشیتدپرس بیشتر به جنبه‌های خبری رویداد توجه داشت و کمتر وارد تحلیل عمیق مضامین بیانات رهبر انقلاب شد.

     روزنامه «جروزالم پست» (The Jerusalem Post) چاپ سرزمین‌های اشغالی، بیانات رهبر معظم انقلاب را در قالب تحلیل سیاسی بررسی کرد و به بخش‌هایی از پیام تلویزیونی اشاره داشت که قدرت و عزت ملّت ایران و نقش راهپیمایی در بسیج و اتّحاد مردم را مورد تأکید قرار می‌داد. این رسانه صهیونیستی بر این نکته تأکید داشت که پیام رهبر انقلاب درباره مأیوس کردن دشمنان و نشان دادن اراده ملّی، جنبه‌ای بازدارنده دارد و به سیاست خارجی ایران مرتبط است. این رسانه به‌ویژه بر بُعد امنیتی و تهدیدزایی بیانات تمرکز و آن را در چارچوب تنش‌های منطقه‌ای تحلیل کرد.

     شبکه خبری چندملیتی و چندزبانه «افریکانیوز» (africanews) بیانات رهبر انقلاب درباره مأیوس کردن دشمن را به‌عنوان محور اصلی بازتاب داد. این رسانه که مقر اصلی آن در بروکسل پایتخت بلژیک قرار دارد، این گزاره را در زمینه تعامل ایران با فشارهای خارجی و تحریم‌ها تحلیل کرد و نشان داد که حضور مردم و شعارها همسو با پیام رهبر انقلاب است. پوشش افریکانیوز بیشتر بر پیامدهای بین‌المللی این بیانات و تأثیر آن بر محاسبات دشمنان ایران متمرکز بود. این رسانه تلاش کرد تا پیام رهبر انقلاب را در بستر گسترده‌تری از روابط بین‌الملل و فشارهای اقتصادی قرار دهد.

     در نشریه «عرب ویکلی» (The Arab Weekly) پیام رهبر انقلاب با تأکید بر دعوت برای حضور گسترده مردم و مأیوس کردن دشمنان پوشش داده شد. این رسانه علاوه بر گزارش مراسم، تحلیل‌هایی منطقه‌ای ارائه کرد و نقش مردم در تقویت وحدت و قدرت ملّی را برجسته ساخت. بازتاب بیانات رهبر انقلاب ترکیبی از روایت رویدادی و تحلیل تأثیرات سیاسی و امنیتی در سطح منطقه‌ای بود و نشریه مذکور به‌ویژه به پیامدهای حضور مردم و واکنش کشورهای عربی نسبت به این رویداد توجه کرد.

     تارنمای شبکه العربیه (Al Arabiya) به شعارهای مردم در مراسم و همخوانی آن با پیام رهبر انقلاب توجه ویژه‌ای داشت. این رسانه به نقل از شرکت‌کنندگان نوشت: «ما دشمنان خود را مأیوس خواهیم کرد» که مستقیماً از پیام رهبر انقلاب گرفته شد‌ بود. بازتاب در این رسانه عمدتاً بر پیامدهای سیاسی و امنیتی این شعارها تمرکز داشت و نقش مردم در ایجاد ناامیدی برای دشمنان را برجسته می‌کرد. این رسانه عربی به‌خوبی نشان داد که چگونه پیام رهبر انقلاب در قالب شعارهای خیابانی بازتولید و به یک نماد قدرت ملّی تبدیل شده است.

     تارنمای «سی‌اس مانیتور» یا «کریستین ساینس مانیتور» (CS Monitor) پیام رهبر معظم انقلاب را عمدتاً در چارچوب دعوت به مأیوس کردن دشمن و تأکید بر ایستادگی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن بازتاب داد. این رسانه آمریکایی تحلیل کرد که بیانات رهبر معظم انقلاب تنها محدود به مراسم و شعارها نیست و اثرات آن در عرصه‌های سیاسی و واکنش‌های بین‌المللی نیز قابل توجه است. این رسانه غربی پیام رهبر انقلاب را در قالب قدرت ملّی و انسجام داخلی تحلیل کرد و نقش آن را در معادلات منطقه‌ای و تعادل قوا به دقت مورد واکاوی قرار داد.

     رسانه هندی «تریبیون» (The Tribune) بخش‌های کلیدی پیام رهبر انقلاب را به‌طور مستقیم نقل کرد و جمله «۲۲ بهمن هر سال روز آشکار شدن قدرت و عزت ملّت ایران است» را برجسته ساخت. این رسانه بر مفهوم «مأیوس کردن دشمن» تمرکز ویژه داشت و آن را محور اصلی پیام رهبر انقلاب تحلیل کرد. تریبیون همچنین به تأکید رهبر معظم انقلاب بر این نکته اشاره کرد که قدرت ملّی بیش از موشک و هواپیما، متکی به اراده و استقامت ملّت است و این موضوع را به‌عنوان نشانه‌ای از تحول راهبردی در رویکرد ایران نسبت به منابع قدرت ملّی برجسته کرد.

     تحلیل راهبردی و استراتژیک بیانات رهبری
    بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانه‌های خارجی نشان می‌دهد که این پیام‌ها به‌عنوان یک موضع استراتژیک ایران در عرصه بین‌المللی تلقی شده‌اند. رسانه‌های مختلف با توجه به موقعیت جغرافیایی و سیاسی خود، جنبه‌های متفاوتی از این بیانات را برجسته کرده‌اند.

     نگاه رسانه‌های غربی: قدرت نرم در برابر قدرت سخت
    رسانه‌هایی مانند آسوشیتدپرس و سی‌اس مانیتور بیشتر بر این نکته تمرکز کرده‌اند که رهبر انقلاب به جای تأکید بر توانمندی‌های نظامی، بر قدرت مردمی و اراده ملّی تأکید کرده است. این رویکرد برای رسانه‌های غربی جالب توجه بوده زیرا نشان می‌دهد ایران در شرایط فشار تحریم‌ها و تنش‌های بین‌المللی، سعی دارد مشروعیت خود را از درون جامعه تقویت کند. تأکید بر اینکه «قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ ملّت‌ها و ایستادگی ملّت‌ها ارتباط پیدا می‌کند» در این رسانه‌ها به‌عنوان یک پیام مهم ثبت شده است. این رویکرد نشان می‌دهد که ایران در حال تلاش برای نشان دادن پایداری داخلی خود در برابر فشارهای خارجی است.

     نگاه رسانه‌های منطقه‌ای: مأیوس کردن دشمن به‌عنوان استراتژی
    رسانه‌های عربی‌زبان مانند عرب ویکلی و العربیه بیشتر بر مفهوم «مأیوس کردن دشمن» تمرکز کرده‌اند. این عبارت در پوشش‌های رسانه‌ای به‌عنوان محور اصلی پیام رهبر معظم انقلاب شناخته شده و به‌عنوان یک استراتژی بازدارندگی تحلیل شده است. رسانه‌ها این پیام را در بستر تنش‌های منطقه‌ای و فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران قرار داده‌اند. از نگاه آنها، واقعیت این است که رهبر انقلاب اسلامی ایران با این بیانات می‌خواهد نشان دهد که حضور گسترده مردم در خیابان‌ها به‌تنهایی می‌تواند پیام قدرتمندی به دشمنان ارسال و آنها را از ادامه فشارها منصرف کند. این رویکرد در رسانه‌های منطقه‌ای به‌عنوان یک تاکتیک سیاسی مهم ارزیابی می‌شود.

     نگاه رسانه‌های صهیونیستی: تحلیل امنیتی و بازدارندگی
    جروزالم پست بیانات رهبر انقلاب را عمدتاً از منظر امنیتی و در چارچوب تهدیدات احتمالی تحلیل کرده است. این رسانه به‌ویژه به این نکته توجه دارد که پیام رهبر انقلاب جنبه‌ای بازدارنده دارد و هدف آن ارسال پیام به تل‌آویو و متحدان آن است. تأکید بر اینکه راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن «در دنیا بی‌نظیر» هستند، در این رسانه به‌عنوان تلاشی برای نشان دادن توان بسیج مردمی ایران تفسیر شده است. همچنین این رسانه صهیونیستی به این نکته اشاره کرده که پیام‌ها می‌توانند بر محاسبات امنیتی اسرائیل در قبال ایران تأثیر بگذارند.

