• #توییت #ویراستی

    آیت اللّه سید محمدباقر خرازی (دامت برکاته)

    شهید مطهری از بزرگترین نظریه پردازان به روز جامعه در دوران شروع انقلاب بوداو باشجاعت تمام در مقابل جریانات کمونیستی وسوسیالیستی ایستاد ومتفکران به نام خارجی وبخصوص قدرترین انان یعنی تقی ارانی واحسان طبری را به چالش کشید نیز در مقایل روشنفکر نمایان هتاک حسینیه ارشاد قاطع وفداکارانه ایستاد وبالاخره توسط گروه فرقان که از محصولات حسینیه ارشاد بودنیز به شهادت رسید ولی نکته ان است که اندیشه ایشان امروزه به عنوان مقدمه باید تلقی شود ونه ذی المقدمه، یعنی باید از مرحله مبانی عقلی به مرحله مبانی ولائی محض، گذر کنیم تا زمینه ظهور ولی الهی یعنی حضرت بقیه الله (عج)، پدید آید والا با ان اندیشه های ایشان که صرفا عقلی محض بود،نمی توان جهان وعلم واندیشه وتکنولوژی را در مسیر ظهور قرار داد از این رو هر اندیشه ای از ایشان که لابشرط ویا خدای ناکرده بشرط لای از ظهور باشدویا تلقی شود(که ان شا الله چنین نباشد ) باید کنار گذارده شود، همین سخن‌واندیشه نسبت به سایرین از نظریه پردازان حوزه های مختلف نیز جاری است

    #آیت_الله_خرازی


    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله

    @hezbolah_121
    #توییت #ویراستی 🔹🔰 آیت اللّه سید محمدباقر خرازی (دامت برکاته) 🔹شهید مطهری از بزرگترین نظریه پردازان به روز جامعه در دوران شروع انقلاب بوداو باشجاعت تمام در مقابل جریانات کمونیستی وسوسیالیستی ایستاد ومتفکران به نام خارجی وبخصوص قدرترین انان یعنی تقی ارانی واحسان طبری را به چالش کشید نیز در مقایل روشنفکر نمایان هتاک حسینیه ارشاد قاطع وفداکارانه ایستاد وبالاخره توسط گروه فرقان که از محصولات حسینیه ارشاد بودنیز به شهادت رسید ولی نکته ان است که اندیشه ایشان امروزه به عنوان مقدمه باید تلقی شود ونه ذی المقدمه، یعنی باید از مرحله مبانی عقلی به مرحله مبانی ولائی محض، گذر کنیم تا زمینه ظهور ولی الهی یعنی حضرت بقیه الله (عج)، پدید آید والا با ان اندیشه های ایشان که صرفا عقلی محض بود،نمی توان جهان وعلم واندیشه وتکنولوژی را در مسیر ظهور قرار داد از این رو هر اندیشه ای از ایشان که لابشرط ویا خدای ناکرده بشرط لای از ظهور باشدویا تلقی شود(که ان شا الله چنین نباشد ) باید کنار گذارده شود، همین سخن‌واندیشه نسبت به سایرین از نظریه پردازان حوزه های مختلف نیز جاری است #آیت_الله_خرازی 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰 @hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 134 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • مقاله 4512

    اصالت تبیین جایگاه عدالت در منظومه فکری اسلام با محوریت اصول دین شیعه و احکام شارع مقدس بر اساس مبانی ولایی و فقه استدلالی برای تحقق جامعه ولایی با تأکید بر حسابرسی دقیق اعمال در پیشگاه الهی


    اصول
    • اصل لزوم رعایت عدالت الهی در نظام قضایی اسلام بر اساس مبانی ولایی و فقه شیعه برای حفظ حقوق مومن[1]
    • اصل ضرورت پایبندی به احکام شارع مقدس در تحقق عدالت اجتماعی بر اساس اندیشه شهید مطهری و مبانی دینی[2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-کلام-ولائی/اتاق-زیر-ساخت-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تبیین-جایگاه-عدالت-در-منظومه-فکر/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 4512 🔆 اصالت تبیین جایگاه عدالت در منظومه فکری اسلام با محوریت اصول دین شیعه و احکام شارع مقدس بر اساس مبانی ولایی و فقه استدلالی برای تحقق جامعه ولایی با تأکید بر حسابرسی دقیق اعمال در پیشگاه الهی 🔷 اصول • اصل لزوم رعایت عدالت الهی در نظام قضایی اسلام بر اساس مبانی ولایی و فقه شیعه برای حفظ حقوق مومن[1] • اصل ضرورت پایبندی به احکام شارع مقدس در تحقق عدالت اجتماعی بر اساس اندیشه شهید مطهری و مبانی دینی[2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-کلام-ولائی/اتاق-زیر-ساخت-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تبیین-جایگاه-عدالت-در-منظومه-فکر/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 19 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • مقاله 4512

    اصالت تبیین جایگاه عدالت در منظومه فکری اسلام با محوریت اصول دین شیعه و احکام شارع مقدس بر اساس مبانی ولایی و فقه استدلالی برای تحقق جامعه ولایی با تأکید بر حسابرسی دقیق اعمال در پیشگاه الهی


    اصول
    • اصل لزوم رعایت عدالت الهی در نظام قضایی اسلام بر اساس مبانی ولایی و فقه شیعه برای حفظ حقوق مومن[1]
    • اصل ضرورت پایبندی به احکام شارع مقدس در تحقق عدالت اجتماعی بر اساس اندیشه شهید مطهری و مبانی دینی[2]

    برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
    hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-کلام-ولائی/اتاق-زیر-ساخت-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تبیین-جایگاه-عدالت-در-منظومه-فکر/

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    🔴 مقاله 4512 🔆 اصالت تبیین جایگاه عدالت در منظومه فکری اسلام با محوریت اصول دین شیعه و احکام شارع مقدس بر اساس مبانی ولایی و فقه استدلالی برای تحقق جامعه ولایی با تأکید بر حسابرسی دقیق اعمال در پیشگاه الهی 🔷 اصول • اصل لزوم رعایت عدالت الهی در نظام قضایی اسلام بر اساس مبانی ولایی و فقه شیعه برای حفظ حقوق مومن[1] • اصل ضرورت پایبندی به احکام شارع مقدس در تحقق عدالت اجتماعی بر اساس اندیشه شهید مطهری و مبانی دینی[2] 📣 برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید: hezbollahworldorganization.com/shop/کانون-اندیشه-کلام-ولائی/اتاق-زیر-ساخت-میز-اصالت-ها-و-اصول/اصالت-تبیین-جایگاه-عدالت-در-منظومه-فکر/ 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 16 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    ‍ انس عجیب و عمیق شهید مرتضی مطهری با کتابخوانی

    استاد هم انس خاصی با مطاله داشتند و هم تبحر خاصی در آن دارا بودند.

    برش اول:
    • در آن ایامی که شهید مطهری در مدرسه فیضیه قم ساکن بودند، شب عاشورایی به همراه دایی ام به حرم مطهر شرفیاب شدیم. وقتی ایشان را ملاقات کردیم، ما را به حجره اش دعوت کرد. شامی ساده هم بار گذاشته بودند؛ آبگوشت عدس.
    • چیزی که آن شب برایم جالب بود این بود که ایشان با اینکه دو مانع برای مطالعه داشتند؛ اما از آن صرف نظر نکردند؛ یکی حضور ما و هم حجره ای هایش که یکی برادرشان و دیگری آیت الله منتظری بودند و دیگری شب عاشورا.
    • ایشان همان طوری که کتاب دستشان بود، صفحاتی مطالعه می کردند، سپس انگشت شان را لای صفحه می گذاشتند و با ما صحبت می کردند.
    برش دوم:
    • ایشان آن قدر در مطالعه قوی بودند که در عرض چند ساعت یک کتاب دویست صفحه ای را مطالعه و فیش برداری می کردند. گاهی وقت ها که ظهرها منزل ما می آمدند، بعد از ناهار کتابی برای مطالعه می خواستند. یک بار کتابی که خودم نوشته بودم را به ایشان دادم تا هم مطالعه کنند و هم راهنمایی. ایشان در همان روز تمام کتاب را مطالعه کردند و نکاتی را هم برایم نوشتند.
    راوی: محمد محدثی و دیگران