    در مجموع، بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانه‌های خارجی نشان‌دهنده ۳ واقعیت استراتژیک است:
     ۱. اهمیت راهبردی ۲۲ بهمن: راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن فراتر از یک رویداد نمادین داخلی در سطح بین‌المللی نیز به عنوان شاخصی از قدرت ملّی ایران تلقی شده است. حتی رسانه‌هایی که نگاه نقادانه دارند، به اهمیت این روز و نقش آن در بازنمایی انسجام اجتماعی و سیاسی کشور اذعان کرده‌اند. این توجه جهانی نشان می‌دهد که حضور گسترده مردم و همبستگی ملّی نه تنها به تحکیم مشروعیت داخلی کمک می‌کند بلکه به‌عنوان یک پیام راهبردی به بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منتقل می‌شود و قدرت ملّی ایران را به نمایش می‌گذارد.

     ۲.تأثیرگذاری پیام بازدارندگی: مفهوم «مأیوس کردن دشمن» به‌عنوان محور کلیدی بیانات رهبر انقلاب در تمامی رسانه‌های خارجی برجسته شده است. این بازتاب گسترده نشان می‌دهد که پیام ایران توانسته تأثیر قابل‌توجهی بر ادراک مخاطبان بین‌المللی ایجاد کند. تأکید بر حضور مردم و اراده ملّی به‌عنوان ابزاری برای افزایش هزینه‌های دشمن و بازدارندگی عملی و روانی، نشان می‌دهد که ایران در استراتژی خود قادر است پیام بازدارنده‌ قدرتمندی را بدون اتکا صرف به ابزارهای نظامی، به جامعه جهانی منتقل کند.

     ۳. اهمیت «قدرت نرم» در استراتژی ایران: تأکید رهبر انقلاب بر نقش مردم و اراده ملّی در ایجاد قدرت، تحول استراتژیک ایران از تمرکز صرف بر قدرت سخت به بهره‌گیری از قدرت نرم را به وضوح نشان می‌دهد. این رویکرد که در رسانه‌های خارجی نیز بازتاب یافته، نمایانگر ظرفیت تهران برای تقویت مشروعیت و انسجام داخلی و همزمان ارسال پیام بازدارندگی به دشمنان است. قدرت نرم به ویژه در شرایط فشارهای اقتصادی و تنش‌های بین‌المللی، ابزاری مؤثر برای تثبیت موقعیت ملّی و اثرگذاری بر محاسبات راهبردی سایر بازیگران است.

     جمع‌بندی
    آنچه در بازتاب‌های رسانه‌ای دیده شد فراتر از انعکاس یک مراسم سالانه یا بازنشر چند جمله کلیدی بود؛ در واقع، رسانه‌های خارجی با قرار دادن بیانات رهبر انقلاب در چارچوب تحولات منطقه‌ای و معادلات قدرت به آن وزن راهبردی دادند. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که نشان می‌دهد پیام‌های صادرشده در ۲۲ بهمن در محیط بین‌المللی به‌عنوان بخشی از رفتار کلان جمهوری اسلامی تحلیل می‌شوند.

    در این میان، نحوه صورت‌بندی روایت‌ها نیز قابل توجه است. رسانه‌هایی مانند آسوشیتدپرس بیشتر بر ابعاد عینی و صحنه‌ای تمرکز کردند؛ تصاویر جمعیت، شعارها و فضای مراسم را برجسته ساختند و از خلال آن تصویری از تداوم حضور اجتماعی ارائه دادند. در مقابل رسانه‌ای چون جروزالم پست کوشید پیام‌ها را در بستر ملاحظات امنیتی و بازدارندگی تحلیل کند و آن را نشانه‌ای از اراده سیاسی ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی بداند. رسانه‌های عربی نیز با تمرکز بر مفهوم مأیوس‌سازی دشمن، این بیانات را در متن رقابت‌های منطقه‌ای و تحولات جاری غرب آسیا قرار دادند.

    نکته مهم دیگر، هم‌زمانی پیام با شرایط حساس منطقه‌ای و بین‌المللی است. در فضایی که معادلات امنیتی غرب آسیا با سرعت در حال تغییر است و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران ادامه دارد، تأکید بر اراده ملّی و انسجام داخلی در واقع پاسخی به فضای ادراکی بیرونی نیز محسوب می‌شود. رسانه‌های خارجی با بازتاب این مضامین نشان دادند که تحولات داخلی ایران همچنان بخشی از محاسبات بازیگران خارجی است و از منظر آنان، میزان مشارکت و همبستگی اجتماعی می‌تواند بر برآوردهای راهبردی اثر بگذارد.

    از زاویه‌ای دیگر، این بازتاب‌ها نشان داد که رقابت اصلی صرفاً در میدان‌های نظامی یا دیپلماتیک جریان ندارد، بلکه در عرصه روایت‌ها و ادراک‌ها نیز دنبال می‌شود. وقتی رسانه‌های گوناگون حتی با رویکردهای انتقادی، ناگزیر به نقل و تحلیل مفاهیمی چون عزت ملّی، قدرت مردمی و ایستادگی می‌شوند، به این معناست که پیام اصلی توانسته در سطح گفتمانی نفوذ کند. در چنین شرایطی هر میزان انسجام داخلی می‌تواند به‌عنوان یک داده تأثیرگذار در محاسبات طرف‌های مقابل در نظر گرفته شو.

    در مجموع بازتاب جهانی پیام رهبر انقلاب درباره ۲۲ بهمن نشان داد که این رویداد همچنان یکی از نقاط کانونی سنجش جایگاه ایران در نگاه بیرونی است. رسانه‌ها با وجود تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیک بر یک واقعیت مشترک تأکید کردند: حضور مردمی و پیام‌های صادرشده از عالی‌ترین سطح سیاسی کشور، حامل معنا و پیام برای محیط پیرامونی است. همین امر نشان می‌دهد که ۲۲ بهمن نه‌تنها یادآور یک تحول تاریخی، بلکه همچنان بخشی از معادله جاری قدرت در منطقه و فراتر از آن است؛ معادله‌ای که در آن اراده ملّی و انسجام اجتماعی به‌عنوان متغیرهایی تعیین‌کننده در کنار سایر مؤلفه‌های قدرت نقش‌آفرینی می‌کنند.