    کتاب پاره ای از خورشید؛ گفته ها و ناگفته از زندگی شهید مطهری؛ ص ۳۸۷-۳۸۸ و کتاب مرتضی مطهری؛ نگاهی به زندگی و مبارزات استاد شهید مطهری؛ ص ۵۱.
    #سیره_شهید ✨ ‍ انس عجیب و عمیق شهید مرتضی مطهری با کتابخوانی 🔰 استاد هم انس خاصی با مطاله داشتند و هم تبحر خاصی در آن دارا بودند. 💥 برش اول: • در آن ایامی که شهید مطهری در مدرسه فیضیه قم ساکن بودند، شب عاشورایی به همراه دایی ام به حرم مطهر شرفیاب شدیم. وقتی ایشان را ملاقات کردیم، ما را به حجره اش دعوت کرد. شامی ساده هم بار گذاشته بودند؛ آبگوشت عدس. • چیزی که آن شب برایم جالب بود این بود که ایشان با اینکه دو مانع برای مطالعه داشتند؛ اما از آن صرف نظر نکردند؛ یکی حضور ما و هم حجره ای هایش که یکی برادرشان و دیگری آیت الله منتظری بودند و دیگری شب عاشورا. • ایشان همان طوری که کتاب دستشان بود، صفحاتی مطالعه می کردند، سپس انگشت شان را لای صفحه می گذاشتند و با ما صحبت می کردند. 💥 برش دوم: • ایشان آن قدر در مطالعه قوی بودند که در عرض چند ساعت یک کتاب دویست صفحه ای را مطالعه و فیش برداری می کردند. گاهی وقت ها که ظهرها منزل ما می آمدند، بعد از ناهار کتابی برای مطالعه می خواستند. یک بار کتابی که خودم نوشته بودم را به ایشان دادم تا هم مطالعه کنند و هم راهنمایی. ایشان در همان روز تمام کتاب را مطالعه کردند و نکاتی را هم برایم نوشتند. 📣 راوی: محمد محدثی و دیگران 📘 کتاب پاره ای از خورشید؛ گفته ها و ناگفته از زندگی شهید مطهری؛ ص ۳۸۷-۳۸۸ و کتاب مرتضی مطهری؛ نگاهی به زندگی و مبارزات استاد شهید مطهری؛ ص ۵۱.
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 16 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    ‍ انس عجیب و عمیق شهید مرتضی مطهری با کتابخوانی

    استاد هم انس خاصی با مطاله داشتند و هم تبحر خاصی در آن دارا بودند.

    برش اول:
    • در آن ایامی که شهید مطهری در مدرسه فیضیه قم ساکن بودند، شب عاشورایی به همراه دایی ام به حرم مطهر شرفیاب شدیم. وقتی ایشان را ملاقات کردیم، ما را به حجره اش دعوت کرد. شامی ساده هم بار گذاشته بودند؛ آبگوشت عدس.
    • چیزی که آن شب برایم جالب بود این بود که ایشان با اینکه دو مانع برای مطالعه داشتند؛ اما از آن صرف نظر نکردند؛ یکی حضور ما و هم حجره ای هایش که یکی برادرشان و دیگری آیت الله منتظری بودند و دیگری شب عاشورا.
    • ایشان همان طوری که کتاب دستشان بود، صفحاتی مطالعه می کردند، سپس انگشت شان را لای صفحه می گذاشتند و با ما صحبت می کردند.
    برش دوم:
    • ایشان آن قدر در مطالعه قوی بودند که در عرض چند ساعت یک کتاب دویست صفحه ای را مطالعه و فیش برداری می کردند. گاهی وقت ها که ظهرها منزل ما می آمدند، بعد از ناهار کتابی برای مطالعه می خواستند. یک بار کتابی که خودم نوشته بودم را به ایشان دادم تا هم مطالعه کنند و هم راهنمایی. ایشان در همان روز تمام کتاب را مطالعه کردند و نکاتی را هم برایم نوشتند.
    راوی: محمد محدثی و دیگران

    کتاب پاره ای از خورشید؛ گفته ها و ناگفته از زندگی شهید مطهری؛ ص ۳۸۷-۳۸۸ و کتاب مرتضی مطهری؛ نگاهی به زندگی و مبارزات استاد شهید مطهری؛ ص ۵۱.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ ‍ انس عجیب و عمیق شهید مرتضی مطهری با کتابخوانی 🔰 استاد هم انس خاصی با مطاله داشتند و هم تبحر خاصی در آن دارا بودند. 💥 برش اول: • در آن ایامی که شهید مطهری در مدرسه فیضیه قم ساکن بودند، شب عاشورایی به همراه دایی ام به حرم مطهر شرفیاب شدیم. وقتی ایشان را ملاقات کردیم، ما را به حجره اش دعوت کرد. شامی ساده هم بار گذاشته بودند؛ آبگوشت عدس. • چیزی که آن شب برایم جالب بود این بود که ایشان با اینکه دو مانع برای مطالعه داشتند؛ اما از آن صرف نظر نکردند؛ یکی حضور ما و هم حجره ای هایش که یکی برادرشان و دیگری آیت الله منتظری بودند و دیگری شب عاشورا. • ایشان همان طوری که کتاب دستشان بود، صفحاتی مطالعه می کردند، سپس انگشت شان را لای صفحه می گذاشتند و با ما صحبت می کردند. 💥 برش دوم: • ایشان آن قدر در مطالعه قوی بودند که در عرض چند ساعت یک کتاب دویست صفحه ای را مطالعه و فیش برداری می کردند. گاهی وقت ها که ظهرها منزل ما می آمدند، بعد از ناهار کتابی برای مطالعه می خواستند. یک بار کتابی که خودم نوشته بودم را به ایشان دادم تا هم مطالعه کنند و هم راهنمایی. ایشان در همان روز تمام کتاب را مطالعه کردند و نکاتی را هم برایم نوشتند. 📣 راوی: محمد محدثی و دیگران 📘 کتاب پاره ای از خورشید؛ گفته ها و ناگفته از زندگی شهید مطهری؛ ص ۳۸۷-۳۸۸ و کتاب مرتضی مطهری؛ نگاهی به زندگی و مبارزات استاد شهید مطهری؛ ص ۵۱. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب الله 🔰@hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 17 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    ترویج فرهنگ کتابخوانی در سیره شهید محمود شهبازی

    وقتی محمود در تهران گرم دانشگاه و فعالیت های سیاسی بود، هر وقت که از تهران به همدان می آمد، با خودش کتاب های داستان مذهبی ویژه نوجوانان را می آورد و سعی می کرد هر طور که شده بین من و کتابخوانی گرهی ایجاد کند. کتابهای شهید مطهری و استاد حکیمی را برایم می آورد.

    یادم هست در یکی از همین تابستان ها مرا با خودش به کتابخانه دبیرستان احمدیه برد و مرادر آنجا عضو کرد. وقتی هم می خواست به من کتاب بدهد، خیلی با محبت ابن کا را انجام می داد. دست به سرم می کشید و می گفت: آجی! این کتاب ها را حتما بخوان. چند روز بعد خلاصه شان را از تو خواهم پرسید.

    من هم برای اینکه روز جواب دهی سربلند باشم کتابها را خط به خط می خواندم و محورهای اصلی هم داستان را به ذهنم می سپردم. خیلی به من سفرش می کرد که قواعد صرف و نحو و ادبیات عرب را یاد بگیرم تا بتوانم روایات و متون دینی را با زبان اصلی مطالعه کنم.

    کتاب حماسه بی‌پایان؛ سرگذشت نامه شهید مهندس محمود شهبازی؛ ص ۳۱.

    #سیره_شهید ✨ ترویج فرهنگ کتابخوانی در سیره شهید محمود شهبازی 💠 وقتی محمود در تهران گرم دانشگاه و فعالیت های سیاسی بود، هر وقت که از تهران به همدان می آمد، با خودش کتاب های داستان مذهبی ویژه نوجوانان را می آورد و سعی می کرد هر طور که شده بین من و کتابخوانی گرهی ایجاد کند. کتابهای شهید مطهری و استاد حکیمی را برایم می آورد. 💥 یادم هست در یکی از همین تابستان ها مرا با خودش به کتابخانه دبیرستان احمدیه برد و مرادر آنجا عضو کرد. وقتی هم می خواست به من کتاب بدهد، خیلی با محبت ابن کا را انجام می داد. دست به سرم می کشید و می گفت: آجی! این کتاب ها را حتما بخوان. چند روز بعد خلاصه شان را از تو خواهم پرسید. 🟣 من هم برای اینکه روز جواب دهی سربلند باشم کتابها را خط به خط می خواندم و محورهای اصلی هم داستان را به ذهنم می سپردم. خیلی به من سفرش می کرد که قواعد صرف و نحو و ادبیات عرب را یاد بگیرم تا بتوانم روایات و متون دینی را با زبان اصلی مطالعه کنم. 📘 کتاب حماسه بی‌پایان؛ سرگذشت نامه شهید مهندس محمود شهبازی؛ ص ۳۱.
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 19 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    ترویج فرهنگ کتابخوانی در سیره شهید محمود شهبازی

    وقتی محمود در تهران گرم دانشگاه و فعالیت های سیاسی بود، هر وقت که از تهران به همدان می آمد، با خودش کتاب های داستان مذهبی ویژه نوجوانان را می آورد و سعی می کرد هر طور که شده بین من و کتابخوانی گرهی ایجاد کند. کتابهای شهید مطهری و استاد حکیمی را برایم می آورد.

    یادم هست در یکی از همین تابستان ها مرا با خودش به کتابخانه دبیرستان احمدیه برد و مرادر آنجا عضو کرد. وقتی هم می خواست به من کتاب بدهد، خیلی با محبت ابن کا را انجام می داد. دست به سرم می کشید و می گفت: آجی! این کتاب ها را حتما بخوان. چند روز بعد خلاصه شان را از تو خواهم پرسید.

    من هم برای اینکه روز جواب دهی سربلند باشم کتابها را خط به خط می خواندم و محورهای اصلی هم داستان را به ذهنم می سپردم. خیلی به من سفرش می کرد که قواعد صرف و نحو و ادبیات عرب را یاد بگیرم تا بتوانم روایات و متون دینی را با زبان اصلی مطالعه کنم.

    کتاب حماسه بی‌پایان؛ سرگذشت نامه شهید مهندس محمود شهبازی؛ ص ۳۱.

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله

    @hezbolah_121
    #سیره_شهید ✨ ترویج فرهنگ کتابخوانی در سیره شهید محمود شهبازی 💠 وقتی محمود در تهران گرم دانشگاه و فعالیت های سیاسی بود، هر وقت که از تهران به همدان می آمد، با خودش کتاب های داستان مذهبی ویژه نوجوانان را می آورد و سعی می کرد هر طور که شده بین من و کتابخوانی گرهی ایجاد کند. کتابهای شهید مطهری و استاد حکیمی را برایم می آورد. 💥 یادم هست در یکی از همین تابستان ها مرا با خودش به کتابخانه دبیرستان احمدیه برد و مرادر آنجا عضو کرد. وقتی هم می خواست به من کتاب بدهد، خیلی با محبت ابن کا را انجام می داد. دست به سرم می کشید و می گفت: آجی! این کتاب ها را حتما بخوان. چند روز بعد خلاصه شان را از تو خواهم پرسید. 🟣 من هم برای اینکه روز جواب دهی سربلند باشم کتابها را خط به خط می خواندم و محورهای اصلی هم داستان را به ذهنم می سپردم. خیلی به من سفرش می کرد که قواعد صرف و نحو و ادبیات عرب را یاد بگیرم تا بتوانم روایات و متون دینی را با زبان اصلی مطالعه کنم. 📘 کتاب حماسه بی‌پایان؛ سرگذشت نامه شهید مهندس محمود شهبازی؛ ص ۳۱. 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰 @hezbolah_121
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 26 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • یکی از فعالان حوزه #زنان پرسیده است: مگر خانم‌ها الان ترک موتور نمی‌نشینند؟ چطور #ترک_موتور نشستن زنان نه اشکال #شرعی و نه اشکال #قانونی دارد اما اگر این خانم #فرمان را در دست بگیرد یا به عبارتی آن آقایی که جلوی او نشسته بود، دیگر نباشد و خودش تنهایی بنشیند اشکال شرعی و قانونی پیدا می‌کند؟
    وی با تاکید بر اینکه در جامعه ما عرفاً ترک موتور نشستن نه اشکال شرعی و نه عرفی و نه قانونی دارد، تاکید کرد: وقتی ترک موتور نشستن زن این اشکالات را ندارد، پس اصلا معنی ندارد که اگر زن به تنهایی سوار موتور یا دوچرخه شود به او بگویند بر خلاف قانون است و باید برایش قانون وضع کنند.
    وی با اشاره به یادداشتی از شهید مطهری در خصوص #رانندگی_زنان، توضیح داد: دیدهای واپس‌گرایی به اسم #اسلام داریم که این دیدها #عقل را تعطیل می‌کند. پیش از #انقلاب پاسخی از شهید مطهری به یک نامه دیدم. نمی‌دانم سوالی که از ایشان پرسیده شده بود دقیقا چه بود اما از متن پاسخ اینطور به نظر می‌رسید که سوال در باره رانندگی زنان بود. ایشان پاسخ داده بودند "آیا نشستن زن بر روی صندلی جلو یا عقب #ماشین فرقی می‌کند؟" که به شهید مطهری گفته بودند "خیر" و شهید مطهری مجددا پرسیده بود: "آیا اگر زن جلو بنشیند، بین صندلی‌ که فرمان ندارد با صندلی که زیر پایش پدال و جلوی آن فرمان است فرقی می‌کند؟" که به شهید مطهری پاسخ داده بودند خیر. و نهایتا شهید مطهری #استدلال کرده بود که نمی‌توان بر مبنای شرع گفت که زن نباید رانندگی کند.

    نقدونظر

    واقعیت فنی/میدانی یا
    قیاس/استدلال واهی؟

    کسی که با یکی پنداشتن #موتور_سواری و #رانندگی_ماشین و تمسک به استدلال #شهید_مطهری در مسئله #رانندگی خودرو، #مشروعیت از طریق #عقلانیت را برای مجوز رسمی دادن به موتورسواری زنان را توجیه/تجویز می‌کند! احتمالاً متوجه نیست که موتورسواری با رانندگی/خلبانی/ترک موتور نشستن و حتی #دوچرخه_سواری کاملاً متفاوت است و کسی که این تفاوت را درک نکند، باید در عقلانیت خود شک بکند.

    اما کسی که در ذیل آن مقاله (https://www.hamshahrionline.ir/news/718812/ کامنت گذاشته که؛ «به نظرم موتور سنگین‌وزن نباید بدهند دست خانم‌ها. جسارت نمی‌کنم ولی سیستم بدن و پاهای خانم‌ها کمی ضعیف و کم‌تواناتر از آقایان است که باعث میشه موتور را خوب کنترل نکنند یا عکس‌العمل مناسبی نتوانند در خیابان‌های پر تردد از خود نشان دهند. موتورهای سبک و اسکوتری به نظرم مناسب‌تر است.»

    اشاره این شخص به یک مسئله #آناتومی واقعی است که توجه دقیق فنی/پزشکی بدان، مسئله #خطر_آفرینی قضیه را برجسته می‌کند.

    در رانندگی ماشین/خلبانی/ترک‌نشینی موتور و امثالهم، آناتومی خاص زنان و نیز #نیروی_عضلانی کافی آن‌ها، نقش درجه اول و تعیین‌کنندگی چندانی ندارد و حال آنکه در موتورسواری این مسئله کاملاً جدی است.
    و البته جواب دادن به این سؤال فنی که آیا قدرت/انعطاف بدنی زنان، حریف مهارسازی موتور در حالت‌های مختلف بویژه در مانورهای سرعت/شتاب، کفایت می‌کند؟ نه بر عهده #فقیه مبیّن #شریعت است نه بر عهده #حقوقدان مفسر #قوانین است و نه حتی بر عهده #خبرنگار مشرف بر #زوایای_عرفی داخلی/خارجی #جامعه_بشری و بلکه بر عهده #پزشک حاذقی است که #توان_جسمانی و نیز #تسلط_هیجانی بویژه در دوران #بارداری و حتی #قاعدگی زنان را مورد ارزیابی علمی و آزمایشگاهی قرار بدهد و آنگاه محق باشد که بصورت محدود/مشروط مجوز رسمی صادر نماید.

    بنابراین استدلال بر این که شرع/قانون/عرف، منعی برای موتورسواری زنان ندارد، لازمست ولیکن کافی نیست و بلکه جنبه فنی/علمی/پزشکی/روانشناسی مطلب، موضوعیت حاکمیتی دارد و تفاوت‌های جسمانی/عضلانی/روانی/هیجانی زنان و مردان در این مسئله، آن‌چنان تأثیرگذار/تعیین‌کننده است که مطلب را غیرقابل اغماض کرده است.

    و لذا اشخاصی که در تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی نوشته‌اند: «صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای "مردان" برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است» و برای "زنان" را مسکوت نهاده‌اند، عاقل‌تر/عالم‌تر بوده‌اند.
    و اما اینکه گواهینامه رانندگی موتورسیکلت مورد نیاز زنان را چه مرجعی باید صادر نماید، قاعدتاً خارج از مأموریت #فراجا است و #وزارت_بهداشت هم حتماً باید دخیل باشد تا بتواند «میزان توان بدنی و بی‌ثباتی هیجانی» بویژه در مدت بارداری/قاعدگی زنان را بصورت علمی، بسنجد و متناسب با بی‌خطر بودن #رانندگی_موتور برای راننده و نیز اطرافیان دور و نزدیک او اقدام به صدور مجوز نماید. در غیر این‌صورت تداعی حکایت سپردن تیغ بران به زنگی مست خواهد بود! که هیچ‌گونه وجاهت عرفی/عقلی/شرعی/قانونی ندارد.

    حال باید دید که آیا در مجوز صادره از سوی دولت ناترازی‌ها برای موتورسواری زنان (که در بوق و کرنا کرده‌اند!)، به این مسئله حیاتی، توجهی شده است؟!
    یا اینکه طبق معمول...

    کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله

    @hezbolah_121
    یکی از فعالان حوزه #زنان پرسیده است: مگر خانم‌ها الان ترک موتور نمی‌نشینند؟ چطور #ترک_موتور نشستن زنان نه اشکال #شرعی و نه اشکال #قانونی دارد اما اگر این خانم #فرمان را در دست بگیرد یا به عبارتی آن آقایی که جلوی او نشسته بود، دیگر نباشد و خودش تنهایی بنشیند اشکال شرعی و قانونی پیدا می‌کند؟ وی با تاکید بر اینکه در جامعه ما عرفاً ترک موتور نشستن نه اشکال شرعی و نه عرفی و نه قانونی دارد، تاکید کرد: وقتی ترک موتور نشستن زن این اشکالات را ندارد، پس اصلا معنی ندارد که اگر زن به تنهایی سوار موتور یا دوچرخه شود به او بگویند بر خلاف قانون است و باید برایش قانون وضع کنند. وی با اشاره به یادداشتی از شهید مطهری در خصوص #رانندگی_زنان، توضیح داد: دیدهای واپس‌گرایی به اسم #اسلام داریم که این دیدها #عقل را تعطیل می‌کند. پیش از #انقلاب پاسخی از شهید مطهری به یک نامه دیدم. نمی‌دانم سوالی که از ایشان پرسیده شده بود دقیقا چه بود اما از متن پاسخ اینطور به نظر می‌رسید که سوال در باره رانندگی زنان بود. ایشان پاسخ داده بودند "آیا نشستن زن بر روی صندلی جلو یا عقب #ماشین فرقی می‌کند؟" که به شهید مطهری گفته بودند "خیر" و شهید مطهری مجددا پرسیده بود: "آیا اگر زن جلو بنشیند، بین صندلی‌ که فرمان ندارد با صندلی که زیر پایش پدال و جلوی آن فرمان است فرقی می‌کند؟" که به شهید مطهری پاسخ داده بودند خیر. و نهایتا شهید مطهری #استدلال کرده بود که نمی‌توان بر مبنای شرع گفت که زن نباید رانندگی کند. 🔻نقدونظر واقعیت فنی/میدانی یا قیاس/استدلال واهی؟ 👌کسی که با یکی پنداشتن #موتور_سواری و #رانندگی_ماشین و تمسک به استدلال #شهید_مطهری در مسئله #رانندگی خودرو، #مشروعیت از طریق #عقلانیت را برای مجوز رسمی دادن به موتورسواری زنان را توجیه/تجویز می‌کند! احتمالاً متوجه نیست که موتورسواری با رانندگی/خلبانی/ترک موتور نشستن و حتی #دوچرخه_سواری کاملاً متفاوت است و کسی که این تفاوت را درک نکند، باید در عقلانیت خود شک بکند. اما کسی که در ذیل 👈آن مقاله (https://www.hamshahrionline.ir/news/718812/)👉 کامنت گذاشته که؛ «به نظرم موتور سنگین‌وزن نباید بدهند دست خانم‌ها. جسارت نمی‌کنم ولی سیستم بدن و پاهای خانم‌ها کمی ضعیف و کم‌تواناتر از آقایان است که باعث میشه موتور را خوب کنترل نکنند یا عکس‌العمل مناسبی نتوانند در خیابان‌های پر تردد از خود نشان دهند. موتورهای سبک و اسکوتری به نظرم مناسب‌تر است.» اشاره این شخص به یک مسئله #آناتومی واقعی است که توجه دقیق فنی/پزشکی بدان، مسئله #خطر_آفرینی قضیه را برجسته می‌کند. 👌در رانندگی ماشین/خلبانی/ترک‌نشینی موتور و امثالهم، آناتومی خاص زنان و نیز #نیروی_عضلانی کافی آن‌ها، نقش درجه اول و تعیین‌کنندگی چندانی ندارد و حال آنکه در موتورسواری این مسئله کاملاً جدی است. و البته جواب دادن به این سؤال فنی که آیا قدرت/انعطاف بدنی زنان، حریف مهارسازی موتور در حالت‌های مختلف بویژه در مانورهای سرعت/شتاب، کفایت می‌کند؟ نه بر عهده #فقیه مبیّن #شریعت است نه بر عهده #حقوقدان مفسر #قوانین است و نه حتی بر عهده #خبرنگار مشرف بر #زوایای_عرفی داخلی/خارجی #جامعه_بشری و بلکه بر عهده #پزشک حاذقی است که #توان_جسمانی و نیز #تسلط_هیجانی بویژه در دوران #بارداری و حتی #قاعدگی زنان را مورد ارزیابی علمی و آزمایشگاهی قرار بدهد و آنگاه محق باشد که بصورت محدود/مشروط مجوز رسمی صادر نماید. بنابراین استدلال بر این که شرع/قانون/عرف، منعی برای موتورسواری زنان ندارد، لازمست ولیکن کافی نیست و بلکه جنبه فنی/علمی/پزشکی/روانشناسی مطلب، موضوعیت حاکمیتی دارد و تفاوت‌های جسمانی/عضلانی/روانی/هیجانی زنان و مردان در این مسئله، آن‌چنان تأثیرگذار/تعیین‌کننده است که مطلب را غیرقابل اغماض کرده است. و لذا اشخاصی که در تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی نوشته‌اند: «صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای "مردان" برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است» و برای "زنان" را مسکوت نهاده‌اند، عاقل‌تر/عالم‌تر بوده‌اند. و اما اینکه گواهینامه رانندگی موتورسیکلت مورد نیاز زنان را چه مرجعی باید صادر نماید، قاعدتاً خارج از مأموریت #فراجا است و #وزارت_بهداشت هم حتماً باید دخیل باشد تا بتواند «میزان توان بدنی و بی‌ثباتی هیجانی» بویژه در مدت بارداری/قاعدگی زنان را بصورت علمی، بسنجد و متناسب با بی‌خطر بودن #رانندگی_موتور برای راننده و نیز اطرافیان دور و نزدیک او اقدام به صدور مجوز نماید. در غیر این‌صورت تداعی حکایت سپردن تیغ بران به زنگی مست خواهد بود! که هیچ‌گونه وجاهت عرفی/عقلی/شرعی/قانونی ندارد. ⁉️حال باید دید که آیا در مجوز صادره از سوی دولت ناترازی‌ها برای موتورسواری زنان (که در بوق و کرنا کرده‌اند!)، به این مسئله حیاتی، توجهی شده است؟! یا اینکه طبق معمول... 📢 کانال رسمی سازمان جهانی حزب‌الله 🔰@hezbolah_121
    WWW.HAMSHAHRIONLINE.IR
    موتورسواری برای زنان آزاد می‌شود؟ | دوچرخه‌سواری و موتورسواری زنان فاقد وصف مجرمانه است
    کارشناسان حقوقی در همان زمان که قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی تصویب شد، ماده ۲۰ آن را مغایر با رعایت حقوق شهروندان زن می‌دانستند.
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 1ک بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • کمیته‌ای برای حفظ تاریخ


     «یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱)
    آن‌چه خواندید بخشی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره می‌کند.
     
     پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی به‌منظور سازمان‌دهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانش‌منفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانش‌منفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
     
     از شهادت حاج‌آقا مصطفی تا اوج‌گیری نهضت
    شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام‌جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نه‌تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقب‌نشینی شد، اما آن‌چه مردم می‌طلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید.

    با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من به‌زودی نزد شما برمی‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم». [...]
     
     شکل‌گیری هسته مرکزی
    هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم.

    هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر می‌شد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم؛ تا این‌که با هم‌فکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند:
    ۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند.
    ۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
    ۳. شهید بزرگوار فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز.
    ۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران.
    ۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی.
    ۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما.
    ۷. آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران.
    ۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار.
    ۹. این‌جانب (علی دانش‌منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان.
    هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. [...]
     
     کمیته نهایی
    لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت.

    بنابراین، در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد.

    به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت:
    ۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد.
    ۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد.
    ۳. نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.
     
     مدرسه رفاه
    با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم‌چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آقای هاشمی‌رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به‌صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت.

    [...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.

     آغاز فعالیت رسمی
    در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که به‌زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد.

    ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریف‌فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازمان‌دهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.
     
     وظایف و ساختار
    مهم‌ترین وظایفی که به عهده این‌جانب قرار داشت، عبارت بودند از:
    ۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و سامان‌دهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود.
    ۲. برنامه‌ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته‌شده انقلاب.
    ۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود.
    ۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینی‌بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.
      
    برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و به‌صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد.

    واحدهای هشت‌گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی به‌صورت واحدهای اصلی‌تر و دو واحد دیگر به‌صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...]

    بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه‌چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود.

    [...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند.

    مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخ‌گوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به‌سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود.

    به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما ده‌ها تلفن به‌صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. به‌تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به‌عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود.

    در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به‌عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به‌طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.
     
     کمیسیون‌ها
    در کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. به‌طور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته‌شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...]

    همچنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات فعالیت می‌کردند.(۹)

    برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته‌شده‌ای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط این‌جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]
     
     امنیت مسیر حرکت امام
    از جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی به‌عنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیق‌دوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...]

    در مورد محافظان نیز قرار شد عده‌ای موتورسوار مسلح به‌عنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد.

    نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروه‌های مسلح بحث شد. گروه‌های مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر و ... .

    در میان این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق قوی‌ترین و باسابقه‌ترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیق‌دوست مأمور شدیم. با این‌که هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌های مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم.

    نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فی‌مابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروه‌های مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروه‌های چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.

     تدارک مراسم بهشت زهرا
    مسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) به‌عنوان دو روحانی دانشگاهی برای هم‌نشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند.

    با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.