    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62640

    #ديگران__گزارش
    📰 قدرت ملی ایران در کانون توجه جهانیان  دو پیام‌ تلویزیونی رهبر معظم انقلاب در آستانه و پس از برگزاری جشن باشکوه ۲۲ بهمن در رسانه‌های خارجی بازتاب گسترده‌‌ای یافت؛ بازتابی که محور اصلی آن، نمایش اراده ملّی، انسجام داخلی و مأیوس کردن دشمنان بود.  رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه و پس از راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن با ادبیاتی صریح و قاطع بر محورهایی چون قدرت ملّی، ایستادگی در برابر فشارهای خارجی و انسجام اجتماعی تأکید کردند. پیام‌های رهبر انقلاب نه تنها در قالب دعوت به وحدت و حضور مردمی مطرح شدند بلکه ابعاد راهبردی آنها در قالب بازدارندگی و نمایش اراده ملّی نیز ملموس بود. رسانه‌های خارجی با دیدگاه‌ها و زبان‌های مختلف هر یک بخشی از این پیام را برجسته کردند.    چارچوب‌های روایی و تمرکز موضوعی رسانه‌های خارجی  خبرگزاری «آسوشیتدپرس» (AP) در پوشش خود، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و شعارهای ملّی را برجسته و به حمایت مردم از نظام و رهبری اشاره کرد. در این خبرگزاری بیانات رهبر انقلاب درباره نمایش قدرت و وحدت ملّی در برابر دشمنان خارجی به‌صورت غیرمستقیم بازتاب یافته است. این رسانه بر ابعاد عمومی و سیاسی حضور مردم متمرکز بود و پیامدهای خارجی پیام رهبر انقلاب را در قالب تحلیل عمومی از قدرت و انسجام ملّی روایت کرد. آسوشیتدپرس بیشتر به جنبه‌های خبری رویداد توجه داشت و کمتر وارد تحلیل عمیق مضامین بیانات رهبر انقلاب شد.  روزنامه «جروزالم پست» (The Jerusalem Post) چاپ سرزمین‌های اشغالی، بیانات رهبر معظم انقلاب را در قالب تحلیل سیاسی بررسی کرد و به بخش‌هایی از پیام تلویزیونی اشاره داشت که قدرت و عزت ملّت ایران و نقش راهپیمایی در بسیج و اتّحاد مردم را مورد تأکید قرار می‌داد. این رسانه صهیونیستی بر این نکته تأکید داشت که پیام رهبر انقلاب درباره مأیوس کردن دشمنان و نشان دادن اراده ملّی، جنبه‌ای بازدارنده دارد و به سیاست خارجی ایران مرتبط است. این رسانه به‌ویژه بر بُعد امنیتی و تهدیدزایی بیانات تمرکز و آن را در چارچوب تنش‌های منطقه‌ای تحلیل کرد.  شبکه خبری چندملیتی و چندزبانه «افریکانیوز» (africanews) بیانات رهبر انقلاب درباره مأیوس کردن دشمن را به‌عنوان محور اصلی بازتاب داد. این رسانه که مقر اصلی آن در بروکسل پایتخت بلژیک قرار دارد، این گزاره را در زمینه تعامل ایران با فشارهای خارجی و تحریم‌ها تحلیل کرد و نشان داد که حضور مردم و شعارها همسو با پیام رهبر انقلاب است. پوشش افریکانیوز بیشتر بر پیامدهای بین‌المللی این بیانات و تأثیر آن بر محاسبات دشمنان ایران متمرکز بود. این رسانه تلاش کرد تا پیام رهبر انقلاب را در بستر گسترده‌تری از روابط بین‌الملل و فشارهای اقتصادی قرار دهد.  در نشریه «عرب ویکلی» (The Arab Weekly) پیام رهبر انقلاب با تأکید بر دعوت برای حضور گسترده مردم و مأیوس کردن دشمنان پوشش داده شد. این رسانه علاوه بر گزارش مراسم، تحلیل‌هایی منطقه‌ای ارائه کرد و نقش مردم در تقویت وحدت و قدرت ملّی را برجسته ساخت. بازتاب بیانات رهبر انقلاب ترکیبی از روایت رویدادی و تحلیل تأثیرات سیاسی و امنیتی در سطح منطقه‌ای بود و نشریه مذکور به‌ویژه به پیامدهای حضور مردم و واکنش کشورهای عربی نسبت به این رویداد توجه کرد.  تارنمای شبکه العربیه (Al Arabiya) به شعارهای مردم در مراسم و همخوانی آن با پیام رهبر انقلاب توجه ویژه‌ای داشت. این رسانه به نقل از شرکت‌کنندگان نوشت: «ما دشمنان خود را مأیوس خواهیم کرد» که مستقیماً از پیام رهبر انقلاب گرفته شد‌ بود. بازتاب در این رسانه عمدتاً بر پیامدهای سیاسی و امنیتی این شعارها تمرکز داشت و نقش مردم در ایجاد ناامیدی برای دشمنان را برجسته می‌کرد. این رسانه عربی به‌خوبی نشان داد که چگونه پیام رهبر انقلاب در قالب شعارهای خیابانی بازتولید و به یک نماد قدرت ملّی تبدیل شده است.  تارنمای «سی‌اس مانیتور» یا «کریستین ساینس مانیتور» (CS Monitor) پیام رهبر معظم انقلاب را عمدتاً در چارچوب دعوت به مأیوس کردن دشمن و تأکید بر ایستادگی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن بازتاب داد. این رسانه آمریکایی تحلیل کرد که بیانات رهبر معظم انقلاب تنها محدود به مراسم و شعارها نیست و اثرات آن در عرصه‌های سیاسی و واکنش‌های بین‌المللی نیز قابل توجه است. این رسانه غربی پیام رهبر انقلاب را در قالب قدرت ملّی و انسجام داخلی تحلیل کرد و نقش آن را در معادلات منطقه‌ای و تعادل قوا به دقت مورد واکاوی قرار داد.  رسانه هندی «تریبیون» (The Tribune) بخش‌های کلیدی پیام رهبر انقلاب را به‌طور مستقیم نقل کرد و جمله «۲۲ بهمن هر سال روز آشکار شدن قدرت و عزت ملّت ایران است» را برجسته ساخت. این رسانه بر مفهوم «مأیوس کردن دشمن» تمرکز ویژه داشت و آن را محور اصلی پیام رهبر انقلاب تحلیل کرد. تریبیون همچنین به تأکید رهبر معظم انقلاب بر این نکته اشاره کرد که قدرت ملّی بیش از موشک و هواپیما، متکی به اراده و استقامت ملّت است و این موضوع را به‌عنوان نشانه‌ای از تحول راهبردی در رویکرد ایران نسبت به منابع قدرت ملّی برجسته کرد.  تحلیل راهبردی و استراتژیک بیانات رهبری بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانه‌های خارجی نشان می‌دهد که این پیام‌ها به‌عنوان یک موضع استراتژیک ایران در عرصه بین‌المللی تلقی شده‌اند. رسانه‌های مختلف با توجه به موقعیت جغرافیایی و سیاسی خود، جنبه‌های متفاوتی از این بیانات را برجسته کرده‌اند.  نگاه رسانه‌های غربی: قدرت نرم در برابر قدرت سخت رسانه‌هایی مانند آسوشیتدپرس و سی‌اس مانیتور بیشتر بر این نکته تمرکز کرده‌اند که رهبر انقلاب به جای تأکید بر توانمندی‌های نظامی، بر قدرت مردمی و اراده ملّی تأکید کرده است. این رویکرد برای رسانه‌های غربی جالب توجه بوده زیرا نشان می‌دهد ایران در شرایط فشار تحریم‌ها و تنش‌های بین‌المللی، سعی دارد مشروعیت خود را از درون جامعه تقویت کند. تأکید بر اینکه «قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ ملّت‌ها و ایستادگی ملّت‌ها ارتباط پیدا می‌کند» در این رسانه‌ها به‌عنوان یک پیام مهم ثبت شده است. این رویکرد نشان می‌دهد که ایران در حال تلاش برای نشان دادن پایداری داخلی خود در برابر فشارهای خارجی است.  نگاه رسانه‌های منطقه‌ای: مأیوس کردن دشمن به‌عنوان استراتژی رسانه‌های عربی‌زبان مانند عرب ویکلی و العربیه بیشتر بر مفهوم «مأیوس کردن دشمن» تمرکز کرده‌اند. این عبارت در پوشش‌های رسانه‌ای به‌عنوان محور اصلی پیام رهبر معظم انقلاب شناخته شده و به‌عنوان یک استراتژی بازدارندگی تحلیل شده است. رسانه‌ها این پیام را در بستر تنش‌های منطقه‌ای و فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران قرار داده‌اند. از نگاه آنها، واقعیت این است که رهبر انقلاب اسلامی ایران با این بیانات می‌خواهد نشان دهد که حضور گسترده مردم در خیابان‌ها به‌تنهایی می‌تواند پیام قدرتمندی به دشمنان ارسال و آنها را از ادامه فشارها منصرف کند. این رویکرد در رسانه‌های منطقه‌ای به‌عنوان یک تاکتیک سیاسی مهم ارزیابی می‌شود.  نگاه رسانه‌های صهیونیستی: تحلیل امنیتی و بازدارندگی جروزالم پست بیانات رهبر انقلاب را عمدتاً از منظر امنیتی و در چارچوب تهدیدات احتمالی تحلیل کرده است. این رسانه به‌ویژه به این نکته توجه دارد که پیام رهبر انقلاب جنبه‌ای بازدارنده دارد و هدف آن ارسال پیام به تل‌آویو و متحدان آن است. تأکید بر اینکه راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن «در دنیا بی‌نظیر» هستند، در این رسانه به‌عنوان تلاشی برای نشان دادن توان بسیج مردمی ایران تفسیر شده است. همچنین این رسانه صهیونیستی به این نکته اشاره کرده که پیام‌ها می‌توانند بر محاسبات امنیتی اسرائیل در قبال ایران تأثیر بگذارند. در مجموع، بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانه‌های خارجی نشان‌دهنده ۳ واقعیت استراتژیک است:  ۱. اهمیت راهبردی ۲۲ بهمن: راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن فراتر از یک رویداد نمادین داخلی در سطح بین‌المللی نیز به عنوان شاخصی از قدرت ملّی ایران تلقی شده است. حتی رسانه‌هایی که نگاه نقادانه دارند، به اهمیت این روز و نقش آن در بازنمایی انسجام اجتماعی و سیاسی کشور اذعان کرده‌اند. این توجه جهانی نشان می‌دهد که حضور گسترده مردم و همبستگی ملّی نه تنها به تحکیم مشروعیت داخلی کمک می‌کند بلکه به‌عنوان یک پیام راهبردی به بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منتقل می‌شود و قدرت ملّی ایران را به نمایش می‌گذارد.  ۲.تأثیرگذاری پیام بازدارندگی: مفهوم «مأیوس کردن دشمن» به‌عنوان محور کلیدی بیانات رهبر انقلاب در تمامی رسانه‌های خارجی برجسته شده است. این بازتاب گسترده نشان می‌دهد که پیام ایران توانسته تأثیر قابل‌توجهی بر ادراک مخاطبان بین‌المللی ایجاد کند. تأکید بر حضور مردم و اراده ملّی به‌عنوان ابزاری برای افزایش هزینه‌های دشمن و بازدارندگی عملی و روانی، نشان می‌دهد که ایران در استراتژی خود قادر است پیام بازدارنده‌ قدرتمندی را بدون اتکا صرف به ابزارهای نظامی، به جامعه جهانی منتقل کند.  ۳. اهمیت «قدرت نرم» در استراتژی ایران: تأکید رهبر انقلاب بر نقش مردم و اراده ملّی در ایجاد قدرت، تحول استراتژیک ایران از تمرکز صرف بر قدرت سخت به بهره‌گیری از قدرت نرم را به وضوح نشان می‌دهد. این رویکرد که در رسانه‌های خارجی نیز بازتاب یافته، نمایانگر ظرفیت تهران برای تقویت مشروعیت و انسجام داخلی و همزمان ارسال پیام بازدارندگی به دشمنان است. قدرت نرم به ویژه در شرایط فشارهای اقتصادی و تنش‌های بین‌المللی، ابزاری مؤثر برای تثبیت موقعیت ملّی و اثرگذاری بر محاسبات راهبردی سایر بازیگران است.  جمع‌بندی آنچه در بازتاب‌های رسانه‌ای دیده شد فراتر از انعکاس یک مراسم سالانه یا بازنشر چند جمله کلیدی بود؛ در واقع، رسانه‌های خارجی با قرار دادن بیانات رهبر انقلاب در چارچوب تحولات منطقه‌ای و معادلات قدرت به آن وزن راهبردی دادند. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که نشان می‌دهد پیام‌های صادرشده در ۲۲ بهمن در محیط بین‌المللی به‌عنوان بخشی از رفتار کلان جمهوری اسلامی تحلیل می‌شوند. در این میان، نحوه صورت‌بندی روایت‌ها نیز قابل توجه است. رسانه‌هایی مانند آسوشیتدپرس بیشتر بر ابعاد عینی و صحنه‌ای تمرکز کردند؛ تصاویر جمعیت، شعارها و فضای مراسم را برجسته ساختند و از خلال آن تصویری از تداوم حضور اجتماعی ارائه دادند. در مقابل رسانه‌ای چون جروزالم پست کوشید پیام‌ها را در بستر ملاحظات امنیتی و بازدارندگی تحلیل کند و آن را نشانه‌ای از اراده سیاسی ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی بداند. رسانه‌های عربی نیز با تمرکز بر مفهوم مأیوس‌سازی دشمن، این بیانات را در متن رقابت‌های منطقه‌ای و تحولات جاری غرب آسیا قرار دادند. نکته مهم دیگر، هم‌زمانی پیام با شرایط حساس منطقه‌ای و بین‌المللی است. در فضایی که معادلات امنیتی غرب آسیا با سرعت در حال تغییر است و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران ادامه دارد، تأکید بر اراده ملّی و انسجام داخلی در واقع پاسخی به فضای ادراکی بیرونی نیز محسوب می‌شود. رسانه‌های خارجی با بازتاب این مضامین نشان دادند که تحولات داخلی ایران همچنان بخشی از محاسبات بازیگران خارجی است و از منظر آنان، میزان مشارکت و همبستگی اجتماعی می‌تواند بر برآوردهای راهبردی اثر بگذارد. از زاویه‌ای دیگر، این بازتاب‌ها نشان داد که رقابت اصلی صرفاً در میدان‌های نظامی یا دیپلماتیک جریان ندارد، بلکه در عرصه روایت‌ها و ادراک‌ها نیز دنبال می‌شود. وقتی رسانه‌های گوناگون حتی با رویکردهای انتقادی، ناگزیر به نقل و تحلیل مفاهیمی چون عزت ملّی، قدرت مردمی و ایستادگی می‌شوند، به این معناست که پیام اصلی توانسته در سطح گفتمانی نفوذ کند. در چنین شرایطی هر میزان انسجام داخلی می‌تواند به‌عنوان یک داده تأثیرگذار در محاسبات طرف‌های مقابل در نظر گرفته شو. در مجموع بازتاب جهانی پیام رهبر انقلاب درباره ۲۲ بهمن نشان داد که این رویداد همچنان یکی از نقاط کانونی سنجش جایگاه ایران در نگاه بیرونی است. رسانه‌ها با وجود تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیک بر یک واقعیت مشترک تأکید کردند: حضور مردمی و پیام‌های صادرشده از عالی‌ترین سطح سیاسی کشور، حامل معنا و پیام برای محیط پیرامونی است. همین امر نشان می‌دهد که ۲۲ بهمن نه‌تنها یادآور یک تحول تاریخی، بلکه همچنان بخشی از معادله جاری قدرت در منطقه و فراتر از آن است؛ معادله‌ای که در آن اراده ملّی و انسجام اجتماعی به‌عنوان متغیرهایی تعیین‌کننده در کنار سایر مؤلفه‌های قدرت نقش‌آفرینی می‌کنند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62640 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 365 Views 0 önizleme
  • دشمنی تا عمق روستا