     

    (۱ بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران:‌ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۵۳

    (۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آن‌ها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکت‌هایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربه‌هایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علی‌محمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵).

    (۳شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجت‌الاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیت‌هایی هم‌چون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایت‌کاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶).

    (۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوق‌لیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمن‌های اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن این‌که در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه می‌داد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوج‌گیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سه‌نفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیت‌های سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت می‌گیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، هم‌خوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹).

    (۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح می‌باشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروه‌های مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و هم‌زمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به‌عنوان نایب‌رئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمت‌های دیگر وی می‌توان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شماره‌های بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱)

    (۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیان‌گذاران یک گروه مخفی با خط‌مشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کناره‌گیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و دکترای روان‌پزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸)

    (۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه.

    (۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر.

    (۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر.

    (۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر.

    (۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز به‌محض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیق‌دوست، به کوشش داود قاسم‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳).

    (۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علی‌اصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار می‌رفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبه‌های قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار می‌رفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶).



    منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62480

    #ديگران__گزارش
    📰 کمیته‌ای برای حفظ تاریخ  «یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم»(۱) آن‌چه خواندید بخشی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از روز ورود امام خمینی است. «تورق» گزارش بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه نزدیک شدن به ایام دهه فجر انقلاب اسلامی به ماجرای تشکیل کمیته استقبال از امام اشاره می‌کند.    پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی به‌منظور سازمان‌دهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد. فردی که صدور کارت را بر عهده داشت، علی دانش‌منفرد بود. روایت تشکیل کمیته استقبال و حواشی آن در صفحات ۶۵ تا ۸۰ از کتاب «خاطرات علی دانش‌منفرد» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به قلم رضا بسطامی و توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.    از شهادت حاج‌آقا مصطفی تا اوج‌گیری نهضت شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی سرآغاز یک روند جدید در مبارزات مردم ایران بود که رژیم را در حالتی انتقام‌جویانه وادار به چاپ مقاله توهین‌آمیز در روزنامه اطلاعات، علیه حضرت امام کرد.(۲) این مقاله نه‌تنها موجب جدایی مردم از رهبرشان نشد، بلکه فاصله میان رژیم و ملّت را بیشتر کرد. سرانجام با تظاهرات زنجیره‌ای در سراسر ایران [...]، رژیم مجبور به عقب‌نشینی شد، اما آن‌چه مردم می‌طلبیدند، تغییر حاکمیت و رژیم بود که با خروج شاه از ایران به مرز تحقق رسید. با خروج شاه، اوج و شور نهضت بیش از پیش شد [...] و نتیجه آن شد که بلافاصله پس از فرار شاه در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۷، امام خمینی به ملّت اعلام کردند: «من به‌زودی نزد شما برمی‌گردم تا در کنار شما مبارزه کنم. اگر کشته شدم به سعادت شهادت نائل می‌شوم و اگر هم پیروز شدیم، با هم به راهمان ادامه می‌دهیم». [...]    شکل‌گیری هسته مرکزی هنگامی که خبر بازگشت امام مطرح شد، من هم در جریان تشکیل هسته مرکزی کمیته استقبال قرار گرفتم و عضو ستاد مرکزی کمیته شدم. هرچه زمان آمدن حضرت امام به ایران نزدیک‌تر می‌شد، شور و هیجان عمومی برای استقبال تاریخی از امام بیشتر می‌شد و به تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام نزدیک‌تر می‌شدیم؛ تا این‌که با هم‌فکری و نظر شورای انقلاب و روحانیت مبارز و نظر مشورتی با حضرت امام، قرار شد کمیته استقبال از ایشان زیر نظر شورای انقلاب و با نظر شهیدان بهشتی، باهنر و استاد شهید مطهری و شرکت نمایندگان تشکل‌های وفادار به امام و انقلاب تشکیل شود و طی جلسه‌ای قرار شد افراد مشروحه زیر، ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام را تشکیل دهند: ۱. شهید بزرگوار مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال که عضو و رابط با شورای انقلاب نیز بودند. ۲. شهید بزرگوار دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز. ۳. شهید بزرگوار فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی(۳)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط روحانیت مبارز. ۴. آقای هاشم صباغیان(۴)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط نهضت آزادی ایران. ۵. آقای اسدالله بادامچیان(۵)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی. ۶. آقای دکتر کاظم سامی(۶)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو جاما. ۷. آقای شاه‌حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط جبهه ملی ایران. ۸. آقای تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با بازار. ۹. این‌جانب (علی دانش‌منفرد)، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و عضو و رابط انجمن اسلامی معلمان. هر یک از افراد فوق، به علت خاص و مرتبط با مسئولیت‌های ویژه انتخاب گردیدند. [...]    کمیته نهایی لازم به یادآوری است که پیشنهاد شد شهید رجایی در کمیته استقبال از حضرت امام عضو و مسئولیت داشته باشند که ایشان اظهار داشت حضور بنده به علت مسئولیت در مدرسه رفاه و شناخت نیروها در ستاد، مفیدتر است و این پیشنهاد مورد تأیید جمع قرار گرفت. بنابراین، در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از حضرت امام شکل گرفت. اولین و مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست مشخص می‌گردید، مکان و جایگاه کمیته استقبال بود تا هم برای آمدن امام و استقرار در آن آماده می‌شد و هم کمیته استقبال فعالیت‌های خود را در آن آغاز می‌کرد. به همین دلیل، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام در پاریس تماس گرفته شد تا نظر ایشان برای تعیین مکان کمیته استقبال مشخص گردد. پاسخ و مشخصاتی که حاج احمد آقا از قول امام برای تعیین محل اقامت امام و کمیته استقبال ارائه دادند، بر محورهای زیر قرار داشت: ۱. مکان استقرار امام (کمیته استقبال) در یکی از نقاط مردمی تهران واقع باشد و در محلات شمال شهر یا دور از مرکز تهران نباشد. ۲. این مکان متعلق به شخص خاصی نبوده و جنبه عمومی و مردمی داشته باشد. ۳. نوع فعالیت‌هایی که در این مرکز وجود دارد، با اهداف نهضت اسلامی نزدیکی داشته باشد.    مدرسه رفاه با توجه به معیارهایی که از سوی حضرت امام ارائه گردید، چندین مرکز به ایشان پیشنهاد شد و در نهایت حضرت امام، مدرسه رفاه را برای محل اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس برگزیدند؛ چراکه اولاً مدرسه رفاه در خیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که در قلب تهران و یکی از بهترین محلات بود. ثانیاً این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و توسط جمعی از نیروهای متدین و آگاه و مبارز، هم‌چون شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، شهید رجایی و شخصیت‌هایی چون آقای هاشمی‌رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به‌صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آمده بود. ثالثاً فعالیت‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت، فعالیت‌های تربیتی، اسلامی و بستری برای نهضت بزرگ اسلامی به رهبری امام قرار داشت. [...] بلافاصله پس از انتخاب مدرسه رفاه برای استقرار حضرت امام، کمیته استقبال فعالیت عملی خود را آغاز نمود؛ گرچه این کمیته برای استقبال از امام مطرح بود، اما در اصل، کانون انقلاب بزرگ اسلامی بود.  آغاز فعالیت رسمی در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷، مدرسه رفاه تعطیل و به کمیته استقبال از حضرت امام تبدیل گشت. [...] امام اعلام کرده بودند که به‌زودی به ایران می‌آیند و رژیم درمانده پهلوی با بستن فرودگاه و اجرای حکومت نظامی و بازداشت و کشتار و تهدید، به تلاش‌های مذبوحانه خود ادامه می‌داد. ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام وظیفه داشت تا مقدمات تشریف‌فرمایی امام و جایگاه استقرار امام و ارتباط این مرکز با مردم را سازمان‌دهی کند؛ به همین خاطر، در اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ ساعت ۵ صبح در مدرسه حضور یافتیم و اولین جلسه کمیته استقبال از حضرت امام تشکیل شد.    وظایف و ساختار مهم‌ترین وظایفی که به عهده این‌جانب قرار داشت، عبارت بودند از: ۱. تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و سامان‌دهی نیروهای صددرصد مطمئن در مسئولیت‌های مختلفی که در تشکیلات کمیته استقبال از امام تعریف شده بود. ۲. برنامه‌ریزی برای اجرای اهداف کمیته استقبال با کمک نیروهای اصیل و شناخته‌شده انقلاب. ۳. ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و امکان ایجاد خطرات و نفوذ عوامل دشمن بسیار زیاد بود. ۴. تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو خصوصاً مینی‌بوس برای کارهای تبلیغاتی و بی‌سیم.    برای تحقق بخشیدن به اهداف چهارگانه فوق، بلافاصله سازمان کمیته استقبال را طراحی و پس از تأیید ستاد مرکزی، آن را عملی ساختم.