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و سی و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ابوالفضل طغیانی، او طلبه حوزه علمیه قم بود که در فتنه آمریکایی اخیر هنگام دفاع از مسجد در زرین‌شهر اصفهان توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و هشت








    سرمقاله



     دشمنی تا عمق روستا

     آمریکا در بیش از ۴ دهه‌ی اخیر تمام روشها را برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی و تسلیم به کار گرفته است اما نتیجه‌ی این راهبردها برخلاف پیش‌بینی واشنگتن بوده است. 











    اظهارات اخیر نانسی پلوسی رئیس اسبق مجلس نمایندگان آمریکا هم اعتراف به شکست سیاست‌ها و فشارهای آمریکا علیه ایران است و هم از ماهیت واقعی سیاست تحریمی واشنگتن پرده برمی‌دارد. 

    پلوسی صراحتاً اعلام کرده که می‌توان بدون توسل به نیروی نظامی و از طریق فلج کردن اقتصاد به هدف سیاسی در ایران رسید و حتی تأکید کرده فشار اقتصادی باید به‌گونه‌ای باشد که اقشار روستایی و گروه‌های سنتی نیز آن را احساس کنند. 

    قبل از هر چیز باید گفت این سخن، یک اعتراف بزرگ و ناخواسته در دل خود دارد؛ ریشه های محبوبیت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران تا روستاهای کوچک و دورافتاده کشور نیز ادامه دارد. روستائیانی که اغلب صدا و جایی در رسانه‌ها ندارند اما به وقتش و آنجا که لازم باشد، برای دفاع از کشور و انقلاب به میدان می‌آیند و نقشی قابل توجه در معادلات دارند. از این منظر، کینه دشمن از این قشر عجیب نیست.

    اما همین چند جمله برای فهم ماهیت سیاست تحریم‌ها نیز کافی است. مسئله فقط اختلاف سیاسی یا چانه‌زنی دیپلماتیک نیست. بحث بر سر یک راهبرد کلان است که اقتصاد را به میدان جنگ و حمله به معیشت مردم عادی را به ابزار فشار تبدیل می‌کند. در اینجا نکته‌ی بسیار مهمی وجود دارد و آن اینکه، وقتی از ادامه و تشدید فشار اقتصادی سخن گفته می‌شود یک واقعیت ضمنی نیز در آن نهفته است: سیاست‌های پیشین به هدف اعلامی خود نرسیده‌اند. سال‌ها تحریم گسترده نفتی، بانکی و مالی علیه ایران اعمال شد، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر مبادلات ارزی و دسترسی ایران به نظام مالی جهانی تحمیل گردید اما هنوز سخن از فلج کردن بیشتر به میان می‌آید. اگر آنچه اجرا شده موفق بود نیازی به طرح دوباره این راهبرد نبود.

    این اعتراف مقام ارشد آمریکایی در عین حال پرده از یک تناقض آشکار برمی‌دارد. سال‌هاست مقامات آمریکایی مدعی‌ هستند تحریم‌ها «هوشمند» است و مردم ایران هدف تحریم‌ها نیستند. اما وقتی در همان چارچوب تأکید می‌شود که فشار باید به روستاها نیز برسد کذب بودن این ادعاها اثبات می‌شود. 

    در چنین شرایطی مفهوم «تروریسم اقتصادی» مطرح می‌شود. اگر هدف‌گذاری آگاهانه بر معیشت مردم برای وادار کردن آن‌ها به تغییر سیاسی باشد این دیگر ابزار دیپلماتیک نیست، تحمیل رنج اجتماعی برای تحقق مقاصد سیاسی استکباری است. از منظری تفاوتی نمی‌کند این فشار از مسیر بمب و موشک اعمال شود یا از مسیر انسداد مالی و تحریم بانکی؛ آنچه تعیین‌کننده است، هدف قرار گرفتن زندگی مردم عادی است.

    نکته مهم دیگر ماهیت فراحزبی این رویکرد در سیاست آمریکاست. در فضای داخلی آمریکا، رقابت میان دو حزب اصلی گاه به شدیدترین سطح خود می‌رسد اما در قبال ایران، همگرایی معناداری وجود دارد. تفاوت‌ها بیشتر در لحن و تاکتیک است. یک دولت با عنوان «فشار حداکثری» عمل می‌کند و دیگری با ادبیات دیپلماتیک‌تر همان ابزارها را حفظ یا بازتنظیم می‌کند اما منطق بنیادین تغییر نمی‌کند.

    تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که این مسیر علاوه‌بر هزینه‌های انسانی و اجتماعی، الزاماً به نتیجه مطلوب طراحان آن نیز منتهی نمی‌شود. اقتصاد ایران تحت شدیدترین محدودیت‌ها قرار گرفت، اما پیش‌بینی‌های مکرر درباره فروپاشی قریب‌الوقوع محقق نشد. همین تداوم فشار و سخن گفتن از تشدید آن، خود گواهی بر ناکامی در دستیابی به هدف است.

    در نهایت پرسش اساسی درباره تناقضات این راهبرد است. آیا می‌توان با هدف قرار دادن معیشت مردم عادی مدعی حمایت از همان مردم بود؟ آیا فشار بر روستاییان، کارگران و اقشار کم‌درآمد می‌تواند عنوان «دفاع از حقوق بشر» بگیرد؟ آیا طراحان این جنگ و عاملان این جنایت گمان می‌کنند مردم ایران از ساکنان کلان شهرها گرفته تا اهالی روستا، متوجه این تناقضات کلیدی نیستند؟ شاید هم می‌دانند و این جنایت‌ها را به مثابه تنبیهی در برابر استقلال‌خواهی و باج ندادن این ملت فهیم می‌بینند!


    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62646

    #ديگران__گزارش
    📰 دشمنی تا عمق روستا  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و سی و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید ابوالفضل طغیانی، او طلبه حوزه علمیه قم بود که در فتنه آمریکایی اخیر هنگام دفاع از مسجد در زرین‌شهر اصفهان توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و هشت سرمقاله  دشمنی تا عمق روستا  آمریکا در بیش از ۴ دهه‌ی اخیر تمام روشها را برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی و تسلیم به کار گرفته است اما نتیجه‌ی این راهبردها برخلاف پیش‌بینی واشنگتن بوده است.  اظهارات اخیر نانسی پلوسی رئیس اسبق مجلس نمایندگان آمریکا هم اعتراف به شکست سیاست‌ها و فشارهای آمریکا علیه ایران است و هم از ماهیت واقعی سیاست تحریمی واشنگتن پرده برمی‌دارد.  پلوسی صراحتاً اعلام کرده که می‌توان بدون توسل به نیروی نظامی و از طریق فلج کردن اقتصاد به هدف سیاسی در ایران رسید و حتی تأکید کرده فشار اقتصادی باید به‌گونه‌ای باشد که اقشار روستایی و گروه‌های سنتی نیز آن را احساس کنند.  قبل از هر چیز باید گفت این سخن، یک اعتراف بزرگ و ناخواسته در دل خود دارد؛ ریشه های محبوبیت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران تا روستاهای کوچک و دورافتاده کشور نیز ادامه دارد. روستائیانی که اغلب صدا و جایی در رسانه‌ها ندارند اما به وقتش و آنجا که لازم باشد، برای دفاع از کشور و انقلاب به میدان می‌آیند و نقشی قابل توجه در معادلات دارند. از این منظر، کینه دشمن از این قشر عجیب نیست. اما همین چند جمله برای فهم ماهیت سیاست تحریم‌ها نیز کافی است. مسئله فقط اختلاف سیاسی یا چانه‌زنی دیپلماتیک نیست. بحث بر سر یک راهبرد کلان است که اقتصاد را به میدان جنگ و حمله به معیشت مردم عادی را به ابزار فشار تبدیل می‌کند. در اینجا نکته‌ی بسیار مهمی وجود دارد و آن اینکه، وقتی از ادامه و تشدید فشار اقتصادی سخن گفته می‌شود یک واقعیت ضمنی نیز در آن نهفته است: سیاست‌های پیشین به هدف اعلامی خود نرسیده‌اند. سال‌ها تحریم گسترده نفتی، بانکی و مالی علیه ایران اعمال شد، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای بر مبادلات ارزی و دسترسی ایران به نظام مالی جهانی تحمیل گردید اما هنوز سخن از فلج کردن بیشتر به میان می‌آید. اگر آنچه اجرا شده موفق بود نیازی به طرح دوباره این راهبرد نبود. این اعتراف مقام ارشد آمریکایی در عین حال پرده از یک تناقض آشکار برمی‌دارد. سال‌هاست مقامات آمریکایی مدعی‌ هستند تحریم‌ها «هوشمند» است و مردم ایران هدف تحریم‌ها نیستند. اما وقتی در همان چارچوب تأکید می‌شود که فشار باید به روستاها نیز برسد کذب بودن این ادعاها اثبات می‌شود.  در چنین شرایطی مفهوم «تروریسم اقتصادی» مطرح می‌شود. اگر هدف‌گذاری آگاهانه بر معیشت مردم برای وادار کردن آن‌ها به تغییر سیاسی باشد این دیگر ابزار دیپلماتیک نیست، تحمیل رنج اجتماعی برای تحقق مقاصد سیاسی استکباری است. از منظری تفاوتی نمی‌کند این فشار از مسیر بمب و موشک اعمال شود یا از مسیر انسداد مالی و تحریم بانکی؛ آنچه تعیین‌کننده است، هدف قرار گرفتن زندگی مردم عادی است. نکته مهم دیگر ماهیت فراحزبی این رویکرد در سیاست آمریکاست. در فضای داخلی آمریکا، رقابت میان دو حزب اصلی گاه به شدیدترین سطح خود می‌رسد اما در قبال ایران، همگرایی معناداری وجود دارد. تفاوت‌ها بیشتر در لحن و تاکتیک است. یک دولت با عنوان «فشار حداکثری» عمل می‌کند و دیگری با ادبیات دیپلماتیک‌تر همان ابزارها را حفظ یا بازتنظیم می‌کند اما منطق بنیادین تغییر نمی‌کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که این مسیر علاوه‌بر هزینه‌های انسانی و اجتماعی، الزاماً به نتیجه مطلوب طراحان آن نیز منتهی نمی‌شود. اقتصاد ایران تحت شدیدترین محدودیت‌ها قرار گرفت، اما پیش‌بینی‌های مکرر درباره فروپاشی قریب‌الوقوع محقق نشد. همین تداوم فشار و سخن گفتن از تشدید آن، خود گواهی بر ناکامی در دستیابی به هدف است. در نهایت پرسش اساسی درباره تناقضات این راهبرد است. آیا می‌توان با هدف قرار دادن معیشت مردم عادی مدعی حمایت از همان مردم بود؟ آیا فشار بر روستاییان، کارگران و اقشار کم‌درآمد می‌تواند عنوان «دفاع از حقوق بشر» بگیرد؟ آیا طراحان این جنگ و عاملان این جنایت گمان می‌کنند مردم ایران از ساکنان کلان شهرها گرفته تا اهالی روستا، متوجه این تناقضات کلیدی نیستند؟ شاید هم می‌دانند و این جنایت‌ها را به مثابه تنبیهی در برابر استقلال‌خواهی و باج ندادن این ملت فهیم می‌بینند! 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62646 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 132 Views 0 önizleme
  • احیاگر عزت و عظمت ایران