(۷) [...] این سازمان در تاریخ ۱۳۵۷/۱۱/۱ در مدرسه رفاه طراحی و به‌صورت ستاد مرکزی کمیته استقبال در رأس و ده زیرمجموعه آن تعریف شد. واحدهای هشت‌گانه تبلیغات، انتظامات، تدارکات (مالی و بلندگو)، برنامه‌ریزی و تشریفات، برنامه‌ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درِ ورودی به‌صورت واحدهای اصلی‌تر و دو واحد دیگر به‌صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید. [...] بلافاصله کارهای اولیه و مقدمات اجرایی انجام پذیرفت و با آمدن قطعی حضرت امام از پاریس به تهران، نهضت بزرگ اسلامی پرخروش‌تر و ارکان نظام شاهنشاهی لرزان‌تر می‌شد و همه‌چیز آماده بود تا یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های جهان، در شکلی بی‌نظیر و بی‌بدیل محقق شود. [...] علمای بزرگ شهرها به تهران آمده بودند تا رهبر انقلاب را یاری دهند. همه سیاسیون هر روز به مدرسه رفاه می‌آمدند تا هم با این مرکز ارتباط داشته باشند و هم سرنوشت نهضت بزرگ اسلامی را جویا شوند. مجبور بودیم امکانات کمیته استقبال از حضرت امام (مدرسه رفاه) را بیشتر کنیم؛ چراکه دو خط تلفن مدرسه پاسخ‌گوی ارتباطات وسیع مردمی نبود. همچنین در مدرسه سیستم‌های ارتباطی با جهان را ایجاد کردیم، چون سیل خبرنگاران داخلی و خارجی به‌سوی کمیته استقبال برای مخابره خبر روان بود. به همین خاطر از مردم کمک گرفتیم و با تقاضای ما ده‌ها تلفن به‌صورت رایگان در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و بلافاصله شرکت مخابرات، سیستم‌های لازم ارتباطی را در مدرسه مستقر ساخت. به‌تدریج کلیه ماشین‌های برق منطقه‌ای تهران در اختیار کمیته استقبال قرار گرفت و ظرف چند روز، کمیته استقبال به‌عنوان مرکز اجرایی و فرماندهی انقلاب اسلامی انجام وظیفه نمود. در این مرحله از نهضت، شورای انقلاب به‌عنوان اولین نهاد انقلابی و سپس کمیته استقبال از حضرت امام در رابطه با شورای انقلاب، دومین نهاد انقلابی و از نظر اجرایی، اولین نهاد اجرایی در کشور کار خود را آغاز نمودند. این دو نهاد به‌طور مرتب با امام در ارتباط بودند و فرامین و دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کردند.    کمیسیون‌ها در کنار واحدهای سازمانی که قبلاً اشاره شد، واحدهای دیگری به فوریت در کمیته استقبال به وجود آمد. به‌طور مثال، کمیسیون پزشکی یکی از شاخه‌هایی بود که با همت آقای دکتر حسین عالی و دکتر اسدی لاری و با همکاری جمعی از دکترهای شناخته‌شده و متدین و مؤمن به وجود آمد.(۸) [...] همچنین کمیسیون‌های مطبوعات و انتشارات، کمیسیون مخبرین، کمیسیون شعار و سرود و پلاکارد و کمیسیون رادیو و تلویزیون نیز در زمینه‌های تبلیغات فعالیت می‌کردند.(۹) برای واحدهای تدارکات برقی، گروه صوت و تصویر، گروه برق (در سه شیفت)، گروه تلکس (در سه شیفت) و گروه تأسیسات، افراد شناخته‌شده‌ای معرفی شدند و پس از بررسی و صدور کارت توسط این‌جانب، کار خود را در محل کمیته استقبال از حضرت امام ادامه دادند.(۱۰) [...]    امنیت مسیر حرکت امام از جمله موضوعاتی که در هنگام حرکت امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا مطرح بود، تهیه ماشین ضدگلوله و قرار دادن افرادی به‌عنوان محافظ برای رهبر کبیر انقلاب بود که در مورد تدارک ماشین، آقای محسن رفیق‌دوست مسئول تهیه آن شد.(۱۱) [...] در مورد محافظان نیز قرار شد عده‌ای موتورسوار مسلح به‌عنوان محافظ در پشت ماشین امام حرکت کنند. افراد انتظامات مردمی نیز در دو لایه و سه لایه در مسیر حرکت امام صف بکشند و این انتظامات تا بهشت زهرا ادامه داشته باشد. نکته مهم این بود که از چه گروه و سازمانی نیروهای مسلح انتخاب شوند. از همین رو، در کمیته استقبال در مورد ماهیت گروه‌های مسلح بحث شد. گروه‌های مورد نظر عبارت بودند از: سازمان مجاهدین خلق، گروه توحیدی صف، منصورون، حزب‌الله، ابوذر و ... . در میان این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق قوی‌ترین و باسابقه‌ترین گروه بود. به همین خاطر قرار شد کمیته جوانب را بررسی کند که برای این کار، من و آقای محسن رفیق‌دوست مأمور شدیم. با این‌که هر دو نفر شناخت دقیق از سازمان داشتیم [...]، اما با این همه سوابق، پیشاپیش قضاوت نکرده و چون هدف، وحدت تمام نیروهای انقلاب بود، خود را موظف به رعایت اصول وحدت دانسته و قرار شد با همه گروه‌های مسلح مورد نظر در این باره مذاکره کنیم. نمایندگان سازمان مجاهدین در مذاکرات فی‌مابین، درخواست ۱۵ اسلحه کمری و ۱۵ موتور مجهز کردند، در حالی که آن سازمان از لحاظ امکانات نظامی مجهزتر از دیگر گروه‌های مسلح بود. برخلاف سازمان مجاهدین، گروه‌های چریکی دیگر صادقانه برخورد کردند و حتی تهیه برخی تجهیزات را خودشان بر عهده گرفتند و تنها کمبود وسایل را از کمیته درخواست کردند. از همین رو تصمیم گرفته شد سازمان مجاهدین از حفاظت امام کنار گذاشته شود و از ۷ سازمانی که بعدها پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شدند، در این مورد استفاده شود.  تدارک مراسم بهشت زهرا مسئله دیگری که در کمیته مورد بحث واقع شد، تعیین خواننده بیانیه پیش از سخنرانی امام خمینی بود. تصمیم بر این بود که این امر بر عهده یکی از افراد خانواده شهدا باشد. [...] سرانجام شهیدان مفتح و دانش آشتیانی (اخوی بنده و پدر شهید محبوبه دانش) به‌عنوان دو روحانی دانشگاهی برای هم‌نشینی در کنار امام در بهشت زهرا برگزیده شدند. با ورود امام خمینی به خاک وطن، مأموریت کمیته استقبال پایان نپذیرفت، بلکه با استقرار رهبر کبیر انقلاب در مدرسه رفاه و حتی پس از انتقال ایشان به مدرسه علوی(۱۲)، برخی وظایف ستاد رهبری انقلاب بر عهده کمیته استقبال و ستاد اجرایی آن قرار گرفت.   (۱ بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران:‌ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۵۳ (۲ در پی شهادت آقا مصطفی، مجالس متعددی تا چهلم شهادت ایشان برگزار شد؛ به حدی که رژیم شاه نتوانست آن‌ها را تحمل کند و در نهایت اقدام به چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام خمینی در روزنامه اطلاعات، مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۷، کرد. این مقاله با امضای مستعار «رشیدی مطلق» از دفتر شاه به روزنامه اطلاعات فرستاده شده بود و در آن به مقایسه «ارتجاع سرخ» و «ارتجاع سیاه» پرداخته و در واقع حرکت‌هایی را که در مجالس ترحیم صورت گرفته بود، محکوم کرده بود. رژیم شاه با چاپ این مقاله قصد داشت ضربه‌هایی را که در مجالس ترحیم خورده بود، جبران کند. (عبور از شط شب، خاطرات علی‌محمد بشارتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، بهار ۱۳۸۳، ص ۱۳۵). (۳شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی، در سال ۱۳۰۹، در محلات متولد گردید و تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، رهسپار حوزه علمیه قم شد و از محضر علمای بزرگ کسب فیض نمود. حجت‌الاسلام محلاتی در سال ۱۳۲۶ مبارزه خویش را همراه با شهید نواب صفوی و فداییان اسلام آغاز کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسئولیت‌هایی هم‌چون نمایندگی امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه کرد و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۱۲/۱ توسط جنایت‌کاران رژیم صهیونیستی عراق به شهادت رسید. (خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۶). (۴ هاشم صباغیان فرزند تقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاه خود آغاز نمود. وی تحصیلات عالی خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان تا مقطع فوق‌لیسانس ادامه داد و در سازمان مسکن مشغول به کار شد. وی در بنا کردن مسجد قبا و نیز بنیان نهادن انجمن‌های اسلامی مهندسان نقش بسزایی داشت. ضمن این‌که در جنبش مقاومت ملی نیز به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه می‌داد و در این راستا چهار بار دستگیر گردید. در جریان اوج‌گیری انقلاب، از طرف حضرت امام در هیأت تخمین عرضه داخلی نفت عضویت داشت و پس از انقلاب، عضو هیأت سه‌نفره مذاکره با شورشیان کردستان بود. با تشکیل دولت موقت، به سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب منصوب شد و پس از اندکی، به سمت وزیر کشور دولت بازرگان منصوب گردید. از وی تألیفاتی در زمینه راه و ساختمان و نیز مقالات متعددی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منتشر شده است. فعالیت‌های سیاسی وی در قالب نهضت آزادی ایران صورت می‌گیرد که پس از استعفای دولت موقت بازرگان، هم‌خوانی چندانی با انقلاب اسلامی ندارد. (روزشمار انقلاب اسلامی، ج ۲، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۶۹). (۵ اسدالله بادامچیان در سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. آشنایی وی با علوم حوزوی در حد سطح می‌باشد. وی در دانشگاه در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و مبارزات خود را از طریق همکاری با فداییان اسلام و گروه شیعیان آغاز نمود. وی در ارتباط با مؤتلفه اسلامی و گروه‌های مخفی اسلامی، سه بار دستگیر و زندانی شد. در جریان راه‌پیمایی‌های تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ نقش داشت. پس از انقلاب اسلامی، در سمت مدیریت تبلیغاتی حزب جمهوری اسلامی مشغول شد و هم‌زمان از سوی مردم تهران به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به‌عنوان نایب‌رئیس و مخبر کمیسیون اقتصاد و دارایی مشغول به کار شد. از جمله سمت‌های دیگر وی می‌توان به معاونت سیاسی قوه قضائیه و مشاورت امور اجتماعی و فرهنگی ریاست سازمان تربیت بدنی اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات اسدالله بادامچیان، شماره‌های بازیابی ۱۱۳۹۸ و ۱۳۹۷/۱) (۶ دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۴ در مشهد متولد شد. وی از اعضای حزب مردم ایران بود و در اولین کنگره جبهه ملی ایران که در تاریخ ۱۳۴۱/۱۰/۴ تشکیل شد، حضور داشت. ایشان بعدها به نهضت آزادی ایران پیوست و به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. سامی یکی از بنیان‌گذاران یک گروه مخفی با خط‌مشی مسلحانه در سال ۱۳۴۳ به نام جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران (جاما) بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت مرحوم بازرگان به سمت وزیر بازرگانی منصوب شد؛ اما پس از مدتی از این سمت کناره‌گیری کرد. دکتر سامی دارای مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و دکترای روان‌پزشکی بود. وی در زمستان ۱۳۶۸، هنگامی که در مطب خود سرگرم پذیرش بیماران بود، توسط فردی ناشناس به قتل رسید. (یادنامه اولین سالگرد شهادت دکتر کاظم سامی، تدوین رسول دادمهر، چاپخش، تهران ۱۳۶۸) (۷ برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: اسناد ضمیمه ی این مجموعه. (۸ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۱ و ۳۲ از مجموعه ی حاضر. (۹ ر.ک. به: سند شماره ی ۳۴ از مجموعه ی حاضر. (۱۰ ر.ک. به: اسناد شماره ی ۳۹ تا ۳۵ از مجموعه ی حاضر. (۱۱ در جریان استقبال از امام، عضو تدارکات ستاد شد و پس از پیروزی انقلاب نیز به‌محض تشکیل سپاه، مسئولیت تدارکات آن نیرو را بر عهده گرفت. ایشان پس از مدتی وزارت (وزیر سپاه) و پس از رحلت امام خمینی، به سمت ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان منصوب گردید. (ر.ک. به: خاطرات محسن رفیق‌دوست، به کوشش داود قاسم‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۳). (۱۲ مدرسه علوی در سال ۱۳۴۵ ه.ش به وسیله علی‌اصغر کرباسچیان معروف به علامه تأسیس شد. آقای روزبه مدیر و گرداننده مدرسه به شمار می‌رفت. اشاعه و آموزش تعالیم اسلامی و دینی از جنبه‌های قابل قبول مدرسه علوی و دیگر مدارس اسلامی به شمار می‌رفت. (روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۱، ص ۴۶۶). 🔗 منبع: https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62480 #ديگران__گزارش
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 2ک بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    شهیدی که مهریه همسرش هم کتاب بود.

    برش اول:
    حسن روحیه عجبیی داشت. از همان دوران ابتدایی به کتاب خواندن علاقه داشت و کتاب های زیادی می خواند. اما اصلا به درس خواندن علاقه نداشت؛ حتی یک بار مادرم به حدی عصبانی شد که کتاب های درسی اش را ریخت توی حیاط و می خواست نفت رویش بریزد و آتشش بزند؛ اما زمان که گذشت جدیت و پشت کار حسن خودش را نشان داد.

    وقتی می رفتیم جایی؛ اگر سر راه یک کتاب فروشی بود، می گفت: برویم یک نگاهی بیاندازیم. خودش چند کتاب می گرفت و چند تایی را هم برای من پیشنهاد می داد. وقتی می آمدیم بیرون می دیدیم تمام پول هایمان رفته برای کتاب می گفت: هر کس با من بیاید بیرون همین است. باید تمام پول هایش را بدهد کتاب بگیرد. وقتی در مسجد صدریه می خواستند یک کتاب خانه را بیاندازند، حسن شد مسئول کتا بخانه. کارهای کتاب خانه مثل جمع کردن و نگهداری و نام نویسی را انجام می داد.

    برش دوم:
    اشتهای سیری ناپذیرش به کتاب خواندن باعث شده بود که در خانه سه قفسه پر از کتاب داشته باشد. یک روز دیدم دارد دیوار را سوراخ می کند. می خواست یک طبقه دیگر به کمدش اضافه کند. زمانی می آمد خانه، وقت برای تلف کردن نداشت. می دانست امروز چه کتاب هایی را باید مطالعه کند. می خواند و یادداشت برداری می کرد.

    کتاب های شخصیت های انقلابی را می خواند از شهید مطهری و شهید دستغیب گرفته تا کتاب های دکتر شریعتی و مهدی بازرگان. حتی کتاب های ادیان دیگر و فرق انحرافی مثل کمونیست ها و مجاهدین خلق. همین ها بود که وقتی وارد دانشگاه شد، همه گروه های سیاسی و التقاطی را می شناخت و با آنها کنار نمی آمد.

    برش سوم:
    بعد از ازدواج هم این عادت از سرش نیفتاد. تا جایی که مهریه خانمش هم کتاب بود. یک دوره کتاب وسائل الشیعه. اول از همه هم شروع کرد به خواندن کتاب النکاحش. هر وقت از خانه به منطقه می رفت، با خودش کتاب می برد. آخرین کتابی که خواند ارشاد شیخ مفید بود که در وقایع مربوط به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. وقتی شهید شد یکی از چیزهایی که به من دادند به عنوان وسایل شهید همین کتاب بود.

    راویان: خواهر و همسر شهید و خلیل سبحانی و مصطفی رحیمی؛ هم محل های شهید

    کتاب ملاقات در فکه ؛ زندگی نامه شهید حسن باقری (غلام حسین افشردی)؛ صفحه ۲۲-۲۳ و ۳۰-۳۱ و ۵۳ و ۱۶۰-۱۶۱ و ۳۱۰

    #سیره_شهید ✨ شهیدی که مهریه همسرش هم کتاب بود. 💠 برش اول: 💥 حسن روحیه عجبیی داشت. از همان دوران ابتدایی به کتاب خواندن علاقه داشت و کتاب های زیادی می خواند. اما اصلا به درس خواندن علاقه نداشت؛ حتی یک بار مادرم به حدی عصبانی شد که کتاب های درسی اش را ریخت توی حیاط و می خواست نفت رویش بریزد و آتشش بزند؛ اما زمان که گذشت جدیت و پشت کار حسن خودش را نشان داد. 💥 وقتی می رفتیم جایی؛ اگر سر راه یک کتاب فروشی بود، می گفت: برویم یک نگاهی بیاندازیم. خودش چند کتاب می گرفت و چند تایی را هم برای من پیشنهاد می داد. وقتی می آمدیم بیرون می دیدیم تمام پول هایمان رفته برای کتاب می گفت: هر کس با من بیاید بیرون همین است. باید تمام پول هایش را بدهد کتاب بگیرد. وقتی در مسجد صدریه می خواستند یک کتاب خانه را بیاندازند، حسن شد مسئول کتا بخانه. کارهای کتاب خانه مثل جمع کردن و نگهداری و نام نویسی را انجام می داد. 💠 برش دوم: 💥 اشتهای سیری ناپذیرش به کتاب خواندن باعث شده بود که در خانه سه قفسه پر از کتاب داشته باشد. یک روز دیدم دارد دیوار را سوراخ می کند. می خواست یک طبقه دیگر به کمدش اضافه کند. زمانی می آمد خانه، وقت برای تلف کردن نداشت. می دانست امروز چه کتاب هایی را باید مطالعه کند. می خواند و یادداشت برداری می کرد. 💥 کتاب های شخصیت های انقلابی را می خواند از شهید مطهری و شهید دستغیب گرفته تا کتاب های دکتر شریعتی و مهدی بازرگان. حتی کتاب های ادیان دیگر و فرق انحرافی مثل کمونیست ها و مجاهدین خلق. همین ها بود که وقتی وارد دانشگاه شد، همه گروه های سیاسی و التقاطی را می شناخت و با آنها کنار نمی آمد. 💠 برش سوم: 💥 بعد از ازدواج هم این عادت از سرش نیفتاد. تا جایی که مهریه خانمش هم کتاب بود. یک دوره کتاب وسائل الشیعه. اول از همه هم شروع کرد به خواندن کتاب النکاحش. هر وقت از خانه به منطقه می رفت، با خودش کتاب می برد. آخرین کتابی که خواند ارشاد شیخ مفید بود که در وقایع مربوط به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. وقتی شهید شد یکی از چیزهایی که به من دادند به عنوان وسایل شهید همین کتاب بود. 📣 راویان: خواهر و همسر شهید و خلیل سبحانی و مصطفی رحیمی؛ هم محل های شهید 📘 کتاب ملاقات در فکه ؛ زندگی نامه شهید حسن باقری (غلام حسین افشردی)؛ صفحه ۲۲-۲۳ و ۳۰-۳۱ و ۵۳ و ۱۶۰-۱۶۱ و ۳۱۰
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 320 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    شهیدی که مهریه همسرش هم کتاب بود.