     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و بیست و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سرگرد عباس اسدی، که در فتنه آمریکایی اخیر در قم در حالی‌که مشغول صحبت با اغتشاشگران بود، مورد حمله ناگهانی قرار گرفت و با ۵۸ ضربه چاقو به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و شش



    سرمقاله



     احیاگر عزّت و عظمت ایران

     «ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... اگر من به جاى اینها بودم این چراغانی‌ها را منع مى‌کردم؛ مى‌گفتم بیرق سیاه بالاى سر بازارها بزنند؛ بالاى سر خانه‌ها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزّت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند... ملّت ایران را از سگ‌هاى آمریکا پست‌تر کردند... ما زیرچکمه آمریکا برویم، چون ملّت ضعیفى هستیم؟!»





    اینها بخش‌هایی از سخنرانی طوفانی امام خمینی رحمه‌الله در آبان ۱۳۴۳ است. زمانی که هیچ خبری از قیام مردمی و انقلاب نبود. دستگاه پهلوی آرام‌آرام در حال قدرت گرفتن بود و صدای هر مخالفی در نطفه خفه می‌شد.

    خمینی کبیر رحمه‌الله که تا پیش از این به کلیاتی درباره حفظ استقلال کشور اشاره می‌کرد و در یکی دو سال گذشته به جز در مواردی مانند لایحه نفوذ اسرائیل و بهاییان در هیئت حاکمه پهلوی که استقلال ایران و مردمش را به خطر می‌انداختند موضع‌گیری تندی نکرده بود به یکباره در برابر اعطای مصونیت قضایی به مستشاران آمریکایی در ایران چنین طوفانی برپا می‌کند. پهلوی در فروختن ایران تا جایی پیش رفته بود که حالا به تعبیر امام خمینی رحمه‌الله خود ایران و ملّت مسلمان آن را فروخته و آن را تبدیل به یکی از مستعمره‌های آمریکا کرده بود.

    برخلاف بسیاری از تحلیل‌گران ناآگاه که خصومت ضدّاسرائیلی و ضدّآمریکایی انقلاب اسلامی را از عوارض بعد از انقلاب می‌دانند که مایه دردسر شده و باید اصلاح شود اما تاریخ نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی زاییده مواضع استقلال‌طلبانه امام خمینی رحمه‌الله در مخالفت با نفوذ و سلطه اسرائیل و آمریکا در ایران بود. اولین نقاط اصطکاک ایشان با دستگاه پهلوی از ابتدای دهه ۴۰ شمسی مخالفت شدید با سلطه اسرائیل و آمریکا و عمال آنها بر کشور بود. مخالفت‌های غیرتمندانه‌ و استقلال‌طلبانه‌ای که در ادامه با استقبال میلیون‌ها ایران روبرو شد و قطار انقلاب اسلامی را راه‌اندازی کرد.

    زمان زیادی از زخمی که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به ایران زده بودند نگذشته بود. به همین علّت هم فریاد استقلال‌طلبانه و دعوت به انقلابی برای خدا به گوش ایرانیان نشست و تا عمق جان‌شان ریشه دواند. خمینی کبیر رحمه‌الله آنها را به عمق فطرت‌شان دعوت کرده و در مقابل هم در برابر قلدرهایی که عزت و منابع و شرافت‌شان را به حراج گذاشته بودند به قیام دعوت می‌کرد. اشارات ضداستعماری امام خمینی رحمه‌الله از ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ به بعد ضمیر روشن پیدا کرد: اسرائیل و آمریکا! استعمارطلبان قرن بیستم که چشم طمع به نه تنها ایران بلکه به هر ملک و جامعه ضعیفی داشتند.

    خمینی کبیر رحمه‌الله پیش‌تر هم در اسفند ۱۳۴۱ به دستگاه پهلوی گفته بود که «تا من هستم نمی‌گذارم دستگاه جبار، استقلال این ملّت را بر باد بدهد.» خمینی رحمه‌الله، صدای فروخفته ملّتی بود که بیش از یک قرن از ابتدای قاجار تا پهلوی دوم تحقیر شده و غارتش کرده بودند و حالا می‌رفت که به سینه آمریکا به‌عنوان استعمار جدید دنیا پس از انگلیس دست رد بزند و زد.

    ایشان ۱۵ سال بعد در خرداد ۱۳۵۹ زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شده و شاه مخلوع از کشور اخراج شده بود هنوز از دردِ تحقیر ملّت ایران در کاپیتولاسیون که نقطه شروع نهضت ضدآمریکایی مردم ایران بود در رنج بود و آن را بزرگ‌ترین جنایت در حق ملّت ایران می‌دانست: «‌‌مستشاران آمریکا در مقدرات کشور مظلوم ما دخالت‌های مستقیم داشتند. تحمیل‌‌ ‌‌کاپیتولاسیون‌‌ بر ملّت مظلوم ما به وسیله شاه مخلوع سابق از بزرگترین جنایات آمریکا‌‌ ‌‌بود که با مخالفت روحانیون و ملّت متدین مواجه گشت و از آن پس چه ستم‌ها و چه‌‌ ‌‌جنایات که بر ملّت ما وارد نشد.‌» (صحیفه امام، جلد ۱۲، صفحه ۳۷۰)

    ایشان در گفت‌وگوی دیگری با یکی از رسانه‌های آمریکایی، شاه را عامل اصلی آمریکایی‌ها در ایران دانسته و رفتن او را باعث قطع ید آمریکا از ایران توصیف کرده و می‌گویند: «اگر معنای ضدیت با آمریکا این است که ما می‌خواهیم وابسته به آمریکا نباشیم، آری ما‌‌ ‌‌ضد آمریکایی هستیم! و اگر ترس آمریکا از این است، آری باید بترسند!‌... چون آمریکا با وجود شاه، همه چیز ایران را می‌بُرد و با رفتن شاه این دیگر میسر‌‌ ‌‌نیست.» (صحیفه امام، جلد ۵، صفحه ۳۳۷)

    جرم ملّت ایران و جمهوری اسلامی این است که نمی‌خواهند مقدرات ایران بزرگ توسط دست اجنبی رقم بخورد. جرم‌‌شان این است که می‌خواهند ایرانی برای ایران تصمیم بگیرد. نقطه اصلی دشمنی آمریکا با ایران هم همین است.