    برش اول:
    حسن روحیه عجبیی داشت. از همان دوران ابتدایی به کتاب خواندن علاقه داشت و کتاب های زیادی می خواند. اما اصلا به درس خواندن علاقه نداشت؛ حتی یک بار مادرم به حدی عصبانی شد که کتاب های درسی اش را ریخت توی حیاط و می خواست نفت رویش بریزد و آتشش بزند؛ اما زمان که گذشت جدیت و پشت کار حسن خودش را نشان داد.

    وقتی می رفتیم جایی؛ اگر سر راه یک کتاب فروشی بود، می گفت: برویم یک نگاهی بیاندازیم. خودش چند کتاب می گرفت و چند تایی را هم برای من پیشنهاد می داد. وقتی می آمدیم بیرون می دیدیم تمام پول هایمان رفته برای کتاب می گفت: هر کس با من بیاید بیرون همین است. باید تمام پول هایش را بدهد کتاب بگیرد. وقتی در مسجد صدریه می خواستند یک کتاب خانه را بیاندازند، حسن شد مسئول کتا بخانه. کارهای کتاب خانه مثل جمع کردن و نگهداری و نام نویسی را انجام می داد.

    برش دوم:
    اشتهای سیری ناپذیرش به کتاب خواندن باعث شده بود که در خانه سه قفسه پر از کتاب داشته باشد. یک روز دیدم دارد دیوار را سوراخ می کند. می خواست یک طبقه دیگر به کمدش اضافه کند. زمانی می آمد خانه، وقت برای تلف کردن نداشت. می دانست امروز چه کتاب هایی را باید مطالعه کند. می خواند و یادداشت برداری می کرد.

    کتاب های شخصیت های انقلابی را می خواند از شهید مطهری و شهید دستغیب گرفته تا کتاب های دکتر شریعتی و مهدی بازرگان. حتی کتاب های ادیان دیگر و فرق انحرافی مثل کمونیست ها و مجاهدین خلق. همین ها بود که وقتی وارد دانشگاه شد، همه گروه های سیاسی و التقاطی را می شناخت و با آنها کنار نمی آمد.

    برش سوم:
    بعد از ازدواج هم این عادت از سرش نیفتاد. تا جایی که مهریه خانمش هم کتاب بود. یک دوره کتاب وسائل الشیعه. اول از همه هم شروع کرد به خواندن کتاب النکاحش. هر وقت از خانه به منطقه می رفت، با خودش کتاب می برد. آخرین کتابی که خواند ارشاد شیخ مفید بود که در وقایع مربوط به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. وقتی شهید شد یکی از چیزهایی که به من دادند به عنوان وسایل شهید همین کتاب بود.

    راویان: خواهر و همسر شهید و خلیل سبحانی و مصطفی رحیمی؛ هم محل های شهید

    کتاب ملاقات در فکه ؛ زندگی نامه شهید حسن باقری (غلام حسین افشردی)؛ صفحه ۲۲-۲۳ و ۳۰-۳۱ و ۵۳ و ۱۶۰-۱۶۱ و ۳۱۰

    #سیره_شهید ✨ شهیدی که مهریه همسرش هم کتاب بود. 💠 برش اول: 💥 حسن روحیه عجبیی داشت. از همان دوران ابتدایی به کتاب خواندن علاقه داشت و کتاب های زیادی می خواند. اما اصلا به درس خواندن علاقه نداشت؛ حتی یک بار مادرم به حدی عصبانی شد که کتاب های درسی اش را ریخت توی حیاط و می خواست نفت رویش بریزد و آتشش بزند؛ اما زمان که گذشت جدیت و پشت کار حسن خودش را نشان داد. 💥 وقتی می رفتیم جایی؛ اگر سر راه یک کتاب فروشی بود، می گفت: برویم یک نگاهی بیاندازیم. خودش چند کتاب می گرفت و چند تایی را هم برای من پیشنهاد می داد. وقتی می آمدیم بیرون می دیدیم تمام پول هایمان رفته برای کتاب می گفت: هر کس با من بیاید بیرون همین است. باید تمام پول هایش را بدهد کتاب بگیرد. وقتی در مسجد صدریه می خواستند یک کتاب خانه را بیاندازند، حسن شد مسئول کتا بخانه. کارهای کتاب خانه مثل جمع کردن و نگهداری و نام نویسی را انجام می داد. 💠 برش دوم: 💥 اشتهای سیری ناپذیرش به کتاب خواندن باعث شده بود که در خانه سه قفسه پر از کتاب داشته باشد. یک روز دیدم دارد دیوار را سوراخ می کند. می خواست یک طبقه دیگر به کمدش اضافه کند. زمانی می آمد خانه، وقت برای تلف کردن نداشت. می دانست امروز چه کتاب هایی را باید مطالعه کند. می خواند و یادداشت برداری می کرد. 💥 کتاب های شخصیت های انقلابی را می خواند از شهید مطهری و شهید دستغیب گرفته تا کتاب های دکتر شریعتی و مهدی بازرگان. حتی کتاب های ادیان دیگر و فرق انحرافی مثل کمونیست ها و مجاهدین خلق. همین ها بود که وقتی وارد دانشگاه شد، همه گروه های سیاسی و التقاطی را می شناخت و با آنها کنار نمی آمد. 💠 برش سوم: 💥 بعد از ازدواج هم این عادت از سرش نیفتاد. تا جایی که مهریه خانمش هم کتاب بود. یک دوره کتاب وسائل الشیعه. اول از همه هم شروع کرد به خواندن کتاب النکاحش. هر وقت از خانه به منطقه می رفت، با خودش کتاب می برد. آخرین کتابی که خواند ارشاد شیخ مفید بود که در وقایع مربوط به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. وقتی شهید شد یکی از چیزهایی که به من دادند به عنوان وسایل شهید همین کتاب بود. 📣 راویان: خواهر و همسر شهید و خلیل سبحانی و مصطفی رحیمی؛ هم محل های شهید 📘 کتاب ملاقات در فکه ؛ زندگی نامه شهید حسن باقری (غلام حسین افشردی)؛ صفحه ۲۲-۲۳ و ۳۰-۳۱ و ۵۳ و ۱۶۰-۱۶۱ و ۳۱۰
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 310 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
  • #سیره_شهید

    تا سی‌سال! خاطره ای از شهید مطهری

    به بسته‌های بزرگ فیش‌های تحقیق اشاره کردم و گفتم اینها رو کار نمی‌کنین؟

    پدر گفت: «چرا! اگر چند هفته فرصت کنم، دو جلد دیگر داستان راستان آماده می‌شود. برای نوشتن جلد دوم نظام‌حقوق‌زن در اسلام هم دنبال یک فرصت کوتاه هستم؛ البته عمده‌ی کارش را انجام داده‌ام».

    اگر از امروز بر معلومات من اضافه نشود، تا سی‌سال دیگر هم مطالب نو و تازه برای نوشتن دارم.

    راوی: فرزند شهید

    کتاب مرتضی مطهری؛ نگاهی به زندگی و مبارزات استاد شهید مطهری، صفحه ۵۷

    #سیره_شهید ✨ تا سی‌سال! خاطره ای از شهید مطهری 💠 به بسته‌های بزرگ فیش‌های تحقیق اشاره کردم و گفتم اینها رو کار نمی‌کنین؟ 🔶 پدر گفت: «چرا! اگر چند هفته فرصت کنم، دو جلد دیگر داستان راستان آماده می‌شود. برای نوشتن جلد دوم نظام‌حقوق‌زن در اسلام هم دنبال یک فرصت کوتاه هستم؛ البته عمده‌ی کارش را انجام داده‌ام». 🔹 اگر از امروز بر معلومات من اضافه نشود، تا سی‌سال دیگر هم مطالب نو و تازه برای نوشتن دارم. 📣 راوی: فرزند شهید 📘 کتاب مرتضی مطهری؛ نگاهی به زندگی و مبارزات استاد شهید مطهری، صفحه ۵۷
    0 نظرات 0 اشتراک‌گذاری‌ها 156 بازدیدها 0 بازخورد ‌ها
نتایج بیشتر
شبکه اجتماعی امین https://aminsocial.com