    آمریکایی‌ها یک بار در ۲۸ مرداد ۳۲ موفق شدند این موج را مهار کنند؛ موج انقلاب اسلامی اما بزرگ‌‌تر از عِده و عُده آنهاست. این را ۴۷ سال قدرت گرفتن و بالیدن انقلاب اسلامی با وجود دشمنی روزافزون ۴۷ ساله آمریکا با امواج استقلال‌طلبانه ایرانیان مسلمان اثبات می‌کند.



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62548

    #ديگران__گزارش
    📰 احیاگر عزت و عظمت ایران  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و بیست و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید سرگرد عباس اسدی، که در فتنه آمریکایی اخیر در قم در حالی‌که مشغول صحبت با اغتشاشگران بود، مورد حمله ناگهانی قرار گرفت و با ۵۸ ضربه چاقو به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و شش سرمقاله  احیاگر عزّت و عظمت ایران  «ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... اگر من به جاى اینها بودم این چراغانی‌ها را منع مى‌کردم؛ مى‌گفتم بیرق سیاه بالاى سر بازارها بزنند؛ بالاى سر خانه‌ها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزّت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند... ملّت ایران را از سگ‌هاى آمریکا پست‌تر کردند... ما زیرچکمه آمریکا برویم، چون ملّت ضعیفى هستیم؟!» اینها بخش‌هایی از سخنرانی طوفانی امام خمینی رحمه‌الله در آبان ۱۳۴۳ است. زمانی که هیچ خبری از قیام مردمی و انقلاب نبود. دستگاه پهلوی آرام‌آرام در حال قدرت گرفتن بود و صدای هر مخالفی در نطفه خفه می‌شد. خمینی کبیر رحمه‌الله که تا پیش از این به کلیاتی درباره حفظ استقلال کشور اشاره می‌کرد و در یکی دو سال گذشته به جز در مواردی مانند لایحه نفوذ اسرائیل و بهاییان در هیئت حاکمه پهلوی که استقلال ایران و مردمش را به خطر می‌انداختند موضع‌گیری تندی نکرده بود به یکباره در برابر اعطای مصونیت قضایی به مستشاران آمریکایی در ایران چنین طوفانی برپا می‌کند. پهلوی در فروختن ایران تا جایی پیش رفته بود که حالا به تعبیر امام خمینی رحمه‌الله خود ایران و ملّت مسلمان آن را فروخته و آن را تبدیل به یکی از مستعمره‌های آمریکا کرده بود. برخلاف بسیاری از تحلیل‌گران ناآگاه که خصومت ضدّاسرائیلی و ضدّآمریکایی انقلاب اسلامی را از عوارض بعد از انقلاب می‌دانند که مایه دردسر شده و باید اصلاح شود اما تاریخ نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی زاییده مواضع استقلال‌طلبانه امام خمینی رحمه‌الله در مخالفت با نفوذ و سلطه اسرائیل و آمریکا در ایران بود. اولین نقاط اصطکاک ایشان با دستگاه پهلوی از ابتدای دهه ۴۰ شمسی مخالفت شدید با سلطه اسرائیل و آمریکا و عمال آنها بر کشور بود. مخالفت‌های غیرتمندانه‌ و استقلال‌طلبانه‌ای که در ادامه با استقبال میلیون‌ها ایران روبرو شد و قطار انقلاب اسلامی را راه‌اندازی کرد. زمان زیادی از زخمی که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به ایران زده بودند نگذشته بود. به همین علّت هم فریاد استقلال‌طلبانه و دعوت به انقلابی برای خدا به گوش ایرانیان نشست و تا عمق جان‌شان ریشه دواند. خمینی کبیر رحمه‌الله آنها را به عمق فطرت‌شان دعوت کرده و در مقابل هم در برابر قلدرهایی که عزت و منابع و شرافت‌شان را به حراج گذاشته بودند به قیام دعوت می‌کرد. اشارات ضداستعماری امام خمینی رحمه‌الله از ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ به بعد ضمیر روشن پیدا کرد: اسرائیل و آمریکا! استعمارطلبان قرن بیستم که چشم طمع به نه تنها ایران بلکه به هر ملک و جامعه ضعیفی داشتند. خمینی کبیر رحمه‌الله پیش‌تر هم در اسفند ۱۳۴۱ به دستگاه پهلوی گفته بود که «تا من هستم نمی‌گذارم دستگاه جبار، استقلال این ملّت را بر باد بدهد.» خمینی رحمه‌الله، صدای فروخفته ملّتی بود که بیش از یک قرن از ابتدای قاجار تا پهلوی دوم تحقیر شده و غارتش کرده بودند و حالا می‌رفت که به سینه آمریکا به‌عنوان استعمار جدید دنیا پس از انگلیس دست رد بزند و زد. ایشان ۱۵ سال بعد در خرداد ۱۳۵۹ زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شده و شاه مخلوع از کشور اخراج شده بود هنوز از دردِ تحقیر ملّت ایران در کاپیتولاسیون که نقطه شروع نهضت ضدآمریکایی مردم ایران بود در رنج بود و آن را بزرگ‌ترین جنایت در حق ملّت ایران می‌دانست: «‌‌مستشاران آمریکا در مقدرات کشور مظلوم ما دخالت‌های مستقیم داشتند. تحمیل‌‌ ‌‌کاپیتولاسیون‌‌ بر ملّت مظلوم ما به وسیله شاه مخلوع سابق از بزرگترین جنایات آمریکا‌‌ ‌‌بود که با مخالفت روحانیون و ملّت متدین مواجه گشت و از آن پس چه ستم‌ها و چه‌‌ ‌‌جنایات که بر ملّت ما وارد نشد.‌» (صحیفه امام، جلد ۱۲، صفحه ۳۷۰) ایشان در گفت‌وگوی دیگری با یکی از رسانه‌های آمریکایی، شاه را عامل اصلی آمریکایی‌ها در ایران دانسته و رفتن او را باعث قطع ید آمریکا از ایران توصیف کرده و می‌گویند: «اگر معنای ضدیت با آمریکا این است که ما می‌خواهیم وابسته به آمریکا نباشیم، آری ما‌‌ ‌‌ضد آمریکایی هستیم! و اگر ترس آمریکا از این است، آری باید بترسند!‌... چون آمریکا با وجود شاه، همه چیز ایران را می‌بُرد و با رفتن شاه این دیگر میسر‌‌ ‌‌نیست.» (صحیفه امام، جلد ۵، صفحه ۳۳۷) جرم ملّت ایران و جمهوری اسلامی این است که نمی‌خواهند مقدرات ایران بزرگ توسط دست اجنبی رقم بخورد. جرم‌‌شان این است که می‌خواهند ایرانی برای ایران تصمیم بگیرد. نقطه اصلی دشمنی آمریکا با ایران هم همین است. آمریکایی‌ها یک بار در ۲۸ مرداد ۳۲ موفق شدند این موج را مهار کنند؛ موج انقلاب اسلامی اما بزرگ‌‌تر از عِده و عُده آنهاست. این را ۴۷ سال قدرت گرفتن و بالیدن انقلاب اسلامی با وجود دشمنی روزافزون ۴۷ ساله آمریکا با امواج استقلال‌طلبانه ایرانیان مسلمان اثبات می‌کند. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62548 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 268 Views 0 önizleme
  • مهدی(عج) جان ایران


     در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.

    «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.
    دویست و بیست و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید استواریکم مهدی افتخاری‌فر، او از مدافعان امنیت فراجا بود که هنگام دفاع از امنیت کشور مقابل کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس به شهادت رسید.

    این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

    دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و هفت



    سرمقاله



     مهدی(عج) جان ایران

     «انتظار»، در منطق فکری انقلاب اسلامی، یک وضعیت فعال و مسئولانه است نه یک مفهوم صرفاً انتزاعی و عاطفی. انتظار یعنی آماده‌بودن برای «پنجه درافکندن با زورگویان». 

    همان‌طور که «کسانی که در دوران دفاع مقدس، در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند» ملّتی که در دفاع ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی دی ۱۴۰۴ پای کشور و نظام و اسلام ایستاد، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت.

    سال ۱۴۰۴ سالی بود که انقلاب اسلامی، نه در سطح شعار، بلکه در میدان واقعی نبرد، با نمادهای عریان فساد و جنایت و نسل‌کشی طاغوت درافتاد. انتظار فرج، یعنی نپذیرفتن ولایت طاغوت و انقلاب اسلامی نشان داد این «نه گفتن» را به عمل تبدیل کرده است.

    آنچه ایران در ۴۷ سال گذشته، به نمایش گذاشته، بالاترین جلوه انتظار فرج است؛ انتظاری که خود را در شکل‌دهی به نظم نوین جهانی نشان داد. تجربه سال ۱۴۰۴ بار دیگر ثابت کرد که استقرار عدالت و هر پیشرفتی در یک جامعه، نیازمند قدرت است؛ قدرتی که «لاتَظلمون و لاتُظلمون» واقعی است، نه آنکه صرفاً در برابر ظالمان به موعظه و توصیه اخلاقی بسنده کند.

    تجربه سال ۱۴۰۴ و مواجهه مستقیم در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مسئله غرب با ایران، نه برنامه هسته‌ای است و نه نفوذ منطقه‌ای. انقلاب اسلامی و ملّت ایران، برخلاف دولت‌های رام‌شده دیگر دنیا، حاضر نیست و نمی‌تواند در نظم ظالمانه‌‌ی دنیا ادغام شود.

    همین ویژگی است که این نظام را در چشم ملّت‌های جهان، به‌ویژه پس از حوادث طوفان‌الاقصی، در سمت درست تاریخ قرار داده و ایران امروز را به یکی از کانون‌های اصلی زمینه‌سازی ظهور تبدیل کرده است. 

    پیوند تاریخی ایرانیان با مهدویت، از سال‌های نخستین و نقش برجسته حسین بن روح نوبختی ـ نایب خاص امام عصر(عج) و از خاندان بزرگ شیعیان ایرانی ـ تا دوران انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی، کارنامه‌ای روشن، پرافتخار و ماندگار را رقم زده است.

    بسیاری از کامیابی‌ها و ایستادگی‌های این ملّت در دوره‌های مختلف تاریخی، محصول همین پیوند عمیق مهدوی و منطق انتظار فعال بوده است. 

    از همین منظر، یوم‌الله «۲۲ دی» را هم باید فراتر از یک رویداد سیاسی دید. ۲۲ دی، یک رزمایش ملی تشخیص مرز حق و باطل در دوره‌ای پیچیده از تاریخ معاصر و تلاشی جمعی برای حفظ یک نظام اسلامی برحق بود.

    حفظ نظام، پاسداری از پرچم موعودگرایی صحیح و مؤثر در جهانی است که می‌کوشد ظلم را ابدی و ظالم را همواره غالب جلوه دهد. 

    هیچ هجمه رسانه‌ای، اقتصادی یا امنیتی‌ای قادر نخواهد بود امید را در دل ملّت ایران خاموش کند؛ چرا که انتظار، یعنی ایمان به پایان ستم و آمادگی برای ایستادن در برابر ستمگران.






    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62556

    #ديگران__گزارش
    📰 مهدی(عج) جان ایران  در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. «صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها. دویست و بیست و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید استواریکم مهدی افتخاری‌فر، او از مدافعان امنیت فراجا بود که هنگام دفاع از امنیت کشور مقابل کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس به شهادت رسید. این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد. دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و هفت سرمقاله  مهدی(عج) جان ایران  «انتظار»، در منطق فکری انقلاب اسلامی، یک وضعیت فعال و مسئولانه است نه یک مفهوم صرفاً انتزاعی و عاطفی. انتظار یعنی آماده‌بودن برای «پنجه درافکندن با زورگویان».  همان‌طور که «کسانی که در دوران دفاع مقدس، در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند» ملّتی که در دفاع ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی دی ۱۴۰۴ پای کشور و نظام و اسلام ایستاد، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت. سال ۱۴۰۴ سالی بود که انقلاب اسلامی، نه در سطح شعار، بلکه در میدان واقعی نبرد، با نمادهای عریان فساد و جنایت و نسل‌کشی طاغوت درافتاد. انتظار فرج، یعنی نپذیرفتن ولایت طاغوت و انقلاب اسلامی نشان داد این «نه گفتن» را به عمل تبدیل کرده است. آنچه ایران در ۴۷ سال گذشته، به نمایش گذاشته، بالاترین جلوه انتظار فرج است؛ انتظاری که خود را در شکل‌دهی به نظم نوین جهانی نشان داد. تجربه سال ۱۴۰۴ بار دیگر ثابت کرد که استقرار عدالت و هر پیشرفتی در یک جامعه، نیازمند قدرت است؛ قدرتی که «لاتَظلمون و لاتُظلمون» واقعی است، نه آنکه صرفاً در برابر ظالمان به موعظه و توصیه اخلاقی بسنده کند. تجربه سال ۱۴۰۴ و مواجهه مستقیم در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مسئله غرب با ایران، نه برنامه هسته‌ای است و نه نفوذ منطقه‌ای. انقلاب اسلامی و ملّت ایران، برخلاف دولت‌های رام‌شده دیگر دنیا، حاضر نیست و نمی‌تواند در نظم ظالمانه‌‌ی دنیا ادغام شود. همین ویژگی است که این نظام را در چشم ملّت‌های جهان، به‌ویژه پس از حوادث طوفان‌الاقصی، در سمت درست تاریخ قرار داده و ایران امروز را به یکی از کانون‌های اصلی زمینه‌سازی ظهور تبدیل کرده است.  پیوند تاریخی ایرانیان با مهدویت، از سال‌های نخستین و نقش برجسته حسین بن روح نوبختی ـ نایب خاص امام عصر(عج) و از خاندان بزرگ شیعیان ایرانی ـ تا دوران انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی، کارنامه‌ای روشن، پرافتخار و ماندگار را رقم زده است. بسیاری از کامیابی‌ها و ایستادگی‌های این ملّت در دوره‌های مختلف تاریخی، محصول همین پیوند عمیق مهدوی و منطق انتظار فعال بوده است.  از همین منظر، یوم‌الله «۲۲ دی» را هم باید فراتر از یک رویداد سیاسی دید. ۲۲ دی، یک رزمایش ملی تشخیص مرز حق و باطل در دوره‌ای پیچیده از تاریخ معاصر و تلاشی جمعی برای حفظ یک نظام اسلامی برحق بود. حفظ نظام، پاسداری از پرچم موعودگرایی صحیح و مؤثر در جهانی است که می‌کوشد ظلم را ابدی و ظالم را همواره غالب جلوه دهد.  هیچ هجمه رسانه‌ای، اقتصادی یا امنیتی‌ای قادر نخواهد بود امید را در دل ملّت ایران خاموش کند؛ چرا که انتظار، یعنی ایمان به پایان ستم و آمادگی برای ایستادن در برابر ستمگران. 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62556 #ديگران__گزارش
    0 Yorumlar 0 hisse senetleri 182 Views 0 önizleme
Arama Sonuçları
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com